کانون بانوان، نخستین انجمن صنفی زنان در دوره پهلوی.

کانون بانوان


کانون بانوان در ۲۲ اردیبهشت ۱۳۱۴ش به فرمان رضاشاه و زیر نظر وزارت معارف با هدف ظاهری ارتقای فرهنگی و تربیتی زنان تأسیس شد و ریاست عالیه آن بر عهده شمس پهلوی قرار گرفت. بااین‌حال، اسناد تاریخی نشان می‌دهد هدف اصلی این نهاد، زمینه‌سازی برای اجرای سیاست کشف حجاب بود و اعضای آن که عمدتاً معلمان و مدیران مدارس بودند، با کنار گذاشتن چادر و تشویق دیگر زنان به تبعیت از این الگو، نقش بازوی اجرایی دولت را ایفا می‌کردند. پس از رسمی‌شدن کشف حجاب در دی همان سال، کانون با تغییر ساختار، فعالیت‌های خود را در قالب آموزش خیاطی غربی، برگزاری سخنرانی‌های تبلیغی علیه حجاب، نمایش فیلم‌های اروپایی و ترویج سبک زندگی غربی ادامه داد. این نهاد همچنین با تأسیس مؤسساتی مانند «تربیت مادر» و هنرستان خیاطی، به بازتعریف نقش زنان و ترویج مصرف‌گرایی وابسته به فرهنگ غرب پرداخت. پس از سقوط رضاشاه در ۱۳۲۰ش، کانون با افول مالی و انتقادات گسترده مواجه شد و سرانجام در ۱۳۳۸ش توسط شورای عالی زنان به ریاست اشرف پهلوی منحل گردید.

پیشینه و شکل‌گیری

کانون بانوان در ۲۲ اردیبهشت ۱۳۱۴ش، به دستور مستقیم رضاشاه پهلوی و با نظارت علی‌اصغر حکمت، وزیر معارف وقت، در محل دارالمعلمات تهران گشایش یافت. برای گردآوری بنیان‌گذاران این نهاد، گروهی از زنان فرهنگی، به‌ویژه معلمان و مدیران مدارس، دعوت شدند.[۱] ریاست عالیهٔ این کانون به شمس پهلوی، دختر شاه، واگذار شد.[۲]

هاجر تربیت، که در آن زمان ریاست دانشسرای دختران را بر عهده داشت، به‌عنوان نخستین رئیس اجرایی کانون انتخاب شد. او با برگزاری سخنرانی‌های عمومی، اجرای نمایش‌های آموزشی، راه‌اندازی کلوپ‌های ورزشی، تأسیس کتابخانه و تشکیل کلاس‌های اکابر (آموزش بزرگسالان)، دامنهٔ فعالیت‌های کانون را گسترش داد.[۳] این نهاد با استقبال گسترده‌ای مواجه شد و به‌سرعت در شهرهای مختلف کشور بیش از پنجاه شعبه تأسیس کرد.[۴]

اعضای کانون

رياست کانون برعهده شمس پهلوی و اعضاى بنیان‌گذار كانون بدرالملوک بامداد، هاجر تربیت، عصمت‌الملوک دولتداد، شمس‏‌الملوک جواهرکلام، تاج‏‌الملوک حکمت، فخرعظمی ارغون، و صدیقه دولت‌ آبادی بودند. هیئت مدیره مرکزی نیز متشکل از ۲۵ نفر بود و چهره‌های شاخصی مانند صدیقه دولت‌آبادی (نایب رئیس)، بدرالملوک بامداد (منشی)، پری حسام شهرئیس (ریاست دارالانشا)، فاطمه سیاح (ریاست شعبه ادبی)، همایون احتشامی (ریاست شعبه امور خیریه) و پروین اعتصامی را شامل می‌شد.[۵]

اساس‌نامه و اهداف اعلامی

اساس‌نامه کانون بانوان در روز تأسیس (۲۲ اردیبهشت ۱۳۱۴ش) تنظیم شد و اهداف رسمی آن در چهار محور اصلی مشخص شد:

  1. تربیت فکری و اخلاقی بانوان؛
  2. تشویق به ورزش‌های متناسب برای تربیت جسمانی با رعایت اصول سلامت؛
  3. ایجاد مؤسسات خیریه برای امداد به مادران بی‌بضاعت و اطفال بی‌سرپرست؛
  4. ترغیب به سادگی زندگی و استفاده از وسایل ساخت ایران.[۶]

