بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
<big>'''رهبر جمهوری اسلامی ایران؛'''</big> عالیترین مقام رسمی کشور و فرمانده کل نیروهای | <big>'''رهبر جمهوری اسلامی ایران؛'''</big> عالیترین مقام رسمی کشور و فرمانده کل نیروهای مسلح<ref group="دیدگاه">چرا صرفا به یکی از وظایف اشاره شده است؟</ref>، که بر اساس نظریۀ ولایت فقیه، توسط مجلس خبرگان رهبری تعیین و معرفی میشود.<ref group="دیدگاه">طولانی شده است. از عبارت اینگونه فهمیده میشود که مبنای معرفی آن توسط مجلس خبرگان نظریه ولایت فقیه است. اما در متن نظریه و لوازم نظریه چنین چیزی فکر نکنم نهفته باشد. این سازوکارهای قانون است. اگر روزی قانون اساسی تعدیل شود و از راه دیگر رهبری معرفی شود نظریه ولایت فقیه نقض نشده است. مثلا رهبر فعلی جانشین خود را معرفی کند. می خواهم بگویم که در متن نظریه سازوکار معرفی رهبر نهفته نیست. </ref> | ||
رهبر جمهوری اسلامی ایران، بالاترین مقام رسمی کشور و فرمانده کل نیروهای مسلح است که جایگاه آن برپایۀ نظریۀ ولایت فقیه تعریف میشود. این مقام در عصر غیبت برعهدۀ فقیه جامعالشرایط قرار میگیرد. مشروعیت این مقام مبتنی بر مبانی عقلی و نقلی همراه با مقبولیت مردمی استوار است. برطبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تعیین وی از طریق مجلس خبرگان رهبری و با توجه به شرایط مقرر شده در آن انجام میگیرد. رهبری با تعیین سیاستهای کلی نظام و نظارت بر حسن اجرای آنها، نقش هدایت و صیانت از انسجام ساختار سیاسی را برعهده دارد. | رهبر جمهوری اسلامی ایران، بالاترین مقام رسمی کشور و فرمانده کل نیروهای مسلح است که جایگاه آن برپایۀ نظریۀ ولایت فقیه تعریف<ref group="دیدگاه">این عبارت «جایگاه آن برپایۀ نظریۀ ولایت فقیه تعریف » به تأمل نیاز ندارد؟ شاید در مقام ثبوت درست باشد، ولی در مقام اثبات براساس قانون اساسی تعیین نمی شود؟</ref> میشود. این مقام در عصر غیبت برعهدۀ فقیه جامعالشرایط قرار میگیرد. مشروعیت این مقام مبتنی بر مبانی عقلی و نقلی همراه با مقبولیت مردمی استوار است. برطبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تعیین وی از طریق مجلس خبرگان رهبری و با توجه به شرایط مقرر شده در آن انجام میگیرد. رهبری با تعیین سیاستهای کلی نظام و نظارت بر حسن اجرای آنها، نقش هدایت و صیانت از انسجام ساختار سیاسی را برعهده دارد. | ||
== مفهومشناسی == | == مفهومشناسی == | ||
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران رهبر به فقیه جامعالشرایطی اطلاق میشود که بر اساس اصل پنجم، در زمان غیبت امام دوازدهم، «ولایت امر و امامت امت» را بر عهده دارد. این جایگاه بر نظریه ولایت فقیه استوار است که به موجب آن، فقیه عادل، باتقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر، عهدهدار رهبری جامعه اسلامی میشود. از این رو، در عصر غیبت، رهبری و هدایت جامعه بر عهدۀ فقهای جامعالشرایط است و از میان آنان یک نفر بهعنوان ولیفقیه<ref>[https://rc.majlis.ir/fa/content/iran_constitution «قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران»، وبسایت مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی.]</ref> که همان رهبر است،<ref>[https://hawzah.net/fa/Question/View/7442/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88%D9%84%DB%8C-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA «آیا رهبر همان ولی فقیه است؟»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه.]</ref> انتخاب میشود و دیگران تابع وی هستند.<ref>[https://rc.majlis.ir/fa/content/iran_constitution «قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران»، وبسایت مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی.]