علی شریعتی؛ اندیشمند مبارز و از چهرههای تأثیرگذار در پیروزی انقلاب اسلامی ایران.
علی شریعتی از چهرههای ماندگار و اثرگذار در سپهر سیاسی ایران است که زبان و قلمش، نقشی بیبدیل در جذب قشر دانشگاهی و روشنفکر به انقلاب اسلامی ایران، داشته است. او مبارزات خود را از سن نوجوانی شروع کرد و بارها گرفتار زندان حکومت پهلوی شد. وی اندکی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، در انگلستان درگذشت.
زندگینامه
علی مزینانی مشهور به شریعتی در دوم آذر ۱۳۱۲ش، علی شریعتی فرزند محمدتقی شریعتی و زهرا امینی در روستای کاهک از روستاهای بلوک مزینان است. خانواده علی شریعتی در آن سالها ساکن مشهد بودند اما زهرا امینی برای تولد فرزندش به زادگاه خود بازمیگردد.[۱][۲] جد پدری علی، ملا قربانعلی معروف به حکیم آخوند از شاگردان ملا هادی سبزواری بود. حکیم آخوند، تحصیل خود را در مدارس قدیم بخارا، مشهد و سبزوار به سرانجام رساند. پدرش محمدتقی نیز مفسری نواندیش و مؤسس کانون نشر حقایق اسلامی بود.[۳]
تحصیلات
شریعتی دبستان را در مدرسه ابن یمین، و دبیرستان را در مدرسه فردوسی گذراند و در ادارهٔ فرهنگ مشهد به عنوان معلم استخدام شد. در سال ۱۳۳۱ در روزنامه خراسان فعالیت مطبوعاتی خود را آغاز کرد.[۴] او در ۱۶ سالگی، برای ادامه تحصیل به دانشسرای مقدماتی رفت و بعد از پایان دوره دانشسرا معلمی را پیشهٔ خود کرد. کارشناسی رشته زبان و ادبیات فارسی را نیز در سال ۱۳۳۷ش در دانشگاه مشهد به پایان رساند. او که شاگرد اول دانشگاه شده بود در سال ۱۳۳۸ش با بورسیه دولتی برای ادامه تحصیل راهی پاریس شد. رسالهٔ دکتری شریعتی، ترجمه و حاشیهٔ کتاب خطی «فضائل البلخ صفیالدین» بود. دکتر علی شریعتی در سال ۱۳۴۵ش با رتبه دانشیار تاریخ اسلام در دانشگاه مشهد تدریس کرد. درسهای اسلامشناسی شریعتی، در همین مقطع، ارائه شده است.[۵]
در سال ۱۳۳۷ش پس از دریافت لیسانس در رشته ادبیات فارسی بعلت شاگرد اول شدنش برای ادامه تحصیل به فرانسه فرستاده شد. وی در آنجا به تحصیل علومی چون جامعهشناسی، مبانی علم تاریخ و تاریخ و فرهنگ اسلامی پرداخت و با اساتید بزرگی چون ماسینیون، گورویچ و سارتر و … آشنا شد. دوران تحصیل شریعتی همزمان با جریان نهضت ملی ایران به رهبری مصدق بود که او نیز با قلم و بیان خود و نوشتههای محکم از این حرکت دفاع مینمود. وی پس از سالها تحصیل با مدرک دکترا در رشتههای جامعهشناسی و تاریخ ادیان به ایران بازگشت.[۶]
شریعتی از سال ۱۳۴۷ش، دو سال پس از آغاز تدریس در دانشکده مشهد و به دنبال پیشنهاد سخنرانی در حسینیه ارشاد، عرصه عمومی را در کنار نهاد آکادمی برای اشاعه اندیشه و پروژه خود انتخاب میکند. در این عرصه عمومی، هم دانشگاههای سراسری در ایران جای میگیرد، هم انجمن مهندسین، هم کانونهای ادبی، هم انجمنهای اسلامی دانشجویی؛ در شهرستانها، در مکه و مدینه (در عرفات، در منی …) و البته مؤسسه مذهبی فرهنگی حسینیه ارشاد که سه سال قبل از آغاز سخنرانی توسط شریعتی تأسیس شده است. در همه جا مخاطب همان است: دانشجویان و قشر جوان. در همه جا موضوعات نیز و روش یکسان است. اگر در دانشکده ادبیات، اسلامشناسی درس میدهد؛ در حسینیه ارشاد تاریخ ادیان. (هندوئیزم و بودیزم و روح و بینش شرقی و..) گاه بر عکس نیز عمل میکند: در حسینیه ارشاد تندترین نقدها را به مذهب دارد و در دانشگاهها بیشترین دفاعیات را از مذهب دارد. او تئاتر را به حسینیه میکشاند و مذهب را به دانشکده[۷] او همچنین تدریس را در ۱۹ سالگی آغاز کرد، روزنامهنگاری و تجربه سرایش شعر را از همان سن با چاپ نوشتهها و اشعارش در روزنامه شروع کرد و در ۲۲ سالگی اولین ترجمه اش به بازار کتاب راه یافت (ابوذر، خداپرست سوسیالیست ـ ۱۳۳۴) مهمترین کتاب مکتوبش را در ۳۶ سالگی به چاپ رساند.[۸]
ازدواج و خانواده
او با همکلاسی خود پوران (بی بی فاطمه) شریعترضوی، ازدواج کرد. پوران دو برادرش در مقابل با دشمن کشته شده بود. او خواهرعلیاصغر شریعترضوی که در مقابله با ارتش روس در سال ۱۳۲۰ در مرز ارومیه کشته شد و آذر شریعترضوی که در اعتراض به سفر نیکسون به ایران در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ به همراه دو دانشجوی دیگر –قندچی و بزرگ نیا-در کریدور دانشکده فنی به شهادت رسید.[۹] عقد آنها در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۳۷ بسته شد. ثمره این ازدواج چهار فرزند به نامهای احسان، سوسن، سارا و مونا شد.[۱۰]
