شولامیث فایرستون
شولامیث فایرستون؛ فمینیسم رادیکال.
شولامیث فایرستون، نظریهپرداز فمینیسم رادیکال و از بنیانگذاران جنبش آزادی زنان در دههٔ ۱۹۶۰م در کتاب دیالکتیک سکس (۱۹۷۰م) مفهوم طبقهٔ جنسی را مطرح و تضاد میان زن و مرد را نیروی محرکهٔ تاریخ دانست. وی ریشهٔ فرودستی زنان را در نقش تولیدمثلی آنان میدانست و انقلاب زیستشناختی از طریق فناوریهای نوین تولیدمثلی را راهحل رهایی از اسارت زیستشناختی معرفی کرد. بهباور او، جداسازی تولیدمثل از رابطهٔ جنسی، به فروپاشی خانواده طبیعی و محو نقشهای جنسیتی میانجامد. اندیشمندان مسلمان با نقد این دیدگاه، مادری را نه مانع، که مسیر کمال معنوی و تجلی عشق الهی دانسته و بر نگاه اسلام به خانواده تأکید کردهاند.
زندگینامه
شولامیث فایراستون در ۷ ژانویه ۱۹۴۵م در اتووای کانادا به دنیا آمد و در مؤسسهٔ هنر شیکاکو تحصیل کرد. فایرستون مدرک کارشناسی ارشد هنرهای زیبایی خود را از همین مدرسه دریافت کرد. او یکی از بنیانگذاران جنبش آزادی زنان در دهه ۱۹۶۰م بود. وی یکی از اعضای زنان طرفدار اصلاحات نیویورک و نیز عضو گروهی بهنام وداستایتینگ بود و برای مجلهٔ اصلاحطلب طرفدار آزادی زنان مقاله مینوشت. در ۱۹۷۰م وی کتابی با نام مناظرهٔ جنسیت رابه چاپ رساند که بیانیهای در مورد انقلاب فمینیستی بود و یکی از تاًثرگذارترین آثار در کنار آثار بتی فریدان، کیت میلت و جرمینگری[دیدگاه ۱] محسوب میشد.[۱]
دیدگاههای شولامیث فایرستون
بازتعریف ماتریالیسم تاریخی
شولامیث فایرستون با نقد نظریه ماتریالیسم تاریخی مارکس و انگلس، مدعی است که نیروی محرکه تاریخ نه مبارزه طبقاتی اقتصادی، بلکه دیالکتیک جنسی و تضاد میان دو طبقهٔ زیستی زن و مرد است. از دیدگاه وی، مارکس و انگلس از مفهوم طبقه جنسی غفلت کردهاند. او ماتریالیسم تاریخی را بر اساس تفاوتهای زیستشناختی بازتعریف میکند و زیربنای سرکوب زنان را نه در اقتصاد، بلکه در نقش تولیدمثلی آنان میداند. بهباور وی، این نابرابری زیستشناختی است که منجر به تقسیم کار جنسیتی و شکلگیری نظام مردسالاری شده است.[۲]
ضرورت انقلاب در تولیدمثل
فایرستون طبقهٔ جنسی را بنیادیترین شکل نابرابری میداند که در لایههای ناخودآگاه جامعه طبیعیسازی شده است. از نظر او، زنان تا زمانی که نقش تولیدمثلی را بهصورت انحصاری بر عهده دارند، در موقعیت فرودست باقی خواهند ماند. بر این اساس، وی راهحل رهایی زنان را نه در اصلاحات اقتصادی یا مشارکت اجتماعی صرف، بلکه در انقلاب زیستشناختی و بهکارگیری فناوریهای نوین تولیدمثلی میداند تا زنان را از آنچه اسارت زیستشناختی مینامد رهایی بخشد.[۳]
دگرگونی بنیادین خانواده
فایرستون باور دارد که فناوریهای تولیدمثلی، امکان جداسازی تولیدمثل از رابطه جنسی را فراهم میآورد و در نتیجه نیازی به خانوادهٔ طبیعی و نقشهای سنتی زن و مرد باقی نمیماند. از دیدگاه وی، با از میان رفتن تولیدمثل طبیعی، تمایزات جنسیتی و حتی مفهوم دگرجنسخواهی بهعنوان الزامی برای بقای نوع بشر اعتبار خود را از دست میدهد. او این تحول را زمینهساز محو تمامی نقشهای جنسی و ظهور اشکال نوینی از روابط انسانی میداند که در آن آمیزش جنسی نقشهای از پیش تعریفشدهٔ کنونی را نخواهد داشت.[۴]
