جز ویکی سازی و تمیزکاری |
جز ویکی سازی |
||
| خط ۷۹: | خط ۷۹: | ||
=== دوره دوم === | === دوره دوم === | ||
با حمله مغول به خراسان و | با حمله مغول به [[خراسان]] و [[ماوراءالنهر]]، سبک خراسانی در ادب فارسی افول کرد و جای خود را به سبک عراقی داد.<ref>میسا، سبکشناسی شعر، ۱۳۷۴ش، ص۱۹۲. | ||
محجوب، سبک خراسانی در شعر فارسی، ۱۳۴۵ش، ص۵۵۹.</ref> در طول قرن ۶ق، شاعران آذربایجانی نامدار همچون [[نظامی]]، [[خاقانی]]، مجیر بیلقانی و فلکی شروانی، شیوهای میانه را در پیش گرفتند و از زبان سبک خراسانی و اندیشه و قالب شعری سبک عراقی، بهره گرفتند.<ref>شمیسا، سبکشناسی شعر، ۱۳۷۴ش، ص۱07.</ref> همزمان با سلطهٔ ایلخانیان بر آذربایجان سده ۷ق و انتخاب تبریز بهعنوان پایتخت ایران،<ref>لسترنج، سرزمینهای خلافت شرقی، ۱۳۶۴ش، ص۱۷۳.</ref> منابع تاریخی، از حضور ۴۰۰ استاد، ۱۰۰۰ طالب علم و ۶۰۰۰ دانشجو در سطوح مختلف علمی، در دارالعلمهای رشیدی تبریز و نیز ایجاد دو کتابخانه بزرگ که حاوی ۱۰۰۰ جلد [[قرآن]] نفیس (به خط خوشنویسان ماهر) و ۶۰ هزار جلد کتاب در زمینههای مختلف، در آن دوران، خبر دادهاند.<ref>حشری تبریزی، روضهٔ اطهار، ۱۳۷۱ش، ص۱۸۴.</ref> این دارالعلمها، از شکوه و رونقی خاص برخوردار بوده و اساتید و استادیاران با استفاده از کتابخانههای موجود، به تدریس دانشجویان و دانشآموزان مشغول بودند.<ref>رشیدالدین فضلالله، وقفنامهٔ ربع رشیدی، ۱۳۵۶ش، ص۱۳۰.</ref> | محجوب، سبک خراسانی در شعر فارسی، ۱۳۴۵ش، ص۵۵۹.</ref> در طول قرن ۶ق، شاعران آذربایجانی نامدار همچون [[نظامی]]، [[خاقانی]]، مجیر بیلقانی و فلکی شروانی، شیوهای میانه را در پیش گرفتند و از زبان سبک خراسانی و اندیشه و قالب شعری سبک عراقی، بهره گرفتند.<ref>شمیسا، سبکشناسی شعر، ۱۳۷۴ش، ص۱07.</ref> همزمان با سلطهٔ ایلخانیان بر آذربایجان سده ۷ق و انتخاب تبریز بهعنوان پایتخت ایران،<ref>لسترنج، سرزمینهای خلافت شرقی، ۱۳۶۴ش، ص۱۷۳.</ref> منابع تاریخی، از حضور ۴۰۰ استاد، ۱۰۰۰ طالب علم و ۶۰۰۰ دانشجو در سطوح مختلف علمی، در دارالعلمهای رشیدی تبریز و نیز ایجاد دو کتابخانه بزرگ که حاوی ۱۰۰۰ جلد [[قرآن]] نفیس (به خط خوشنویسان ماهر) و ۶۰ هزار جلد کتاب در زمینههای مختلف، در آن دوران، خبر دادهاند.<ref>حشری تبریزی، روضهٔ اطهار، ۱۳۷۱ش، ص۱۸۴.</ref> این دارالعلمها، از شکوه و رونقی خاص برخوردار بوده و اساتید و استادیاران با استفاده از کتابخانههای موجود، به تدریس دانشجویان و دانشآموزان مشغول بودند.<ref>رشیدالدین فضلالله، وقفنامهٔ ربع رشیدی، ۱۳۵۶ش، ص۱۳۰.</ref> | ||
| خط ۸۵: | خط ۸۵: | ||
