بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶۴: خط ۶۴:
4. همۀ این وظایف، با اتکاء و توجه به خداوند صورت گیرد.
4. همۀ این وظایف، با اتکاء و توجه به خداوند صورت گیرد.


سخنرانی آیت الله مصباح
سخنرانی آیت الله مصباح، در ديدار با آيت الله حيدری نماينده خبرگان و امام جمعه اهواز به همراه طلاب مدرسه علميه الغدير اهواز و مدیریت و طلاب مدرسه علمیه امام کاظم اصفهان، تاریخ: پنجشنبه, 13 دى, 1397


در ديدار با آيت الله حيدری نماينده خبرگان و امام جمعه اهواز به همراه طلاب مدرسه علميه الغدير اهواز و مدیریت و طلاب مدرسه علمیه امام کاظم اصفهان
تاریخ: پنجشنبه, 13 دى, 1397
'''بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم'''
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَصَلَّى اللَّهُ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ
أللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَّه بْنِ الْحَسَن صَلَوَاتُکَ عَلَیهِ وَعَلَی آبَائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَه وَفِی کُلِّ سَاعَه‌ وَلِیًا وَحَافِظاً وَقَائِداً وَنَاصِراً وَدَلِیلاً وَعَیْنَا حَتَّی تُسْکِنَهُ أرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلاً
با توجه به اینکه در آستانه چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی هستیم به نظر بنده رسید که خوب است نگاهی به گذشته انقلاب، به‌ویژه در این چهل سال، ارزیابی‌ای از آنچه واقع شده، پیش‌بینی‌ای نسبت به آینده و بررسی وظایفی که برای آینده باید انجام دهیم داشته باشیم تا از همین حالا و حتی زودتر، خودمان را برای انجام آن وظایف آماده کنیم. در این خصوص چند جمله مطرح می‌کنم تا شما جوان‌ها، علما و بزرگان بیندیشید و راه چاره‌ای برای مشکلات پیدا کنید.
== تفاوت جوهری انقلاب اسلامی با انقلاب‌های معاصر ==
تصور بسیاری این است که انقلابی که در ایران رخ داد مشابه انقلاب‌هایی است که در کشورهای دیگر، حتی در کشورهای اسلامی، اتفاق افتاده است. این تحولات کم‌وبیش در دنیا نیز دیده می‌شود؛ دولتی می‌رود و دولت دیگری سر کار می‌آید؛ گاهی کودتاست، گاهی انقلاب؛ تحولاتی رخ می‌دهد؛ یکی از یک جهت، بهتر است، دیگری از جهت دیگر. گاهی هم به امثال این آیه تمسک می‌شود که '''تِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ.[1]''' سؤال اینجاست که آیا واقعاً انقلاب اسلامی ایران شبیه همان انقلاب‌هایی است که در بسیاری از کشورها، به‌ویژه در نیم‌قرن گذشته، اتفاق افتاده‌اند؟! در کشورهای مختلف، حتی در اروپا، آفریقا و آمریکای لاتین ده‌ها انقلاب مارکسیستی رخ داده است؛ آیا این هم یکی از آن‌هاست؟!
متأسفانه بسیاری از نوجوان‌های ما که تازه وارد عرصه می‌شوند با همین نگاه ساده به تحولات می‌نگرند و فکر می‌کنند این اتفاقات در همه‌ جا رخ می‌دهد، ایران هم یکی از آن‌هاست. این یک سؤال جدی است و خوب است پاسخ آماده‌ای برای آن داشته باشیم؛ سپس خودمان متعهد باشیم که به دیگران بفهمانیم که این تحول با سایر انقلاب‌ها تفاوت جوهری دارد.
تقریباً می‌توان گفت آنچه از انقلاب‌های قرن اخیر، به‌ویژه انقلاب‌های چپ و مارکسیستی دیده می‌شود، همه بر اهداف مادی ازجمله فقر، مشکلات اقتصادی و تضاد میان کارگران و کشاورزان با سرمایه‌داران، متمرکز هستند. گاهی هم میان انقلابی‌ها دعواهایی هست که بیشتر ریشه در حسادت و رقابت دارد تا اختلاف طبقاتی. درمجموع محور همه این‌ها مسائل دنیوی ازجمله پول، ریاست، تسلط و شهرت است. حالا بعضی حق هستند و بعضی باطل اما هدفشان درنهایت از دنیا فراتر نمی‌رود؛ هدف، رفاه زندگی است تا زمانی که زنده هستند.
