پرش به محتوا

پارچه‌بافی دوره ساسانیان

از ایران‌پدیا
نسخهٔ تاریخ ۳ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۵۰ توسط حمید فاضل (بحث | مشارکت‌ها) (ابرابزار)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

پارچه‌بافی دوره ساسانیان؛ ساخت و تشکیل پارچه در دورهٔ ساسانی.

پارچه‌بافی در دوره ساسانی از جایگاه والایی برخوردار بود و با بهره‌گیری از شیوه‌های پیشرفته‌ای چون پود طرح مرکب، تار طرح مرکب و بافت جناغی، پارچه‌هایی عریض تولید می‌شد. دستگاه‌های بافندگی چند تارکش، امکان بافت پارچه‌های ابریشمی، پشمی، پنبه‌ای و کتانی را فراهم می‌کردند که معروف‌ترین آنها ابریشم بود. ساسانیان از هفت رنگ نمادین مرتبط با هفت سیاره و امشاسپندان، استفاده می‌کردند و پارچه‌ها چنان کیفیت و استحکامی داشتند که کاربردهای گوناگونی می‌یافتند؛ از پوشاک فصلی گرفته تا صادرات به روم، فرانسه و چین. نقوش پارچه‌ها که اغلب درون دایره‌های مروارید نشان جای می‌گرفتند، شامل حیوانات، گیاهان، جانوران اسطوره‌ای مانند سیمرغ و اسب بالدار و صحنه‌های شکار و جنگ بودند که هر یک نماد مفاهیمی چون فرّه ایزدی، قدرت و برکت به‌شمار می‌رفتند. این پارچه‌ها به‌دلیل ارزشمندی، در اروپا برای تدفین قدیسین و در کلیساها به کار می‌رفتند و بر هنر نساجی بیزانس و دوره‌های بعدی ایران مانند دوره سامانی، دوره آل‌بویه و دوره سلجوقی تأثیر گذاشتند. نمونه‌هایی از این دست‌بافته‌ها در مازندران، نقش‌برجسته‌های طاق بستان و حفاری‌های آستانا، مصر و اروپا کشف شده و اکنون در موزه‌های مشهور جهان نگهداری می‌شوند.

شیوه بافت پارچه‌های ساسانی

پود طرح مرکب

این شیوه به پارچه‌های طرح‌دار که به‌شکل طرح دو پودی در ایران بافته می‌شود، اطلاق می‌شود. در بافت آن، ابتدا دو پود در یک زمان برده می‌شود که یکی از آنها برای ساده‌بافت و دیگری فقط در جاهایی که طرح وجود داشته باشد، روی پارچه می‌آورند؛ در غیر این صورت پشت پارچه آویزان باقی می‌ماند.

تار طرح مرکب

این نوع بافت که در چین رایج شد، دو تار با رنگ‌های متضاد به‌کار می‌روند؛ به‌طوری که از هر تاری که روی پارچه آورده می‌شود، با عبور دادن یک پود از بین دو تار نگه داشته می‌شود. پود دیگر نیز در یک زمان با دو تار دیگر درگیر می‌شود. برای تغییر طرح، جای تارهایی که باید روی پارچه قرار گیرند، عوض می‌شوند. بافندگان ایرانی روش چینی و ایرانی را ترکیب کرده و پارچه‌ای ترکیبی بافتند که برعکس روش چینی‌ها عمل می‌کرد؛ به این صورت که برای تغییر طرح، جای پودهایی که روی پارچه قرار می‌گرفت، جابه‌جا می‌شد. این روش ترکیبی در زمان ساسانیان آغاز شد و به همان شکل به بیزانس، سیسیل ایتالیا و شمال اروپا وارد شد.[۱]

بافت جناغی

بافت جناغی در سدهٔ سوم میلادی در شام رونق داشت و سپس به ایران آورده شد.[۲] در این روش، الیاف پود از بین چندین تار عبور می‌کنند. در ردیف بعد نیز پودها جلوتر قرار می‌گیرند تا خطوط اریب روی پارچه ظاهر شوند.[۳]

دستگاه‌های بافندگی

دستگاه‌های بافت این دوره حداقل از چهار گورد برای بافت جناغی و چهار گورد دیگر برای ایجاد طرح تشکیل شده‌اند. همچنین در منطقهٔ باستانی صلاحیه، بافته‌هایی به‌دست آمده که می‌توان از روی آنها به وجود دستگاه‌های چند تارکش و چله‌کش در این دوره پی برد. دستگاه‌های بافت چینی‌ها پارچه‌هایی با عرض پنجاه سانتی‌متر تولید می‌کرد؛ اما ساسانیان می‌توانستند پارچه‌هایی با عرض ۸۵ سانتی‌متر نیز ببافند.[۴]

