علی شاهرودی (بحث | مشارکتها) ابرابزار |
علی شاهرودی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
=== تحصیلات === | === تحصیلات === | ||
شریعتی دبستان را در مدرسه ابن یمین، و دبیرستان را در مدرسه فردوسی گذراند و در ادارهٔ فرهنگ مشهد به عنوان معلم استخدام شد. در سال ۱۳۳۱ در روزنامه خراسان فعالیت مطبوعاتی خود را آغاز کرد.<ref>[https://web.archive.org/web/20110623142932/http://drshariati.org/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87/%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C/ «سالشمار زندگی علی شریعتی»، پایگاه اطلاعرسانی علی شریعتی]</ref> او در ۱۶ سالگی، برای ادامه تحصیل به دانشسرای مقدماتی رفت و بعد از پایان دوره دانشسرا معلمی را پیشهٔ خود کرد. کارشناسی رشته زبان و ادبیات فارسی را نیز در سال ۱۳۳۷ش در دانشگاه مشهد به پایان رساند. او که شاگرد اول دانشگاه شده بود در سال ۱۳۳۸ش با بورسیه دولتی برای ادامه تحصیل راهی پاریس شد. رسالهٔ دکتری شریعتی، ترجمه و حاشیهٔ [[کتاب]] خطی «فضائل البلخ صفیالدین» بود. دکتر علی شریعتی در سال ۱۳۴۵ش با رتبه دانشیار تاریخ اسلام در دانشگاه مشهد تدریس کرد. درسهای اسلامشناسی شریعتی، در همین مقطع، ارائه شده است. | شریعتی دبستان را در مدرسه ابن یمین، و دبیرستان را در مدرسه فردوسی گذراند و در ادارهٔ فرهنگ مشهد به عنوان معلم استخدام شد. در سال ۱۳۳۱ در روزنامه خراسان فعالیت مطبوعاتی خود را آغاز کرد.<ref>[https://web.archive.org/web/20110623142932/http://drshariati.org/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87/%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C/ «سالشمار زندگی علی شریعتی»، پایگاه اطلاعرسانی علی شریعتی]</ref> او در ۱۶ سالگی، برای ادامه تحصیل به دانشسرای مقدماتی رفت و بعد از پایان دوره دانشسرا معلمی را پیشهٔ خود کرد. کارشناسی رشته زبان و ادبیات فارسی را نیز در سال ۱۳۳۷ش در دانشگاه مشهد به پایان رساند. او که شاگرد اول دانشگاه شده بود در سال ۱۳۳۸ش با بورسیه دولتی برای ادامه تحصیل راهی پاریس شد. رسالهٔ دکتری شریعتی، ترجمه و حاشیهٔ [[کتاب]] خطی «فضائل البلخ صفیالدین» بود. دکتر علی شریعتی در سال ۱۳۴۵ش با رتبه دانشیار تاریخ اسلام در دانشگاه مشهد تدریس کرد. درسهای اسلامشناسی شریعتی، در همین مقطع، ارائه شده است.<ref>خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۱۹۷؛ اسفندیاری، شعله بیقرار، ۱۳۹۰ش، ص۲۱۰.</ref> | ||
در سال ۱۳۳۷ش پس از دریافت لیسانس در رشته ادبیات فارسی بعلت شاگرد اول شدنش برای ادامه تحصیل به فرانسه فرستاده شد. وی در آنجا به تحصیل علومی چون جامعهشناسی، مبانی علم تاریخ و تاریخ و فرهنگ اسلامی پرداخت و با اساتید بزرگی چون ماسینیون، گورویچ و سارتر و … آشنا شد. دوران تحصیل شریعتی همزمان با جریان نهضت ملی ایران به رهبری مصدق بود که او نیز با قلم و بیان خود و نوشتههای محکم از این حرکت دفاع مینمود. وی پس از سالها تحصیل با مدرک دکترا در رشتههای جامعهشناسی و تاریخ ادیان به ایران بازگشت.