پرش به محتوا

قوامیت مرد: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران‌پدیا
صفحه‌ای تازه حاوی «'''<big>قوامیت مرد بر زن</big>'''؛ سرپرستی و ولایت مرد بر زن در ساختار خانواده. قوامیت مرد بر زن مفهومی است که در برخی متون دینی و فرهنگی مطرح شده و به مسئولیت‌ها و نقش‌های خاصی اشاره دارد که مردان در خانواده بر عهده دارند. این مفهوم معمولاً در چارچ...» ایجاد کرد
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸۸: خط ۸۸:
*نعمتی پیرعلی، دل‌آرا، «جایگاه زن در خانواده در ادیان»، بینات، شماره 48، زمستان 1384ش.
*نعمتی پیرعلی، دل‌آرا، «جایگاه زن در خانواده در ادیان»، بینات، شماره 48، زمستان 1384ش.
*هدایت‌زاده، محمد‌صادق و پیروز‌فر، سهیلا، «تبیین و ارزیابی آراء فمینیست‌های اسلامی پیرامون آیه ۴۳ سوره نساء؛ مطالعه موردی دیدگاه اسما بارلاس»، دوره 1، شماره 2، اسفند 1399ش.
*هدایت‌زاده، محمد‌صادق و پیروز‌فر، سهیلا، «تبیین و ارزیابی آراء فمینیست‌های اسلامی پیرامون آیه ۴۳ سوره نساء؛ مطالعه موردی دیدگاه اسما بارلاس»، دوره 1، شماره 2، اسفند 1399ش.
+++++++++++
'''قوامیت'''؛ سرپرستی و مدیریت [[مردان]] بر امور [[خانواده]] و تأمین نیازهای آنان.
قوامیت [[مرد]]، نوعی وظیفه‌ و مسئولیت‌ در جهت‌ اداره‌ بنیاد [[خانواده]] است‌ و الزامات‌ و تکالیفی‌ حقوقی‌ و اخلاقی‌ در پی‌ آن‌ بر‌عهده‌ [[مرد]] خواهد بود و هرگز معنای برتری، فضیلت، شرافت‌ و امتیاز یا سلطنت‌ مرد بر [[زن]] را نمی‌رساند.
==مفهوم شناسی قوامیت==
واژه قوامیت از واژه «قوّامون» در آیه 34 سوره نساء گرفته شده‌است. «قوّامون» صیغه مبالغه قائم از «قام، یقوم، قیاماً» است. ماده قیام در مقابل قعود به‌معنی برخاستن، توقف، ثبوت و دوام، عزم و اراده، وقوع امر و مشغول شدن به‌کاری آمده‌است که در آیه شریفه، قوام یعنی قیّم و قائم به امر و سرپرست است.<ref>قرشی، قاموس قرآن، 1371ش، ج7،  ص52</ref> برخی نیز قیام در آیه را به‌معنای محافظت و اصلاح در نظر می‌گیرند.<ref>ابن منظور، لسان العرب، 1414ق، ج12، ص496</ref>
مفسرین در مورد مفهوم واژه قوامون دو دیدگاه دارند:
# قوام به معنی سلطه، ولایت، حکومت، ریاست و استحقاق اطاعت می‌باشد.<ref>زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، 1419ق، ج1، ص505؛ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج4، 1417ق، ص344</ref>
# قوام به معنی کفالت، حمایت، رسیدگی، کارگزاری، سرپرستی و نگهبانی می‌باشد.<ref>جوادی آملی، تسنیم، 1375ش، ج18، ص546؛ بلاغی نجفی، آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن، 1420ق، ج2، ص104</ref>
با توجه به‌این دو معنا برای واژه قوامون از نظر لغوی و تفسیری، قوامیت در آیه اشاره به‌این دارد که [[مردان]]، تکلیف یا حق حکومت یا سرپرستی بر [[زنان]] در [[خانواده]] یا جامعه را دارا می‌باشند. چنان‌چه معنی تکلیف از آن فهمیده شود مسلماً به معنای سلب کرامت زنان نیست، بلکه باری بر دوش مردان می‌باشد و اگر معنی حق از آن دریافت گردد، باز حقی است که پروردگار بر اساس حکمت و عدالت و نیز برای نظم در امور مربوط به جامعه یا خانواده به مردان عطا کرده است که البته در برابر آن حقوقی را نیز به زنان اختصاص داده‌است؛ مانند [[نفقه]] و [[مهریه]].<ref> [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1225634 هاشمی علی آبادی، «بررسی شبهه اخلاقی سلب کرامت زنان در صدرآیه 34 سوره نساء»، 1394ش ص170] </ref>
علامه جعفری، حکمت‌ در تشریع‌ قوامیت‌ [[مرد]] را در این مسئله می‌داند که‌ هیچ‌ گروهی‌، حتی‌ دو نفره‌ سیر حرکت و برنامه‌هایشان بدون این که یکی از آنان مسئول باشد‌ به سامان نمی‌رسد؛ بنابراین‌ در [[خانواده]] که‌ اساسی‌ترین‌ مجموعه در جامعه است به طریق اولی‌ باید چنین‌ باشد و اداره‌‌ خانواده‌ را به‌ یکی‌ از چهار حالت‌ ذیل‌ متصور می‌شود:
# اداره‌‌ آن‌ با [[مرد]] و [[زن]] است‌ که‌ چنین‌ حالتی‌ ممکن نیست، به‌دلیل این که حتی اگر دو مرد نیز با هم مسئول‌ شوند، برخورد و تزاحم پیش خواهد آمد.
# تنها [[زن]] مسئول‌ باشد؛ که‌ در این حالت نیز تنظیم کردن‌ ارتباطات در [[خانواده]] با اختلالات و موانعی‌ مواجه می‌شود.
# پدرسالاری‌ سلطه‌گرانه‌ که‌ در برخی از جامعه‌ها‌ وجود دارد، اما چنین‌شکلی نیز‌ فضای‌ جامعه‌ را متشنج‌ می‌کند، ارزش‌های‌ [[زن]] را از نادیده می‌گیرد و فرزندان را دچار مشکلاتی در زندگی [[خانوادگی]] می‌نماید.
# یک نظام‌ شورایی‌ با سرپرستی‌ [[مرد]] و مأموریت‌ اجرایی‌ او که‌ همراه‌ با اعتدال باشد و معنای‌ قوام‌ نیز همین می‌باشد. اشکالی که برخی‌ غربی‌ها‌ بر اسلام‌ وارد می‌کنند به‌این مضمون که‌ اسلام، مرد را امیر کرده و [[زن]] را اسیر نموده، به‌سبب عملکرد بیرونی‌ بعضی‌ از جوامع‌ اسلامی‌ و برداشت‌های‌ غلط‌ از آیه <ref>سوره نساء، آیه‌‌34</ref> می‌باشد.
بر اساس این دیدگاه، قوام، به معنای قیّم‌ مصطلح‌ فقهی و حقوقی‌ نیست‌ بلکه قوامیت‌ بر‌اساس‌ علت‌ طبیعی‌ می‌باشد‌ نه‌ تحکمی و قراردادی.<ref>جعفری، ترجمه‌ و تفسیر نهج‌البلاغه، 1362ش، ج‌ 11، ص‌ 267</ref>
==آسیب شناسی برداشت‌های تبعیض‌آمیز از مفهوم‌شناسی قوامیت==
در نقد و تحلیل برداشت‌های تبعیض آمیز از مفهوم‌شناسی قوامیت [[مرد]] بر [[زن]] به‌موارد زیر پرداخته می‌شود.
===کمال عقلانی===
سنایی و ابن عربی، [[مردان]] را عقل‌گرا‌تر از [[زنان]] می‌دانند و [[زن]] را ذاتاً انسانی ناقص العقل تصور می کنند؛ به‌همین سبب برای‌ مردان‌ نسبت به‌زنان حق تسلّط قائلند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1460831/ جعفری، «مفهوم شناسی قوامیت مرد بر زن در تفاسیر عرفانی با رویکرد انتقادی»، 1397ش، ص55] </ref> پژوهشگران در خصوص نقد این دیدگاه بیان می‌کنند که نقصان عقل در زنان بـا‌ قرآن <ref>سوره مؤمنون، آیه14</ref> در تناقض است و در هیچ آیه‌ای از‌ آیات قرآن‌ مطلبی در مورد نـاقص‌العقل بـودن زنان نیست؛ بلکه از درایـت و عقل [[زنانی]] مانند بلقیس به جهت رفتار مدبرانه‌اش در برابر‌ حضرت سلیمان ‌(ع)، [[مادر]] حضرت موسی (ع) که در اوج احساسات [[مادری]] فـرزند خـود را به نیل‌ می‌سپارد و نیز آسیه که در برابر‌ [[همسر]] مـشرک‌ خـود در نقش یک اصلاح‌گر عمل می‌نماید سخن گفته است. بنابراین وجود احـساسات‌ در زنان نمی‌تواند دلیـلی مـستدل بر نقصان عقل در آنان به‌شمار رود.<ref>جعفری، «مفهوم شناسی قوامیت مرد بر زن در تفاسیر عرفانی با رویکرد انتقادی»، 1397ش، صص55-56</ref>
===قـدرت بـدنی===
خواجه عبدالله انصاری، یثربی و قشیری، یکی از دلایل فضل [[مردان]] بر [[زنان]] را در قدرت بـدنی مردان بیان کرده‌اند. از دیدگاه این گروه، مردان از باب کارائی‌ و توانایی‌های جسمانی از قوّت افزون‌تری بهره‌مند هستند و قدرت جسمانی آن‌ها کامل‌تر می‌باشد و قوامیت، وظیفه بیشتری را برای مردان در بر دارد اما این مسئله به معنای بی‌اعتباری زنان نیست.<ref>جعفری، «مفهوم شناسی قوامیت مرد بر زن در تفاسیر عرفانی با رویکرد انتقادی»، 1397ش، ص54</ref> پژوهشگران بیان می‌کنند که زنان با به دنیا آوردن فرزند که با درد زیادی همراه است و نیز برخی از زنان که علاوه بر نقش‌های [[همسری]] و [[مادری]] به تأمین معاش [[خانواده]] نیز می‌پردازند، ملاک های نیرومندی مانند تحمل سختی‌ها و تأمین مخارج خانواده را بیش‌تر از مردان دارا هستند.<ref>جعفری، «مفهوم شناسی قوامیت مرد بر زن در تفاسیر عرفانی با رویکرد انتقادی»، 1397ش، صص56-57</ref>
===تقدم‌ در‌ خلقت [[مرد]] بر [[زن]]===
این نظریه‌ تحت عنوان خلقت حـوا از دنـده چپ آدم مـطرح شده است که کاشفی سبزواری، ابن عربی و مولوی با استناد به‌‌همین‌ نظریه تسلّط [[مرد]] بر‌ [[زن]] را مطرح نموده‌اند.<ref>جعفری، «مفهوم شناسی قوامیت مرد بر زن در تفاسیر عرفانی با رویکرد انتقادی»، 1397ش، ص57</ref> پژوهشگران بیان می‌کنند که هیچ‌‌کدام از آیات قرآن کریم با صـراحت اشـاره بـه خلقت اولیه مرد یا زن نشده است و هرگاه قرآن کریم در مورد خلقت سخن گفته اسـت زن و مرد را با هم به‌کار‌ برده‌‌است.<ref>جعفری، «مفهوم شناسی قوامیت مرد بر زن در تفاسیر عرفانی با رویکرد انتقادی»، 1397ش، صص57-58</ref>
==دیدگاه‌های مختلف درباره ظرف قوامیت [[مرد]]==
اکثر فقها و مفسران، ادله <ref>آیه قوامون: سوره نساء، آیه34 و آیه درجه: سوره بقره، آیه228</ref> موجود برای ظرف قوامیت را فقط منحصر به‌روابط درون [[خانواده]] دانسته‌اند. در مقابل آنان، گروهی دیگر از فقها و مفسران، ظرف قوامیت [[مرد]] را در روابط اجتماعی نیز اثبات می‌کنند.<ref> [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1778175/ دهقان، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، 1394ش، صص158-159] </ref>
===ادله تسری قوامیت [[مرد]] به اجتماع===