انتقاد به دیدگاههای شولامیث فایرستون
- از منظر اندیشمندان مسلمان، دیدگاه فمینیسم رادیکال در تقابل با مادری، مبتنی بر نگرشی تقلیلیافته به هویت زن و نادیدهانگاشتن ابعاد متعالی وجود اوست. بهباور آنها مادری نه مانعی در مسیر پیشرفت زنان، بلکه عرصهای برای شکوفایی استعدادهای فطری و نیل به کمال معنوی است. برخلاف ادعای فایرستون که فناوریهای تولیدمثلی را راهگشای رهایی زنان از اسارت زیستشناختی میداند، این گروه از متفکران، مادری را موهبتی الهی و تجلیگاه عالیترین مراتب عشق و ایثار میدانند که زن را به مرتبهای از قرب الهی نائل میسازد.[۵]
- منتقدان تأکید میکنند که فمینیستهای رادیکال با پیشفرضگرفتن انحصار نقش تربیتی فرزند بر عهدهٔ مادر، دچار سوءبرداشتی بنیادین شدهاند؛ چه آنکه در نظام تربیتی اسلام، پدر نیز مسئولیتهای خطیری در قبال پرورش فرزند بر عهده دارد و خانواده نهادی مبتنی بر همکاری و تقسیم مسئولیت است. از اینرو، به جای انکار اصل مادری، باید در جهت اصلاح نگرشهای نادرست نسبت به آن کوشید.[۶]
- به اعتقاد آنها، آنچه فایرستون و همفکرانش اسارت زیستشناختی مینامند، در حقیقت تجلی پیوندی فطری و سرشار از برکت میان مادر و فرزند است که مادر را به انجام مهمترین کار هستی یعنی تربیت انسان نائل میگرداند. بهباور منتقدان جامعهٔ اسلامی با بهرهگیری از آموزههای وحیانی میتواند ضمن اصلاح رویکردهای اجتماعی، زمینه را برای درک عمیقتر این جایگاه رفیع و احیای منزلت والای مادری فراهم آورد.[۷]
آثار
شولامیث فایرستون دیدگاههای خود را در ککتاب دیالکتیک سکس (۱۹۷۰م) طرح کرده و در آن، نخستین گام در تحقق نظم اجتماعی فمینیستی را رهایی زنان از آنچه «شر بیولوژی تولیدمثل» مینامد، معرفی میکند.[۸]
پانویس
- ↑ «نظریههای روانشناسی فمینیستی شولامیث فایرستون، وبلاگ جعفر هاشملو
- ↑ تانگ، نقد و نظر درآمدی برنظریههای فمینیستی، ۱۳۸۷ ص۱۲۲.
- ↑ تانگ، نقد و نظر درآمدی برنظریههای فمینیستی، ۱۳۸۷ ص۱۲۲.
- ↑ .Firestone. Shulamith,The Dialectic of Sex, 1970, p4
- ↑ اردشیر لاریجانی و عیسوی، «جایگاه مادری در فمینیسم رادیکال و بررسی آن بر اساس آراء حکمای مسلمان»، 1401ش، ص64-67.
- ↑ اردشیر لاریجانی و عیسوی، «جایگاه مادری در فمینیسم رادیکال و بررسی آن بر اساس آراء حکمای مسلمان»، 1401ش، ص64-67.
- ↑ اردشیر لاریجانی و عیسوی، «جایگاه مادری در فمینیسم رادیکال و بررسی آن بر اساس آراء حکمای مسلمان»، 1401ش، ص64-67.
- ↑ «فمینیسم و آرزوی مادری زنان»، وبسایت وطن امروز.
دیدگاههای ارزیابان
- ↑ درست است؟
منابع
- اردشیر لاریجانی، مریم و عیسوی، محدثه «جایگاه مادری در فمینیسم رادیکال و بررسی آن بر اساس آراء حکمای مسلمان»، مجلهٔ عقل و دین، شمارهٔ ۲۴، ۱۴۰۱ش.
- تانگ، رزمری، نقد و نظر درآمدی برنظریههای فمینیستی، منیژه نجم عراقی، تهران، نی، ۱۳۸۷ش.
- «فمینیسم و آرزوی مادری زنان»، وبسایت وطن امروز، تاریخ درج مطلب: ۲۰ اسفند ۱۳۹۶ش.
- «نظریههای روانشناسی فمینیستی شولامیث فایرستون، وبلاگ جعفر هاشملو، تاریخ بازدید: ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ش.
- Firestone. Shulamith. 1970. The Dialectic of Sex. New York: Bantam Books.