پرش به محتوا

تفکر فازی

از ایران‌پدیا
تفکر فازی
عنوان اصلیتفکر فازی
عنوان انگلیسیFuzzy Thinking
شاخه علمیمنطق
علوم شناختی
ریاضیات
نوع مفهومپارادایم شناختی
شیوه استدلال
معنای اصطلاحیچارچوبی شناختی و ریاضی مبتنی بر منطق درجه‌بندی‌شده که پدیده‌ها را به‌صورت طیفی و غیرمطلق تحلیل می‌کند
حوزه کاربرداستدلال
تحلیل نظام‌های پیچیده
شناخت انسانی
منشأ تاریخیدگرگونی‌های معرفتی قرن بیستم میلادی
نخستین کاربرددهه ۱۹۶۰م
مرتبط بامنطق کلاسیک
منطق فازی
اهمیتفراهم‌کردن ابزار تحلیلی برای درک پدیده‌های مبهم، چندارزشی و غیرقطعی در نظام‌های انسانی و اجتماعی
مبدعلطفی علی‌عسکرزاده

تفکر فازی؛ ادراکِ طیفی و درجه‌مندِ واقعیت، فراتر از مرزهای مطلقِ درست و نادرست.

تفکر فازی (Fuzzy Thinking) یک پارادایم شناختی و شیوه‌ای از استدلال مدرن است که جهان را نه از دریچهٔ دوگانه‌های متضاد، بلکه به‌صورت طیفی و درجه‌مند درک می‌کند. این رویکرد برخلاف منطق کلاسیک که پدیده‌ها را به دو دستهٔ مطلقِ «درست یا نادرست» یا «صفر و یک» تقسیم می‌کند، آن‌ها را بر روی یک پیوستار بی‌انتها تحلیل کرده و مدعی است که حقیقت، اغلب در فضای خاکستری میانِ قطب‌های متضاد نهفته است. تفکر فازی بر این پیش‌فرض استوار است که واقعیت‌های انسانی، اجتماعی و ادراکی، فاقد مرزهای صلب و دقیق بوده و تنها در قالب درجاتی از ابهام، شدت و ضعف، معنای واقعی خود را بازمی‌یابند. این الگو با نزدیک کردن استدلال‌های ریاضی به زبان طبیعی انسان، ابزاری قدرتمند برای درک نظام‌های پیچیده‌ای فراهم می‌آورد که منطق ارسطویی از تبیین آن‌ها ناتوان است.

تعریف تفکر فازی

تفکر فازی یک چارچوب شناختی و ریاضی است که بر اساس منطقی درجه‌بندی‌شده و تقریبی عمل می‌کند. برخلاف منطق کلاسیک که بر مبنای دو ارزش مطلق شامل صفر و یک یا درست و نادرست، استوار است، در این نظام، گزاره‌ها می‌توانند درجاتی از صدق بین صفر و یک داشته باشند. این تفکر برای مدلسازی مفاهیم مبهم، کیفی و چندارزشی که در زبان و شناخت انسانی رایج هستند مانند گرم، بلندقد و عادل، به‌کار می‌رود.[۱]

تفاوت با منطق کلاسیک

تفکر فازی پدیده‌ها را به‌صورت نسبی و طیفی درک می‌کند. در این نوع تفکر، مفاهیم می‌توانند درجات متفاوتی از معنا و اعتبار داشته باشند.[۲] برخلاف منطق کلاسیک یا دوارزشی که هر گزاره را کاملاً درست (مقدار ۱) یا کاملاً نادرست (مقدار ۰) می‌داند و هیچ حالت میانی را نمی‌پذیرد، منطق فازی که به ذهن انسان نزدیک‌تر است و ناظر بر واقعیت‌های تجربی و ادراکی است[۳] ابزار مناسب‌تری برای فهم رفتار نظام‌های انسانی، اجتماعی و فرهنگی محسوب می‌شود؛[۴] زیرا انسان‌ها در تصمیم‌گیری‌های روزانه، پدیده‌ها را با درجاتی از شدت و ضعف می‌سنجند.[۵] در عین حال، تفکر فازی جایگزین منطق دوارزشی نیست، بلکه در کنار آن برای توصیف حقایق مربوط به رفتار، تصمیم و کنش انسانی به‌کار می‌رود.[۶]