* دلیل اول، استدلال به‌عمومیت ملاک در آیه قوامون است. یعنی ملاک قوامیت [[مردان]] تفضیل تکوینی آنان بر [[زنان]] است که هم در [[خانواده]] و هم در مشارکت‌های اجتماعی مردان بر زنان قوامیت دارند.<ref>سبحانی، نظام القضاء و الشهاده فی الشریعه الاسلامیه الغراء، 1418ق، ج1، ص58</ref> نقد اول این که آیه برای قوامیت، ملاک دو جزئی تفضیل الهی و انفاق مردان را بیان می‌کند. تفضیل الهی، عام است ولی انفاق تنها از سوی [[شوهران]] انجام می‌شود.<ref>منتظری، دراسات فی ولایه الفقیه و فقه الدوله الاسلامیه، 1409ق، ج1، ص351</ref> نقد دوم این‌که لزوم تخصیص اکثر ایجاد می‌شود؛ زیرا مردان تنها در مسئله ولایت و قضاوت بر زنان قوامیت دارند و غیر از این دو، زنان از عموم دلیل قوامیت خارجند.<ref>منتظری، دراسات فی ولایه الفقیه و فقه الدوله الاسلامیه، 1409ق، ج1، ص351</ref>
* دلیل دوم، تنقیح مناط است. یعنی ملاکی که آیه قوامون برای قوامیت [[مردان]] درون خانواده بیان کرده برتری مردان بر [[زنان]] در عقل، تدبیر و نیروی جسمانی است که این ملاک در رابطه عموم مردان و زنان نیز وجود دارد و فقط در رابطه [[شوهر]] و [[همسر]] دیده نمی‌شود.<ref>سیفی مازندرانی، دلیل تحریر الوسیله: ولایه الفقیه، بی‌تا، ص147</ref> اما این دلیل نیز از این جهت که تفضیل الهی را تنها ملاک قوامیت دانسته مورد نقد قرار گرفته‌است.<ref>دهقان، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، 1394ش، صص161-162</ref>
* دلیل سوم، استقلال علیت در آیه قوامون است. به این صورت که این دلیل، ملاک انفاق و ملاک تفضیل را دو علت مستقل در نظر می‌گیرد که هر کدام جداگانه سبب قوامیت [[مردان]] می‌شود. نقد این دلیل؛ تفصیل الهی قلمرو قوامیت را برای عموم مردان اثبات می‌کند اما انفاق این حکم را تنها برای [[شوهران]] اثبات می‌کند و هر کدام موضع متفاوتی را اقتضا می‌کنند و نمی‌توانند به صورت مستقل سبب قوامیت شوند.<ref>دهقان، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، 1394ش، ص162</ref>
* دلیل چهارم، استناد به اطلاق آیه درجه است.<ref>گلپایگانی، کتاب القضاء، 1413ق، ج1، ص46</ref> این دلیل نیز مورد نقد قرار گرفته و اشکال اول آن است که آیه درجه با توجه به سیاق، ویژه [[زنان]] مطلقه رجعیه است و تعمیم آن به همه زنان بدون دلیل است. اشکال دیگر این است که بر‌فرض وجود اطلاق، درجه در این آیه نکره در سیاق اثبات است و عمومیتی ندارد.<ref>دهقان، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، 1394ش، ص163</ref>
* دلیل پنجم، اولویت قطعیه است. یعنی وقتی در مورد [[خانواده]] ولایت [[زن]] نفی می‌شود و [[مرد]] بر زن قوامیت دارد، در اجتماع که به تدبیر و توانایی بیش‌تری نیاز است به طریق اولی قوامیت برای مرد اثبات می‌شود.<ref>گلپایگانی، کتاب القضاء، 1413ق، ج1، ص44</ref> اولویت در این دلیل نیز مورد نقد قرار گرفته‌است به‌این صورت که می‌گویند در محیط خانواده نیاز به‌داشتن سرپرست است و شارع برای دفع نزاع، مرد را به‌هر دلیلی سرپرست خانواده قرار داده اما در اجتماع که چنین ضرورتی وجود ندارد [[زنان]] نیز می‌توانند با‌داشتن شرایط قوامیت داشته باشد.<ref>منتظری، دراسات فی ولایه الفقیه و فقه الدوله الاسلامیه، 1409ق، ج1، ص351</ref>
===ادله محدود بودن قوامیت [[مرد]] به [[خانواده]]===
* اولین دلیل، شان نزول آیه قوامون است.<ref>منتظری، دراسات فی ولایه الفقیه و فقه الدوله الاسلامیه، 1409، ج1، ص350؛ سبحانی، نظام القضاء و الشهاده فی الشریعه الاسلامیه الغراء، 1418ق، ج1، ص57</ref> اما علامه طباطبایی به آن اشکالی کلامی وارد می‌کند.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1417ق، ج4، ص349</ref> اشکال دوم که به دلیل شأن نزول وارد شده بر فرض درستی این گزارش تاریخی، این است که خاص بودن شان نزول دلیلی برای محدودیت آیه به‌ [[خانواده]] نمی‌شود و دامنه معنای آیه را الفاظ آیه معین می‌کند نه شان نزول.<ref>دهقان، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، 1394ش، ص164</ref> اشکال سوم، اشکال به‌سند این شان نزول است که از طرق مختلف، اعتبار سندی ندارد.<ref>دهقان، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، 1394ش، ص164</ref>
* دومین دلیل، خاص بودن انفاق است؛ به‌این معنا که محدودیت قوامیت به [[خانواده]]، قرینه "بما انفقوا" در آیه است.<ref>اردبیلی، فقه القضاء، 1423ق، ج1، ص91</ref> آیه برای قوامیت ملاکی دو جزئی بیان می‌کند: تفضیل الهی و پرداخت [[نفقه]] از سوی مرد. جزء اول ملاک در عموم [[مردان]] است ولی جزء دوم ملاک، ویژه [[شوهران]] است. بنابراین قوامیت، معلول ملاک دو جزئی است و در خارج از خانواده که مردان مسئول پرداخت نفقه زنان نیستند قوامیتی نیز وجود ندارد. به این دلیل نقد و خدشه‌ای وارد نشده‌است.<ref>دهقان، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، 1394ش، ص165</ref>
* سومین دلیل، استناد به سیاق آیات است.<ref>سبحانی، نظام القضاء و الشهاده فی الشریعه الاسلامیه الغراء، 1418ق، ج1، ص57</ref> در نقد دلیل سیاق، علامه طباطبایی اشکالی را بیان می‌کند. ایشان بین این‌که صدر آیه به‌معنای عموم [[مردان]] و [[زنان]] باشد و ادامه آیه احکام ویژه [[خانواده]] را بیان ‌کند منافاتی نمی‌بیند.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1417ق، ج4، ص344</ref> برخی اشکالی که علامه به این دلیل سیاق می‌کند را رد می‌نمایند و اشکال دیگری به بیان علامه وارد می‌کنند، این که علامه بر پایه این پیش فرض است که صدر آیه عام است، در صورتی که صدر آیه به قرینه انفاق که تعلیق قوامیت است به‌ خانواده محدود است. پس دلیل سیاق بدون اشکال، محدودیت قوامیت به خانواده را به‌اثبات می‌رساند.<ref>دهقان، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، 1394ش، ص167</ref>
* چهارمین دلیل، معقول نبودن عمومیت قوامیت است.<ref>موسوی گرگانی، المرأه و القضاء فی الاسلام، 1423ق، ص138</ref> یعنی اگر قوامیت در [[خانواده]] منحصر نباشد لازمه‌اش این است که هر [[مردی]] بر هر [[زنی]] قوامیت داشته باشد که چنین عمومی مراد شارع نیست. اشکالی که به‌این دلیل وارد می‌شود این است که، آیه با توجه به انصراف و مناسبات حکم و موضوع، قوامیت را تنها در مواردی بیان می‌کند که به قیمومیت نیازمند است نه در همه روابط اجتماعی.<ref>منتظری، دراسات فی ولایه الفقیه و فقه الدوله الاسلامیه، 1409ق، ج1، ص350</ref> این اشکال مورد مناقشه قرار می‌گیرد به این صورت که قوامیت عموم [[مردان]] بر عموم [[زنان]] به نحو عموم استغراقی در محدوده [[خانواده]] معقول است، زیرا بر‌پایه آن هر [[شوهری]] برای [[همسر]] خود قوامیت دارد اما این عموم استغراقی در خارج از خانواده نامعقول است.<ref>دهقان، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، 1394ش، ص168</ref>
==پانویس==
{{پانویس}}
==منابع==
* ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج12، بیروت، دار صادر، چاپ سوم، 1414ق.
* اردبیلی، سید عبدالکریم، فقه القضاء، ج1، قم، دانشگاه مفید، 1423ق.
* بلاغی نجفی، محمد جواد، آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن، ج2، قم، بنیاد بعثت، چاپ اول، 1420ق.
* جعفری، انسیه، «مفهوم شناسی قوامیت مرد بر زن در تفاسیر عرفانی با رویکرد انتقادی»، عرفانیات در ادب فارسی، شماره37، زمستان 1397ش.
* جعفری، محمدتقی، ترجمه‌ و تفسیر نهج‌البلاغه، ج‌ 11، تهران، دفتر نشر و اندیشه اسلامی، 1362ش.
* جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، ج18، قم، اسراء، چاپ اول، 1375ش.
* دهقان، مجید، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، مطالعات جنسیت و خانواده، شماره اول، سال سوم، بهار و تابستان 1394ش.
* زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج1، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ سوم، 1419ق.
* سبحانی، جعفر، نظام القضاء و الشهاده فی الشریعه الاسلامیه الغراء، ج1،قم، موسسه امام الصادق (ع)، 1418ق.
* سیفی مازندرانی، علی اکبر، دلیل تحریر الوسیله: ولایه الفقیه، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، بی تا.
* طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج4، قم، جامعه مدرسین، چاپ پنجم، 1417ق.
* قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج7، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ ششم، 1371ش.
* گلپایگانی، سید محمدرضا، کتاب القضاء، ج1، قم، دارالقرآن الکریم، 1413ق.
* منتظری، حسین علی، دراسات فی ولایه الفقیه و فقه الدوله الاسلامیه، قم، نشر تفکر، ج1، 1409ق.
* موسوی گرگانی، سید محسن، المرأه و القضاء فی الاسلام، مجله فقه اهل البیت (ع)، شماره 23، 1423ق.
* هاشمی علی آبادی، سید احمد، «بررسی شبهه اخلاقی سلب کرامت زنان در صدرآیه 34 سوره نساء»، پژوهش‌های اخلاقی، شماره2، سال ششم، زمستان 1394ش.

