* [[ابنخلدون]] از مفهوم [[عصبیت]] برای تبیین همبستگی استفاده میکند. عصبیت در ابتدا بر [[پیوند خویشاوندی|پیوندهای خویشاوندی]] استوار است، اما در پیوند با [[دین]]، قدرت نفوذ آن دوچندان شده و منجر به تشکیل [[تمدن]] و [[دولت]] میشود. [[تجملگرایی]] و [[تنپروری]] نیز منجر به تضعیف پیوندهای انسانی میشود.<ref>ابنخلدون، مقدمه ابنخلدون، 1390ش، ج1، ص294 و 301-302.</ref>
* [[ابنخلدون]] از مفهوم [[عصبیت]] برای تبیین همبستگی استفاده میکند. عصبیت در ابتدا بر [[پیوند خویشاوندی|پیوندهای خویشاوندی]] استوار است، اما در پیوند با [[دین]]، قدرت نفوذ آن دوچندان شده و منجر به تشکیل [[تمدن]] و [[دولت]] میشود. [[تجملگرایی]] و [[تنپروری]] نیز منجر به تضعیف پیوندهای انسانی میشود.<ref>ابنخلدون، مقدمه ابنخلدون، 1390ش، ج1، ص294 و 301-302.</ref>
* [[فارابی]]، محبت را عامل اصلی همبستگی اجتماعی میداند. در [[مدینه فاضله]]، افراد در پرتو [[محبت]] ناشی از اشتراک در [[فضیلت]]، [[منفعت]] و [[لذت]]، برای کسب [[سعادت]] تلاش میکنند.<ref>رستمی کیسمی، «عرصههای مورد تأکید امام خمینی بر همبستگی اجتماعی»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۶.</ref> [[خواجه نصیرالدین طوسی]] نیز دو گونه محبت طبیعی و ارادی را عامل همبستگی اجتماعی میداند.<ref>طوسی، اخلاق ناصری، 1391ش، ص258-260.</ref>
* [[فارابی]]، محبت را عامل اصلی همبستگی اجتماعی میداند. در [[مدینه فاضله]]، افراد در پرتو [[محبت]] ناشی از اشتراک در [[فضیلت]]، [[منفعت]] و [[لذت]]، برای کسب [[سعادت]] تلاش میکنند.<ref>رستمی کیسمی، «عرصههای مورد تأکید امام خمینی بر همبستگی اجتماعی»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۶.</ref> [[خواجه نصیرالدین طوسی]] نیز دو گونه محبت طبیعی و ارادی را عامل همبستگی اجتماعی میداند.<ref>طوسی، اخلاق ناصری، 1391ش، ص258-260.</ref>
* [[محمدعلی شاهآبادی]]، هندسه همبستگی اجتماعی را بر تقاطع دو خَیطِ (ریسمان) طولیِ «[[ولایت]]» و عرضیِ «[[اخوت]]» استوار میکند.<ref>شاهآبادی، شذرات المعارف، ۱۳۸۰ش، ص۸.</ref> مدل او شامل دو بازوی سیاست عِدّه، تولید سرمایه انسانی منسجم بر پایه برادری و چهار ناموس اُنس، کمال، عزت و عون<ref>شاهآبادی، شذرات المعارف، ۱۳۸۰ش، ص۱۶.</ref> و سیاست عُدّه، اقتصاد تعاونی و قدرت مادی، است.<ref>شاهآبادی، شذرات المعارف، ۱۳۸0، ص۳۰.</ref> از نظر وی، در سطح فردی انسان خودخواه همچون صفر است که تنها در سایه [[پیوند عاطفی]] و ساختاری با [[جامعه ایمانی]] به عدد تبدیل شده و ارزش مییابد.<ref>شاهآبادی، شذرات المعارف، ۱۳۸۰ش، ص۱۷۲ و ۸.</ref>