جنس پارچه‌های ساسانی

پارچه‌های ساسانی از جنس ابریشم، پشم، پنبه، کتان، چرم و پوست بودند که معروف‌ترین آن پارچه‌های ابریشمی بود.[۵]

رنگ‌های مورد استفاده در بافت پارچه

ساسانیان از هفت رنگ برای بافت پارچه‌ها استفاده می‌کردند. این هفت رنگ را با هفت سیارهٔ آسمانی که هر کدام نشانی از اَمشاسپَندان دین زرتشتی است، مشخص می‌کردند.[۶] این رنگ‌ها که هر کدام برای یکی از روزهای هفته به‌کار می‌رفت، به‌ترتیب شامل نیلگون (زحل)، زرد (خورشید)، آبی (ماه)، نارنجی (مریخ)، سرخ (عطارد)، بنفش (مشتری)، سبز یا سفید (زهره) است.[۷]

ویژگی پارچه‌های ساسانی

  1. کیفیت و استحکام بالای پارچه‌ها؛
  2. استفاده از نقوش زیبای سفالینه‌ها و ظروف فلزی و نقره‌ای در نقش پارچه‌ها؛

۳-استفاده از رنگ‌بندی‌های منحصربه‌فرد در نقوش پارچه‌ها.[۸]

انواع پارچه‌های ساسانی

به‌دلیل تنوع پارچه‌های ساسانی، در هر فصل از پارچه‌های مناسب آن استفاده می‌شد. پارچهٔ شاهجانی و دبیقی در بهار، توزی[۹] و شطوی در تابستان، مُنیّررازی[۱۰] و مُلحَم مَروزی[۱۱] در پاییز، خز و حَواصِل در زمستان و در سرمای سخت نیز خز آستردار پوشیده می‌شد. شاه در عید نوروز لباس‌های زمستانی و در عید مهرگان، لباس‌های تابستانی خود را به بزرگان هدیه می‌داد.[۱۲]

صادرات پارچه

صادرات ابریشم بین دو کشور چین و بیزانس بود که برای این کار باید از جادهٔ ابریشم که از خاک ایران می‌گذشت، عبور می‌کرد. ابریشم خام از طریق جادهٔ ابریشم از چین به ایران می‌آمد و در آنجا بافته می‌شد و سپس به روم و فرانسه فرستاده می‌شد.[۱۳] این پارچه‌ها در سایر نقاط دنیا نیز خریداران بسیاری داشت.[۱۴]

کاربرد پارچه‌های ساسانی در سایر کشورها

  1. استفاده از آن به‌منظور تدفین قدیسین به‌دلیل قداست پارچه ساسانی؛[۱۵]
  2. حفظ پارچه ساسانی به‌دلیل باارزش بودن آن همچون جواهرات نزد اروپاییان؛
  3. خرید گناهان مردم واتیکان با پارچه‌های نفیس ساسانی؛
  4. متبرک کردن ضریح و مقابر مسیحیان با پارچه‌های ساسانی؛
  5. استفاده از پارچه‌های ساسانی در مراسم‌های مذهبی چین.[۱۶]

دلایل تأثیر هنر نساجی ایران بر بیزانس

به‌دلیل رسمی شدن آیین زرتشت میان در دوره ساسانیان، بسیاری از مسیحیان به قسطنطنیه پناه بردند. این امر باعث گسترش فرهنگ و هنر ساسانی میان مسیحیان شد. با پذیرش دین مسیحیت در روم شرقی و استفاده از منسوجات گران‌بها در تزیین کلیساها و کفن مردگان، استفاده از پارچه‌های نفیس ساسانی افزایش یافت و همچنین ممنوعیت استفاده از تصاویر مقدسین موجب گرایش به پارچه‌های ساسانی شد.[۱۷]

تأثیر پارچه‌بافی ساسانی بر سایر دوره‌ها

در دوره‌های سامانی، آل‌بویه و سلجوقی، بافندگان از طرح‌ها و عناصر تزیینی ساسانی در پارچه‌های خود استفاده می‌کردند و تنها در زمان مغولان بود که استفاده از طرح‌های ساسانی در پارچه‌ها از بین رفت.[۱۸]