بازگشت به ایران
شریعتی در سال ۱۳۴۳ش به ایران برگشت و به دلیل فعالیتهای سیاسی علیه حکومت پهلوی در خارج از ایران، شش ماه زندانی شد. او از سال ۱۳۴۵ش به تدریس در دانشگاه فردوسی مشهد پرداخت.[۱۱] شریعتی در سالهای ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۱ش، از سخنرانان اصلی حسینیه ارشاد در تهران بود. این سخنرانیها با استقبال زیاد قشر جوان و دانشجو مواجه شد. او سه بار به همراه کاروان حسینیه ارشاد، به سفر حج رفت.[۱۲]
حکومت پهلوی در سال ۱۳۵۲ش، حسینیهٔ ارشاد را تعطیل و شریعتی را ۱۸ ماه زندانی کرد. وی پس از آزادی، روزهای سختی را سپری کرد و بارها بهوسیله مأموران ساواک تهدید شد و شکنجههای روحی و جسمی دید.[۱۳] امکان فعالیت، سخنرانی و انتشار کتابهایش نیز از او سلب شد.[۱۴] شریعتی که از وضعیت موجود ناراضی بود، تصمیم به مهاجرت گرفت. او ممنوعالخروج بود، اما با گرفتن گذرنامه با اسم فامیلی «مزینانی» توانست از کشور خارج شده و به بروکسل برود. شریعتی پس از چند روز اقامت در بروکسل به ساوتهمپتون انگلیس رفت.[۱۵]
درگذشت
شریعتی، سه هفته بعد از سفر به انگلستان در ۳۱ خرداد ۱۳۵۶ش درگذشت. دولت، دلیل مرگ او را سکته قلبی اعلام کرد،[۱۶] ولی این ادعا بهدلیل نداشتن سابقهٔ بیماری قلبی، عدم کالبدشکافی، اعلام نتیجه سریع و خبرداشتن سفارت ایران در لندن از مرگ وی قبل از اعلام رسمی، مورد پذیرش افکار عمومی واقع نشد.[۱۷] برخی انقلابیون، درگذشت شریعتی را شهادت خوانده و او را معلم شهید نامیدند.[۱۸] شریعتی وصیت کرده بود که او را در حسینیهٔ ارشاد دفن کنند ولی سرانجام در زینبیه دمشق و در نزدیکی حرم حضرت زینب آرام گرفت. در مراسم دفن او علاوه بر نزدیکانش، امام موسی صدر نیز حضور داشت.[۱۹]
فعالیتهای سیاسی-اجتماعی
کانون نشر حقایق اسلام
پدر علی شریعتی در سال ۱۳۲۳ش با کمک تعدادی از فرهیختگان مشهد، کانون نشر حقایق اسلامی را برای مبارزه با افکار تودهای تأسیس کرد. آنها تلاش کردند، اندیشههای دینی را بازسازی کرده و با انحراف و تحریف مقابله کنند. این کانون که به نهاد مهم نوگرای مذهبی تبدیل شده بود تلاش میکرد فلسفهٔ اخلاقِ قرآنبنیاد را به جامعه تزریق کند.[۲۰]
شریعتی از چهاردهسالگی در برنامههای این کانون شرکت میکرد و در جذب دوستانش نیز تأثیر داشت. از دل این نهاد، کانون انجمن اسلامی دانشآموزان سر برآورد و شریعتی در سال ۱۳۳۱ش به جمع آنها پیوست. شریعتی به اعضای این انجمن، فلسفه و شیوهٔ سخنوری یاد داد تا بتوانند با اعضای جوان حزب توده مبارزهٔ فکری کنند. بیشتر جوانان این کانون بهتدریج به نهضت خداپرستان سوسیالیست تمایل پیدا کردند. دکتر شریعتی در همان سال بازداشت و زندانی شد.[۲۱]
نهضت خداپرستان سوسیالیست
نهضت خداپرستان سوسیالیست در مشهد شکل گرفت که پدر علی شریعتی نیز عضو آن بود. این نهضت، در قالب حزب ایران و سپس جمعیت آزادی مردم ایران به حیات خود ادامه داد. شریعتی به این نهضت پیوست و آموزههای اسلام انتقادیش آنجا شکل گرفت؛ او بهویژه تحت تأثیر محمد نَخشَب، فعال سیاسی ـ مذهبی بود. شریعتی بر اساس این آموزهها در سال ۱۳۳۴ش کتاب ابوذر نوشته جودة السحار را با عنوان «ابوذر، خداپرست سوسیالیست»، ترجمه و منتشر کرد.[۲۲]
نهضت سوسیالیسم، آموزههای اقتصادی را از سوسیالیسم و آموزههای عدالت اجتماعی و توحید را از اسلام گرفته و با ترکیب آن دو، نظام فکری خود را سامان داده بود. این نهضت معتقد بود نفی مالکیت خصوصی بر ابزار تولید، راه میانبر برای از بین بردن بهرهکشی، تهیدستی و محرومیت تودهها است و این آموزه، منطبق بر مفهوم عدالت در اسلام است.[۲۳]
نهضت مقاومت ملی
شریعتی در ادامه مسیر فعالیتهای سیاسی اجتماعی، عضو نهضت مقاومت ملی به رهبری سید محمود طالقانی، مهدی بازرگان و یدالله سحابی شد. او تبدیل به یکی از فعالان و سخنگویان نهضت، علیه سلطه و استثمار غرب در ایران شد. دکتر شریعتی بهدلیل این فعالیتها در سال ۱۳۳۶ش دستگیر و بهمدت هشت ماه زندانی شد.
