زهرا غلامی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
امان الله فصیحی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۰: خط ۱۰:


== آخور در ادبیات عامه ==
== آخور در ادبیات عامه ==
کلیدواژه آخور در مثل‌های عامیانه نیز استفاده می‌شود. به‌طور مثال «آخر چرب» یا «چرب آخور» کنایه از رزق و روزی فراوان است. «آخر سنگین» و «آخر خشک» کنایه از مقام بی‌نفع است.<ref>خاقانی شروانی، دیوان، ۱۳۸۲ش، ص۴۱ و ۱۷۰؛ تبریزی، برهان قاطع، ذیل واژه آخر چرب و آخر سنگین؛ محمد پادشاه، آنندراج، ذیل واژه آخور چرب، آخور خشک و آخور سنگین؛ شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۶۱ش، ج۱، ص۳۳۲–۳۳۳.</ref> تهرانی‌ها در مثلی می‌گویند: «آخور آخوری را برای خودت نگه‌دار»، کنایه از جانب احتیاط را حفظ کن.<ref>شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۶۱ش، ج۱، ص۳۲۸؛ ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۱۸۸.</ref> بیرجندی‌ها می‌گویند: «آخور پاکدو»، کنایه از شخصی که به سبب تنبلی مایحتاج روزمره‌اش را در دسترس و اطراف خود قرار می‌دهد.<ref>سرمد، سخن پیر قدیم، ۱۳۷۶ش، ص۲۲.</ref> سایر اقوام از مَثَل «آخورش پای کاهدان است» در چنین موقعیتی استفاده می‌کنند.<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۱۸۸.</ref>
کلیدواژه آخور در مثل‌های عامیانه نیز استفاده می‌شود. به‌طور مثال «آخر چرب» یا «چرب آخور» کنایه از [[رزق]] و روزی فراوان است. «آخر سنگین» و «آخر خشک» کنایه از مقام بی‌نفع است.<ref>خاقانی شروانی، دیوان، ۱۳۸۲ش، ص۴۱ و ۱۷۰؛ تبریزی، برهان قاطع، ذیل واژه آخر چرب و آخر سنگین؛ محمد پادشاه، آنندراج، ذیل واژه آخور چرب، آخور خشک و آخور سنگین؛ شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۶۱ش، ج۱، ص۳۳۲–۳۳۳.</ref> تهرانی‌ها در مثلی می‌گویند: «آخور آخوری را برای خودت نگه‌دار»، کنایه از جانب احتیاط را حفظ کن.<ref>شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۶۱ش، ج۱، ص۳۲۸؛ ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۱۸۸.</ref> بیرجندی‌ها می‌گویند: «آخور پاکدو»، کنایه از شخصی که به سبب تنبلی مایحتاج روزمره‌اش را در دسترس و اطراف خود قرار می‌دهد.<ref>سرمد، سخن پیر قدیم، ۱۳۷۶ش، ص۲۲.</ref> سایر اقوام از مَثَل «آخورش پای کاهدان است» در چنین موقعیتی استفاده می‌کنند.<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۱۸۸.</ref>


