بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
[[پرونده:قانون متحدالشکل کردن لباس.jpg|جایگزین=قانون متحدالشکل کردن لباس|بندانگشتی|قانون متحدالشکل کردن لباس]] | |||
'''قانون متحدالشکل کردن لباس'''؛ اقدام دولت برای یکسانسازی پوشش مردان در دوره پهلوی اول. | '''قانون متحدالشکل کردن لباس'''؛ اقدام دولت برای یکسانسازی پوشش مردان در دوره پهلوی اول. | ||
| خط ۲۱: | خط ۲۲: | ||
== پیامدهای قانون متحدالشکل کردن لباس == | == پیامدهای قانون متحدالشکل کردن لباس == | ||
اجرای قانون متحدالشکل کردن لباس پیامدهای اجتماعی گسترده در [[ایران]] باقی گذاشت. یکی از مهمترین پیامدها، کاهش تنوع [[پوشاک اقوام ایرانی]] بود. پیش از این قانون، هر قوم و جغرافیایی پوشش و شناسنامهٔ فرهنگی خاص خود را داشتند. با تصویب قانون مذکور، عملاً تنوع پوششی و تکثر قومیفرهنگی هدف قرار گرفت<ref>. مجد، از قاجار به پهلوی: بر اساس اسناد وزارت خارجهٔ آمریکا (۱۳۰۹–۱۲۹۸)، ۱۳۸۹ش، ص۵۵۶.</ref> و به تعبیر سفیر وقت [[آلمان]]، شکوه تاریخی خود را از دست داد.<ref>. [https://irdc.ir/0001p1 «مقابلهٔ مردم کردستان با سیاستهای رضاخانی»، وبسایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی.]</ref> [[مخملبافی]] در شهرهایی چون [[یزد]] و [[کاشان]] تعطیل شدند و [[ایران]] از یک تولیدکنندهٔ پارچههای باهویت بومی، به مصرفکنندهٔ منسوجات کارخانهای و کلاههای وارداتی اروپایی تبدیل شد. اسناد [[تظلمخواهی]] مردم به مجلس نشان میدهد که بسیاری از بافندگان و تجار خردهپای پوشاک، [[امنیت شغلی]] خود را از دست داده و بهدلیل تغییر دستوریِ ذائقه بازار، ورشکست شده بودند.<ref>. [https://www.sid.ir/paper/99154/fa صفری، «نارضایتی از متحدالشکل نمودن لباس بر اساس اسناد عرایض مجلس شورای ملی»، ۱۳۹۶ش، ص۷3-۷0].</ref> | اجرای قانون متحدالشکل کردن لباس پیامدهای اجتماعی گسترده در [[ایران]] باقی گذاشت. یکی از مهمترین پیامدها، کاهش تنوع [[پوشاک اقوام ایرانی]] بود. پیش از این قانون، هر قوم و جغرافیایی پوشش و شناسنامهٔ فرهنگی خاص خود را داشتند. با تصویب قانون مذکور، عملاً تنوع پوششی و تکثر قومیفرهنگی هدف قرار گرفت<ref>. مجد، از قاجار به پهلوی: بر اساس اسناد وزارت خارجهٔ آمریکا (۱۳۰۹–۱۲۹۸)، ۱۳۸۹ش، ص۵۵۶.</ref> و به تعبیر سفیر وقت [[آلمان]]، شکوه تاریخی خود را از دست داد.<ref>. [https://irdc.ir/0001p1 «مقابلهٔ مردم کردستان با سیاستهای رضاخانی»، وبسایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی.]</ref> [[مخملبافی]] در شهرهایی چون [[یزد]] و [[کاشان]] تعطیل شدند و [[ایران]] از یک تولیدکنندهٔ پارچههای باهویت بومی، به مصرفکنندهٔ منسوجات کارخانهای و کلاههای وارداتی اروپایی تبدیل شد. اسناد [[تظلمخواهی]] مردم به مجلس نشان میدهد که بسیاری از بافندگان و تجار خردهپای پوشاک، [[امنیت شغلی]] خود را از دست داده و بهدلیل تغییر دستوریِ ذائقه بازار، ورشکست شده بودند.<ref>. [https://www.sid.ir/paper/99154/fa صفری، «نارضایتی از متحدالشکل نمودن لباس بر اساس اسناد عرایض مجلس شورای ملی»، ۱۳۹۶ش، ص۷3-۷0].</ref> | ||
[[پرونده:قانون متحدالشکل کردن لباس۱.jpg|جایگزین=تصدیق نظمیه دزفول به روحانی شیعه ایرانی برای پوشیدن لباس روحانیت |بندانگشتی|ورقهٔ تصدیق نظمیه دزفول به روحانی شیعه ایرانی برای پوشیدن لباس روحانیت – ۲۶ آذر ۱۳۰۸ش]] | |||
قانون وحدت لباس، استقلالِ [[حوزه علمیه|حوزههای علمیه]] را نیز تحت تأثیر قرار داد. با تصویب نظامنامهٔ امتحانات، بررسی صلاحیت علمی روحانیون جهت پوشیدن لباس مذهبی عملاً در اختیار دولت قرار گرفت.<ref>. [https://nezamat.ir/post-18343 «نظامنامه امتحان طلاب و تشخیص مدرسین علوم منقول و معقول»، وبسایت نظامات.]</ref> نتیجه این سیاستها، محدودیت شدید فعالیتهای اجتماعی روحانیون و خانهنشینی اجباری افرادی بود که حاضر نبودند شأن [[لباس روحانیت]] را با آزمونهای دولتی گره بزنند.<ref>. [https://mtq.ir/?page=authors&id=392 معینی رودبالی، «بررسی وضعیت و واکنش علمای فارس به قانون متحدالشکل کردن البسه»، ۱۳۹۹ش، ص ۱۴۸]؛ نیری شیرازی، روزگار پهلوی اول (تحفهٔ نیر، ج۲)، ۱۳۸۷ش، ص۱۴۵.</ref> | قانون وحدت لباس، استقلالِ [[حوزه علمیه|حوزههای علمیه]] را نیز تحت تأثیر قرار داد. با تصویب نظامنامهٔ امتحانات، بررسی صلاحیت علمی روحانیون جهت پوشیدن لباس مذهبی عملاً در اختیار دولت قرار گرفت.<ref>. [https://nezamat.ir/post-18343 «نظامنامه امتحان طلاب و تشخیص مدرسین علوم منقول و معقول»، وبسایت نظامات.]</ref> نتیجه این سیاستها، محدودیت شدید فعالیتهای اجتماعی روحانیون و خانهنشینی اجباری افرادی بود که حاضر نبودند شأن [[لباس روحانیت]] را با آزمونهای دولتی گره بزنند.<ref>. [https://mtq.ir/?page=authors&id=392 معینی رودبالی، «بررسی وضعیت و واکنش علمای فارس به قانون متحدالشکل کردن البسه»، ۱۳۹۹ش، ص ۱۴۸]؛ نیری شیرازی، روزگار پهلوی اول (تحفهٔ نیر، ج۲)، ۱۳۸۷ش، ص۱۴۵.</ref> | ||