حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۴: خط ۴:


== مفهوم‌شناسی ==
== مفهوم‌شناسی ==
نظام، واژۀ عربی بوده و در معنای لغوی، به نظم، آراستگی، سامان و واسطه‌ای که باعث استواری و قوام یک چیز می‌شود، اشاره دارد<ref>[https://abadis.ir/fatofa/%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85/ دهخدا،  فرهنگ فارسی  دهخدا، ذیل واژۀ نظام، وب‌سایت آبادیس.]</ref> اما نظام در اصطلاح سیاسی، به مجموعه دستگاه‌ها و کلیه نهادهایی اطلاق می‌شود که در درون حکومت قرار می‌گیرند و با یکدیگر روابط دارند. به نظر پژوهشگران یک نظام سیاسی برای پویایی نیازمند چهار کارویژۀ اصلی است: انطباق و سازگاری (وظیفه نهاد اقتصاد)، دستیابی به هدف (وظیفه نهاد سیاست)، یکپارچگی (وظیفه نهاد حقوق و دین) و حفظ الگوهای نهفته (وظیفه نهاد خانواده و تعلیم و تربیت).<ref>[https://en.civilica.com/note/7988/ کهنسال، «نظریه آجیل پارسونز»، وب‌سایت سیلویکا.]</ref> واژه جمهوری در لغت از جمهور به‌معنای تودۀ مردم گرفته شده است.<ref>*انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ۱۳۸۲ش، ج3، ص۲۱۸۷.</ref> <ref>قاضى شریعت پناهى، حقوق اساسی و نهادهای سیاسی، 1368ش، ص557.[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/9534/%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%B6%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%81%D9%82 ارسطا، «جمهوریت و اسلامیت؛ تضاد یا توافق؟»، 1382ش، ص11-12.]</ref> در اصطلاح حقوق و علوم سیاسی، جمهوری به رژیمی اطلاق می‌شود که در رأس قوۀ مجریۀ آن، فرد یا افرادی انتخابی، به‌صورت موقت قرار داشته باشند و جانشینی در آن موروثی نباشد.<ref>جعفرى لنگرودى، ترمینولوژى حقوق، 1367ش، ص199؛ پیش‌نویس بحث:نظام جمهوری اسلامی ایران.</ref> به‌نظر پژوهشگران جمهوری لزوماً به‌معنای دموکراسی نیست و می‌تواند بر انواع نظام‌های غیرسلطنتی از جمله دیکتاتوری‌های غیرموروثی نیز اطلاق شود.<ref>آشورى، دانشنامه سیاسى، 1370ش، ص111.</ref> نظام جمهوری اسلامی ایران نخستین نمونه از نظام‌های سیاسی است که پس از شکل‌گیری دولت‌های نوین، با مشخصات یک دولت ملی - سرزمینی ظهور یافته و از دو منطق متمایز پیروی می‌کند: از یک سو، منطق دولت - ملت که آن را متأثر از قواعد حاکم بر روابط بین‌الملل و الزامات یک دولت ملی در قبال مردم دارای تابعیت ایرانی می‌سازد؛ از سوی دیگر، منطق دین و اسلام انقلابی که مشروعیت و تداوم نظام را تأمین می‌کند.<ref>فاضلی‌نیا، ژئوپلیتیک شیعه و نگران غرب از انقلاب اسلامی، 1386ش، ص122.</ref> بنابراین در این نظام، خصوصیات ملی (مرتبط با سرزمین ایران) و اسلامی (مرتبط با آرمان‌های فراملی اسلام) به طور همزمان مطرح و مشهودند..<ref>[https://hawzah.net/fa/Magazine/View/6450/9526/114660/%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%DB%8C%D8%A7_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85_%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C «جمهوری اسلامی یا مردم سالاری دینی»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.]</ref>
 
