صدیقه دولتآبادی
صدیقه دولتآبادی؛ نویسنده، روزنامهنگار و از پیشگامان جنبش زنان در ایران در دوران مشروطه و پهلوی اول.
صدیقه دولتآبادی از فعالان حقوق زنان، روزنامهنگاران و روشنفکران ایران در دوران مشروطه و پهلوی اول بود که نقش مهمی در شکلگیری جنبش زنان ایفا کرد. او با تأسیس مدارس دخترانه و انتشار نشریه زبان زنان، برای گسترش آموزش، افزایش آگاهی اجتماعی و دفاع از برابری حقوقی زنان تلاش کرد. دولتآبادی همچنین از نخستین زنان ایرانی بود که در کنگرههای بینالمللی زنان شرکت کرد و دیدگاههای زنان ایران را در سطح جهانی مطرح ساخت. فعالیتهای فرهنگی، آموزشی و اجتماعی او در شرایطی انجام شد که زنان در جامعهٔ ایران، با محدودیتهای گستردهای روبهرو بودند، از اینرو اقدامات او تأثیر مهمی در تغییر نگرش جامعه نسبت به جایگاه زنان داشت. بههمین دلیل، او یکی از پیشگامان اصلی جریان تجددخواهی و ارتقای جایگاه اجتماعی زنان در تاریخ معاصر ایران بهشمار میرود.
تولد و خانواده[دیدگاه ۱]
صدیقه دولتآبادی در سال ۱۲۶۱ شمسی در اصفهان بهدنیا آمد. او دختر میرزا هادی دولتآبادی اصفهانی و خاتمه بیگم بود و در خانوادهای با شش فرزند، شامل یک خواهر و پنج برادر، پرورش یافت. مشهورترین برادر او یحیی دولتآبادی، نویسندهٔ معاصر و از چهرههای تأثیرگذار در انقلاب مشروطه بود که کتاب حیات یحیی، از آثار او است.[۱] پدر صدیقه و برادرانش لباس روحانیت بر تن داشتند. برخی منابع، او را در خانوادهای مذهبی پرورشیافته دانستهاند، اما گروهی از مورخان بر این باورند که خاندان دولتآبادی با وجود پوشیدن لباس روحانیت، به فرقههای بابی یا ازلی منتسب بودند و اعتقادی به دین تشیع نداشتند.[۲][دیدگاه ۲] بر اساس برخی گزارشها، میرزا هادی دولتآبادی نیابت میرزا یحیی صبح ازل، رئیس فرقه ازلیان، را بر عهده داشت و بعدها این نیابت را به پسرش یحیی واگذار کرد.[۳] یحیی دولتآبادی در کتاب خود از بابیان و بهائیان تمجید کرده و آنان را انسانهایی مظلوم معرفی میکند که توسط مراجع دینی شیعه در اصفهان مورد آزار قرار میگرفتند.[۴] به گفتهٔ او، مردم اصفهان بهصورت دستهجمعی برای قتل خانوادهٔ دولتآبادی قیام کردند و کنسول روسیه با اعزام نیروهای مسلح از این خانواده دفاع کرد.[۵] این واقعه نشاندهندهٔ ارتباط نزدیک این خانواده با منافع روسیه در ایران بود.[۶][دیدگاه ۳] یحیی دولتآبادی در کتاب خود، مسبب اصلی حملهٔ مردم به آنها را، محمدتقی آقا نجفی اصفهانی دانسته است.[۷] شیخ فضلالله نوری،[۸][دیدگاه ۴] سید عبدالله بهبهانی[۹][دیدگاه ۵] و اطرافیان سیدمحمد طباطبایی نیز از جمله کسانی بودند که اتهام بابیگری را متوجه خانوادهٔ دولتآبادی میکردند.[۱۰][دیدگاه ۶]
تحصیلات[دیدگاه ۷]
