پرش به محتوا

تشییع جنازه

از ایران‌پدیا
تشییع جنازه

تشییع جنازه، همراهی و مشارکت در انتقال جنازه تا مکان خاک‌سپاری.

تشییع جنازه در فرهنگ اسلامی، به‌عنوان بخشی از آیین تدفین، عملی مستحب است که از یک‌سو، حرمت انسان درگذشته و بدن او را پاس می‌دارد و از سوی دیگر، به حاضران در مراسم تشییع، ناپایداری زندگی در دنیا را یادآوری می‌کند تا آنان از باقی‌مانده سرمایهٔ عمر خویش بهرهٔ بیشتری برگیرند و آن را توشه آخرت سازند. ازاین‌رو در سخن و سیرهٔ حضرت محمد و اهل‌بیت او به حضور و مشارکت در تشییع جنازه و طلب آمرزش از خدا برای خود و درگذشتگان، سفارش شده است.

جایگاه تشییع جنازه در آیین خاک‌سپاری اسلامی

در فرهنگ‌های مختلف، مراسم خاک‌سپاری مردگان آداب متنوعی دارد. در فرهنگ اسلامی، مرگ به معنای جدایی روح و حقیقت وجود آدمی از جسم او است، اما بدن انسان که در وضعیت مرگ، جنازه نامیده می‌شود همچنان دارای احترام است و باید با آداب ویژه‌ای به خاک سپرده شود.[۱] آداب اسلامی مربوط به جنازه، از هنگام احتضار به معنای آشکار شدن نشانه‌های مرگ در انسان، آغاز می‌شود. در چارچوب فرهنگ اسلامی، هرگاه انسانی در آستانه مرگ و خروج روح از بدن قرار می‌گیرد، اطرافیان، جنازۀ او را به‌سوی قبله می‌گردانند و شهادتین را به او تلقین می‌کنند. ادب اسلامی دیگر آن است که جُنُب و حائض از حضور در کنار انسان در حال جان‌دادن، پرهیز کند. مسلمانان پس از مرگ، جنازه را می‌شویند، با کافور، آن را خوش‌بو می‌کنند و پارچه‌ای پاکیزه بر آن می‌پوشانند؛ سپس بر جنازه، نماز می‌خوانند و آن را تا محل دفن، همراهی و مشایعت می‌کنند. مسلمانان، جنازه را به صورت کفن‌پوش، در قبر وارد می‌کنند، آن را روبه‌قبله قرار می‌دهند و صورت مرده را بر خاک گور می‌نهند. در پایان سنگ لحد را قرار می‌دهند و قبر را با خاک می‌پوشانند.[۲]

حکم شرعی

تشییع به‌معنای همراهی‌کردن با جنازه میت تا مکان خاک‌سپاری آن،[۳] در فرهنگ اسلامی، عملی مستحب[۴] و دارای پاداش معنوی است.[۵] ازاین‌رو سفارش شده است که وابستگان و اطرافیان انسانی که از دنیا رفته است، دیگران را برای تشییع جنازه و نماز میت، خبر کنند.[۶]

مستحبات

  • خواندن دعا و ذکر خدا؛
  • طلب استغفار برای میت؛
  • عبرت‌آموزی و تفکر دربارهٔ مرگ و آخرت؛
  • حرکت‌کردن پشت‌سر یا دو طرف جنازه؛
  • حمل جنازه توسط چهار نفر از چهار طرف.[۷]

مکروهات

  • خندیدن؛
  • سرگرم‌شدن به کارهای بیهوده؛
  • سخن‌گفتن به غیر ذکر خدا؛
  • سریع بردن جنازه.[۸]

آداب تشییع جنازه

مسلمانان و به‌ویژه شیعیان در آداب و مناسک دینی، پیرو پیامبر اکرم و اهل‌بیت او هستند. مورخان و حدیث‌نگاران در سیره پیامبر و اهل‌بیت به آداب بسیاری دربارهٔ تشییع جنازه توجه کرده‌اند، ازجمله:

  • حضرت محمد، مسلمانان را به حفظ آرامش و وقار و آرام راه‌رفتن در تشییع جنازه سفارش کرده و از آنها خواسته است که جنازه را با شدت، بالا و پایین نکنند. او هنگام تشییع جنازه، اندوهگین می‌شد، کم سخن می‌گفت و بیشتر حدیث نفس می‌کرد. او همچنین به ابوذر سفارش کرد که در تشییع جنازه، با خشوع به یاد داشته باش که تو نیز به او می‌پیوندی.
  • علی بن ابی‌طالب آنگاه که در تشییع جنازه‌ای صدای خنده مردی را شنید به او یادآوری کرد که زندگی در این دنیا جاودان نیست و مرگ، سرنوشت حتمی همگان است. او هنگامی که جنازه‌ای را پس از تشییع به خاک سپردند به خانواده میت که بر مرگ او شیون و زاری کردند، سفارش کرد که فرارسیدن مرگ خود را به یاد داشته باشند.
  • امام محمد باقر به تشییع‌کنندگان سفارش کرده است که هنگام تشیع جنازه، خود را به‌جای او فرض کنند که از خدا می‌خواهد تا به دنیا بازگردد و همچون زندگان تلاش کند. امام جعفر صادق نیز به تشییع‌کنندگان سفارش می‌کند که در تشییع جنازه، عبرت‌پذیر باشند. وی از سرخوشی کسانی که مرگ دیگران را می‌بینند و همچنان در غفلت و فراموشی می‌مانند، ابراز شگفتی می‌کند.[۹]

پانویس

  1. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۱، ص۸۸.
  2. طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ١٤١٩ق، ج۲، ص۱۸-۱۳۱.
  3. مشکینی، مصطلحات الفقه، ۱۳۷۹ش، ص۱۴۶.
  4. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۴، ص۲۶۳–۲۶۴.
  5. حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۴۳ و ۱۴۴، باب۲، حدیث۶.
  6. طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ١٤١٩ق، ج۲، ص۸۵.
  7. طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ١٤١٩ق، ج۲، ص۸۵-۸۶.
  8. طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ١٤١٩ق، ج۲، ص۸۷.
  9. ری‌شهری، میزان الحکمة، ۱۴۱۶ق، ج۴، ص۲۹۷۶-۲۹۷۷.

منابع

  • حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، قم، مؤسسه آل‌البیت، ۱۴۰۹ق.
  • ری‌شهری، محمد، میزان الحکمة، قم، دارالحدیث، ۱۴۱۶ق.
  • طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی التابعه لجماعة المدرسین، ۱۴۱۹ق.
  • مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ق.
  • مشکینی، علی، مصطلحات الفقه، قم، الهادی، ۱۳۷۹ش.
  • نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، تهران، دارالکتب الاسلامیه و المکتبة الاسلامیه، ۱۳۶۲–۱۳۶۹ش.