* نظام، واژۀ عربی بوده و در معنای لغوی، به نظم، آراستگی، سامان و واسطه‌ای که باعث استواری و قوام یک چیز می‌شود، اشاره دارد<ref>[https://abadis.ir/fatofa/%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85/ دهخدا،  فرهنگ فارسی  دهخدا، ذیل واژۀ نظام، وب‌سایت آبادیس.]</ref> اما در اصطلاح علوم سیاسی، نظام به مجموعه دستگاه‌ها و کلیه نهادهایی اطلاق می‌شود که در درون حکومت قرار می‌گیرند و با یکدیگر روابط متقابل دارند. به نظر پژوهشگران یک نظام سیاسی برای پویایی نیازمند چهار کارویژۀ اصلی است: انطباق و سازگاری (وظیفۀ نهاد اقتصاد)، دستیابی به هدف (وظیفۀ نهاد سیاست)، یکپارچگی (وظیفه نهاد حقوق و دین) و حفظ الگوهای نهفته (وظیفه نهاد خانواده و تعلیم و تربیت).<ref>[https://en.civilica.com/note/7988/ کهنسال، «نظریه آجیل پارسونز»، وب‌سایت سیلویکا.]</ref>  
* واژه جمهوری در لغت از جمهور به‌معنای تودۀ مردم گرفته شده است.<ref>* انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ۱۳۸۲ش، ج3، ص۲۱۸۷؛ قاضى شریعت پناهى، حقوق اساسی و نهادهای سیاسی، 1368ش، ص557.</ref> در اصطلاح حقوق و علوم سیاسی، جمهوری به رژیمی اطلاق می‌شود که در رأس قوۀ مجریۀ آن، فرد یا افرادی انتخابی، به‌صورت موقت قرار داشته باشند و جانشینی در آن موروثی نباشد.<ref>جعفرى لنگرودى، ترمینولوژى حقوق، 1367ش، ص199؛ پیش‌نویس بحث:نظام جمهوری اسلامی ایران.</ref> به‌نظر پژوهشگران جمهوری لزوماً به‌معنای دموکراسی نیست و می‌تواند بر انواع نظام‌های غیرسلطنتی از جمله دیکتاتوری‌های غیرموروثی نیز اطلاق شود.<ref>آشورى، دانشنامه سیاسى، 1370ش، ص111.</ref> محققان برای جمهوری چهار عنصر اصلی را برشمرده‌اند: انتخابی‌بودن رئیس حکومت، محدود و موقت‌بودن مدت زمامداری، غیرموروثی‌بودن و مسئول‌بودن رئیس حکومت.<ref>ارسطا، نگاهی به مبانی تحلیل نظام جمهوری اسلامی ایران،  1389ش، ص481</ref>
* نظام جمهوری اسلامی ایران نخستین نمونه از نظام‌های سیاسی است که پس از شکل‌گیری دولت‌های نوین، با مشخصات یک دولت ملی-سرزمینی ظهور یافته و از دو منطق متمایز پیروی می‌کند: از یک سو، منطق دولت-ملت که آن را متأثر از قواعد حاکم بر روابط بین‌الملل و الزامات یک دولت ملی در قبال مردم دارای تابعیت ایرانی می‌سازد؛ از سوی دیگر، منطق دین و اسلام انقلابی که مشروعیت و تداوم نظام را تأمین می‌کند.<ref>فاضلی‌نیا، ژئوپلیتیک شیعه و نگران غرب از انقلاب اسلامی، 1386ش، ص122.</ref>
 
== سازگاری با ولایت فقیه ==
محققان بر اساس عناصر چهارگانه تعریف جمهوری، حکومت ولایی پذیرفته‌شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با جمهوریت سازگار است. در این نظام، رهبر (ولی فقیه) مقامی انتخابی محسوب می‌شود که با انتخاب غیرمستقیم مردم برگزیده می‌گردد؛ بدین صورت که مردم نمایندگان مجلس خبرگان را انتخاب می‌کنند و آنان رهبر را برمی‌گزینند. همچنین مدت ولایت فقیه محدود به رعایت شرایط و صفات رهبری است و به محض از دست دادن شرایط، از رهبری ساقط