خانه‌داری؛ مجموعه‌ای از فعالیت‌ها برای اداره و مدیریت امور خانه و خانواده.

خانه‌داری مجموعه‌ای از مهارت‌ها و مسئولیت‌های تعریف شده است که مدیریت امور خانه را شامل می‌شود و با نقش‌های همسری، مادری پیوند خورده است. در گذشته این مسئولیت عمدتاً بر عهده زنان بود، اما تحولات صنعتی و اجتماعی موجب پررنگ‌تر شدن نقش مردان در این حوزه شده و در برخی جوامع اقداماتی برای به رسمیت شناختن اجتماعی و اقتصادی این نقش صورت گرفته است. از دیدگاه اسلام، کار خانگی به‌عنوان بخشی از خانه‌داری فعالیتی ارزشمند و مبتنی بر انتخاب است که می‌تواند برای آن دستمزد (اجرت‌المثل) در نظر گرفته شود و همچنین تقسیم مسئولیت‌های خانگی میان زن و مرد مورد تأکید است. اهمیت این نقش در حفظ آرامش خانواده، تربیت نسل آینده، انتقال فرهنگ و کاهش آسیب‌های اجتماعی، آن را به یکی از پایه‌های اساسی زندگی تبدیل کرده است.

مفهوم‌شناسی

خانه‌داری در لغت به معنای میانه‌روی، درست خرجی، تدبیر امور منزل و نگه‌داری زن از کارهای خانه می‌باشد.[۱] اصطلاح خانه‌داری در زمان گذشته، به تمام اشتغالات و فعالیت‌هایی اشاره داشت که به مدیریت خانه و امور خانواده مرتبط بودند.[۲] در واقع، دامنۀ آن بسیار گسترده بود و کلیه امور معیشتی و مراقبتی داخل خانه را در برمی‌گرفت. این نقش، زمینه‌ساز ایفای مسئولیت‌هایی مانند مادری و همسری،[۳] نیز بوده و دارای ابعاد مدیریتی، عاطفی و تربیتی است.[۴] مدیریت امور داخلی منزل و مهارت‌های اداره خانه یا مجموعه دانش‌های مرتبط با آن مانند آشپزی و خیاطی را شامل می‌شد.[۵] امروزه خانه‌داری خانه‌داری یک الگوی مدیریت خانواده و یک نقش اجتماعی است[۶] که عمدتاْ به‌عنوان رفتار، کردار یا وظیفه‌ای که مرتبط با خانواده صورت می‌گیرد، شناخته می‌شود.[۷]

خانه‌داری، یک نقش اجتماعیِ شامل وظایف و مسيولیت‌های مشترک بین زن و مرد تعریف شده است. نسبت خانه‌داری با کار خانگی، مادری و همسری را می‌توان این‌گونه تبیین کرد؛ کار خانگی به مجموعه فعالیت‌های عملی و روزمره اشاره دارد که جزیی از ایفای این نقش محسوب می‌شود، در حالیکه مادری و همسری، خود نقش‌های جامع‌تری هستند که در چارچوب و بستر خانه‌داری معنا می‌یابند.[۸]

هرچند، در اکثر جوامع از جمله ایران، سهم زنان در انجام این وظایف همچنان پررنگ‌تر است و در فرهنگ ایرانی، از زنان خانه‌دار با واژه کدبانو نام برده می‌شود. بر این اساس، خانه‌داری را می‌توان پیش از هر چیز یک وظیفه خانوادگی و نقش اجتماعی چندبُعدی دانست که لزوماً در چهارچوب تعریف متعارف شغل با دستمزد مشخص و قرارداد رسمی قرار نمی‌گیرد.[۹]

تحولات آماری

جهان

ارزش اقتصادی فعالیت‌های کار خانگی بدون مزد، که عمدتاً بر عهده زنان است، مطابق برآوردهای سازمان ملل متحد در سال ۲۰۲۱م بالغ بر ۱۱ تریلیون دلار برآورد شده است. این آمار، صرفاً به جنبه‌های مالی فعالیت‌های عملی خانه مانند نظافت و آشپزی اشاره دارد و تمامیت مفهومی خانه‌داری را در برنمی‌گیرد.[۱۰]