<ref>[https://www.hamshahrionline.ir/news/43143/زندگینامه-علی-شریعتی-۱۳۱۲-۱۳۵۶ «زندگینامه: علی شریعتی (۱۳۱۲ - ۱۳۵۶)»،خبرگزاری همشهری]</ref> | در سال ۱۳۳۷ش پس از دریافت لیسانس در رشته ادبیات فارسی بعلت شاگرد اول شدنش برای ادامه تحصیل به فرانسه فرستاده شد. وی در آنجا به تحصیل علومی چون جامعهشناسی، مبانی علم تاریخ و تاریخ و فرهنگ اسلامی پرداخت و با اساتید بزرگی چون ماسینیون، گورویچ و سارتر و … آشنا شد. دوران تحصیل شریعتی همزمان با جریان نهضت ملی ایران به رهبری مصدق بود که او نیز با قلم و بیان خود و نوشتههای محکم از این حرکت دفاع مینمود. وی پس از سالها تحصیل با مدرک دکترا در رشتههای جامعهشناسی و تاریخ ادیان به ایران بازگشت.<ref>[https://www.hamshahrionline.ir/news/43143/زندگینامه-علی-شریعتی-۱۳۱۲-۱۳۵۶ «زندگینامه: علی شریعتی (۱۳۱۲ - ۱۳۵۶)»،خبرگزاری همشهری]</ref> | ||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
=== اقدامات در اروپا === | === اقدامات در اروپا === | ||
شریعتی در اروپا، ضمن عضویت در شاخه جوانان نهضت آزادی، در سازمانهای دانشجویی ایران در اروپا نیز مشارکت جدی داشت. او در این دوران در روزنامههای ایران آزاد، اندیشه جبهه و نامه پارسی فعالیت میکرد، ولی چون به محافظهکاری این جبهه اعتراض داشت از آنها جدا شده و روزنامه را ترک کرد. دکتر شریعتی در اروپا با نهضتهای آزادیبخش و جنبشهای آزادیخواهانه کشورهای دیگر چون کنگو، الجزایر و فلسطین ارتباط داشت و بهدلیل فعالیت در سازمان آزادیبخش الجزایر بهوسیله پلیس فرانسه دستگیر و مورد ضربوشتم قرار گرفته و روانه زندان شد. در اروپا مقاله «به کجا تکیه کنیم» را منتشر کرد، همچنین مقالهٔ «شعر چیست؟» نوشته ژان پل سارتر را ترجمه کرد، سپس اقدام به انتشار مقاله «مرگ فرانتس فانون» در پاریس کرد. | شریعتی در اروپا، ضمن عضویت در شاخه جوانان نهضت آزادی، در سازمانهای دانشجویی ایران در اروپا نیز مشارکت جدی داشت. او در این دوران در روزنامههای ایران آزاد، اندیشه جبهه و نامه پارسی فعالیت میکرد، ولی چون به محافظهکاری این جبهه اعتراض داشت از آنها جدا شده و روزنامه را ترک کرد. دکتر شریعتی در اروپا با نهضتهای آزادیبخش و جنبشهای آزادیخواهانه کشورهای دیگر چون کنگو، الجزایر و فلسطین ارتباط داشت و بهدلیل فعالیت در سازمان آزادیبخش الجزایر بهوسیله پلیس فرانسه دستگیر و مورد ضربوشتم قرار گرفته و روانه زندان شد. در اروپا مقاله «به کجا تکیه کنیم» را منتشر کرد، همچنین مقالهٔ «شعر چیست؟» نوشته ژان پل سارتر را ترجمه کرد، سپس اقدام به انتشار مقاله «مرگ فرانتس فانون» در پاریس کرد.<ref>[http://www.shariati.com/biof.html «زندگینامه دکتر شریعتی»، وبسایت دکتر شریعتی.]</ref> | ||
== اشخاص و جریانهای تأثیرگذار == | == اشخاص و جریانهای تأثیرگذار == | ||
| خط ۶۱: | خط ۶۱: | ||
== دیدگاهها == | == دیدگاهها == | ||