نسخهٔ ۹ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۴۰

قوامیت مرد بر زن؛ سرپرستی و ولایت مرد بر زن در ساختار خانواده.

قوامیت مرد بر زن مفهومی است که در برخی متون دینی و فرهنگی مطرح شده و به مسئولیت‌ها و نقش‌های خاصی اشاره دارد که مردان در خانواده بر عهده دارند. این مفهوم معمولاً در چارچوب بحث‌های مربوط به حقوق و تکالیف زن و مرد در اسلام و دیگر فرهنگ‌ها مطرح می‌شود. در برخی فرهنگ‌ها، قوامیت مردان ممکن است به شکل‌های دیگری تفسیر شود، اما در اسلام، این مفهوم بیشتر بر پایۀ مسئولیت‌پذیری و عدالت جنسیتی استوار است.

مفهوم‌شناسی قوامیت مرد بر زن

«قوّام» از ریشه قیام[۱] و به‌معناى اشراف بر امر يا مال و حمايت و سرپرستى است. «قيّم» کسى است که تدبیر امور را در دست داشته و آن را اصلاح می‌کند.[۲] قوامیت در فقه اسلامی بر‌گرفته از آيۀ «الرجال قوّامون على النساء»[۳] است.[۴]

محمدتقی جعفری معتقد است که قوامیت در این آیه به‌معنای قیّم در اصطلاح فقهی و حقوقی، مانند قيّم صَغير و قيّم ديوانه، نیست؛ زیرا آیات فراوانی در قرآن به تساوی ارزش و شخصیت زن و مرد اشاره دارند و زن در تمام شئون اقتصادى، اخلاقى، مذهبى و اجتماعى از آزادى و اختيار كامل برخوردار است؛ فقط این شرط وجود دارد که فعالیت‌های زن، مزاحم حق شوهر نباشد. البته برای مرد نیز وظایفی دربارۀ زن وجود دارد که باید از عهدۀ آن برآید. هدف این وظایف دوسویه، تقویت خانواده‌گرایی و تحکیم بنیان خانواده است که اساسی‌ترین عنصر اجتماع به شمار می‌رود.[۵] از این منظر، قواميت مردان بر زنان در زبان قرآن، به معنای فرمانروايی نيست، بلكه به‌معنای سرپرستی خانواده و مسئولیت‌پذیری بوده و نوعی وظیفه و خدمتگزاری است.[۶]