* [[محمدعلی شاهآبادی]]، هندسه همبستگی اجتماعی را بر تقاطع دو خَیطِ (ریسمان) طولیِ «[[ولایت]]» و عرضیِ «[[اخوت]]» استوار میکند.<ref>شاهآبادی، شذرات المعارف، ۱۳۸۰ش، ص۸.</ref> مدل او شامل دو بازوی سیاست عِدّه، تولید سرمایه انسانی منسجم بر پایه برادری و چهار ناموس اُنس، کمال، عزت و عون<ref>شاهآبادی، شذرات المعارف، ۱۳۸۰ش، ص۱۶.</ref> و سیاست عُدّه، اقتصاد تعاونی و قدرت مادی، است.<ref>شاهآبادی، شذرات المعارف، ۱۳۸0، ص۳۰.</ref> از نظر وی، در سطح فردی انسان خودخواه همچون صفر است که تنها در سایه [[پیوند عاطفی]] و ساختاری با [[جامعه ایمانی]] به عدد تبدیل شده و ارزش مییابد.<ref>شاهآبادی، شذرات المعارف، ۱۳۸۰ش، ص۱۷۲ و ۸.</ref>
* [[سید روحالله خمینی|امام خمینی]] در تبیین مبانی [[همبستگی اجتماعی در ایران]]، اتحاد حول محور اسلام را جایگزین ملیگرایی سکولار کرد. دشمنشناسی مشترک، مشارکت همهجانبه مردم در امور جامعه، روحانیت و مناسک جمعی اسلامی عرصههای مهم همسبتگی اجتماعی از نظر وی ذکر شده است.<ref>[https://iranjournals.nlai.ir/bitstream/handle/123456789/1045011/FED006997C2D9D4DE9194FD78E28AEC6.pdf?sequence=1&isAllowed=y رستمی کیسمی، «عرصههای مورد تأکید امام خمینی بر همبستگی اجتماعی»، ۱۴۰۲ش، ص82-۹۴.]</ref>
* [[سید روحالله خمینی|امام خمینی]] در تبیین مبانی [[همبستگی اجتماعی در ایران]]، اتحاد حول محور اسلام را جایگزین ملیگرایی سکولار کرد. دشمنشناسی مشترک، مشارکت همهجانبه مردم در امور جامعه، روحانیت و مناسک جمعی اسلامی عرصههای مهم همسبتگی اجتماعی از نظر وی ذکر شده است.<ref>[https://iranjournals.nlai.ir/bitstream/handle/123456789/1045011/FED006997C2D9D4DE9194FD78E28AEC6.pdf?sequence=1&isAllowed=y رستمی کیسمی، «عرصههای مورد تأکید امام خمینی بر همبستگی اجتماعی»، ۱۴۰۲ش، ص82-۹۴.]</ref>
*معتقد است طبیعت استخدامگر انسان ذاتاً مولد اختلاف است<ref>طباطبایی، «اصول فلسفه و روش رئالیسم»، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۲۲۰.</ref> و همبستگی اجتماعی پایدار تنها با مداخله [[دین]] بهعنوان عاملی فراطبیعی محقق میشود.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۱۸۷.</ref> او سازوکار همبستگی را در سه پله صبر فردی، مصابره (همبستگی مقاومتی) و در نهایت مرابطه (همبستگی شبکهای) صورتبندی میکند.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ش، ج۴، ص۱۴۳.</ref> در این الگو، [[جامعه]] به یک شخصیت واحد تبدیل شده و تفکر اجتماعی جایگزین تفکر فردی میگردد.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ش، ج۴، ص۱۶۶ و 159.</ref> عامل اصلی همبستگی هم [[عقیده]] و [[هدف]] است نه سرزمین و [[نژاد]].<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ش، ج4، ص 196.</ref>
