حسین صبوری (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
حمید گلزار (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۸۱: | خط ۸۱: | ||
* یعقوبزاده، هادی و وافیتبار، آمنه، «بازیابی زمینهای تحدید قبا و عبا به روحانیت شیعه در عصر قاجار»، مطالعات تاریخ فرهنگی، سال دوازدهم، شماره 50، زمستان 1400ش. | * یعقوبزاده، هادی و وافیتبار، آمنه، «بازیابی زمینهای تحدید قبا و عبا به روحانیت شیعه در عصر قاجار»، مطالعات تاریخ فرهنگی، سال دوازدهم، شماره 50، زمستان 1400ش. | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
<big>'''عبا'''</big>؛ روپوش بلند جلوباز روحانیون و بانوان و لباس رسمی عربها | |||
عبا، نوعی بالاپوش بلند و جلوباز است که آستین نداشته اما دو سوراخ برای بیرون آوردن دستها روی آن تعبیه شده است. به کسی که پارچهی مخصوص عبا را میبافد عباباف و به این شغل، عبابافی گفته میشود.<ref>انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ۱۳۸۲ش، ج۵، ص۴۹و۶۲.</ref> عبابافی، در استان بوشهر و شهرستان نائین از صنایع دستی رایج است. بیشتر عباهای بافته شده در شهرستان نائین از پشم گوسفند یا کرک شتر تهیه میشود.<ref>کمپانی، فرهنگ اصطلاحات پارچه و پوشاک در ایران، ۱۳۹۱ش، ص۸.</ref> | |||
==واژهشناسی== | |||
عبا بهمعنی پوششی جلوباز از جنس پشم است که روی لباسهای دیگر میپوشند.<ref>[https://www.vajehyab.com/?q=عباء&d=en دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه عباء.]</ref> همچنین عبا نوعی پوشش بلند، جلوباز، گشاد و بدون دکمه تعریف شده که روحانیون مسلمان روی لباسهای دیگر میپوشند.<ref>انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ۱۳۸۲ش، ج۵، ص۴۹و۶۲.</ref> کردهای سنندج به این لباس بِتیه، لرهای کهکیلویه و بویر احمد به آن جِقه و در شوشتر به آن مبزیه گفته میشود.<ref>آذرلی، فرهنگ واژگان گویشهای ایران، ۱۳۸۷ش، ص۴۲و۱۲۹و۳۵۵. </ref> به عبا، رداء نیز میگویند. | |||
==پیشینه== | |||
عبا، پیش و پس از اسلام، پوششی برای زنان و مردان بوده است. این جامه را از جنس پشم و به رنگهای گوناگون تهیه کرده و بادیهنشینان بیشتر آن را بهکار میگرفتند. پس از رواج عبا در شهرها، عباهایی از پارچههای ظریف و گرانبها دوخته شد.<ref>مناظر احسن، زندگی اجتماعی در حکومت عباسیان، ۱۳۸۳ش، ص۶۳.</ref> | |||
در ایران، بسیاری از مردم، پیش از دوران پهلوی، عبا روی دوش خود میانداختند. ایرانیان در تابستان عبای نازک و در زمستان عبای ضخیم دوختهی شهرهایی مانند نائین، اصفهان و رشت میپوشیدند.<ref>صدرالاشراف، «یادداشتها»، ۱۳۵۰ش، ص۶۱۸. </ref> در زمان پهلوی اول، پوشیدن عبا برای عامهی مردم ممنوع گردید<ref>جوادی، «نظام نشانهها در پوشش»، ۱۳۸۶ش، ص۶۸.</ref> و فقط دستههای از منتسبین به فعاليتهای دینی میتوانستند از عبا استفاده کنند.<ref>مکی، تاریخ بیست ساله ایران، ۱۳۶۲ش، ج۵، ص۷۱-۷۲.</ref> | |||
==شکل ظاهر== | |||
