زهرا حلیمی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
=== عرفان یهودی === | === عرفان یهودی === | ||
عرفان | عرفان مرکبه که ریشه در تجربههای شهودی منسوب به حزقیال نبی دارد، بر عروج روحانی و مشاهده عوالم آسمانی تأکید میکرد و مستلزم ریاضتهایی چون روزهداری و تطهیر آیینی بود. از قرن دوازدهم میلادی، جریان حسیدی در آلمان شکل گرفت که بر زهد، شهود و عشق الهی تأکید داشت و به مراتب متعددی از عوالم غیب باور داشت. در همین دوره، کابالا در اسپانیا گسترش یافت و بهعنوان مجموعهای از تعالیم عرفانی برای تفسیر باطنی و تأویل متون مقدس یهودی شناخته شد.<ref>اسپنسر، عرفان در ادیان جهان، 1401ش، ص225-238.</ref> | ||
=== عرفان مسیحی === | === عرفان مسیحی === | ||
عرفان مسیحی در | عرفان مسیحی در بستر تعالیم دینی پس از عیسی مسیح و در چارچوب اناجیل و سنت کلیسایی شکل گرفت. اناجیل موجود، که در الهیات مسیحی متونی الهامشده بهشمار میآیند، حاوی گزارشها و تفسیرهایی از تجربهها و تأملات معنوی مرتبط با شخصیت و رسالت عیسی هستند و آموزههایی چون تثلیث، الوهیت مسیح و گناه نخستین در عرفان مسیحی بازتاب یافتهاند.<ref>[https://www.fanaei.ir/نقد-عرفان-مسیحی/ فنائی اشکوری، «نقد عرفان مسیحی»، وبسایت دکتر محمد فنایی اشکوری.]</ref> در این سنت، غایت سلوک عرفانی دستیابی به نجات و قرب الهی از طریق ایمان، عشق، نیایش و مشارکت در رنج و فداکاری مسیح دانسته میشود.<ref>[https://www.adyannet.com/fa/news/21000 «نقد و بررسی عرفان مسیحی»، پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب.]</ref> در روند تاریخی آن نیز تأکید بر اخلاق، ایمان و عبادت فردی افزایش یافت و رهبانیت و ترک دنیا بهعنوان یکی از شیوههای زیست عرفانی رواج پیدا کرد.<ref>[https://www.fanaei.ir/نقد-عرفان-مسیحی/ فنایی اشکوری، «نقد عرفان مسیحی»، وبسایت دکتر محمد فنایی اشکوری.]</ref> | ||
=== عرفان اسلامی === | === عرفان اسلامی === | ||
عرفان اسلامی | پژوهشهای دینی بیانگر اینست که عرفان اسلامی در پیوند با تعالیم قرآن، پیامبر اسلام و امامان شیعه شکل گرفته است. مفاهیمی چون توحید، حضور الهی، ذکر و حرکت بهسوی قرب الهی در آیات قرآن، از مبانی عرفان نظری و عملی بهشمار میآیند و سخنان و مناجاتهای منسوب به امامان نیز آموزههایی درباره سیر و سلوک معنوی ارائه میدهند. در گزارشهای تاریخی، از برخی اصحاب آغازین مانند سلمان فارسی، ابوذر غفاری و کمیل بن زیاد بهعنوان افرادی یاد شده که با اینگونه معارف مرتبط بودهاند.<ref>مصباح یزدی، در جستجوی عرفان اسلامی، 1401ش، ص55-59.</ref> | ||
از | بر اساس گزارش برخی منابع، از نیمه دوم قرن دوم تا پایان قرن چهارم هجری، عرفان اسلامی بهتدریج بهعنوان یک جریان فکری صورتبندی شد و سیر عرفانی در قالب مفاهیمی مانند شریعت، طریقت و حقیقت تبیین گردید. در این دوره، چهرههایی چون حسن بصری، رابعه عدویه و معروف کرخی شناخته میشوند. در قرن هفتم هجری، محییالدین ابنعربی با آثاری مانند ''فصوصالحکم'' به نظاممند شدن عرفان نظری کمک کرد و مباحثی از جمله وحدت وجود را مطرح ساخت. در قرن هشتم، سید حیدر آملی کوشید این مباحث را در چارچوب اندیشه شیعی تفسیر کند. در قرن یازدهم هجری نیز صدرالمتألهین شیرازی با تلفیق فلسفه و عرفان، نظام فکری خود را بر همنشینی عرفان، برهان و قرآن بنا نهاد.<ref>امینینژاد، آموزش پودمانی مبانی عرفان اسلامی، 1392ش، ص67-110.</ref> | ||
