شیرین عبادی
شیرین عبادی؛ فعال حقوق زنان، فمینیست، فعال حقوق بشر.
شیرین عبادی در سال 1326ش در شهر همدان به دنیا آمد. او از حامیان قضایای سال 88 بود که به ترویج افکار فمینیستی در ایران به خصوص از طریق هجمه به آموزههای اسلامی، پرداخت. او از طرفداران همجنسگرایی است. شیرین عبادی از یک سالگی به تهران آمد و دوره دبیرستان را در تهران به اتمام رسانید و در سال ۱۳۴۴ش وارد دانشکده حقوق شد. پس از اخذ مدرک لیسانس و قبولی در کنکور دادگستری و 6 ماه کارآموزی قضاوت، در اسفند ۱۳۴۸ش به عنوان قاضی کار خود را شروع کرد.
عبادی بعد از انقلاب نیز و همزمان با روی کار آمدن دولت اصلاحات اسم و شهرت و آزادی عمل بیشتری یافت و البته به وکالت نیروهای مشهور ضد نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران مانند فرج سرکوهی پرداخت و همه تلاش خود را برای سیاهنمایی وضعیت ایران و رد کردن احکام اسلامی مانند قصاص اختصاص داد و تا امروز از هیچ کوششی در این زمینه فروگذار نکرده که از جملهی آن حمایت از فتنهگران داخلی و مصاحبههای مکرر با رسانههای ضدانقلاب است؛ به طوری که او به کارشناس رادیو فردا تبدیل شدهاست.
زندگینامه
شیرین عبادی در ۱۳۲۶ش در همدان متولد شد.[۱] پدر عبادی از حقوقدانان و معاون وزارت کشاورزی در دولت محمد مصدق بود که پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش از سمت خود برکنار شد.[۲] وی دو خواهر و یک برادر دارد و در یک سالگی به همراه خانواده به تهران آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان رساند و در ۱۳۴۸ش مدرک کارشناسی حقوق را دریافت کرد. در اسفند همان سال بهعنوان قاضی در دادگستری منصوب شد و در ۱۳۵۰ش کارشناسی ارشد حقوق خصوصی را گرفت.[۳]
عبادی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، مدتی به کارهای اداری اشتغال داشت و در ۱۳۷۱ش پروانۀ وکالت دریافت و دفتر وکالت خود را تأسیس کرد. وی وکالت پروندههای متعددی از جمله خانوادههای قربانیان قتلهای زنجیرهای و زهرا کاظمی را بر عهده گرفت. همچنین وکالت برخی چهرههای فرهنگی و مطبوعاتی مانند حبیبالله پیمان، عباس معروفی و فرج سرکوهی را پذیرفت.[۴]
در جریان ناآرامیهای دانشجویی ۱۳۷۸ش به اتهام ارائۀه مدارک دربارۀ دستداشتن برخی مقامات حکومتی در این رویدادها، به مدت سه هفته بازداشت شد. همچنین در پروندۀ موسوم به نوارسازان که پس از حمله به کوی دانشگاه شکل گرفت، به همراه محسن رهامی بهعنوان یکی از طراحان این سناریو دستگیر شد.[۵]
پشت پرده اعطای جایزه صلح نوبل به شیرین عبادی
جایزه صلح نوبل از جمله جوایز بینالمللی که زیر نظر محافل آمریکایی و صهیونیستی همه ساله با ادعای قدردانی از اقدامات صلحطلبانه به افراد و اشخاص یا کشورهای خاصی اعطا میشود. در سال 2003م کمیته جایزه نوبل در نروژ، این جایزه را به دلیل فعالیتهای عبادی در زمینه به اصطلاح حقوق بشر و ترویج مردم سالاری در ایران به ویژه درباره حقوق زنان و کودکان! به شیرین عبادی اعطا کرد؛ جایزهای که به طور سیستماتیک براساس سیاستهای لابی صهیونیستی به افرادی اعطا میشود که در راستای منافع آمریکایی- صهیونیستی گام برمیدارند که در این باره شیرین عبادی نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. در این سال، شیرین عبادی و پاپ ژان پل دوم رهبر کاتولیکهای جهان بر سر تصاحب این جایزه رقابت داشتند؛ اما به اعتراف سخنگوی سوئدی هیئت انتخاب کننده برندگان جایزه صلح نوبل، مزیت عبادی نسبت به پاپ این بوده که وی برخلاف پاپ، همجنسگرایی را به رسمیت میشناسد و از روابط نامشروع و پیش از ازدواج زنان حمایت میکند. بنابراین دقیقاً به همین علت نیز این جایزه در سال 2003م به شیرین عبادی که خوش رقصی برای بیگانگان و بهائیان از خصوصیات بارز وی است، اعطا میشود.[۶]