برخی معتقدند، دغدغه اصلی شریعتی ابهامزدایی از معرفت دینی و کتاب و سنت بود.<ref>خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۲۰۳.</ref> شریعتی معتقد بود که رسالت اصلی [[دین]]، آزادی، برابری، نجات تودهها و عزتبخشیدن به مستضعفان است. او اسلام ایدئولوژیک را تولد دوباره روحی و رنسانس فکری معرفی میکرد، نه بازگشت به گذشته. ایدئولوژی، از نظر شریعتی، بینشی است که جهت اجتماعی، شکل [[زندگی]] و وضع ایدهآل فرد، جامعه و حیات بشری را تفسیر کرده و راه طی کردن فاصله میان وضع موجود و وضع مطلوب را نشان میدهد. برخی، مهمترین دستاورد شریعتی را ایدئولوژیک کردن دین دانستهاند که نقشی مهم در پیروزی [[انقلاب اسلامی ایران]] داشت. | برخی معتقدند، دغدغه اصلی شریعتی ابهامزدایی از معرفت دینی و کتاب و سنت بود.<ref>خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۲۰۳.</ref> شریعتی معتقد بود که رسالت اصلی [[دین]]، آزادی، برابری، نجات تودهها و عزتبخشیدن به مستضعفان است. او اسلام ایدئولوژیک را تولد دوباره روحی و رنسانس فکری معرفی میکرد، نه بازگشت به گذشته. ایدئولوژی، از نظر شریعتی، بینشی است که جهت اجتماعی، شکل [[زندگی]] و وضع ایدهآل فرد، جامعه و حیات بشری را تفسیر کرده و راه طی کردن فاصله میان وضع موجود و وضع مطلوب را نشان میدهد. برخی، مهمترین دستاورد شریعتی را ایدئولوژیک کردن دین دانستهاند که نقشی مهم در پیروزی [[انقلاب اسلامی ایران]] داشت.<ref>شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۲۷، ص۱۷۳؛ ج ۱۶، ص۲۸-۲۹؛ ج ۱۱، ص۱۴۷؛ [http://ensani.ir/fa/article/127640/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A6%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C امامجمعهزاده و روحانی، «بررسی تحلیلی ایدئولوژیککردن دین از نگاه دکتر علی شریعتی »، فصلنامه پژوهشنامه علوم سیاسی، زمستان ۱۳۸۶، ص۷.]</ref> | ||
تشیع در نگاه شریعتی، حقیقت اسلام بوده که بر دوپایه [[امامت]] و عدالت شکل گرفته است. مذهب [[شیعه]] علاوه بر جهانبینی، سویههای سیاسی و اقتصادی داشته و دارای الگوی ۲۵۰ ساله مبارزه امامان شیعه است. تشیع، تا سرکار آمدن [[صفویه|دولت صفویه]]، رویکردی ضد ظلم داشته و عالمان، مجاهدان، واعظان، شاعران و مداحان شیعه، با تکیه بر اسلام [[اهلبیت]]، از آن محافظت کردهاند ولی با ظهور صفویه، تشیع سرخ (انقلابی) به تشیع سیاه تبدیل شده و مذهب [[شهادت]]، به مذهب عزا تبدیل گردید. شریعتی، [[عزاداری]] و سوگواری در فرهنگ شیعیان را یک سنت مترقی و انقلابی در عصر اختناق حاکمان ظالم توصیف میکند که پرورشدهنده ایمان است، اما اثرپذیری عزاداری شیعیان از مسیحیت و نیز [[خرافهگرایی]] و محدود کردن دایره امر به معروف و نهی از منکر به مسائل فردی را نکوهش میکند. | تشیع در نگاه شریعتی، حقیقت اسلام بوده<ref>شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۲۹، ص۱۴۴</ref> که بر دوپایه [[امامت]] و عدالت شکل گرفته است.<ref>شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۲۶، ص۲۹۳-۲۹۵.</ref> مذهب [[شیعه]] علاوه بر جهانبینی، سویههای سیاسی و اقتصادی داشته<ref>خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۳۴۱.</ref> و دارای الگوی ۲۵۰ ساله مبارزه امامان شیعه است.