ویژگی‌ها

  • طیفی‌بودن: مفاهیم به صورت مطلق و مجزا تعریف نمی‌شوند، بلکه بر روی یک طیف قرار می‌گیرند. به عنوان مثال، دمای «گرم» می‌تواند از اندکی گرم تا بسیار گرم متغیر باشد.[۷]
  • انعطاف‌پذیری: این سیستم‌ها می‌توانند با داده‌های نادقیق و شرایط متغیر سازگار شوند و از حالت صفر و یکِ خشک منطق کلاسیک فاصله می‌گیرند.[۸]
  • نزدیکی به زبان طبیعی: منطق فازی برای مدل‌سازی متغیرهای زبانی مانند جوان، سریع، خوب، که در گفتگوی روزمره انسان‌ها به‌صورت تقریبی و غیرعددی[۹] و نیز مبهم بیان می‌شوند،[۱۰] مناسب است.[۱۱] این متغیرها در ریاضیات کلاسیک قابل کمّی‌سازی دقیق نیستند.[۱۲]

تاریخچه و بنیان‌گذار

تفکر فازی به‌عنوان رویکردی شناختی به واقعیت، محصول دگرگونی‌های معرفتی قرن بیستم میلادی است؛ دگرگونی‌هایی که نشان دادند بسیاری از مفاهیم انسانی و حتی علمی مرزهای دقیق نداشته و فهم انسان همواره با درجاتی از ابهام و تقریب همراه است.[۱۳]

صورتبندی ریاضی و نظام‌مند این مفهوم، توسط لطفی علی‌عسکرزاده (۱۲۹۹–۱۳۹۶ش)، استاد ایرانی دانشگاه برکلی، در دهه ۱۹۶۰م ارائه شد. او در سال ۱۹۶۵م با معرفی مجموعه‌های فازی، پایه‌های این نظریه را بنا نهاد. هدف او ایجاد ابزاری بود که بتواند عدم قطعیت و ابهام ذاتی در پدیده‌های پیچیده جهان واقعی و شیوه استدلال انسانی را به شیوه‌ای ریاضی توصیف کند.[۱۴]

سطوح عملکردی

تفکر فازی در سه سطح اصلی به تحلیل پدیده‌ها و هدایت رفتارها کمک می‌کند:

  • رویکرد شرطی و کنترلی (اگر، آنگاه): در این سطح، واکنش‌ها متناسب با شرایط و به‌صورت نرم تغییر می‌کنند تا از اتخاذ تصمیم‌های تک‌وجهی و افراطی جلوگیری شود و گزینه‌های متعددی پیش روی فرد قرار گیرد.[۱۵]
  • ساختارمندی مفاهیم طیفی: بسیاری از مفاهیم انسانی مانند عدالت یا رضایت، مفاهیمی چندمقداری هستند که روی یک پیوستار درجه‌بندی می‌شوند. این نگاه موجب می‌شود یک پدیده بتواند همزمان درصدی از یک ویژگی و درصدی از نقیض آن را داشته باشد.[۱۶]
  • استنتاج و هوش کاربردی: این سطح بر نزدیک کردن محاسبات به الگوی شبکهٔ عصبی و ذهن انسان تمرکز دارد. از آن‌جا که داده‌های خام زندگی ماهیت دیجیتالی ندارند، تفکر فازی این داده‌ها را به‌گونه‌ای تحلیل می‌کند که به پیش‌بینی‌های دقیق‌تر در روابط اجتماعی ختم شود.[۱۷]