رونق پارچهٔ ابریشمی

در آغاز قرن ششم میلادی، روش عمل‌آوری کرم ابریشم از آسیای میانه وارد ایران شد و تولید آن در واحهٔ مرو و گرگان رواج یافت.[۱۹] تولید پارچه‌های ابریشمی در زمان پادشاهی شاپور دوم صورت گرفت. او بافندگانی را از شمال بین‌النهرین به مهم‌ترین مراکز صنعت نساجی که در شهرهای شوش، شوشتر و جندی‌شاپور قرار داشت، فرستاد تا گونه‌های تازه‌ای از پارچه‌های ابریشمی و زری را تولید کنند.[۲۰] به دستور شاپور، کارگاه تولید پارچهٔ ابریشمی نیز در بیشاپور تأسیس شد که روش بافت آن را یکی از اسرای رومی به‌نام «پوزی» به ایرانیان آموزش می‌داد.[۲۱] با گسترش صنعت پراچه‌بافی در دوره ساسانیان، ایران سه نوع پارچهٔ ابریشم پرزدار، ابریشم زربافت و ابریشم قلاب‌دوزی را به چین صادر می‌کرد.[۲۲]

مدارس پارچه‌بافی

به‌دلیل بالا بودن حجم سفارشات، وجود چندین کارگاه بافندگی با حضور افراد ماهر و همچنین یک متخصص که توانایی اداره کارگاه‌ها را داشته باشد، ضروری بود. به همین دلیل مدارسی در این دوره تأسیس شدند تا بافت پارچه را به کارآموزان آموزش دهند. همچنین، در جنگ‌های میان ایران و روم، زندانیان بسیاری وجود داشتند که در بین آنها بافندگان رومی بودند که در شهرهای ایران پراکنده شدند و این هنر را آموزش می‌دادند. این کارگاه‌ها نقش مهمی در صنعت نساجی ایران داشتند؛ چرا که زیباترین پارچه‌ها که از ابریشم و نخ‌های طلایی بافته یا گل‌دوزی می‌شدند، از دل این کارگاه‌ها بیرون می‌آمدند.[۲۳]

پارچه‌های کشف‌شده از مازندران

دو تکه پارچه که مربوط به دوره ساسانیان است، به‌همراه اشیاء و ظروف غذاخوری که داخل یک صندوقچه قرار داشته، در جنوب دریای خزر در مازندران پیدا شده است. طرح روی پارچه‌ها، صحنه‌هایی از شکار حیوانات و پرندگان را نشان می‌دهد که روی ظروف غذاخوری نیز دیده می‌شود.[۲۴]

پارچه‌های به‌کار رفته در نقش‌برجسته‌ها

حدود ۲۵ پارچهٔ مختلف در نقش‌برجستهٔ طاق بستان دیده می‌شود. روی پارچهٔ لباس خسروپرویز نقش سیمرغ با زمینه‌ای سبز رنگ وجود دارد.[۲۵] این سیمرغ با سایر نقوش گیاهی که درون حلقه‌هایی قرار گرفته، تزیین شده است. همراهان خسروپرویز نیز لباس‌هایی با نقوشی از پرندگان، گل و گیاه یا نقش‌مایه‌های مدور به تن دارند. تصویر اردشیر دوم در یکی دیگر از نقش‌برجسته‌های این منطقه او را با لباسی از تزیینات سادهٔ هندسی نشان می‌دهد.[۲۶] گاهی نیز علائمی از خورشید و ماه در نقش پارچه‌ها به چشم می‌خورد.[۲۷] در یک نقاشی آبرنگی از شوش که روی گچ حکاکی شده است، شکارچی با لباسی که مزین به یک لوزی با رشته‌های زرین است، دیده می‌شود.[۲۸]

تفاوت پارچه‌های ساسانی و قِبطی مصر

در بافته‌های قبطی مصر، تقلیدی از عناصر تزیینی هنر ساسانی به چشم می‌خورد که نوعی تشابه و هماهنگی را در نقوش و ترکیب‌بندی آنها به‌وجود آورده است. با این حال، تفاوت‌هایی میان پارچه‌های ساسانی و قبطی وجود دارد:

  1. موضوع پارچه‌های دورهٔ ساسانی بیشتر جنبهٔ ملیتی، جنگاوری و بزم داشت؛ اما در دورهٔ قبطی مصر، دارای موضوعی ملی و مذهبی است.
  2. نقوش قبطی- مصری، برخلاف نقوش ساسانی، واقع‌گرا هستند.[۲۹]