می‌شود که این امر روح محدودیت و موقت بودن مدت ریاست را تأمین می‌کند. غیرموروثی بودن ریاست حکومت و مسئول بودن رهبر در برابر اعمال خود نیز در قانون اساسی پیش‌بینی شده است. افزون بر این، وجود مقام تعدیل‌کننده در رتبه‌ای بالاتر از رئیس‌جمهور که در برخی نظام‌های جمهوری نیز دیده می‌شود، منافاتی با جمهوریت ندارد و چنین مقامی در صورت بروز اختلاف میان پارلمان و دولت، با اختیارات قانونی خود به حل بحران می‌پردازد. بنابراین به نظر پژوهشگران، جمع میان ولایت فقیه و جمهوریت نیازمند تصرف در مبانی هیچ یک نیست و این دو با یکدیگر سازگارند.<ref>ارسطا، نگاهی به مبانی تحلیل نظام جمهوری اسلامی ایران، 1389ش، ص484</ref>


== تاریخچه ==
== تاریخچه ==
نخستین کشوری که مدل حکومت جمهوری اسلامی را پس از انقلاب 1357ش در قانون اساسی خود پیاده کرد، ایران است.<ref>عیوضی، درآمدی تحلیلی بر انقلاب اسلامی ایران، ۱۳۹۱ش، ص۱۵۸؛ [https://www.tabnak.ir/fa/news/1308116/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85 «چند جمهوری اسلامی در دنیا داریم؟»، وب‌سایت تابناک؛]</ref> پس از آن، پاکستان عنوان «جمهوری اسلامی» را در قانون اساسی ۱۹۵۶ و به‌ویژه ۱۹۷۳ تثبیت کرد، موریتانی نیز از قانون اساسی ۱۹۵۹ این عنوان را به کار برده است و افغانستان با قانون اساسی ۲۰۰۴ عنوان «جمهوری اسلامی» را داشت که پس از تحولات ۲۰۲۱م نظام آن به «امارت اسلامی» تغییر یافت.<ref>[https://www.tabnak.ir/fa/news/1308116/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85 «چند جمهوری اسلامی در دنیا داریم؟»، وب‌سایت تابناک؛]</ref> پیشینهٔ طرح نظام جمهوری در ایران به دوره‌های پیشین مانند عصر پهلوی اول<ref>سلسله پهلوی و نیروهای مذهبی به روایت تاریخ کمبریج، بی‌تا، ص۲۱.</ref> و تحولات پیش از کودتای ۱۳۳۲ش بازمی‌گردد، اما آن طرح‌ها به دلایلی نظیر فقدان پایگاه اجتماعی و ناسازگاری با بستر مذهبی جامعه ناکام ماندند اما پس از پیروزی انقلاب  اسلامی طی همه‌پرسی برگزارشده در ۱۰ و ۱۱ فروردین ۱۳۵۸، با مشارکت 98.2% از واجدان شرایط و رأی موافق بیش از 97% از مجموع آرای مأخوذه (از کل 20,438,422 رأی)، به رسمیت شناخته شد.<ref>ملک‌افضلی اردکانی، مختصر حقوق اساسی و آشنایی با قانون اساسی، ۱۳۹۱ش، ص۳۱.</ref> در پی اعلام نتایج، سید روح‌الله خمینی در ۱۲ فروردین، استقرار رسمی این نظام را اعلام کرد.<ref>روزها و رویدادها، ۱۳۷۸ش‌، ج‌۱، ص‌۸۱.</ref> در جریان انقلاب ۱۳۵۷، الگوی جمهوری اسلامی با هدف تلفیق مؤلفه‌های حاکمیت مردمی بر سرنوشت خویش و اجرای احکام اسلامی تبیین و تثبیت شد.<ref>[https://www.mehrnews.com/news/4261038/%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%86%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C «سیر تطور «جمهوری در تاریخ ایران/ چرایی برتری نظریه جمهوری اسلامی»، خبرگزاری مهر.] </ref><ref group="دیدگاه">وقتی منابع علمی وجود دارد به این نوع مقالات به خبرگزاری ها مقبول نیست. </ref><ref group="دیدگاه">در زمان مطرح شدن اسم نظام، دیدگاهای مختلفی وجود داشته است. آیا لازم نیست که به آنها هم اشاره شود؟ لازم نیست که فرمایش امام خمینی که گفت جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد هم درج شود؟ نکته دیگری که پشینه شاید بشود آورد بحث حکومت اسلامی است. ایده حکومت اسلامی به عنوان یک گفتمان سابقه طولانی دارد. حضرت امام هم بحث حکومت اسلامی را تا پیش از پیروزی انقلاب دنبال می کرد. </ref>