اقدامات در انقلاب اسلامی
بسیاری از محققان، آراء و نظریات شریعتی را در شکلگیری انقلاب اسلامی ایران، اثرگذار دانستهاند.[۲۴] سایه اندیشه شریعتی، فضای فکری و ادبی ایران در دههٔ ۱۳۵۰ش را فرا گرفته است.[۲۵] شریعتی به همین دلیل به «معلم انقلاب» معروف شده است.[۲۶]
اقدامات در اروپا
شریعتی در اروپا، ضمن عضویت در شاخه جوانان نهضت آزادی، در سازمانهای دانشجویی ایران در اروپا نیز مشارکت جدی داشت. او در این دوران در روزنامههای ایران آزاد، اندیشه جبهه و نامه پارسی فعالیت میکرد، ولی چون به محافظهکاری این جبهه اعتراض داشت از آنها جدا شده و روزنامه را ترک کرد. دکتر شریعتی در اروپا با نهضتهای آزادیبخش و جنبشهای آزادیخواهانه کشورهای دیگر چون کنگو، الجزایر و فلسطین ارتباط داشت و بهدلیل فعالیت در سازمان آزادیبخش الجزایر بهوسیله پلیس فرانسه دستگیر و مورد ضربوشتم قرار گرفته و روانه زندان شد. در اروپا مقاله «به کجا تکیه کنیم» را منتشر کرد، همچنین مقالهٔ «شعر چیست؟» نوشته ژان پل سارتر را ترجمه کرد، سپس اقدام به انتشار مقاله «مرگ فرانتس فانون» در پاریس کرد.[۲۷]
اشخاص و جریانهای تأثیرگذار
شریعتی در طول عمر کوتاه خود از اشخاص و جریانهای فکری متعددی تأثیر گرفته است.[۲۸] او در نوشتههایش گفته که تمام عمر در ایمان به مکتب علی و عشق به خاندان پیامبر و تعهد در برابر نهضت عدالتخواه تشیع انقلابی، سپری شد.[۲۹] او مسیر تحولات تاریخ بشری را با بینش شیعی مینگریست و فاطمه را «واسطة العقد سلسله نبوت و امامت» میدانست.[۳۰]
دکتر شریعتی در سالهای ابتدایی دهه سی شمسی، تحت تأثیر افکار موریس مترلینگ، آرتور شوپنهاور، فرانتس کافکا و صادق هدایت قرار داشت و با فلسفههای گسترشیافته پس از دو جنگ جهانی، کاملاً آشنا بود.[۳۱] شریعتی همچنین از اندیشه جامعهشناسانی مانند گورویچ و آرون و همچنین اسلامشناسانی مانند ماسینیون، ژاک برگ، برانشویک و هنری ماسه، بهره برده است.[۳۲]
نهضت احیای دینی
چهرههای اثرگذار در نهضت احیای دینی عبارتند از سید جمالالدین حسینی، شیخ محمد عبده، سیدقطب و اقبال لاهوری. شریعتی تحت تأثیر این جریان به دنبال بازگشت به قرآن و دستیابی به تفسیری نو و متناسب با زمانه بود و اسلام انقلابی و اجتماعی را نقطه مقابل اسلام واپسگرا میدانست. او در کتاب «ما و اقبال»، شناختن سیدجمال و اقبال لاهوری را «شناختن اسلام، شناختن مسلمانان و شناختن زمان حال و آینده» دانسته است.[۳۳]
مکتب تفکیک
برخی معتقدند که دکتر شریعتی تحت تأثیر مکتب تفکیک با فلسفه یونانی و سینایی مخالفت کرده است. دیدگاههای منفی شریعتی نسبت به اقتصاد خصوصی نیز علاوه بر اثرپذیری از مکتب سوسیالیسم، متأثر از مکتب تفکیک و اندیشههای دوست صمیمیاش محمدرضا حکیمی بوده است.[۳۴]
جریانهای فکری و فلسفی غربی
شریعتی در دوران اقامت در اروپا، با اندیشههای فرانتز فانون، روژه گارودی، ژرژ گورویچ، ریمون آرون، ژاک برک، هانری کربن، لویی ماسینیون و ژان پل سارتر آشنا شد. اشارههای شریعتی به اندیشمندانی مانند هگل، مارکس، هوسرل، یاسپرس، هایدگر و مارکوزه، نشانه اثرپذیری او از سنت فکری آلمانی و فرانسوی است. استفاده شریعتی از مفاهیمی مانند عصیانگری و انتخابگری، تأکید شریعتی بر تفاوت میان انسان و بشر و شاهد آوردن از سخنان سارتر، نیچه و هایدگر، نشانگر گرایش او به مکتب اگزیستانسیالیسم است.[۳۵]
دیدگاهها
برخی معتقدند، دغدغه اصلی شریعتی ابهامزدایی از معرفت دینی و کتاب و سنت بود.[۳۶] شریعتی معتقد بود که رسالت اصلی دین، آزادی، برابری، نجات تودهها و عزتبخشیدن به مستضعفان است. او اسلام ایدئولوژیک را تولد دوباره روحی و رنسانس فکری معرفی میکرد، نه بازگشت به گذشته. ایدئولوژی، از نظر شریعتی، بینشی است که جهت اجتماعی، شکل زندگی و وضع ایدهآل فرد، جامعه و حیات بشری را تفسیر کرده و راه طی کردن فاصله میان وضع موجود و وضع مطلوب را نشان میدهد. برخی، مهمترین دستاورد شریعتی را ایدئولوژیک کردن دین دانستهاند که نقشی مهم در پیروزی انقلاب اسلامی ایران داشت.[۳۷]