<ref>خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۳۴۱.</ref> تشیع، تا سرکار آمدن [[صفویه|دولت صفویه]]، رویکردی ضد ظلم داشته و عالمان، مجاهدان، واعظان، شاعران و مداحان شیعه، با تکیه بر اسلام [[اهلبیت]]، از آن محافظت کردهاند<ref>شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۲۹، ص۱۴۴.</ref> ولی با ظهور صفویه، تشیع سرخ (انقلابی) به تشیع سیاه تبدیل شده و مذهب [[شهادت]]، به مذهب عزا تبدیل گردید.<ref>شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۹، ص۱۲-۱۵.</ref> شریعتی، [[عزاداری]] و سوگواری در فرهنگ شیعیان را یک سنت مترقی و انقلابی در عصر اختناق حاکمان ظالم توصیف میکند که پرورشدهنده ایمان است، اما اثرپذیری عزاداری شیعیان از مسیحیت و نیز [[خرافهگرایی]] و محدود کردن دایره امر به معروف و نهی از منکر به مسائل فردی را نکوهش میکند.<ref>شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۹، ص۱۷۹؛ ج ۹، ص۱۷۰-۱۷۱؛ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۳۴۹.</ref> | ||
شریعتی، امت و امامت را دارای ابعاد اجتماعی میدانست؛ زیرا امت در پرتو هدایت امام، حرکت و جهت حرکت خود را تشخیص میدهد. امام از دیدگاه او، انسان مافوق است، نه مافوق انسان. او امت را جامعهای انسانی میداند که افراد آن هدفی مشترک داشته و با رهبری مشترک بهسوی آرمان خود حرکت میکنند و در فکر و عقیده و عمل اشتراک دارند. هدف امامت از نگاه شریعتی، انتقال یک جامعه جاهلی عقبمانده به جامعهای دارای رشد فرهنگی، اعتقادی و سیاسی است. جامعه پس از دوازده امام، به سطحی میرسد که احتیاجی به امام بعدی ندارد و میتواند بر اساس بیعت، دموکراسی و [[شورا]]، مسیر رشد خود را طی کند. | شریعتی، امت و امامت را دارای ابعاد اجتماعی میدانست؛ زیرا امت در پرتو هدایت امام، حرکت و جهت حرکت خود را تشخیص میدهد.<ref>شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۳۶، ص 20.</ref> امام از دیدگاه او، انسان مافوق است، نه مافوق انسان.<ref>شریعتی، امت و امامت، 1357ش، ص۱۱۰.</ref> او امت را جامعهای انسانی میداند که افراد آن هدفی مشترک داشته و با رهبری مشترک بهسوی آرمان خود حرکت میکنند<ref>شریعتی، امت و امامت، 1357ش، ص۴۴.</ref> و در فکر و عقیده و عمل اشتراک دارند.<ref>شریعتی، امت و امامت، 1357ش، ص۷۴.</ref> هدف امامت از نگاه شریعتی، انتقال یک جامعه جاهلی عقبمانده به جامعهای دارای رشد فرهنگی، اعتقادی و سیاسی است. جامعه پس از دوازده امام، به سطحی میرسد که احتیاجی به امام بعدی ندارد و میتواند بر اساس بیعت، دموکراسی و [[شورا]]، مسیر رشد خود را طی کند.<ref>خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۳۵۶.</ref> | ||