== زمینه‌های شکلگیری جمهوری اسلامی ایران<ref group="دیدگاه">1. زمینه های قریب هم ذکر شود بهتر خواهد بود. 2. جدول تان مقاله را از حالت ویکی نگاری دور ساخته است. عنوان سازی در ستون دوم و توضحیات اضافی ستون سوم کاملا قلم فرسایی است. متن مقاله ویکی باید تماما حاوی کلماتی باشد که هر کدام شأنیت مدخل شدن را داشته باشد. مداخلات خارجی یا قراردادهای دوره قاجار شأنیت مدخل ندارد. باید بجای آنها مصادیق عینی شان که در جدول سوم آمده است درج شود. اشغال ایران در جنگ جهانی اول و دوم، قرارداد ترکمن چای، گلستان و ..... خواننده اگر برایش جنگ جهانی اول یا قرارداد ... مبهم بود سراغ مقاله مربوطه می رود. لازم نیست که ما همه چیز را در یک مقاله بگوییم. لذا اگر این جدول با نظام جمهوری ارتباط داشته باشد باید خلاصه و تمام عناوین انتزاعی و عبارت های توضیحی حذف شود.</ref> ==
* اندیشه حکومت اسلامی ریشه در تفکر سیاسی سده‌های نخستین اسلام دارد. به باور مفسران، قرآن کریم حکومت را از آن خداوند می‌داند و این حق را به پیامبران واگذار کرده است.<ref>سورۀ انعام، آیۀ ۵۷؛ سورۀ یوسف، آیۀ ۴۰ و ۶۷.</ref> به‌گواهی تاریخ پیامبر اسلام پس از هجرت به مدینه، نخستین دولت اسلامی را با تدوین پیمان‌نامه میان قبایل مهاجر و انصار تشکیل داد.<ref>طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۲/۳۵۵–۳۷۰.</ref>
{| class="wikitable"
* امام خمینی بر این باور بود که حکومت اسلامی اندیشه تازه‌ای نیست، بلکه از صدر اسلام مطرح بوده، اما غفلت مسلمانان و دست‌های استعمار در سده‌های اخیر مانع تحقق آن شد. وی طرح نظریه ولایت فقیه را به‌عنوان چارچوب نظری تحقق حکومت اسلامی در عصر غیبت ارائه داد که بر اساس آن، فقیه جامع‌الشرایط عهده‌دار رهبری جامعه می‌شود و در تجربه عملی نظام جمهوری اسلامی ایران تحقق یافت.
!'''حوزه'''
* اما پیشینه طرح نظام جمهوری در ایران به دورۀ پهلوی اول<ref>سلسله پهلوی و نیروهای مذهبی به روایت تاریخ کمبریج، بی‌تا، ص۲۱.</ref> و تحولات پیش از کودتای ۱۳۳۲ش بازمی‌گردد، اما آن طرح‌ها به‌دلیل فقدان پایگاه اجتماعی و ناسازگاری با بستر مذهبی جامعه ناکام ماندند.<ref>ملک‌افضلی اردکانی، مختصر حقوق اساسی و آشنایی با قانون اساسی، ۱۳۹۱ش، ص۳۱.</ref> با این حال، در جریان انقلاب ۱۳۵۷ش، [[سید روح‌الله خمینی]] نخستین بار در بیستم مهر آن سال در پاریس تعبیر «جمهوری اسلامی» را به کار برد و بارها بر آن تأکید کرد. وی با توجه به دو رکن «محوریت اسلام» و «توجه به رأی مردم»، شکل نهایی حکومت را به دست خود مردم می‌دانست و از آنان خواست به جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد، رأی دهند.
