سرزمین فلسطین با وسعت ۰۲۴/۲۷ کیلومتر مربع، در نیمکرهٔ شمالی و در جنوبغربی آسیا، شرق دریای مدیترانه و در همسایگی کشورهای لبنان در شمال، سوریه در شمالشرقی، اردن در مشرق، مصر در جنوبغربی واقع شده و جزو کشورهای خاورمیانه محسوب میشود. سرزمین فلسطین، همچنین از جنوب به دریای سرخ و صحرای سینا (مصر) محدود میشود.[۱] معروفترین کوه فلسطین جرموق نام داد که ارتفاع آن به ۱۲۰۸ متر میرسد.[۲] رودهای مهم که در فلسطین جریان دارد عبارت است از رود اردن که از منطقهٔ «بانیاس» در شمال سوریه سرچمه گرفته و حدود ۳۰۰ کیلومتر طول دارد. رود یرموک با چهل کیلومتر طول، رود العوجه با ۲۶ کیلومتر و رود المقطع با سیزده کیلومتر طول از دیگر آبهای جاری این کشور است.[۳] این کشور دارای سه دریاچه به نامهای حوله، بحرالمیت (دریای مرده) و طبریا است. فلسطین در منطقه معتدل واقع شده است اما آبوهوای آن در همه نقاط یکسان نیست.[۴]
تاریخچه
فلسطین در تاریخ قدیمی جهان به ارض کنعان معروف بود. بر اساس منابع مختلف، ساکنان اصلی آن کنعانیان ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح از جزیرةالعرب به این سرزمین مهاجرت کرده بودند. سپس قبیلههای عبرانی بر اثر ستم فرعون مصر، تحت رهبری حضرت موسی از مصر به سرزمین فلسطین مهاجرت کردند. یهودیان در طول اقامت خود در سرزمین فلسطین، بارها دست به شورش و تمرد علیه امپراتوری بابل زدند و سرانجام امپراتور این سرزمین، کلیه یهودیان را از فلسطین به عراق کوچ داد و این سرزمین به سیمای کنعانی و عربی خود بازگشت.[۵] در زمان خلافت عمر بن خطاب، فلسطین جزئی از سرزمین اسلامی شد و خلفای بنیامیه و بنیعباس بر این سرزمین حکومت داشتند. در ۳۵۸ق فاطمیان کنترل فلسطین را به دست گرفتند و برای به دست آوردن کنترل کامل فلسطین، با انقلابهای محلی، قرامطه و ترکهای سلجوقی به مبارزه پرداختند.[۶] در این مدت نزاع بر سر فلسطین ادامه داشت، بهشکلی که حکومت فلسطین بین مملوکان مصر، مغولان و عثمانیها ردوبدل میشد تا اینکه از حدود ۴۰۰ق عثمانیها اختیار فلسطین را بهطور کامل در دست گرفتند.[۷] در ۱۰۹۷م جنگهای صلیبی با هدف بیرونراندن مسلمانان از بیتالمقدس و تسخیر این شهر توسط مسحیان آغاز شد. صلیبیان بهدلیل ضعف مسلمانان موفق شدند به مدت ۲۰۰ سال بر این منطقه حکمرانی کنند، اما بر اثر مقاومت مستمر، مسلمانان موفق شدند در ۱۲۹۱م فلسطین را دوباره پس بگیرند.[۸]
جمعیتشناسی
بر اساس آمار، تعداد عربهای ساکن فلسطین در ۱۹۴۸م حدود یک میلیون و ششصد هزار نفر بود که ۸۸٫۵٪ مسلمان، ۱۰٫۴٪ مسیحی و ۱٫۱٪ سایر گروهها بودند.[۹] پس از جنگ اعراب و اسرائیل در ۱۹۴۹م، عربهای فلسطینی به چهار دسته تقسیم شدند:
کسانی که در برابر اشغال ۱۹۴۸م مقاومت کردند. این گروه به ساکنان خط سبز نامگذاری شدند.
ساکنان کرانهٔ باختری رود اردن و غزه.
پناهندگان به خط سبز، کرانهٔ باختری، غزه، اردن، سوریه و لبنان که این مناطق را برای سکونت برگزیدند.