اما این انقلاب یک تفاوت جوهری با سایر انقلاب‌ها دارد و آن، تفاوت در فکر، در اعتقاد، در ارزش‌ها و در اعتقاد به ماوراء طبیعت، به دین و به مقرراتی است که باید از سوی خدا برای بندگان نازل شود و باید اجرا گردد. درنهایت هم تلاش برای تحقق نظام نهایی به دست مبارک حضرت ولی‌عصرعجل‌‌الله‌‌فرجه‌‌الشریف. این اهداف با اهداف دیگر انقلاب‌ها بسیار متفاوت‌ هستند. البته ما معتقدیم که در سایه این هدف مقدس، اهداف دیگر نیز به‌طور تبعی حاصل می‌شوند اما اصل چیز دیگری است.
== نهضت پیامبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله، نقشه راه انقلاب ما ==
الگوی همه ما در انقلاب - اگر برای برخی نبوده، باید باشد- انقلاب صدر اسلام به دست پیامبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله است. خداوند زندگی بشر را در این عالم به‌گونه‌ای قرار داده است که از نمونه‌های عینی و محسوس، بیشتر درس می‌گیرد تا از مطالب کلی و ذهنی؛ و وقتی نمونه‌ای را ببیند بیشتر تحت تأثیر قرار می‌گیرد. الگوی انقلاب ما، انقلاب پیامبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله در صدر اسلام است. ما برای اینکه بتوانیم انقلاب خود را بهتر هدایت کنیم، از دستاوردهای آن بهتر نگهداری کنیم، از آفات آن باخبر باشیم و پیشگیری کنیم و اگر آفاتی تحقق یافته، با آن‌ها مبارزه کنیم و آن‌ها را برطرف کنیم باید این انقلاب را هرچه بیشتر درک و تحلیل کنیم. هرچه علل، دستاوردها، آفات و مشکلات آن را بشناسیم برای ایجاد انقلابی مشابه، آمادگی بیشتری خواهیم داشت.
== چالش‌های تحقق کامل انقلاب اسلامی در صدر اسلام ==
ما می‌دانیم که انقلابی که در صدر اسلام اتفاق افتاد کاملاً آن انقلاب ایده‌آلی نبود که پیغمبر اسلام طراحی کرده بودند. از همان اوایل، لااقل از زمان رحلت پیغمبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله انحرافاتی در کنار آن تحقق پیدا کرد، زاویه‌هایی ترسیم شد و مشکلاتی را به وجود آورد که آن اهداف انقلاب، صددرصد تحقق پیدا نکرد. اینجا یک سؤال ضمنی مطرح است که چرا خدا کمک نکرد تا همه آن اهداف، صددرصد تحقق پیدا کند؟!
خود خدا در آیات زیادی به این مطلب اشاره فرموده است که '''الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا.[2]''' خدا کمبودی نداشت؛ دست او بسته نبود که انسان را بیافریند یا پیغمبر را بفرستد تا به او کمک کنند تا یک جامعه خوب درست کند. خودش به‌تنهایی نمی‌توانست این کار را انجام بدهد از پیغمبر کمک خواست یا از مجاهدین کمک خواست. نه، خدا همه کاری می‌توانست بکند. این وضع زندگی که با امتحان و انتخاب توأم است و اینکه کسانی دستشان باز باشد، هم بتوانند خیانت کنند و هم بتوانند کمک کنند، حکمت الهی اقتضا می‌کرد برای اینکه موجودی که لیاقت خلافت الهی داشته باشد و مظهر اراده و مشیت الهی باشد، تحقق پیدا کند و رشد کند؛ لذا چنین موجودی می‌تواند اشرف مخلوقات باشد، فرشتگان هم بیایند خادم او شوند. او با انتخاب خودش این کار را می‌کند. او می‌تواند کارهای دیگر هم بکند ولی به خاطر اطاعت خدا این مسیر را برگزیده است.
فلسفه وجود انسان با این ویژگی‌ها، در این شرایط و در این کره خاکی، همان است که خود خدا بارها در قرآن فرموده است؛ '''إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا؛[3]''' '''وَلَٰكِنْ لِيَبْلُوَ بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ.[4]'''
بنابراین ما باید بدانیم که آنچه باید اتفاق بیفتد طبق اراده تشریعی الهی برای ما بیان شده است که باید این کار را بکنیم اما اینکه عملاً چه می‌شود، اختیار آن با ماست؛ تا چه چیزی را انتخاب کنیم؛ یا راه بهشت و ارتقاء به درجه‌ای فوق درجه ملائکه؛ یا راه سقوط و تنزل به زیر درجه حیوانات؛ '''أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ.[5]'''
ما نباید توقع داشته باشیم حالا که پیغمبر آمده همه چیز خودبه‌خود درست شود. به طور مشابه، حالا که امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه چنین انقلابی کرده، همه چیز باید خودش درست شود؛ این‌گونه نیست. من و شما هرروز موظف هستیم که این راه صحیح را ادامه دهیم؛ اگر کمبودی دارد جبران کنیم؛ عمل کنیم؛ بدانیم وظیفه ما چیست و اگر وظیفه‌ای داریم، به آن وظیفه، خوب عمل کنیم چون اگر عمل نکنیم ضرر آن را خودمان می‌بینیم.
