صفحهای تازه حاوی «<big>'''تب'''</big>؛ بالا رفتن دمای بدن<br> تب، بهمعنی افزایش گرمای بدن بهدلیل اختلال در تنظیم حرارت است.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D8%AA%D8%A8 دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه تب، سایت واژهیاب.]</ref> این افزایش دما، گاهی با تغییرات موضعی و امراض دیگر همراه است.<ref...» ایجاد کرد |
|||
| خط ۵۲: | خط ۵۲: | ||
{{پایان شعر}} | {{پایان شعر}} | ||
{{پایان نستعلیق}} | {{پایان نستعلیق}} | ||
در امثال و حِکم ایرانیان نیز، از تب و ویژگیهای آن بسیار یاد شده است، مانند ضربالمثل معروف «برای کسی بمیر که برای تو تب کند»؛ «پیران را تبی، زمستان را شبی»؛<ref>دهخدا، امثال و حکم، 1338ش، ج1، ص519.</ref> «تب تند، زود عرقش میآید»،<ref>دهخدا، امثال و حکم، 1338ش، ج1، ص541.</ref> «به حسنت مناز به تویی (تبی) بند است، به مالت مناز به شوی (شبی) بند است»،<ref>محتاط، سیمای اراک، ج2، ]بیتا[، ص183.</ref> | در امثال و حِکم ایرانیان نیز، از تب و ویژگیهای آن بسیار یاد شده است، مانند ضربالمثل معروف «برای کسی بمیر که برای تو تب کند»؛ «پیران را تبی، [[زمستان]] را شبی»؛<ref>دهخدا، امثال و حکم، 1338ش، ج1، ص519.</ref> «تب تند، زود عرقش میآید»،<ref>دهخدا، امثال و حکم، 1338ش، ج1، ص541.</ref> «به حسنت مناز به تویی (تبی) بند است، به مالت مناز به شوی (شبی) بند است»،<ref>محتاط، سیمای اراک، ج2، ]بیتا[، ص183.</ref> «[[خر]] تو (تب) میکنه»،<ref>محتاط، سیمای اراک، ج2، ]بیتا[، ص203.</ref> «بابای من مُرد، حالا خواه از تب سرد خواه از تب گرم (بهمعنی اتفاقی است که افتاده و توجیه، هیچ دردی را دوا نمیکند)»<ref>اسفندیاری، گزیدهای از ضربالمثلهای بروجردی، ۱۳۷۸ش، ص۵۳.</ref> و «یک تب پهلوان را میخواباند».<ref>شکورزاده، دوازده هزار مثل فارسی و سی هزار معادل آنها، ۱۳۸۰ش، ص۱۰۶۵.</ref><br> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||