نقوش پارچه‌های ساسانی

ساسانیان درصدد بودند تا نقوش یونانی روی پارچه‌ها را پاک و هنر پارسی را که مظهر شکوه و عظمت بود، جایگزین کنند. آنان در انتخاب نقوش، علاوه بر جنبهٔ زیبایی به نمادگرایی نیز توجه کردند. نقوش حیوانات ارتباط نزدیکی با آیین زرتشت و باورهای آن زمان دارد.[۳۰] اکثر نقوش پارچه‌ها درون قاب‌بندی‌های دایره‌ای‌شکل که به دایره‌های چرخوار معروف‌اند، قرار دارند.[۳۱] درون هر یک از این قاب‌ها نیز دایره‌های مروارید نشان احاطه شده است. این دایره‌های مروارید نشان که در نقوش پارچه‌های ساسانی به فراوانی دیده می‌شود، نشانه‌ای از رستگاری و مهر ایزد است.[۳۲] نحوهٔ قرارگیری نقوش روی پارچه‌ها به‌صورت افقی، زیگزاگ، متقارن یا متقابل است.[۳۳]

نقوش حیوانات

بیشترین نقوش پارچه‌های ساسانی را نقوش حیوانات تشکیل داده است.[۳۴] از جملهٔ این نقوش می‌توان به بز کوهی با شاخ‌های تیز که روبان و گردنبندی مرواریدی به گردن دارد، اشاره کرد. روی کتف و پشت حیوان نیز نقوش هندسی دیده می‌شود.[۳۵] بز کوهی نماد آب و گیاه است.[۳۶] در پارچهٔ دیگری از جنس پشم و کتان تصویر قوچی که نشان دهندهٔ شکوه و بزرگی شاه بوده، دیده می‌شود. حاشیهٔ این پارچه را نقوش هندسی دربرگرفته است.[۳۷] روش بافت این پارچه که به بافته‌های قبطی شباهت دارد، در مصر پیدا شده است.[۳۸] تکه پارچهٔ ابریشمی از آستانا به دست آمده که روی آن نقش سر گراز به سبک هندسی با پشم روی کتان قلاب‌دوزی شده است.[۳۹] نقش شیر نیز که در ایران باستان نماد قدرت و سلطنت است، در تکه پارچه‌های ساسانی دیده می‌شود. نقش شیر در این پارچه‌ها در قسمت بالا و پایین قرار گرفته است و وسط و اطراف آن نقوش گل‌های چند پر به چشم می‌خورد.[۴۰] از عالی‌ترین نمونه پارچه‌های ساسانی نقش خروسی است که روی پارچه‌ای پشمی گل‌دوزی شده و اکنون در موزهٔ آرمیتاژ نگهداری می‌شود. برای بافت این نقش از هفت رنگ استفاده شده است.[۴۱]

نقوش پرندگان

نقش پرندگان نیز درون دایره‌های مروارید نشان بافته شده است. جهتِ قرارگیری پرندگان در هر ردیف در جهت عکس ردیف قبلی است.[۴۲] شیوهٔ بافت نقوش به‌صورت جناغی است. نقش مرغ ماهی‌خوار را که با منقار خود شاخه‌ای از درخت نخل را گرفته، در برخی از پارچه‌های این دوره دیده می‌شود.[۴۳] در یک پارچهٔ ابریشمی با بافت مرکب، نقش عقابی که بزی را به چنگال گرفته، مشاهده می‌شود. بال‌های این پرنده با خطوط هندسی پر شده است که نشان از جلال و عظمت دارد.[۴۴]

نقوش گیاهی

بیشتر نقوش گیاهی بافته شده در پارچه‌های این دوره به‌صورت ترکیبی هستند؛ همانند تکه پارچهٔ ابریشمی که از آستانا به دست آمده است و نقش گلی با برگ‌های پیچان به‌همراه میوهٔ انگور روی آن دیده می‌شود. این پارچه در موزهٔ دهلی نگهداری می‌شود. در پارچه‌ای از جنس ابریشم نقوش گل چندپر درون قاب‌های لوزی‌شکل که فاصلهٔ بین آن با گل‌های قلبی‌شکل پر شده، دیده می‌شود. نقش گل‌ها در هر ردیف متفاوت‌اند. در پارچهٔ دیگر نیز نقوش گل‌های چهارپر و هشت‌پر درون قاب‌های قلبی‌شکل که با مربع‌هایی از هم جدا شده‌اند، مشاهده می‌شود. این دو تکه پارچه در موزهٔ برلین نگهداری می‌شود. روی یک تکه پارچه با زمینهٔ قرمز نیز نقوش ترکیبی از گل‌های چهارپر، هشت‌پر و نقوش هندسی نیز به‌صورت افقی تکرار شده‌اند.[۴۵]