== نسبت عرفان با علوم اسلامی == | == نسبت عرفان با علوم اسلامی == | ||
=== عرفان و اخلاق === | === عرفان و اخلاق === | ||
در سنت اسلامی، عرفان و اخلاق | برخی پژوهشگران معتقدند که در سنت اسلامی، عرفان و اخلاق در پیوندی نزدیک و در قالب یک منظومه واحد فهم میشوند. هرچند تأکید برخی عارفان بر عزلت و سلوک فردی گاه این برداشت را پدید آورده که عرفان با اخلاق اجتماعی تعارض دارد، اما بهعقیده شماری از محققان، این تلقی ناشی از تفسیر نادرست آموزههای عرفانی است. در عرفان اسلامی، اخلاق بهعنوان بخشی جداییناپذیر از سلوک معنوی مطرح میشود و تهذیب نفس و کاستن از خودمحوری، از اهداف اصلی آن بهشمار میآید؛ امری که در منابع عرفانی، با پیامدهایی چون توجه به حقوق دیگران، خیرخواهی و خدمت به خلق همراه دانسته شده است. از این دیدگاه، تجربه عشق الهی در چارچوب شهود عرفانی، بهعنوان یکی از عوامل تحول اخلاقی انسان توصیف میشود.<ref>[https://farsnews.ir/FarsNews/1436740680000074062/سازگاری-یا-ناسازگاری-عرفان-و-اخلاق?lang=fa فنایی اشکوری، «سازگاری یا ناسازگاری عرفان و اخلاق»، خبرگزاری فارس.]</ref> | ||
=== عرفان و فقه === | === عرفان و فقه === | ||
در | بر پایه برخی پژوهشها، در عرفان اسلامی دستیابی به هدف سلوک معنوی، از جمله تقرب به خدا و وصول به حق، در چارچوب التزام به شریعت و پیمودن مسیرهای مشروع دینی تبیین میشود. در گزارشهای مربوط به عرفان شیعی، بر این نکته تأکید شده است که طریقت بدون پایبندی به شریعت معنا نمییابد و اوامر و نواهی دینی بهعنوان مبنای حرکت سالک در مسیر سلوک معرفی میشوند. در این منابع، تحقق مفاهیمی مانند فنا فیالله یا تجلی اسماء الهی مشروط به رعایت حلال و حرام، انجام واجبات و پرهیز از گناه دانسته شده است. از این منظر، احکام فقهی بهعنوان ظاهر شریعت، مقدمهای برای دستیابی به باطن و حقیقت تلقی میشوند و طهارت نفس، که شرط اساسی نیل به مراتب عرفانی بهشمار میآید، در پیوند با التزام به آداب و مقررات شرعی توضیح داده میشود. بر این اساس، در توصیف سلوک عرفانی آمده است که با پیشرفت سالک، میزان توجه و پایبندی او به اعمال عبادی و دستورهای فقهی نیز افزایش مییابد.<ref>[https://journals.iau.ir/article_675561_5e79946606b9b62a885bd9d7874a2a4e.pdf رودگر و دیگران، «رابطه فقه و عرفان در اندیشۀ امام خمینی»، 1399ش، ص3-12.]</ref> | ||
=== عرفان و فلسفه === | === عرفان و فلسفه === | ||