* [[پرونده:همبستگی اجتماعی۳.png|جایگزین=سید محمدحسین طباطبایی|بندانگشتی|سید محمدحسین طباطبایی فیلسوف اجتماعی معاصر شیعه]][[سید محمدحسین طباطبایی]] معتقد است طبیعت استخدامگر انسان ذاتاً مولد اختلاف است<ref>طباطبایی، «اصول فلسفه و روش رئالیسم»، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۲۲۰.</ref> و همبستگی اجتماعی پایدار تنها با مداخله [[دین]] بهعنوان عاملی فراطبیعی محقق میشود.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۱۸۷.</ref> او سازوکار همبستگی را در سه پله صبر فردی، مصابره (همبستگی مقاومتی) و در نهایت مرابطه (همبستگی شبکهای) صورتبندی میکند.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ش، ج۴، ص۱۴۳.</ref> در این الگو، [[جامعه]] به یک شخصیت واحد تبدیل شده و تفکر اجتماعی جایگزین تفکر فردی میگردد.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ش، ج۴، ص۱۶۶ و 159.</ref> عامل اصلی همبستگی هم [[عقیده]] و [[هدف]] است نه سرزمین و [[نژاد]].<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ش، ج4، ص 196.</ref>
جامعهشناسان کلاسیک مانند دورکیم، اندیشمندان مسلمان مانند ابنخلدون و فارابی؛ نهادهای اجتماعی، دینی و آموزشی
زیرنویس عنوان
حس یکیبودن و مسئولیت اعضای جامعه نسبت به یکدیگر
همبستگی اجتماعی؛ حس یکیبودن و مسئولیت اعضای جامعه نسبت به یکدیگر.
همبستگی اجتماعی؛ انسجام و احساس تعلق مشترک میان اعضای یک جامعه است. این مفهوم بهمعنای احساس مسئولیت متقابل و الزام اخلاقی است که موجب ثبات و همکاری برای دستیابی به خیر عمومی میشود. در مباحث نظری همبستگی اجتماعی، جامعهشناسی غربی از تأکید بر ضرورتهای ساختاری تا رویکردهای عاطفی و نقد فایدهگرایی را دربرمیگیرد؛ در حالی که اندیشه اسلامی این پیوند را فراتر از قراردادهای مادی و بر پایههای فطرت، ایمان، محبت و عدالت استوار میداند. تقویت این همبستگی در گرو عملکرد نهادهایی چون دین، آموزش، قانون و رسانه، و رفتارهای مشارکتی نظیر مدارا و نوعدوستی است؛ در مقابل، بیعدالتی، توسعه نامتوازن، فردگرایی مفرط و رویکردهای بازارگرایانه از مهمترین عوامل واگرایی اجتماعی بهشمار میروند.
مفهومشناسی
همبستگی اجتماعی مفهومی بنیادین در مطالعات اجتماعی و بهمعنای وحدت، وفاق، وفاداری و یگانگی است.[۱] این اصطلاح با واژگانی چون یکپارچگی، انسجام، نظم، تطبیق، سازگاری و هماهنگی اجتماعی همخانواده است.[۲] در اصطلاح جامعهشناسی، همبستگی اجتماعی عبارت است از احساس مسئولیت و الزام اخلاقی متقابل میان افراد یا گروههای آگاه که دربرگیرندهٔ پیوندهای انسانی، حس برادری و وابستگی حیات و منافع جمعی است.[۳] از این منظر، اعضای یک جامعه به یکدیگر وابسته و نیازمندند و با حفظ وحدت گروهی، با عناصر وحدتبخش نظیر قوانین مشترک تطابق و همنوایی دارند.[۴] در سطح نظام، همبستگی فرایندی است که در آن نظام اجتماعی به یگانگی فرهنگی و تناسب الگوهای هنجاری دست مییابد.[۵]