عبا جامهی گشاد، بلند و جلو باز است که تا مچ پا را فرا گرفته و کل بدن را میپوشاند. دو سوراخ روی آن قرار دارد تا دستها از آنها بیرون آید. عبا معمولا روی دشداشه یا قبا پوشیده میشود. عبا دارای یک قیطان است که دور تا دور آن دوخته شده و در قسمت روی سینه به شکل دو بند در طرفین عبا آویزان میشود. قیطان به فرد این امکان را میدهد که با کشیدن آن، عبا را از دو طرف تنظیم کند. همچنین فرد میتواند در هنگام وزش باد، با استفاده از قیطان، مانع از افتادن عبا از روی دوش خود شود. بیشتر عباها از پارچه، پشم گوسفند و یا کرک شتر تهیه میشوند. اگر عبا از پشم خالص شتر تهیه شود بسیار سبک، اما گران است.<ref>«تاریخچه لباس روحانیت»، ۱۳۹۵ش، ص۹۸.</ref> | |||
==استفاده از عبا== | |||
امروزه عبا، لباسی است که بیشتر روحانیون از آن استفاده میکنند.<ref>جوادی، «نظام نشانهها در پوشش»، ۱۳۸۶ش، ص۶۸.</ref> همچنین عبا لباس رسمی عربها نیز به شمار میآید.<ref>«تاریخچه لباس روحانیت»، ۱۳۹۵ش، ص۹۸.</ref> بانوان، به ویژه در جنوب ایران، برای پوشش خود از عبا استفاده میکنند.<ref>نظری داشلیبرون، «پوشاک جنوب»، ۱۳۷۸ش، ص۵۹-۶۰.</ref> در استان بوشهر مردان از دو نوع عبا استفاده میکنند؛ یکی نازک از پشم گوسفند که «چوقه» نام دارد و دیگری از پشم شتر که «کوفه» نامیده میشود. بافندگان پارچهی چوقه و کوفه را «جول هر» مینامند.<ref>نظری داشلیبرون، «پوشاک جنوب»، ۱۳۷۸ش، ص۵۹-۶۰.</ref> | |||
==عبا در فرهنگ ایرانیان== | |||
عبا در فرهنگ ایرانی، گاهی نشاندهندهی شخصیت فرد بوده است؛ اگر کاسبی از عبای دارای آستر، سجاف، نواردوزی، قیطاندوزی، زردوزی، شرابهدوزی یا منگوله دوزی استفاده میکرد، نزد مشتری از اعتبار بیشتری برخوردار بود. استفاده مومنان، روحانیون و علما از عبا، چنان اعتبار اجتماعی برای آن ایجاد کرده بود که اگر فرد لوطی در محلهای عبا روی دوش میانداخت، بهعنوان معتمد محل شناخته میشد.<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۲۱۹.</ref> | |||
در روستای سگزآباد در قزوین، هنگامی که داماد از حمام بیرون میآمد، جهت ایجاد شخصیت و وقار، روی دوش او عبا میانداختند.<ref>آل احمد، تاتنشینهای بلوک زهرا، ۱۳۳۷ش، ص۷۸.</ref> در بعضی روستاهای میبد، چاووش با عبا و عمامه از کوچهها گذر میکرد و با خواندن اشعار، مردم را به زیارت کربلا فرامیخواند.<ref>اسلامی ندوشن، روزها، ۱۳۶۳ش، ص۶۲. </ref> | |||
گاهی رمالها، دعانویسان و جنگیران نیز برای باطل کردن جادوی مشتریان و یا خارج کردن جن از تن آنان از عبا استفاده میکردند.<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۴۶۹-۴۷۰.</ref> | |||
گاهی عبا را در تابستان برای جلوگیری از ورود گرد و خاک استفاده میکردند. همچنین افرادی که نمیخواستند شناسایی شوند عبا را روی سر خود میکشیدند.<ref>پولاک، سفرنامه، ۱۳۶۱ش، ص۳۸۱.</ref> | |||
==عبا در روایات== | |||
در روایات اسلامی به استفاده از ردا و عبا در نماز، سفارش شده است. بیشتر فقیهان، استفاده از عبا را جهت برپاداشتن نماز مستحب دانستهاند.<ref>[http://shohadayeiran.com/fa/news/50927/نظر-مراجع-درباره-استفاده-از-عبا-در-نماز «نظر مراجع درباره استفاده از عبا در نماز»، سایت شهدای ایران].</ref> | |||
