انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی
انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی؛ بمبگذاری در دفتر مرکزی حزب در تهران و کشتهشدن ۷۳ تن از جمله سیدمحمد بهشتی، جمعی از وزیران و نمایندگان مجلس.
انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی که در ایران از آن با عنوان فاجعه هفتم تیر یاد میشود، رویدادی است که در تاریخ ۷ تیر ۱۳۶۰ش در تهران رخ داد. در این حادثه، دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی با بمبگذاری منهدم شد و ۷۳ تن از اعضای این حزب از جمله سید محمد بهشتی، رئیس قوه قضائیه و دبیرکل حزب، به همراه جمعی از وزیران و نمایندگان مجلس شورای اسلامی کشته شدند. این رویداد از نقاط عطف تاریخ جمهوری اسلامی ایران به شمار میرود.
پیشینه
حزب جمهوری اسلامی یکی از مهمترین تشکلهای سیاسی بود که به همت گروهی از روحانیان مبارز در ۲۹ بهمن ۱۳۵۷، اندکی پس از پیروزی انقلاب ایران تأسیس شد و نقش مهمی در تحولات سالهای نخست انقلاب ایفا کرد.[۱] روحانیت سیاسی با استفاده از تجربه تاریخی شیعه از صفویه تا مشروطه، به این نتیجه رسیده بود که داشتن تشکل سیاسی برای کسب قدرت یا نظارت بر آن ضروری است.[۲] بر همین اساس، طی سالهای ۱۳۲۰ش تا ۱۳۵۷ش تشکلهای اسلامی متعددی مانند فداییان اسلام، حزب ملل اسلامی و هیئتهای مؤتلفه اسلامی پدید آمدند.[۳] حزب جمهوری اسلامی که در آغاز با موافقت و حمایت امام خمینی تشکیل شد، بعدها نارضایتی ایشان را موجب گردید. گسترش تشکیلات حزب در سراسر کشور، بهگونهای که ائمه جمعه و جماعات را نیز دربر میگرفت، از نظر ایشان خوشایند نبود.[۴] افزون بر این، بروز اختلافات شدید درونحزبی موجب شد امام خمینی درباره مواضع پیشین خود بازنگری کند.[۵] رهبران حزب نیز به عدول حزب از اهداف اولیه پی برده، در کنگره دوم پیشنهاد توقف فعالیتها را مطرح کردند[۶] سرانجام در خرداد ۱۳۶۶، سیدعلی خامنهای و اکبر هاشمی رفسنجانی طی نامهای به امام خمینی، ادامه کار حزب را بهانهای برای اختلاف و خدشه در وحدت ملت دانستند و تصمیم شورای مرکزی بر تعطیلی حزب را اعلام کردند.[۷]
شرح رویداد
در ساعت ۲۰:۳۰ روز یکشنبه ۷ تیر ۱۳۶۰، جلسهای در سالن اجتماعات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی واقع در محله سرچشمه تهران برگزار شد. موضوع این جلسه، بررسی وضعیت تورم و انتخابات ریاستجمهوری آینده بود. در این جلسه بیش از ۹۰ تن از مقامات عالیرتبه کشور از جمله اعضای کابینه و نمایندگان مجلس حضور داشتند. سید محمد بهشتی سخنان خود را آغاز کرد که در لحظاتی پس از شروع سخنرانی، دو بمب که در محل کارگذاشته شده بود، منفجر شد و سالن اجتماعات را به کلی ویران کرد.
انفجار چنان قدرتمند بود که لرزش آن در سراسر تهران احساس شد و هزاران نفر از مردم شوکهشده را به خیابانها کشاند. روز بعد، تظاهرات گستردهای در شهرهای مختلف ایران برای محکومیت این اقدام تروریستی برگزار شد. محمدعلی رجایی، نخستوزیر وقت، دو روز تعطیل رسمی و یک هفته عزای عمومی اعلام کرد.
