| خط ۴: | خط ۴: | ||
== مفهومشناسی == | == مفهومشناسی == | ||
واژه جمهوری در لغت از جمهور بهمعنای تودۀ مردم گرفته شده است<ref>* انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ۱۳۸۲ش، ج3، ص۲۱۸۷.</ref> <ref>قاضى شریعت پناهى، حقوق اساسی و نهادهای سیاسی، 1368ش، ص557.[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/9534/%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%B6%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%81%D9%82 ارسطا، «جمهوریت و اسلامیت؛ تضاد یا توافق؟»، 1382ش، ص11-12.]</ref> | نظام، واژۀ عربی بوده و در معنای لغوی، به نظم، آراستگی، سامان و واسطهای که باعث استواری و قوام یک چیز میشود، اشاره دارد<ref>[https://abadis.ir/fatofa/%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85/ دهخدا، فرهنگ فارسی دهخدا، ذیل واژۀ نظام، وبسایت آبادیس.]</ref> اما**معنی و مفهوم «نظام» در علوم سیاسی بر اساس متن** | ||
در علوم سیاسی، «نظام» معادل واژه «System» و برگرفته از نظریه عمومی سیستمهاست. بر این اساس، نظام یک واقعیت عینی مستقل نیست، بلکه **سازهای مفهومی و برساختهای بینالاذهانی** است که برای فهم و معنابخشی به روابط میان اجزا در یک کلیت همپیوند ایجاد شده است. نظام سیاسی در این معنا، فاقد تشخص و تجسد بوده و صرفاً ناظر بر مجموعهای از قواعد، مؤلفهها و ویژگیهایی است که به کمک آنها میتوان آنچه را در کلیت یک نظم سیاسی رخ میدهد، تبیین کرد. از این منظر، تمامی کلیتهای اجتماعی از جمله نظام، در واقعیت چیزی جز مجموعهای از افراد انسانی نیستند و وجودشان تابعی از کارویژههایشان در ساماندهی به زیست اجتماعی است. واژه جمهوری در لغت از جمهور بهمعنای تودۀ مردم گرفته شده است.<ref>*انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ۱۳۸۲ش، ج3، ص۲۱۸۷.</ref> <ref>قاضى شریعت پناهى، حقوق اساسی و نهادهای سیاسی، 1368ش، ص557.[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/9534/%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%B6%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%81%D9%82 ارسطا، «جمهوریت و اسلامیت؛ تضاد یا توافق؟»، 1382ش، ص11-12.]</ref> در اصطلاح حقوق و علوم سیاسی، جمهوری به رژیمی اطلاق میشود که در رأس قوۀ مجریۀ آن، فرد یا افرادی انتخابی، بهصورت موقت قرار داشته باشند و جانشینی در آن موروثی نباشد.<ref>جعفرى لنگرودى، ترمینولوژى حقوق، 1367ش، ص199؛ پیشنویس بحث:نظام جمهوری اسلامی ایران.</ref> بهنظر پژوهشگران جمهوری لزوماً بهمعنای دموکراسی نیست و میتواند بر انواع نظامهای غیرسلطنتی از جمله دیکتاتوریهای غیرموروثی نیز اطلاق شود.<ref>آشورى، دانشنامه سیاسى، 1370ش، ص111.</ref> پژوهشگران نظام جمهوری اسلامی ایران را بر اساس نظریه ولایت فقیه معادل مردمسالاری دینی دانستهاند و مردمسالاربودن آن را در ابعادی چون نقش تأسیسی و نظارتی مردم در استقرار نظام، مشارکت در انتخابات و همهپرسیها، حق نظارت بر حاکمان و محوریت خدمت به مردم متجلی میدانند؛ به گونهای که مشروعیت الهی حکومت بدون مقبولیت و مشارکت مردمی قدرت اجرایی نمییابد.<ref>[https://hawzah.net/fa/Magazine/View/6450/9526/114660/%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%DB%8C%D8%A7_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85_%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C «جمهوری اسلامی یا مردم سالاری دینی»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه.]</ref><ref group="دیدگاه">شما بحث را با جمهور شروع کرده اید. در تعریف نظام جمهوری اسلامی ایران هم سعی کرده ید که همین واژه را تعریف کنید. در حالیکه این مدخل مرکب از سه عنصر نظام، جمهور، اسلام و ایران است. در تعریف باید هرسه لحاظ شود. </ref> | |||
ارسطا، محمدجواد، ا«جمهوریت و اسلامیت؛ تضاد یا توافق؟»، مجلۀ حوزه و دانشگاهف شمارۀ 36، 1382ش. | ارسطا، محمدجواد، ا«جمهوریت و اسلامیت؛ تضاد یا توافق؟»، مجلۀ حوزه و دانشگاهف شمارۀ 36، 1382ش. | ||