ایران

با توجه به تعریف خانه‌داری به‌عنوان یک نقش اجتماعی، آمارهای رسمی در ایران وسعت این نقش را نشان می‌دهند بر اساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در سال ۱۴۰۱ش، حدود ۲۱ میلیون زن خانه‌دار در کشور وجود دارد که حدود ۶۲٪ از کل جمعیت زنان و ۸۰٪ از زنان متأهل را تشکیل می‌دهند.[۱۱] پیش‌تر و بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۰ش، بیش از ۱۴میلیون زن در گروه‌های سنی مختلف در وضعیت خانه‌داری قرار داشتند، در حالی که تنها حدود ۲.۱میلیون زن معادل ۱۱٪ از نیروی کار رسمی، شاغل محسوب می‌شدند.[۱۲] تمرکز جمعیتی زنان خانه‌دار در گروه سنی ۳۰ تا ۳۴ سال بیشترین است و نزدیک به ۶٪ از آنان هرگز ازدواج نکرده‌اند.[۱۳]

تحولات تاریخی و اجتماعی خانه‌داری

خانه‌داری در جوامع سنتی

در گذشته، هویت اصلی زنان در چارچوب نقش خانه‌داری تعریف می‌شد.[۱۴] محتوای عینی این نقش در شرایط پیشاصنعتی، تا حد زیادی متأثر از کار خانگیِ طاقت‌فرسا و ضروری برای بقا بود. پیش از گسترش شهرنشینی و فناوری، نبود امکانات اولیه، انجام وظایف عملی مانند حمل آب، گرم کردن آب، آشپزی با اجاق‌های هیزمی و نگهداری از وسایل گرمایشی زغالی را بسیار سخت می‌کرد. با این حال، نقش خانه‌داری منحصر به این کارهای فیزیکی نبود و شامل مدیریت منابع، مراقبت عاطفی و تربیت نیز می‌شد.[۱۵]

خانه‌داری در جوامع صنعتی و مدرنیته

انقلاب صنعتی با تفکیک کار از خانه، خروج تدریجی زنان به عرصه عمومی و تشدید این روند توسط جنبش‌های فمینیستی را به دنبال داشت.[۱۶] با این حال، اشتغال به کاهش مسئولیت‌های نقش خانه‌داری منجر نشد و پدیده «بار دوگانه» را ایجاد کرد.[۱۷] تکنولوژی و صنعتی‌شدن، منجر به توسعه محصولات و خدمات جدیدی شد که تأثیر عمیقی بر محتوا و دشواری کار خانگی داشت. بسیاری از فعالیت‌های پیشین کار خانگی مانند تهیه مستقیم مواد غذایی از چرخه وظایف داخل خانه خارج و به عرصه عمومی تولید منتقل شد. از حدود سال ۱۸۷۰م، تحولاتی نظیر استفاده از اجاق چدنی، تخصصی شدن قصابی و تولید موادغذایی کنسروشده، بار کار خانگی را سبک‌تر کرد، اما هسته مرکزی نقش خانه‌داری شامل مدیریت کلی خانه، نظافت، شست‌وشو و به‌ویژه مراقبت عاطفی و روزمره از کودکان، همچنان به‌عنوان وظیفه‌ای اجتماعی بر عهده زنان باقی ماند. این تداوم، نشان می‌دهد که خانه‌داری بسیار فراتر از مجموع کارهای خانگی است.[۱۵]

این تجربه در برخی جوامع، به بازنگری درباره ارزش این نقش و تقویت تمایل به مدیریت خانواده انجامید. در واکنش، برخی کشورها با به رسمیت شناختن ارزش اجتماعی و اقتصادی نقش خانه‌داری، حمایت‌هایی مانند بیمه، تأمین اجتماعی و تسهیلات مراقبت از کودک را برای ایفاکنندگان این نقش فراهم کردند.[۱۸]