صدیقه دولتآبادی خواندن و نوشتن را در محیط خانواده و نزد پدر و برادرانش آموخت. او در سن پانزدهسالگی با مردی به نام حسین اعتضاد ملقب به اعتضادالحکماء، حکیم دربار، ازدواج کرد، اما این ازدواج مدت زیادی دوام نیاورد و بدون فرزند به جدایی انجامید.[۱۱] شکست در این ازدواج، تأثیر عمیقی بر نگرش او نسبت به جنس مرد گذاشت و موجب شد در فعالیتهای بعدی خود اصرار داشته باشد که در روزنامهاش تنها مقالاتی از زنان به چاپ برسد و حتی مقالات مردان در موضوعات مشابه را منتشر نکند.[۱۲]
وضعیت مالی و اجتماعی[دیدگاه ۸]
دولتآبادی از خانوادهای با نفوذ و متمول بود. او با اتکا به ثروت خانوادگی توانست در شرایطی که داشتن روزنامه سیاسی حتی برای مردان دشوار بود، نشریهٔ خود را به ارگان سیاسی زنان تجددطلب ایران تبدیل کند.[۱۳][دیدگاه ۹] در سال ۱۲۹۷ش، با استفاده از همین امکانات مالی، انجمنی به نام شرکت خواتین اصفهان، تأسیس کرد و دو سال بعد نیز شرکت آزمایش بانوان را راهاندازی کرد که که هدف آن ترویج خودکفایی و مبارزه با مصرف کالاهای خارجی بود.[۱۴] برخی نویسندگان معتقدند این انجمنها برای زمینهسازی بیحجابی در میان زنان تشکیل شده بودند. از جمله قوانین خاص این شرکت آن بود که اگر دختری در سن پایین ازدواج میکرد، حق ادامهٔ همکاری با شرکت را نداشت.[۱۵][دیدگاه ۱۰]
با توجه به منابع تاریخی، تشکیل شرکت خوانین اصفهان و تلاشهای صدیقه دولتآبادی برای ترویج بیحجابی، از اقدامات مهم و پیشگامانه در مسیر احقاق حقوق زنان در ایران بود و با وجود مخالفتهای گستردهٔ سنتگرایان، این فعالیتها نقش مؤثری در شکلگیری جنبش زنان و تغییر نگرش جامعه نسبت به حضور اجتماعی زنان ایفا کرد و زمینه را برای پیشرفت نسلهای بعدی فراهم ساخت.[۱۶][دیدگاه ۱۱]
فعالیتهای سیاسی و اجتماعی
انجمنهای سری
در دوران مشروطه، انجمنهای سری و ماسونی رونق بسیاری داشتند و بسیاری از آزادیخواهان و تجددطلبان از اعضای این محافل بودند. به موازات این انجمنهای مردانه، زنان تجددطلب نیز، انجمنهایی تأسیس کردند که معمولاً زنان و دختران شاه یا وابستگان رجال سیاسی در آن عضویت داشتند. صدیقه دولتآبادی در این انجمنهای مخفی شرکت میکرد و سمت منشی انجمن مخدرات وطن را بر عهده داشت.[۱۷]
انجمن مخدرات وطن در سال ۱۲۸۸ خورشیدی تشکیل شد و اعضای آن به زنان و دختران فعالان سیاسی، زنان دربار، اعیان و اشراف محدود میشد. ریاست این انجمن بر عهدهٔ آغابیگم دختر شیخ هادی نجمآبادی بود. این انجمن برای اولین بار در ایران اقدام به برگزاری مجالس ساز و رقص (گاردن پارتی) کرد که در آن، در کنار سخنرانی، نمایشنامه و برنامههای تفریحی توسط ارمنیها اجرا میشد. بههمین دلیل، با مخالفت صریح علما و اقشار مذهبی مواجه شد.[۱۸]
صدیقه دولتآبادی همچنین در انجمن حریت زنان، عضویت داشت که انجمنی مختلط بود و مردان نیز در جلسات آن شرکت میکردند. محترم اسکندری، هما محمودی، شمسالملوک جواهرالکلام، افتخارالسلطنه و تاجالسلطنه از دیگر اعضای این انجمن بودند.[۱۹]