بر پایه تحقیقات و دیدگاههای مطرحشده در منابع پژوهشی، نسبت میان عرفان و فلسفه چنین تبیین شده است که هر دو به مسائل هستیشناختی و حقیقت فراتر از طبیعت میپردازند. در این پژوهشها آمده است که بسیاری از مباحث عرفان نظری از حیث موضوع با فلسفه مابعدالطبیعه همپوشانی دارد، زیرا ناظر به واقعیت از آن حیث که هست و مسائل بنیادین وجود است. بر اساس این دیدگاهها، فلسفه با تکیه بر عقل و استدلال به دنبال شناخت واقع دانسته میشود، در حالی که عرفان نظری روش اصلی خود را بر شهود و مکاشفه استوار میکند؛ با این حال، در مرحله تبیین و گزارش مشهودات، از تحلیل مفهومی و عقل توصیفی نیز بهره میگیرد. این تحقیقات نشان میدهند که دغدغه شناخت حقیقت در هر دو حوزه مشترک است و از این رو، عرفان نظری و فلسفه بهعنوان دو نظام معرفتی با قرابت محتوایی و مسئلهمحور معرفی میشوند که تمایز آنها بیشتر در روش تحصیل معرفت و میزان اتکا به برهان یا شهود بیان میشود.<ref>کیانی، عرفان و معنویت؛ فرصتها و چالشها: گفتگوهایی پیرامون زوایای امروزی عرفان و معنویت، 1397ش، ص65-70.</ref> | |||
== جایگاه عرفان در ایران == | == جایگاه عرفان در ایران == | ||
عرفان در ایران در قالبها و صورتهای متنوعی حضور | بر پایه پژوهشهای تاریخی، عرفان در ایران در قالبها و صورتهای متنوعی حضور داشته است. این تنوع شامل فعالیت صوفیان و دراویش فرقهای در میان شیعه و اهلسنت، اندیشمندانی چون شهابالدین سهروردی که به حکمت و عرفان نظری و عملی پرداخته و نیز زاهدان و پارسایانی است که در حوزههایی مانند فقه، کلام و تفسیر شناخته میشوند. افزون بر این در برخی تحقیقات، عرفانپژوهان و علاقهمندان عمومی به معنویت و پیروان جریانهای موسوم به شبهعرفانهای نوظهور نیز در مطالعات اجتماعی بهعنوان گروههای مرتبط با عرفان در جامعه ایران معرفی شدهاند.<ref>[https://journals.shirazu.ac.ir/article_2441_04589131258b3dc2b2bf29d339dc7122.pdf فنایی اشکوری، «عرفان در ایران؛ جایگاه عرفان و تصوف و تعلیم و ترویج آن در ایران معاصر»، 1392ش، ص49-50.]</ref> | ||
در بُعد اجتماعی و سیاسی، برخی پژوهشها به نمونههایی چون قیام سربداران و شکلگیری دولت صفویه بهعنوان جلوههایی از نقش تصوف در تاریخ ایران اشاره کردهاند. همچنین، صورتهای عامتری از عرفان در سنتهایی مانند آیینهای جوانمردی، پهلوانی زورخانهای و برخی مناسک مرتبط با عزاداری امام حسین گزارش شده است. در دوره معاصر نیز، عرفان شیعی در تحلیلهای اجتماعی، بهویژه در ارتباط با تحولات منتهی به انقلاب اسلامی و پس از آن، مورد توجه محققان قرار گرفته است.<ref>[https://journals.shirazu.ac.ir/article_2441_04589131258b3dc2b2bf29d339dc7122.pdf فنایی اشکوری، «عرفان در ایران؛ جایگاه عرفان و تصوف و تعلیم و ترویج آن در ایران معاصر»، 1392ش، ص49-50.]</ref> | |||
== عرفان در ادبیات فارسی == | === عرفان در ادبیات فارسی === | ||
گسترش اندیشههای عرفانی در قالب زبان و ادبیات فارسی موجب شکلگیری شاخهای شد که از آن با عنوان «ادب عرفانی» یاد میشود.<ref>[https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_2829.html اعتمادینیا و باصری، «بررسی نقش و جایگاه ادب فارسی در آموزش عرفان اسلامی»، 1402ش، ص74-81.]</ref> عرفان ادبی، بهویژه در شعر فارسی، یکی از مهمترین جلوههای حضور عرفان در فرهنگ ایران بهشمار میآید.<ref>[https://journals.shirazu.ac.ir/article_2441_04589131258b3dc2b2bf29d339dc7122.pdf فنایی اشکوری، «عرفان در ایران؛ جایگاه عرفان و تصوف و تعلیم و ترویج آن در ایران معاصر»، 1392ش، ص49-50.]