علی شاهرودی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
علی شاهرودی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
== مفهومشناسی == | == مفهومشناسی == | ||
عقل در لغت، به قوای ذهنی گفته میشود که اندیشیدن، ادراک حسن و قبح، رفتار معنوی انسان، و مانند آن را هدایت میکند.<ref>[https://vajehyab.com/?q=عقل . فرهنگ مترادف و متضاد، وبسایت واژهیاب، ذیل واژه عقل.]</ref> عقل، واژهای عربی و بهمعنای بستن و محدود کردن است. عربها به طنابی که با آن پای [[شتر]] را میبندند، عِقال میگویند. خرد آدمی را از آن جهت «عقل» گفتهاند که اندیشهٔ او را مهار میکند و از فروغلتیدن در جهل، بازمیدارد.<ref>[https://hawzah.net/fa/Article/View/45255/عقل-و-دین-در-کلام-امام-علی%22ع%22 «عقل و دین درکلام مولا علی (ع)»، وبسایت حوزه، 1386ش.]</ref> | عقل در لغت، به قوای ذهنی گفته میشود که اندیشیدن، ادراک حسن و قبح، رفتار معنوی انسان، و مانند آن را هدایت میکند.<ref>[https://vajehyab.com/?q=عقل . فرهنگ مترادف و متضاد، وبسایت واژهیاب، ذیل واژه عقل.]</ref> عقل، واژهای عربی و بهمعنای بستن و محدود کردن است. عربها به طنابی که با آن پای [[شتر]] را میبندند، عِقال میگویند. خرد آدمی را از آن جهت «عقل» گفتهاند که اندیشهٔ او را مهار میکند و از فروغلتیدن در جهل، بازمیدارد.<ref>[https://hawzah.net/fa/Article/View/45255/عقل-و-دین-در-کلام-امام-علی%22ع%22 «عقل و دین درکلام مولا علی (ع)»، وبسایت حوزه، 1386ش.]</ref> در اصطلاح بر حسب انواع مختلفی چون نظری، عملی و ابزاری، معانی مختلفی چون قوه شناخت باورهای بنیادین، هستیهایی که با اراده انسان تکوین مییابند، یا ابزار تسلط آدمی بر طبیعت، یافته است.<ref>. پارسانیا، روششناسی رئالیسم انتقادی، 1389ش، ص55.</ref> | ||
در اصطلاح بر حسب انواع مختلفی چون نظری، عملی و ابزاری، معانی مختلفی چون قوه شناخت باورهای بنیادین، هستیهایی که با اراده انسان تکوین مییابند، یا ابزار تسلط آدمی بر طبیعت، یافته است.<ref>. پارسانیا، روششناسی رئالیسم انتقادی، 1389ش، ص55.</ref> | |||
عقل در [[فرهنگ اسلامی]]، به انواع گوناگونی از مفاهیم اشاره دارد؛ شیخ حُر عامِلی با استفاده از آیات و روایات، عقل را ناظر به سه مفهوم: نیروی درک خیر و شر؛ ملکهای درونی و گزینشگر خوبیها و رهاکنندهٔ بدیها؛ و خردورزی و دانایی، دانسته است. در سخنی از [[امام علی]]، عقل به دو گونهٔ فطری و اکتسابی تقسیم شده است: در تعریف عقل فطری گفتهاند که ودیعهٔ الهی است که انسان با آن پا به عرصهٔ وجود میگذارد. در مقابل عقل اکتسابی (تجربی)؛ بهمرور زمان و با بهرهگیری از تجربه، مشاهده و آموزش بهدست میآید. همچنین عقل به دو گونهٔ نظری و عملی، دستهبندی شده است: عقل نظری؛ مسائل خارج از قدرت و اختیار انسان مانند [[معاد]]، [[توحید]]، [[فرشتگان]]، جهان مجرد و عالم ملکوت را درک میکند. و عقل عملی؛ موضوعات ذیل اختیار بشر مانند [[تهذیب نفس]]، پرورش روح و رشد اخلاق را درک میکند. | عقل در [[فرهنگ اسلامی]]، به انواع گوناگونی از مفاهیم اشاره دارد؛ شیخ حُر عامِلی با استفاده از آیات و روایات، عقل را ناظر به سه مفهوم: نیروی درک خیر و شر؛ ملکهای درونی و گزینشگر خوبیها و رهاکنندهٔ بدیها؛ و خردورزی و دانایی، دانسته است. در سخنی از [[امام علی]]، عقل به دو گونهٔ فطری و اکتسابی تقسیم شده است: در تعریف عقل فطری گفتهاند که ودیعهٔ الهی است که انسان با آن پا به عرصهٔ وجود میگذارد. در مقابل عقل اکتسابی (تجربی)؛ بهمرور زمان و با بهرهگیری از تجربه، مشاهده و آموزش بهدست میآید. همچنین عقل به دو گونهٔ نظری و عملی، دستهبندی شده است: عقل نظری؛ مسائل خارج از قدرت و اختیار انسان مانند [[معاد]]، [[توحید]]، [[فرشتگان]]، جهان مجرد و عالم ملکوت را درک میکند. و عقل عملی؛ موضوعات ذیل اختیار بشر مانند [[تهذیب نفس]]، پرورش روح و رشد اخلاق را درک میکند. | ||