اعتماد اجتماعی، مشارکت، تعهد، قرارداد اجتماعی، وجدان جمعی، ظرفیت پذیرش تفاوتها و همیاری از مهمترین عناصر شکلدهندهٔ همبستگی اجتماعی هستند.[۶] شکلگیری نهادهای واسط نظیر شوراها، سندیکاها، انجمنهای علمی، اصناف و سازمانهای مردمنهاد علایم همبستگی اجتماعی بهشمار میروند.[۷]
از جایگاه نظری و میانرشتهای، مسئله همبستگی اجتماعی در میانه فردگرایی و جمعگرایی افراطی جانمایی شده است. مدخلهای بحث پیرامون این مفهوم در حوزههای مختلف علوم انسانی متفاوت است؛ در فلسفه از طریق بررسی نسبت جزء و کل و خاص و عام، در علوم سیاسی با تمرکز بر دوگانه ثبات و تغییر، و در انسانشناسی از منظر انسان اجتماعی و انسان اقتصادی به آن پرداخته میشود.[۸]
اهمیت همبستگی اجتماعی
بدون همبستگی اجتماعی ثبات و بقای نظام اجتماعی و ساختار قدرت دچار تزلزل شده و جامعه بهسوی فروپاشی حرکت میکند.[۹] در بُعد امنیت ملی همبستگی اجتماعی سدی دفاعی است که ضمن خنثیسازی توطئهها و جلوگیری از نفوذ بیگانگان، استقلال و اقتدار جامعه را تضمین میکند.[۱۰] در سطح الگوی توسعه، همبستگی اجتماعی با ساماندهی کارآمد سرمایههای مادی و انسانی، پیششرط بنیادین توسعه پایدار بهشمار میرود.[۱۱] همبستگی اجتماعی با تقویت وجدان جمعی و بسط اعتماد متقابل، متضمن بقای نظام اجتماعی بوده و امنیت پایدار روانی و مدنی را برای شهروندان به ارمغان میآورد.[۱۲] همبستگی از طریق تعدیل نابرابریهای اجتماعی از تشدید اختلافات اجتماعی و فرقهای جلوگیری و بستر ساختاری لازم برای تحقق حکمرانی مطلوب، انسانی و ملی را فراهم میآورد.[۱۳] گفته شده است که همبستگی اجتماعی نقش فزاینده در تقویت تابآوری جامعه دارد.[۱۴]
مبانی دینی همبستگی اجتماعی
حضور گروههای دانشجویی در آواربردازی از منازل آسیبدیده در جنگ ۱۲ روزه
در دیدگاه قرآنی، همبستگی اجتماعی بر شالودههای فطری و تکوینی استوار است و یکی از غایات اصلی تشریع دین، رفع اختلافات بشری است.[۱۵] تمسک به ریسمان الهی،[۱۶] جامعهسازی بر محوریت عقیده و هدف،[۱۷] ارائه تفسیر واقعی از دنیا بهعنوان محل منازعه،[۱۸] تربیت روحیه ایثار،[۱۹] وفای بهعهد،[۲۰] تأکید بر اصول مشترک انسانی در تعاملات فرهنگی و اجتماعی،[۲۱] ارائه الگوی نظارت و کنترل اجتماعی،[۲۲]عدالت و عدالت اجتماعی،[۲۳] التزام به دستورات اخلاقی،[۲۴] پایانبخشی به تفرقه جاهلی و عمل به مناسک جمعی دین، برخی از سازوکارهای انسجامبخش دین و تقویت اخوت اسلامی بهعنوان نوعی همبستگی گروهی در مقابل همبستگی گروهی مبتنی بر طبیعت و منفعت ذکر شده است.[۲۵]
دیدگاه جامعهشناسان
جامعهشناسان مختلف هرکدام از زاویهای به مفهوم همبستگی اجتماعی نگاه کردهاند. همبستگی اجتماعی از منظر جامعهشناسی، مفهومی چندبعدی است: گاهی اخلاقی، گاهی اقتصادی، گاهی عاطفی و گاهی ساختاری؛ اما همه جامعهشناسان بر یک نکته توافق دارند: هیچ جامعهای بدون نوعی همبستگی نمیتواند دوام بیاورد.