عاملان و طراحان
محمدرضا کلاهی صمدی بهعنوان عامل اصلی انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی معرفی میشود. بر اساس گزارشهای موجود، وی پیش از برگزاری جلسه، دو بمب را در محل اجتماعات کار گذاشت و در آخرین لحظات پیش از انفجار، آن مکان را ترک کرد. پس از این رویداد، او توسط اعضای سازمان مجاهدین خلق از مرزهای غربی کشور به عراق منتقل شد.[۸]
بر اساس اطلاعات منتشرشده در خاطرات محمدی ریشهری، نخستین وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، کلاهی در ۱۳۵۷ش به سازمان منافقین پیوست. او فعالیت خود را به عنوان پاسدار در یکی از کمیتههای انقلاب اسلامی آغاز کرد و سپس با هدایت سازمان مجاهدین خلق وارد تشکیلات حزب جمهوری اسلامی شد. در ساختار حزب، کلاهی به جایگاهی دست یافت که مسئولیت دعوت از شرکتکنندگان و حفاظت از سالن جلسات را بر عهده داشت. او در این دوره با یکی از اعضای کادر مرکزی منافقین به نام هادی روشن روانی در ارتباط بود.[۹]
در روزهای منتهی به انفجار، کلاهی کیف بزرگتری را با خود حمل میکرد و با توجه به رفتوآمد مداومش به حزب، کمتر مورد بازرسی قرار میگرفت. پس از وقوع انفجار، او در خانههای تیمی منافقین مخفی شد و سپس به عراق گریخت. وی در عراق با نام مستعار کریم در بخش روابط با این کشور فعالیت میکرد و با یکی از اعضای سازمان منافقین ازدواج کرد.[۱۰]
گزارشها حاکی از آن است که کلاهی در سالهای آغازین دهه ۱۳۷۰ بهدلیل اختلاف با اعضای ردهبالای منافقین از این سازمان جدا شد و سپس به آلمان نقل مکان کرد.
درباره ابعاد فنی و طراحی عملیات، دو دیدگاه متفاوت وجود دارد. گروهی بر این باورند که سازمان منافقین با استفاده از مواد انفجاری بهجامانده از دوران پیش از انقلاب، توانایی انجام چنین عملیاتی را داشته است. در مقابل، برخی دیگر معتقدند بمب استفادهشده با وجود ابعاد کوچک، قدرت تخریبی بالایی داشته و ساخت آن در آن مقطع، فراتر از تواناییهای فنی منافقین بوده است. بر این اساس، این فرضیه مطرح میشود که طراحی و ساخت بمب با همکاری سرویسهای اطلاعاتی غربی از جمله آمریکا و اسرائیل صورت گرفته است.[۱۱]
دیدگاههای متفاوت درباره مسئولیت
در حالی که مقامات جمهوری اسلامی بلافاصله ساواک و عراق را مسئول معرفی کردند، دو روز بعد سید روحالله خمینی سازمان مجاهدین خلق را متهم کرد. بر اساس گزارش وزارت امور خارجه ایالات متحده در سال ۲۰۰۶، سازمان مجاهدین خلق در سال ۱۹۸۱ بمبهایی را در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی و دفتر نخستوزیری منفجر کرد که منجر به کشته شدن حدود ۷۰ مقام عالیرتبه ایرانی شد.
با این حال، نظریههای توطئه مختلفی پیرامون این رویداد شکل گرفته است. کنت کاتزمن در تحلیلی مینویسد: "گمانهزنیهای زیادی در میان دانشگاهیان و ناظران وجود دارد که این بمبگذاریها ممکن است در واقع توسط رهبران ارشد حزب جمهوری اسلامی برای خلاص شدن از شر رقبای درون حزبی برنامهریزی شده باشد." در سال ۱۹۸۵، رئیس اطلاعات نظامی ایران به مطبوعات اعلام کرد که این اقدام توسط افسران ارتش سلطنتطلب انجام شده است.