== ارزیابی گذشته؛ فرصتی برای اصلاح حال و کسب آمادگی برای آینده ==
بنابراین جا دارد که ما هر از چندی برگردیم و نگاهی به گذشته بیندازیم و محاسبه‌ای کنیم. در روایات داریم که مؤمن هر شب باید محاسبه کند''': لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُحَاسِبْ نَفْسَهُ فِي كُلِّ يَوْمٍ.[6]''' ما هرروز باید ببینیم چه کردیم. اقلاً سالی یک مرتبه برای امور اجتماعی خودمان یک ارزیابی بکنیم و ببینیم سال گذشته چه کردیم؟! حالا بعد از چهل سال چه کردیم؟! آیا به آن‌چه وظیفه ما بود عمل کردیم؟! اگر عمل نکردیم، آیا مانع از ما بود یا از عوامل خارجی بود؟! اگر از ما بود خودمان را اصلاح کنیم؛ اگر از عوامل خارجی بود، خودمان را برای مبارزه با آن‌ها بیشتر آماده کنیم و بر اثر تجربه چهل‌ساله، پیش‌بینی آینده را بکنیم که در آینده، خودمان را برای چه چیزی باید آماده کنیم. این یک باب وسیعی است که مدت‌ها وقت می‌گیرد تا درست انجام بگیرد. نه از بنده برمی‌آید و نه این فرصت برای رسیدگی به آن کافی است. بنده فقط تیتر و مسئله آن را عرض کردم که جوان‌های باهمت دنبال کنند و در فرصت‌هایی که گه‌گاه پیش می‌آید، در تعطیلات، چه تعطیلات هفتگی و چه تعطیلات سالانه، مقداری از وقت خودشان را صرف مطالعه تاریخ انقلاب کنند تا ببینند چه شده، کجای آن کمبود داشته و احیاناً اگر باید جبران کرد از حالا آماده شویم.
== ماهیت فرهنگی و ارزشی انقلاب اسلامی و ضرورت اصلاح باورها و ارزش‌ها ==
نکته دوم این است که همان‌گونه که گفتیم این انقلاب، یک انقلابی است که اصالتاً مربوط به باورها و ارزش‌هاست. حقیقت دین و معنای صحیح فرهنگ هم همین است. رکن فرهنگ، باورها و ارزش‌هاست وگرنه رفتارها و آداب‌ورسوم محلی و گویش‌ها و امثال این‌ها، این‌ها مسائل بسیار جزئی است. آنچه اصل فرهنگ را تشکیل می‌دهد این است که مردم چگونه فکر می‌کنند و دنبال چه ارزش‌هایی هستند. اساس فرهنگ این است؛ یعنی همان روح دین.
این انقلاب چون اصالتاً یک انقلاب دینی بود یعنی انقلابی در باورها و ارزش‌ها بود لذا باورهای غلطی که بود می‌بایست اصلاح شود و ارزش‌های کم‌ارزش، بی‌ارزش یا ضد ارزش که در اثر حکومت ستم‌شاهی و حکومت‌های دست‌نشانده کفار در جامعه رواج پیدا کرده بود می‌بایست این‌ها عوض شود و جای آن، ارزش‌های الهی و اصیل تحقق پیدا کند؛ اما آیا این کار انجام شد یا نه؟! آیا این کار به صورت کامل انجام شده یا بخشی از آن انجام شده و بخشی دیگر روی زمین مانده است؟!
== معیار سنجش تحقق اهداف انقلاب اسلامی ==
اگر ما بخواهیم این انقلاب، درست تحقق پیدا کند، از یک طرف باید یک معیار داشته باشیم و با آن معیار بسنجیم و ببینیم آنچه واقع شده آیا با این معیار می‌خواند یا نمی‌خواند؟! این معیار را از کجا باید به دست آورد؟! معیار آن، دین و قرآن است؛ پس هرچه ما قرآن را بهتر بفهمیم، بهتر می‌توانیم انقلاب خودمان را ارزش‌یابی کنیم و بگوییم آنچه واقع شده با این معیار می‌خواند. این یک متر و یک مقیاس است که می‌توانیم با آن اندازه بگیریم.
