| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
== جایگاه عرفان در ایران == | == جایگاه عرفان در ایران == | ||
عرفان در ایران در قالبها و صورتهای متنوعی حضور یافته و طیف گستردهای از گرایشها و گروهها را دربر گرفته است. از جملهٔ این صورتها میتوان به صوفیان و دراویش فرقهای، اعم از شیعه و سنی، اشاره کرد. در کنار آنان، گروهی از عالمان همچون شهابالدین سهروردی به حکمت و عرفان نظری و عملی اشتغال داشتهاند و برخی دیگر از زاهدان و پارسایان، در عین گرایش عرفانی، در حوزههایی چون فقه، کلام و تفسیر فعالیت کردهاند. عرفان ادبی، بهویژه در شعر فارسی، یکی دیگر از جلوههای مهم عرفان در ایران است که مخاطبان فراوانی داشته است. همچنین عرفانپژوهان، علاقهمندان عمومی به معنویت و عرفان، و پیروان جریانهای موسوم به شبهعرفانهای نوظهور، از دیگر گروههای مرتبط با عرفان در جامعهٔ ایرانی بهشمار میآیند. | عرفان در ایران در قالبها و صورتهای متنوعی حضور یافته و طیف گستردهای از گرایشها و گروهها را دربر گرفته است. از جملهٔ این صورتها میتوان به صوفیان و دراویش فرقهای، اعم از شیعه و سنی، اشاره کرد. در کنار آنان، گروهی از عالمان همچون شهابالدین سهروردی به حکمت و عرفان نظری و عملی اشتغال داشتهاند و برخی دیگر از زاهدان و پارسایان، در عین گرایش عرفانی، در حوزههایی چون فقه، کلام و تفسیر فعالیت کردهاند. عرفان ادبی، بهویژه در شعر فارسی، یکی دیگر از جلوههای مهم عرفان در ایران است که مخاطبان فراوانی داشته است. همچنین عرفانپژوهان، علاقهمندان عمومی به معنویت و عرفان، و پیروان جریانهای موسوم به شبهعرفانهای نوظهور، از دیگر گروههای مرتبط با عرفان در جامعهٔ ایرانی بهشمار میآیند.<ref group="دیدگاه">اصولا وقتی پاراگراف تمام میشود؛ منبع مطلب هم باید همانجا ذکر شود. اگر منبع بعدی مربوط به این مطلب نیز هست؛ در انتهای هر دو پاراگراف تکرار کنید.</ref> | ||
از پدیدههای قابل توجه در تاریخ عرفان ایرانی، پیوند میان تشیع و تصوف است. آموزهٔ ولایت بهعنوان یکی از مهمترین نقاط اشتراک این دو، در آثار اندیشمندانی چون سید بن طاووس، سید حیدر آملی، ملاصدرا، محمدحسین طباطبایی و امام خمینی بازتاب یافته است. در بُعد اجتماعی و سیاسی، نمونههایی همچون قیام سربداران در خراسان و شکلگیری دولت صفویه بهعنوان جلوههایی از حضور تصوف و عرفان در تاریخ ایران شناخته میشوند. افزون بر این، صورتهای عام عرفان در زندگی فردی و اجتماعی ایرانیان، در سنتهایی مانند آیینهای جوانمردی، پهلوانی زورخانهای و دستههای عزاداری امام حسین مشاهده میشود. در دورهٔ معاصر نیز، عرفان شیعی در عرصهٔ اجتماعی ایران جلوههایی یافته که از جملهٔ آنها میتوان به تحولات مرتبط با انقلاب اسلامی اشاره کرد.<ref>[https://journals.shirazu.ac.ir/article_2441_04589131258b3dc2b2bf29d339dc7122.pdf فنایی اشکوری، «عرفان در ایران؛ جایگاه عرفان و تصوف و تعلیم و ترویج آن در ایران معاصر»، 1392ش، ص49-50.]</ref> | از پدیدههای قابل توجه در تاریخ عرفان ایرانی، پیوند میان تشیع و تصوف است. آموزهٔ ولایت بهعنوان یکی از مهمترین نقاط اشتراک این دو، در آثار اندیشمندانی چون سید بن طاووس، سید حیدر آملی، ملاصدرا، محمدحسین طباطبایی و امام خمینی بازتاب یافته است. در بُعد اجتماعی و سیاسی، نمونههایی همچون قیام سربداران در خراسان و شکلگیری دولت صفویه بهعنوان جلوههایی از حضور تصوف و عرفان در تاریخ ایران شناخته میشوند. افزون بر این، صورتهای عام عرفان در زندگی فردی و اجتماعی ایرانیان، در سنتهایی مانند آیینهای جوانمردی، پهلوانی زورخانهای و دستههای عزاداری امام حسین مشاهده میشود. در دورهٔ معاصر نیز، عرفان شیعی در عرصهٔ اجتماعی ایران جلوههایی یافته که از جملهٔ آنها میتوان به تحولات مرتبط با انقلاب اسلامی اشاره کرد.<ref>[https://journals.shirazu.ac.ir/article_2441_04589131258b3dc2b2bf29d339dc7122.pdf فنایی اشکوری، «عرفان در ایران؛ جایگاه عرفان و تصوف و تعلیم و ترویج آن در ایران معاصر»، 1392ش، ص49-50.]</ref> | ||