پرش به محتوا

اتل‌متل: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران‌پدیا
زهرا فاضل (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «جایگزین=بازی اتل متل کودکان|بندانگشتی|بازی اتل متل کودکان {{درشت|'''اَتَل مَتَل'''}}؛ شعر و بازی سنتی کودکانه. اتل متل، بازی و شعر کودکانه ایرانی است که با جمله‌های مسجع و آهنگین، اغلب با عبارت «اتل متل توتوله» آغاز می‌شود. ا...» ایجاد کرد
 
زهرا غلامی (بحث | مشارکت‌ها)
ابرابزار
خط ۲: خط ۲:
{{درشت|'''اَتَل مَتَل'''}}؛ شعر و بازی سنتی کودکانه.
{{درشت|'''اَتَل مَتَل'''}}؛ شعر و بازی سنتی کودکانه.


اتل متل، بازی و شعر کودکانه ایرانی است که با جمله‌های مسجع و آهنگین، اغلب با عبارت «اتل متل توتوله» آغاز می‌شود. این بازی قدمتی طولانی دارد و جنبه سرگرمی و آموزشی برای کودکان دارد. در اجرای بازی، کودکان در کنار هم می‌نشینند و یکی از آن‌ها (اوسا) شعر را می‌خواند و به پاهای دیگران ضربه می‌زند؛ در پایان هر دور، بازیکنی که پایش باقی بماند، برنده یا بازنده شناخته می‌شود. در نقاط مختلف ایران، شیوه اجرای بازی، شعر و مجازات بازنده متفاوت است؛ از قلقلک گرفتن و دویدن روی یک پا تا بازی شاه و وزیر یا رقصیدن با آهنگ کودکان. شعرهای این بازی در هر منطقه گویش، ریتم و مضمون خاص خود را دارند و امروزه نسخه‌های آموزشی و آموزنده آن نیز رایج شده است. بازی اتل متل، هم سرگرمی، هم تجربه اجتماعی و هم وسیله انتقال فرهنگ و خلاقیت کودکان ایرانی است.
اتل متل، بازی و شعر کودکانه ایرانی است که با جمله‌های مسجع و آهنگین، اغلب با عبارت «اتل متل توتوله» آغاز می‌شود. این بازی قدمتی طولانی داشته و جنبۀ سرگرمی و آموزشی برای کودکان دارد. در اجرای بازی، کودکان در کنار هم می‌نشینند و یکی از آن‌ها (اوسا) شعر را می‌خواند و به پاهای دیگران ضربه می‌زند؛ در پایان هر دور، بازیکنی که پایش باقی بماند، برنده یا بازنده شناخته می‌شود. در نقاط مختلف ایران، شیوۀ اجرای بازی، شعر و مجازات بازنده متفاوت است؛ از قلقلک گرفتن و دویدن روی یک پا تا بازی شاه و وزیر یا رقصیدن با آهنگ کودکان. شعرهای این بازی در هر منطقه گویش، ریتم و مضمون خاص خود را دارند و امروزه نسخه‌های آموزشی و آموزنده آن نیز رایج شده است. بازی اتل متل، هم سرگرمی، هم تجربۀ اجتماعی و هم وسیلۀ انتقال فرهنگ و خلاقیت کودکان ایرانی است.


==معرفی بازی اتل متل==
==معرفی ==
اتل متل، شعر و [[بازی]] کودکانه‌ای است که در آن، جمله‌هایی به‌صورت مسجع خوانده می‌شود. اغلب این جمله‌ها نیز با عبارت «اتل متل توتوله» آغاز می‌شود. این بازی آهنگین، توسط [[کودک|کودکان]] ایرانی خوانده و اجرا می‌شود. شعرهای این بازی، قدمتی طولانی و گاهی دارای معنای بسیار زیبا و آموزنده‌ای هستند.<ref>[https://www.khabarfoori.com/بخش-فرهنگی-69/2501292-معنی-شعر-ساله-اتل-متل «معنی شعر 500 ساله اتل متل توتوله چیست؟» وب‌سایت خبر فوری.]</ref> نام این بازی نیز، از سطر اول این ترانه گرفته شده است.<ref>شاملو، کتاب کوچه، ج1، ۱۳۶۱ش، ص107.</ref>
اتل متل نام یک بازی و شعر کودکانه است که با جمله‌های مسجع (هم‌قافیه و هم‌آهنگ) اجرا می‌شود. اغلب این جملات با عبارت «اتل متل توتوله» آغاز می‌شوند. [[کودک|کودکان]] ایرانی این ترانۀ آهنگین را می‌خوانند و به همراه آن بازی می‌کنند. اشعار این بازی پیشینه‌ای دیرینه دارند و گاه دربردارندۀ معانی زیبا و پندآموزی هستند.<ref>[https://www.khabarfoori.com/بخش-فرهنگی-69/2501292-معنی-شعر-ساله-اتل-متل «معنی شعر 500 ساله اتل متل توتوله چیست؟» وب‌سایت خبر فوری.]</ref> نام بازی نیز از نخستین سطر همین ترانه گرفته شده است.<ref>شاملو، کتاب کوچه، ج1، ۱۳۶۱ش، ص107.</ref>


==دیدگاه متخصصین دربارهٔ بازی اتل متل==
==نحوه انجام بازی==
[[محمدتقی بهار]]، این بازی را «هتل متل» نامیده و وزن و سبک شعری آن را جزء اولین اشعار غنایی سروده شده به [[زبان فارسی]] دانسته که پیشینهٔ آن به قبل از ورود [[اسلام]] به [[ایران]] می‌رسد.<ref>بهار، بهار و ادب فارسی، ج1، ۱۳۵۱ش، ص31؛{{سخ}}
محمدی، تاریخ ادبیات کودکان، ج1، ۱۳۸۰ش، ص37.</ref> گروهی دیگر از پژوهشگران، این سروده را شعری هدف‌مند، پُرمعنا و جهت‌دار دانسته‌اند که همه اقوام مانند عرب، ترک، کرد، هند، چین و فارس را به همبستگی فراخوانده و همگان را در این [[شادی]] آیینی شریک کرده است.<ref>[https://rasekhoon.net/article/show/163325/اتل-متل-توتوله-1 «اتل متل توتوله»، وب‌سایت راسخون.]</ref>
 