تأسیس مدارس دخترانه
صدیقه دولتآبادی در سال ۱۲۹۴ خورشیدی، مدرسهٔ دخترانهٔ امالمدارس را در اصفهان تأسیس کرد. مدیریت این مدرسه بر عهده بدرالدجی، از فارغالتحصیلان مدرسه دخترانه آمریکایی تهران، بود.[۲۰] در بسیاری از مدارس جدید آن دوره، ارزشها و هنجارهای دینی رعایت نمیشد. مهرتاج درخشان در گزارشی که در روزنامهٔ زبان زنان منتشر کرد، بسیاری از مدارس دخترانه را مراکز مفاسد اخلاقی خواند و نوشت که تخم رشوتگیری و رشوتدهی از روز اول در ذهن دختران کاشته میشود.[۲۱]
مدرسهٔ صدیقه دولتآبادی بهدلیل عدم رعایت شئونات دینی و قوانین معارف تعطیل شد و خود او نیز به مدت سه ماه در وزارت فرهنگ زندانی شد. از خانوادهاش تعهد گرفتند که پس از این در چنین فعالیتهایی شرکت نکند.[۲۲] اما او دست از کار نکشید و پس از آزادی، دبستان دخترانهٔ دیگری به نام مکتبخانه شرعیات با مدیریت بتول کاوه تأسیس کرد که آن نیز به سرنوشت مدرسهٔ پیشین دچار شد.[۲۳][دیدگاه ۱۲]
بافت غیردینی این مدارس به تجددطلبی و خودباختگی بنیانگذاران آن در برابر فرهنگ بیگانه بازمیگشت. صدیقه دولتآبادی علیه سنن و اعتقادات مذهبی قیام کرد و در روزنامهٔ زبان زنان از دولت و وزارت معارف خواست تا امکانات لازم را برای گسترش تحصیل زنان به سبک اروپایی فراهم آورند و حتی درخواست آوردن معلمان زن متخصص از اروپا را مطرح کرد.[۲۴]
روزنامهنگاری: زبان زنان
صدیقه دولتآبادی در سال ۱۲۹۹ خورشیدی، نشریه زبان زنان را در اصفهان و تهران منتشر کرد. اولین شمارهٔ این نشریه در ۲۰ شوال ۱۳۳۷ قمری فعالیت خود را آغاز کرد و آخرین شماره آن (شماره ۵۷) در ۲۱ ربیعالثانی ۱۳۳۹ قمری منتشر شد. زبان زنان در ابتدا به مباحث خانهداری، بچهداری، شوهرداری و بهداشت میپرداخت،[۲۵][دیدگاه ۱۳] اما بهتدریج مباحثی همچون سوسیالیسم و سوسیال دموکراسی را مطرح کرد که واکنش اقشار مذهبی را برمیانگیخت. در برخی مقالات از سیاست اتحاد شوروی دفاع کرد و شعار زنده باد آزادی دنیا، زنده باد آزادی ایران، زنده باد سوسیالیزم را سر داد.[۲۶]
دولتآبادی در مقالاتش وضعیت زنان در کشورهای دیگر را به رخ زنان ایرانی میکشید. خود او ده سال پیش از فرمان کشف حجاب، عملاً حجاب را کنار گذاشته و بدون روسری در خیابانها ظاهر میشد. این موضوع بهتدریج حساسیت افکار عمومی را برانگیخت، بهطوری که حتی برخی زنان نیز به مخالفت با او پرداختند، او را لعن و نفرین میکردند و روزنامهاش را در خیابانها میسوزاندند.[۲۷]
البته دولتآبادی سالها بعد، در سال ۱۳۲۱ش، انتشار این نشریه را از سر گرفت و آن را بهصورت مجلهای ۴۸ صفحهای منتشر کرد.[۲۸]
سفر به اروپا