مهاجران فلسطینی که به دیگر کشورهای عربی و غیر عربی مهاجرت کردند.[۱۰]
در ۱۹۴۸م حدود نیمی از عربهای فلسطین (حدود ۷۰۰ هزار نفر)[۱۱] از سرزمینهای خود اخراج شدند و به اجبار به کرانهٔ باختری، غزه، اردن، سوریه، لبنان، مصر و عراق مهاجرت داده شدند.[۱۲] تعداد پناهندهها به مناطق یادشده در ۲۰۲۳م، ۵٬۶۰۰٬۰۰۰ نفر اعلام شده است.[۱۳] طبق آمار، در آن سال عربهای باقیمانده در سرزمین فلسطین ۱۴٪ از جمعیت کل فلسطین را تشکیل دادند.[۱۴] طبق گزارش یورونیوز، عربهای باقیمانده در فلسطین، امروزه ۲۰٪ جمعیت فلسطین اشغالی را تشکیل میدهند.[۱۵] بر اساس آمار ۲۰۰۲م، جمعیت کل فلسطینیان ۸ میلیون نفر بود که، ۵۲٪ از آنان را پناهندگان به دیگر کشورها تشکیل میدادند.[۱۶] بر مبنای مرکز آمار فلسطین در ۲۰۲۰م، جمعیت فلسطینیان در جهان به ۱۳ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر رسیده که از این تعداد ۳٫۱ میلیون تن در کرانهٔ باختری و قدس اشغالی و ۲٫۱ میلیون نفر در نوار غزه ساکناند و بیش از ۶ میلیون فلسطینی نیز در کشورهای همسایه پناهنده و آواره هستند. در ۱۹۱۴م از مجموع ساکنان فلسطین، حدود ۸٪ را یهودیان به خود اختصاص داده بودند؛ اما این نسبت در سال ۱۹۴۳م به ۳۰٪ افزایش یافت.[۱۷] در ۱۹۴۸م و پس از اشغال فلسطین توسط اسرائیل، بیشتر جمعیت این سرزمین در اختیار یهودیان قرار گرفت.[۱۸]
اهمیت و جایگاه فلسطین
فلسطین سرزمین انبیای بزرگ و محل ظهور و گسترش ادیان الهی، همواره کانون توجه و احترام پیروان ادیان و مذاهب بزرگ دنیا و همهٔ ملل جهان بوده است.[۱۹]
فلسطین در بین سه دین از ادیان بزرگ معاصر یعنی اسلام، مسیحیت و یهودیت اهمیت فراوانی دارد و مقدس شمرده میشود.
مسجد الاقصیمسجد الاقصیکشور فلسطین بهدلیل وجود مسجد الاقصی (نخستین قبلهٔ مسلمانان) در این سرزمین، موقعیت ویژهای برای همهٔ مسلمانان جهان دارد.[۲۰]
در منابع دینی از جمله در قرآن کریم، سرزمین فلسطین با عنوان «ارض مقدسة» و «ارض مبارکة» یاد شده است و برخی از مفسّران، این عناوین را فلسطین یا شام دانستهاند.[۲۱]
به نظر پژوهشگران دینی، مقدس و مبارکبودن فلسطین بهدلیل تأثیر شگرف آن در تاریخ بشر و اهتمام موسی پیامبر برای ورود به این سرزمین بوده است.[۲۲]
قدس که بخشی از سرزمین فلسطین و نقطهٔ درخشان آن محسوب میشود، به نظر مفسران پنج بار در قرآن توصیف شده است و گروهی از مفسران نیز مصداق «وَٱلتِّینِ وَٱلزَّیْتُونِ * وَطُورِ سِینِینَ * وَهَـذَا ٱلْبَلَدِ ٱلأَمِینِ»[۲۳] را پایتخت فلسطین، بیتالمقدس دانستهاند.[۲۴]
فلسطین محل دفن تعدادی از انبیاء و بزرگان دینی است. بهعنوان نمونه یحیی در شهر سامریه[۲۵] و ابراهیم در شهر الخلیل[۲۶] و مادر عیسی مسیح، «مریم» در شهر ناصره، دفن هستند. «بیتالمقدس» پایتخت فلسطین نیز محل ظهور ادیان یهودیت و مسیحیت بوده است. مقبرهٔ داوود نبی، مقام موسی پیامبر، مسجدالاقصی و مسجد صخره در این شهر قرار دارند.[۲۷]
فلسطین از نظر استراتژیک، موقعیت بسیار حساس و مهمی دارد. این کشور بهمثابه پلی است که آسیا را به آفریقا متصل میکند و راه ارتباط جزیرةالعرب به دریای مدیترانه را هموار میکند. موقعیت استراتژیکی این سرزمین موجب شده است تا استعمارگران نقشهٔ جدایی بین دو بخش عمدهٔ جهان اسلام را طرح و اجرا کنند.[۲۸]
فلسطین قطعهای از خاک اسلامی است و همهٔ مذاهب اسلامی معتقدند که اگر قطعهای از خاک اسلامی بهوسیله دشمن جدا و تصرف شود، همه باید بکوشند تا حاکمیت اسلام به آن سرزمین برگردد.[۲۹]
روح تمدن غرب با محوریت بریتانیا و آمریکا از آن رو که تحمل هیچ رقیب فکری را ندارند، به هدف جنگ با اسلام و نابودی آن با کشف ظرفیت یهود در ایجاد صهیونیسم، تصمیم گرفتند تا در کنار تلاشهای فرهنگی و سیاسی، یک پادگان پیشرفتهٔ نظامی به نام «اسرائیل» را در عمق جامعه و جغرافیای اسلامی (فلسطین) ایجاد کنند.[۳۰]
به گفتهٔ آیتالله خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی ایران، مسئلهٔ فلسطین فقط مسئلهٔ جغرافیا و تنها مسئلهٔ تاکتیکی یا یک استراتژی سیاسی نیست؛ بلکه مسئله انسانیت، عقیده، دل و مسئلهٔ ایمان است.[۳۱]
سرزمین فلسطین نقطهٔ استراتژیک و ژیوپولیتیکی جهان است که در مقاطع مختلف تاریخی تمام قدرتهای جهان درصدد رسیدن به این منطقه بودهاند. به نظر تحلیلگران هر قدرتی که بر آن سیطره پیدا کند، محوریت جهان را به دست آورده و از تمدن و نفت کشورهای خاورمیانه برخوردار میشود.[۳۲]
پانویس
↑زعیتر، سرگذشت فلسطین یا کارنامهٔ سیاه استعمار، 1362ش، ص42.