==نحوه انجام بازی اتل متل==
[[پرونده:اتل متل.jpg|جایگزین=بازی اتل متل دانش‌آموزان دختر|بندانگشتی|بازی اتل متل دانش‌آموزان دختر]]
[[پرونده:اتل متل.jpg|جایگزین=بازی اتل متل دانش‌آموزان دختر|بندانگشتی|بازی اتل متل دانش‌آموزان دختر]]
برای انجام این بازی، که شکلی نمایشی دارد، تعدادی از کودکان در کنار هم نشسته و پاهای خود را دراز می‌کنند. سپس، یکی از کودکان (که به اوسای/ استاد بازی معروف است)، شعری هجایی می‌خواند و با خواندن هر هجا، روی پای بچه‌ها ضربه زده یا به پای آن‌ها، به‌ترتیب، اشاره می‌کند. همزمان با اتمام شعر، نوبت به پای هر بازیکنی که برسد، باید پای خود را جمع کند و این کار آن‌قدر ادامه می‌یابد تا همهٔ پاها جمع شده و تنها یک پا باقی بماند. پای باقی‌مانده، پای فرد بازنده است. البته در [[تهران]]، کودکی که در بازی باقی می‌ماند، برنده دانسته می‌شود و در دور بعدی، نقش اوسا را ایفا می‌کند.<ref>رضایی، بیرجندنامه، ۱۳۸۱ش، ص۵۲۰–۵۲۱؛{{سخ}}
برای انجام این بازی، که شکلی نمایشی دارد، تعدادی از کودکان در کنار هم نشسته و پاهای خود را دراز می‌کنند. سپس، یکی از کودکان (که به اوسای/ استاد بازی معروف است)، شعری هجایی می‌خواند و با خواندن هر هجا، روی پای بچه‌ها ضربه زده یا به پای آن‌ها، به‌ترتیب، اشاره می‌کند. همزمان با اتمام شعر، نوبت به پای هر بازیکنی که برسد، باید پای خود را جمع کند و این کار آن‌قدر ادامه می‌یابد تا همهٔ پاها جمع شده و تنها یک پا باقی بماند. پای باقی‌مانده، پای فرد بازنده است. البته در [[تهران]]، کودکی که در بازی باقی می‌ماند، برنده دانسته می‌شود و در دور بعدی، نقش اوسا را ایفا می‌کند.<ref>رضایی، بیرجندنامه، ۱۳۸۱ش، ص۵۲۰–۵۲۱؛ صفی‌نژاد، مونوگرافی ده طالب‌آباد، ۱۳۵۵ش، ص۳۴۷؛ جهانشاهی، فرهنگ‌نامهٔ کودکان و نوجوانان، ج6، ۱۳۸۲ش، ص۶۳.</ref>
صفی‌نژاد، مونوگرافی ده طالب‌آباد، ۱۳۵۵ش، ص۳۴۷؛{{سخ}}
جهانشاهی، فرهنگ‌نامهٔ کودکان و نوجوانان، ج6، ۱۳۸۲ش، ص۶۳.</ref>


در [[تنکابن]]، خود اوسا نیز در بازی شرکت کرده و در صورتی‌که هر دو پای او جمع شود، بازیکنان باید اوسای دیگری را برای بازی انتخاب کنند.<ref>خلعتبری لیماکی، فرهنگ مردم تنکابن (شهسوار)، ۱۳۸۷ش، ص۱۸۲–۱۸۳.</ref> کودکان در [[گیلان]]، در صورتی‌که تنها پای یک بازیکن باقی مانده باشد، بین او و زمین، شعر را دوباره می‌خوانند و اگر ترانه به پای بازیکن ختم شود، او پای خود را جمع می‌کند و در صورتی‌که به زمین ختم شود، بازیکنان دیگر، بازیکن بازنده را قلقلک می‌دهند.<ref>فقیه محمدی جلالی، سیمای کوچان، ۱۳۸۲ش، ص۲۷۸–۲۷۹.</ref> در برخی نقاط دیگر در [[ایران]] نیز، برای مشخص شدن برنده یا بازنده، کودکان باید با گفتن آخرین جملهٔ اوسا، پای خود را جمع کنند و کسی که این عمل را سریع انجام ندهد، می‌بازد.
در [[تنکابن]]، خود اوسا نیز در بازی شرکت کرده و در صورتی‌که هر دو پای او جمع شود، بازیکنان باید اوسای دیگری را برای بازی انتخاب کنند.<ref>خلعتبری لیماکی، فرهنگ مردم تنکابن (شهسوار)، ۱۳۸۷ش، ص۱۸۲–۱۸۳.</ref> کودکان در [[گیلان]]، در صورتی‌که تنها پای یک بازیکن باقی مانده باشد، بین او و زمین، شعر را دوباره می‌خوانند و اگر ترانه به پای بازیکن ختم شود، او پای خود را جمع می‌کند و در صورتی‌که به زمین ختم شود، بازیکنان دیگر، بازیکن بازنده را قلقلک می‌دهند.<ref>فقیه محمدی جلالی، سیمای کوچان، ۱۳۸۲ش، ص۲۷۸–۲۷۹.</ref> در برخی نقاط دیگر [[ایران]] نیز، برای مشخص شدن برنده یا بازنده، کودکان باید با گفتن آخرین جملهٔ اوسا، پای خود را جمع کنند و کسی که این عمل را سریع انجام ندهد، می‌بازد.


مجازات بازنده نیز در نقاط مختلف [[ایران]] متفاوت است. برای مثال، گاهی فرد بازنده روی زمین زانو زده و صورت بر زمین می‌گذارد، افراد دیگر روی پشت او می‌زنند و این شعر را می‌خوانند:
مجازات بازنده نیز در نقاط مختلف [[ایران]] متفاوت است. برای مثال، گاهی فرد بازنده روی زمین زانو زده و صورت بر زمین می‌گذارد، افراد دیگر روی پشت او می‌زنند و این شعر را می‌خوانند:
خط ۲۳: خط ۱۷:
«تاپ تاپ خمیر، شیشه پُر پنیر، دست کی بالا؟»
«تاپ تاپ خمیر، شیشه پُر پنیر، دست کی بالا؟»


در این لحظه، یکی از کودکان، به اشاره اوسا، دست خود را بالا می‌گیرد. اگر بازنده، درست تشخیص داد، دوباره نشسته و بازی ادامه می‌یابد. در صورت پاسخ اشتباه نیز، اوسا بر پشت بازنده زده و می‌خواند:
در این لحظه، یکی از کودکان، به اشارۀ اوسا، دست خود را بالا می‌گیرد. اگر بازنده، درست تشخیص داد، دوباره نشسته و بازی ادامه می‌یابد. در صورت پاسخ اشتباه نیز، اوسا بر پشت بازنده زده و می‌خواند:


«رفتیم دکون قصابی، دیدیم زنبور را می‌کنن جلزّ و ولز»
«رفتیم دکون قصابی، دیدیم زنبور را می‌کنن جلزّ و ولز»


در این لحظه، بازیکنان شروع به گرفتن نیشگون‌های ریز از پشت بازنده می‌کنند.<ref>متحدین، دانشنامهٔ کوچک ایران، ۱۳۸۱ش، ص۳۹۳–۳۹۴؛{{سخ}}
در این لحظه، بازیکنان شروع به گرفتن نیشگون‌های ریز از پشت بازنده می‌کنند.<ref>متحدین، دانشنامهٔ کوچک ایران، ۱۳۸۱ش، ص۳۹۳–۳۹۴؛ کامرانی، «بازی اتل متل»، ۱۳۴۸ش، ص5.</ref> مجازات بازنده، به‌صورت‌های دیگری نیز انجام می‌شود. برای مثال، روی یک پا دویدن، کولی دادن به دیگران، فریاد یک‌نفس کشیدن با هجای «زو…»،<ref>ایرانشهر، کمیسیون ملی یونسکو در ایران، ج1، ۱۳۴۲ش، ص188.</ref> [[بازی]] شاه و وزیر (با دستیاری اوسا)،<ref>شاملو، کتاب کوچه، ج1، ۱۳۶۱ش، ص107.</ref> چهاردست‌وپا روی زمین حرکت کردن و با آهنگ بچه‌های دیگر رقصیدن (در کردستان).<ref>فاروقی، نظری به تاریخ و فرهنگ سقز کردستان، ۱۳۶۹ش، ص۲۹۸–۲۹۹.</ref>
کامرانی، «بازی اتل متل»، ۱۳۴۸ش، ص5.</ref> مجازات بازنده، به‌صورت‌های دیگری نیز انجام می‌شود. برای مثال، روی یک پا دویدن، کولی دادن به دیگران، فریاد یک‌نفس کشیدن با هجای «زو…»،<ref>ایرانشهر، کمیسیون ملی یونسکو در ایران، ج1، ۱۳۴۲ش، ص188.</ref> [[بازی]] شاه و وزیر (با دستیاری اوسا)،<ref>شاملو، کتاب کوچه، ج1، ۱۳۶۱ش، ص107.</ref> چهاردست و پا روی زمین حرکت کردن و با آهنگ بچه‌های دیگر رقصیدن (در کردستان).<ref>فاروقی، نظری به تاریخ و فرهنگ سقز کردستان، ۱۳۶۹ش، ص۲۹۸–۲۹۹.</ref>
{{شعر جدید|متن=اتل متل توتوله \\گاو حسن چه جوره؟}}
{{شعر جدید|متن=نه شیر داره نه پستون \\گاوش رو بردن هندستون}}
{{شعر جدید|متن=یک زن کُردی بستون \\اسمش رو بزار عم قزی}}
{{شعر جدید|متن=دور کلاش قرمزی \\هاچین و واچین، یک پات رو ور چین}}


==متن شعر اتل متل==
[[محمدعلی جمال‌زاده|جمال‌زاده]]، روایتی قدیمی‌تر از این شعر را این‌گونه بیان کرده است:<ref>جمال‌زاده، فرهنگ لغات عامیانه، ۱۳۴۱ش، ص5؛ متحدین، دانشنامهٔ کوچک ایران، ۱۳۸۱ش، ص۳۹۳.</ref>
روایتی از این شعر، که امروزه نیز رایج است به‌شرح زیر است:
{{شعر جدید|متن=اتل متل توتوله \\گاب (گاو) حسن کوتوله}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر جدید|متن=نه شیر داره نه پستون \\شیرشو ببر کُردستون}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{شعر جدید|متن=یه زن کُردی بستون \\اسمشو بزار ستاره}}
{{ب|اتل متل توتوله|گاو حسن چه جوره؟!}}
{{شعر جدید|متن=واسش بزن نقاره \\یه چوب زدم به بلبل}}
{{پایان شعر}}
{{شعر جدید|متن=صداش رفت به استامبول \\استامبولم خراب شد}}
{{پایان نستعلیق}}
{{شعر جدید|متن=بند دلم کباب شد \\هاچین و واچین یه پاتو ورچین}}
{{آغاز نستعلیق}}
در روایتی دیگر از شعر این بازی، پس از خواندن هجاهای اول، می‌گویند:<ref>میرنیا، فرهنگ مردم (فولکلور ایران)، ۱۳۶۹ش، ص۲۶۴.</ref>
{{شعر|نستعلیق}}
{{شعر جدید|متن=شیرشو بردن گلسون \\یه زن گرجی بسون}}
{{ب|نه شیر داره نه پستون|گاوش رو بردن هندستون}}
{{شعر جدید|متن=اسمشو بذار عم قزی \\دور قباش قرمزی}}
{{پایان شعر}}
{{شعر جدید|متن=اره اره به پات بزن \\درددره}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|یک زن کُردی بستون|اسمش رو بزار عم قزی}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|دور کلاش قرمزی|هاچین و واچین، یک پات رو ور چین}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}


[[محمدعلی جمال‌زاده|جمالزاده]]، روایتی قدیمی‌تر از این شعر را این‌گونه بیان کرده است:<ref>جمال‌زاده، فرهنگ لغات عامیانه، ۱۳۴۱ش، ص5؛{{سخ}}
بچه‌های [[کرمان]]، در هنگام اجرای این بازی می‌خوانند:<ref>لاریمر، فرهنگ مردم کرمان، ۱۳۵۳ش، ص۴۳؛ قزل ایاغ، راهنمای بازی‌های ایران، ۱۳۷۹ش، ص۵۱۷.</ref>
متحدین، دانشنامهٔ کوچک ایران، ۱۳۸۱ش، ص۳۹۳.</ref>
{{شعر جدید|متن=اتلک تی تتلک پنجه بشه مال شکرک\\احمدک، جون پدر، برو به جنگ شونه سر}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر جدید|متن=شونه سر غوغا شد، مشت راستش واشد \\عباس کجا؟ تو باغچه. چی می‌چینه؟ آلوچه}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{شعر جدید|متن=ور دخترون خونه، ور پسرون کوچه \\دسمال شاه سوخته شده}}
{{ب|اتل متل توتوله|گاب (گاو) حسن کوتوله}}
{{شعر جدید|متن=آب طلا ریخته شده \\اره بره یکیش بزن به دره}}
{{پایان شعر}}
   