تشیع در نگاه شریعتی، حقیقت اسلام بوده[۳۸] که بر دوپایه امامت و عدالت شکل گرفته است.[۳۹] مذهب شیعه علاوه بر جهانبینی، سویههای سیاسی و اقتصادی داشته[۴۰] و دارای الگوی ۲۵۰ ساله مبارزه امامان شیعه است.[۴۱] تشیع، تا سرکار آمدن دولت صفویه، رویکردی ضد ظلم داشته و عالمان، مجاهدان، واعظان، شاعران و مداحان شیعه، با تکیه بر اسلام اهلبیت، از آن محافظت کردهاند[۴۲] ولی با ظهور صفویه، تشیع سرخ (انقلابی) به تشیع سیاه تبدیل شده و مذهب شهادت، به مذهب عزا تبدیل گردید.[۴۳] شریعتی، عزاداری و سوگواری در فرهنگ شیعیان را یک سنت مترقی و انقلابی در عصر اختناق حاکمان ظالم توصیف میکند که پرورشدهنده ایمان است، اما اثرپذیری عزاداری شیعیان از مسیحیت و نیز خرافهگرایی و محدود کردن دایره امر به معروف و نهی از منکر به مسائل فردی را نکوهش میکند.[۴۴]
شریعتی، امت و امامت را دارای ابعاد اجتماعی میدانست؛ زیرا امت در پرتو هدایت امام، حرکت و جهت حرکت خود را تشخیص میدهد.[۴۵] امام از دیدگاه او، انسان مافوق است، نه مافوق انسان.[۴۶] او امت را جامعهای انسانی میداند که افراد آن هدفی مشترک داشته و با رهبری مشترک بهسوی آرمان خود حرکت میکنند[۴۷] و در فکر و عقیده و عمل اشتراک دارند.[۴۸] هدف امامت از نگاه شریعتی، انتقال یک جامعه جاهلی عقبمانده به جامعهای دارای رشد فرهنگی، اعتقادی و سیاسی است. جامعه پس از دوازده امام، به سطحی میرسد که احتیاجی به امام بعدی ندارد و میتواند بر اساس بیعت، دموکراسی و شورا، مسیر رشد خود را طی کند.[۴۹]
شریعتی معتقد بود که تشیع، اعتراض علیه انحراف از اسلام حقیقی است ولی خود تشیع هم دچار انحراف شد. در کنار تشیع علوی که اسلام راستین است، تشیع صفوی به وجود آمد که اسلام دروغین است. تشیع علوی بر عدالت، ولایت و امامت امام علی شکل گرفته و دشمنی آشتیناپذیر با قدرتطلبی و ظلم داشته و بهدنبال دفاع از طبقات مظلوم و ملتهای محروم بوده است، اما تشیع صفوی، همراه سلاطین و پادشاهان بوده است. شریعتی، ریشههای پیدایش تشیع صفوی را همزمان با شکلگیری تشیع علوی میدانست و معتقد بود این قرائت از تشیع در دولت صفویه، رسمیت پیدا کرد. تشیع صفوی، مذهب تشیع را به یک مذهب دولتی، تبدیل کرده و از هدف اولیهاش که جستجوی عدالت و انجام وظایف مقدس بود دور کرده است.[۵۰]
شریعتی، قرائتی از اسلام را نقد میکرد که به انسان سکوت، سکون و قناعت داده و همه امیدها را به بعد از مرگ موکول میکند. روشنفکر باید با ایجاد پروتستانتیسم اسلامی، فورانی از اندیشه و حرکت تازه به جامعه ببخشد. او معتقد بود پروتستانتیسم مسیحی، اروپای قرون وسطی را متحول کرده و همه عواملی که اندیشه و سرنوشت جامعه را به نام دین متوقف میکرد از میان برداشت.[۵۱] شریعتی، اصلاح مذهب را در مبارزه با خرافات، جمود، تعصبهای کور و نفی مطلق معرفتهای دینی میدانست که در توجیه نظام طبقاتی و استبدادی کاربرد دارند؛ او معتقد بود باید دین به سرچشمه اصلی خود بازگشته و نهضت و تحول فکری، اجتماعی و علمی، بر اساس قرآن و سنت ایجاد شود. پروتستانتیسم اسلامی در دیدگاه شریعتی به معنای حذف دین از عرصه اجتماع نبود؛ بلکه به نظر او برای رسیدن به اسلامِ ایدئولوژیک، باید اسلامشناسی انزواگرا تغییر کند.[۵۲]
شریعتی، روشنفکران را انسانهای آگاه و متعهد خوانده و ضمن تأکید بر رسالت آنان، وظایفی را برای آنها برشمرده است از جمله؛ ارتباط مستقیم با جامعه، آگاهی از جامعه، مذهب و فرهنگ اسلامی، احیای دین اسلام و بازگشت به خویشتن.[۵۳]
برخی محققان، معتقدند مخالفت شریعتی با برخی مواضع روحانیت، نه زاییده احساسات و نگاه طبقاتی و نه از باب مخالفت با اسلام و تشیع، بلکه ناشی از اعتقاد او به اسلام انقلابی است.[۵۴] مخالفت او با روحانیت در واقع مخالفت با عملکرد تقیهگونه در برابر حاکمان، و ریاکاری در برابر عوام است.[۵۵] برخی بر این باورند که نحوه تعامل شریعتی با روحانیت، ناشی از باور او به مفهوم تشیع علوی و تشیع صفوی است و پایبندی شریعتی به این دوگانه مفهومی، باعث بدبین شدن او به روحانیت در زمان خود شده است. شریعتی معتقد است علمای شیعه در طول تاریخ اسلام برخلاف علمای اهل سنت، همواره در میان مردم بودهاند و از نزدیک شدن به قدرتمندان پرهیز داشتهاند، اما در دوران صفویه، در کنار حکومت قرار گرفتهاند. او با ستایش از برخی بزرگان حوزه مانند سیدجمال، میرزای شیرازی، سیدحسن مدرس، میرزا کوچک خان جنگلی، شیخ محمد خیابانی، سید محمود طالقانی و آیتالله خمینی، آنان را زاییده روح حاکم بر حوزه علمیه نمیداند.[۵۶]
یکی از نقدهای شریعتی نسبت به روحانیت، این است که حوزههای علمیه تمام سرمایهگذاری خود را روی صَرف، فلسفه، کلام، فقه و اصول گذاشته و رسالت حرف زدن با مردم و ابلاغ حقایق مذهبی و شناساندن سنت پیامبر و حکمت انقلاب کربلا را غالباً به افراد کماستعداد سپرده است.