شهرنشینی

شهرنشینی با ارائه زیرساخت‌های مدرن مانند آب، برق، حمل‌ونقل و خدمات شهری گسترده درمانی، آموزشی، تفریحی، ماهیت نقش خانه‌داری را از مجموعه‌ای از کارهای یدی طاقت‌فرسا به مدیریت کیفیت زندگی خانواده در بستر شهری ارتقا داده است. این تحول، پیچیدگی و اهمیت مدیریتی این نقش را افزایش داده و آن را مستلزم مهارت‌هایی مانند بهره‌گیری بهینه از خدمات شهری و برنامه‌ریزی اقتصادی مؤثر می‌سازد. همچنین، فضاهای عمومی و تعاملات شهری، امکان غنی‌تر شدن ابعاد تربیتی و اجتماعی ایفای این نقش را فراهم آورده است.[۱۹]

آموزش

گسترش آموزش، زمینه ارتقای کیفی نقش خانه‌داری را فراهم می‌سازد. همانگونه که برای تصدی مشاغل، آموزش‌های تخصصی ضروری است، ارائه آموزش‌های هدفمند اعم از اولیه و ضمن خدمت توسط بخش دولتی و غیردولتی در قالب رشته‌های مناسب با هدف تربیت علمی زنان خانه‌دار ضروری است. چنین رویکردی، ضمن به رسمیت شناختن اهمیت این نقش در جهت تربیت نسل آینده و استحکام نهاد خانواده می‌تواند صلاحیت اجتماعی افراد را برای ایفای مؤثرتر این مسئولیت خانوادگی و اجتماعی افزایش دهد.[۲۰]

بازار کار

ورود زنان به بازار کار رسمی، در کنار ایجاد پدیده بار دوگانه، نقش خانه‌داری را در کانون توجهات اجتماعی و مطالبات عدالت‌خواهانه قرار داده است.[۲۱] این تغییر، لزوم تقسیم عادلانه‌تر مسئولیت‌های خانگی و طراحی سیاست‌های حمایتی مانند مرخصی والدین و بیمه برای تسهیل ایفای این نقش را به یک ضرورت تبدیل کرده است.[۲۲] همزمان، توسعه کسب‌وکارهای خانگی نشان می‌دهد که چگونه فضای خانه می‌تواند همزمان، هم کانون ایفای نقش مراقبتی و هم بستری برای خلاقیت و خلق ارزش اقتصادی باشد، بی‌آنکه ماهیت اصلی آن به عنوان یک مسئولیت خانوادگی تحت‌الشعاع قرار گیرد.[۲۳]

اقسام خانه‌داری

الگوهای غالب در ایفای نقش خانه‌داری در مطالعات مرتبط با خانواده و جنسیت، به سه شکل اصلی دسته‌بندی می‌شود.

  • الگو با محوریت زن: مسئولیت اصلی اداره و مدیریت امور خانه به‌عنوان وظیفه‌ای خانوادگی را بر عهده دارد.
  • الگو با محوریت مرد: ایفای نقش خانه‌داری به‌عنوان مسئولیت و پیشه اصلی وی است.
  • الگوی مشارکتی: الگویی که در آن وظایف عملی خانه و کار خانگی و مسئولیت‌های مدیریتی بین زن و مرد براساس توافق، علاقه یا وقت تقسیم می‌شود.[۲۴] از نظر حقوقی و شرعی، وظایف زوجین به دو دسته تقسیم می‌شود: وظایف مشترک میان زوجین و وظایف مختص هر یک. انجام کارهای داخل خانه و کار خانگی شرعاً جزو وظایف الزامی زن نیست.[۲۵]