</ref> | در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران رهبر به فقیه جامعالشرایطی اطلاق میشود که بر اساس اصل پنجم، در زمان غیبت امام دوازدهم، «ولایت امر و امامت امت» را بر عهده دارد. این جایگاه بر نظریه ولایت فقیه استوار است که به موجب آن، فقیه عادل، باتقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر، عهدهدار رهبری جامعه اسلامی میشود.<ref group="دیدگاه">یک خط و نیم بعدی مطلب اضافه تر از دو سطر نیم قبلی دارد؟</ref> از این رو، در عصر غیبت، رهبری و هدایت جامعه بر عهدۀ فقهای جامعالشرایط است و از میان آنان یک نفر بهعنوان ولیفقیه<ref>[https://rc.majlis.ir/fa/content/iran_constitution «قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران»، وبسایت مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی.]</ref> که همان رهبر است،<ref>[https://hawzah.net/fa/Question/View/7442/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88%D9%84%DB%8C-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA «آیا رهبر همان ولی فقیه است؟»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه.]</ref> انتخاب میشود و دیگران تابع وی هستند.<ref>[https://rc.majlis.ir/fa/content/iran_constitution «قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران»، وبسایت مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی.]</ref> | ||
== تاریخچه == | == تاریخچه == | ||
نظریۀ [[ولایت فقیه]] که رهبری جمهوری اسلامی بر آن استوار است، پیشینهای دیرینه در فقه شیعه دارد.<ref>مصباح یزدی، حکیمانهترین حکومت: کاوشی در نظریه ولایت فقیه، 1394ش، ص179؛ کدیور، نظریههای دولت در فقه شیعه، ۱۳۸۷ش، ص۱۷.</ref> فقیهانی چون شیخ مفید (قرن چهارم هجری)، شیخ طوسی، محقق حلی، علامه حلی، شهید اول و دوم، محقق کرکی (قرن دهم هجری)، ملا احمد نراقی، شیخ مرتضی انصاری و دیگران به تبیین این نظریه پرداختهاند. به باور آنها، فقیه جامعالشرایط از سوی امام معصوم بهعنوان نایب عام، منصوب شده و ولایت بر جامعه را در عصر غیبت بر عهده دارد. محقق کرکی در [[صفویه|دورۀ صفویه]] موفق شد این نظریه را بهصورت محدود، تحقق بخشد و با صدور فرمان شاه طهماسب، ولایت خود را بر برخی امور مملکت اعمال کند.<ref>[https://hawzah.net/fa/Article/View/82395/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%DA%AF%D8%B0%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%AA%D8%B4%DB%8C%D8%B9?rcids=80071,99493,105912,105911,105910,62027,6524,86085,4593,99077,83148,81223,80712,77935,88497,88494,93361,91937,88502,87246,88841,86765,86292 «نگاهی گذرا به مساله ولایت فقیه در تاریخ تشیع»، پیاگاه اطلاعرسانی حوزه.]</ref> با این حال، بهدلیل نبود بستر سیاسی مناسب اجرای عملی ولایت فقیه در دورههای بعدی، به اموری جزئی و قضایی منحصر بود.<ref>[https://hawzah.net/fa/Article/View/86297/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87?rcids=85360,52192,81727,86765,86292,82395,80352,52818,86326,81835,81694,52823,93361,91937,88502,87246,88841,86332,87790,87691 «پیشینه تاریخی ولایت فقیه»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه]</ref> پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ش، این نظریه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران راه یافت<ref>[https://rc.majlis.ir/fa/content/iran_constitution «قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران»، وبسایت مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی.]