== چالش‌های امام زمان در مواجهه با دین‌داری تحریف‌شده ==
اگر کسانی ازجمله دشمنانی شیطان‌صفت آمدند و این معیار را از دست ما گرفتند یا بد تفسیر کردند؛ حالا بین پرانتز، حدیثی را نقل می‌کنم که حدیث معروف و معتبری است اما کمتر ذکر می‌شود. مرحوم صدوق در کمال‌الدین نقل فرموده‌اند که وقتی وجود مقدس ولی‌عصرعجل‌‌الله‌‌فرجه‌‌الشریف ظهور می‌فرمایند با مشکلاتی بیش از مشکلاتی که پیغمبر اکرم‌صلی‌‌الله‌‌علیه‌‌و‌آله در هنگام بعثت با آن‌ها مواجه شدند مواجه می‌شوند! راوی تعجب می‌کند و عرض می‌کند در آن زمان، مردم مشرک بودند و این همه جنگ راه انداختند؛ حالا که این همه مسلمان هستند چطور مشکلات بیشتر است؟!
حضرت توضیح می‌دهند که وقتی پیغمبر اکرم‌صلی‌‌الله‌‌علیه‌‌و‌آله مبعوث شدند مردم از سنگ و چوب بت می‌تراشیدند و می‌پرستیدند. با چنین مردمی گفتن اینکه این کار غلط است خیلی مشکل نبود. اینکه به آن‌ها بگویند این سنگی است که خودتان تراشیده‌اید و این چطور می‌شود خدای شما باشد، با این‌گونه مردمی بحث کردن و قانع کردن که این کار غلطی است خیلی مشکل نبود؛ اما وقتی امام زمان ظهور می‌فرمایند با کسانی مواجه می‌شوند که به ایشان می‌گویند: این قرآنی که شما این‌گونه معنا می‌کنید درست نیست، ما معنی دیگری داریم! حضرت با کسانی مواجه می‌شوند که به قرآن استناد می‌کنند و می‌گویند: آنچه ما می‌فهمیم درست است، شما اشتباه می‌فهمید! حضرت چگونه به این‌ها حالی کنند؟! اینجا دیگر صحبت سنگ و چوب نیست که بگویند این سنگ، نمی‌شود خدا باشد. آن‌ها می‌گویند قرآن درست است، روی سر ما هم هست اما آن چیزی که شما می‌فهمید نیست!
== خطر بزرگ تفسیر غلط از ارزش‌ها و باورهای دینی ==
بزرگ‌ترین خطری که راه حق، اهداف انبیا و اهداف الهی را به خطر می‌اندازد تفسیر غلط از ارزش‌ها و باورهای دینی است. این کاری بود که از همان اوایل صدر اسلام شروع شد و تا امروز، شیاطین هرروز تجربه‌های جدیدی پیدا کرده‌اند. اگر ما می‌گوییم این وهابیون از سنخ همان خوارج هستند، این‌ها در این جهت شریک هستند اما بسیار استادتر شده‌اند چون این‌ها بیش از هزار سال تجربه دارند و هرروز بر تجربه‌هایشان افزوده شده و بهتر یاد گرفته‌اند که چگونه باید مردم را فریب بدهند. این است که ما هم در مقابل، باید آمادگی بیشتری برای مبارزه با آن‌ها را داشته باشیم. نمی‌توانیم بگوییم این شبهات، هزار سال پیش مطرح شده، جواب آن را هم علما داده‌اند، بروید بخوانید. نه، این‌گونه نیست.
اصل اشکال همین است؛ اصل اشکال، کفر است؛ اصل اشکال، خودپرستی است. آن‌ها می‌گویند: تو گفتی من جانشین پیغمبر هستم، حالا چرا تو باشی و چرا من نباشم؟! شما می‌خواهید حکومت کنید؟! چه کسی گفته شما باشید؟! ما باشیم، شما تابع ما باش!


اصل مسئله همین است اما هرروز با رنگ و لعابی تازه، به صورت یک سوژه جدید و با کیفیتی جدید، فریب‌کارانه‌تر و با شکل و شمایل جذاب‌تر مطرح می‌شود تا بتوانند دیگران را فریب دهند.
اصل مسئله همین است اما هرروز با رنگ و لعابی تازه، به صورت یک سوژه جدید و با کیفیتی جدید، فریب‌کارانه‌تر و با شکل و شمایل جذاب‌تر مطرح می‌شود تا بتوانند دیگران را فریب دهند.