نقوش ترکیبی

از جملهٔ این نقوش می‌توان به نقش اسب و پرنده اشاره کرد که اسب‌ها به حالت ایستاده و نیم‌رخ با نواری به‌شکل مروارید به دور گردن درون دایره‌های مرواریدنشان بافته شده‌اند. تصویر پرندگان نیز در خارج از دایره‌ها به‌صورت دو پرنده روبه‌روی هم تکرار شده است. نقش پرنده و گل نیلوفر نیز در پارچهٔ دیگری به‌صورت یک‌درمیان تکرار شده است. پرندگان در هر ردیف در جهت مخالف هم حرکت می‌کنند. در موزهٔ آرمیتاژ، تکه پارچه‌ای با نقش پرنده و برگ نخل و گلی با نقش چلیپا دیده می‌شود. تصویر پرنده و برگ نخل درون دایره‌ای ساده که فضای خالی آن با گل‌های چهارپر به‌شکل چلیپا پر کرده است، قرار دارد.[۴۶]

نقوش جانوران اسطوره‌ای

یکی از نقش‌های اسطوره‌ای سیمرغی با بال و دم پرنده و پنجه‌ها و سر شیر است.[۴۷] سیمرغ درون دایرهٔ مروارید نشان و نقوش گیاهی در خارج از دایره دیده می‌شود. این نقش، بیش از همه دارای نقش‌ونگار است. تکنیک بافت این پارچه ابریشمی جناغی است.[۴۸] در پارچه‌ای دیگر، نقوش اسب بالدار درون دایره‌هایی که در هر ردیف در جهت مخالف هم حرکت می‌کنند، مشاهده می‌شود. اسب بالدار نمادی از خدای پیروزی است.[۴۹] فاصلهٔ خالی میان دایره‌ها، درخت زندگی قرار گرفته است که معمولاً در کنار نقوش افسانه‌ای به کار می‌رود و به نوعی نگهبانان این نقوش به‌شمار می‌روند.[۵۰]

نقوش انسانی

این پارچه که تصویر خسرو پرویز را در میدان جنگ نشان می‌دهد، به‌وسیلهٔ پارچه‌بافان ایرانی از روی یک نقاشی دیواری برداشته شده است و مصریان هم از روی آن تقلید کرده‌اند. خسرو پرویز روی تخت نشسته و سوارکاران در حال تیراندازی هستند.[۵۱] در یک پارچهٔ ابریشمی که در اواخر این دوره به دست آمده، نقش پادشاه در حال شکار با شیر بالدار را نشان می‌دهد. تصویر قوچ‌ها به‌همراه درخت زندگی و نیز تصویر انسانی که در حال یاری رساندن به پادشاه است، در این تکه پارچه مشاهده می‌شود.[۵۲]

سایر نقوش

پارچه‌ای با نقش مروارید درشت که حالت آویز دارد، را دو ردیف لوزی‌های مرواریدی احاطه کرده و در موزهٔ ویکتوریا و آلبرت لندن نگهداری می‌شود.[۵۳] در پارچه‌ای دیگر نیز نقش قلب به‌طور منظم تکرار شده است. این پارچه نیز در موزه لوور فرانسه وجود دارد.[۵۴]

پارچه‌های به‌دست آمده از دورهٔ ساسانی

حدود صد قطعه پارچه که بیشتر آنها ابریشمی است، از این دوره به‌دست آمده است. تنها گروهی از پارچه‌ها هستند که تاریخ و محل تولید آنها مشخص است؛ قطعه پارچه‌هایی از پشم و کتان در ایران به‌دست آمده است و اکنون در موزهٔ متروپولیتن نگهداری می‌شود. بیشتر این پارچه‌ها در مناطقی خارج از قلمرو ساسانیان[۵۵] مانند کلیساهای اروپا و حفاری‌های باستان‌شناسی در مناطقی از آستانا،[۵۶] ترکستان،[۵۷] پالمیرا،[۵۸] دورااُروپوس،[۵۹] تاریم[۶۰] و آنتی‌نوئه مصر کشف شده‌اند[۶۱] و اکنون در موزه‌های برلین، لوور، سین‌کیانگ چین، آرمیتاژ روسیه، دهلی نو و موزهٔ منسوجات واشینگتن نگهداری می‌شوند.[۶۲] تعدادی پارچه نیز از شهر قومس سمنان به‌دست آمده است که تزیینات خاصی ندارد و در موزهٔ متروپولیتن نگهداری می‌شود.[۶۳]