نظریات شریعتی در موضوع زنان
او در سخنرانی، فاطمه فاطمه است که مکتوب شده است به دنبال طرح الگو برای زنانی است که نه سنتی هستند و نه غرب زده و مدرن، او سعی میکند ابعاد شخصیتی حضرت فاطمه را توضیح دهد و الگوهای غربی را کنار بزند و به تعبیر خودش حضرت زهرا را از قالب روضهها و نوحهها میخواهد بیرون بکشد و تعبیرات تند و تلخی نسبت به صرف روضه خوانی در مورد حضرت زهرا وارد میکند او در مقابل روشنفکری هم تعبیرات تندی دارد. شریعتی میگوید سه چهره از زن داریم زن سنتی، زن مدرن و زن مسلمان و حضرت فاطمه را بی شباهت به زن مدرن و به زن سنتی میداند و چهره سوم زن را فاطمه وار میخواند.[۵۷][۵۸] شریعتی معتقد است برای عدم میل زنان به زن غربی، الگوهای زن مسلمان از تاریخ اسلام استخراج شود تا خود باوری در زن مسلمان ایجاد شود و میل به الگوی زن غربی کاسته شود.[۵۹] او زن سنتی را تحقیر شده در جامعه میداند که با اسامی خاص و تحقیر آمیز مثل منزل نام برده میشود، در خانواده جایگاه خاصی ندارد، بدور از عقل و اندیشه است و در تربیت فرزند ضعیف عمل میکند. شریعتی پدرسالاری را عامل مهم برای ظلم به زن سنتی میداند.[۶۰][۶۱]
از سوی دیگر زن مدرن و خانواده مدرن با آسیبهای متعددی روبه رو است زن مدرن از عاطفه دور، و به نیروی کار تبدیل شده است. این زن به نام آزادی جنسی، ابزار سرگرمی مردان شده است در خانواده غربی، زن و مرد از یکدیگر دور هستند و دچار طلاق عاطفی شدهاند و به یکدیگر بی اعتمادند و الگوهای جدید خانواده رخ داده است. او سرمایهداری را موجب تضعیف و فروپاشی خانواده و زن مدرن میداند.[۶۲][۶۳] البته شریعتی معتقد است زنان فرهیخته و دانشمند در جامعه غرب وجود دارد که در جامعه ما (دوره پهلوی) فقط به فسادهای زن غربی سوق داده میشود و روزنامههای زن روز و اطلاعات بانوان (دوره پهلوی) الگوی زن فرهیخته را به نمایش نمیگذارند.[۶۴][۶۵]
شریعتی مسائل زنان را با نگاه فمنیست سوسیالیست تحلیل میکند و عمدتاً پدرسالاری و سرمایهداری را دو عامل ظلم به زن میداند. بهطور مثال او وقتی علت تحقیر زن و کشتن دختران در دوره جاهلیت پیش از اسلام را تحلیل میکند سرمایهداری و پدر سالاری و نظام طبقاتی را مؤثر میداند.[۶۶][۶۷]
شریعتی میگوید بعد از رنسانس، انقلاب بورژوایی، فرهنگ بورژوایی که فرهنگ آزادی فردی بود بر کلیسا پیروز شد و بنابراین همه ارزشها انحرافی و ارزشهای انسانی مثبت یا منفی در موضوع زنان برای رشد فرهنگ بورژوایی فروریخت. و ناگهان شعار آزادی جنسی مطرح شد و زن متوجه شد با این شعار به آمال و آرزهایش میرسد بنابراین از آن حمایت کرد[۶۸]
فروید مکتب علمی سکسوالیته را بنیان نهاد؛ که اصالت جنسی! رویه این مکتب است شریعتی معتقد است فروید در فرهنگ بورژوایی زیسته و بزرگ شده که همه چیز بر اساس سرمایهداری است و ارزشهای متعالی انسانی را حس نمیکند، فروید همه چیز را با ادبیات جنسی تحلیل میکند حتی نوازش مادری به فرزندش و پرستش خدا توسط انسانی با این نگاه تحلیل میشود. شریعتی فروید را پیغمبر بورژوایی میداند که مذهبش جنسیت و معبدش فرویدیسم است که ارزشهای انسانی زن در این معبد ذبح میشود.[۶۹]
از دیدگاه شریعتی راهکارهای ترویج الگوی اصیل زن اسلامی عبارتند از:
- حقوق انسانی و اسلامی زن را به زن بدهید: اگر حقوق انسانی و اسلامی زن را به زن بدهید او را بهترین عنصر ساختهاید تا بهترین قدرت مقاومت در برابر هجوم غربی را داشته باشد و اگر نکردید یهترین کمک را به زن کردهاید برای قبول دعوت غرب.[۷۰]
- استفاده از الگوهای زن، مطرح در جهان اسلام: این الگوها معرفی و تبیین شوند که اگر با ادبیات و روش مناسب صورت بگیرد زنان گرایش پیدا میکنند
- گرایش گام به گام: برای جذب یک زن به حجاب از مقدمات دین شروع شود و گام به گام او را نزدیک کنیم
- تفکیک سنت از مذهب: برخی موارد در سنت هست و در دین نیست که باید تفکیک شود تا موجب تضعیف حقوق زنان نشود
- انتقال فایده ارزشها: اگر ارزش احکام برای زن گفته شود زن تمایل بیشتری دارد تا آن را انجام دهد و ثبات عمل بیشتری دارد. او بین زنی که با دانش حجاب را رعایت میکند یا بهطور سنتی رعایت میکند تفکیک قائل میشود و قائل است حجابی که آگاهی نسبت به رعایت آن نباشد با گرایشهای سطحی به بیحجابی از بین میرود.