اهالی سمنان از «آخور بزرگ، جو می‌شکند»، اهالی خراسان از «آخور بین، آخور بین نمی‌شود»، اهالی شوشتر از «آخور خرش را دراز بسته»<ref>امینی، فرهنگ عوام، ۱۳۷۱ش، ص۱۵.</ref> یا «اول آخور را ببند بعد گاو را بدزد»، استفاده می‌کنند که همه کنایه از توازن میان خواسته‌ها و امکانات است.<ref>شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۶۱ش، ج۱، ص۳۲۹–۳۳۲؛ ذوالفقاری، داستان‌های امثال، ۱۳۸۴ش، ص۲۲ و ۴۰ و ۴۳.</ref> کوچ‌نشینان نیز در امثال و حِکم خود از آخور استفاده می‌کنند.<ref>شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۶۱ش، ج۱، ص۳۳۴ و ۳۸۲؛ ذوالفقاری، داستان‌های امثال، ۱۳۸۴ش، ص۴۴ و ۱۱۰ و ۱۶۲ و ۴۴۹؛ صدری افشار، فرهنگ فارسی امروز، ۱۳۷۳ش، ص۱۶؛ درویشیان، فرهنگ کردی کرمانشاهی، ۱۳۷۵ش، ص۳۹؛ خاوری، امثال و حکم مردم هزاره، ۱۳۷۹ش، ص۱۰۶ و ۱۲۸ و ۳۰۲.</ref>
اهالی سمنان از «آخور بزرگ، جو می‌شکند»، اهالی خراسان از «آخور بین، آخور بین نمی‌شود»، اهالی شوشتر از «آخور خرش را دراز بسته»<ref>امینی، فرهنگ عوام، ۱۳۷۱ش، ص۱۵.</ref> یا «اول آخور را ببند بعد گاو را بدزد»، استفاده می‌کنند که همه کنایه از توازن میان خواسته‌ها و امکانات است.<ref>شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۶۱ش، ج۱، ص۳۲۹–۳۳۲؛ ذوالفقاری، داستان‌های امثال، ۱۳۸۴ش، ص۲۲ و ۴۰ و ۴۳.</ref> کوچ‌نشینان نیز در امثال و حِکم خود از آخور استفاده می‌کنند.<ref>شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۶۱ش، ج۱، ص۳۳۴ و ۳۸۲؛ ذوالفقاری، داستان‌های امثال، ۱۳۸۴ش، ص۴۴ و ۱۱۰ و ۱۶۲ و ۴۴۹؛ صدری افشار، فرهنگ فارسی امروز، ۱۳۷۳ش، ص۱۶؛ درویشیان، فرهنگ کردی کرمانشاهی، ۱۳۷۵ش، ص۳۹؛ خاوری، امثال و حکم مردم هزاره، ۱۳۷۹ش، ص۱۰۶ و ۱۲۸ و ۳۰۲.</ref>
خط ۲۱: خط ۲۱:
در دوره‌ای که حکومت ترکان در ایران رو به زوال بود، ضرب‌المثل «ترک از ده می‌رفت، آخور برای اسبش می‌ساخت» در میان مردم رایج شد. این مَثل، کنایه از شخصی است که زوال قدرت داشته و جهت اغفال مردم تظاهر به بقای قدرت می‌کند.<ref>شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۶۱ش، ج۵، ص۱۳۳۴.</ref>
در دوره‌ای که حکومت ترکان در ایران رو به زوال بود، ضرب‌المثل «ترک از ده می‌رفت، آخور برای اسبش می‌ساخت» در میان مردم رایج شد. این مَثل، کنایه از شخصی است که زوال قدرت داشته و جهت اغفال مردم تظاهر به بقای قدرت می‌کند.<ref>شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۶۱ش، ج۵، ص۱۳۳۴.</ref>


در ادبیات عرفانی نیز از آخور در مفهوم دنیا استفاده شده زیرا به پیروی از قرآن کریم، اهل دنیا و دنیاطلبان، در مرتبهٔ ستوران انگاشته می‌شوند. مولانا، آدمی را به اسب و عالم را به آخور تشبیه کرده است. او بر این باور است که اسب و سوار نباید از یک موضع تغذیه کنند و غلبهٔ خوی حیوانی را به ماندن در آخور، تشبیه کرده است.<ref>تاج‌دینی، فرهنگ نمادها و نشانه‌ها در اندیشه مولانا، ۱۳۸۳ش، ص۳۷–۳۸.</ref>
در ادبیات عرفانی نیز از آخور در مفهوم دنیا استفاده شده زیرا به پیروی از قرآن کریم، اهل دنیا و دنیاطلبان، در مرتبهٔ ستوران انگاشته می‌شوند. [[مولانا]]، آدمی را به اسب و عالم را به آخور تشبیه کرده است. او بر این باور است که اسب و سوار نباید از یک موضع تغذیه کنند و غلبهٔ خوی حیوانی را به ماندن در آخور، تشبیه کرده است.<ref>تاج‌دینی، فرهنگ نمادها و نشانه‌ها در اندیشه مولانا، ۱۳۸۳ش، ص۳۷–۳۸.</ref>


== آخور در فرهنگ ایرانیان ==
== آخور در فرهنگ ایرانیان ==
برگرفته از «https://iranpedia.net/wiki/آخور»