آمار کشتهشدگان
| ردیف | نام و نام خانوادگی | حوزه فعالیت / قوه | مسئولیت اجرایی / نمایندگی |
| ۱ | سید کاظم موسوی | قوه مجریه | معاون وزارت آموزش و پرورش |
| ۲ | سید محمد پاکنژاد | قوه مجریه | عضو هیئت مدیره مرکزی چوب و کاغذ |
| ۳ | مهدی حاجیان مقدم | قوه مجریه | مسئول آموزش واحد مهندسین حزب |
| ۴ | حسن عباسپور | قوه مجریه | وزیر نیرو |
| ۵ | حسین اکبری | قوه مجریه | مدیر عامل بانک کشاورزی |
| ۶ | عباس شاهوی | قوه مجریه | معاون وزارت بازرگانی |
| ۷ | موسی کلانتری | قوه مجریه | وزیر راه و ترابری |
| ۸ | حبیبالله مهمانچی | قوه مجریه | معاون پارلمانی وزارت کار |
| ۹ | علیاکبر سلیمی جهرمی | قوه مجریه | دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی |
| ۱۰ | حبیبالله مالکی | قوه مجریه | فرماندار ایرانشهر |
| ۱۱ | حسن عضدی | قوه مجریه | معاون وزارت فرهنگ و آموزش عالی |
| ۱۲ | ایرج شهسواری | قوه مجریه | معاون وزارت فرهنگ و آموزش عالی |
| ۱۳ | محمد رواقی | قوه مجریه | مدیرعامل شرکت فرش |
| ۱۴ | علیاکبر فلاح شورشانی | قوه مجریه | - |
| ۱۵ | مهدی امینزاده | قوه مجریه | معاون بازرگانی داخلی وزارت بازرگانی |
| ۱۶ | جواد سرحدی | قوه مجریه | مدیرعامل سازمان تعاون شهر و روستا |
| ۱۷ | محمدعلی فیاضبخش | قوه مجریه | وزیر مشاور و سرپرست سازمان بهزیستی |
| ۱۸ | محمود قندی | قوه مجریه | وزیر پست و تلگراف و تلفن |
| ۱۹ | محمود تفویضی زواره | قوه مجریه | معاون وزارت راه و ترابری |
| ۲۰ | جواد اسداللهزاده | قوه مجریه | معاون بازرگانی خارجی وزارت بازرگانی |
| ۲۱ | هاشم جعفری معیری | قوه مجریه | معاون درمانی وزارت بهداشت |
| ۲۲ | علی مجیدی | قوه مجریه | مشاور عمرانی وزارت کشور |
| ۲۳ | غلامعلی معتمدی | قوه مجریه | معاون رفاه و تعاون وزارت کار |
| ۲۴ | محمدصادق اسلامی | قوه مجریه | معاون پارلمانی وزارت بازرگانی |
| ۲۵ | جهانبخش حمزه نژاد ارشاد | قوه مجریه | معاون آموزش سازمان بهزیستی |
| ۲۶ | غلامحسین حقانی | قوه مقننه | نماینده بندرعباس |
| ۲۷ | محمدعلی حیدری | قوه مقننه | نماینده بوشهر |
| ۲۸ | عمادالدین کریمی | قوه مقننه | نماینده نوشهر |
| ۲۹ | سیدمحمدتقی حسینی طباطبائی | قوه مقننه | نماینده زابل |
| ۳۰ | محمد منتظری | قوه مقننه | نماینده نجفآباد |
| ۳۱ | قاسم صادقی | قوه مقننه | نماینده مشهد |
| ۳۲ | غلامرضا دانش آشتیانی | قوه مقننه | نماینده تفرش و آشتیان |
| ۳۳ | سیدمحمدکاظم دانش | قوه مقننه | نماینده شوش و اندیمشک |
| ۳۴ | سید فخرالدین رحیمی | قوه مقننه | نماینده ملاوی لرستان |
| ۳۵ | محمدحسن طیبی | قوه مقننه | نماینده اسفراین |
| ۳۶ | محمدحسین صادقی | قوه مقننه | نماینده دورود و ازنا |
| ۳۷ | عبدالوهاب قاسمی | قوه مقننه | نماینده ساری |
| ۳۸ | سیدنوارالله طباطبایینژاد | قوه مقننه | نماینده اردستان |