اندیشمندان اولیه
شارل ژید، اقتصاددان فرانسوی، همبستگی اجتماعی را بر سهپایه میدید: عادلانه بودن وضعیت طبیعی انسانها، بدهکاری هر فرد به جامعه، و اجتماعی بودن خطرها (یعنی همه در برابر مشکلات سهیم هستند). او از تشکیل تعاونیها، اتحادیههای کارگری و سازمانهای خودیاری برای مقابله با سرمایهداری حمایت میکرد.[۲۶]
مونتسکیو همبستگی را درهمآمیختگی عادتها و خلقوخوی جمعی میدانست. روسو معتقد بود همبستگی از یک قرارداد نانوشته اجتماعی زاده میشود.[۲۷]
ژان ژورس همبستگی را یک آرمان جمعی میدید و بعداً «همبستگی اخلاقی» را مطرح کرد تا جلوی خودخواهی افراد را بگیرد.
شارل فوریه چهار معنای همبستگی را بیان کرد: مسئولیت جمعی در قبال بیمه و بازپرداخت وام، آمادگی برای تقسیم منابع با نیازمندان، حس تعلق به جمع، و تضمین حداقل درآمد برای خانوادههای نیازمند.
پیر لورو هم مفهوم همبستگی را نقد نیکوکاری مسیحی، ایده قرارداد اجتماعی، و نگاه ارگانیکی به جامعه میدانست.[۲۸]
نظریه امیل دورکیم
امیل دورکیم جامعهشناس فرانسوی
امیل دورکیم معروفترین نظریه را دربارهٔ همبستگی ارائه داد. او دو نوع همبستگی را از هم جدا کرد:
همبستگی مکانیکی (ویژه جوامع سنتی و کوچک): مردم شبیه هم هستند، ارزشهای مشترک دارند و بدون نیاز به تفاوت زیاد کنار هم زندگی میکنند.
همبستگی ارگانیکی (ویژه جوامع مدرن و بزرگ): مردم تخصصهای متفاوت دارند و مانند اعضای یک بدن به یکدیگر وابستهاند.[۲۹]
از نظر دورکیم، برابری فرصتها و وجود گروههای میانی مانند انجمنهای صنفی، شرط انسجام جامعه است. در زمان بحرانها که قوانین قدیمی از کار میافتند، همبستگی تازهای بر پایه اخلاق مقدس و آرمانهای جمعی زاده میشود که خودخواهی را مهار میکند.[۳۰]
همبستگی در برابر نئولیبرالیسم
مارسل موس، شاگرد دورکیم، با طرح چرخه «بخشیدن، گرفتن و پس دادن» نشان داد همبستگی ریشه اخلاقی دارد، نه منفعتطلبانه. او میگفت فرد و دولت به هم بدهکارند.[۳۱]
ژرژ باتای برعکس اقتصاددانان، معتقد بود جامعه با بخشش، فداکاری، ایثار و قربانی کردن پیوند میخورد، نه با سودجویی و ثروتاندوزی. او همبستگی را به دو نوع تقسیم کرد:
همبستگی عامگرا و مثبت: بر پایه انسانیت مشترک و پذیرش تفاوتها
همبستگی خاصگرا و فاشیستی: بر پایه طرد دیگری و عدم پذیرش تفاوت[۳۲]
از نظر لوی استراوس، همبستگی محصول مبادله است و مبادله خود یک ساختار اجتماعی بهشمار میرود.[۳۳]
پییر بوردیو در برابر جریان جهانی نئولیبرالیسم که جوامع را تجزیه میکند، از دو نوع همبستگی دفاع میکرد:
بولتانسکی همبستگی را نتیجه اخلاقیات جامعه میدانست و چهار نوع آن را بر اساس دو محور «صلح در برابر منازعه» و «همارزی در برابر ناهمارزی» دستهبندی کرد. او میگفت برای تحقق همبستگی باید از نقد لیبرالیسم جدید و پیوند نقد اجتماعی با نقد هنری استفاده کرد.[۳۵]
امروزه مکتب همبستگی برای دفاع از جامعه در برابر فاشیسم و سودگرایی افراطی شکل گرفته است. این مکتب مفاهیمی مانند اقتصاد همبستگی، اقتصاد اجتماعی و اقتصاد بخشش را در برابر علم اقتصاد سودمحور مطرح کرده و ریشهکن کردن نابرابریهای بیرونی را اصل بنیادین همبستگی میداند.[۳۶]
رویکردهای کارکردگرایی و تبادلی
از منظر تالکوت پارسونز، جامعهشناس کارکردگرا، انسجام جامعه از طریق ارزشها و اصول مشترک به دست میآید.