{{پایان نستعلیق}}
بختیاری‌ها نیز شعری متفاوت را هنگام اجرای این بازی می‌خوانند:<ref>عبداللهی موگویی، ترانه‌ها و مثل‌های بختیاری، ۱۳۷۲ش، ص۱۴۰.</ref>
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر جدید|متن=متل متل توت متل\\پنگه به شیر نون شکر (کف دست به شیر نون و شکر)}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{شعر جدید|متن=ای حیدر بخد پدرت (ای حیدر بخت پدرت)\\رو بجنگ شانظرت (برو به جنگ شانظرت)}}
{{ب|نه شیر داره نه پستون|شیرشو ببر کُردستون}}
{{شعر جدید|متن=رو بجنگ شانظرت (برو به جنگ شانظرت)\\شانظر قرقو کنه (شانظر غرق آب شود}}
{{پایان شعر}}
{{شعر جدید|متن=پوسد سرس کلوکنه (پوست کله‌اش سنگ آب شود) \\اره بره یکیش بزن به درهپوسد سرس کلوکنه (پوست کله‌اش سنگ آب شود)}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|یه زن کُردی بستون|اسمشو بزار ستاره}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|واسش بزن نقاره|یه چوب زدم به بلبل}}
  {{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|صداش رفت به استامبول|استامبولم خراب شد}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|بند دلم کباب شد|هاچین و واچین یه پاتو ورچین}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}


در روایتی دیگر از شعر این بازی، پس از خواندن هجاهای اول، می‌گویند:<ref>میرنیا، فرهنگ مردم (فولکلور ایران)، ۱۳۶۹ش، ص۲۶۴.</ref>
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|شیرشو بردن گلسون|یه زن گرجی بسون}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|اسمشو بذار عم قزی|دور قباش قرمزی}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|اره اره به پات بزن|درددره}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
بچه‌های [[کرمان]]، در هنگام اجرای این بازی می‌خوانند:<ref>لاریمر، فرهنگ مردم کرمان، ۱۳۵۳ش، ص۴۳؛{{سخ}}
قزل ایاغ، راهنمای بازی‌های ایران، ۱۳۷۹ش، ص۵۱۷.</ref>
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|اتلک تی تتلک پنجه بشه مال شکرک|احمدک، جون پدر، برو به جنگ شونه سر}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|شونه سر غوغا شد، مشت راستش واشد|عباس کجا؟ تو باغچه. چی می‌چینه؟ آلوچه}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|ور دخترون خونه، ور پسرون کوچه|دسمال شاه سوخته شده}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|آب طلا ریخته شده|اره بره یکیش بزن به دره}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
بختیاری‌ها نیز شعری متفاوت را هنگام اجرای این بازی می‌خوانند:<ref>عبداللهی موگویی، ترانه‌ها و مثل‌های بختیاری، ۱۳۷۲ش، ص۱۴۰.</ref>
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|متل متل توت متل|پنگه به شیر نون شکر (کف دست به شیر نون و شکر)}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|ای حیدر بخد پدرت (ای حیدر بخت پدرت)|
رو بجنگ شانظرت (برو به جنگ شانظرت)}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|رو بجنگ شانظرت (برو به جنگ شانظرت)|شانظر قرقو کنه (شانظر غرق آب شود)}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|پوسد سرس کلوکنه (پوست کله‌اش سنگ آب شود)|پوسد سرس کلوکنه (پوست کله‌اش سنگ آب شود)}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}


در [[سیستان]]، در حالی‌که اوسا به دست‌های بازیکنان ضربه می‌زند، می‌خواند:<ref>آذر خرداد، میراث سرزمین مردان مرد، ۱۳۸۳ش، ص۳۱۱–۳۱۲.</ref>
در [[سیستان]]، در حالی‌که اوسا به دست‌های بازیکنان ضربه می‌زند، می‌خواند:<ref>آذر خرداد، میراث سرزمین مردان مرد، ۱۳۸۳ش، ص۳۱۱–۳۱۲.</ref>
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر جدید|متن=کِریچو کِریچو پَندونِه \\موش رفته باله خونه}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{شعر جدید|متن=همسایه را دزد برده \\از محل بالا برده}}
{{ب|کِریچو کِریچو پَندونِه| موش رفته باله خونه}}
{{شعر جدید|متن=کُدَش کُدَش اُرومه \\کوری ناتمومه}}
{{پایان شعر}}
{{شعر جدید|متن=چش مرغک چَمومه \\کَلاچِل گِل کُیج دومه، کریچوکِریچو پَندونِه}}
{{پایان نستعلیق}}
 
{{آغاز نستعلیق}}
در رفسنجان نیز، ترانۀ این بازی کمی متفاوت است:<ref>کامرانی، «بازی اتل متل»، ۱۳۴۸ش، ص5.</ref>
{{شعر|نستعلیق}}
{{شعر جدید|متن=اتلک توتو تلک \\پنجهٔ موشو شکلک}}
{{ب|همسایه را دزد برده|از محل بالا برده}}
{{شعر جدید|متن=عباس کجا؟ تو باغچه \\چی می‌چینه؟ آلوچه}}
{{پایان شعر}}
{{شعر جدید|متن=آلوچهٔ سه گردو \\خبر بردن به اردو}}
{{پایان نستعلیق}}
{{شعر جدید|متن=اردو خبردار شد\\عباس حالش زار شد}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر جدید|متن=ارش پرش\\یکی بزن تا درش}}
{{شعر|نستعلیق}}
 