| ۳۹ | علیرضا چراغزاده دزفولی | قوه مقننه | نماینده رامهرمز |
| ۴۰ | عباسعلی ناطق نوری | قوه مقننه | نماینده نور |
| ۴۱ | سیدرضا پاکنژاد | قوه مقننه | نماینده یزد |
| ۴۲ | شمسالدین حسینی نائینی | قوه مقننه | نماینده نائین |
| ۴۳ | علی هاشمی سنجانی | قوه مقننه | نماینده اراک |
| ۴۴ | عبدالحمید دیالمه | قوه مقننه | نماینده مشهد |
| ۴۵ | سیفالله عبدالکریمی | قوه مقننه | نماینده لنگرود |
| ۴۶ | محمدجواد شرافت | قوه مقننه | نماینده شوشتر |
| ۴۷ | رحمان استکی | قوه مقننه | نماینده شهرکرد |
| ۴۸ | مهدی نصیری لاری | قوه مقننه | نماینده لارستان |
| ۴۹ | سیدمحمدباقر حسینی لواسانی | قوه مقننه | نماینده تهران |
| ۵۰ | علیاکبر دهقان | قوه مقننه | نماینده تربت جام |
| ۵۱ | عباس حیدری | قوه مقننه | نماینده بوشهر |
| ۵۲ | میربهزاد شهریاری | قوه مقننه | نماینده رودباران |
| ۵۳ | عبدالحسین اکبری مازندرانی | حزب جمهوری | فعال سیاسی و مسئول حزب |
| ۵۴ | جواد مالکی | حزب جمهوری | فعال سیاسی و مسئول حزب |
| ۵۵ | هادی امینی | حزب جمهوری | فعال سیاسی و مسئول حزب |
| ۵۶ | رضا ترابی | حزب جمهوری | فعال سیاسی و مسئول حزب |
| ۵۷ | علیاکبر اژهای | حزب جمهوری | فعال سیاسی و مسئول حزب |
| ۵۸ | محمد پورولی | حزب جمهوری | فعال سیاسی و مسئول حزب |
| ۵۹ | علی درخشان | حزب جمهوری | فعال سیاسی و مسئول حزب |
| ۶۰ | حسن بخشایش | حزب جمهوری | فعال سیاسی و مسئول حزب |
| ۶۱ | حسین سعادتی | حزب جمهوری | فعال سیاسی و مسئول حزب |
| ۶۲ | حسن اجارهدار | حزب جمهوری | فعال سیاسی و مسئول حزب |
| ۶۳ | محمد خوشزبان | حزب جمهوری | فعال سیاسی و مسئول حزب |
| ۶۴ | توحید رزمجومین | حزب جمهوری | فعال سیاسی و مسئول حزب |
| ۶۵ | سید محمد موسویفر | حزب جمهوری | فعال سیاسی و مسئول حزب |
| ۶۶ | حسن محمد عینی | حزب جمهوری | فعال سیاسی و مسئول حزب |
| ۶۷ | علیاصغر آقازمانی | حزب جمهوری | فعال سیاسی و مسئول حزب |
| ۶۸ | محسن اکبر مولایی | حزب جمهوری | فعال سیاسی و مسئول حزب |
| ۶۹ | حبیبالله مهدیزاد طالعی | حزب جمهوری | فعال سیاسی و مسئول حزب |
| ۷۰ | محمود بالاگر | حزب جمهوری | فعال سیاسی و مسئول حزب |
| ۷۱ | جواد سرافراز | حزب جمهوری | فعال سیاسی و مسئول حزب |
| ۷۲ | عباس ابراهیمیان | حزب جمهوری | فعال سیاسی و مسئول حزب[۱۲] |
واکنشها
سید روحالله خمینی، ربنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، در پیامی این حادثه را تسلیت گفت و از کشتهشدگان با عنوان شهدای هفتم تیر یاد کرد. وی در بخشی از پیام خود گفت: بهشتی مظلوم بود و مظلوم زیست و مظلوم به شهادت رسید. به گفته خمینی، این حادثه میتوانست به طور طبیعی منجر به شکست انقلاب اسلامی شود، اما برکت خون شهدا سبب وحدت بیشتر ملت و قرار گرفتن انقلاب در مسیر واقعی خود گردید.