هدف اصلی و عملکرد پنهان

باوجود ظاهر فرهنگی اهداف اعلام‌شده، اسناد تاریخی نشان می‌دهد که هدف محوری تأسیس کانون بانوان، زمینه‌سازی برای اجرای سیاست کشف حجاب بوده است.[۷] در گزارشی محرمانه از همان سال تأسیس، صراحتاً آمده است که مقصود اساسی جمعیت کانون بانوان از آغاز تأسیس، رفع حجاب بود.[۸] بدرالملوک بامداد، از اعضای ارشد کانون، نیز اعلام کرد که یکی از اهداف اصلی، کنار گذاشتن چادر سیاه بوده است؛ هدفی که گام‌به‌گام و از طریق متقاعد کردن خانواده‌های اعضا و سپس تشویق سایر زنان در جلسات و سخنرانی‌ها دنبال می‌شد.[۹]

انتخاب شمس پهلوی نیز به‌عنوان رئیس کانون، اقدامی حساب‌شده بود تا برنامه‌های کانون در راستای منویات شاه جلوه کرده و هرگونه مخالفت، سرپیچی از خواسته‌های رژیم تلقی شود. کانون بانوان در عمل به‌عنوان بازوی اجرایی دولت برای پیاده‌سازی سیاست کشف حجاب عمل می‌کرد و از طریق برگزاری سخنرانی‌های عمومی، برپایی جشن‌های رسمی و تشویق زنان به حضور بدون حجاب، به فرهنگ‌سازی برای حذف تدریجی پوشش سنتی (چادری که گاه کفن سیاه خوانده می‌شد)، می‌پرداخت. زنان فرهنگی و معلمان عضو کانون، به‌عنوان پیشگامان این سیاست، با حضور بدون چادر در مدارس و مجامع عمومی، الگویی عملی برای سایر زنان ترسیم می‌کردند و تمامی این اقدامات در چارچوب دستور مستقیم رضاشاه به علی‌اصغر حکمت برای نهادینه‌سازی کشف حجاب طراحی و اجرا می‌شد.[۱۰]

پس‌از رسمی‌شدن کشف حجاب در ۱۷ دی ۱۳۱۴ش،[۱۱] وزارت فرهنگ با برکناری اعضای پیشین، ریاست کانون بانوان را به صدیقه دولت‌آبادی سپرد[۱۲] و ساختار آن را به دو بخش اجتماعی و تربیتی تقسیم کرد. باوجود گسترش فعالیت‌های خیریه و آموزشی، جهت‌گیری فرهنگی کانون همچنان بر پایهٔ الگوهای غربی و تثبیت بی‌حجابی باقی ماند.[۱۳]

