جزبدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
== مفهومشناسی == | == مفهومشناسی == | ||
احسان در لغت از ریشۀ «ح-س-ن» به معنای نیکوکاری و انجام عمل نیک است و در اصطلاح اخلاقی، رفتاری فراتر از عدالت و الزام قانونی است که فرد از روی خیرخواهی انجامش میدهد{{پک|فرانکنا|1391|ک=فلسفه اخلاق|ص= | احسان در لغت از ریشۀ «ح-س-ن» به معنای نیکوکاری و انجام عمل نیک است و در اصطلاح اخلاقی، رفتاری فراتر از عدالت و الزام قانونی است که فرد از روی خیرخواهی انجامش میدهد<ref>{{پک|فرانکنا|1391|ک=فلسفه اخلاق|ص=102-103}}</ref> | ||
(فرانکنا، فلسفۀ اخلاق، ۱۳۹۱، ص۱۰۲-۱۰۳). پیشنیاز آن، توان همدلی شناختی است؛ یعنی بتوان خود را بهجای دیگری گذاشت و نیاز او را دریافت (لوبومیرسکی، روانشناسی شادکامی، ۱۳۹۵، ص۱۴۳-۱۴۷) | (فرانکنا، فلسفۀ اخلاق، ۱۳۹۱، ص۱۰۲-۱۰۳). پیشنیاز آن، توان همدلی شناختی است؛ یعنی بتوان خود را بهجای دیگری گذاشت و نیاز او را دریافت<ref>{{پک|لوبومیرسکی|1395|ک=روانشناسی شادکامی|ص=143-147}}</ref> (لوبومیرسکی، روانشناسی شادکامی، ۱۳۹۵، ص۱۴۳-۱۴۷). | ||
== پیشینه == | == پیشینه == | ||
=== ادیان === | === ادیان === | ||
در دین یهود، مفهومی به نام «صِداقَه» (Tzedakah) وجود دارد که گرچه معمولاً به «صدقه» ترجمه میشود، اما ریشۀ اصلی آن در زبان عبری، «عدالت» و «دادگری» است. برخلاف تصوّر رایج که صدقه را نوعی ترحّم و دلسوزی از سر لطف میداند، در آموزههای یهودی، صِداقَه یک تکلیف اخلاقی و دینی است؛ یعنی فرد با بخشش دارایی خود، در واقع به برقراری عدالت در زمین کمک میکند. به همین دلیل، در سنّت یهودی، حتی فقیرترین افراد نیز موظفاند چیزی ببخشند، زیرا این کار نه یک لطف اضافی، که وظیفهای همگانی برای تحقق جامعۀ عادلانه است (نواک، Jewish Social Ethics، ۱۹۹۲، ص۱۸۹-۱۹۵). | در دین یهود، مفهومی به نام «صِداقَه» (Tzedakah) وجود دارد که گرچه معمولاً به «صدقه» ترجمه میشود، اما ریشۀ اصلی آن در زبان عبری، «عدالت» و «دادگری» است. برخلاف تصوّر رایج که صدقه را نوعی ترحّم و دلسوزی از سر لطف میداند، در آموزههای یهودی، صِداقَه یک تکلیف اخلاقی و دینی است؛ یعنی فرد با بخشش دارایی خود، در واقع به برقراری عدالت در زمین کمک میکند. به همین دلیل، در سنّت یهودی، حتی فقیرترین افراد نیز موظفاند چیزی ببخشند، زیرا این کار نه یک لطف اضافی، که وظیفهای همگانی برای تحقق جامعۀ عادلانه است <ref>{{پک|Novak|1992|ک=Jewish Social Ethics|زبان=en|ص=189-195}}</ref>(نواک، Jewish Social Ethics، ۱۹۹۲، ص۱۸۹-۱۹۵). | ||
در مسیحیت، احسان و بخشش جایگاهی بسیار والا دارد. در «موعظۀ بالای کوه» که یکی از مشهورترین بخشهای تعالیم عیسی مسیح است، از پیروان خواسته شده که هنگام بخشش، «دست چپ از کار دست راست آگاه نشود»؛ یعنی بخشش باید چنان بیریا و خالصانه باشد که حتی خود فرد نیز آن را به رخ خود نکشد. این نگاه، احسان را نه یک عمل نمایشی برای جلب توجه دیگران، که رابطۀ شخصی و خالصانه میان انسان و خدا معرّفی میکند (انجیل متی، ۶: ۳، وبسایت کلمه، تاریخ بازدید: ۲۳ تیر ۱۴۰۵، https://www.kalameh.com/Pages/ArticleDetails.aspx?ArticleID=237). | در مسیحیت، احسان و بخشش جایگاهی بسیار والا دارد. در «موعظۀ بالای کوه» که یکی از مشهورترین بخشهای تعالیم عیسی مسیح است، از پیروان خواسته شده که هنگام بخشش، «دست چپ از کار دست راست آگاه نشود»؛ یعنی بخشش باید چنان بیریا و خالصانه باشد که حتی خود فرد نیز آن را به رخ خود نکشد. این نگاه، احسان را نه یک عمل نمایشی برای جلب توجه دیگران، که رابطۀ شخصی و خالصانه میان انسان و خدا معرّفی میکند (انجیل متی، ۶: ۳، وبسایت کلمه، تاریخ بازدید: ۲۳ تیر ۱۴۰۵، https://www.kalameh.com/Pages/ArticleDetails.aspx?ArticleID=237). | ||
در اسلام، احسان از محوریترین مفاهیم اخلاقی و عبادی است. قرآن کریم در سوره بقره، آیه ۱۹۵، محبّت خداوند را به نیکوکاران وعده داده است. در حدیث مشهور جبرئیل نیز، پیامبر اکرم در پاسخ به پرسش «احسان چیست؟» فرمودند: «أن تَعبدَ اللهَ کَأنَّک تَراهُ فَإِن لَم تَکُن تَراهُ فَإِنَّهُ یَراک»؛ یعنی خدا را چنان عبادت کنی که گویی او را میبینی و اگر تو او را نمیبینی، بدان که او تو را میبیند. این تعریف، احسان را از سطح یک توصیۀ اخلاقیِ ساده فراتر برده و آن را به عالیترین درجۀ اخلاص و حضور قلب در عبادت پیوند زده است. در امتداد همین نگاه، مسلمانان در طول تاریخ، نهاد «وقف» را پدید آوردند؛ سازوکاری که بر اساس آن، افراد داراییهای خود را برای همیشه وقف امور خیریه میکردند و بدین ترتیب، بیمارستانها، مدرسهها، کاروانسراها و آبانبارها بدون اتّکا به بودجۀ دولتها ساخته و نگهداری میشد (سلمانپور، وقف و نیکوکاری در تمدن اسلامی، ۱۳۹۰، ص۲۸-۳۵). | در اسلام، احسان از محوریترین مفاهیم اخلاقی و عبادی است. قرآن کریم در سوره بقره، آیه ۱۹۵، محبّت خداوند را به نیکوکاران وعده داده است. در حدیث مشهور جبرئیل نیز، پیامبر اکرم در پاسخ به پرسش «احسان چیست؟» فرمودند: «أن تَعبدَ اللهَ کَأنَّک تَراهُ فَإِن لَم تَکُن تَراهُ فَإِنَّهُ یَراک»؛ یعنی خدا را چنان عبادت کنی که گویی او را میبینی و اگر تو او را نمیبینی، بدان که او تو را میبیند. این تعریف، احسان را از سطح یک توصیۀ اخلاقیِ ساده فراتر برده و آن را به عالیترین درجۀ اخلاص و حضور قلب در عبادت پیوند زده است. در امتداد همین نگاه، مسلمانان در طول تاریخ، نهاد «وقف» را پدید آوردند؛ سازوکاری که بر اساس آن، افراد داراییهای خود را برای همیشه وقف امور خیریه میکردند و بدین ترتیب، بیمارستانها، مدرسهها، کاروانسراها و آبانبارها بدون اتّکا به بودجۀ دولتها ساخته و نگهداری میشد<ref>{{پک|سلمانپور|۱۴۰۵|ک=وقف و نیکوکاری در تمدن اسلامی|ص=۱۰۰-۱۰۲}}</ref> (سلمانپور، وقف و نیکوکاری در تمدن اسلامی، ۱۳۹۰، ص۲۸-۳۵). | ||
=== ایران باستان === | === ایران باستان === | ||