صدیقه دولتآبادی در سال ۱۳۰۰ خورشیدی از اصفهان راهی تهران شد و یک سال بعد برای درمان بیماری خود به فرانسه رفت. پس از بهبود، در یک کالج شبانهروزی ویژه بانوان به تحصیل پرداخت و سرانجام از دانشگاه دانشگاه سوربون پاریس در رشتهٔ تعلیم و تربیت، فارغالتحصیل شد.[۲۹] او در سال ۱۳۰۷ خورشیدی به ایران بازگشت.[۳۰] بازگشت او همزمان با دوران حکومت رضاشاه بود. در شرایطی که زنان ایرانی همچنان با حجاب کامل در جامعه حضور مییافتند، دولتآبادی بدون حجاب در انظار عمومی ظاهر شد و از آن پس نیز همین شیوه را ادامه داد. این اقدام واکنشها و مخالفتهای گستردهای را در پی داشت.[۳۱]
در آن دوره، بسیاری از روشنفکران ایرانی که به اروپا سفر کرده بودند، تحت تأثیر پیشرفتهای مادی غرب قرار گرفته و از الگوگیری از کشورهای اروپایی سخن میگفتند. دولتآبادی نیز از این جریان فکری تأثیر پذیرفت. او در سال ۱۹۲۴ میلادی در مقالهای با عنوان ایران و فرانسه، پیشنهاد همکاری با دولت فرانسه برای اجرای طرحهای اصلاحی و توسعه اقتصادی ایران را مطرح کرد.[۳۲]
مخالفت با قرارداد ۱۹۰۷م
قرارداد ۱۹۰۷ که ایران را میان نفوذ انگلستان و روسیه تقسیم میکرد، با اعتراض صریح صدیقه دولتآبادی روبهرو شد. او همراه با زنان همفکر خود، با تحریم کالاهای وارداتی و حتی حضور در قهوهخانهها و تشویق مردم به استفاده نکردن از قند خارجی، نارضایتی خود را نشان داد.[۳۳]
حضور در مجامع بینالمللی
دولتآبادی سال ۱۳۰۱ش در آلمان در کنگرهٔ بینالمللی زنان در برلین شرکت کرد و بهعنوان نخستین زن ایرانی، نمایندگی زنان ایران را بر عهده گرفت و سخنرانی کرد. همچنین در سال ۱۳۰۵ش در دهمین کنگرهٔ بینالمللی حق رأی زنان، حضور یافت و از حقوق زنان ایران دفاع کرد.[۳۴] صدیقه دولتآبادی در سال ۱۳۲۶ش، نیز به اروپا سفر کرد و در کنگره بینالمللی زنان برای صلح و آزادی شرکت کرد. او در این گردهمایی، مقالهای دربارهٔ پیشرفت و دستاوردهای زنان در ایران ارائه داد و به معرفی وضعیت زنان ایرانی در عرصهٔ جهانی پرداخت.[۳۵]
نقش صدیقه دولتآبادی در کشف حجاب
صدیقه دولتآبادی از چهرههای اثرگذار در جریان کشف حجاب در ایران بود. او را نخستین زن ایرانی پس از دوران مشروطه میدانند که بدون چادر از خانه خارج شد و با پوشش و کلاه اروپایی در انظار عمومی حضور یافت.[۳۶] در همین دوره، سمت بازرسی مدارس دخترانه نیز به او واگذار شد.[۳۷] در سال ۱۳۱۴ خورشیدی، رضاشاه به وزیر معارف، علیاصغر حکمت، دستور داد انجمنی از زنان فعال و آزادیخواه تهران تشکیل شود. این انجمن که بعدها کانون بانوان نام گرفت، با هدف اجرای سیاست کشف حجاب تأسیس شد. ریاست این کانون در ابتدا بر عهدهٔ شمس پهلوی بود و زیر نظر وزارت معارف فعالیت میکرد. پس از او، هاجر تربیت و سپس صدیقه دولتآبادی به ریاست این نهاد منصوب شدند. از سال ۱۳۱۶ خورشیدی و پس از صدور رسمی فرمان کشف حجاب، سرپرستی کانون بانوان به دستور رضاشاه به دولتآبادی سپرده شد. انتخاب او بهدلیل گرایشهای تجددخواهانه و فعالیتهای گستردهاش در زمینهٔ حقوق زنان، از جمله انتشار نشریه زبان زنان، صورت گرفت. او از حامیان برابری حقوق زنان و مردان بود و در راستای اجرای سیاستهای جدید فرهنگی نقش فعالی ایفا کرد.[۳۸]