</ref> و زمینۀ تحقق عملی آن فراهم شد.<ref>برجی، «سیر تاریخی نظریه ولایت فقیه»، 1380ش، ص105</ref> در همهپرسی ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ش، مردم به نظام جمهوری اسلامی رأی دادند.<ref>روزها و رویدادها، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۸۱.</ref> در بازنگری قانون اساسی در ۱۳۶۸ش، شرط مرجعیت، از شرایط رهبر حذف و عبارت ولایت مطلقه به قانون اساسی افزوده شد و اختیارات رهبر جمهوری اسلامی ایران در زمینۀ تعیین سیاستهای کلی نظام، فرماندهی کل نیروهای مسلح و حل اختلاف قوا گسترش یافت.<ref>[http://qavanin.ir/Law/TreeText/?IDS=16043170960788462648 «اصلاحات و تغييرات و تتميم قانون اساسی مصوب ۱۳۵۸»، سامانه ملی قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران؛][https://hawzah.net/fa/Article/View/106698/%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%AD%D8%B0%D9%81-%D9%85%D8%B1%D8%AC%D8%B9%DB%8C%D8%AA%D8%8C-%D8%B7%D8%A8%D9%82-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%22%D8%B1%D9%87%22 «از شرایط رهبری حذف مرجعیت، طبق نظر حضرت امام خمینی(ره)»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه.]</ref> | نظریۀ [[ولایت فقیه]]<ref group="دیدگاه">در مقاله ولایت فقیه هم باید همین پیشینه را بنویسیم. به نظرم بهتر است که در این مقاله پشینۀ رهبری دینی در سطح نظام سیاسی بررسی شود. برای مثال علامه طباطبایی در المیزان از دو نوع الگوی رهبری یاد کرده است: الگو خلافت و الگوی امامت. طبق تبیین علامه جوادی آملی هم ماهیت رهبری جمهوری اسلامی از سنخ امامت است، همانگونه که در قانون اساسی هم آمده است. بنابراین پشینه عملی این الگوی رهبری به زمان امامان می رسد. منتها امامان گاه مسقیم و گاه غیر مستقیم رهبری جامعه را عهده دار بوده اند. بعد در دوره های تاریخ که حکومت های شیعی در ایران بوده هم در پشینه قابل یاد آوری است</ref> که رهبری جمهوری اسلامی بر آن استوار است، پیشینهای دیرینه در فقه شیعه دارد.<ref>مصباح یزدی، حکیمانهترین حکومت: کاوشی در نظریه ولایت فقیه، 1394ش، ص179؛ کدیور، نظریههای دولت در فقه شیعه، ۱۳۸۷ش، ص۱۷.</ref> فقیهانی چون شیخ مفید (قرن چهارم هجری)، شیخ طوسی، محقق حلی، علامه حلی، شهید اول و دوم، محقق کرکی (قرن دهم هجری)، ملا احمد نراقی، شیخ مرتضی انصاری و دیگران به تبیین این نظریه پرداختهاند. به باور آنها، فقیه جامعالشرایط از سوی امام معصوم بهعنوان نایب عام، منصوب شده و ولایت بر جامعه را در عصر غیبت بر عهده دارد. محقق کرکی در [[صفویه|دورۀ صفویه]] موفق شد این نظریه را بهصورت محدود، تحقق بخشد و با صدور فرمان شاه طهماسب، ولایت خود را بر برخی امور مملکت اعمال کند.<ref>[https://hawzah.net/fa/Article/View/82395/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%DA%AF%D8%B0%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%AA%D8%B4%DB%8C%D8%B9?rcids=80071,99493,105912,105911,105910,62027,6524,86085,4593,99077,83148,81223,80712,77935,88497,88494,93361,91937,88502,87246,88841,86765,86292 «نگاهی گذرا به مساله ولایت فقیه در تاریخ تشیع»، پیاگاه اطلاعرسانی حوزه.]</ref> با این حال، بهدلیل نبود بستر سیاسی مناسب اجرای عملی ولایت فقیه در دورههای بعدی، به اموری جزئی و قضایی منحصر بود.<ref>[https://hawzah.net/fa/Article/View/86297/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87?rcids=85360,52192,81727,86765,86292,82395,80352,52818,86326,81835,81694,52823,93361,91937,88502,87246,88841,86332,87790,87691 «پیشینه تاریخی ولایت فقیه»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه]</ref> پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ش، این نظریه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران راه یافت<ref>[https://rc.majlis.ir/fa/content/iran_constitution «قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران»، وبسایت مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی.]