در ایران باستان نیز نیکوکاری و دستگیری از ضعیفان، ریشه در باورهای کهن ایرانی داشت. در اوستا، کتاب مقدّس زرتشتیان، مفهوم «اشه» (Asha) به معنای راستی و نظم کیهانی، پایۀ اخلاقیات شمرده میشد و بر اساس آن، هر فرد وظیفه داشت با کردار نیک خود، جهان را به سوی راستی و آبادانی پیش ببرد. کمک به نیازمندان و انفاق، جلوۀ بیرونی همین تعهّد درونی بود (صانعپور، «اخلاق احسان در ایران باستان»، وبسایت پرتال جامع علوم انسانی، ۱۳۹۵، تاریخ بازدید: ۲۳ تیر ۱۴۰۵، https://ensani.ir/fa/article/361054/). | در ایران باستان نیز نیکوکاری و دستگیری از ضعیفان، ریشه در باورهای کهن ایرانی داشت. در اوستا، کتاب مقدّس زرتشتیان، مفهوم «اشه» (Asha) به معنای راستی و نظم کیهانی، پایۀ اخلاقیات شمرده میشد و بر اساس آن، هر فرد وظیفه داشت با کردار نیک خود، جهان را به سوی راستی و آبادانی پیش ببرد. کمک به نیازمندان و انفاق، جلوۀ بیرونی همین تعهّد درونی بود (صانعپور، «اخلاق احسان در ایران باستان»، وبسایت پرتال جامع علوم انسانی، ۱۳۹۵، تاریخ بازدید: ۲۳ تیر ۱۴۰۵، https://ensani.ir/fa/article/361054/). | ||
سنگنوشتههای بهجامانده از دوران هخامنشیان نشان میدهد که پادشاهانی چون کوروش بزرگ، رفتار نیک و بخشایندۀ خود با ملل مغلوب را نه صرفاً یک سیاست زیرکانه، که یک فضیلت اخلاقی میدانستند. معروفترین نمونۀ این نگاه، فتح بابل به دست کوروش و رفتار او با اسیران جنگی است: او به جای کشتار و غارت، اسیران را آزاد کرد، به آنان اجازۀ بازگشت به سرزمینهایشان را داد و حتّی برای بازسازی معابدشان بودجه اختصاص داد؛ اقدامی که در آن روزگار، درخشان و بینظیر بود (فرهادی، فرهنگ یاریگری در ایران، ۱۳۷۷، ص۳۴-۳۸). | سنگنوشتههای بهجامانده از دوران هخامنشیان نشان میدهد که پادشاهانی چون کوروش بزرگ، رفتار نیک و بخشایندۀ خود با ملل مغلوب را نه صرفاً یک سیاست زیرکانه، که یک فضیلت اخلاقی میدانستند. معروفترین نمونۀ این نگاه، فتح بابل به دست کوروش و رفتار او با اسیران جنگی است: او به جای کشتار و غارت، اسیران را آزاد کرد، به آنان اجازۀ بازگشت به سرزمینهایشان را داد و حتّی برای بازسازی معابدشان بودجه اختصاص داد؛ اقدامی که در آن روزگار، درخشان و بینظیر بود<ref>{{پک|فرهادی|1377|ک=فرهنگ یاریگری در ایران|ص=34-38}}</ref> (فرهادی، فرهنگ یاریگری در ایران، ۱۳۷۷، ص۳۴-۳۸). | ||
=== سنت فلسفی یونان === | === سنت فلسفی یونان === | ||
| خط ۱۵۲: | خط ۱۵۰: | ||
* تضعیف مسئولیتپذیری مدنی: جامعۀ مدنی تحلیل میرود (پوتنام، دموکراسی و سنتهای مدنی، ۱۳۸۰، ص۲۰۳). | * تضعیف مسئولیتپذیری مدنی: جامعۀ مدنی تحلیل میرود (پوتنام، دموکراسی و سنتهای مدنی، ۱۳۸۰، ص۲۰۳). | ||
== منابع == | == منابع ==ارسطو. (۱۳۷۸). اخلاق نیکوماخوس (م. لطفی، مترجم). تهران: طرح نو.· بندورا، آ. (۱۳۷۲). نظریۀ یادگیری اجتماعی (ف. ماهر، مترجم). تهران: انتشارات رشد.· پوتنام، ر. (۱۳۸۰). دموکراسی و سنتهای مدنی (م. دلفروز، مترجم). تهران: دفتر پژوهشهای سیاسی.· پیشگاهیفرد، ز. و همکاران. (۱۳۹۷). «نقش آموزش همدلی در ترویج نوعدوستی در دانشآموزان». پژوهشنامۀ روانشناسی اجتماعی، ۷(۲۵). https://ensani.ir/fa/article/386543/· جامعۀ خیّران مدرسهساز کشور. (۱۳۹۸). گزارش عملکرد سی ساله. تهران: انتشارات جامعۀ خیّران.· حافظ، ش.م. (۱۳۷۴). دیوان (م. قزوینی و ق. غنی، مصححان). تهران: انتشارات اساطیر.