تاریخچه قوامیت مرد

در عهد عتيق، به‌ویژه آيات خلقت زن، ریاست مرد بر خانواده، مطـرح شده [۷] و عهد جدید نیز برای مرد حق قوامیت قائل شده و زن را در تمامی امور مطیع شوهر ‌دانسته است.[۸] البته، در عهدین، دائره قوامیت مرد بر زن، فقط وابسته به محيط خانواده نیست؛ بلکه همه امور جامعه و زندگی را در بر‌مى‌گيرد.[۹]

در قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، قوامیت مرد بر زن پذیرفته شده[۱۰] و در مادۀ 1105، رياست بر خانواده از خصايص شوهر بیان شده است.[۱۱]

دلایل فقهی قوامیت مرد

ادلۀ قوامیت در فقه اسلامی، شامل آیات و روایات است؛ اما مهم‌ترین دلیل قوامیت، آیه 34 سوره نساء است. در این آیه قوامیت مرد، به‌معنای سرپرستی و عهده‌دار بودن امور زنان است و با بیان صفات زنان صالح و غیر‌صالح، نشان می‌دهد که ماهیت قوامیت، حق امتثال شوهر است.[۱۲] در‌‌واقع، قوامیت مربوط به مديريـت اجـرايى است و بیانگر تـوانايى مرد در مسائل اجتمـاعـى، اقتصادى و تلاش براى تحصيل مال و اداره زندگى است؛ اما نباید مزيت قلمداد شده و مورد سوء استفاده قرار گیرد.[۱۳]

قلمرو قوامیت مرد بر زن

دربارۀ گسترۀ قوامیت، دیدگاه‌های متفاوتی میان فقها و اندیشمندان مسلمان شکل گرفته است؛ ازجمله ولایت مطلق مردان بر زنان در محیط خانواده و جامعه؛ ولایت مردان تنها در محیط خانه با تمام ابعاد آن؛ ولایت مردان تنها در بعد اقتصادی؛ ولایت اجمالی. در چارچوب تمام این رویکردها، مسئولیت‌های زیر به‌عهدۀ مرد نهاده شده است:

  1. مسئولیت مالی: مرد موظف است نیازهای مالی خانواده را تأمین و اقتصاد خانواده را مدیریت کند.
  2. حمایت و مراقبت: قوامیت شامل حمایت عاطفی، اخلاقی و اجتماعی از خانواده می‌شود و مرد باید از خشونت خانگی و خشونت علیه زنان پرهیز کند؛ زیرا خشونت خانگی از منظر آموزه‌های اسلام کاملا مردود است.
  3. عدالت و احترام: این مسئولیت‌ها باید با عدالت و احترام متقابل همراه باشد و حسن خلق و مهرورزی در خانواده، محبت شوهر به زن و محبت زن به شوهر، همواره مورد توجه باشد.
  4. همکاری زن و مرد: قوامیت به‌معنای نفی زن در تصمیم‌گیری‌های خانوادگی او نیست، بلکه زن و مرد باید در امور خانواده همکاری کنند. در این چارچوب باید نقش همسری، نقش مادری و نقش تربیتی زن و همچنین حقوق مالی، حقوق جنسی، حقوق خانوادگی و جایگاه خانوادگی زن مراعات شود.[۱۴]

مصادیق فقهی قوامیت مرد بر زن

قوامیت نوعی ولایت است، به این معنا که در برخی تصرفاتِ زن، اذن شوهر شرط بوده[۱۵] و مرد می‌تواند بنا‌بر مصلحت، برای تأمین سعادت خانواده از این حق استفاده کند.[۱۶] از جمله مصادیق قوامیت، عبارت است از:

فلسفه قوامیت مرد بر زن

از منظر دین‌پژوهان مسلمان، ویژگی‌‌ها و تفاوت‌های جسمی و روان‌شناختی مردان و زنان، تدبیری الهی در جهت حفظ و تدام زندگی خانوادگی است.[۱۸] ویژگی‌های متفاوت زن و مرد، موجب پاسخ‌گویی به نیاز طبیعی و فطری هر یک بوده و در واقع، فلسفه واگذاری تکالیف شرعی در زندگی زناشویی است.[۱۹]

مردها به‌صورت طبیعی، در برابر رويدادهاى خشن زندگى و رويارویى با عوامل مزاحم در طبيعت و اجتماع از توانایی بیشتری برخوردار هستند و آمادگى دائمى برای گرداندن گردونه‌هاى اقتصادى دارند. از سوی دیگر، زن‌ها محدوديت‌های طبیعی در دوران قاعدگى و ماه‌هاى بارداری و وضع‌حمل و دوران شيردهى و مانند آن دارند. بر این اساس، عبارت «بِما فَضَّلَ اللهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ» در آیه 34 سوره نساء، به تفاوت‌های طبیعی زن و مرد، به‌ویژه در تأمین معیشت، اشاره دارد و توجهی به قیّم‌بودن مرد بر زن ندارد و ارزش انسانیِ مرد را برتر از زن نمی‌داند.[۲۰]

محمدتقی جعفری با استناد به آیه 32 سوره نساء «وَلا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللهُ بِه بَعْضَكُمْ عَلى بَعْضٍ، لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّساءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ»، نتیجه می‌گیرد که علت سرپرستى مرد در خانواده، برترى و امتياز مرد در انسانیت و کرامت انسانی نيست، بلكه این سرپرستی و قوامیت، اشاره به ویژگی‌های جبرى و طبيعى در صنف مردان دارد كه ارزش خاص انسانى به شمار نمى‌آید و چیزی که ارزشمند است دستاوردهایی است که هر یک از جنس زن و مرد با تکیه بر ظرفیت‌های وجودی و انسانی خویش، کسب می‌کنند.[۲۱]

کارکرد‌های قوامیت مرد بر زن

آیه «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَی بَعْضٍ»[۲۲] از یک واقعیت جاری در طبیعت و تکوین جهان، خبر می‌دهد که بر پایه آن، جنس مرد دارای طبیعت، تکوین و ویژگی‌های جسمانی و روانی متمایزی از جنس زن است و متناسب با آن، روابط انسانی میان مردان و زنان تعریف می‌شود. نهاد خانواده بر اساس این واقعیت زیستی‌روانی بنا می‌شود و مردان، ضعف نِسبیِ طبیعت زنان در انجام برخی امور را جبران می‌کنند. طبیعت زنان نیز همین انتظار را از مردان دارد که به ایشان یاری برسانند تا نهاد خانواده به اهداف طبیعی خود دست پیدا کند. زنان و مردان به این طبیعت خود و جنس مخالف، آگاهی تجربی دارند.[۲۳]

قوامیت مردان، برای خود آنها، زنان، فرزندان و جامعه ثمراتی به همراه دارد. قوامیت، موجب پاسخ به نیاز‌های فطری مرد و زن شده و سلامت روان اعضای خانواده را به دنبال دارد.[۲۴] در فرزندان نیز موجب جامعه‌پذیری، نظم‌پذیری، ایجاد بستر مناسب برای رشد و تقویت سلامت جسمی و شخصیتی، رشد نقش جنسیتی و ایجاد الگوی سالم در خانواده و جامعه می شود. همچنین قوامیت مردان بر زنان، خانواده‌ای کارآمد و دور از آسیب‌های اجتماعی و در نتیجه، جامعه‌ای سالم را در پی دارد.[۲۵]

آسیب‌های بی‌توجهی به قوامیت مرد

بی‌توجهی به قوامیت مردان بر زنان، آسیب‌هایی را در پی دارد، از جمله:

  1. شکست استعدادها و شخصیت مرد و جریحه‌دار شدن غرور مردانه در خانواده؛
  2. تاثیر منفی عمیق در روان فرزندان و ایجاد اختلال در تربیت آنها به‌ویژه تربیت دینی، تربیت جنسی و تربیت اقتصادی فرزندان؛
  3. کاهش صمیمیت زوجین و کاهش همکاری آنها در توجه به نیازهای عاطفی یکدیگر؛
  4. سوء استفاده سرمایه‌داران از زنان در بازار کار؛
  5. نادیده‌انگاری تفاوت‌های جنسیتی که در چارچوب عدالت جنسیتی، خاستگاه تفکیک جنسیتی و تقسیم کار جنسیتی از منظر اسلام می‌شود؛
  6. تزلزل بنیان خانواده و افزایش آمار طلاق و طلاق عاطفی که پیامدهای پدیدۀ فرزندان طلاق و زنان سرپرست خانوار را نیز بر جامعه تحمیل می‌کند. اگر سازگاری زن در خانواده وجود نداشته باشد یا خشونت خانگی از نوع خشونت علیه زنان یا خشونت علیه مردان، رابطه زناشویی را به تعارضات زناشویی و جدایی منتهی سازد، زنان مطلقه به‌دلیل آسیب‌پذیری، با چالش‌های فراوانی روبرو می‌شوند.[۲۶]

فمینیسم و قوامیت مرد بر زن

در رویکرد فمینیستی، به بهانۀ ایجاد تشابه کامل میان زن و مرد و با تأکید بر حق اجتماعی و خانوادگی زنان، قوامیت مردان به سلطۀ مطلق مردان بر زنان تفسیر شده، فرصت‌های حمایتی و اقتصادی مردان، نادیده گرفته شده و آثار ویرانگر و زیان‌باری بر خانواده و جامعه تحمیل کرده است. پژوهشگران، مواردی مانند افزایش تنبلی، افسردگی و خودکشی را از آثار این سیاست برای زنان دانسته‌اند.[۲۷]

فمینیسم به طور کلی با مفهوم قوامیت مردان بر زنان به عنوان یک ساختار نابرابر مخالف است و آن را بخشی از سیستم پدرسالاری یا مردسالاری می‌داند که نیازمند تغییر است. با این حال، دیدگاه‌های فمینیستی متنوع هستند و برخی از فمینیست‌ها، مانند فمینیست‌های مسلمان، تلاش می‌کنند تا این مفهوم را در چارچوب دینی و فرهنگی بازتعریف کنند و این انگاره را تقویت کرده‌اند که عدالت جنسیتی درون یک نظام مردسالار هرگز محقق نمی‌شود و باید پیام اصیل اسلام را تبیین کرد.[۲۸]

پانویس

  1. عظیم‌زاده اردبیلی، «قوامیت مرد از نگاه قرآن کریم و کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان»، 1387ش، ص23؛ علائی رحمانی، «بررسی تحلیلی قوامیت در آیه «الرجال قوامون علی النساء»»، 1383ش، ص27؛ مقدادی، «بررسی مفهوم و مبانی سرپرستی و قوامیت مرد»، ص3.
  2. مقدادی، «ریاست مرد در رابطه زوجیت»، 1381ش، ص1.
  3. نساء، 34
  4. عظیم‌زاده اردبیلی، «قوامیت مرد از نگاه قرآن کریم و کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان»، 1387ش، ص23.
  5. جعفری، ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه، 1376ش، ج11، ص271.
  6. طیبی، «تفاسیر فریقین و آیه «الرّجالُ قوّامونَ علَي النِّساء»»، 1389ش، ص23.
  7. مظاهری، «قیمومت و شخصیت زن»، 1391ش، ص8.
  8. نعمتی پیرعلی، «جايگاه زن در خانواده در اديان جهان»، 1384ش، ص211؛ مظاهری، «قیمومت و شخصیت زن»، 1391ش، ص11.
  9. مظاهری، «قیمومت و شخصیت زن»، 1391ش، ص12.
  10. مولایی‌نیا، «بررسي آيه ‌«الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَي النِّساء» با رويكرد به تفاسير شيعي»، 1387ش، ص132.
  11. پروین و حسینی، «شرایط، قلمرو و آثار فقهی و حقوقی ریاست زوج در رابطه با زوجه»، 1392ش، ص66.
  12. حکیم باشی، «آيه نشوز و ضرب زدن: از نگاهي ديگر»، 1380ش، ص103؛ دهقان، «ماهيت قواميت شوهر»، 1389ش، ص16-14.
  13. مظاهری، «قیمومت و شخصیت زن»، 1391ش، ص14.
  14. زاهدی فر و همکاران، «بررسي و تحليل آيه شريفه «الرجال قوامون علی النساء»»، 1393ش، ص 97-93؛ سلطانی، «نگاهي به آيه 34 سوره نساء»، 1387ش، ص12؛ عظیم‌زاده اردبیلی، «قوامیت مرد از نگاه قرآن کریم و کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان»، 1387ش، ص24؛ قربان‌نیا و حافظی، «تصویر ریاست مرد بر خانواده درآینه وحی»، 1390ش، ص39.
  15. دهقان، «ماهيت قواميت شوهر»، 1389ش، ص16-14.
  16. مهریزی، «سرپرستي و رياست خانواده»، 1380ش، ص29؛ بصیری، «سوء استفاده از سمت ریاست بر خانواده»، 1391ش، ص36.
  17. دهقان، «ماهيت قواميت شوهر»، 1389ش، ص18.
  18. نصیری، «فلسفه و گستره قيوميت مردان بر زنان در نظام خانواده»، 1389ش، ص80.
  19. سجادی، «قوامیت مردان بر زنان در خانواده»، 1380ش، ص14.
  20. جعفری، ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه، 1376ش، ج11، ص271.
  21. جعفری، ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه، 1376ش، ج11، ص272.
  22. سوره نساء، آیه 34.
  23. راد، «قوّامیت مردان بر زنان در کشاکش سه‌گانه تکوین، تشریع و اخلاق»، وب‌سایت شبکه اجتهاد.
  24. رستگار و همکاران، «تاثیر و نقش قوامیت مرد در خانواده بر تربیت فرزند؛ با رویکرد روانشناسی مثبت»، 1400ش، ص68.
  25. رستگار و همکاران، «تاثیر و نقش قوامیت مرد در خانواده بر تربیت فرزند؛ با رویکرد روانشناسی مثبت»، 1400ش، ص76.
  26. رستگار و همکاران، «تاثیر و نقش قوامیت مرد در خانواده بر تربیت فرزند؛ با رویکرد روانشناسی مثبت»، 1400ش، ص62.
  27. علیجانی، «بررسی تطبیقی «قوامیت» و «تنبیه زنان» در تفاسیر فریقین»، 1389ش، ص139.
  28. هدایت‌زاده و پیروز، «تبیین و ارزیابی آراء فمینیست‌های اسلامی پیرامون آیه ۴۳ سوره نساء؛ مطالعه موردی دیدگاه اسما بارلاس»، 1399ش، ص419.