</ref> و زمینۀ تحقق عملی آن فراهم شد.<ref>برجی، «سیر تاریخی نظریه ولایت فقیه»، 1380ش، ص105</ref> در همهپرسی ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ش، مردم به نظام جمهوری اسلامی رأی دادند.<ref>روزها و رویدادها، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۸۱.</ref> در بازنگری قانون اساسی در ۱۳۶۸ش، شرط مرجعیت، از شرایط رهبر حذف و عبارت ولایت مطلقه به قانون اساسی افزوده شد و اختیارات رهبر جمهوری اسلامی ایران در زمینۀ تعیین سیاستهای کلی نظام، فرماندهی کل نیروهای مسلح و حل اختلاف قوا گسترش یافت.<ref>[http://qavanin.ir/Law/TreeText/?IDS=16043170960788462648 «اصلاحات و تغييرات و تتميم قانون اساسی مصوب ۱۳۵۸»، سامانه ملی قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران؛][https://hawzah.net/fa/Article/View/106698/%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%AD%D8%B0%D9%81-%D9%85%D8%B1%D8%AC%D8%B9%DB%8C%D8%AA%D8%8C-%D8%B7%D8%A8%D9%82-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%22%D8%B1%D9%87%22 «از شرایط رهبری حذف مرجعیت، طبق نظر حضرت امام خمینی(ره)»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه.]</ref> | ||
== جایگاه رهبری در نظام جمهوری اسلامی ایران == | == جایگاه رهبری در نظام جمهوری اسلامی ایران == | ||
در [[نظام جمهوری اسلامی ایران]]، رهبری بالاترین مقام سیاسی و معنوی محسوب میشود.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/20170422081234-10056-97.pdf سایبانی و سالاری، «بررسی جایگاه رهبری از منظر حکومت اسلامی و قانون اساسی»، 1395ش، ص103.]</ref> وظیفهٔ رهبری در جامعهٔ اسلامی، هدایت معنوی مردم و ادارهٔ کشور است. رهبر، هدایتکنندهٔ نهادهای حکومتی در مسیر اجرای صحیح قوانین اسلامی بوده و هماهنگکنندهٔ قوای سهگانهٔ کشور (مقننه، مجریه و قضائیه) است. وی با ترسیم جهتگیریهای کلی نظام و تعیین سیاستهای کلان، بر تمامی دستگاهها نظارت داشته و بر امور ولایت دارد.<ref>نوروزی و باقری، «بررسی و تحلیل جایگاه رهبری در نظام جمهوری اسلامی ایران»، 1391ش، ص187.</ref> رهبری، با پشتوانه مقبولیت مردمی و از طریق قدرت تصمیمگیری و اجرایی که بهصورت قانونی به وی اعطا شده است، نظم و ثبات را در نظام جمهوری اسلامی ایران محقق میسازد.<ref>[https://journals.abru.ac.ir/article_700038.html علیپور گرجی و موسیوند، «جایگاه رهبری در نظام سیاسی از نظر آیتالله خامنهای»، 1400ش، ص10.]</ref> | در [[نظام جمهوری اسلامی ایران]]، رهبری بالاترین مقام سیاسی و معنوی محسوب میشود.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/20170422081234-10056-97.pdf سایبانی و سالاری، «بررسی جایگاه رهبری از منظر حکومت اسلامی و قانون اساسی»، 1395ش، ص103.]</ref> وظیفهٔ رهبری در جامعهٔ اسلامی، هدایت معنوی مردم و ادارهٔ کشور است. رهبر، هدایتکنندهٔ نهادهای حکومتی در مسیر اجرای صحیح قوانین اسلامی بوده و هماهنگکنندهٔ قوای سهگانهٔ کشور (مقننه، مجریه و قضائیه) است. وی با ترسیم جهتگیریهای کلی نظام و تعیین سیاستهای کلان، بر تمامی دستگاهها نظارت داشته و بر امور ولایت دارد.<ref>نوروزی و باقری، «بررسی و تحلیل جایگاه رهبری در نظام جمهوری اسلامی ایران»، 1391ش، ص187.</ref> رهبری، با پشتوانه مقبولیت مردمی و از طریق قدرت تصمیمگیری و اجرایی که بهصورت قانونی به وی اعطا شده است، نظم و ثبات را در نظام جمهوری اسلامی ایران محقق میسازد.<ref>[https://journals.abru.ac.ir/article_700038.html علیپور گرجی و موسیوند، «جایگاه رهبری در نظام سیاسی از نظر آیتالله خامنهای»، 1400ش، ص10.]</ref><ref group="دیدگاه">خوب است که به دیدگاهای آیت الله جوادی آملی هم اشاره شود</ref> | ||