{{ب|کُدَش کُدَش اُرومه|کوری ناتمومه}}
در سایر نقاط [[ایران]] نیز، این شعر را با زبان و گویش و مفاهیمی متفاوت می‌خوانند.<ref>محمدی، ایل لر اویون لار (تحقیقی پیرامون معرفی ۱۰۰ بازی محلی رایج استان اردبیل)، ۱۳۸۴ش، ص۳۲۷–۳۲۸؛ محمدی، فرهنگ بازی‌های محلی ایلام، ج1، ۱۳۸۴ش، ص219-220؛ رسولی، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران (ملایر)، ۱۳۷۸ش، ص۲۷۲؛ پاینده، فرهنگ گیل و دیلم، ۱۳۶۶ش، ص۹۲.</ref> امروزه، انواع دیگری از این شعر در [[ایران]]، با مفاهیمی آموزشی خوانده می‌شود، برای مثال:<ref>[https://sevteb.com/atal-matal-tootoole/ «اتل متل توتوسه، گاو حسن و چند موضوع دیگر!»، وب‌سایت سیوطب.]</ref>
{{پایان شعر}}
{{شعر جدید|متن=اتل متل یک مورچه\\قدم می‌زد تو کوچه}}
{{پایان نستعلیق}}
{{شعر جدید|متن=اومد یک کفش ولگرد\\پای اونو لگد کرد}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر جدید|متن=مورچه پا شکسته\\راه نمی‌ره نشسته}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{شعر جدید|متن=با برگی پاشو بسته\\مورچه جونم تو ماهی}}
{{ب|چش مرغک چَمومه|کَلاچِل گِل کُیج دومه، کریچوکِریچو پَندونِه}}
{{شعر جدید|متن=خوب بشه پات الهی\\هاچین و واچین، یک پاتو ورچین}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
در رفسنجان نیز، ترانه این بازی کمی متفاوت است:<ref>کامرانی، «بازی اتل متل»، ۱۳۴۸ش، ص5.</ref>
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|اتلک توتو تلک|پنجهٔ موشو شکلک}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|عباس کجا؟ تو باغچه|چی می‌چینه؟ آلوچه}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|آلوچهٔ سه گردو|خبر بردن به اردو}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|اردو خبردار شد|عباس حالش زار شد}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|ارش پرش |یکی بزن تا درش}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}


در سایر نقاط [[ایران]] نیز، این شعر را با زبان و گویش و مفاهیمی متفاوت می‌خوانند.<ref>محمدی، ایل لر اویون لار (تحقیقی پیرامون معرفی ۱۰۰ بازی محلی رایج استان اردبیل)، ۱۳۸۴ش، ص۳۲۷–۳۲۸؛{{سخ}}
==دیدگاه متخصصین ==
محمدی، فرهنگ بازی‌های محلی ایلام، ج1، ۱۳۸۴ش، ص219-220؛{{سخ}}
[[محمدتقی بهار]]، این بازی را «هتل متل» نامیده و وزن و سبک شعری آن را جزء اولین اشعار غنایی سروده شده به [[زبان فارسی]] دانسته که پیشینهٔ آن به قبل از ورود [[اسلام]] به [[ایران]] می‌رسد.<ref>بهار، بهار و ادب فارسی، ج1، ۱۳۵۱ش، ص31؛ محمدی، تاریخ ادبیات کودکان، ج1، ۱۳۸۰ش، ص37.</ref> گروهی دیگر از پژوهشگران، این سروده را شعری هدف‌مند، پُرمعنا و جهت‌دار دانسته‌اند که همه اقوام مانند عرب، ترک، کرد، هند، چین و فارس را به همبستگی فراخوانده و همگان را در این [[شادی]] آیینی شریک کرده است.<ref>[https://rasekhoon.net/article/show/163325/اتل-متل-توتوله-1 «اتل متل توتوله»، وب‌سایت راسخون.]</ref>
رسولی، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران (ملایر)، ۱۳۷۸ش، ص۲۷۲؛{{سخ}}
پاینده، فرهنگ گیل و دیلم، ۱۳۶۶ش، ص۹۲.</ref> امروزه، انواع دیگری از این شعر در [[ایران]]، با مفاهیمی آموزشی خوانده می‌شود، برای مثال:<ref>[https://sevteb.com/atal-matal-tootoole/ «اتل متل توتوسه، گاو حسن و چند موضوع دیگر!»، سایت سیوطب.]</ref>
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|اتل متل یک مورچه |قدم می‌زد تو کوچه}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|اومد یک کفش ولگرد |پای اونو لگد کرد}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|مورچه پا شکسته|راه نمی‌ره نشسته}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|با برگی پاشو بسته|مورچه جونم تو ماهی}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|خوب بشه پات الهی|هاچین و واچین، یک پاتو ورچین}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}