سید علی خامنهای، رهبر سابق جمهوری اسلامی، در سخنانی این رویداد را نقطه عطفی در تاریخ انقلاب دانست و تأکید کرد که این حادثه چهره واقعی عاملان این جنایت را که سالها خود را به گونهای دیگر معرفی میکردند، برای مردم آشکار ساخت.
ترورهای پس از آن
دو ماه پس از انفجار هفتم تیر، در تاریخ ۸ شهریور ۱۳۶۰ (۳۰ اوت ۱۹۸۱)، بمبگذاری دیگری در دفتر نخستوزیری منجر به کشته شدن محمدعلی رجایی (رئیسجمهور) و محمدجواد باهنر (نخستوزیر) و شش تن دیگر از مقامات دولتی شد. این بمبگذاری نیز به سازمان مجاهدین خلق نسبت داده شد و عامل آن مسعود کشمیری، یکی از اعضای این سازمان، معرفی گردید.
پس از این دو حادثه، موج گستردهای از دستگیریها و اعدامهای اعضای سازمان مجاهدین خلق و دیگر گروههای چپ در ایران آغاز شد. ترور مقامات بلندپایه و فعالان حامی رژیم توسط مجاهدین برای یک یا دو سال بعد ادامه یافت، اما نتوانست دولت را سرنگون کند.
سرنوشت عامل انفجار
محمدرضا کلاهی پس از انفجار، از ایران گریخت و به عراق رفت و در اردوگاههای سازمان مجاهدین خلق ساکن شد. در سال ۱۹۹۸، او در فهرست اعضای "مشکلدار" سازمان قرار گرفت و در سال ۱۹۹۹ عراق را ترک کرد و ابتدا به آلمان و سپس به هلند مهاجرت نمود. وی در هلند با هویت جعلی "علی معتمد" زندگی میکرد و با یک زن افغانستانی ازدواج کرد و صاحب یک پسر شد.
در تاریخ ۲۴ آذر ۱۳۹۴ (۱۵ دسامبر ۲۰۱۵)، فردی به نام علی معتمد در شهر آلمیره هلند هدف گلوله دو مرد ناشناس قرار گرفت و در بیمارستان جان سپرد. پس از این رویداد، مشخص شد که فرد مقتول همان محمدرضا کلاهی بوده است.
ایران دست داشتن در این قتل را رد کرد. رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی در گزارشی به جزئیات این ترور و هویت واقعی فرد مقتول پرداخت. گاردین نیز در ژانویه ۲۰۱۹ گزارشی درباره مرگ کلاهی منتشر کرد و به چگونگی زندگی او با هویت جعلی در هلند پرداخت.
دادستان عمومی هلند در جریان دادگاه متهمان اعلام کرد که شواهدی بر دست داشتن حکومت ایران در این ترور پیدا نشده است. در پاییز ۱۳۹۸، رضوان تقی، متهم فراری مراکشی-هلندی که به اتهام قتل کلاهی و احمد نیسی تحت تعقیب بود، در دبی دستگیر شد.
بازتابها
شعر و ادبیات
شعر فارسی، به عنوان زبان گویای دردها و حماسههای ملی، در سوگ شهدای هفتم تیر، آثاری ماندگار سرود. بسیاری از شاعران برجسته انقلاب، در قالبهای مختلف، به توصیف ابعاد شخصیتی شهید بهشتی و یارانش و نیز محکومیت این جنایت پرداختند.