- تببین ارزشهای والا در مقابل زنان موجب میشود زنان به ارزشهای غربی گرایش کمتری پیدا کنند.[۷۱]
چادر شکل خاصی از حجاب است و حجاب منحصر به چادر نیست، حجاب متناسب با سنتهای اجتماعی و فرهنگی یا شرایط آب و هوایی هر قوم و حاکمیتی میتواند متفاوت باشد.[۷۲] تعدد زوجات برای شرایط ضرورت وضع شده است. برای هوسرانی تعدد زوجات گذاشته نشده است. در دوره پیامبر بنابر شرایط اضطراری که برای یتیمها به وجود آمد اسلام چنین حکمی را گذارد و این از سیاق آیات به دست میآید. در دوره پیامبر به دلیل شرایط جهاد، یتیمهای بسیاری بودند که بی سرپرست شده بودند که ممکن بود دچار مشکلات اجتماعی و تربیتی بشوند، حالت اضطراری بود که این حکم برای آن، وضع شد.[۷۳] مهریه یادگار دوره خرید و فروش زن است. شریعتی در تحلیل علت بالارفتن مهریه در دوره فعلی میگوید: بالا رفتن مهریه با تحصیل دختران ارتباط ندارد بلکه با طبقه ارتباط دارد هر چه دختران مربوط به طبقه مرفه تر باشند امکان تحصیل بیشتری دارند و همین افراد مهریههای بالاتری را وضع میکنند.[۷۴]
در دیدگاه دیگران
شهید مطهری در رابطه با شریعتی مینویسد: «نظر به اینکه تحصیلات عالیه و فرهنگ او غربی بود و هنوز فرصت و مجال کافی نیافته بود در معارف اسلامی مطالعه وافی داشته باشد، تا آنجا که گاهی از مسلمات قرآن و سنت و معارف و فقه اسلامی بیخبر میماند، هر چند با کوشش زیاد به تدریج بر اطلاعات خود در این زمینه میافزود، در مسائل اسلامی (حتی در مسائل اصولی) دچار اشتباهات فراوان گردیده است که سکوت در برابر آنها ناروا و نوعی کتمان حقیقت است… از اینرو، با توجه به اقبال فراوان جوانان به کتب مشارالیه و اینکه خود او در اواخر عمر در اثر تذکرات متوالی افراد بیغرض و بالاتر رفتن سطح مطالعات خودش متوجه اشتباهات خود شد و به یکی از نزدیکانش وکالت تام برای اصلاح آنها داد، اینجانبان بر آن شدیم به حول و قوه الهی ضمن احترام به شخصیت و تقدیر از زحمات و خدماتش در سوق دادن نسل جوان به طرف اسلام بدون مجامله و پردهپوشی و بدون اعتنا به احساسات طرفداران متعصب یا دشمن مغرض، طی نشریاتی نظریات خود را دربارهٔ مطالب و مندرجات کتابهای ایشان بالصراحه اعلام داریم. از خداوند متعال مدد میطلبیم و از همه افرادی که بیغرضانه نظریات مستدل خود را در اختیار ما قرار دهند و ما را در این راه یاری نمایند متشکر خواهیم شد.»[۷۵]
آثار
آثار شریعتی بهطور عمده سخنرانیهایی بود که در نشستهای خصوصی، حسینیه ارشاد، دانشگاههای تهران، شیراز و آبادان ایراد کرد. همچنین آثاری نیز به قلم خود نگاشته یا ترجمه کرده است.[۷۶] این آثار توسط مرکز نشر آثار دکتر شریعتی بهصورت مجموعه آثار در ۳۶ جلد پس از مرگ وی به چاپ رسید.[۷۷] برخی از کتابهای شریعتی عبارتند از: فاطمه فاطمه است، حسین وارث آدم، تشیع علوی و تشیع صفوی، هبوط در کویر، سیمای محمد، علی، پدر مادر ما متهمیم.[۷۸] بخشی از این آثار، به زبانهای مختلف دنیا ترجمه شده است؛ ۵۹ کتاب به زبان ترکی، ۲۶ کتاب به زبان انگلیسی، ۱۸ کتاب به زبان عربی، همچنین برخی از کتابها به زبان کردی، اردو، اندونزیایی، آلبانیایی، تامیلی، تائی، بنگالی، آلمانی، ایتالیایی، فرانسوی و اسپانیولی ترجمه شده است.[۷۹] شریعتی از سالهای نوجوانی تا آخرین لحظات زندگی اش با کلمات سر و کار داشته است. اگر چه به دلیل وقت کم و نداشتن امنیت بیشترین آثار او سخنرانیهایی بودهاند که به گفته خودش در وضعیتهای اورژانسی ایراد شدهاند اما برای نوشتن. همیشه در پی لحظات و فرصتهایی بوده است. از میان ۱۵۷۰۰ صفحه اثر، ۶۶۰۰ صفحهٔ آن آثار مکتوب است. که برخی از آثار مکتوب او از میان ۳۶جلد مجموعه آثار عبارتند از:
- گفتگوهای تنهایی
- هبوط
- کویر
- توتم پرستی
- بازگشت به خویش
- بازگشت به کدام خویش
- زن
- جهتگیری طبقاتی در اسلام
- تشیع: میعادگاه روح سامی و روح آریایی
- خودسازی انقلابی
- انسان، اسلام و مکتبهای مغرب زمین
- عرفان، برابری، آزادی
- مکتب تعلیم و تربیت اسلامی
- تنهایی
- فلسفه خلقت انسان
- آزادی
- آزادی خجسته آزادی
- کتاب علی، کتاب فردا، کتاب همیشه
- و…[۸۰]
پانویس
- ↑ [drshariati.org/?p=44#more-44|«سالشمار»، وبسایت بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی]
- ↑ «سالشمار»، وبسایت بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی
- ↑ اسفندیاری، شعله بیقرار، ۱۳۹۰ش، ص ۲۰۴؛ دکتر علی شریعتی در یک نگاه، وبسایت دکتر شریعتی؛ «استاد محمدتقی شریعتی مدافع شریعت در برابر الحاد و طاغوت»، کیهان فرهنگی، بهمن ۱۳۶۳ش، ص7؛ شریعترضوی، طرحی از یک زندگی، ۱۳۷۶ش. صص ۱۸–۵ و ۲۵.