کاربردها

معرفتی و یادگیری

تفکر فازی ابهام را بخشی از فرایند شناخت می‌داند که ناشی از پیچیدگی پدیده‌ها یا وابستگی معنا به زمینه است.[۱۸] در فرایند یادگیری و ارزیابی، این تفکر امکان توجه به تغییرات تدریجی را فراهم می‌کند؛ به طوری‌که پیشرفت یا مهارت به‌صورت پیوسته سنجیده شده و قضاوت‌ها متناسب با شرایط تعدیل می‌شوند.[۱۹]

تحلیل مفاهیم ارزشی و اعتقادی

بسیاری از مفاهیم کلیدی، مفاهیمی تشکیکی یا دارای مراتب هستند و شامل طیفی از حقیقت می‌شوند. برای مثال، ایمان در این چارچوب فکری، باینری نیست، بلکه دارای مراتب شدت و ضعف است.[۲۰] این منطق به محققان اجازه می‌دهد مفاهیم اخلاقی مانند عدالت، ظلم و تقوا را به‌شکل منعطف‌تری تحلیل کرده و از مطلق‌گرایی‌های غیرقابل انطباق با واقعیت پرهیز کنند.[۲۱]

تحلیل کنش‌های انسانی

کنش‌های انسانی، ماهیتی ارادی و وابسته به قضاوت دارند و تفکر فازی چارچوبی برای توصیف درجات مختلف معنا و تأثیر فراهم می‌کند. در این رویکرد، مفاهیمی نظیر منافع ملی یا اولویت‌های سیاسی فاقد مرزهای صلب هستند. این الگو ارزیابی رفتارهای سیاسی را با ساختار ادراکی انسان هماهنگ می‌کند.[۲۲]

محدودیت‌ها و نقدها

با وجود قابلیت‌های چشمگیر، تفکر فازی با انتقاداتی روبرو است:

  • ذهنی‌بودن تعیین درجات: تعیین توابع عضویت و درجات مختلف اغلب بر اساس قضاوت و تجربه انسانی است که می‌تواند منجر به نتایج متفاوت شود.[۲۳]
  • ناکارآمدی در مسائل قطعی: در حوزه‌های نیازمند به دقت مطلق و قوانین صریح مانند ریاضیات محض یا برخی بخش‌های فیزیک، منطق کلاسیک کارآمدتر است.[۲۴]
  • چالش در کاربردهای دینی و اخلاقی: استفاده از آن در تصمیم‌گیری‌های حقوقی که نیاز به نتیجه‌گیری قطعی دارد، یا در تعریف مطلق برخی اصول اخلاقی و دینی می‌تواند دشوار باشد.
  • ابهام در تمایز با احتمالات: برخی منتقدان معتقدند برای بسیاری از مسائل مرتبط با عدم قطعیت، نظریه احتمالات چارچوب مناسب‌تری نسبت به منطق فازی ارائه می‌دهد.[۲۵]