برادر او، یحیی دولتآبادی، نیز از حامیان کشف حجاب بود. او در کتاب حیات یحیی، از این اقدام دفاع کرد و آن را از دستاوردهای مهم رضاشاه دانست. وی همچنین از حضور دخترانش بدون پوشش سنتی در مراسمهای رسمی یاد کرده و تأکید کرده بود که اجرای چنین سیاستی بدون اقتدار دولت امکانپذیر نبود.[۳۹] پس از اعلام رسمی کشف حجاب در تهران، واکنشها و مخالفتهای گستردهای در میان مردم شکل گرفت. در مناطق مختلف، از جمله خراسان، اعتراضهایی رخ داد و گروهی از مردم در مسجد گوهرشاد تجمع کردند که به واقعه مسجد گوهرشاد، انجامید. همچنین عبدالکریم حائری یزدی، بنیانگذار حوزه علمیه قم، از این تحولات متأثر شد و حدود یک سال پس از اجرای این سیاست درگذشت. در این دوره، برخی از زنان نیز در اعتراض به این قانون، از حضور در اجتماع خودداری کردند.[۴۰]
یحیی دولتآبادی نیز تحت تأثیر سیاستهای جدید پوشش قرار گرفت. او که پیشتر لباس روحانیت بر تن داشت، پس از اجرای قانون متحدالشکل شدن لباس مردان، از این پوشش کنارهگیری کرد؛ اقدامی که با دیدگاههای پیشین او در حمایت از تغییرات اجتماعی همسو بود.[۴۱]
آثار
از صدیقه دولتآبادی رسالهای با عنوان آداب معاشرت در مجامع عمومی و دهها مقاله در نشریاتی مانند زبان زنان، ایرانشهر، عالم نسوان و جهان زنان، به یادگار مانده است. در سال ۱۳۸۳ش، مرکز فرهنگی زنان، کتابخانهای به نام او تأسیس کرد. همچنین از همان زمان، تندیس صدیقه دولتآبادی، هر سال به بهترین اثر در حوزهٔ مطالعات و ادبیات زنان اهدا میشود. مجموعه شخصی او، شامل نامههای اداری و خصوصی، احکام، مقالات، سخنرانیها و دستنوشتهها، در بخش خاورمیانه و آسیای مرکزیِ مؤسسه بینالمللی تاریخ اجتماعی آمستردام در هلند نگهداری میشود.[۴۲]
سالهای پایانی و درگذشت
صدیقه دولتآبادی از زمان ریاست بر کانون بانوان تا پایان عمر در این نهاد فعالیت داشت. او تمام زندگی خود را در راه کشف حجاب از زنان ایرانی سپری کرد و حتی در لحظات آخر نیز دست از این تلاش برنداشت. در وصیتنامه خود نوشت: «مرا از محل کانون بانوان به آرامگاه ابدیم ببرید و در مراسم تشییع جنازهام حتی یک زن با حجاب شرکت نکند».[۴۳]
او سرانجام در روز ۶ مرداد سال ۱۳۴۰ خورشیدی بر اثر بیماری سرطان در تهران درگذشت. پیکرش مطابق وصیتش از کانون بانوان تشییع شد و در قبرستان زرگنده (امامزاده اسماعیل) در شمال تهران به خاک سپرده شد. پس از انقلاب ۱۳۵۷ش، مقبرهٔ او توسط مخالفان ویران شد.[۴۴]
پانویس
- ↑ دولتآبادی، حیات یحیی، 1361ش، ج1، ص12 و 13.
- ↑ دولتآبادی، حیات یحیی، 1361ش، ج4، ص401.