- ↑ «سالشمار زندگی علی شریعتی»، پایگاه اطلاعرسانی علی شریعتی
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۱۹۷؛ اسفندیاری، شعله بیقرار، ۱۳۹۰ش، ص۲۱۰.
- ↑ «زندگینامه: علی شریعتی (۱۳۱۲ - ۱۳۵۶)»،خبرگزاری همشهری
- ↑ «سخن به مثابه عمل؛ فتح عرصه عمومی (۱۳۴۷ تا ۱۳۵۵)»، بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی
- ↑ «سالشمار»، بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی
- ↑ «سالشمار زندگی علی شریعتی»، پایگاه اطلاعرسانی علی شریعتی
- ↑ اسفندیاری، شعله بیقرار، ۱۳۹۰ش، ص ۲۰۷–۲۱۱.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۱۹۷.
- ↑ اسفندیاری، شعله بیقرار، ۱۳۹۰ش، ص۲۱۰–۲۱۱.
- ↑ «زندگینامه دکتر شریعتی»، وبسایت دکتر شریعتی.
- ↑ اسفندیاری، شعله بیقرار، ۱۳۹۰ش، ص ۲۱۶.
- ↑ جمعی از نویسندگان، شریعتی به روایت اسناد ساواک، 1397، جلد اول، ص24.
- ↑ اسفندیاری، شعله بیقرار، ۱۳۹۰ش، ص ۲۱۹.
- ↑ «مرگ مبهم دکتر شریعتی»، وبلاگ در کوچه بازار اقتصاد.
- ↑ اسفندیاری، شعله بیقرار، ۱۳۹۰ش، ص ۱۸۳–۱۹۶.
- ↑ اسفندیاری، شعله بیقرار، ۱۳۹۰ش، ص۲20.
- ↑ منصوری، تاریخ شفاهی کانون نشر حقایق اسلامی،1384ش، ص 223.
- ↑ رهنما، چهرهنگاری سیاسی علی شریعتی: آرمانگرای اسلامی، ۱۳۸۱ش، ص۳۱ و۷۲–۷۴ و ۱۱۶–۱۷۷.
- ↑ بیات، «شریعتی و مارکس»، مجله اندیشه پویا، اردیبهشت و خرداد ۱۳۹۱ش، ص ۷۶؛ محمودی، «نهضت خداپرستان سوسیالیست»، ماهنامه اطلاعات حکمت و معرفت، ص ۶۱؛ رهنما، مسلمانی در جستجوی ناکجاآباد، ۱۳۸۰ش، ص۹۲.
- ↑ رهنما، چهرهنگاری سیاسی علی شریعتی: آرمانگرای اسلامی، ۱۳۸۱ش، ص۳۱، ۷۲، ۷۴، ۱۱۶ و ۱۷۷.
- ↑ اسفندیاری، شعله بیقرار، ۱۳۹۰ش، ص۱۳۳؛ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۱۹۸ و ۱۹۹؛ نراقی، «ایرانشناسی: نقدی بر اندیشههای دکتر علی شریعتی (شیعهٔ صفوی و علوی)»، مجله حافظ، سال 1385، ص۲۴.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۱۹۸.
- ↑ اسفندیاری، شعله بیقرار، ۱۳۹۰ش، ص۱۳۶.
- ↑ «زندگینامه دکتر شریعتی»، وبسایت دکتر شریعتی.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۱۹۹.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۱۹۹.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۱۹۹–۲۰۰.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۱۹۹–۲۰۰.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۲۰۲ و ۲۰۳.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۲14-213.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۲24.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۲21
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۲۰۳.
- ↑ شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۲۷، ص۱۷۳؛ ج ۱۶، ص۲۸-۲۹؛ ج ۱۱، ص۱۴۷؛ امامجمعهزاده و روحانی، «بررسی تحلیلی ایدئولوژیککردن دین از نگاه دکتر علی شریعتی »، فصلنامه پژوهشنامه علوم سیاسی، زمستان ۱۳۸۶، ص۷.
- ↑ شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۲۹، ص۱۴۴
- ↑ شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۲۶، ص۲۹۳-۲۹۵.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۳۴۱.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۳۴۱.
- ↑ شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۲۹، ص۱۴۴.
- ↑ شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۹، ص۱۲-۱۵.
- ↑ شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۹، ص۱۷۹؛ ج ۹، ص۱۷۰-۱۷۱؛ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۳۴۹.
- ↑ شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۳۶، ص 20.
- ↑ شریعتی، امت و امامت، 1357ش، ص۱۱۰.
- ↑ شریعتی، امت و امامت، 1357ش، ص۴۴.
- ↑ شریعتی، امت و امامت، 1357ش، ص۷۴.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۳۵۶.
- ↑ قریشی، «علی شریعتی و تحلیل دینی مناسبات اجتماعی»، فصلنامه جغرافیا و برنامهریزی، تابستان و پاییز ۱۳۸۴، ص۲۵۳ و 254.
- ↑ شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۲۰، ص۲۹۴؛ ج ۵، ص۴۲.
- ↑ شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۲۶، ص۴۷۲
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۴۰۳؛ شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۲۰، ص۲۹۲؛ ج ۲۸، ص۷۰؛ ج ۱۶، ص۱۸۸.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۴۶۰.
- ↑ شریعتی، مجموعه آثار، ج۱، با مخاطبهای آشنا، 1356ش، ص۱۴.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۴۶۲.
