زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
[[فمینیسم سوسیالیستی]] بهعنوان رویکردی تلفیقی از [[فمینیسم رادیکال]] و [[فمینیسم مارکسیستی]]، با برخی نقدهای وارد بر هر دو جریان مواجه شده است؛ از جمله اینکه رهایی زن را در گرو شبیهسازی او به مرد میدانند و به چارچوب تحلیلی [[مارکسیسم]]<ref>''' '''[https://www.sid.ir/paper/261964/fa#downloadbottom زارعی، «بررسی انتقادی فمینیسم لیبرال – رادیکال و مارکسی– سوسیالیستی با الگوی فطرت گرایانه در مطالعات زنان»، 1395ش، ص35.]</ref> که یک قالب تحلیلی تحولنایافته و نامناسب برای تحلیل مسائل محوری فمینیسم مانند [[تولیدمثل]]، میل جنسی و [[تربیت کودک]] است، تکیه میکند.<ref>[https://legalform.blog/wp-content/uploads/2017/08/mackinnon-feminism-marxism-method-and-the-state-an-agenda-for-theory-copie1.pdf MacKinnon, 1982. Feminism, Marxism, Method and the State: An Agenda for Theory; Signs 7, No 3.]</ref> برخی دیگر از پژوهشگران معتقدند که جاگر با برجستهسازی مفهوم ازخودبیگانگی، خوانشی متفاوت از سنت مارکسیستی ارائه کرده و تحلیل ستم بر زنان را مستقل از دستهبندی صرف طبقاتی پیگیری کرده است؛ با این حال، این رویکرد یا از اولویت تحلیل طبقاتی فاصله میگیرد یا مستقلاً به موضوعات کلیدی فمینیسم نمیپردازد.<ref>تانگ، نقد و نظر، نظریههای فمینیستی، 1387ش، ص305.</ref> پژوهشگران مسلمان نیز خوانشهای فمینیستی از [[مادری]] را نقد کرده و مادری را نقشی معنادار در چارچوب [[خانواده]] میدانند که نمیتواند عامل ازخودبیگانگی تفسیر شود.<ref>[https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27284/گزارش-نشست-بررسی-مفهوم-مادرانگی-و-ابعاد-آن- سراقی و دیگران، «مادر از نگاه اسلام و روانشناسی و تعیین مؤلفههای نقش مادری بر اساس متون دینی»، 1394ش، ص15-19.]</ref> | [[فمینیسم سوسیالیستی]] بهعنوان رویکردی تلفیقی از [[فمینیسم رادیکال]] و [[فمینیسم مارکسیستی]]، با برخی نقدهای وارد بر هر دو جریان مواجه شده است؛ از جمله اینکه رهایی زن را در گرو شبیهسازی او به مرد میدانند و به چارچوب تحلیلی [[مارکسیسم]]<ref>''' '''[https://www.sid.ir/paper/261964/fa#downloadbottom زارعی، «بررسی انتقادی فمینیسم لیبرال – رادیکال و مارکسی– سوسیالیستی با الگوی فطرت گرایانه در مطالعات زنان»، 1395ش، ص35.]</ref> که یک قالب تحلیلی تحولنایافته و نامناسب برای تحلیل مسائل محوری فمینیسم مانند [[تولیدمثل]]، میل جنسی و [[تربیت کودک]] است، تکیه میکند.<ref>[https://legalform.blog/wp-content/uploads/2017/08/mackinnon-feminism-marxism-method-and-the-state-an-agenda-for-theory-copie1.pdf MacKinnon, 1982. Feminism, Marxism, Method and the State: An Agenda for Theory; Signs 7, No 3.]</ref> برخی دیگر از پژوهشگران معتقدند که جاگر با برجستهسازی مفهوم ازخودبیگانگی، خوانشی متفاوت از سنت مارکسیستی ارائه کرده و تحلیل ستم بر زنان را مستقل از دستهبندی صرف طبقاتی پیگیری کرده است؛ با این حال، این رویکرد یا از اولویت تحلیل طبقاتی فاصله میگیرد یا مستقلاً به موضوعات کلیدی فمینیسم نمیپردازد.<ref>تانگ، نقد و نظر، نظریههای فمینیستی، 1387ش، ص305.</ref> پژوهشگران مسلمان نیز خوانشهای فمینیستی از [[مادری]] را نقد کرده و مادری را نقشی معنادار در چارچوب [[خانواده]] میدانند که نمیتواند عامل ازخودبیگانگی تفسیر شود.<ref>[https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27284/گزارش-نشست-بررسی-مفهوم-مادرانگی-و-ابعاد-آن- سراقی و دیگران، «مادر از نگاه اسلام و روانشناسی و تعیین مؤلفههای نقش مادری بر اساس متون دینی»، 1394ش، ص15-19.]</ref> | ||
همچنین جاگر در چارچوب [[فمینیسم رادیکال]] با برچسبزدن به [[مردسالاری]] بهعنوان یک فرانظام جهانشمول،<ref>بستان ( | همچنین جاگر در چارچوب [[فمینیسم رادیکال]] با برچسبزدن به [[مردسالاری]] بهعنوان یک فرانظام جهانشمول،<ref>بستان (نجفی)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1382ش، ص80.</ref> ادعا میکند که زنان همواره بهدلیل جنسیت خود، در موقعیتی فرودست قرار داشتهاند و این فرودستی در شکلهای مختلف تجلی یافته است.<ref>روباتم، زنان در تکاپو: فمینیسم و کنش اجتماعی، 1390ش، ص435.</ref> در نقد این دیدگاه نیز، محققان موارد زیر را مطرح کردهاند: | ||
# ادعای جهانشمولی ستم علیه زنان، نیازمند پشتیبانی اسناد تاریخی معتبر است که ارائه آن با دشواریهای روششناختی مواجه است. | # ادعای جهانشمولی ستم علیه زنان، نیازمند پشتیبانی اسناد تاریخی معتبر است که ارائه آن با دشواریهای روششناختی مواجه است. | ||
# این ادعا بهطور عموم بر پیشفرضهای نظریههای مدرن، سرمایهداری یا مارکسیستی استوار است که در آنها [[نهاد خانواده]] بهعنوان منبع ستم و تفاوتهای [[نقشهای جنسیتی]] بهعنوان مصادیق تبعیض، تفسیر میشوند. در این چارچوب، تاریخ خانواده و تفاوتهای جنسیتی یکسره با تاریخ ستم علیه زنان یکی انگاشته میشود. | # این ادعا بهطور عموم بر پیشفرضهای نظریههای مدرن، سرمایهداری یا مارکسیستی استوار است که در آنها [[نهاد خانواده]] بهعنوان منبع ستم و تفاوتهای [[نقشهای جنسیتی]] بهعنوان مصادیق تبعیض، تفسیر میشوند. در این چارچوب، تاریخ خانواده و تفاوتهای جنسیتی یکسره با تاریخ ستم علیه زنان یکی انگاشته میشود. | ||