همسر شيرين عبادی ضمن تأييد صفت "مادر فولاد زره" و "فاطی اره" که خانم شادی صدر به شيرين عبادی داده بود اضافه میکند: با صداقت میگويم من هيچ نسبت و ارادتی به جمهوری اسلامی نداشتم، اما همين که میبينم هيولاهايی همچون شيرين عبادی دشمن آن هستند، به اين نتيجه میرسم که اين حكومت نبايد حکومت بدی باشد![۷]
دیدگاهها
نقد وضعیت حقوق بشر در ایران
شیرین عبادی در اظهارات خود به نقد وضعیت حقوق بشر در ایران پرداخته و معتقد است قوانین مصوب پس از انقلاب مبتنی بر تبعیض جنسیتی تدوین شدهاند. وی برای اثبات ادعای خود به مواردی چون نصف بودن دیه زن نسبت به مرد و عدم پذیرش شهادت زنان به تنهایی اشاره میکند. از نگاه وی، این قوانین با تعهدات بینالمللی ایران که در سال ۱۳۵۴ به کنوانسیونهای حقوق مدنی و سیاسی و اقتصادی و اجتماعی پیوسته است، در تعارض قرار دارد.[۸]
نقد تبعیض جنسیتی در قوانین ایران
عبادی با اشاره به اصل نفی تبعیض در اسناد بینالمللی، قوانین ایران را مصداق تبعیض بر اساس جنسیت میداند. به گفته وی، در قوانین کیفری ایران، دیه زن نصف دیه مرد تعیین شده و در موارد قصاص، خانواده مقتول زن باید پیش از اجرای حکم، بخشی از دیه را به قاتل بپردازند. همچنین شهادت زنان در دادگاه به تنهایی پذیرفته نمیشود، در حالی که شهادت مردی که از نعمت سواد بیبهره است قابل قبول است. او این موارد را مغایر با تعهدات بینالمللی ایران ارزیابی میکند.[۲]
اهمیت پیوستن به کنوانسیونهای بینالمللی
به باور عبادی، پیوستن دولت ایران به کنوانسیونهای بینالمللی نخستین گام برای مطالبه حقوق بشر است. او معتقد است این اقدام به مدافعان حقوق بشر مشروعیت میبخشد تا از دولت بخواهند به تعهدات خود عمل کند و به سازمان ملل اجازه میدهد بر اجرای تعهدات نظارت داشته باشد. وی تأکید میکند که پیوستن به تنهایی مشکل را حل نمیکند، اما دریچهای برای پیگیری مطالبات میگشاید.
دو دیدگاه متفاوت درباره حمایت از زنان
عبادی دو رویکرد نظری را در قبال زنان مطرح میکند: دیدگاه نخست بر حمایت از زنان تأکید دارد و معتقد است زنان باید در خانه بمانند و از آنان حمایت مادی و عاطفی شود تا به روح لطیفشان آسیب نرسد. دیدگاه دوم بر توانمندسازی زنان تأکید میکند و معتقد است زنان باید مانند مردان برای احقاق حقوق خود بجنگند و روی پای خود بایستند. به گفته وی، هر دو دیدگاه زن را محترم میشمارند، اما در شیوه تأمین این احترام اختلاف نظر دارند.
نقد دیدگاههای شیرین عبادی
بر اساس مطالب منتسب به شیرین عبادی و نیز مطالبی که از سوی افراد مختلف درباره وی نوشته و منتشر شده است میتوان گفت که وی به عنوان یک فمینیست، در صدد در هم شکستن سدهای قانونی مقابله با ضدارزشها است. وی دیدگاهی التقاطی را مطرح میکند و معتقد است اسلام را میتوان با دمکراسی غربی و حقوق بشر انطباق داد. تلاش شیرین عبادی معطوف به این است که بدون برانگیختن حساسیت مردم مسلمان، دیدگاه آنها را نسبت به قوانین اسلامی که نص قرآن هستند تغییر داده و زمینه ساختارشکنی حقوقی اجتماعی را فراهم کند. اعطای جوایز و موقعیتهای مختلف و از جمله جایزه نوبل به او به منظور ایجاد کانالی میان اپوزیسیون خارجنشین و دول معاند و فضای داخل کشور صورت گرفت.
وی نظام جمهوری اسلامی را نظامی مردمی نمیداند و دستگاههای مختلف اجرایی و قضایی و انتظامی را به شدت مورد حمله قرار میدهد. شیرین عبادی قبل از خروج دائمی از ایران، وکالت تعدادی از افراد مساله دار را که به دلیل تخلفات محرز بازداشت شده بودند به عهده داشت. بررسی وضعیت این افراد میتواند روشن کند که او در چه جهتی گام برمیدارد.