منابع

  • قرآن.
  • آموزگار، مریم، «الرجال قوامون علي النساء»، فقه و حقوق خانواده (ندای صادق)، شماره 17 و 18، بهار و تابستان 1379ش.
  • بصیری، حمیدرضا، «سوء استفاده از سمت ریاست بر خانواده»، فصلنامه خانواده‌پژوهی، سال 8، پیاپی 29، بهار 1391ش.
  • پروین، فرهاد و حسینی، وحیده، «شرایط، قلمرو و آثار فقهی و حقوقی ریاست زوج در رابطه با زوجه»، پژوهش حقوق خصوصی، سال دوم، شماره سوم، بهار و تابستان 1392 ش.
  • تقدیسی، محمد مهدی، «بررسی شبهات در مورد کرامت زنان در قرآن از منظر مفسران معاصر»، پژوهشنامه علوم و معارف قرآن کريم، سال 1، شماره 6، بهار 1389ش.
  • جعفری، محمدتقی، ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1376ش.
  • حکیم‌باشی، حسن، «آيه نشوز و ضرب زدن: از نگاهی ديگر»، پژوهش‌های قرآنی، شماره 28-27، پاییز و زمستان 1380ش.
  • دهقان، مجید، «ماهيت قواميت شوهر»، دوماهنامه حوراء، شماره 38، بهمن و اسفند 1389ش.
  • راد، علی، «قوّامیت مردان بر زنان در کشاکش سه‌گانه تکوین، تشریع و اخلاق»، وب‌سایت شبکه اجتهاد، تاریخ انتشار: 14 اسفند 1403ش.
  • رستگار، مریم و همکاران، «تاثیر و نقش قوامیت مرد در خانواده بر تربیت فرزند؛ با رویکرد روانشناسی مثبت»، اسلام و پژوهش‌های تربیتی، سال سیزدهم، شماره 2، پاییز و زمستان 1400ش.
  • زاهدی‌فر، سیفعلی و همکاران، «بررسی و تحليل آيه شريفه «الرجال قوامون علی النساء»»، فصلنامه مطالعات تفسیری، سال 5، شماره 17، بهار 1393ش.
  • سجادی، سید ابراهیم، «قوامیت مردان بر زنان در خانواده»، پژوهش‌های قرآنی، شماره 7، 1380ش.
  • سلطانی، محمدعلی، «نگاهی به آيه 34 سوره نساء»، فصلنامه بینات، سال 15، شماره 1، بهار 1387ش.
  • طیبی، زینب، «تفاسیر فریقین و آیه «الرّجالُ قوّامونَ علَی النِّساء»»، پژوهش‌نامه اسلامی زنان و خانواده، سال 3، شماره 5، بهار 1389ش.
  • عظیم‌زاده اردبیلی، فائزه، «قوامیت مرد از نگاه قرآن کریم و کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان»، فصلنامه اندیشه دینی، شماره 26، بهار 1387ش.
  • علائی رحمانی، فاطمه، «بررسی تحلیلی قوامیت در آیه «الرجال قوامون علی النساء»»، تحقیقات علوم قرآن و حدیث، سال اول، شماره 1، 1383ش.
  • علیجانی، محسن، «بررسی تطبیقی «قوامیت» و «تنبیه زنان» در تفاسیر فریقین»، پژوهشنامه علوم و معارف قرآن کريم، سال 1، شماره 6، بهار 1389ش.
  • قدسی، احمد، «نگاهی به آيه 34 سوره نساء و مسئله قوامیت مردان بر زنان»، فصلنامه پژوهش‌نامه اسلامی زنان و خانواده (طهورا سابق)، سال 3، پیاپی 5، بهار 1389ش.
  • قربان‌نیا، ناصر و حافظی، معصومه، «تصویر ریاست مرد بر خانواده در آینه وحی»، فصلنامه حقوق اسلامی (فقه و حقوق سابق)، سال 8، پیاپی 31، زمستان 1390ش.
  • مروی، محمدعلی، «سرپرستي خانواده با نگاه به آيه 34 سوره نساء»»، ماهنامه معرفت، سال 16، شماره 11، بهمن 1386ش.
  • مظاهری، حبیب، «قیمومت و شخصیت زن»، فصلنامه بینات، سال 19، شماره 2، شماره 74، تابستان 1391ش.
  • معموری، علی و خوش سخن مظفر، زهرا، «بررسی سیر تطور فهم آیه 34 سوره نساء»، دوفصلنامه تحقیقات علوم قرآن و حدیث، سال 9، شماره 2، پیاپی 18، 1391ش.
  • مقدادی، محمدمهدی، «بررسی مفهوم و مبانی سرپرستی و قوامیت مرد»، مجموعه مقالات همایش منطقه‌ای زن در نظام حقوقی اسلام، دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا.
  • مقدادی، محمدمهدی، «رياست مرد در رابطه زوجيت»، نامه مفید، شماره 33، بهمن 1381ش.
  • مولایی‌نیا، عزت‌الله، «بررسی آيه ‌«الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّساء» با رويكرد به تفاسير شيعي»، فصلنامه شیعه‌شناسی، سال 6، شماره 21، بهار 1387ش.
  • مهریزی، مهدی، «سرپرستی و رياست خانواده»، پیام زن، شماره 1، شماره 109، فروردین 1380ش.
  • نصیری، علی، «فلسفه و گستره قيوميت مردان بر زنان در نظام خانواده»، فصلنامه پژوهش‌نامه اسلامی زنان و خانواده (طهورا سابق)، سال 3، پیاپی 6، تابستان 1389ش.
  • نعمتی پیرعلی، دل‌آرا، «جایگاه زن در خانواده در ادیان»، بینات، شماره 48، زمستان 1384ش.
  • هدایت‌زاده، محمد‌صادق و پیروز‌فر، سهیلا، «تبیین و ارزیابی آراء فمینیست‌های اسلامی پیرامون آیه ۴۳ سوره نساء؛ مطالعه موردی دیدگاه اسما بارلاس»، دوره 1، شماره 2، اسفند 1399ش.

+++++++++++

قوامیت؛ سرپرستی و مدیریت مردان بر امور خانواده و تأمین نیازهای آنان.

قوامیت مرد، نوعی وظیفه‌ و مسئولیت‌ در جهت‌ اداره‌ بنیاد خانواده است‌ و الزامات‌ و تکالیفی‌ حقوقی‌ و اخلاقی‌ در پی‌ آن‌ بر‌عهده‌ مرد خواهد بود و هرگز معنای برتری، فضیلت، شرافت‌ و امتیاز یا سلطنت‌ مرد بر زن را نمی‌رساند.

مفهوم شناسی قوامیت

واژه قوامیت از واژه «قوّامون» در آیه 34 سوره نساء گرفته شده‌است. «قوّامون» صیغه مبالغه قائم از «قام، یقوم، قیاماً» است. ماده قیام در مقابل قعود به‌معنی برخاستن، توقف، ثبوت و دوام، عزم و اراده، وقوع امر و مشغول شدن به‌کاری آمده‌است که در آیه شریفه، قوام یعنی قیّم و قائم به امر و سرپرست است.[۱] برخی نیز قیام در آیه را به‌معنای محافظت و اصلاح در نظر می‌گیرند.[۲]

مفسرین در مورد مفهوم واژه قوامون دو دیدگاه دارند:

  1. قوام به معنی سلطه، ولایت، حکومت، ریاست و استحقاق اطاعت می‌باشد.[۳]
  2. قوام به معنی کفالت، حمایت، رسیدگی، کارگزاری، سرپرستی و نگهبانی می‌باشد.[۴]

با توجه به‌این دو معنا برای واژه قوامون از نظر لغوی و تفسیری، قوامیت در آیه اشاره به‌این دارد که مردان، تکلیف یا حق حکومت یا سرپرستی بر زنان در خانواده یا جامعه را دارا می‌باشند. چنان‌چه معنی تکلیف از آن فهمیده شود مسلماً به معنای سلب کرامت زنان نیست، بلکه باری بر دوش مردان می‌باشد و اگر معنی حق از آن دریافت گردد، باز حقی است که پروردگار بر اساس حکمت و عدالت و نیز برای نظم در امور مربوط به جامعه یا خانواده به مردان عطا کرده است که البته در برابر آن حقوقی را نیز به زنان اختصاص داده‌است؛ مانند نفقه و مهریه.[۵]


علامه جعفری، حکمت‌ در تشریع‌ قوامیت‌ مرد را در این مسئله می‌داند که‌ هیچ‌ گروهی‌، حتی‌ دو نفره‌ سیر حرکت و برنامه‌هایشان بدون این که یکی از آنان مسئول باشد‌ به سامان نمی‌رسد؛ بنابراین‌ در خانواده که‌ اساسی‌ترین‌ مجموعه در جامعه است به طریق اولی‌ باید چنین‌ باشد و اداره‌‌ خانواده‌ را به‌ یکی‌ از چهار حالت‌ ذیل‌ متصور می‌شود:

  1. اداره‌‌ آن‌ با مرد و زن است‌ که‌ چنین‌ حالتی‌ ممکن نیست، به‌دلیل این که حتی اگر دو مرد نیز با هم مسئول‌ شوند، برخورد و تزاحم پیش خواهد آمد.
  2. تنها زن مسئول‌ باشد؛ که‌ در این حالت نیز تنظیم کردن‌ ارتباطات در خانواده با اختلالات و موانعی‌ مواجه می‌شود.
  3. پدرسالاری‌ سلطه‌گرانه‌ که‌ در برخی از جامعه‌ها‌ وجود دارد، اما چنین‌شکلی نیز‌ فضای‌ جامعه‌ را متشنج‌ می‌کند، ارزش‌های‌ زن را از نادیده می‌گیرد و فرزندان را دچار مشکلاتی در زندگی خانوادگی می‌نماید.
  4. یک نظام‌ شورایی‌ با سرپرستی‌ مرد و مأموریت‌ اجرایی‌ او که‌ همراه‌ با اعتدال باشد و معنای‌ قوام‌ نیز همین می‌باشد. اشکالی که برخی‌ غربی‌ها‌ بر اسلام‌ وارد می‌کنند به‌این مضمون که‌ اسلام، مرد را امیر کرده و زن را اسیر نموده، به‌سبب عملکرد بیرونی‌ بعضی‌ از جوامع‌ اسلامی‌ و برداشت‌های‌ غلط‌ از آیه [۶] می‌باشد.