!'''مؤلفه‌های کلیدی'''
* در برابر این پیشنهاد، گروه‌های چپ و لیبرال عناوینی مانند جمهوری دموکراتیک اسلامی را مطرح کردند، اما امام خمینی عنوان جمهوری دموکراتیک را کافی ندانسته و فرم‌های غربی آن را نمی‌پذیرفت. سرانجام پس از پیروزی انقلاب، طی همه‌پرسی ۱۰ و ۱۱ فروردین ۱۳۵۸ با مشارکت ۹۸/۲ درصد از واجدان شرایط و رأی موافق بیش از ۹۷درصد، جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته شد و سید روح‌الله خمینی در ۱۲ فروردین، استقرار رسمی این نظام را اعلام کرد.<ref>روزها و رویدادها، ۱۳۷۸ش‌، ج‌۱، ص‌۸۱.</ref>
!'''شرح مختصر'''
* ایران نخستین کشوری است که این مدل حکومتی را در قانون اساسی خود پیاده کرده است.<ref>عیوضی، درآمدی تحلیلی بر انقلاب اسلامی ایران، ۱۳۹۱ش، ص۱۵۸؛ [https://www.tabnak.ir/fa/news/1308116/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85 «چند جمهوری اسلامی در دنیا داریم؟»، وب‌سایت تابناک؛]</ref> پس از آن، پاکستان عنوان «جمهوری اسلامی» را در قانون اساسی ۱۹۵۶م و به‌ویژه ۱۹۷۳ تثبیت کرد، موریتانی نیز از قانون اساسی ۱۹۵۹م این عنوان را به کار برده است و افغانستان با قانون اساسی ۲۰۰۴ عنوان «جمهوری اسلامی» را داشت که پس از تحولات ۲۰۲۱م نظام آن به «امارت اسلامی» تغییر یافت.<ref>[https://www.tabnak.ir/fa/news/1308116/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85 «چند جمهوری اسلامی در دنیا داریم؟»، وب‌سایت تابناک؛]</ref>  
|-
 
| rowspan="10" |'''زمینه‌های خارجی'''
== زمینه‌های شکلگیری ==
|مداخلات قدرت‌های خارجی
به نظر تحلیلگران شکل‌گیری جمهوری اسلامی ایران نتیجه تعامل زمینه‌های خارجی و داخلی بود. از سوی خارج، اشغال ایران در جنگ‌های جهانی اول و دوم،<ref>بجای این هم عنوان انتزاعی سازی و تفصیلات اگر گفته شود اشغال ایران در جنگ جهانی اول و ودوم. چه مشکل پیش میاید؟ </ref> قراردادهای استعماری دوره قاجار مانند قراردادهای ترکمنچای و گلستان و قرارداد وثوق الدوله (۱۹۱۹م) کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش، وابستگی رژیم پهلوی به غرب، اعطای کاپیتولاسیون 1342ش، واگذاری بحرین و سلطه بر نفت ایران،<ref name=":0">[https://hawzah.net/fa/Discussion/View/86516/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C_%DA%86%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1_%D8%A8%D8%A7_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 فقیه حقانی، موسی، «بررسی چرایی دشمنی استعمار با ایران»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: 26 شهریور 1404ش.]</ref> حاکمیت ملی را تضعیف کرد. از سوی داخل، ساختار استبدادی حاکمیت، سیاست‌های ضد دینی پهلوی اول و دوم، عقب‌ماندگی اقتصادی و نقش رهبری روحانیت (از مشروطه تا انقلاب ۱۳۵۷) به مطالبه عمومی برای «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» انجامید.<ref name=":1">مسعودی، «سایه استعمار و استبداد بر فرهنگ ایران عصر پهلوی»، 1387ش، ص60-67.</ref>
|اشغال ایران در جنگ‌های جهانی اول و دوم<ref>بجای این هم عنوان انتزاعی سازی و تفصیلات اگر گفته شود اشغال ایران در جنگ جهانی اول و ودوم. چه مشکل پیش میاید؟ </ref> با وجود اعلام بی‌طرفی، به‌دلیل موقعیت راهبردی و منابع نفتی