== مبانی قدرت رهبر جمهوری اسلامی ایران == | == مبانی قدرت رهبر جمهوری اسلامی ایران == | ||
پژوهشگران دلیل مرکب از عقل و نقل را مؤثرترین برهان برای اثبات حاکمیت رهبر جمهوری اسلامی ایران بهعنوان فقیه جامعالشرایط در عصر غیبت دانستهاند. از منظر آنها، حاکمیت رهبر جمهوری اسلامی ایران بر پایه دو نظریه تئوکراتیک (منشأ الهی) و دموکراتیک قابل تحلیل است. بر اساس نظریه تئوکراتیک، منشأ قدرت رهبر، ارادۀ الهی است و رهبر بهعنوان نایب امام معصوم در عصر غیبت، وظیفه اجرای احکام شرع را بر عهده دارد. این نظریه مستند به آیات قرآنی از جمله آیه ۲۶ سوره آلعمران است. در نظام مردمسالاری دینی رهبر در برابر قوانین با سایر شهروندان مساوی است و حکومت برای او وظیفه محسوب میشود، نه امتیاز.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1758498/%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87 حبیبیتبار، «مبانی حاکمیت دینی و ولایت فقیه»، 1391ش، ص75-85.]</ref> | پژوهشگران دلیل مرکب از عقل و نقل را مؤثرترین برهان برای اثبات حاکمیت رهبر جمهوری اسلامی ایران بهعنوان فقیه جامعالشرایط در عصر غیبت دانستهاند. از منظر آنها، حاکمیت رهبر جمهوری اسلامی ایران بر پایه دو نظریه تئوکراتیک<ref group="دیدگاه">این تعبیر مناسب نیست. از تعابیر بومی استفاده شود</ref> (منشأ الهی) و دموکراتیک قابل تحلیل است. بر اساس نظریه تئوکراتیک، منشأ قدرت رهبر، ارادۀ الهی است و رهبر بهعنوان نایب امام معصوم در عصر غیبت، وظیفه اجرای احکام شرع را بر عهده دارد. این نظریه مستند به آیات قرآنی از جمله آیه ۲۶ سوره آلعمران است. در نظام مردمسالاری دینی رهبر در برابر قوانین با سایر شهروندان مساوی است و حکومت برای او وظیفه محسوب میشود، نه امتیاز<ref group="دیدگاه">این گزاره بیانگر محدوده صلاحیت رهبری است. نه مبانی قدرت</ref>.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1758498/%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87 حبیبیتبار، «مبانی حاکمیت دینی و ولایت فقیه»، 1391ش، ص75-85.]</ref> | ||
مبانی عقلی حاکمیت رهبری شامل جاودانگی احکام اسلام، لزوم تشکیل حکومت در عصر غیبت برای اجرای احکام، و قاعدۀ لطف است. مبانی نقلی نیز شامل روایتهای چون روایت معروف امام زمان (ارجاع به راویان حدیث در حوادث واقعه)، مقبولۀ عمر بن حنظله (نصب فقیه بهعنوان حاکم از سوی امام صادق)، و روایت تحف العقول (مجاری امور به دست عالمان دینی) است. افزون بر این، برخی فقیهان بر اجماع فقها در اصل ولایت فقیه (هرچند با اختلاف در حدود اختیارات) استناد کردهاند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1758498/%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87 حبیبیتبار، «مبانی حاکمیت دینی و ولایت فقیه»، 1391ش، ص75-85.]</ref> | مبانی عقلی حاکمیت رهبری شامل جاودانگی احکام اسلام، لزوم تشکیل حکومت در عصر غیبت برای اجرای احکام، و قاعدۀ لطف است. مبانی نقلی نیز شامل روایتهای چون روایت معروف امام زمان (ارجاع به راویان حدیث در حوادث واقعه)، مقبولۀ عمر بن حنظله (نصب فقیه بهعنوان حاکم از سوی امام صادق)، و روایت تحف العقول (مجاری امور به دست عالمان دینی) است. افزون بر این، برخی فقیهان بر اجماع فقها در اصل ولایت فقیه (هرچند با اختلاف در حدود اختیارات) استناد کردهاند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1758498/%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87 حبیبیتبار، «مبانی حاکمیت دینی و ولایت فقیه»، 1391ش، ص75-85.]</ref> | ||