==پانویس==
==پانویس==
خط ۲۳۱: خط ۸۱:
{{آغاز منابع}}
{{آغاز منابع}}
* آذر خرداد، محمد، میراث سرزمین مردان مرد، سیوستان، زاهدان، ۱۳۸۳ش.
* آذر خرداد، محمد، میراث سرزمین مردان مرد، سیوستان، زاهدان، ۱۳۸۳ش.
* «اتل متل توتوله»، سایت راسخون، تاریخ بازدید: ۲۴ دی ۱۴۰۰ش.
* «اتل متل توتوله»، وب‌سایت راسخون، تاریخ بازدید: ۲۴ دی ۱۴۰۰ش.
* «اتل متل توتوسه، گاو حسن و چند موضوع دیگر!»، سایت سیوطب، تاریخ بارگذاری: ۱۸ مرداد ۱۴۰۰ش.
* «اتل متل توتوسه، گاو حسن و چند موضوع دیگر!»، وب‌سایت سیوطب، تاریخ بارگذاری: ۱۸ مرداد ۱۴۰۰ش.
* ایرانشهر، کمیسیون ملی یونسکو در ایران، تهران، ۱۳۴۲ش.
* ایرانشهر، کمیسیون ملی یونسکو در ایران، تهران، ۱۳۴۲ش.
* بهار، محمدتقی، بهار و ادب فارسی، به‌تحقیق محمد گلبن، تهران، کتاب‌های جیبی، ۱۳۵۱ش.
* بهار، محمدتقی، بهار و ادب فارسی، به‌تحقیق محمد گلبن، تهران، کتاب‌های جیبی، ۱۳۵۱ش.
خط ۲۴۴: خط ۹۴:
* صفی‌نژاد، جواد، مونوگرافی ده طالب‌آباد، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۵۵ش.
* صفی‌نژاد، جواد، مونوگرافی ده طالب‌آباد، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۵۵ش.
* عبداللهی موگویی، احمد، ترانه‌ها و مثل‌های بختیاری، اصفهان، فردا، ۱۳۷۲ش.
* عبداللهی موگویی، احمد، ترانه‌ها و مثل‌های بختیاری، اصفهان، فردا، ۱۳۷۲ش.
*کامرانی، محمود، «بازی اتل متل»، تهران، فردوسی، شماره ۹۲۸، ۱۳۴۸ش.
* کامرانی، محمود، «بازی اتل متل»، تهران، فردوسی، شماره ۹۲۸، ۱۳۴۸ش.
* فاروقی، عمر، نظری به تاریخ و فرهنگ سقز کردستان، سقز، ۱۳۶۹ش.
* فاروقی، عمر، نظری به تاریخ و فرهنگ سقز کردستان، سقز، ۱۳۶۹ش.
* فقیه محمدی جلالی، محمدمهدی، سیمای کوچان، به‌تحقیق رجبعلی یحیایی، قم، بخشایش، ۱۳۸۲ش.
* فقیه محمدی جلالی، محمدمهدی، سیمای کوچان، به‌تحقیق رجبعلی یحیایی، قم، بخشایش، ۱۳۸۲ش.
خط ۲۵۲: خط ۱۰۲:
* محمدی (کلهر)، آیت و محمدی، فاطمه، فرهنگ بازی‌های محلی ایلام، تهران، سمیرا، ۱۳۸۴ش.
* محمدی (کلهر)، آیت و محمدی، فاطمه، فرهنگ بازی‌های محلی ایلام، تهران، سمیرا، ۱۳۸۴ش.
* محمدی، محمدهادی و دیگران، تاریخ ادبیات کودکان، تهران، چیستا، ۱۳۸۰ش.
* محمدی، محمدهادی و دیگران، تاریخ ادبیات کودکان، تهران، چیستا، ۱۳۸۰ش.
* محمدی، مهین و کامرانی، حسن، ایل لر اویون لار (تحقیقی پیرامون معرفی ۱۰۰ بازی محلی رایج استان اردبیل)، صدا و سیمای اردبیل، ۱۳۸۴ش.
* محمدی، مهین و کامرانی، حسن، ایل لر اویون لار (تحقیقی پیرامون معرفی ۱۰۰ بازی محلی رایج استان اردبیل)، صداوسیمای اردبیل، ۱۳۸۴ش.
* «معنی شعر ۵۰۰ ساله اتل متل توتوله چیست؟» وب‌سایت خبر فوری، تاریخ بارگذاری: ۱ اسفند ۱۳۹۹ش.
* «معنی شعر ۵۰۰ ساله اتل متل توتوله چیست؟» وب‌سایت خبر فوری، تاریخ بارگذاری: ۱ اسفند ۱۳۹۹ش.
* میرنیا، علی، فرهنگ مردم (فولکلور ایران)، تهران، پارسا، ۱۳۶۹ش.
* میرنیا، علی، فرهنگ مردم (فولکلور ایران)، تهران، پارسا، ۱۳۶۹ش.
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}

نسخهٔ ۸ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۲۰

بازی اتل متل کودکان
بازی اتل متل کودکان

اَتَل مَتَل؛ شعر و بازی سنتی کودکانه.

اتل متل، بازی و شعر کودکانه ایرانی است که با جمله‌های مسجع و آهنگین، اغلب با عبارت «اتل متل توتوله» آغاز می‌شود. این بازی قدمتی طولانی داشته و جنبۀ سرگرمی و آموزشی برای کودکان دارد. در اجرای بازی، کودکان در کنار هم می‌نشینند و یکی از آن‌ها (اوسا) شعر را می‌خواند و به پاهای دیگران ضربه می‌زند؛ در پایان هر دور، بازیکنی که پایش باقی بماند، برنده یا بازنده شناخته می‌شود. در نقاط مختلف ایران، شیوۀ اجرای بازی، شعر و مجازات بازنده متفاوت است؛ از قلقلک گرفتن و دویدن روی یک پا تا بازی شاه و وزیر یا رقصیدن با آهنگ کودکان. شعرهای این بازی در هر منطقه گویش، ریتم و مضمون خاص خود را دارند و امروزه نسخه‌های آموزشی و آموزنده آن نیز رایج شده است. بازی اتل متل، هم سرگرمی، هم تجربۀ اجتماعی و هم وسیلۀ انتقال فرهنگ و خلاقیت کودکان ایرانی است.

معرفی

اتل متل نام یک بازی و شعر کودکانه است که با جمله‌های مسجع (هم‌قافیه و هم‌آهنگ) اجرا می‌شود. اغلب این جملات با عبارت «اتل متل توتوله» آغاز می‌شوند. کودکان ایرانی این ترانۀ آهنگین را می‌خوانند و به همراه آن بازی می‌کنند. اشعار این بازی پیشینه‌ای دیرینه دارند و گاه دربردارندۀ معانی زیبا و پندآموزی هستند.[۱] نام بازی نیز از نخستین سطر همین ترانه گرفته شده است.[۲]

نحوه انجام بازی

بازی اتل متل دانش‌آموزان دختر
بازی اتل متل دانش‌آموزان دختر

برای انجام این بازی، که شکلی نمایشی دارد، تعدادی از کودکان در کنار هم نشسته و پاهای خود را دراز می‌کنند. سپس، یکی از کودکان (که به اوسای/ استاد بازی معروف است)، شعری هجایی می‌خواند و با خواندن هر هجا، روی پای بچه‌ها ضربه زده یا به پای آن‌ها، به‌ترتیب، اشاره می‌کند. همزمان با اتمام شعر، نوبت به پای هر بازیکنی که برسد، باید پای خود را جمع کند و این کار آن‌قدر ادامه می‌یابد تا همهٔ پاها جمع شده و تنها یک پا باقی بماند. پای باقی‌مانده، پای فرد بازنده است. البته در تهران، کودکی که در بازی باقی می‌ماند، برنده دانسته می‌شود و در دور بعدی، نقش اوسا را ایفا می‌کند.[۳]

در تنکابن، خود اوسا نیز در بازی شرکت کرده و در صورتی‌که هر دو پای او جمع شود، بازیکنان باید اوسای دیگری را برای بازی انتخاب کنند.[۴] کودکان در گیلان، در صورتی‌که تنها پای یک بازیکن باقی مانده باشد، بین او و زمین، شعر را دوباره می‌خوانند و اگر ترانه به پای بازیکن ختم شود، او پای خود را جمع می‌کند و در صورتی‌که به زمین ختم شود، بازیکنان دیگر، بازیکن بازنده را قلقلک می‌دهند.[۵] در برخی نقاط دیگر ایران نیز، برای مشخص شدن برنده یا بازنده، کودکان باید با گفتن آخرین جملهٔ اوسا، پای خود را جمع کنند و کسی که این عمل را سریع انجام ندهد، می‌بازد.