اقدامات محوری کانون

بدرالملوک بامداد ترِک چادر سیاه را که وی از آن به ترِک کفن سیاه تعبیر می‌کند، هدف اصلی کانون بانوان معرفی می‌کند. بامداد اضافه می‌کند که کانون برای اجرای هدف مذکور در ابتدا از اعضای خود شروع و سپس ترتیب جلسات سخنرانی، زنان دیگر را به برداشتن چادر و حجاب تشویق می‌کرد. در گزارشی که در سال 1314 درباره کانون بانوان به وزارت امور خارجه ارسال شد نیز رفع حجاب، هدف اساسی این کانون معرفی شده است. «مقصود اساسی جمعیت کانون بانوان از آغاز تأسیس، رفع حجاب بود و اعضای آن که غالب مدیران مدارس و مأموران وزارت معارف هستند، در این باب جدیت زیادی دارند و در مدارس دخترانه، رفع حجاب را ترویج نمودند. از این گزارش می‌توان فهمید که تأکید جریان فمینیسم بر آموزش زنان و دختران در حقیقت در راستای ترویج سبک زندگی زن غربی بوده است که از جمله اهداف و الگوهای زن در جریان فمینیسم است. برگزاری مراسم و تشریفات اجرای کشف حجاب در 17دی ماه 1314 در دانشسرای دختران به ریاست هاجر تربیت و حضور زنان عضو کانون بانوان و زنان معلم در آن مراسم و نیز سخنرانی هاجر تربیت در آن جلسه علیه حجاب و معرفی کردن حجاب به عنوان جامه‌ی خفت و حقارت برای زنان نشان می‌دهد که کانون بانوان و مدارس دخترانه از عوامل همسو با کشف حجاب در ایران دوره رضاخان بودند. از تاریخ عالم رسمی کشف حجاب در ایران، کانون بانوان تمام فعالیت‌های خود را در راستای تحقق هرچه بیشتر بی‌حجابی در ایران تنظیم کرد. به عبارت دیگر، تمام اقدامات کانون از برگزاری کلاس‌های آموزشی برای زنان و دختران، مجالس سخنرانی و جشن‌ها گرفته تا کلاس‌های تربیت بدنی و امور خیریه، در واقع، در راستای نهادینه کردن کشف حجاب در ایران و گسترش سبک زندگی زن غربی در میان زنان، به ویژه زنان مرتبط با کانون بود. غیر از تلاش در جهت رفع حجاب، ایجاد مجالس سخنرانی، نمایش‎‌ها، کلوپ‌‎های ورزشی، کتابخانه و کلاس‎‌های اکابر برای زنان، از جمله فعالیت‌‎های کانون بانوان ایران در دوره ریاست یک‌ساله هاجر تربیت می‌‎باشد. تأسیس دبستان شش کلاسه برای دوشیزگان و بانوانی که به دلیل سن بالا نمی‌توانستند در مدارس دولتی درس بخوانند، تأسیس هنرستانی برای زنان و دختران بالای 12 سال در سال 1317، که بُرِش و خیاطی و کارهای دستی آموزش داده می‎‌شد، تأسیس مطب مجانی کودکان در سال 1316 برای کمک به بیماران بی‎‌بضاعت، برگزاری کلاس موسیقی، تأسیس انجمن ادبی، انجمن تشویق به سادگی، انجمن ورزش و انجمن خیریه، برگزاری جشن‌ها و سخنرانی‌‎های متعدد تربیتی، بهداشتی و اجتماعی، رسیدگی به درخواست‎‌های مساعدت زنان در رابطه با مشکلات آنان در جامعه و نیز دادخواهی نسبت به شکایت زنان از تعدیات مردان به حقوق‌شان، تلاش در زمینه اعطای حق طلاق به زنان و تغییر قانون ازدواج، از جمله اقدامات و فعالیت‌‎های کانون بانوان در عرصه داخلی در دوره ریاست صدیقه دولت ‎آبادی به شمار می‌آید.[۱۴]

اجرای کشف حجاب و پوشش غربی

کانون بانوان هر ساله مراسم ۱۷ دی، سالگرد کشف حجاب، را با حضور زنان و دختران بی‌حجاب همراه با اجرای سرود و ورزش دسته‌جمعی برگزار می‌کرد.[۱۵] در سال ۱۳۱۷ش نیز هنرستان خیاطی‌ای تأسیس شد که آموزش آن به‌طور انحصاری بر برش و دوخت لباس‌های غربی مانند دامن، بلوز و کت‌ودامن متمرکز بود، بی‌آنکه الگویی متناسب با حجاب سنتی یا مفهوم عفاف ارائه شود؛ امری که به وابستگی فرهنگی و اقتصادی به پوشش‌های غربی می‌انجامید.[۱۶] همچنین، انجمن تشویق به سادگی با وجود تأکید بر مصرف کالای داخلی، فعالیت خود را تنها در چارچوب پوشش‌های غربی دنبال می‌کرد.[۱۷]

بازتعریف الگوهای خانوادگی

در سال ۱۳۲۳ش، مؤسسه «تربیت مادر» با الگویی مبتنی بر معیارهای فرهنگی غربی تأسیس شد که بازتعریف نقش مادر ایرانی را دنبال می‌کرد. این مرکز آموزشی با افزودن دروسی مانند «تأثیر فرد در جامعه از منظر تاریخی» و «تفسیر اشعار بزرگان دربارهٔ جایگاه مادر»، برنامه درسی خود را توسعه داد. نکته کلیدی واگذاری تدریس دروس محوری از جمله روابط خانوادگی و آداب معاشرت به بانوی آمریکایی خانم فیشر بود که به‌وضوح بیانگر اشاعه ارزش‌های فرهنگی غرب در ساختار خانواده ایرانی و ترویج تلقی‌های نوین از نقش زن محسوب می‌شد.