پیتر بلاو از نظریهپردازان مبادله، بر اهمیت پاداشهای گروهی تأکید داشت؛ وقتی گروه به اعضای همراه خود پاداش میدهد، همبستگی تقویت میشود.[۳۷]
نظریه انتخاب عقلانی
مایکل هچتر همبستگی را بر سه بعد میدید:
رفتار مشارکتی
احساس وابستگی عاطفی (عشق، دوستی، برادری)
قضاوت و کنترل جامعه بر اعضا
لیندنبرگ، همبستگی را از خودگذشتگی برای کالاهای مشترک، تحمل هزینه برای منافع جمعی، کمک به نیازمندان، مقاومت در برابر پیمانشکنی و جبران خسارت در بلایا میدانست.[۳۸]
آیینهای تعامل و احساسات
راندل کالینز بر «آیینهای تعامل» تأکید داشت: گردهماییهای رو در رو، آیینهای مشترک و حالات عاطفی یکسان بین افراد.
دیوید آر. هایس «همبستگی عادلانه و عاطفی» را مطرح کرد و بر نقش وفاداری، همپیمانی و هماهنگی احساسی تأکید میکرد.
در رویکرد شبکههای اجتماعی، نظریهپردازانی مانند مارکوفسکی و لاولر بر «دسترسیپذیری» تأکید دارند؛ هرچه پیوندها بین افراد یک شبکه بیشتر و قویتر باشد، همبستگی بیشتر است.[۳۹]
مطالعات خُرد
در سطح کوچکتر، پژوهشگران بهجای همبستگی از مفهوم دلبستگی استفاده میکنند:
مکفرسون و اسمیت: مدت زمان عضویت در گروه و تأثیر آن بر دلبستگی.
محمدعلی شاهآبادی، هندسه همبستگی اجتماعی را بر تقاطع دو خَیطِ (ریسمان) طولیِ «ولایت» و عرضیِ «اخوت» استوار میکند.[۴۴] مدل او شامل دو بازوی سیاست عِدّه، تولید سرمایه انسانی منسجم بر پایه برادری و چهار ناموس اُنس، کمال، عزت و عون[۴۵] و سیاست عُدّه، اقتصاد تعاونی و قدرت مادی، است.[۴۶] از نظر وی، در سطح فردی انسان خودخواه همچون صفر است که تنها در سایه پیوند عاطفی و ساختاری با جامعه ایمانی به عدد تبدیل شده و ارزش مییابد.[۴۷]
امام خمینی در تبیین مبانی همبستگی اجتماعی در ایران، اتحاد حول محور اسلام را جایگزین ملیگرایی سکولار کرد. دشمنشناسی مشترک، مشارکت همهجانبه مردم در امور جامعه، روحانیت و مناسک جمعی اسلامی عرصههای مهم همسبتگی اجتماعی از نظر وی ذکر شده است.[۴۸]
سید محمدحسین طباطبایی فیلسوف اجتماعی معاصر شیعهسید محمدحسین طباطبایی معتقد است طبیعت استخدامگر انسان ذاتاً مولد اختلاف است[۴۹] و همبستگی اجتماعی پایدار تنها با مداخله دین بهعنوان عاملی فراطبیعی محقق میشود.[۵۰] او سازوکار همبستگی را در سه پله صبر فردی، مصابره (همبستگی مقاومتی) و در نهایت مرابطه (همبستگی شبکهای) صورتبندی میکند.[۵۱] در این الگو، جامعه به یک شخصیت واحد تبدیل شده و تفکر اجتماعی جایگزین تفکر فردی میگردد.[۵۲] عامل اصلی همبستگی هم عقیده و هدف است نه سرزمین و نژاد.[۵۳]