بر اساس این دیدگاه، قوام، به معنای قیّم‌ مصطلح‌ فقهی و حقوقی‌ نیست‌ بلکه قوامیت‌ بر‌اساس‌ علت‌ طبیعی‌ می‌باشد‌ نه‌ تحکمی و قراردادی.[۷]

آسیب شناسی برداشت‌های تبعیض‌آمیز از مفهوم‌شناسی قوامیت

در نقد و تحلیل برداشت‌های تبعیض آمیز از مفهوم‌شناسی قوامیت مرد بر زن به‌موارد زیر پرداخته می‌شود.

کمال عقلانی

سنایی و ابن عربی، مردان را عقل‌گرا‌تر از زنان می‌دانند و زن را ذاتاً انسانی ناقص العقل تصور می کنند؛ به‌همین سبب برای‌ مردان‌ نسبت به‌زنان حق تسلّط قائلند.[۸] پژوهشگران در خصوص نقد این دیدگاه بیان می‌کنند که نقصان عقل در زنان بـا‌ قرآن [۹] در تناقض است و در هیچ آیه‌ای از‌ آیات قرآن‌ مطلبی در مورد نـاقص‌العقل بـودن زنان نیست؛ بلکه از درایـت و عقل زنانی مانند بلقیس به جهت رفتار مدبرانه‌اش در برابر‌ حضرت سلیمان ‌(ع)، مادر حضرت موسی (ع) که در اوج احساسات مادری فـرزند خـود را به نیل‌ می‌سپارد و نیز آسیه که در برابر‌ همسر مـشرک‌ خـود در نقش یک اصلاح‌گر عمل می‌نماید سخن گفته است. بنابراین وجود احـساسات‌ در زنان نمی‌تواند دلیـلی مـستدل بر نقصان عقل در آنان به‌شمار رود.[۱۰]

قـدرت بـدنی

خواجه عبدالله انصاری، یثربی و قشیری، یکی از دلایل فضل مردان بر زنان را در قدرت بـدنی مردان بیان کرده‌اند. از دیدگاه این گروه، مردان از باب کارائی‌ و توانایی‌های جسمانی از قوّت افزون‌تری بهره‌مند هستند و قدرت جسمانی آن‌ها کامل‌تر می‌باشد و قوامیت، وظیفه بیشتری را برای مردان در بر دارد اما این مسئله به معنای بی‌اعتباری زنان نیست.[۱۱] پژوهشگران بیان می‌کنند که زنان با به دنیا آوردن فرزند که با درد زیادی همراه است و نیز برخی از زنان که علاوه بر نقش‌های همسری و مادری به تأمین معاش خانواده نیز می‌پردازند، ملاک های نیرومندی مانند تحمل سختی‌ها و تأمین مخارج خانواده را بیش‌تر از مردان دارا هستند.[۱۲]

تقدم‌ در‌ خلقت مرد بر زن

این نظریه‌ تحت عنوان خلقت حـوا از دنـده چپ آدم مـطرح شده است که کاشفی سبزواری، ابن عربی و مولوی با استناد به‌‌همین‌ نظریه تسلّط مرد بر‌ زن را مطرح نموده‌اند.[۱۳] پژوهشگران بیان می‌کنند که هیچ‌‌کدام از آیات قرآن کریم با صـراحت اشـاره بـه خلقت اولیه مرد یا زن نشده است و هرگاه قرآن کریم در مورد خلقت سخن گفته اسـت زن و مرد را با هم به‌کار‌ برده‌‌است.[۱۴]

دیدگاه‌های مختلف درباره ظرف قوامیت مرد

اکثر فقها و مفسران، ادله [۱۵] موجود برای ظرف قوامیت را فقط منحصر به‌روابط درون خانواده دانسته‌اند. در مقابل آنان، گروهی دیگر از فقها و مفسران، ظرف قوامیت مرد را در روابط اجتماعی نیز اثبات می‌کنند.[۱۶]

ادله تسری قوامیت مرد به اجتماع

  • دلیل اول، استدلال به‌عمومیت ملاک در آیه قوامون است. یعنی ملاک قوامیت مردان تفضیل تکوینی آنان بر زنان است که هم در خانواده و هم در مشارکت‌های اجتماعی مردان بر زنان قوامیت دارند.[۱۷] نقد اول این که آیه برای قوامیت، ملاک دو جزئی تفضیل الهی و انفاق مردان را بیان می‌کند. تفضیل الهی، عام است ولی انفاق تنها از سوی شوهران انجام می‌شود.[۱۸] نقد دوم این‌که لزوم تخصیص اکثر ایجاد می‌شود؛ زیرا مردان تنها در مسئله ولایت و قضاوت بر زنان قوامیت دارند و غیر از این دو، زنان از عموم دلیل قوامیت خارجند.[۱۹]
  • دلیل دوم، تنقیح مناط است. یعنی ملاکی که آیه قوامون برای قوامیت مردان درون خانواده بیان کرده برتری مردان بر زنان در عقل، تدبیر و نیروی جسمانی است که این ملاک در رابطه عموم مردان و زنان نیز وجود دارد و فقط در رابطه شوهر و همسر دیده نمی‌شود.[۲۰] اما این دلیل نیز از این جهت که تفضیل الهی را تنها ملاک قوامیت دانسته مورد نقد قرار گرفته‌است.[۲۱]
  • دلیل سوم، استقلال علیت در آیه قوامون است. به این صورت که این دلیل، ملاک انفاق و ملاک تفضیل را دو علت مستقل در نظر می‌گیرد که هر کدام جداگانه سبب قوامیت مردان می‌شود. نقد این دلیل؛ تفصیل الهی قلمرو قوامیت را برای عموم مردان اثبات می‌کند اما انفاق این حکم را تنها برای شوهران اثبات می‌کند و هر کدام موضع متفاوتی را اقتضا می‌کنند و نمی‌توانند به صورت مستقل سبب قوامیت شوند.[۲۲]
  • دلیل چهارم، استناد به اطلاق آیه درجه است.[۲۳] این دلیل نیز مورد نقد قرار گرفته و اشکال اول آن است که آیه درجه با توجه به سیاق، ویژه زنان مطلقه رجعیه است و تعمیم آن به همه زنان بدون دلیل است. اشکال دیگر این است که بر‌فرض وجود اطلاق، درجه در این آیه نکره در سیاق اثبات است و عمومیتی ندارد.[۲۴]
  • دلیل پنجم، اولویت قطعیه است. یعنی وقتی در مورد خانواده ولایت زن نفی می‌شود و مرد بر زن قوامیت دارد، در اجتماع که به تدبیر و توانایی بیش‌تری نیاز است به طریق اولی قوامیت برای مرد اثبات می‌شود.[۲۵] اولویت در این دلیل نیز مورد نقد قرار گرفته‌است به‌این صورت که می‌گویند در محیط خانواده نیاز به‌داشتن سرپرست است و شارع برای دفع نزاع، مرد را به‌هر دلیلی سرپرست خانواده قرار داده اما در اجتماع که چنین ضرورتی وجود ندارد زنان نیز می‌توانند با‌داشتن شرایط قوامیت داشته باشد.[۲۶]