خانه‌داری از دیدگاه فقه

در اندیشه اسلامی، خانواده واحد اصلی برای تحقق آرامش است.[۲۶] در فقه اسلامی، کارهای مشخص خانه تکلیف واجب زن نیست، بلکه فعالیتی مبتنی بر توافق و معاضدت است. برای برخی از این فعالیت‌های عملی مانند پخت‌وپز یا شست‌وشو در شرایط خاص، امکان دریافت اجرت‌المثل وجود دارد.[۲۷] این حکم، ناظر به خود نقش‌های همسری و مادری نیست، بلکه به فعالیت‌های عینی و قابل تقویم مرتبط با آنها محدود می‌شود و فعالیت‌هایی مانند آشپزی و فرزندپروری در شمار امور قابل توافق محسوب می‌شوند.[۲۸] برخلاف رویکرد فمینیستی که بر محاسبه مادی تأکید دارد، اسلام ضمن به رسمیت شناختن امکان ارزش‌گذاری اقتصادی برای کار خانگیِ مشخص، بر انتخاب آزادانه، روحیه تعاون و مرکزیت محبت در کانون خانواده تأکید می‌ورزد.[۲۹]

خانه‌داری در سبک زندگی اسلامی-ایرانی

در چارچوب سبک زندگی اسلامی-ایرانی، خانه‌داری به‌عنوان یک الگوی زیست خانوادگی و یک نقش اجتماعیِ دارای ارزش افزوده است که مادری و همسری را دربر می‌گیرد و بر مشارکت و توافق استوار است. این نگاه، ضمن به رسمیت شناختن امکان حق مالی برای کار خانگی مشخص مانند اجرت‌المثل، بر مدیریت مشترک خانه و الگوی تعاون تأکید می‌ورزد.[۳۰]

در این بستر، خانه کانون اصلی جامعه‌پذیری، انتقال ارزش‌های فرهنگی و هنجاری و تربیت نسل است. مدیریت مؤثر نهاد خانه‌داری به‌عنوان نقش مدیریتی و تربیتی در خانواده، علاوه بر تأثیر مستقیم بر سلامت روانی و انسجام عاطفی خانواده، به‌عنوان یک سرمایه اجتماعی قوی عمل می‌کند که در مقیاس کلان به حفظ هویت جمعی، کاهش ناهنجاری‌ها و تقویت پیوندهای اجتماعی منجر می‌شود.[۳۱]

مناقشات فرهنگی و اجتماعی معاصر

تغییر نگرش و تقابل الگوها

بازتعریف ارزش‌های نقش خانه‌داری پس از جنگ جهانی دوم شتاب گرفت، هنگامه‌ای که نیاز به نیروی کار در غرب، ارزش اقتصادی اشتغال را در تقابل با ارزش غیرمادی این نقش مانند ایجاد آرامش و تربیت قرار داد.[۳۲]

امروزه تقابل نگرش‌ها ادامه دارد و زنان با محوریت ارزش انتخاب، حق تصمیم‌گیری بین نقش خانه‌دار، شاغل یا هردو را مطالبه می‌کنند. درحالیکه بسیاری مردان خواهان حفظ ارزش‌های سنتی این نقش در کنار پذیرش ارزش مشارکت اقتصادی زنان هستند.[۳۳]

دیدگاه نظری فمینیستی

نظریه فمینیستی نخستین نظریه اجتماعی است که خانه‌داری را مسئله‌ای تعیین‌کننده در روابط اجتماعی و جنسیتی معرفی می‌کند. نظریه‌های فمینیستی علی‌رغم تفاوتی که در تبیین فرودستی و چگونگی رهایی‌بخشی زنان دارند، در باب ساختارهای نابرابر و ضرورت اقدام برای رهایی متفق‌القول هستند.[۳۴] جامعه‌شناسان فمینیست از جمله مرلین فرنچ[۳۵]، آن اکلی[۳۶]، اسکات هیلدا و مارگارت بنستون[۳۷] و دیگران با تأثیرپذیری از نظریات کارل مارکس، در جامعه سرمایه‌داری، کار زنان را بی‌اهمیت و فاقد ارزش اقتصادی شمرده‌اند. همچنین آنان استدلال می‌کنند که خانه‌داری، علاوه بر آن، زنان را درگیر حمایت از مردان و نظام سرمایه‌داری می‌کند. از این منظر، خانه‌داری نمونه‌ای کلیدی از تقسیم جنسی کار و ابزاری برای سرکوب زنان به شمار می‌رود.[۳۸] کتاب «زن خانه‌دار» اثر ان اکلی از نخستین مطالعات جامعه‌شناختی در مورد کار خانگی محسوب می‌شود.[۳۹] مسئله خانه‌داری بخش عمده‌ای از نظریه‌های فمینیسم را تشکیل می‌دهد. دامنه مباحث مربوط به خانه‌داری از دیدگاه مخالفت‌جویانه دوبووار در کتاب جنس دوم تا دیدگاه‌هایی که خانه‌داری را جایگاه فرهنگی زنانه‌ برخوردار از تداوم، توصیف می‌کنند، گسترده است.[۴۰]