همسو با این جهت‌گیری، آموزش‌هایی مانند خوراک‌پزی، دکوراسیون داخلی و خیاطی نیز منحصراً بر اساس سبک‌های غربی ارائه می‌شود.[۱۸] این روند در هنرستان خیاطی کانون نیز تداوم یافت؛ جایی که بر اساس گزارش‌های مستند (از جمله اظهارات صدیقه دولت‌آبادی)، هیچ‌گونه الگوی بومی منطبق با حجاب سنتی یا پوشش عفیفانه به زنان آموزش داده نمی‌شد. مجموعه این اقدامات، زمینه را برای گسترش مصرف‌گرایی و افزایش وابستگی به کالاهای خارجی متناسب با الگوهای القاشده فراهم ساخت.[۱۹]

فعالیت‌های اجتماعی محدود

  • ایجاد دبستان ویژه بانوان و دوشیزگان برای نهادینه‌سازی الگوهای فکری جدید در نسل جوان.[۲۰]
  • اقدامات خیریه مانند تأسیس مطب مجانی برای کودکان بی‌بضاعت (۱۳۱۶)، تهیه لباس عید برای
  • دختران فقیر و بازرسی از نانوایی‌ها.[۲۱]
  • طرح درخواست‌های اصلاحی مانند تغییر قانون طلاق و اعطای حق طلاق به زنان (۱۳۱۸) که در چارچوب سیاست‌های سکولار حکومت و بدون ارتباط با مبانی دینی مطرح می‌شد.[۲۲]

تهاجم فرهنگی نظام‌مند

کانون بانوان با بهره‌گیری از ابزارهای به‌ظاهر فرهنگی، برنامه‌هایی ساختاریافته برای دگرگونی ذائقه زنان ایرانی اجرا می‌کرد، ازجمله:

  • سخنرانی‌های تبلیغاتی مانند خطابه وثوق‌الدوله که با تمجید از زندگی زنان اروپایی، به‌صراحت به تقبیح حجاب می‌پرداخت.
  • نمایش فیلم‌های تربیتی غربی که الگوهای رفتاری بیگانه را ترویج می‌کرد.
  • فعالیت انجمن‌های ادبی با جهت‌گیری خاص، از جمله نقد نظام‌مند ادبیات کلاسیک فارسی (مانند تحلیل «کهنگی مفاهیم اخلاقی» در اشعار حافظ در شعبه اصفهان) و اولویت‌دهی به ادبیات اروپایی.[۲۳]
  • سیاست کتابخانه‌ها که ۷۰درصد منابع را به کتاب‌های ترجمه‌شده اروپایی در حوزه‌هایی چون روان‌شناسی زنان غربی و سبک زندگی مدرن اختصاص می‌داد.[۲۴]
  • سخنرانی‌های راهبردی مانند «زن اروپایی و پیشرفت ادبی» توسط عبدالله مستوفی که آشکارا خواستار الگوبرداری از غرب بود.[۲۵]
  • نمونه عینی تعارض فرهنگی: نمایش فیلم‌هایی چون «آداب میهمانی در فرانسه» موجب تقلید رفتاری زنان شد به‌گونه‌ای که «بی‌حجاب در محافل مختلط حاضر می‌شدند»، اقدامی که طبق گزارش شهربانی «اعتراض علمای تهران را برانگیخت».[۲۶] این مستندات نشان می‌دهد چگونه فعالیت‌های ظاهراً فرهنگی، به‌عنوان ابزاری برای تغییر هنجارهای اجتماعیِ منطبق با عفت عمومی به‌کار می‌رفت.

بین‌المللی

در عرصه بین‎‌المللی نیز کانون بانوان در راستای انعکاس فعالیت‎‌های خود در جهان، مکاتباتی را با انجمن‎‌های زنان در سایر کشورهای جهان داشت.