- ↑ تاظمالاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، 1377ش و 1376ش، بخش اول، ص649.
- ↑ دولتآبادی، حیات یحیی، 1361ش، ج1، ص316-318.
- ↑ دولتآبادی، حیات یحیی، 1361ش، ج1، ص311 و 320.
- ↑ دولتآبادی، حیات یحیی، 1361ش، ج1، ص263.
- ↑ دولتآبادی، حیات یحیی، 1361ش، ج1، ص319.
- ↑ دولتآبادی، حیات یحیی، 1361ش، ج2، ص82.
- ↑ دولتآبادی، حیات یحیی، 1361ش، ج2، ص216-218.
- ↑ دولتآبادی، حیات یحیی، 1361ش، ج1، ص263.
- ↑ رجبی، مشاهیر زنان ایرانی و پارسی گوی از آغاز تا مشروطه، 1374ش، ص142.
- ↑ خسرو پناه، هدفها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی، 1381ش، ص241.
- ↑ خسرو پناه، هدفها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی، 1381ش، ص133.
- ↑ بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، 1347ش، ص51.
- ↑ خسرو پناه، هدفها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی، 1381ش، ص81.
- ↑ «ترویج بیحجابی توسط صدیقه دولتآبادی»، پایگاه جامع تاریخ.
- ↑ بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، 1347ش، ص15.
- ↑ خسرو پناه، هدفها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی، 1381ش، ص151-152.
- ↑ خسرو پناه، هدفها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی، 1381ش، ص221.
- ↑ خسرو پناه، هدفها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی، 1381ش، ص221.
- ↑ روزنامه زبان زنان، سال 1، شماره 9، شنبه 21 ثفر، 1338ق، ص 4.
- ↑ فرخزاد، دانشنامه زنان فرهنگ ساز ایران و جهان، 1378ش، ج1، ص875.
- ↑ خسرو پناه، هدفها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی، 1381ش، ص222.
- ↑ شیخالاسلامی، زن در ایران و جهان، 1351ش، ص89.
- ↑ خسرو پناه، هدفها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی، 1381ش، ص236.
- ↑ روزنامه زبان زنان، شنبه 7 ربیع الثانی، 1339ق، ص4.
- ↑ شیخالاسلامی، زن در ایران و جهان، 1351ش، ص97.
- ↑ «بانوان مبارز مشروطیت، نخستینها در حقوق زنان»، وبسایت کاربانو.
- ↑ شیخالاسلامی، زن در ایران و جهان، 1351ش، ص89.
- ↑ رجبی، مشاهیر زنان ایرانی و پارسیگوی از آغاز تا مشروطه، 1374ش، ص147.
- ↑ بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، 1347ش، ص51.
- ↑ رمضان نرگسی، «زنان در تاریخ معاصر؛ صدیقه دولتآبادی»، پرتال جامع علوم انسانی.
- ↑ «بانوان مبارز مشروطیت، نخستینها در حقوق زنان»، وبسایت کاربانو.
- ↑ «بانوان مبارز مشروطیت، نخستینها در حقوق زنان»، وبسایت کاربانو.
- ↑ کشتکار، «اولین روزنامهنگار زن»، وبسایت اتحاد خبر.
- ↑ شیخالاسلامی، زن در ایران و جهان، 1351ش، ص93 و 98.
- ↑ بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، 1347ش، ص51 و 52.
- ↑ شیخالاسلامی، زن در ایران و جهان، 1351ش، ص79.
- ↑ دولتآبادی، حیات یحیی، 1361ش، ج1، ص409.
- ↑ استاد ملک، حجاب و کشف حجاب در ایران، 1367ش، ص142 و 241.
- ↑ دولتآبادی، حیات یحیی، 1361ش، ج2، ص409.
- ↑ رضاقلیزاده، «دولتآبادی، صدیقه»، وبسایت دانشنامه جهان اسلام.
- ↑ شیخالاسلامی، زن در ایران و جهان، 1351ش، ص98-99.