فمینیسم لیبرال

بر نابرابری فرصت‌ها و توزیع نادعلانه مسئولیت‌ها میان زنان و مردان تأکید دارد و معتقد است خانه‌داری ناعادلانه است؛ زیرا قانون ارزش کار خانگی را به رسمیت نمی‌شناسد، هرچند در گذشته چنین امری رایج بوده و امروزه در شاخص‌ها منظور می‌شود.[۴۱]

فمینیست‌های رادیکال

معتقدند خانه‌داری همواره کار زنان است؛ بنابراین باید کل نهاد ازدواج و ناهمجنس‌گرایی را زیر سؤال برد. این نظریه با تأکید بر نقش مردم‌سالاری به‌عنوان گفتمان، بر آن است که زنان در خانه و همچنین بازار کار مورد استثمار قرار می‌گیرند. خانه‌داری نه صرفاْ یک مسئولیت اجتماعی، بلکه ابزاری برای وابستگی و کنترل زنان و بازتولید نقش‌های جنسیتی است.[۴۲]

فمینیست‌های مارکسیستی

نیز ایفای نقش دوگانه زنان را محصول ساختارهای سرمایه‌دری می‌دانند و معتقدند زنان در جامعه سرمایه‌داری مصرف‌کننده محض و بدون مزد هستند.[۴۳]

فمینیست‌های سوسیالیستی

دوگانگی نقش زنان را استثمار مضاعف می‌نامند. بدین معنا که زنان هم در محل کار توسط کارفرما و هم در خانه توسط ساختارهای مردسالارانه استثمار می‌شوند.[۴۴] با توجه به این نگرش‌ها، فمینیست‌ها رویکردهای مختلفی در برابر خانه‌داری اتخاذ کرده‌اند؛ از جمله دالاکّستا که مدعی است برنامه مبارزاتی او به معنای دستمزد در مقابل خانه‌داری می‌تواند مشکل خانه‌داری را حل کند. افراد دیگری از فمینیست‌ها موافق نیستند و می‌گویند خانه‌داری در مقابل دستمزد زنان را به انزوا می‌کشاند، خانواده هسته‌ای را استحکام می‌بخشد و هیچ‌کاری برای حل مشکل تقسیم جنسی کار انجام نمی‌دهد.[۴۵]

راهکارهای حمایت از خانه‌داری

راه‌کارهای پیشنهادی برای حمایت از خانه‌داری در ۶ محور خلاصه می‌شود:

  1. شناسایی قانونی خانه‌داری به‌عنوان شغل.
  2. ایجاد نظام بیمه ویژه (بازنشستگی و درمان).[۴۶]
  3. ترویج فرهنگی پرداخت اجرت‌المثل.
  4. افزایش حمایت‌های مالیاتی و یارانه‌ای برای خانواده‌های دارای زن خانه‌دار.
  5. درج فعالیت‌های خانگی در نظام آماری و محاسبه در تولید ناخالص داخلی.[۴۷]
  6. ایجاد مراکز مهارت‌افزایی و توانمندسازی.