افول و انحلال کانون بانوان

پس از سقوط رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰ش، کانون با مشکلات مالی و اداری (کمبود بودجه و محل مناسب) مواجه شد.[۲۷] در فضای باز سیاسی پس از این تاریخ، جریان‌های نوین زنان (مانند سازمان دموکراتیک زنان ایران و حزب زنان) به انتقاد از عملکرد گذشته کانون پرداختند.[۲۸] در سال ۱۳۳۸ش، «شورای عالی زنان» به ریاست اشرف پهلوی، کلیه گروه‌های مستقل زنان از جمله کانون بانوان را منحل اعلام کرد.[۲۹]

معرفی کتاب کانون بانوان

کتاب «کانون بانوان» نوشته مریم فتحی (۱۳۸۳ش) به بررسی شکل‌گیری نخستین انجمن رسمی زنان ایران در سال ۱۳۱۴ش می‌پردازد که هم‌زمان با اجرای سیاست کشف حجاب توسط دولت پهلوی تأسیس شد. کتاب ضمن مرور تحولات جهانی و دیدگاه‌های دینی دربارهٔ زن، تأکید ویژه‌ای بر نقش کانون بانوان در ترویج کشف حجاب و مدرن‌سازی زنان دارد. بخش‌هایی از کتاب به معرفی ساختار و فعالیت‌های این نهاد دولتی اختصاص یافته که با هدف همراه‌سازی زنان ایرانی با سیاست‌های رسمی مدرن‌سازی و کشف حجاب فعالیت می‌کرد.[۳۰] بخش اول کتاب مربوط به بررسی تحولات جهان در رابطه با نقش و جایگاه زنان است و در بخش دیگر به دیدگاه اسلام در مورد زن و جایگاه او در خانواده و جامعه می‌پردازد. در این کتاب مریم فتحی ضمن تشریح اساسنامه کانون، ساختار و عملکرد کانون بانوان را تبیین می‌کند و در پایان نقش و تأثیرات کانون بانوان در جامعه مورد بررسی و تحلیل قرار می‌گیرد. کتاب کانون بانوان در ۲۷۷ صفحه در ۱۵ مرداد ۱۳۹۴ توسط مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر تجدید چاپ شد.[۳۱]