مجازات بازنده نیز در نقاط مختلف ایران متفاوت است. برای مثال، گاهی فرد بازنده روی زمین زانو زده و صورت بر زمین می‌گذارد، افراد دیگر روی پشت او می‌زنند و این شعر را می‌خوانند:

«تاپ تاپ خمیر، شیشه پُر پنیر، دست کی بالا؟»

در این لحظه، یکی از کودکان، به اشارۀ اوسا، دست خود را بالا می‌گیرد. اگر بازنده، درست تشخیص داد، دوباره نشسته و بازی ادامه می‌یابد. در صورت پاسخ اشتباه نیز، اوسا بر پشت بازنده زده و می‌خواند:

«رفتیم دکون قصابی، دیدیم زنبور را می‌کنن جلزّ و ولز»

در این لحظه، بازیکنان شروع به گرفتن نیشگون‌های ریز از پشت بازنده می‌کنند.[۶] مجازات بازنده، به‌صورت‌های دیگری نیز انجام می‌شود. برای مثال، روی یک پا دویدن، کولی دادن به دیگران، فریاد یک‌نفس کشیدن با هجای «زو…»،[۷] بازی شاه و وزیر (با دستیاری اوسا)،[۸] چهاردست‌وپا روی زمین حرکت کردن و با آهنگ بچه‌های دیگر رقصیدن (در کردستان).[۹]

اتل متل توتوله
گاو حسن چه جوره؟


نه شیر داره نه پستون
گاوش رو بردن هندستون


یک زن کُردی بستون
اسمش رو بزار عم قزی


دور کلاش قرمزی
هاچین و واچین، یک پات رو ور چین


جمال‌زاده، روایتی قدیمی‌تر از این شعر را این‌گونه بیان کرده است:[۱۰]

اتل متل توتوله
گاب (گاو) حسن کوتوله


نه شیر داره نه پستون
شیرشو ببر کُردستون


یه زن کُردی بستون
اسمشو بزار ستاره


واسش بزن نقاره
یه چوب زدم به بلبل


صداش رفت به استامبول
استامبولم خراب شد


بند دلم کباب شد
هاچین و واچین یه پاتو ورچین


در روایتی دیگر از شعر این بازی، پس از خواندن هجاهای اول، می‌گویند:[۱۱]

شیرشو بردن گلسون
یه زن گرجی بسون


اسمشو بذار عم قزی
دور قباش قرمزی


اره اره به پات بزن
درددره


بچه‌های کرمان، در هنگام اجرای این بازی می‌خوانند:[۱۲]

اتلک تی تتلک پنجه بشه مال شکرک
احمدک، جون پدر، برو به جنگ شونه سر


شونه سر غوغا شد، مشت راستش واشد
عباس کجا؟ تو باغچه. چی می‌چینه؟ آلوچه


ور دخترون خونه، ور پسرون کوچه
دسمال شاه سوخته شده


آب طلا ریخته شده
اره بره یکیش بزن به دره


بختیاری‌ها نیز شعری متفاوت را هنگام اجرای این بازی می‌خوانند:[۱۳]

متل متل توت متل
پنگه به شیر نون شکر (کف دست به شیر نون و شکر)


ای حیدر بخد پدرت (ای حیدر بخت پدرت)
رو بجنگ شانظرت (برو به جنگ شانظرت)


رو بجنگ شانظرت (برو به جنگ شانظرت)
شانظر قرقو کنه (شانظر غرق آب شود


پوسد سرس کلوکنه (پوست کله‌اش سنگ آب شود)
اره بره یکیش بزن به درهپوسد سرس کلوکنه (پوست کله‌اش سنگ آب شود)



در سیستان، در حالی‌که اوسا به دست‌های بازیکنان ضربه می‌زند، می‌خواند:[۱۴]

کِریچو کِریچو پَندونِه
موش رفته باله خونه


همسایه را دزد برده
از محل بالا برده


کُدَش کُدَش اُرومه
کوری ناتمومه


چش مرغک چَمومه
کَلاچِل گِل کُیج دومه، کریچوکِریچو پَندونِه


در رفسنجان نیز، ترانۀ این بازی کمی متفاوت است:[۱۵]

اتلک توتو تلک
پنجهٔ موشو شکلک


عباس کجا؟ تو باغچه
چی می‌چینه؟ آلوچه


آلوچهٔ سه گردو
خبر بردن به اردو


اردو خبردار شد
عباس حالش زار شد


ارش پرش
یکی بزن تا درش


در سایر نقاط ایران نیز، این شعر را با زبان و گویش و مفاهیمی متفاوت می‌خوانند.[۱۶] امروزه، انواع دیگری از این شعر در ایران، با مفاهیمی آموزشی خوانده می‌شود، برای مثال:[۱۷]

اتل متل یک مورچه
قدم می‌زد تو کوچه


اومد یک کفش ولگرد
پای اونو لگد کرد


مورچه پا شکسته
راه نمی‌ره نشسته


با برگی پاشو بسته
مورچه جونم تو ماهی


خوب بشه پات الهی
هاچین و واچین، یک پاتو ورچین


دیدگاه متخصصین

محمدتقی بهار، این بازی را «هتل متل» نامیده و وزن و سبک شعری آن را جزء اولین اشعار غنایی سروده شده به زبان فارسی دانسته که پیشینهٔ آن به قبل از ورود اسلام به ایران می‌رسد.[۱۸] گروهی دیگر از پژوهشگران، این سروده را شعری هدف‌مند، پُرمعنا و جهت‌دار دانسته‌اند که همه اقوام مانند عرب، ترک، کرد، هند، چین و فارس را به همبستگی فراخوانده و همگان را در این شادی آیینی شریک کرده است.[۱۹]

