حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۴: خط ۴:


== مفهوم‌شناسی ==
== مفهوم‌شناسی ==
واژه جمهوری در لغت از جمهور به‌معنای تودۀ مردم گرفته شده است<ref>* انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ۱۳۸۲ش، ج3، ص۲۱۸۷.</ref> <ref>قاضى شریعت پناهى، حقوق اساسی و نهادهای سیاسی، 1368ش، ص557.[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/9534/%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%B6%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%81%D9%82 ارسطا، «جمهوریت و اسلامیت؛ تضاد یا توافق؟»، 1382ش، ص11-12.]</ref> و در اصطلاح علم حقوقی و علوم سیاسی، به رژیمی اطلاق می‌شود که در رأس قوه مجریۀ آن، فرد یا افرادی انتخابی قرار داشته باشند و جانشینی در آن موروثی نباشد. عناصر اصلی تشکیل‌دهندۀ جمهوری عبارتند از: انتخابی‌بودن رئیس حکومت توسط مردم (مستقیم یا غیرمستقیم)، محدود و موقت‌بودن مدت ریاست، غیرموروثی‌بودن این جایگاه و مسئول‌بودن رییس حکومت در برابر اعمال خود.<ref>جعفرى لنگرودى، ترمینولوژى حقوق، 1367ش، ص199.</ref> به‌نظر پژوهشگران جمهوری لزوماً به‌معنای دموکراسی نیست و می‌تواند بر انواع نظام‌های غیرسلطنتی از جمله دیکتاتوری‌های غیرموروثی نیز اطلاق شود.<ref>آشورى، دانشنامه سیاسى، 1370ش، ص111.</ref> در اصطلاح علوم سیاسی، جمهوری به حکومتی گفته می‌شود که در آن حاکمیت در اختیار مردم است و رئیس‌جمهور به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم توسط مردم برای مدتی معین انتخاب می‌شود.<ref>شکیبا، فرهنگ سیاسی، بی‌تا، ص۱۸۶–۱۸۷.</ref> از ویژگی‌های این نوع حکومت، غیرموروثی‌بودن مقام ریاست کشور، محدودبودن مدت زمامداری و مسئولیت رییس‌جمهور در برابر مردم است<ref group="دیدگاه">نویسنده در مقام تعریف جمهور به صورت عام است یا از دیدگاه امام خمینی؟ یعنی این سه ویژگی جمهور فقط از دیدگاه امام خمینی است یا عام؟</ref>.<ref>منصورنژاد، جمهوریت از نگاه امام‌خمینی، 1377ش، ص۶۵۱.</ref>  پژوهشگران نظام جمهوری اسلامی ایران را بر اساس نظریه ولایت فقیه معادل مردم‌سالاری دینی دانسته‌اند و مردم‌سالاربودن آن را در ابعادی چون نقش تأسیسی و نظارتی مردم در استقرار نظام، مشارکت در انتخابات و همه‌پرسی‌ها، حق نظارت بر حاکمان و محوریت خدمت به مردم متجلی می‌دانند؛ به گونه‌ای که مشروعیت الهی حکومت بدون مقبولیت و مشارکت مردمی قدرت اجرایی نمی‌یابد<ref group="دیدگاه">از منابع متقن تر استفاده شود بهتر است. در این زمینه مقاله علمی پژوهشی و کتاب زیاد است. </ref>.<ref>[https://hawzah.net/fa/Magazine/View/6450/9526/114660/%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%DB%8C%D8%A7_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85_%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C «جمهوری اسلامی یا مردم سالاری دینی»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.]</ref><ref group="دیدگاه">شما بحث را با جمهور شروع کرده اید. در تعریف نظام جمهوری اسلامی ایران هم سعی کرده ید که همین واژه را تعریف کنید. در حالیکه این مدخل مرکب از سه عنصر نظام، جمهور، اسلام و ایران است. در تعریف باید هرسه لحاظ شود. </ref>
نظام، واژۀ عربی بوده و در معنای لغوی، به نظم، آراستگی، سامان و واسطه‌ای که باعث استواری و قوام یک چیز می‌شود، اشاره دارد<ref>[https://abadis.ir/fatofa/%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85/ دهخدا،  فرهنگ فارسی  دهخدا، ذیل واژۀ نظام، وب‌سایت آبادیس.]</ref> اما**معنی و مفهوم «نظام» در علوم سیاسی بر اساس متن**
 