- ↑ رک: فاطمه فاطمه است، شریعتی، علی
- ↑ رک: زن، شریعتی، علی
- ↑ زن، شریعتی، علی
- ↑ رک: فاطمه فاطمه است، شریعتی، علی
- ↑ رک: زن، شریعتی، علی
- ↑ رک: فاطمه فاطمه است، شریعتی، علی
- ↑ رک: زن، شریعتی، علی
- ↑ رک: فاطمه فاطمه است، شریعتی، علی
- ↑ رک: زن، شریعتی، علی
- ↑ رک: فاطمه فاطمه است، شریعتی، علی
- ↑ رک: زن، شریعتی، علی
- ↑ شریعتی، کتاب زن، 1390ش، ص 296،297
- ↑ شریعتی، کتاب زن، 1390ش، ص 296،297
- ↑ شریعتی، کتاب زن، 1390، ص305 و 306
- ↑ رک:شریعتی، زن
- ↑ شریعتی، کتاب زن، 1390ش، ص335 تا338
- ↑ شریعتی، کتاب زن، 1390ش، ص335 تا338
- ↑ شریعتی، کتاب زن، 1390ش، ص335 تا338
- ↑ «معبودهای شریعتی»، پایگاه اطلاعرسانی شریعتی/
- ↑ «فهرست کلیات و مجموعه آثار دکتر علی شریعتی»، وبسایت دکتر شریعتی.
- ↑ «فهرست کلیات و مجموعه آثار دکتر علی شریعتی»، وبسایت دکتر شریعتی؛ «فهرست سخنرانیهای دکتر علی شریعتی»، وبسایت دکتر شریعتی.
- ↑ «فهرست کلیات و مجموعه آثار دکتر علی شریعتی»، وبسایت دکتر شریعتی.
- ↑ «فهرست سخنرانیهای دکتر علی شریعتی»، وبسایت دکتر شریعتی.
- ↑ «لیست آثار مکتوب علی شریعتی (۱۳۳۴ تا ۱۳۵۶)»، بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی
منابع
- «استاد محمدتقی شریعتی مدافع شریعت در برابر الحاد و طاغوت»، کیهان فرهنگی، سال اول، ش ۱۱، بهمن ۱۳۶۳.
- «دکتر علی شریعتی در یک نگاه»، وبسایت دکتر شریعتی، تاریخ بازدید: ۱۷ دی ۱۴۰۱ش.
- «زندگینامه: علی شریعتی (۱۳۱۲–۱۳۵۶)»، خبرگذاری همشهری، تاریخ درج مطلب: ۱۱ بهمن ۱۳۸۶ش، تاریخ بازدید: ۱۸ بهمن ۱۴۰۱ش.
- «زندگینامه دکتر شریعتی»، وبسایت دکتر شریعتی، تاریخ بازدید: ۱۷ دی ۱۴۰۱ش.
- «سالشمار»، بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی، تاریخ بازدید: ۱۸ بهمن ۱۴۰۱ش.
- «مرگ مبهم دکتر شریعتی»، وبلاگ در کوچه بازار اقتصاد، تاریخ بازدید: ۱۷ دی ۱۴۰۱ش.
- «معبودهای شریعتی»، پایگاه اطلاعرسانی علی شریعتی، تاریخ بازدید: ۱۸ بهمن ۱۴۰۱ش.
- اسفندیاری، محمد، شعله بیقرار، قم، صحیفه خرد، ۱۳۹۰ش.
- امامجمعهزاده، جواد و روحانی، حسین، «بررسی تحلیلی ایدئولوژیککردن دین از نگاه دکتر علی شریعتی»، فصلنامه پژوهشنامه علوم سیاسی، ش ۹، زمستان ۱۳۸۶.
- بیات، آصف، «شریعتی و مارکس»، مجله اندیشه پویا، اردیبهشت و خرداد ۱۳۹۱.
- جعفریان، رسول، شریعتی و روحانیت، ۱۳۷۶ش.
- جمعی از نویسندگان، شریعتی به روایت اسناد ساواک، تهران، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۹۷ش.
- خسروپناه، عبدالحسین، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، تهران، سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۹ش.
- رهنما، علی، چهرهنگاری سیاسی علی شریعتی: آرمانگرای اسلامی، تهران، انتشارات حسینیه ارشاد، چاپ نخست، ۱۳۸۱ش.
- رهنما، علی، مسلمانی در جستجوی ناکجاآباد، تهران، انتشارات گام نو، ۱۳۸۵ش.
- شریعتی، علی، امت و امامت، تهران، انتشارات قلم، ۱۳۵۷ش.
- شریعتی، علی، کتاب زن، نسخه الکترونیک، ۱۳۹۰ش.
- شریعتی، علی، مجموعه آثار، تهران، نشر دفتر تدوین و انتشار مجموعه آثار دکتر شریعتی، چاپ اول، ۱۳۶۶–۱۳۵۶ش.
- شریعترضوی، پوران، طرحی از یک زندگی، تهران، انتشارات چاپخش، ۱۳۷۶ش.
- فهرست سخنرانیهای شریعتی، وبسایت بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی، تاریخ بازدید: ۱۷ دی ۱۴۰۱ش.
- فهرست کلیات و مجموعه آثار دکتر علی شریعتی، وبسایت دکتر شریعتی، تاریخ بازدید: ۱۷ دی ۱۴۰۱ش.
- قریشی، فردین، «علی شریعتی و تحلیل دینی مناسبات اجتماعی»، فصلنامه جغرافیا و برنامهریزی، ش ۲۱، تابستان و پاییز ۱۳۸۴.
- محمودی، محسن، «نهضت خداپرستان سوسیالیست»، ماهنامه اطلاعات حکمت و معرفت، سال چهارم، ش ۵، مرداد ۱۳۸۸ش.
- منصوری، پروین، تاریخ شفاهی کانون نشر حقایق اسلامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۴ش.