در باب نقش مردم در مشروعیت نظام ولایت فقیه، دو دیدگاه رایج میان پژوهشگران و اندیشمندان اسلامی وجود دارد: | در باب نقش مردم در مشروعیت نظام ولایت فقیه، دو دیدگاه رایج میان پژوهشگران و اندیشمندان اسلامی وجود دارد:<ref group="دیدگاه">به نظرم این بحث جایش در مقاله ولایت فقیه است. اینجا شما نگاه جامعه شناختی داشته باشید. یعنی توصیف آنچه که محقق شده است</ref> | ||
* '''دیدگاه اول:''' اصل تشریع و مشروعیت ولایت فقیه از سوی خداوند و امام زمان است و تعیین شخص فقیه نیز باید به نحوی به اذن و انتساب به آن حضرت بازگردد؛ اما تحقق خارجی و استقرار حکومت منوط به پذیرش و مقبولیت مردم است.<ref>مصباحیزدی، نگاهی گذرا به نظریۀ ولایت فقیه، 1380ش، ص65-66.</ref> گروهی از پژوهشگران با پذیرش دیدگاه نخست بر این باورند که نقش مردم تأمینکننده مشروعیت رهبری نیست، بلکه شرط تحقق عینی و کارآمدی حاکمیت او محسوب میشود. از این منظر، رأی، بیعت و مشارکت مردمی به حاکمیت رهبر فعلیت میبخشد و آن را از یک حق نظری به یک قدرت اجرایی تبدیل میکند.<ref>جوادی آملی، ولایت فقیه، 1378ش، ص 82-83.</ref> در این چارچوب و با استناد به سیره امام علی، ایشان با وجود دارا بودن حق الهی برای تصدی رهبری، بدون پذیرش و بیعت مردم، تشکیل حکومت و اعمال ولایت را ممکن نمیدانست.<ref>مصباح یزدی، حقوق و سیاست در قرآن، 1377ش، ج1، ص103-104.</ref> | * '''دیدگاه اول:''' اصل تشریع و مشروعیت ولایت فقیه از سوی خداوند و امام زمان است و تعیین شخص فقیه نیز باید به نحوی به اذن و انتساب به آن حضرت بازگردد؛ اما تحقق خارجی و استقرار حکومت منوط به پذیرش و مقبولیت مردم است.<ref>مصباحیزدی، نگاهی گذرا به نظریۀ ولایت فقیه، 1380ش، ص65-66.</ref> گروهی از پژوهشگران با پذیرش دیدگاه نخست بر این باورند که نقش مردم تأمینکننده مشروعیت رهبری نیست، بلکه شرط تحقق عینی و کارآمدی حاکمیت او محسوب میشود. از این منظر، رأی، بیعت و مشارکت مردمی به حاکمیت رهبر فعلیت میبخشد و آن را از یک حق نظری به یک قدرت اجرایی تبدیل میکند.<ref>جوادی آملی، ولایت فقیه، 1378ش، ص 82-83.</ref> در این چارچوب و با استناد به سیره امام علی، ایشان با وجود دارا بودن حق الهی برای تصدی رهبری، بدون پذیرش و بیعت مردم، تشکیل حکومت و اعمال ولایت را ممکن نمیدانست.<ref>مصباح یزدی، حقوق و سیاست در قرآن، 1377ش، ج1، ص103-104.</ref> | ||
| خط ۷۷: | خط ۷۷: | ||
=== رهبری امام خمینی(۱۳۵۸-۱۳۶۸ش)<ref>انصاری، حدیث بیداری، 1389ش، ص4 و 93.</ref> === | === رهبری امام خمینی(۱۳۵۸-۱۳۶۸ش)<ref>انصاری، حدیث بیداری، 1389ش، ص4 و 93.</ref> === | ||
نظریهٔ ولایت فقیه، بهعنوان مبنای رهبری در جمهوری اسلامی ایران، توسط امام خمینی تبیین و تثبیت شد. وی در بهمن ماه ۱۳۴۸ش در نجف اشرف و در خلال تدریس درس خارج فقه در مبحث «بیع» مباحث مربوط به ولایت فقیه را مطرح کرد و با استناد به ضرورتهای عقلی و نقلی، بر لزوم تشکیل حکومت اسلامی تأکید نمود و هدف نهایی انقلاب اسلامی را تشکیل چنین حکومتی دانست. با پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۷ش، فرایند تدوین قانون اساسی و تعیین جایگاه رهبری آغاز شد. مجلس خبرگان قانون اساسی در سال ۱۳۵۸ش اصل ولایت فقیه را در قالب اصل پنجم قانون اساسی به تصویب رساند و این اصل در همهپرسی همان سال به تأیید عمومی رسید. براساس این اصل، امام خمینی که پیشتر رهبری انقلاب اسلامی را برعهده داشت، پس از تصویب قانون اساسی بهطور رسمی بهعنوان رهبر نظام جمهوری اسلامی تثبیت شد و تا زمان درگذشت خود در سال ۱۳۶۸ش این مسئولیت را برعهده داشت.