پانویس

  1. دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه خانه‌داری، وب‌سایت واژه‌یاب.
  2. صادقی فسایی و میرحسینی، «فهم خانه‌داری در بستر نقش‌های جنسیتی: مطالعه کیفی در شهر تهران»، ۱۳۹۵ش، ص۱۳.
  3. کریمی و میرزادارائی، چند لقمه حرف حلال برای خانواده، ۱۳۹۷ش، ص۸۶.
  4. «مصائب پنهان خانه‌داری»، وب‌سایت ایسنا.
  5. دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه خانه‌داری.
  6. «خانه‌داری؛ هنری با مسئولیت‌های بزرگ در بنای خانواده و جامعه»، وب‌سایت آرشیو کامل.
  7. امین‌فر، «بررسی نگرش زنان جوان پیرامون منزلت نقش خانه‌داری»، ۱۳۹۳ش، ص۱۲۳.
  8. بدري‌منش و صادقي‌فسايي، «مطالعه تفسیری نقش خانه‌داری»، ۱۳۹۴ش، ص۸۲؛ غمامی و علوی، «الگوی اسلامی امنیت اقتصادی زنان خانه‌دار»، ۱۳۹۷ش، ص۳۳-۳۰.
  9. آزاد ارمکی، جامعه‌شناسی خانواده ایرانی، 1390ش، ص101.
  10. حسین‌پور، «فهم خانه‌داری به عنوان یک شغل و چالش‌های آن از منظر زنان خانه‌دار شهر قم»، ۱۴۰۰ش، ص۹۶.
  11. سنجری‌مقدم و همکاران، «بررسی جایگاه اشتغال زنان به خانه‏داری در سیاستگذاری‏های جمهوری اسلامی ایران»، ۱۴۰۴ش، ص۷۴.
  12. ساروی و همکاران، «مقایسه کیفیت زندگی وابسته به‌سلامت زنان شاغل و خانه‌دار»، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۰.
  13. سنجری‌مقدم و همکاران، «بررسی جایگاه اشتغال زنان به خانه‏داری در سیاستگذاری‏های جمهوری اسلامی ایران»، ۱۴۰۴ش، ص۷۴.
  14. غمامی و علوی، «الگوی اسلامی امنیت اقتصادی زنان خانه‌دار»، ۱۳۹۷ش، ص۳۰.
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ امین‌فر، «بررسی نگرش زنان جوان پیرامون منزلت نقش خانه داری»، ۱۳۹۳ش، ص۱۲۷.
  16. لگیت، زنان در روزگارشان: تاریخ فمینیسم در غرب، ۱۳۹۴ش، ص۲۱۲-۲۰۹.
  17. آبوت و والاس، جامعه‌شناسی زنان، 1393ش، ص288.
  18. حسینی اکبرنژاد، «ارزش‌گذاری کار خانگی زنان در اسلام و رویه نهادهای بین‌المللی»، ۱۳۹۹ش، ص۱۶۶-۱۵۷.
  19. امین‌فر، «بررسی نگرش زنان جوان پیرامون منزلت نقش خانه داری»، ۱۳۹۳ش، ص۱۲۷.
  20. حسینی اکبرنژاد، «ارزش‌گذاری کار خانگی زنان در اسلام و رویه نهادهای بین‌المللی»، ۱۳۹۹ش، ص۱۶۶.
  21. آبوت و والاس، جامعه‌شناسی زنان، 1393ش، ص288.