- ↑ «بانوان مبارز مشروطیت، نخستینها در حقوق زنان»، وبسایت کاربانو.
دیدگاههای ارزیابان
- ↑ لطفا منابع این بخش را دقیق چک کنید؛ برخی مطالب را نتوانستم در منبع بیابم و یا لااقل مبهم بود. مواردی را درج کرده ام.
- ↑ در این صفحه از منبع چنین چیزی یافت نشد
- ↑ منبع را چک کنید، من چنین مطلبی ندیدم.
- ↑ در این صفحه از شیخ فضل الله صحبت شده است ولی چنین مطلبی ندیدم لطفا چک کنید
- ↑ هکذا
- ↑ منبع گویای این اتهام نیست مسئله فساد عقیده آمده است.
- ↑ فقط جمله مربوط به تحصیلات اوست و بقیه ماجرای ازدواج و زمینه فعالیت های است. لطفا مطلب مربوط به هر بحث را در جای مناسب خودش قرار دهید.
- ↑ این مطالب برخی فعالیت های او هستند. وضعیت مالی و اجتماعی را در خانواده اضافه کنید
- ↑ منبع را بررسی کنید. در این صفحه این مطلب را نیافتم
- ↑ مطلب در این صفحه از منبع یافت نشد
- ↑ لحن و ادبیات این متن بهگونهای است که این کار او را مثبت و سفید معرفی میکند.
- ↑ این ادبیات سبب میشود که این اقدام جسورانه و شجاعانه برداشت شود. علاوه بر آن؛ این مطلب را در این صفحه از منبع نیافتم
- ↑ در این صفحه مطلب یافت نشد
منابع
- استاد ملک، فاطمه، حجاب و کشف حجاب در ایران، تهران، عطائی، ۱۳۶۷ش.
- بامداد، بدرالملوک، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، تهران، ابن سینا، ۱۳۴۷ش.
- «بانوان مبارز مشروطیت، نخستینها در حقوق زنان»، وبسایت کاربانو، تاریخ بازدید: ۴ اسفند ۱۴۰۴ش.
- «ترویج بیحجابی توسط صدیقه دولتآبادی»، پایگاه جامع تاریخ، تاریخ بازدید: ۴ اسفند ۱۴۰۴ش.
- خسرو پناه، محمدحسین، هدفها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی، تهران، پیام امروز، ۱۳۸۱ش.
- دولتآبادی، یحیی، حیات یحیی، تهران، فردوسی، چاپ دوم، ۱۳۶۱ش.
- رجبی، محمدحسن، مشاهیر زنان ایرانی و پارسی گوی از آغاز تا مشروطه، تهران، سروش، ۱۳۷۴ش.
- رضاقلیزاده، نرگس، «دولتآبادی، صدیقه»، وبسایت دانشنامه جهان اسلام، تاریخ بازدید: ۴ اسفند ۱۴۰۴ش.
- رمضان نرگسی، رضا، «زنان در تاریخ معاصر؛ صدیقه دولتآبادی»، پرتال جامع علوم انسانی، تاریخ بازدید: ۴ اسفند ۱۴۰۴ش.
- روزنامه زبان زنان، سال ۱، شماره ۹، شنبه ۲۱ ثفر، ۱۳۳۸ق.
- شیخ الاسلامی، پری، زن در ایران و جهان، تهران، بینا، ۱۳۵۱ش.
- فرخزاد، پوران، دانشنامه زنان فرهنگ ساز ایران و جهان، تهران، زریاب، ۱۳۷۸ش.
- کشتکار، نرگس، «اولین روزنامهنگار زن»، وبسایت اتحاد خبر، تاریخ درج مطلب: ۲۸ آبان ۱۳۹۱ش.
- ناظمالاسلام کرمانی، محمد، تاریخ بیداری ایرانیان، به اهتمام علیاکبر سعیدی سیرجانی، تهران، پیکان، چاپ، پنجم، ۱۳۷۶ش و ۱۳۷۷ش.