</ref> بر اساس پژوهشهای ادبی و تاریخی، ورود عرفان به ادبیات فارسی از حدود قرن چهارم و پنجم هجری آغاز شد. نخستین نشانههای آن در آثار شاعرانی چون ابوسعید ابوالخیر ـ بهویژه در رباعیات منسوب به او ـ و نیز در نثر عرفانی مشاهده میشود. در قرن ششم هجری، عرفان جایگاه برجستهتری یافت و با آثار سنایی و عطار نیشابوری به یکی از جریانهای اصلی شعر فارسی تبدیل شد. در قرن هفتم، شعر عرفانی به اوج خود رسید و با آثار مولوی، بهویژه ''مثنوی معنوی'' و ''دیوان شمس تبریزی''، شناخته میشود. عرفان در قرون بعدی نیز حضوری مداوم داشت و در اشعار شاعرانی چون حافظ شیرازی و عبدالرحمن جامی استمرار یافت. بنابر تحلیلهای ادبی معاصر، استمرار مضامین عرفانی در شعر فارسی سبب شده است که عرفان نه تنها بهعنوان یک جریان فکری، بلکه بهمنزله یکی از مؤلفههای هویت فرهنگی و زبانی ادبیات فارسی در طول تاریخ شناخته شود.<ref>[https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_2829.html اعتمادینیا و باصری، «بررسی نقش و جایگاه ادب فارسی در آموزش عرفان اسلامی»، 1402ش، ص74-81.]</ref> | |||
== تجلی معنا در هنر از منظر عرفان == | == تجلی معنا در هنر از منظر عرفان == | ||
در | در مطالعات عرفانی، هنر بهعنوان یکی از عرصههای بروز تجربههای معنوی و شهودی معرفی میشود و آفرینش هنری غالباً با مفاهیمی چون الهام و اشراق تفسیر میگردد. بر اساس این دیدگاه، آثار هنری در سنتهای دینی بهمنزله بازتابی از نسبت انسان با امر قدسی تلقی شدهاند. در عرفان اسلامی، پیوند هنر با اسماء الهی مانند خالق، بدیع و مصوّر تبیین میشود و آفرینش هنری در چارچوب سلوک معنوی و تزکیه نفس معنا مییابد.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/548588/ارتباط-عرفان-و-هنر-اسلامی-وتجلّی-آن-در-معماری-آرامگاه عناقه و دیگران، «ارتباط عرفان و هنر اسلامی و تجلی آن در معماری آرامگاه»، 1393ش، ص144.]</ref> از این منظر، شاخههایی چون معماری و شهرسازی، هنرهای تجسمی، خوشنویسی و موسیقی و سماع، هر یک بهگونهای بیانگر ارتباط میان هنر و مفاهیم عرفانی دانسته شدهاند.<ref>[https://khorasan.iqna.ir/fa/news/4302309/هنر-معاصر-در-پناه-عرفان-اسلامی-از-سرگشتگی-تا-معنا «هنر معاصر در پناه عرفان اسلامی؛ از سرگشتگی تا معنا»، خبرگزاری ایکنا.]</ref> | ||
== عرفان و نقش آن در حیات اجتماعی == | == عرفان و نقش آن در حیات اجتماعی == | ||
از منظر انسانشناسی دینی، حیات انسان در بستر اجتماع معنا مییابد و برآورده شدن نیازهای بنیادین او در چارچوب زندگی جمعی امکانپذیر است.<ref>عبداللهی، نگرش سیستمی به عرفان اجتماعی اسلام، 1403ش، ص266.</ref> عرفان در درون سنت دینی، این بُعد اجتماعی را با سلوک معنوی مرتبط میداند و جامعه را عرصهای برای تجلی ارادۀ الهی تفسیر میکند. سلوک عرفانی در این برداشت، ناظر به کنارهگیری از اجتماع نیست، بلکه پس از مرحله خودسازی، به مشارکت آگاهانه و مسئولانه در حیات جمعی منتهی میشود. عارف بر پایۀ معرفت معنوی در ساماندهی روابط انسانی، تقویت اخلاق و گسترش عدالت نقشآفرینی میکند. الگوی این نگرش در سیرۀ پیامبران و اولیای الهی بازتاب یافته است که پس از تقرب الهی، به هدایت و رشد جامعه پرداختهاند. بر این اساس، عرفان بهعنوان یکی از عوامل مؤثر در جهتدهی معنوی جامعه و ایجاد تعادل میان نیازهای مادی و معنوی انسان قلمداد میشود.<ref>[https://www.ibna.ir/news/499286/جامعه-پردازی-با-عرفان-اجتماعی رودگر، «جامعهپردازی با عرفان اجتماعی»، خبرگزاری کتاب ایران.]</ref> | |||
