ابرابزار |
زهرا حلیمی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
== تعریف == | == تعریف == | ||
عرفان در لغت از مادهٔ «عَرَفَ» بهمعنای شناختن و بازشناختن، دانستن و آگاهشدن است.<ref>دهخدا، لغتنامه، ذیل واژهٔ عرفان.</ref> عرفان در اصطلاح علمی است از علوم الهی که موضوع آن شناخت حق و اسماء از علوم الهی که موضوع آن شناخت حق و اسماء و صفات اوست.<ref>دهخدا، لغت نامه، ۱۳۷۷ش، ج۱۰، ص۱۵۸۱۹.</ref> برخی معتقدند، عرفان حالتی است که از شهود حق و اسماء و صفات و افعال او حاصل میگردد.<ref>کاشانی، اصطلاحات الصوفیه، 1370ش، ص106.</ref> عرفان از منظر امام خمینی، معرفت به هستی مطلق و حقایق عالم وجود است که از طریق مشاهدهٔ حضوری حاصل میشود و اگر کسی در چنین ساحتی گام نهد از نیستی به هستی مطلق میرسد.<ref>خمینی، ره عشق: نامهٔ عرفانی امام خمینی، 1387ش، ص35.</ref> | عرفان در لغت از مادهٔ «عَرَفَ» بهمعنای شناختن و بازشناختن، دانستن و آگاهشدن است.<ref>دهخدا، لغتنامه، ذیل واژهٔ عرفان.</ref> عرفان در اصطلاح علمی است از علوم الهی که موضوع آن شناخت حق و اسماء از علوم الهی که موضوع آن شناخت حق و اسماء و صفات اوست.<ref>دهخدا، لغت نامه، ۱۳۷۷ش، ج۱۰، ص۱۵۸۱۹.</ref> برخی معتقدند، عرفان حالتی است که از شهود حق و اسماء و صفات و افعال او حاصل میگردد.<ref>کاشانی، اصطلاحات الصوفیه، 1370ش، ص106.</ref> عرفان از منظر امام خمینی، معرفت به هستی مطلق و حقایق عالم وجود است که از طریق مشاهدهٔ حضوری حاصل میشود و اگر کسی در چنین ساحتی گام نهد از نیستی به هستی مطلق میرسد.<ref>خمینی، ره عشق: نامهٔ عرفانی امام خمینی، 1387ش، ص35.</ref> | ||
= تاریخچه عرفان = | |||
بسیاری از پژوهشگران تاریخ عرفان، شکلگیری عرفان بهمثابۀ یک جریان شناختهشده اجتماعی-دینی در اسلام را به قرن دوم هجری و ظهور شخصیتهایی مانند ابوهاشم صوفی کوفی نسبت میدهند. این جریان در قرن سوم با ظهور بزرگان خراسان و بغداد، مانند بایزید بسطامی و جنید بغدادی، صورتی نظاممندتر یافت. در قرون چهارم و پنجم، با تلاشهایی برای آشتی عقل و شهود توسط فارابی و ابنسینا و نیز تدوین عرفان عملی توسط خواجه عبدالله انصاری و توجیه شرعی آن توسط امام محمد غزالی، بنیانهای نظری و عملی عرفان استوار شد. اوج نظاممندسازی عرفان نظری در قرن هفتم با مکتب ابنعربی و شارحان بزرگی مانند صدرالدین قونوی و عبدالرزاق کاشانی محقق گردید. از قرن دهم به بعد، جریان عرفان در دو مسیر ادامه یافت: یکی در قالب سلسلههای تصوف که رو به افول نهاد و دیگری در شخصیتهای مستقل و غیرسلسلهای از فقها و حکما، مانند صدرالمتألهین شیرازی و فیض کاشانی.<ref>یثربی، عرفان نظری: تحقیقی در سیر تکامل و اصول و مسائل تصوف، 1377ش، ص123-183.</ref> | |||
== اقسام عرفان == | == اقسام عرفان == | ||
| خط ۸۶: | خط ۸۹: | ||
* «نقد و بررسی عرفان مسیحی»، وبسایت پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب، تاریخ درج مطلب: ۱۸ آبان ۱۳۹۵ش. | * «نقد و بررسی عرفان مسیحی»، وبسایت پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب، تاریخ درج مطلب: ۱۸ آبان ۱۳۹۵ش. | ||
* «هنر معاصر در پناه عرفان اسلامی؛ از سرگشتگی تا معنا»، خبرگزاری ایکنا، تاریخ درج مطلب: ۸ شهریور ۱۴۰۴ش. | * «هنر معاصر در پناه عرفان اسلامی؛ از سرگشتگی تا معنا»، خبرگزاری ایکنا، تاریخ درج مطلب: ۸ شهریور ۱۴۰۴ش. | ||
یثربی، یحیی، عرفان نظری: تحقیقی در سیر تکامل و اصول و مسائل تصوف، قم، بوستان کتاب، 1377ش. | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||