پانویس

  1. «معنی شعر 500 ساله اتل متل توتوله چیست؟» وب‌سایت خبر فوری.
  2. شاملو، کتاب کوچه، ج1، ۱۳۶۱ش، ص107.
  3. رضایی، بیرجندنامه، ۱۳۸۱ش، ص۵۲۰–۵۲۱؛ صفی‌نژاد، مونوگرافی ده طالب‌آباد، ۱۳۵۵ش، ص۳۴۷؛ جهانشاهی، فرهنگ‌نامهٔ کودکان و نوجوانان، ج6، ۱۳۸۲ش، ص۶۳.
  4. خلعتبری لیماکی، فرهنگ مردم تنکابن (شهسوار)، ۱۳۸۷ش، ص۱۸۲–۱۸۳.
  5. فقیه محمدی جلالی، سیمای کوچان، ۱۳۸۲ش، ص۲۷۸–۲۷۹.
  6. متحدین، دانشنامهٔ کوچک ایران، ۱۳۸۱ش، ص۳۹۳–۳۹۴؛ کامرانی، «بازی اتل متل»، ۱۳۴۸ش، ص5.
  7. ایرانشهر، کمیسیون ملی یونسکو در ایران، ج1، ۱۳۴۲ش، ص188.
  8. شاملو، کتاب کوچه، ج1، ۱۳۶۱ش، ص107.
  9. فاروقی، نظری به تاریخ و فرهنگ سقز کردستان، ۱۳۶۹ش، ص۲۹۸–۲۹۹.
  10. جمال‌زاده، فرهنگ لغات عامیانه، ۱۳۴۱ش، ص5؛ متحدین، دانشنامهٔ کوچک ایران، ۱۳۸۱ش، ص۳۹۳.
  11. میرنیا، فرهنگ مردم (فولکلور ایران)، ۱۳۶۹ش، ص۲۶۴.
  12. لاریمر، فرهنگ مردم کرمان، ۱۳۵۳ش، ص۴۳؛ قزل ایاغ، راهنمای بازی‌های ایران، ۱۳۷۹ش، ص۵۱۷.
  13. عبداللهی موگویی، ترانه‌ها و مثل‌های بختیاری، ۱۳۷۲ش، ص۱۴۰.
  14. آذر خرداد، میراث سرزمین مردان مرد، ۱۳۸۳ش، ص۳۱۱–۳۱۲.
  15. کامرانی، «بازی اتل متل»، ۱۳۴۸ش، ص5.
  16. محمدی، ایل لر اویون لار (تحقیقی پیرامون معرفی ۱۰۰ بازی محلی رایج استان اردبیل)، ۱۳۸۴ش، ص۳۲۷–۳۲۸؛ محمدی، فرهنگ بازی‌های محلی ایلام، ج1، ۱۳۸۴ش، ص219-220؛ رسولی، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران (ملایر)، ۱۳۷۸ش، ص۲۷۲؛ پاینده، فرهنگ گیل و دیلم، ۱۳۶۶ش، ص۹۲.
  17. «اتل متل توتوسه، گاو حسن و چند موضوع دیگر!»، وب‌سایت سیوطب.
  18. بهار، بهار و ادب فارسی، ج1، ۱۳۵۱ش، ص31؛ محمدی، تاریخ ادبیات کودکان، ج1، ۱۳۸۰ش، ص37.
  19. «اتل متل توتوله»، وب‌سایت راسخون.

منابع

  • آذر خرداد، محمد، میراث سرزمین مردان مرد، سیوستان، زاهدان، ۱۳۸۳ش.
  • «اتل متل توتوله»، وب‌سایت راسخون، تاریخ بازدید: ۲۴ دی ۱۴۰۰ش.
  • «اتل متل توتوسه، گاو حسن و چند موضوع دیگر!»، وب‌سایت سیوطب، تاریخ بارگذاری: ۱۸ مرداد ۱۴۰۰ش.
  • ایرانشهر، کمیسیون ملی یونسکو در ایران، تهران، ۱۳۴۲ش.
  • بهار، محمدتقی، بهار و ادب فارسی، به‌تحقیق محمد گلبن، تهران، کتاب‌های جیبی، ۱۳۵۱ش.
  • پاینده، محمود، فرهنگ گیل و دیلم، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۶ش.
  • جمال‌زاده، محمدعلی، فرهنگ لغات عامیانه، به‌تحقیق محمدجعفر محجوب، تهران، سخن، ۱۳۴۱ش.
  • جهانشاهی، ایرج و دیگران، فرهنگ‌نامهٔ کودکان و نوجوانان، تهران، ۱۳۸۲ش.
  • خلعتبری لیماکی، مصطفی، فرهنگ مردم تنکابن (شهسوار)، تهران، پازینه، ۱۳۸۷ش.
  • رسولی، غلامحسن، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران (ملایر)، تهران، بلخ، ۱۳۷۸ش.
  • رضایی، جمال، بیرجندنامه، به‌تحقیق محمود رفیعی، تهران، هیرمند، ۱۳۸۱ش.
  • شاملو، احمد، کتاب کوچه، تهران، مازیار، ۱۳۶۱ش.
  • صفی‌نژاد، جواد، مونوگرافی ده طالب‌آباد، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۵۵ش.
  • عبداللهی موگویی، احمد، ترانه‌ها و مثل‌های بختیاری، اصفهان، فردا، ۱۳۷۲ش.
  • کامرانی، محمود، «بازی اتل متل»، تهران، فردوسی، شماره ۹۲۸، ۱۳۴۸ش.
  • فاروقی، عمر، نظری به تاریخ و فرهنگ سقز کردستان، سقز، ۱۳۶۹ش.
  • فقیه محمدی جلالی، محمدمهدی، سیمای کوچان، به‌تحقیق رجبعلی یحیایی، قم، بخشایش، ۱۳۸۲ش.
  • قزل ایاغ، ثریا، راهنمای بازی‌های ایران، تهران، کمیسیون ملی یونسکو، ۱۳۷۹ش.
  • لاریمر، د. ل، فرهنگ مردم کرمان، تهران، بنیاد فرهنگ تهران، ۱۳۵۳ش.
  • متحدین، ژاله، دانشنامهٔ کوچک ایران، به‌تحقیق محمدجعفر محجوب، تهران، توس، ۱۳۸۱ش.
  • محمدی (کلهر)، آیت و محمدی، فاطمه، فرهنگ بازی‌های محلی ایلام، تهران، سمیرا، ۱۳۸۴ش.
  • محمدی، محمدهادی و دیگران، تاریخ ادبیات کودکان، تهران، چیستا، ۱۳۸۰ش.
  • محمدی، مهین و کامرانی، حسن، ایل لر اویون لار (تحقیقی پیرامون معرفی ۱۰۰ بازی محلی رایج استان اردبیل)، صداوسیمای اردبیل، ۱۳۸۴ش.
  • «معنی شعر ۵۰۰ ساله اتل متل توتوله چیست؟» وب‌سایت خبر فوری، تاریخ بارگذاری: ۱ اسفند ۱۳۹۹ش.
  • میرنیا، علی، فرهنگ مردم (فولکلور ایران)، تهران، پارسا، ۱۳۶۹ش.