شریعتی معتقد بود که تشیع، اعتراض علیه انحراف از اسلام حقیقی است ولی خود تشیع هم دچار انحراف شد. در کنار تشیع علوی که اسلام راستین است، تشیع صفوی به وجود آمد که اسلام دروغین است. تشیع علوی بر عدالت، [[ولایتپذیری در سبک زندگی|ولایت]] و امامت [[امام علی]] شکل گرفته و دشمنی آشتیناپذیر با قدرتطلبی و ظلم داشته و بهدنبال دفاع از طبقات مظلوم و ملتهای محروم بوده است، اما تشیع صفوی، همراه سلاطین و پادشاهان بوده است. شریعتی، ریشههای پیدایش تشیع صفوی را همزمان با شکلگیری تشیع علوی میدانست و معتقد بود این قرائت از تشیع در دولت صفویه، رسمیت پیدا کرد. تشیع صفوی، مذهب تشیع را به یک مذهب دولتی، تبدیل کرده و از هدف اولیهاش که جستجوی عدالت و انجام وظایف مقدس بود دور کرده است.<ref>قریشی، «علی شریعتی و تحلیل دینی مناسبات اجتماعی»، فصلنامه جغرافیا و برنامهریزی، تابستان و پاییز ۱۳۸۴، ص۲۵۳ و 254.</ref> | |||
شریعتی، قرائتی از اسلام را نقد میکرد که به انسان سکوت، سکون و [[قناعت]] داده و همه [[امید]]ها را به بعد از مرگ موکول میکند. روشنفکر باید با ایجاد پروتستانتیسم اسلامی، فورانی از اندیشه و حرکت تازه به جامعه ببخشد. او معتقد بود پروتستانتیسم مسیحی، اروپای قرون وسطی را متحول کرده و همه عواملی که اندیشه و سرنوشت جامعه را به نام دین متوقف میکرد از میان برداشت.<ref>شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۲۰، ص۲۹۴؛ ج ۵، ص۴۲.</ref> شریعتی، اصلاح مذهب را در مبارزه با خرافات، جمود، تعصبهای کور و نفی مطلق معرفتهای دینی میدانست که در توجیه نظام طبقاتی و استبدادی کاربرد دارند؛ او معتقد بود باید دین به سرچشمه اصلی خود بازگشته و نهضت و تحول فکری، اجتماعی و علمی، بر اساس [[قرآن]] و سنت ایجاد شود. پروتستانتیسم اسلامی در دیدگاه شریعتی به معنای حذف دین از عرصه اجتماع نبود؛ بلکه به نظر او برای رسیدن به اسلامِ ایدئولوژیک، باید اسلامشناسی انزواگرا تغییر کند.<ref>شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۲۶، ص۴۷۲</ref> | |||
شریعتی، روشنفکران را انسانهای آگاه و متعهد خوانده و ضمن تأکید بر رسالت آنان، وظایفی را برای آنها برشمرده است از جمله؛ ارتباط مستقیم با جامعه، آگاهی از جامعه، مذهب و فرهنگ اسلامی، احیای دین [[اسلام]] و بازگشت به خویشتن.<ref>خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۴۰۳؛ شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۲۰، ص۲۹۲؛ ج ۲۸، ص۷۰؛ ج ۱۶، ص۱۸۸.</ref>[[پرونده:علی شریعتی۱.jpg|جایگزین=علی شریعتی به همراه شهید مطهری (نفر اول از سمت راست) و ناصر میناچی (نفر دوم از سمت راست) |بندانگشتی|علی شریعتی به همراه شهید مطهری (نفر اول از سمت راست) و ناصر میناچی (نفر دوم از سمت راست)]] | شریعتی، روشنفکران را انسانهای آگاه و متعهد خوانده و ضمن تأکید بر رسالت آنان، وظایفی را برای آنها برشمرده است از جمله؛ ارتباط مستقیم با جامعه، آگاهی از جامعه، مذهب و فرهنگ اسلامی، احیای دین [[اسلام]] و بازگشت به خویشتن.<ref>خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۴۰۳؛ شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۲۰، ص۲۹۲؛ ج ۲۸، ص۷۰؛ ج ۱۶، ص۱۸۸.</ref>[[پرونده:علی شریعتی۱.jpg|جایگزین=علی شریعتی به همراه شهید مطهری (نفر اول از سمت راست) و ناصر میناچی (نفر دوم از سمت راست) |بندانگشتی|علی شریعتی به همراه شهید مطهری (نفر اول از سمت راست) و ناصر میناچی (نفر دوم از سمت راست)]] | ||