پانویس

  1. وولف، صنایع دستی هنر ایران، 1384ش، ص202-155.
  2. «پارچه در دوران ساسانی»، وب‌سایت تاریخ ما: مطالعه و بررسی دانسته‌های تاریخی.
  3. «پارچۀ جناغی و آشنایی با ویژگی‌های آن»، وب‌سایت پارچه‌نگار.
  4. امیری خراسانی، «هنر بافندگی دوره ساسانی»، وب‌سایت پارسیان‌دژ.
  5. مجانی، «جنس پارچه‌های ساسانی»، وب‌سایت دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف‌آباد، ص1.
  6. بهار، پژوهشی در اساطیر ایران، 1362ش، ص62.
  7. معین، فرهنگ فارسی، 1382ش، ص5154.
  8. مجانی، «جنس پارچه‌های ساسانی»، وب‌سایت دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف‌آباد، ص3.
  9. پارچه‌ای کتانی که در توز (شهری قدیمی در استان فارس) بافته می‌شد؛ معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژۀ توزی.
  10. پارچهٔ دو پودی؛ کریمی، «هنر پارچه‌بافی و تاریخچۀ آن» وب‌سایت پرنون.
  11. پارچه‌ای که تارش از ابریشم است؛ «پارچه‌بافی از قرون اولیۀ اسلام تا حملۀ مغول»، وب‌سایت هوم‌دکور.
  12. کریستین‌سن، ایران در زمان ساسانیان، 1368ش، ص615-527.
  13. پوربهمن، پوشاک در ایران باستان، 1386ش، ص158 و 159.
  14. کریستی‌ویلسن، تاریخ صنایع ایران، 1317ش، ص116.
  15. «پیشینۀ پارچه در دوران ساسانی و قبل»، وب‌سایت دارنیا.
  16. مجانی، «جنس پارچه‌های ساسانی»، وب‌سایت دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف‌آباد، ص2.
  17. فربد و پورجعفر، «بررسی تطبیقی منسوجات ایران ساسانی و روم شرقی (بیزانس)»، 1386ش، ص69.
  18. «پیشینۀ پارچه در دوران ساسانی و قبل»، وب‌سایت دارنیا.
  19. گرانتوسکی و دیگران، تاریخ ایران، 1359ش، ص171.
  20. یارشاطر، تاریخ ایران از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانیان، 1377ش، ص644.
  21. امیری خراسانی، «هنر بافندگی دوره ساسانی»، وب‌سایت پارسیان‌دژ.
  22. مجانی، «جنس پارچه‌های ساسانی»، وب‌سایت دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف‌آباد، ص1.
  23. پوربهمن، پوشاک در ایران باستان، 1386ش، ص160.
  24. پوربهمن، پوشاک در ایران باستان، 1386ش، ص161 و 162.
  25. پوربهمن، پوشاک در ایران باستان، 1386ش، ص161.
  26. هرمان، تجدید حیات هنر و تمدن در ایران باستان، 1373ش، ص152.
  27. گیرشمن، هنر ایران در دوران پارتی و ساسانی، 1350ش، ص200.
  28. هرمان، تجدید حیات هنر و تمدن در ایران باستان، 1373ش، ص152.
  29. صنایع، «بررسی پارچه‌های ساسانی با پارچه‌های مصری»، وب‌سایت قماشین.
  30. پنجه‌باشی و مهذب‌ترابی، «مطالعۀ نقش‌های حیوانی هنر پارچه‌بافی ساسانی»، 1401ش، ص101.
  31. گیرشمن، هنر ایران در دوران پارتی و ساسانی، 1350ش، ص227.