قیصر امینپور: این شاعر نامدار انقلاب، در مجموعهاشعار خود، به این واقعه نیز پرداخته است. هرچند اشعار او غالباً نمادین و چندوجهی است، اما فضای تراژیک و حماسی آن سالها در کلمات او جاری است.
سید حسن حسینی: او نیز در آثارش به ترسیم چهره شهدای انقلاب و از جمله این رویداد پرداخته است.
شاعران آیینی: دهها شاعر گمنام و نامآشنای آیینی در طول این سالها، در شبهای شعر "یادواره شهدای هفتم تیر" به خواندن اشعاری در رثای این شهدا پرداختهاند که بسیاری از آنها در رسانهها و مجموعههای ادبی منتشر شده است. محوریت این اشعار، مظلومیت، ایمان راسخ، و تدبیر شهید بهشتی و همراهانش است.
موسیقی
در حوزه موسیقی، این رویداد بیشتر در قالب سرودهای حماسی بازتاب یافت. سرودهای انقلابی آن دوران، که توسط گروههای مختلف اجرا میشد، به سرعت به این فاجعه واکنش نشان دادند.
سرودهای سازمانی: گروههای سرود صدا و سیما و گروههای هنری وابسته به نهادهای انقلابی، در سالهای پس از حادثه، سرودهایی با مضمون هفتم تیر، یاران بهشتی و "شهدای مظلوم تولید و پخش کردند که بارها از رسانه ملی پخش شد و در میان مردم جا افتاد. این سرودها با بهرهگیری از ریتمهای حماسی و کلماتی چون مظلوم، یاران، انقلاب و خون، به بازتولید احساسات انقلابی و تقویت روحیه مقاومت پرداختند.
سینما و تلویزیون
شاید مهمترین و ماندگارترین بازتاب هنری این واقعه، در قالب فیلمهای مستند و مجموعههای تلویزیونی رقم خورده باشد. ثبت جزئیات این حادثه و ابعاد شخصیتی قربانیان آن، نیازمند نگاه دقیق تصویری بود.
مستند بهشتی: یکی از مهمترین آثار درباره شخصیت شهید بهشتی، مستندی است که به ابعاد مختلف زندگی، اندیشه و نقش ایشان در انقلاب میپردازد. این مستندها معمولاً شامل تصاویر آرشیوی، گفتگو با نزدیکان و دوستان، و مرور وقایع منتهی به هفتم تیر است.
مستند یاران بهشتی: آثاری که به معرفی تکتک شهدای هفتم تیر، به ویژه نمایندگان مجلس و وزیران، پرداختهاند. این مستندها با هدف حفظ یاد و خاطره این افراد و معرفی نقش آنها در تاریخ انقلاب ساخته شدهاند.
فیلمهای داستانی: هرچند تاکنون فیلم سینمایی مستقلی با محوریت انفجار دفتر حزب ساخته نشده، اما در برخی از فیلمهای بلند سینمایی و تلویزیونی که به دهه ۶۰ میپردازند، این حادثه به عنوان یک نقطه عطف، با فلاشبک یا دیالوگ ارجاع داده شده است. بازسازی صحنه انفجار در برخی سریالهای تاریخی، تلاشی برای نزدیکتر کردن مخاطب به فضای آن دوران بوده است.
هنرهای تجسمی و نمادهای شهری
این حادثه، تأثیر خود را بر فضای شهری و هنرهای تجسمی نیز بر جای گذاشت.
نقاشی و گرافیک: در سالهای پس از انقلاب، پوسترها و تابلوهای نقاشی متعددی با محوریت چهره شهید بهشتی و شهدای هفتم تیر خلق شد. این آثار که اغلب با تکنیکهای نقاشی رنگ روغن و یا طراحی گرافیک، حال و هوای مذهبی و انقلابی داشتند، در فضاهای عمومی و یادبودها به نمایش درآمدند.
نمادهای شهری: شاخصترین بازتاب این رویداد در نامگذاریها و نمادهای شهری تجلی یافته است.