  22. حسینی اکبرنژاد، «ارزش‌گذاری کار خانگی زنان در اسلام و رویه نهادهای بین‌المللی»، ۱۳۹۹ش، ص۱۵۱-۱۵۰.
  23. مژدکانلو و سیلاخوری، «تاثیر بررسی کسب و کارهای خانگی بر رضایت زنان خانه‌دار»، ۱۴۰۲ش، ص۷.
  24. گلشن فومنی، روان‌شناسی اجتماعی، 1391ش، ص49.
  25. احمدیه، «حق اجرت‌المثل و نحله در یک بررسی حقوقی»، 1383ش، ص۲۹۸.
  26. امین‌فر، «بررسی نگرش زنان جوان»، ۱۳۹۳ش، ص۱۳۰.
  27. بجنوردی، القواعد الفقهیه، ۱۴۱۹ق، ص۱۶۷-۱۶۶.
  28. احمدیه، «حق اجرت‌المثل و نحله در یک بررسی حقوقی»، 1383ش، ص۲۹۸.
  29. شریفی و همکاران، «عدالت‏سنجی شغل خانه‌‏داری»، ۱۳۹۶ش، ص۱۶۶.
  30. احمدیه، «حق اجرت‌المثل و نحله در یک بررسی حقوقی»، 1383ش، ص۳۰۲-۳۰۱.
  31. دولت‌خواه و همکاران، «رهیافتی برشغل خانه‌داری و تأثیرگذاری تربیتی آن در دین اسلام»، ۱۴۰۱ش، ص۱۷-۱۶.
  32. مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، 1369ش، ص225.
  33. ابوالحسنی و همکاران، «فهم مردان و زنان از نقش خانه داری»، ۱۴۰۴ش.
  34. شیری و همکاران، «کار و خانه: پدیدارشناسی تجربۀ زیسته و روایت زنان شاغل از کار خانگی»، ۱۴۰۴ش، ص۹۶.
  35. فرنچ، جنگ علیه زنان، ۱۳۷۴ش، ص۱۹.
  36. آبوت و والاس، جامعه‌شناسی زنان، ۱۳۸۳ش، ص۱۷۹.
  37. تانگ، نقد و نظر: درآمدی جامع به نظریه‌های فمینیستی، ۱۳۸۷ش، ص۹۴.
  38. هام، فرهنگ نظریه‏های فمنیستی، ۱۳۸۲ش، ص۲۱۲.
  39. بدری‌منش و صادقی فسایی، «مطالعه تفسیری نقش خانه‌داری»، ۱۳۹۴ش، ص۶۱.
  40. هام، فرهنگ نظریه‏های فمنیستی، ۱۳۸۲ش، ص۲۱۳.
  41. شیری و همکاران، «کار و خانه: پدیدارشناسی تجربۀ زیسته و روایت زنان شاغل از کار خانگی»، ۱۴۰۴ش، ص۹۶.
  42. شیری و همکاران، «کار و خانه: پدیدارشناسی تجربۀ زیسته و روایت زنان شاغل از کار خانگی»، ۱۴۰۴ش، ص۹۶.
  43. شیری و همکاران، «کار و خانه: پدیدارشناسی تجربۀ زیسته و روایت زنان شاغل از کار خانگی»، ۱۴۰۴ش، ص۹۶.
  44. شیری و همکاران، «کار و خانه: پدیدارشناسی تجربۀ زیسته و روایت زنان شاغل از کار خانگی»، ۱۴۰۴ش، ص۹۶.
  45. هام، فرهنگ نظریه‏های فمنیستی، ۱۳۸۲ش، ص۲۱۳.
  46. سنجری‌مقدم، «بررسی جایگاه اشتغال زنان»، ۱۴۰۴ش، ص۷۵.
  47. سنجری‌مقدم، همان، ص۷۶.
دیدگاه‌های ارزیابان