  32. کلیم‌کایت، هنر مانوی، 1373ش، ص56.
  33. میرسبحانی، «بررسی تطبیقی نقوش پارچه‌های دورۀ ساسانی و سلجوقی»، وب‌سایت کهن: مجلۀ اختصاصی صنعت نساجی و فرش ماشینی ایران.
  34. عرب، مطالعهٔ تطبیقی نقوش پارچه‌های ساسانی و چین، 1391ش، ص60.
  35. Harper, The Royal Hunter, 1978, P.130
  36. دادور و مبینی، جانوران ترکیبی در هنر ایران باستان، 1388ش، ص67.
  37. دادور و منصوری، درآمدی بر اسطوره‌ها و نمادهای ایران و هند در عهد باستان، 1385ش، ص94.
  38. Harper, The Royal Hunter, 1978, P.140.
  39. گیرشمن، هنر ایران در دوران پارتی و ساسانی، 1350ش، ص230.
  40. دادور و منصوری، درآمدی بر اسطوره‌ها و نمادهای ایران و هند در عهد باستان، 1385ش، ص74.
  41. نفیسی، تاریخ تمدن ایران ساسانی، 1383ش، ص235.
  42. Harper, The Royal Hunter, 1978, P.135.
  43. عرب، مطالعهٔ تطبیقی نقوش پارچه‌های ساسانی وچین، 1391ش، ص71.
  44. دادور و مبینی، جانوران ترکیبی در هنر ایران باستان، 1388ش، ص60.
  45. عرب، مطالعهٔ تطبیقی نقوش پارچه‌های ساسانی و چین، 1391ش، ص79-77.
  46. عرب، مطالعهٔ تطبیقی نقوش پارچه‌های ساسانی و چین، 1391ش، ص72-65.
  47. دادور و مبینی، جانوران ترکیبی در هنر ایران باستان، 1388ش، ص40.
  48. عرب، مطالعهٔ تطبیقی نقوش پارچه‌های ساسانی و چین، 1391ش، ص73.
  49. دادور و مبینی، جانوران ترکیبی در هنر ایران باستان، 1388ش، ص56.
  50. بوکور، رمزهای زندهٔ جان، 1373ش، ص13.
  51. گیرشمن، هنر ایران در دوران پارتی و ساسانی، 1350ش، ص236.
  52. عرب، مطالعهٔ تطبیقی نقوش پارچه‌های ساسانی و چین، 1391ش، ص81.
  53. بوکور، رمزهای زندهٔ جان، 1373ش، ص132.
  54. عرب، مطالعهٔ تطبیقی نقوش پارچه‌های ساسانی و چین، 1391ش، ص83.
  55. Harper, The Royal Hunter, 1978, P.119.
  56. آستانا یا آستانه، پایتخت کشور قزاقستان؛ «آستانا»، ویکی‌سفر.
  57. سرزمینی در آسیای مرکزی که از جنوب به افغانستان، هند، تبت و ایران محدود می‌شود؛ سارلی، ترکستان در تاریخ؛ نگرشی بر تحولات آسیای میانه در قرن نوزدهم، 1364ش، ص9.
  58. پالمیرا؛ شهری باستانی در استان حُمص سوریه؛ «شهر پالمیرا، از مهم‌ترین بناهای تاریخی جهان»، وب‌سایت بیتوته.
  59. شهری در سوریهٔ امروزی؛ «دورااروپوس»، ویکیجو: دانشنامۀ آزاد پارسی.
  60. رودی بزرگ در چین؛ دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژۀ تاریم.
  61. فربد و پورجعفر، «بررسی تطبیقی منسوجات ایران ساسانی و روم شرقی (بیزانس)»، 1386ش، ص67.
  62. مجانی، «جنس پارچه‌های ساسانی»، وب‌سایت دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف‌آباد، ص1.
  63. عرب، مطالعهٔ تطبیقی نقوش پارچه‌های ساسانی وچین، 1391ش، ص54.