تقویت همبستگی اجتماعی
برگزاری جشن نیکوکاری در مدارس شهرستان رامیان، اسفند ۱۳۹۴ش.دین از مهمترین عوامل همبستگی اجتماعی معرفی شده است.[۵۴]
نهاد آموزش نیز با تربیت شهروند اجتماعی و ملتزم به مصالح عمومی و قراردادهای اجتماعی،[۵۵] بازتولید فرهنگ و اخلاق، ایجاد شبکههای پایدار، پایهگذاری سنتهای ثباتبخش و خلق سرمایه اجتماعی، همبستگی اجتماعی را تقویت میکند.[۵۶]
نهاد حقوق از راه تطابق قانون با خواستههای جامعه، مقوم همبستگی اجتماعی است؛[۵۷] زیرا اخلاقیات همبستگیساز تنها در صورتی پایدار میمانند که به کدهای حقوقی و رویههای قانونی تبدیل شوند.[۵۸]
رسانههای جمعی و شبکههای اجتماعی در فضای مجازی نیز با ایجاد لایههای هویتی مشترک در تقویت همبستگی اجتماعی مهم شمرده شده است.[۵۹]
برخی از عوامل هنجاری و رفتاری تقویت همبستگی اجتماعی نیز عبارتاند از:
درک عمیق از اهداف کلان جامعه و پرهیز از اظهارنظرهای ناآگاهانه؛
رذائل اخلاقی، تقدم منافع شخصی بر مصالح عمومی،[۶۲] توسعه نامتوازن،[۶۳] بیعدالتی،[۶۴] سیاستهای نئولیبرال، بازارگرایی، اقتدارگرایی و فاشیسم، از موانع همبستگی اجتماعی در دنیای امروز ذکر شده است.[۶۵]
ابنخلدون، عبدالرحمان، مقدمه ابنخلدون، تهران، شرکت سهامی انتشارات خوارزمی، ۱۳۹۰ش.
امامجمعه، فرهاد، «تحلیل جامعهشناختی همبستگی اجتماعی و فرهنگی در ایران»، مجله علوم اجتماعی، شماره ۱۱، ۱۳۸۷.
بیرو، آلن، فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه باقر ساروخانی، تهران، کیهان، ۱۳۷۵ش.
جهانینسب، احمد، «بررسی مفهوم همبستگی اجتماعی در آراء و اندیشههای ابنخلدون و امیل دورکیم»، فصلنامه نظریههای اجتماعی متفکران مسلمان، سال ۱۲، شماره ۱، ۱۴۰۱ش.
حاجیانی، ابراهیم، «شاخصهای همبستگی اجتماعی و تأثیر دانشگاه آزاد اسلامی بر آن»، فصلنامه مطالعات ملی، ویژه نامه شماره ۱، ۱۳۹۰.
حسامی، فاضل، «همبستگی اجتماعی در قرآن»، فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، سال ۲، شماره ۴، ۱۳۹۰ش.
خواجه نصیرالدین طوسی، محمد، اخلاق ناصری، به تصحیح مجتبی مینوی-علیرضا حیدری، تهران، شرکت سهامی انتشارات خوارزمی، ۱۳۹۰ش.
رستمی کیسمی، علی، «عرصههای مورد تأکید امام خمینی بر همبستگی اجتماعی»، فصلنامه فرهنگ پژوهش، شماره ۵۳، ۱۴۰۲ش.