مجموعه کمنظیر «سفینه تبریز» در همان روزگار توسط فردی به نام ابوالمجد محمد بن مسعود تبریزی، گردآوری و نوشته شد. محققان، این مجموعه را نمونهای گویا از سطح بالای دانش و ادب تبریزی، در قرنهای ۷ و ۸ق، دانستهاند.<ref>پورجوادی، «پیشگفتار»، «عرفان اصیل»، ۱۳۸۱ش، ص4.</ref> مجموعه سفینه تبریز، از ۲۱۱ رساله تشکیل شده که برخی از آنها، از ضبط نظم و نثر نویسندگان نامدار ایرانی ایجاد شدهاند. | مجموعه کمنظیر «سفینه تبریز» در همان روزگار توسط فردی به نام ابوالمجد محمد بن مسعود تبریزی، گردآوری و نوشته شد. محققان، این مجموعه را نمونهای گویا از سطح بالای دانش و ادب تبریزی، در قرنهای ۷ و ۸ق، دانستهاند.<ref>پورجوادی، «پیشگفتار»، «عرفان اصیل»، ۱۳۸۱ش، ص4.</ref> مجموعه سفینه تبریز، از ۲۱۱ رساله تشکیل شده که برخی از آنها، از ضبط نظم و نثر نویسندگان نامدار ایرانی ایجاد شدهاند. | ||
تبریز در این دوران، شاهد پرورش شاعران و ادیبانی عارفمسلک بود که از جملهٔ پارسیسرایان و پارسینویسان مشهور ایرانی محسوب میشدند. از آن جمله میتوان به خواجه همامالدین (معروف به همام تبریزی)،<ref>صفا، تاریخ، (3) 2/ 715 و 721</ref> نجمالدین ابوبکر محمد ظاهری (معروف به نجمالدین زرکوب)،<ref>نفیسی، ۱ / ۱۷۶–۱۷۷</ref> شیخ محمود شبستری تبریزی (سراینده مثنوی عرفانی | تبریز در این دوران، شاهد پرورش شاعران و ادیبانی عارفمسلک بود که از جملهٔ پارسیسرایان و پارسینویسان مشهور ایرانی محسوب میشدند. از آن جمله میتوان به خواجه همامالدین (معروف به همام تبریزی)،<ref>صفا، تاریخ، (3) 2/ 715 و 721</ref> نجمالدین ابوبکر محمد ظاهری (معروف به نجمالدین زرکوب)،<ref>نفیسی، ۱ / ۱۷۶–۱۷۷</ref> شیخ محمود شبستری تبریزی (سراینده [[مثنوی]] عرفانی «[[گلشن راز (کتاب)|گلشن راز]]»)،<ref>هدایت، ۱(۲) / ۵۹. | ||
صفا، همان، ۳(۲) / ۷۶۶–۷۶۷</ref> شمسالدین محمد بزازینی تبریزی (ملقب به شیرین) و قطبالدین عقیقی تبریزی و پسر او جلالالدین اشاره کرد. | صفا، همان، ۳(۲) / ۷۶۶–۷۶۷</ref> شمسالدین محمد بزازینی تبریزی (ملقب به شیرین) و قطبالدین عقیقی تبریزی و پسر او جلالالدین اشاره کرد. | ||
پس از | پس از [[ایلخانان|ایلخانیان]]، ترکمانان قرا قویونلو و آق قویونلو<ref>اقبال، ۶۵۵–۶۶۰</ref> نیز، به شعر و ادب فارسی، علاقه نشان دادند و مورخان، ادیبان و شاعران توانمند را به دربار خود دعوت کرده و از وجود آنها بهره میبردند. جهانشاه قراقویونلو، خود نیز با تخلص «حقیقی» و فرزندش آقمیرزا با تخلص «بُداق»، شعر میسرودند.<ref>صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۱۳۷۸ش، ج4، ص133-134.</ref> در دوران حکومت یعقوببیگ، از پادشاهان معروف آققویونلو، تبریز از مهمترین مراکز تجمع شاعران بود. جامی، مثنوی معروف «سلامان و آبسال» خود را بهنام یعقوببیگ سروده و در چندین قصیده او را ستایش کرده است.<ref>صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۱۳۷۸ش، ج4، ص136.</ref> در این دوران، نظم رخدادهای تاریخی جایگزین نظم داستانهای قهرمانی و ملی شد. منظومههای «شاهنشاهنامه پاییزی»، «کرتنامه»، «سامنامه» و «ظفرنامه» از جمله منظومههای تاریخی آن زمان هستند. بسیاری از پژوهشگران، سبک نوشتاری این منظومهها را متأثر از [[شاهنامه فردوسی]] دانستهاند.<ref>صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۱۳۷۸ش، ج5، ص671-672.</ref> | ||
=== دوره سوم === | === دوره سوم === | ||