<ref>جبرائیلی، روایت رهبری (مناسبات جمهوریت و اسلامیت در انتخاب ولی فقیه)، 1398ش، ص13-77.</ref> دوران رهبری وی با رخدادهای متعدد داخلی و خارجی همراه بود؛ از جمله درگیریهای داخلی، تجزیهطلبیها، جنگ هشتساله عراق با ایران، تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام، بحرانهای سیاسی مانند عزل بنیصدر، و نیز [[ترور مسئولین جمهوری اسلامی ایران]] توسط گروههای مسلح مخالف انقلاب اسلامی. به نظر پژوهشگران، مدیریت این بحرانها عمدتاً از طریق روشنگری، فراخوانهای مردمی و تأسیس نهادهایی چون شورای انقلاب و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صورت گرفت.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1077537/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 نوروزی و باقری، «بررسی و تحلیل جایگاه رهبری در نظام جمهوری اسلامی ایران مقاله»، 1391ش، ص187-208.]</ref> | نظریهٔ ولایت فقیه، بهعنوان مبنای رهبری در جمهوری اسلامی ایران، توسط امام خمینی تبیین و تثبیت شد<ref group="دیدگاه">این مطلب چند بار تکرار شده است. مقاله بین رهبر جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک امر محقق و نظریه ولایت فقه به عنوان یک تئوری در رفت و آمد است. در یک جای مناسب مقاله اشاره شود که مبنای رهبری در جمهوری اسلامی ایران ولایت فقیه است. تمام بحث های نظری ولایت فقیه از این مقاله حذف و در مقاله ولایت فقیه بیاید. همپوشانی این مقاله با مقاله ولایت فقیه خیلی زیاد است. یک بحث دیگری که جایش در این مقاله به نظرم خالی است، پرداختن به نقش رهبری در بیرون مرزهای جمهوری اسلامی ایران است. هر دو رهبر جمهوری اسلامی ایران نمایندگانی در کشورهای مختلف داشتند. چطور میشود بین رهبری فرامرزی و مرزهای ملی جمع کرد؟ </ref>. وی در بهمن ماه ۱۳۴۸ش در نجف اشرف و در خلال تدریس درس خارج فقه در مبحث «بیع» مباحث مربوط به ولایت فقیه را مطرح کرد و با استناد به ضرورتهای عقلی و نقلی، بر لزوم تشکیل حکومت اسلامی تأکید نمود و هدف نهایی انقلاب اسلامی را تشکیل چنین حکومتی دانست. با پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۷ش، فرایند تدوین قانون اساسی و تعیین جایگاه رهبری آغاز شد. مجلس خبرگان قانون اساسی در سال ۱۳۵۸ش اصل ولایت فقیه را در قالب اصل پنجم قانون اساسی به تصویب رساند و این اصل در همهپرسی همان سال به تأیید عمومی رسید. براساس این اصل، امام خمینی که پیشتر رهبری انقلاب اسلامی را برعهده داشت، پس از تصویب قانون اساسی بهطور رسمی بهعنوان رهبر نظام جمهوری اسلامی تثبیت شد و تا زمان درگذشت خود در سال ۱۳۶۸ش این مسئولیت را برعهده داشت.<ref>جبرائیلی، روایت رهبری (مناسبات جمهوریت و اسلامیت در انتخاب ولی فقیه)، 1398ش، ص13-77.</ref> دوران رهبری وی با رخدادهای متعدد داخلی و خارجی همراه بود؛ از جمله درگیریهای داخلی، تجزیهطلبیها، جنگ هشتساله عراق با ایران، تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام، بحرانهای سیاسی مانند عزل بنیصدر، و نیز [[ترور مسئولین جمهوری اسلامی ایران]] توسط گروههای مسلح مخالف انقلاب اسلامی. به نظر پژوهشگران، مدیریت این بحرانها عمدتاً از طریق روشنگری، فراخوانهای مردمی و تأسیس نهادهایی چون شورای انقلاب و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صورت گرفت.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1077537/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 نوروزی و باقری، «بررسی و تحلیل جایگاه رهبری در نظام جمهوری اسلامی ایران مقاله»، 1391ش، ص187-208.]</ref> | ||
=== قائم مقامی حسینعلی منتظری === | === قائم مقامی حسینعلی منتظری === | ||