|-
|قراردادهای استعماری دوره قاجار
|قراردادهای ترکمنچای و گلستان (واگذاری بخش‌هایی از خاک ایران) و قرارداد ۱۹۱۹م (وثوق الدوله) برای تبدیل ایران به قیمومت انگلیس
|-
|جنگ سرد و رقابت بلوک‌های غرب و شرق
|تبدیل‌شدن ایران به میدان رقابت شرق و غرب پس از جنگ جهانی دوم<ref group="دیدگاه">وقتی جنگ جهانی اول و دوم را گفتی این بحث هم است دیگه. چه لازم است که این مطلب جداگانه بیاید؟ یا در همانجا به نحوی درج شود</ref>
|-
|کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش<ref group="دیدگاه">همین عبارت خودش گویا ست و دیگر نیازی به توضیح ندارد. </ref>
|طراحی و اجرای کودتا توسط سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس علیه دولت مصدق
|-
|وابستگی رژیم پهلوی به غرب
|افزایش وابستگی نظامی، اقتصادی و فرهنگی به ویژه به آمریکا در دوران محمدرضا پهلوی<ref group="دیدگاه">در این مورد سوژه وابستگی مهم است یا افزایش وابستگی؟ همان را بیارید. اگر هر دو مهم است اینگونه آورده شود: افزایش وابستگی محمدرضا پهلوی به غرب. وابستگی به غرب چطور زمینه خارجی است؟</ref>
|-
|کاپیتولاسیون (۱۳۴۲ش)
|اعطای مصونیت قضایی به اتباع آمریکایی در ایران، از سوی مردم به‌عنوان تضعیف حاکمیت ملی تلقی شد<ref group="دیدگاه">توضیح لازم نیست. </ref>
|-
|واگذاری بحرین (۱۳۴۹ش)
|جدایی بحرین از ایران در دوران پهلوی، نشانه‌ای از تضعیف تمامیت ارضی از نگاه مردم ایران<ref group="دیدگاه">توضیح لازم نیست. ضمنا اینهای را که به عنوان زمینه های خارجی درج کرده اید جایی به عنوان زمینه خارجی ذکر شده است؟ چون اینها دو پهلو است</ref><ref name=":0">[https://hawzah.net/fa/Discussion/View/86516/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C_%DA%86%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1_%D8%A8%D8%A7_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 فقیه حقانی، موسی، «بررسی چرایی دشمنی استعمار با ایران»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: 26 شهریور 1404ش.]</ref>
|-
|حضور نظامی مستشاران آمریکایی
|استقرار هزاران مستشار نظامی آمریکایی در ایران برای سازماندهی ارتش و ساواک، تبدیل ایران به ژاندارمری منطقه<ref group="دیدگاه">اصل ایده را در قالب که بشود مدخل کرد بیارید. توضیح ندهید</ref>
|-
|حمایت غرب از سرکوب مخالفان
|پشتیبانی سیاسی، مالی و تسلیحاتی آمریکا و انگلیس از رژیم پهلوی در سرکوب اعتراضات مردمی از جمله قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ش<ref group="دیدگاه">این داخلی نیست؟ عبارت پردازی هم دارد. کلیدواژه سرکوب قیام پانزده خرداد به کمک خارجی ها است. </ref>
|-
|وابستگی اقتصادی به غرب
|سلطه شرکت‌های خارجی بر نفت ایران پس از قرارداد ۱۳۳۳ش تبدیل ایران به بازار مصرف کالاهای غربی و خروج سرمایه<ref group="دیدگاه">اولا وابستگی زمینه داخلی است نه خارجی. اگر چیز دیگر منظور است باید عبارت خود را عوض کنید. ضمن اینکه عنوان وابستگی اقتصادی با توضحیات نمی خورد. در توضیح دو چیز مهم است: غارت نفت ایران و مصرف کالاهای خارجی. این لزوما وابستگی اقتصادی به خارج نیست. </ref>
|-