== نقش آموزههای عرفانی در تقویت نهاد خانواده == | == نقش آموزههای عرفانی در تقویت نهاد خانواده == | ||
در جهانبینی عارفانه، خانواده نخستین کانون تربیت و شکلدهندۀ هویت انسانی است. تعالیم عرفان اسلامی با تقویت معنویت، مراقبت، صبر و توکل، انسان را از مادیگرایی رها کرده و رشد اخلاقی اعضای خانواده را تسهیل میکند. عشق عرفانی، که ریشه در محبت به خدا دارد، زمینهساز صمیمیت و همدلی در خانواده میشود. محبت و مهربانی، روابط همسران را بر پایه تحمل متقابل استوار میکند و از تبدیل اختلافها به گسست عاطفی جلوگیری | در جهانبینی عارفانه، خانواده نخستین کانون تربیت و شکلدهندۀ هویت انسانی است. تعالیم عرفان اسلامی با تقویت معنویت، مراقبت، صبر و توکل، انسان را از مادیگرایی رها کرده و رشد اخلاقی اعضای خانواده را تسهیل میکند. عشق عرفانی، که ریشه در محبت به خدا دارد، زمینهساز صمیمیت و همدلی در خانواده میشود. محبت و مهربانی، روابط همسران را بر پایه تحمل متقابل استوار میکند و از تبدیل اختلافها به گسست عاطفی جلوگیری میکند. صبر و گذشت به حفظ آرامش خانه کمک میکند و توکل و قناعت، خانواده را در برابر دشواریها به پایداری و امید رهنمون میسازد.<ref>[https://www.sysislamicartjournal.ir/article_146897_321089d88e66085aee733f0b9eb843d5.pdf مؤمنیزاده و دیگران، «تأثیر مؤلفههای سلوک عرفانی بر نظاممندی و آرامش روانی خانواده»، 1402ش، ص735-737.]</ref> | ||
== | == دیدگاههای انتقادی == | ||
در میان پژوهشگران و اندیشمندان علوم اسلامی، دیدگاههای مخالف با عرفان بهصورت نظاممند طرح شده است. برجستهترین جریان انتقادی، مکتب تفکیک به رهبری میرزا مهدی اصفهانی است. مبنای اصلی این منتقدان، تفکیک قاطع میان معارف بشری و الهی است و معتقدند معرفت باید مستقیماً از قرآن و احادیث اخذ شود. در روششناسی، این گروه با هرگونه تأویل مخالفند و بر فهم ظاهری نص | در میان پژوهشگران و اندیشمندان علوم اسلامی، دیدگاههای مخالف با عرفان بهصورت نظاممند طرح شده است. برجستهترین جریان انتقادی، مکتب تفکیک به رهبری میرزا مهدی اصفهانی است. مبنای اصلی این منتقدان، تفکیک قاطع میان معارف بشری و الهی است و معتقدند معرفت باید مستقیماً از قرآن و احادیث اخذ شود. در روششناسی، این گروه با هرگونه تأویل مخالفند و بر فهم ظاهری نص اصرار دارند. یکی از محوریترین نقدهای آنان معطوف به آموزۀ «وحدت وجود» است که آن را انحرافی بزرگ میدانند و شخصیتهایی مانند ابنعربی را به دلیل ترویج آن، دچار انحراف فکری میشمرند. در مقابل، عالمانی چون حسنزاده آملی، علامه طباطبایی و امام خمینی با ارائۀ تفسیری وحیانی از عرفان، درصدد اثبات انطباق و ریشههای آن در متون اصیل شیعی برآمدهاند.<ref>[https://journals.ut.ac.ir/article_80963_c0ae590c70f189a0a6ff483975a0de38.pdf شیخ، «موافقان و مخالفان عرفان در حوزۀ علمیۀ قم»، 1399ش، ص340-352.]</ref> | ||