وی در موارد مکرر نظام جمهوری اسلامی را متهم به نق حقوق شهروندان نموده و از گروهکهای تروریست منافقین دفاع کرده است. وی در جریان ایراد اتهامات واهی به نظام در خصوص قتل زندانیان در سال 67 توضیح داد که شوهرش نیز عضو سازمان منافقین بوده که در سال 67 اعدام و به همین دلیل وی معتقد است رویداد کشتار زندانیان در آن سال واقعی است! دور از ذهن نیست که اظهارات او علیه نظام منجر به پذیرش او از سوی محافل و مراکز غربی و یهودی حمایت میشود:
«زهرا رهنورد و شیرین عبادی از سوی مؤسسه اسرائیلی آمریکایی دلیور وومن به عنوان یکی از صد فرد اثرگذار که در ایران فعالیتهای گستردهای داشتهاند، معرفی شدند. این مؤسسه آمریکایی، زهرا رهنورد را «هنرمند و فعال اجتماعی ایرانی و رئیس سابق دانشگاه الزهرا» معرفی کرده و او را به دليل دفاع از حقوق زنان در جریان سبز شایسته انتخاب دانسته است. گفتنی است در میان این لیست افراد نزدیک به صهیونیستها از جمله کریستین امانپور، لورا بوش همسر رئیس جمهور سابق آمریکا، هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا حضور دارند.»[۹]
در مطالب و اظهارات این عنصر خودفروخته، رویکردها و مضامینی از این قبیل زیاد به چشم میخورد:
درخواست از محافل حقوق بشری غرب برای دخالت در امور داخلی ایران، متهم کردن ایران به نقض حقوق بشر، طرح شعارهای تند فمینیستی دعوت از زنان به رفتارهای ساختارشکن، شایعهپردازی درباره مدادهای داخلی ایران با هدف برانگیختن افکار عمومی علیه نظام، برجسته نمایی گزارشهای حقوق بشری علیه ایران، انتقاد از دولتهای غربی به دلیل ارتباط اقتصادی با ایران و درخواست تحریم و مصادره اموال ایران، درخواست از محافل غربی برای دخالت در امور ایران، دفاع از بهاییان جاسوس، متهم کردن نظام به کشتن افراد عادی، همسویی با تبلغات غرب علیه سوریه به عنوان متحد ایران در منطقه، متهم کردن نظام به اعدامهای بیدلیل و کشتارهای عقیدتی، درخواست از محافل حقوق بشری برای اعمال فشار بر ایران، متهم کردن نظام به نادیده گرفتن حقوق زنان، حمایت از رژیم شاه و توهین به شعور سیاسی مردم، انکار بهبود وضعیت اقوام در ایران، دروغپردازی درباره روابط ایران و سوریه، ادعای قریبالوقوع بودن شورش در ایران علیه نظام، طرح ادعای واهی تهدید به مرگ شدن از سوی نظام، حمایت از مجرمین امنیتی و جاسوسان، متهم کردن نظام به کشتن بیدلیل زندانیان، متهم کردن مسئولین ارشد نظام به صدور دستور کشتار مخالفان، انکار جایگاه برجسته زنان و خانواده در ایران، طرح ادعای نقض مداوم و فزاینده حقوق بشر در ایران، حمایت از عناصر فعال فتنه، ارتباط پشت پرده با ماموران حقوق بشری دستگاه های اطلاعاتی غربی، پیگیری پروژه کشته سازی از ه طبیعی افراد و انتساب آن به نظام، متهم کردن نظام به شک افراد و ایجاد جو اختناق و سانسور، تاکید بر توهم کشتار زندانیان در سال 67، شرکت در کنفرانس بهاییها و تجلیل از عناص بهایی و منافق، درخواست از استکبار جهانی برای تحت فشار قرار دادن ایران و همسویی با اپوزیسیون سلطنت طلب، تبلیغ اتهامات غرب علیه ایران در زمینه حقوق بشر، ارائه برداشتهای توهینآمیز از انقلاب اسلامی، انتساب خودکشی عناصر مسئلهدار به نظام، متهم کردن قوه قضائیه به بیعدالتی، طرح ادعاهای واهی در خصوص رابطه ایران و سوریه، حمایت از مجرمان امنیتی و جاسوسان، انکار استقلال و عدالت قوه قضائیه، نفى قانون اساسی و جوسازی علیه دستگاه قضائی، ادعای قریبالوقوع بودن شورش گسترده در ایران، همکاری با کشورهای معاند علیه امنیت ملی ایران، دعوت فتنه گران به طرح دیدگاههای فمینیستی و انکار دستاوردهای انقلاب اسلامی برای زنان. وی وکیل افراد مسئلهداری مانند گنجی بوده و همچنین وکالت جاسوسان بهایی را هم برعهده داشته است.