| rowspan="8" |'''زمینه‌های داخلی'''
|ساختار استبدادی حاکمیت
|سرکوب مخالفان، انحلال احزاب، کنترل شدید مطبوعات، عدم آزادی بیان و مشارکت سیاسی<ref group="دیدگاه">این مولفه ها مربوط به کدام دوره است. پهلوی اول، دوم یا قاجار؟ چون شما سه دوره را به صورت نا مرتبط درج کرده اید.</ref>
|-
|سیاست‌های ضد دینی پهلوی اول
|کشف حجاب اجباری در ۱۳۱۴ش، تغییر لباس مردان به کلاه شاپو، ترویج باستان‌گرایی<ref group="دیدگاه">بجای باستان گرایی مصادیق آن را بیارید: مثل تغییر تقویم، تغییر الفبا و زبان عربی .... جنش های 1500 ساله و کارهای که مصداق بارزباستان گرایی است و شاهان انجام می دادند. </ref>، تضعیف نهاد روحانیت<ref group="دیدگاه">بجای عنوان تضعیف روحانیت به مصادیق آن اشاره شود. مصادیق زیادی هم دارد. </ref>
|-
|سیاست‌های ضد دینی پهلوی دوم
|ادامه اسلام‌زدایی، تحقیر شعائر مذهبی<ref group="دیدگاه">مصادیق آن ذکر شود. برخی مصادیق این همان مبارزه با پوشش اسلامی است. با ذکر مصداق مقاله دیگر حالت ویکی پیدا میکند و از تکرار هم پرهیز میشود.</ref> در رسانه‌ها و مراکز آموزشی، ترویج فرهنگ غربی و مصرف‌گرایی<ref group="دیدگاه">در این خانه شاید اسلام ستیزی و تحقیر شعایر دینی جدید است. موارد قبلی قبلا بیان شد. </ref>
|-
|عقب‌ماندگی اقتصادی
|محدودیت اقتصاد به صادرات نفت و واردات کالاهای مصرفی، زوال کشاورزی و صنایع داخلی<ref group="دیدگاه">در زمینه خارجی گفته شد</ref>
|-
|نهضت مشروطه<ref group="دیدگاه">مقصود خود نهضت است یا تأسیس مجلس؟ همانی که مهم است را بگو. </ref>
|تأسیس مجلس شورای ملی در 1285ش، اما ناکامی در ریشه‌کنی استبداد به‌دلیل ضعف ساختاری
|-
|ملی‌شدن نفت و کودتا<ref group="دیدگاه">ملی شدن صنعت نفت و کودتای 1332. مابقی اضافی است</ref>
|تلاش محمد مصدق برای استقلال اقتصادی  در ۱۳۲۹ش، سرکوب آن با کودتای ۱۳۳۲ش و بازگشت شاه با قدرتی بیشتر
|-
|تحمیل غرب‌گرایی فرهنگی<ref group="دیدگاه">اولا که توضیح با عنوان نمی خواند. ثانیا مصادیق این عنوان مکررا ذکر شد. مثل تغییر لباس، وووو بنابراین ذکر این عنوان لازم نیست. وقت مصادیق بیاید خواننده خودش متوجه میشود.</ref>
|تجمع نارضایتی‌های داخلی و خارجی، مطالبه «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»
|-
|نقش روحانیت و مرجعیت شیعه<ref group="دیدگاه">عناوین مثل تحمیل غرب گرایی فرهنگی، نقش روحانیت شیعه، استبداد وووو همه جهت گیری دارد و با منطق ویکی نگاری سنخیت ندارد. اما شما می توانید همین پیام را با ذکر و نشان دادن مصادیق به خوانند منتقل کنید. </ref>
|رهبری اعتراضات توسط روحانیونی نظیر سید حسن مدرس در مشروطه، سید ابوالقاسم کاشانی در نهضت نفت و سید روح‌الله خمینی در انقلاب ۱۳۵۷ش و شبکه مساجد و حسینیه‌ها به‌عنوان کانون آگاهی‌بخشی<ref name=":1">مسعودی، «سایه استعمار و استبداد بر فرهنگ ایران عصر پهلوی»، 1387ش، ص60-67.</ref><ref group="دیدگاه">منابع تمام این مطالب همین یک منبع است؟ یا منبع دیگری هم دارد؟ دقت شود که زمینه های داخلی و خارجی دقیق تفکیک شود. این جدول طویل را می شود با ذکر تمام جزیات و مصادیق نهایتا در سه سطح خلاصه کرد. </ref>
|}


== مبانی ==
== مبانی ==