در علوم سیاسی، «نظام» معادل واژه «System» و برگرفته از نظریه عمومی سیستم‌هاست. بر این اساس، نظام یک واقعیت عینی مستقل نیست، بلکه **سازه‌ای مفهومی و برساخته‌ای بین‌الاذهانی** است که برای فهم و معنابخشی به روابط میان اجزا در یک کلیت هم‌پیوند ایجاد شده است. نظام سیاسی در این معنا، فاقد تشخص و تجسد بوده و صرفاً ناظر بر مجموعه‌ای از قواعد، مؤلفه‌ها و ویژگی‌هایی است که به کمک آنها می‌توان آنچه را در کلیت یک نظم سیاسی رخ می‌دهد، تبیین کرد. از این منظر، تمامی کلیت‌های اجتماعی از جمله نظام، در واقعیت چیزی جز مجموعه‌ای از افراد انسانی نیستند و وجودشان تابعی از کارویژه‌هایشان در سامان‌دهی به زیست اجتماعی است. واژه جمهوری در لغت از جمهور به‌معنای تودۀ مردم گرفته شده است.<ref>*انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ۱۳۸۲ش، ج3، ص۲۱۸۷.</ref> <ref>قاضى شریعت پناهى، حقوق اساسی و نهادهای سیاسی، 1368ش، ص557.[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/9534/%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%B6%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%81%D9%82 ارسطا، «جمهوریت و اسلامیت؛ تضاد یا توافق؟»، 1382ش، ص11-12.]</ref> در اصطلاح حقوق و علوم سیاسی، جمهوری به رژیمی اطلاق می‌شود که در رأس قوۀ مجریۀ آن، فرد یا افرادی انتخابی، به‌صورت موقت قرار داشته باشند و جانشینی در آن موروثی نباشد.<ref>جعفرى لنگرودى، ترمینولوژى حقوق، 1367ش، ص199؛ پیش‌نویس بحث:نظام جمهوری اسلامی ایران.</ref> به‌نظر پژوهشگران جمهوری لزوماً به‌معنای دموکراسی نیست و می‌تواند بر انواع نظام‌های غیرسلطنتی از جمله دیکتاتوری‌های غیرموروثی نیز اطلاق شود.<ref>آشورى، دانشنامه سیاسى، 1370ش، ص111.</ref> پژوهشگران نظام جمهوری اسلامی ایران را بر اساس نظریه ولایت فقیه معادل مردم‌سالاری دینی دانسته‌اند و مردم‌سالاربودن آن را در ابعادی چون نقش تأسیسی و نظارتی مردم در استقرار نظام، مشارکت در انتخابات و همه‌پرسی‌ها، حق نظارت بر حاکمان و محوریت خدمت به مردم متجلی می‌دانند؛ به گونه‌ای که مشروعیت الهی حکومت بدون مقبولیت و مشارکت مردمی قدرت اجرایی نمی‌یابد.<ref>[https://hawzah.net/fa/Magazine/View/6450/9526/114660/%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%DB%8C%D8%A7_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85_%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C «جمهوری اسلامی یا مردم سالاری دینی»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.]</ref><ref group="دیدگاه">شما بحث را با جمهور شروع کرده اید. در تعریف نظام جمهوری اسلامی ایران هم سعی کرده ید که همین واژه را تعریف کنید. در حالیکه این مدخل مرکب از سه عنصر نظام، جمهور، اسلام و ایران است. در تعریف باید هرسه لحاظ شود. </ref>


ارسطا، محمدجواد،  ا«جمهوریت و اسلامیت؛ تضاد یا توافق؟»، مجلۀ حوزه و دانشگاهف شمارۀ 36، 1382ش.
ارسطا، محمدجواد،  ا«جمهوریت و اسلامیت؛ تضاد یا توافق؟»، مجلۀ حوزه و دانشگاهف شمارۀ 36، 1382ش.