آثار
شیرین عبادی در زمینههای حقوق پزشکی، ادبی، کودک، معماری، پناهندگان و تاریخچه و اسناد حقوق بشر در ایران و همچنین حقوق زن در قوانین ایران، آثاری دارد.
- بیداری ایران
- تا آزادی
- قفس طلایی
- تاریخچه اسناد حقوق بشر در ایران[۱۰]
افتخارات
جوایز
شیرین عبادی در ۲۰۰۱م موفق به دریافت جایزه بنیاد حقوق بشر رافتو در نروژ شد. در ۲۰۰۳م نیز جایزۀ صلح نوبل به وی اعطا شد. بسیاری از منتقدان، اعطای این جایزه را اقدامی سیاسی ارزیابی کرده و معتقدند کمیته نوبل در انتخاب خود رویکردی غیرحقوقی و با انگیزههای سیاسی داشته است. به باور آنان، این جایزه بهدلیل جهتگیریهای خاص و در چارچوب فشارهای بینالمللی علیه جمهوری اسلامی ایران به وی تعلق گرفته است.[۱۱]
مدرکهای افتخاری
- دریافت دکتری افتخاری در رشته حقوق از کالج ویلیامز ۲۰۰۴م؛
- دریافت دکتری افتخاری در رشته حقوق از دانشگاه مارکوت ۲۰۰۹م؛
- دریافت دکتری افتخاری در رشته حقوق از دانشگاه کمبریج ۲۰۱۱م؛
- دریافت دکتری افتخاری از دانشگاه لندن ۲۰۱۲م؛
- دریافت دکتری افتخاری از انجمن حقوق انتاریو ۲۰۱۲م.[۱۲]
نامگذاری خیابانی در فرانسه
در تاریخ ۱۶ مارس ۲۰۱۱ میلادی، یکی از خیابانهای شهر پواتیه در فرانسه تغییر نام یافت و به نام شیرین عبادی، نامگذاری شد.
پانویس
- ↑ «عبادی، شیرین»، وبسایت پرسمان.
- ↑ «زندگینامه و مصاحبه با شیرین عبادی در روزنامه گاردین»، خبرگزاری ایرنا.
- ↑ «عبادی، شیرین»، وبسایت پرسمان.
- ↑ «عبادی، شیرین»، وبسایت پرسمان.
- ↑ «عبادی، شیرین»، وبسایت پرسمان.
- ↑ «اعطاي جايزه نوبل به شيرين عبادي/3/ ديدگاههاي برزگر، شيخ عطار، جلاييپور، محبيان، شريعتي»، خبرگذاری ایسنا
- ↑ «برنده نوبل، هووي خود را تهديد به قتل كرد!»، خبرگذاری جهان نیوز
- ↑ عبادی، «زنان را در این سالها محدود کردند»، ۱۳۸۸ش، ص271-272.
- ↑ گفت و گو با شیرین عبادی در مورد وضعیت جنبش زنان / جرس -۱۳۸۹/۱۲/۱۷.یک مؤسسه اسرائیلی زهرا رهنورد و شیرین عبادی را پسندید / جهان نيوز - ۱۳۸۹/۱۲/۱۵.
- ↑ وب سایت آثار برتر
- ↑ «عبادی، شیرین»، وبسایت پرسمان.
- ↑ «نگاهی به زندگی حرفهای شیرین عبادی»، وبسایت وکلاپرس.
منبع
«زندگینامه و مصاحبه با شیرین عبادی در روزنامه گاردین»، خبرگزاری ایرنا، تاریخ درج مطلب: 12 خرداد 1385ش.
عبادی، شیرین، «زنان را در این سالها محدود کردند»، مجلۀ بازتاب اندیشه، شمارۀ 109، ۱۳۸۸ش
«عبادی، شیرین»، وبسایت پرسمان، تاریخ درج مطلب: 19 آبان 1390ش.
مسعود محمدی و گروه مولفین؛ اصحاب فتنه / 39، مرور آراء و مواضع شیرین عبادی؛ انتشارات شناسه، چاپ اول، 1391ش.
«نگاهی به زندگی حرفهای شیرین عبادی»، وبسایت وکلاپرس، تاریخ درج مطلب: 30 خرداد 1402ش.