منابع

  • آبوت، پاملا؛ والاس، کلر، جامعه‌شناسی زنان، ترجمه منیژه نجم‌عراقی، تهران، نی، ۱۳۸۳ش.
  • آزاد ارمکی، تقی، جامعه‌شناسی خانواده ایرانی، تهران، سمت، ۱۳۹۰ش.
  • ابوالحسنی، فضه؛ مهدی‌زاده اردکانی، محمد؛ دانافر، فاطمه، «فهم مردان و زنان از نقش خانه داری»، خانواده‌پژهی، سال۲۱، شماره۱، ۱۴۰۴ش.
  • امین‌فر، صبورا، «بررسی نگرش زنان جوان پیرامون منزلت نقش خانه‌داری»، دین و سیاست فرهنگی، دوره۱، شماره۲، ۱۳۹۳ش.
  • بجنوردی، سیدحسن، القواعد الفقهیه، قم، الهادی، ۱۴۱۹ق.
  • بدری‌منش، اعظم؛ صادقی فسایی، سهیلا، «مطالعه تفسیری نقش خانه‌داری»، فرهنگی-تربیتی زنان و خانواده، سال۱۰، شماره۳۱، ۱۳۹۴ش.
  • تانگ، روزماری، نقد و نظر: درآمدی جامع به نظریه‌های فمینیستی، ترجمه منیژه نجم‌عراقی، تهران، نی، ۱۳۸۷ش.
  • حسین‌پور، فاطمه؛ علیزاده اقدم، محمدباقر؛ عباس‌زاده، محمد، «فهم خانه‌داری به عنوان یک شغل و چالش‌های آن از منظر زنان خانه‌دار شهر قم»، دوره۱۲، شماره۴۶، ۱۴۰۰ش.
  • حسینی اکبرنژاد، حوریه، «ارزش‌گذاری کار خانگی زنان در اسلام و رویه نهادهای بین‌المللی»، شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده، سال۲۲، شماره۸۸، ۱۳۹۹ش.
  • «خانه‌داری؛ هنری با مسئولیت‌های بزرگ در بنای خانواده و جامعه»، وب‌سایت آرشیو کامل، تاریخ درج مطلب: ۲۱ آذر ۱۴۰۴ش.
  • دولت‌خواه، لیلا؛ حیدری، حسن؛ حسینی، سیدحسام‌الدین، «رهیافتی برشغل خانه‌داری و تأثیرگذاری تربیتی آن در دین اسلام»، خانواده درمانی کاربردی، دوره۳، شماره۵، ۱۴۰۱ش.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، سایت واژه‌یاب.
  • ساروی، فتیحه‌کرمان؛ منتظری، علی؛ بیات، معصومه، «مقایسه کیفیت زندگی وابسته به‌سلامت زنان شاغل و خانه‌دار»، پایش، سال۱۱، شماره۱، ۱۳۹۰ش.
  • سنجری‌مقدم، فریبا؛ رئیسی، روح‌الله؛ آذریان، حبیب‌الله، «بررسی جایگاه اشتغال زنان به خانه‏داری در سیاستگذاری‏های جمهوری اسلامی ایران»، رهیافت انقلاب اسلامی، دوره۱۹، شماره۷۰، ۱۴۰۴ش.
  • شریفی، الهام؛ رهایی، سعید؛ راعی، مسعود، «عدالت‏سنجی شغل خانه‏داری زنان خانه‏دار»، آموزه‏های فقه مدنی، دوره۹، شماره۱۵، ۱۳۹۶ش.
  • شیری، حامد و همکاران، «کار و خانه: پدیدارشناسی تجربۀ زیسته و روایت زنان شاغل از کار خانگی»، زن در توسعه و سیاست، سال۲۳، شماره۱، ۱۴۰۴ش.
  • غمامی، زهرا سادات؛ علوی، سیدیحیی علوی، «الگوی اسلامی امنیت اقتصادی زنان خانه‌دار»، مطالعات زنان و خانواده، سال۵، شماره۸، ۱۳۹۷ش.
  • فرنچ، مارلین، جنگ علیه زنان، ترجمه توراندخت تمدن، تهران، علمی، ۱۳۷۴ش.
  • کریمی، نسیم؛ میرزادارائی، حمیده، چند لقمه حرف حلال برای خانواده، اصفهان، حدیث راه عشق، ۱۳۹۷ش.
  • گلشن فومنی، محمدرسول، روان‌شناسی اجتماعی، تهران، وانیا، ۱۳۹۱ش.
  • مژدکانلو، داود؛ سیلاخوری، زهرا، «تاثیر بررسی کسب و کارهای خانگی بر رضایت زنان خانه‌دار»، هفتمین کنفرانس ملی افق های نوین در علوم انسانی، اقتصاد، کارآفرینی، اصفهان، د انشگاه شهید اشرفی اصفهانی، ۱۴۰۲ش.
  • «مصائب پنهان خانه‌داری»، وب‌سایت ایسنا، تاریخ درج مطلب: ۱۳ آبان ۱۳۹۹ش.
  • مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، تهران، صدرا، 1369ش.
  • لگیت، مارلین، زنان در روزگارشان: تاریخ فمینیسم در غرب، تهران، نی، ۱۳۹۴ش.
  • هام، مگی، فرهنگ نظریه‏های فمنیستی، ترجمه فیروزه مهاجر و همکاران، تهران، توسعه، ۱۳۸۲ش.