منابع

  • «آستانا»، ویکی‌سفر، تاریخ بازدید: ۱۳ آبان ۱۴۰۲ش.
  • امیری خراسانی، شمشاد، «هنر بافندگی دورهٔ ساسانی»، وب‌سایت پارسیان‌دژ، تاریخ بازدید: ۹ آبان ۱۴۰۲ش.
  • بوکور، مونیک‌دو، رمزهای زندهٔ جان، ترجمهٔ جلال ستاری، تهران، مرکز، ۱۳۷۳ش.
  • بهار، مهرداد، پژوهشی در اساطیر ایران، تهران، توس، ۱۳۶۲ش.
  • «پارچه‌بافی از قرون اولیهٔ اسلام تا حملهٔ مغول»، وب‌سایت هوم‌دکور، تاریخ درج مطلب: ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷ش.
  • «پارچه در دوران ساسانی»، وب‌سایت تاریخ ما: مطالعه و بررسی دانستنی‌های تاریخی، تاریخ بازدید: ۹ آبان ۱۳۹۷ش.
  • «پارچهٔ جناغی و آشنایی با ویژگی‌های آن»، وب‌سایت پارچه‌نگار، تاریخ بازدید: ۱۳ آبان ۱۴۰۲ش.
  • پنجه‌باشی، الهه و مهذب‌ترابی، سوگند، «مطالعهٔ نقش‌های حیوانی هنر پارچه‌بافی ساسانی»، پژوهش‌نامهٔ ایران باستان، شمارهٔ ۲، تیرماه ۱۴۰۱ش.
  • پوربهمن، فریدون، پوشاک در ایران باستان، ترجمة هاجر ضیاء سیکارودی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۶ش.
  • «پیشینهٔ پارچه در دوران ساسانی و قبل»، وب‌سایت دارنیا، تاریخ درج مطلب: ۲۷ بهمن ۱۳۹۴ش.
  • دادور، ابوالقاسم و مبینی، مهتاب، جانوران ترکیبی در هنر ایران باستان، تهران، دانشگاه الزهرا، ۱۳۸۸ش.
  • دادور، ابوالقاسم و منصوری، الهام، درآمدی بر اسطوره‌ها و نمادهای ایران و هند در عهد باستان، تهران، دانشگاه الزهرا، ۱۳۸۵ش.
  • «دورااروپوس»، ویکیجو: دانشنامهٔ آزاد پارسی، تاریخ درج مطلب: ۲۴ جولای ۲۰۱۹م.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، وب‌سایت آبادیس، تاریخ بازدید: ۱۳ آبان ۱۴۰۲ش.
  • سارلی، ارازمحمد، ترکستان در تاریخ؛ نگرشی بر تحولات آسیای میانه در قرن نوزدهم، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۴ش.
  • «شهر پالمیرا، از مهم‌ترین بناهای تاریخی جهان»، وب‌سایت بیتوته، تاریخ بازدید: ۱۳ آبان ۱۴۰۲ش.
  • صنایع، امیرحسین، «بررسی پارچه‌های ساسانی با پارچه‌های مصری»، وب‌سایت قماشین، تاریخ درج مطلب: ۷ جولای ۲۰۱۹م.
  • عرب، سارا، مطالعهٔ تطبیقی نقوش پارچه‌های ساسانی و چین، پایان‌نامه دورهٔ کارشناسی ارشد، کاشان، دانشکدهٔ معماری و هنر دانشگاه کاشان، ۱۳۹۱ش.
  • فربود، فریناز و پورجعفر، محمدرضا، «بررسی تطبیقی منسوجات ایران ساسانی و روم شرقی (بیزانس)»، نشریهٔ هنرهای زیبا، شمارهٔ ۳۱، پاییز ۱۳۸۶ش.
  • کریستین‌سن، ایران در زمان ساسانیان، ترجمهٔ رشید یاسمی، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۶۸ش.
  • کریستی‌ویلسن، ج، تاریخ صنایع ایران، ترجمهٔ عبداللّه فریار، تهران، بروخیم، ۱۳۱۷ش.
  • کریمی، شیرین، «هنر پارچه‌بافی و تاریخچهٔ آن» وب‌سایت پرنون، تاریخ درج مطلب: ۱۵ شهریور ۱۳۹۹ش.
  • کلیم‌کایت، هانس‌یواخیم، هنر مانوی، ترجمهٔ ابوالقاسم اسماعیل‌پور، تهران، فکر روز، ۱۳۷۳ش.
  • گرانتوسکی و دیگران، تاریخ ایران، ترجمهٔ کیخسرو کشاورزی، تهران، پویش، ۱۳۵۹ش.
  • گیرشمن، رومن، هنر ایران در دوران پارتی و ساسانی، ترجمهٔ بهرام فره‌وشی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۵۰ش.
  • مجانی، سیدعلی، «جنس پارچه‌های ساسانی»، وب‌سایت دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف‌آباد، تاریخ بازدید: ۱۳ آبان ۱۴۰۲ش.
  • معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، زرین، ۱۳۸۲ش.
  • معین، محمد، فرهنگ فارسی، وب‌سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: ۱۳ آبان ۱۴۰۲ش.
  • میرسبحانی، سیده‌فاطمه، «بررسی تطبیقی نقوش پارچه‌های دورهٔ ساسانی و سلجوقی»، وب‌سایت کهن: مجلهٔ اختصاصی صنعت نساجی و فرش ماشینی ایران، تاریخ درج مطلب: ۱۱ مهر ۱۳۹۷ش.
  • نفیسی، سعید، تاریخ تمدن ایران ساسانی به اهتمام عبدالکریم جربزه‌دار، تهران، اساطیر، ۱۳۸۳ش.
  • وولف، هانس. ای، صنایع دستی هنر ایران، ترجمهٔ سیروس ابراهیم‌زاده، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۸۴ش.
  • هرمان، جورجینا، تجدید حیات هنر و تمدن در ایران باستان، ترجمهٔ مهرداد وحدتی، تهران، نشر دانشگاهی، ۱۳۷۳ش.
  • یارشاطر، احسان، تاریخ ایران از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانیان، ترجمهٔ حسن انوشه، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۷ش.
  • Harper, Oliver. The Royal Hunter. New York: Asia house Gallery, 1978.