· خیام، ع. (۱۳۷۲). رباعیات (م. فروغی، مصحح). تهران: انتشارات علمی.· دهخدا، ع. (۱۳۸۳). امثال و حکم. تهران: انتشارات امیرکبیر.· ذوالفقاری، ح. (۱۳۸۸). فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی. تهران: نشر معین.· روزنامۀ اعتماد. (۳ آذر ۱۳۹۹). «چهار دهه میزبانی از مهاجران افغانستانی». https://www.etemadonline.com/fa/news/12345· سعدی، م. (۱۳۶۸). بوستان (غ. یوسفی، مصحح). تهران: انتشارات خوارزمی.· سلگمن، م. (۱۳۹۰). شادکامی اصیل (م. تبریزی و دیگران، مترجمان). تهران: انتشارات دانژه.· سلمانپور، م. (۱۳۹۰). وقف و نیکوکاری در تمدن اسلامی. تهران: پژوهشکدۀ تاریخ اسلام.· سلیمی، ع. و شریفی، ح. (۱۴۰۰). «ایثار شغلی کادر درمان در بحران کووید-۱۹». فصلنامۀ رفاه اجتماعی. https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1765432· صانعپور، م. (۱۳۹۵). «اخلاق احسان در ایران باستان». فصلنامۀ پژوهشهای اخلاقی، ۶(۲۱)، ۴۵-۴۷. https://ensani.ir/fa/article/361054/· صدیق اورعی، غ. و همکاران. (۱۳۹۸). «تحلیل جامعهشناختی رفتارهای ایثارگرانه». فصلنامۀ مسائل اجتماعی ایران، ۱۰(۱)، ۶۵-۷۵. https://ensani.ir/fa/article/420321/· فرانکنا، و. (۱۳۹۱). فلسفۀ اخلاق (ه. صادقی، مترجم). قم: کتاب طه.· فرهادی، م. (۱۳۷۷). فرهنگ یاریگری در ایران. تهران: مرکز نشر دانشگاهی.· فوکویاما، ف. (۱۳۸۵). سرمایۀ اجتماعی و جامعه مدنی (ا. خاکباز، مترجم). تهران: نشر نی.· قرآن کریم. https://tanzil.net· کتاب مقدّس (انجیل متی). https://www.kalameh.com· لوبومیرسکی، س. (۱۳۹۵). روانشناسی شادکامی (ن. ظهیری، مترجم). تهران: انتشارات ققنوس.· میرمحمدی، س. (۱۳۹۵). «طراحی نهادی و ترویج نیکوکاری در جوامع اسلامی». مطالعات مدیریت دولتی، ۸(۲). https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1128765· نظامی گنجوی، ا. (۱۳۶۳). مخزنالاسرار (و. دستگردی، مصحح). تهران: انتشارات علمی.· Novak, D. (1992). Jewish Social Ethics. New York: Oxford University Press. | ||
ارسطو. (۱۳۷۸). اخلاق نیکوماخوس (م. لطفی، مترجم). تهران: طرح نو. | · khamenei.ir. (۱ اردیبهشت ۱۴۰۲). «موافقت رهبر انقلاب با عفو یا تخفیف مجازات ۳۸۴۲ محکوم». https://www.khamenei.ir/news/5567 | ||
· irna.ir. (۱۵ مهر ۱۴۰۱). «آموزش ۵۰۰ هزار دانشآموز افغانستانی در ایران». https://www.irna.ir/news/84901234/ | |||
· irna.ir. (۲۷ آذر ۱۳۹۷). «آزادی ۳۰ زندانی جرایم غیرعمد با کمک محسن چاوشی». https://www.irna.ir/news/83145670/ارسطو. (۱۳۷۸). اخلاق نیکوماخوس (م. لطفی، مترجم). تهران: طرح نو. | |||
· بندورا، آ. (۱۳۷۲). نظریۀ یادگیری اجتماعی (ف. ماهر، مترجم). تهران: انتشارات رشد. | · بندورا، آ. (۱۳۷۲). نظریۀ یادگیری اجتماعی (ف. ماهر، مترجم). تهران: انتشارات رشد. | ||
· پوتنام، ر. (۱۳۸۰). دموکراسی و سنتهای مدنی (م. دلفروز، مترجم). تهران: دفتر پژوهشهای سیاسی. | · پوتنام، ر. (۱۳۸۰). دموکراسی و سنتهای مدنی (م. دلفروز، مترجم). تهران: دفتر پژوهشهای سیاسی. | ||