ادله محدود بودن قوامیت مرد به خانواده

  • اولین دلیل، شان نزول آیه قوامون است.[۲۷] اما علامه طباطبایی به آن اشکالی کلامی وارد می‌کند.[۲۸] اشکال دوم که به دلیل شأن نزول وارد شده بر فرض درستی این گزارش تاریخی، این است که خاص بودن شان نزول دلیلی برای محدودیت آیه به‌ خانواده نمی‌شود و دامنه معنای آیه را الفاظ آیه معین می‌کند نه شان نزول.[۲۹] اشکال سوم، اشکال به‌سند این شان نزول است که از طرق مختلف، اعتبار سندی ندارد.[۳۰]
  • دومین دلیل، خاص بودن انفاق است؛ به‌این معنا که محدودیت قوامیت به خانواده، قرینه "بما انفقوا" در آیه است.[۳۱] آیه برای قوامیت ملاکی دو جزئی بیان می‌کند: تفضیل الهی و پرداخت نفقه از سوی مرد. جزء اول ملاک در عموم مردان است ولی جزء دوم ملاک، ویژه شوهران است. بنابراین قوامیت، معلول ملاک دو جزئی است و در خارج از خانواده که مردان مسئول پرداخت نفقه زنان نیستند قوامیتی نیز وجود ندارد. به این دلیل نقد و خدشه‌ای وارد نشده‌است.[۳۲]
  • سومین دلیل، استناد به سیاق آیات است.[۳۳] در نقد دلیل سیاق، علامه طباطبایی اشکالی را بیان می‌کند. ایشان بین این‌که صدر آیه به‌معنای عموم مردان و زنان باشد و ادامه آیه احکام ویژه خانواده را بیان ‌کند منافاتی نمی‌بیند.[۳۴] برخی اشکالی که علامه به این دلیل سیاق می‌کند را رد می‌نمایند و اشکال دیگری به بیان علامه وارد می‌کنند، این که علامه بر پایه این پیش فرض است که صدر آیه عام است، در صورتی که صدر آیه به قرینه انفاق که تعلیق قوامیت است به‌ خانواده محدود است. پس دلیل سیاق بدون اشکال، محدودیت قوامیت به خانواده را به‌اثبات می‌رساند.[۳۵]
  • چهارمین دلیل، معقول نبودن عمومیت قوامیت است.[۳۶] یعنی اگر قوامیت در خانواده منحصر نباشد لازمه‌اش این است که هر مردی بر هر زنی قوامیت داشته باشد که چنین عمومی مراد شارع نیست. اشکالی که به‌این دلیل وارد می‌شود این است که، آیه با توجه به انصراف و مناسبات حکم و موضوع، قوامیت را تنها در مواردی بیان می‌کند که به قیمومیت نیازمند است نه در همه روابط اجتماعی.[۳۷] این اشکال مورد مناقشه قرار می‌گیرد به این صورت که قوامیت عموم مردان بر عموم زنان به نحو عموم استغراقی در محدوده خانواده معقول است، زیرا بر‌پایه آن هر شوهری برای همسر خود قوامیت دارد اما این عموم استغراقی در خارج از خانواده نامعقول است.[۳۸]

پانویس

  1. قرشی، قاموس قرآن، 1371ش، ج7، ص52
  2. ابن منظور، لسان العرب، 1414ق، ج12، ص496
  3. زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، 1419ق، ج1، ص505؛ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج4، 1417ق، ص344
  4. جوادی آملی، تسنیم، 1375ش، ج18، ص546؛ بلاغی نجفی، آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن، 1420ق، ج2، ص104
  5. هاشمی علی آبادی، «بررسی شبهه اخلاقی سلب کرامت زنان در صدرآیه 34 سوره نساء»، 1394ش ص170
  6. سوره نساء، آیه‌‌34
  7. جعفری، ترجمه‌ و تفسیر نهج‌البلاغه، 1362ش، ج‌ 11، ص‌ 267
  8. جعفری، «مفهوم شناسی قوامیت مرد بر زن در تفاسیر عرفانی با رویکرد انتقادی»، 1397ش، ص55
  9. سوره مؤمنون، آیه14
  10. جعفری، «مفهوم شناسی قوامیت مرد بر زن در تفاسیر عرفانی با رویکرد انتقادی»، 1397ش، صص55-56
  11. جعفری، «مفهوم شناسی قوامیت مرد بر زن در تفاسیر عرفانی با رویکرد انتقادی»، 1397ش، ص54
  12. جعفری، «مفهوم شناسی قوامیت مرد بر زن در تفاسیر عرفانی با رویکرد انتقادی»، 1397ش، صص56-57
  13. جعفری، «مفهوم شناسی قوامیت مرد بر زن در تفاسیر عرفانی با رویکرد انتقادی»، 1397ش، ص57
  14. جعفری، «مفهوم شناسی قوامیت مرد بر زن در تفاسیر عرفانی با رویکرد انتقادی»، 1397ش، صص57-58
  15. آیه قوامون: سوره نساء، آیه34 و آیه درجه: سوره بقره، آیه228
  16. دهقان، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، 1394ش، صص158-159
  17. سبحانی، نظام القضاء و الشهاده فی الشریعه الاسلامیه الغراء، 1418ق، ج1، ص58
  18. منتظری، دراسات فی ولایه الفقیه و فقه الدوله الاسلامیه، 1409ق، ج1، ص351
  19. منتظری، دراسات فی ولایه الفقیه و فقه الدوله الاسلامیه، 1409ق، ج1، ص351
  20. سیفی مازندرانی، دلیل تحریر الوسیله: ولایه الفقیه، بی‌تا، ص147
  21. دهقان، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، 1394ش، صص161-162
  22. دهقان، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، 1394ش، ص162
  23. گلپایگانی، کتاب القضاء، 1413ق، ج1، ص46
  24. دهقان، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، 1394ش، ص163
  25. گلپایگانی، کتاب القضاء، 1413ق، ج1، ص44
  26. منتظری، دراسات فی ولایه الفقیه و فقه الدوله الاسلامیه، 1409ق، ج1، ص351
  27. منتظری، دراسات فی ولایه الفقیه و فقه الدوله الاسلامیه، 1409، ج1، ص350؛ سبحانی، نظام القضاء و الشهاده فی الشریعه الاسلامیه الغراء، 1418ق، ج1، ص57
  28. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1417ق، ج4، ص349
  29. دهقان، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، 1394ش، ص164
  30. دهقان، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، 1394ش، ص164
  31. اردبیلی، فقه القضاء، 1423ق، ج1، ص91
  32. دهقان، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، 1394ش، ص165
  33. سبحانی، نظام القضاء و الشهاده فی الشریعه الاسلامیه الغراء، 1418ق، ج1، ص57
  34. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1417ق، ج4، ص344
  35. دهقان، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، 1394ش، ص167
  36. موسوی گرگانی، المرأه و القضاء فی الاسلام، 1423ق، ص138
  37. منتظری، دراسات فی ولایه الفقیه و فقه الدوله الاسلامیه، 1409ق، ج1، ص350
  38. دهقان، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، 1394ش، ص168

منابع

  • ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج12، بیروت، دار صادر، چاپ سوم، 1414ق.
  • اردبیلی، سید عبدالکریم، فقه القضاء، ج1، قم، دانشگاه مفید، 1423ق.
  • بلاغی نجفی، محمد جواد، آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن، ج2، قم، بنیاد بعثت، چاپ اول، 1420ق.
  • جعفری، انسیه، «مفهوم شناسی قوامیت مرد بر زن در تفاسیر عرفانی با رویکرد انتقادی»، عرفانیات در ادب فارسی، شماره37، زمستان 1397ش.
  • جعفری، محمدتقی، ترجمه‌ و تفسیر نهج‌البلاغه، ج‌ 11، تهران، دفتر نشر و اندیشه اسلامی، 1362ش.
  • جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، ج18، قم، اسراء، چاپ اول، 1375ش.
  • دهقان، مجید، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، مطالعات جنسیت و خانواده، شماره اول، سال سوم، بهار و تابستان 1394ش.
  • زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج1، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ سوم، 1419ق.
  • سبحانی، جعفر، نظام القضاء و الشهاده فی الشریعه الاسلامیه الغراء، ج1،قم، موسسه امام الصادق (ع)، 1418ق.
  • سیفی مازندرانی، علی اکبر، دلیل تحریر الوسیله: ولایه الفقیه، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، بی تا.
  • طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج4، قم، جامعه مدرسین، چاپ پنجم، 1417ق.
  • قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج7، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ ششم، 1371ش.
  • گلپایگانی، سید محمدرضا، کتاب القضاء، ج1، قم، دارالقرآن الکریم، 1413ق.
  • منتظری، حسین علی، دراسات فی ولایه الفقیه و فقه الدوله الاسلامیه، قم، نشر تفکر، ج1، 1409ق.
  • موسوی گرگانی، سید محسن، المرأه و القضاء فی الاسلام، مجله فقه اهل البیت (ع)، شماره 23، 1423ق.
  • هاشمی علی آبادی، سید احمد، «بررسی شبهه اخلاقی سلب کرامت زنان در صدرآیه 34 سوره نساء»، پژوهش‌های اخلاقی، شماره2، سال ششم، زمستان 1394ش.