بنظام جمهوری اسلامی ایران بر شش مبنا استوار است: ایمان به خدای یکتا و حاکمیت او، وحی الهی، معاد، عدل الهی، امامت و رهبری مستمر و کرامت انسانی همراه با مسئولیت در برابر خدا. این مبانی از طریق اجتهاد مستمر فقهای جامع‌الشرایط، بهره‌گیری از دانش و تجارب بشری، نفی ستم و سلطه‌پذیری، تحقق قسط و عدل، استقلال در ابعاد گوناگون و همبستگی ملی تأمین می‌شوند.<ref>هدایت‌نیا، قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران با مقدمه و ضمائم با آخرين اصلاحات، 1381ش، 42.</ref>
بر اساس اصل دوم قانون اساسی، نظام جمهوری اسلامی ایران بر شش مبنا استوار است: ایمان به خدای یکتا و حاکمیت او، وحی الهی، معاد، عدل الهی، امامت و رهبری مستمر و کرامت انسانی همراه با مسئولیت در برابر خدا. این مبانی از طریق اجتهاد مستمر فقهای جامع‌الشرایط، بهره‌گیری از دانش و تجارب بشری، نفی ستم و سلطه‌پذیری، تحقق قسط و عدل، استقلال در ابعاد گوناگون و همبستگی ملی تأمین می‌شوند.<ref>هدایت‌نیا، قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران با مقدمه و ضمائم با آخرين اصلاحات، 1381ش، 42.</ref>


== ماهیت نظام جمهوری اسلامی ایران ==
== ماهیت نظام جمهوری اسلامی ایران ==
خط ۲۴۵: خط ۱۹۶:
* «آشنایی با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران»، وب‌سایت گیسوم، تاریخ بازدید: 13 شهریور 1405ش.
* «آشنایی با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران»، وب‌سایت گیسوم، تاریخ بازدید: 13 شهریور 1405ش.
* آشورى، داریوش، دانشنامه سیاسى، تهران، انتشارات مروارید، 1370ش.
* آشورى، داریوش، دانشنامه سیاسى، تهران، انتشارات مروارید، 1370ش.
* ارسطا، محمدجواد، ا«جمهوریت و اسلامیت؛ تضاد یا توافق؟»، مجلۀ حوزه و دانشگاه، شمارۀ 36، 1382ش.
* ارسطا، محمدجواد، نگاهی به مبانی تحلیل نظام جمهوری اسلامی ایران، قم، مؤسسۀ بوستان کتاب، 1389ش.
* انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، تهران، سخن، ۱۳۸۲ش.
* انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، تهران، سخن، ۱۳۸۲ش.
* «اهداف نظام جمهوری اسلامی»، وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، تاریخ بازدید: 16 اردیبهشت 1405ش.
* «اهداف نظام جمهوری اسلامی»، وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، تاریخ بازدید: 16 اردیبهشت 1405ش.
خط ۲۷۲: خط ۲۲۳:
* شکیبا، بهروز، فرهنگ سیاسی، تهران، کتاب‌فروشی فروغی، بی‌تا.
* شکیبا، بهروز، فرهنگ سیاسی، تهران، کتاب‌فروشی فروغی، بی‌تا.
* «شهدای وقایع تروریستی در ایران در سال ۱۳۶۰»، وب‌سایت هابلیان، تاریخ بازدید: ۵ فروردین ۱۴۰۵ش.
* «شهدای وقایع تروریستی در ایران در سال ۱۳۶۰»، وب‌سایت هابلیان، تاریخ بازدید: ۵ فروردین ۱۴۰۵ش.
* طبری، محمدبن‌جریر، تاریخ الامم و الملوک، تاریخ الطبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث العربی، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.
* «طبقه‌بندی سه جریان سیاسی کشور»، خبرگزاری آنا، 12 بهمن 1398ش.
* «طبقه‌بندی سه جریان سیاسی کشور»، خبرگزاری آنا، 12 بهمن 1398ش.
* «علت دشمنی با ایران؟»، وب‌سایت پرسمان، تاریخ درج مطلب: 14 اردیبهشت 1394ش.
* «علت دشمنی با ایران؟»، وب‌سایت پرسمان، تاریخ درج مطلب: 14 اردیبهشت 1394ش.