== عرفانهای نوظهور؛ معنویت در عصر مدرن == | == عرفانهای نوظهور؛ معنویت در عصر مدرن == | ||
براساس پژوهشهای معاصر در حوزۀ مطالعات معنویتهای جدید، عرفانهای نوظهور بهطور عمده بر بستر فکری و فرهنگی مدرنیته شکل گرفتهاند. کارشناسان بر این باورند که این جریانها با مبانی مدرنیته مانند شکاکیت معرفتی، عقلانیت ابزاری، سکولاریسم، پلورالیسم و لیبرالیسم کاملاً سازگارند. پژوهشها نشان میدهد شاخصههای اصلی این جریانها - مانند عرفان اوشو، اِکنکار یا عرفان حلقه - شامل مواردی مانند فردگرایی افراطی و لذتمحوری، خردگریزی، نادیده گرفتن مفهوم خداوند بهمثابه غایت نهایی، تمرکز بر شادمانی آنی، انکار معاد و تبلیغ تناسخ (قانون کارما) | براساس پژوهشهای معاصر در حوزۀ مطالعات معنویتهای جدید، عرفانهای نوظهور بهطور عمده بر بستر فکری و فرهنگی مدرنیته شکل گرفتهاند. کارشناسان بر این باورند که این جریانها با مبانی مدرنیته مانند شکاکیت معرفتی، عقلانیت ابزاری، سکولاریسم، پلورالیسم و لیبرالیسم کاملاً سازگارند. پژوهشها نشان میدهد شاخصههای اصلی این جریانها - مانند عرفان اوشو، اِکنکار یا عرفان حلقه - شامل مواردی مانند فردگرایی افراطی و لذتمحوری، خردگریزی، نادیده گرفتن مفهوم خداوند بهمثابه غایت نهایی، تمرکز بر شادمانی آنی، انکار معاد و تبلیغ تناسخ (قانون کارما) و همچنین تأکید بر نقش مطلق «استاد» یا «قطب» است. بهطور مثال، تحلیل محتوای آثار پائلوکوئیلو - بهعنوان یکی از چهرههای شاخص - حاکی از تلاش برای عادیسازی و زدودن قبح رفتارهایی مانند مصرف مواد مخدر، بیبندوباری جنسی یا خودکشی در قالب داستانهای معنوینماست. بهطور کلی، منتقدان این عرفانها را تحت عنوان «عرفانهای کاذب» یا «معنویتهای سکولار» معرفی میکنند که با محوریت نیازهای روانی انسان مدرن و گسست از سنتهای دینی اصیل شکل گرفتهاند.<ref>شریفی، درآمدی بر عرفان حقیقی و عرفانهای کاذب، 1388ش، ص147-225.</ref> | ||
== آسیبشناسی عرفان == | == آسیبشناسی عرفان == | ||
به باور برخی از پژوهشگران، عرفان اصیل اسلامی بهدلیل برداشت نادرست از اندیشههای اخلاقی و عرفانی اسلام و تأثیرپذیری از مکاتب، نحلهها و آیینهای دیگر از جریان اصیل خود فاصله گرفت و مورد طرد اندیشمندان اسلامی قرار گرفت. براساس شواهد تاریخی، برخی از این انحرافات نظیر ریاضت و رها کردن خانه و خانواده از زمان پیامبر اسلام آغاز شد که معلول | به باور برخی از پژوهشگران، عرفان اصیل اسلامی بهدلیل برداشت نادرست از اندیشههای اخلاقی و عرفانی اسلام و تأثیرپذیری از مکاتب، نحلهها و آیینهای دیگر از جریان اصیل خود فاصله گرفت و مورد طرد اندیشمندان اسلامی قرار گرفت. براساس شواهد تاریخی، برخی از این انحرافات نظیر ریاضت و رها کردن خانه و خانواده از زمان پیامبر اسلام آغاز شد که معلول تفسیر نادرست از شیوۀ سلوک عرفانی و معنوی مورد نظر اسلام بوده است. پرهیز از خوردن گوشت و غذاهای لذیذ، خانقاهنشینی، ریاضتهای سخت روحی، ملامتیگری، سماع و رقص صوفیانه از دیگر انحرافات وارده بر عرفان در طول تاریخ است.<ref>شریفی، آسیبشناسی عرفان و تصوف، 1395ش، ص49-69.</ref> | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||