پانویس

  1. فتحی، کانون بانوان با رویکردی به ریشه‌های تاریخی حرکت‌های زنان در ایران، 1383ش، ص۱۳۰.
  2. «کانون بانوان؛ پیکان سیاست حجاب‌ستیزی حکومت رضاخان از ظهور تا افول»، وب‌سایت مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی.
  3. فتحی، کانون بانوان با رویکردی به ریشه‌های تاریخی حرکت‌های زنان در ایران، 1383ش، ص132-133.
  4. بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، ۱۳۴۷ش، ج1، ص90.
  5. بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، ۱۳۴۷ش، ج1، ص90.
  6. فتحی، کانون بانوان با رویکردی به ریشه‌های تاریخی حرکت‌های زنان در ایران، 1383ش، ص۱۳۲–۱۳۳
  7. فتحی، کانون بانوان با رویکردی به ریشه‌های تاریخی حرکت‌های زنان در ایران، 1383ش، ص۱۳4.
  8. رنجبر عمرانی، کانون بانوان؛ پیکان سیاست حجاب‌ستیزی حکومت رضاخان از ظهور تا افول، وب‌سایت پژوهشکده تاریخ معاصر.
  9. بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، ۱۳۴۷ش، ج1، ص۹۱–۹۲.
  10. طلوعی، پدر و پسر، ۱۳۷۲، ص321؛ صفایی، بنیادهای ملی در شهریاری رضاشاه کبیر، ۱۳۵۶، ص۱۰۳–۱۱۰.
  11. صفایی، بنیادهای ملی در شهریاری رضاشاه کبیر، ۱۳۵۶، ص۱۰۶–۱۰۴.
  12. فتحی، کانون بانوان با رویکردی به ریشه‌های تاریخی حرکت‌های زنان در ایران، 1383ش، ص۱۴۴.
  13. فتحی، کانون بانوان با رویکردی به ریشه‌های تاریخی حرکت‌های زنان در ایران، 1383ش، ص144.
  14. کانون بانوان و گسترش سبک زندگی غربی در ایران،تیر 95
  15. فتحی، کانون بانوان با رویکردی به ریشه‌های تاریخی حرکت‌های زنان در ایران، 1383ش، ص۱۴۴–۱۴۷
  16. رنجبر عمرانی، کانون بانوان؛ پیکان سیاست حجاب‌ستیزی حکومت رضاخان از ظهور تا افول، وب‌سایت پژوهشکده تاریخ معاصر؛ فتحی، فتحی، کانون بانوان با رویکردی به ریشه‌های تاریخی حرکت‌های زنان در ایران، 1383ش، ص۱۴۴–۱۴۵.
  17. فتحی، کانون بانوان با رویکردی به ریشه‌های تاریخی حرکت‌های زنان در ایران، 1383ش، ص۱۴۵، به نقل از سخنرانی حکمران اصفهان در جلسه کانون، دی ۱۳۱4.
  18. فتحی، کانون بانوان با رویکردی به ریشه‌های تاریخی حرکت‌های زنان در ایران، 1383ش، ص۱۴۶–۱۴۷.
  19. رنجبر عمرانی، کانون بانوان؛ پیکان سیاست حجاب‌ستیزی حکومت رضاخان از ظهور تا افول، وب‌سایت پژوهشکده تاریخ معاصر.
  20. فتحی، کانون بانوان با رویکردی به ریشه‌های تاریخی حرکت‌های زنان در ایران، 1383ش، ص147؛ بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید،1347ش، ج1، ص103.
  21. فتحی، کانون بانوان با رویکردی به ریشه‌های تاریخی حرکت‌های زنان در ایران، 1383ش، ص۱۵۳–۱۵۴.
  22. رنجبر عمرانی، کانون بانوان؛ پیکان سیاست حجاب‌ستیزی حکومت رضاخان از ظهور تا افول، وب‌سایت پژوهشکده تاریخ معاصر.
  23. بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، ۱۳۴۷ش، ج 1، ص95.
  24. فتحی، کانون بانوان با رویکردی به ریشه‌های تاریخی حرکت‌های زنان در ایران، 1383ش، ص145.
  25. بامداد، همان، ص97؛ فتحی، کانون بانوان با رویکردی به ریشه‌های تاریخی حرکت‌های زنان در ایران، 1383ش، ص151.
  26. بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، ۱۳۴۷ش، ج 1، ص۱۰۱؛ فتحی، کانون بانوان با رویکردی به ریشه‌های تاریخی حرکت‌های زنان در ایران، 1383ش، ص۱۵۵–۱۵۶.
  27. رنجبر عمرانی، کانون بانوان؛ پیکان سیاست حجاب‌ستیزی حکومت رضاخان از ظهور تا افول، وب‌سایت پژوهشکده تاریخ معاصر.
  28. رنجبر عمرانی، کانون بانوان؛ پیکان سیاست حجاب‌ستیزی حکومت رضاخان از ظهور تا افول، وب‌سایت پژوهشکده تاریخ معاصر.
  29. پیرنیا، سالار زنان ایران، 1374ش، ص۱۱۳.
  30. «معرفی کتاب کانون بانوان»، وب‌سایت مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران.
  31. ویکی پدیا

منابع

  • نشریه بصیرت، مقاله کانون بانوان و گسترش سبک زندگی غربی در ایران،تیر 95
  • بامداد، بدرالملوک، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، تهران، ابن‌سینا، ۱۳۴۷ش.
  • پیرنیا، منصوره، سالار زنان ایران؛ واشینگتن، مهر ایران، ۱۳۷۴ش.
  • رنجبر عمرانی، حمیرا؛ کانون بانوان؛ پیکان سیاست حجاب ستیزی حکومت رضاخان از ظهور تا افول؛ پژوهشکده تاریخ معاصر، تاریخ درج مطلب: ۱ تیر ۱۳۹۴ش.
  • طلوعی، محمود، پدر و پسر، تهران، علمی، ۱۳۷۲ش.
  • صفایی، ابراهیم، بنیادهای ملی در شهریاری رضاشاه کبیر، تهران، وزارت فرهنگ و هنر، ۱۳۵۶ش.
  • فتحی، مریم؛کانون بانوان با رویکردی به ریشه‌های تاریخی حرکت‌های زنان در ایران، تهران، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ۱۳۸۳ش.
  • «کانون بانوان؛ پیکان سیاست حجاب‌ستیزی حکومت رضاخان از ظهور تا افول»، وب‌سایت مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، تاریخ درج مطلب: 21 اردیبهشت 1400ش.
  • «معرفی کتاب کانون بانوان»، وب‌سایت مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، تاریخ بازدید: ۲ مرداد ۱۴۰۴ش.