میدان هفتم تیر تهران: این میدان در مرکز تهران، به یکی از نمادهای اصلی یادآوری این حادثه تبدیل شده است.
ایستگاه متروی هفتم تیر: در ادامه، ایستگاه متروی این میدان نیز به همین نام خوانده میشود.
جموعه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی: در محل سابق دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی، که در انفجار ویران شد، امروزه مجموعهای فرهنگی بنا شده است که به عنوان یک مکان نمادین، یاد و خاطره آن رویداد را زنده نگه میدارد.
رسانه و مطبوعات
در سالهای اخیر، با گسترش فضای مجازی و رسانههای نوین، بازتاب این رویداد نیز شکل جدیدی به خود گرفته است. وبسایتهای خبری و تحلیلی با انتشار پروندههای ویژه و گفتگو با بازماندگان و شاهدان عینی، به تبیین ابعاد مختلف این واقعه و آثار آن بر انقلاب اسلامی میپردازند. همچنین، استفاده از تصاویر آرشیوی و خاطرات صوتی-تصویری از شهید بهشتی در شبکههای اجتماعی، به بازتولید محتوایی و انتقال آن به نسلهای جدید کمک کرده است.
پانویس
- ↑ دارابی، جریانشناسی سیاسی در ایران، ۱۳۸۸ش، ص۶۹–۷۰.
- ↑ دارابی، جریانشناسی سیاسی در ایران، ۱۳۸۸ش، ص۱۵۹–۱۶۰.
- ↑ فوزی، تحولات سیاسی اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی در ایران،۱۳۸۴ش، ج1، ص392.
- ↑ درویشی، سیره عملی امامخمینی در اداره امور کشور، ۲۹۰.
- ↑ محتشمیپور، چندصدایی در جامعه روحانیت، ۱۳۷۹ش، ص۷۰.
- ↑ درویشی، سیره عملی امامخمینی در اداره امور کشور، ۱۳۸۵ش، ص۲۹۹.
- ↑ امامخمینی، صحیفه، ۱۳۸۹ش، ج2، ص۲۷۵–۲۷۶.
- ↑ «نگاهی به پرونده انفجار حزب جمهوری»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.
- ↑ محمدی ریشهری، خاطرهها، 1388ش، ص263.
- ↑ «انفجار بمب در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی»، مؤسسۀ مطالعات و پژوهشهای سیاسی.
- ↑ «انفجار بمب در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی»، مؤسسۀ مطالعات و پژوهشهای سیاسی.
- ↑ «اسامی 72 شهید حادثه هفت تیر به همراه مسئولیتهای اجراییشان در زمان شهادت»، خبرگزاری مهر.
منابع
- «اسامی 72 شهید حادثه هفت تیر به همراه مسئولیتهای اجراییشان در زمان شهادت»، خبرگزاری مهر، تاریخ درج مطلب: 7 تیر 1392.
- امامخمینی، سیدروحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، چاپ پنجم، ۱۳۸۹ش.
- «انفجار بمب در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی»، مؤسسۀ مطالعات و پژوهشهای سیاسی، تاریخ درج مطلب: 7 تیر 1399ش.
- دارابی، علی، جریانشناسی سیاسی در ایران، تهران، سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۸۸ش.
- درویشی سهتلانی، فرهاد، سیره عملی امامخمینی در اداره امور کشور (۱۳۵۷–۱۳۶۸)، تهران، عروج، چاپ اول، ۱۳۸۵ش.
- فوزی تویسرکانی، یحیی، تحولات سیاسی اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی در ایران، تهران، عروج، چاپ اول، ۱۳۸۴ش.
- محتشمیپور، چندصدایی در جامعه و روحانیت، تهران، خانه اندیشه جوان، چاپ اول، ۱۳۷۹ش.
- محمدی ریشهری، محمد، خاطرهها تهران، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1388ش.
- «نگاهی به پرونده انفجار حزب جمهوری»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد، تاریخ درج مطلب: 31 اردیبهشت 1395ش.