| |||
حدیث کسا نیز روایت مشهوری است که بر اساس آن، پیامبر خدا، خانوادهاش یعنی فاطمه، علی، حسن و حسین را زیر عبای خود، گرد آورد و در حق ایشان دعا کرد. با استناد به همین روایت، اهل بیت پیامبر خدا را آل عبا میگویند.<ref>«تاریخچه لباس روحانیت»، ۱۳۹۵ش، ص۹۸.</ref> | |||
==عبا در ادبیات فارسی== | |||
در برخی اشعار فارسی نیز از عبا استفاده شده است. سعدی گفته است:<ref>[https://ganjoor.net/saadi/mavaez/ghazal2/sh50 سعدی، مواعظ، غزلیات، غزل شماره ۵۰، بیت ۱۰، سایت گنجور.]</ref> | |||
{{آغاز نستعلیق}} | |||
{{شعر|نستعلیق}} | |||
{{ب| بستن قبا به خدمت سالار و شهریار | امیدوارتر که گنه در عبا کنیم }} | |||
{{پایان شعر}} | |||
{{پایان نستعلیق}} | |||
در برخی کنایهها نیز از عبا استفاده شده است؛ از آن جمله: از زیر لحاف درآمد به زیر عبا پناه برد (بهمعنی تغییر وضعیت فردی)، حاجیآقا موش گرفته عبا رو به دوش گرفته ( بهمعنی عیان شدن پنهانکاری)، آقا شیخ بهلول است یک عبا یک عصا (بهمعنی بیتفاوت بودن به مال دنیا)<ref>ذوالفقاری، «برخی از مثلها و زبانزدهای صنایع دستی این ویژه نامه»، ۱۳۸۸ش، ص۱۳۵.</ref> | |||
==پانویس== | |||
{{پانویس}} | |||
==منابع== | |||
* آذرلی، غلامرضا، فرهنگ واژگان گویشهای ایران، تهران، بلخ، ۱۳۸۷ش. | |||
* اسلامی ندوشن، محمدعلی، روزها، تهران، یزدان، چ۱، ۱۳۶۳ش. | |||
* آلاحمد، جلال، تاتنشینهای بلوک زهرا، تهران، فردوس، ۱۳۳۷ش. | |||
* انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، تهران، سخن، ۱۳۸۲ش. | |||
* پولاک، یاکوبادوارد، سفرنامه، بهترجمه کیکاووس جهانداری، تهران، خوارزمی، ۱۳۶۱ش. | |||
* «تاریخچه لباس روحانیت»، ویژهنامه ردای بهشتی، قم، ۱۳۹۵ش. | |||
* جوادی، محمدرضا و کشفی، علی، «نظام نشانهها در پوشش»، مطالعات راهبردی زنان، تهران، س۱۰، شماره ۳۸، ۱۳۸۶ش. | |||
* دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، سایت واژهیاب، تاریخ بازدید: ۲۹ فروردین ۱۴۰۱ش. | |||
* ذوالفقاری، حسن، «برخی از مثلها و زبانزدهای صنایع دستی این ویژه نامه»، فصلنامه فرهنگ مردم، تهران، س۸، شماره ۳۱، ۱۳۸۸ش. | |||
* سعدی، مواعظ، سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۲۹ فروردین ۱۴۰۱ش. | |||
* شهری، جعفر، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، تهران، رسا، ۱۳۷۸ش. | |||
* صدرالاشراف، محسن، «یادداشتها»، خاطرات وحید، تهران، س۹، شماره ۴، ۱۳۵۰ش. | |||
* کمپانی، نسیم، فرهنگ اصطلاحات پارچه و پوشاک در ایران، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۹۱ش. | |||
* مکی، حسین، تاریخ بیست ساله ایران، تهران، علمی، ۱۳۶۲ش. | |||
* مناظر احسن، محمد، زندگی اجتماعی در حکومت عباسیان، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۸۳ش. | |||
* نظری داشلیبرون، زلیخا، «پوشاک جنوب»، کتاب ماه هنر، تهران، شماره ۱۷، ۱۳۷۸ش. | |||
* «نظر مراجع درباره استفاده از عبا در نماز»، سایت شهدای ایران، تاریخ درج مطلب: ۱ مهر ۱۳۹۳ش. | |||
ویکی زندگی | |||