پانویس

  1. «تفکر شما ارسطویی است یا فازی؟»، وب‌سایت کانون فرهنگی آموزش قلم چی.
  2. خادمی‌زارع و فخرزاد، «شناسایی و تحلیل کاربرد منطق و سیستم‌های فازی در قرآن کریم»، 1391ش، ص83.
  3. موسوی و صادقیان، «بررسی منطق فازی و کاربرد آن در مسائل پیچیده»، 1395ش، ص84.
  4. موسوی و صادقیان، «بررسی منطق فازی و کاربرد آن در مسائل پیچیده»، 1395ش، ص87.
  5. «تفکر شما ارسطویی است یا فازی؟»، وب‌سایت کانون فرهنگی آموزش قلم چی.
  6. «منطق فازی و کاربردهای آن به زبان ساده»، وب‌سایت فرادرس.
  7. جمشیدی و مرادی، «درآمدی بر کاربرد منطق فازی در تبیین امور سیاسی»، 1395ش، ص140.
  8. «منطق فازی و کاربردهای آن به زبان ساده»، وب‌سایت فرادرس.
  9. «کرسی 15/ عرفان و فلسفه از منظر تفکر فازی/ دکتر هادی وکیلی»، وب‌سایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
  10. موسوی و صادقیان، «بررسی منطق فازی و کاربرد آن در مسائل پیچیده»، 1395ش، ص84.
  11. قیومی، «منطق فازی و مبانی فلسفی»، 1381ش، ص28-46.
  12. خادمی‌زارع و فخرزاد، «شناسایی و تحلیل کاربرد منطق و سیستم‌های فازی در قرآن کریم»، 1391ش، ص86-90.
  13. ساروخانی و صادقی‌پور، «منطق فازی ابزاری جهت ساخت و سنجش مفاهیم در علوم اجتماعی»، 1393ش، ص52-53.
  14. کاسکو، تفکر فازی، 1389ش، ص100.
  15. جمشیدی و مرادی، «درآمدی بر کاربرد منطق فازی در تبیین امور سیاسی»، 1395ش، ص125-127.
  16. جمشیدی و مرادی، «درآمدی بر کاربرد منطق فازی در تبیین امور سیاسی»، 1395ش، ص128-130.
  17. جمشیدی و مرادی، «درآمدی بر کاربرد منطق فازی در تبیین امور سیاسی»، 1395ش، ص130-132.
  18. موسوی و صادقیان، «بررسی منطق فازی و کاربرد آن در مسائل پیچیده»، 1395ش، ص84.
  19. خادمی‌زارع و فخرزاد، «شناسایی و تحلیل کاربرد منطق و سیستم‌های فازی در قرآن کریم»، 1391ش، ص91.
  20. جمشیدی و مرادی، «درآمدی بر کاربرد منطق فازی در تبیین امور سیاسی»، 1395ش، ص124.
  21. خادمی‌زارع و فخرزاد، «شناسایی و تحلیل کاربرد منطق و سیستم‌های فازی در قرآن کریم»، 1391ش، ص90-91.
  22. جمشیدی و مرادی، «درآمدی بر کاربرد منطق فازی در تبیین امور سیاسی»، 1395ش، ص140.
  23. «منطق فازی چیست»، وب‌سایت کلینیک اقتصاد.
  24. «منطق فازی و پیامدهای فلسفی آن»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  25. عبداللهی خلج و منفرد، «تحلیل تطبیقی مبانی هستی‌شناسی صدرایی و اصول نظریهٔ فازی»، فصلنامهٔ اندیشهٔ دینی.

منابع

  • «تفکر شما ارسطویی است یا فازی؟»، وب‌سایت کانون فرهنگی آموزش قلم چی، تاریخ بارگذاری: ۱۴ بهمن ۱۳۹۲ش.
  • جمشیدی، محمدحسین و مرادی، روح‌الله، «درآمدی بر کاربرد منطق فازی در تبیین امور سیاسی»، روش‌شناسی علوم انسانی، دورهٔ ۲۲، شمارهٔ ۸۷، ۱۳۹۵ش.
  • خادمی‌زارع، حسن و فخرزاد، محمدباقر، «شناسایی و تحلیل کاربرد منطق و سیستم‌های فازی در قرآن کریم»، فصلنامهٔ علمی اندیشهٔ نوین دینی، دورهٔ ۸، شمارهٔ ۳۱، ۱۳۹۱ش.
  • ساروخانی، باقر و صادقی‌پور، شیوا، «منطق فازی ابزاری جهت ساخت و سنجش مفاهیم در علوم اجتماعی»، مجلهٔ مطالعات اجتماعی ایران، دورهٔ ۸، شمارهٔ ۳، ۱۳۹۳ش.
  • عبداللهی خلج، امیر و منفرد، مهدی، «تحلیل تطبیقی مبانی هستی‌شناسی صدرایی و اصول نظریهٔ فازی»، فصلنامهٔ اندیشهٔ دینی، تاریخ بارگذاری: ۲۳ مرداد ۱۴۰۴ش.
  • کاسکو، بارت، تفکر فازی، به‌ترجمهٔ علی غفاری و همکاران، تهران، دانشگاه خواجه نصیر، ۱۳۸۹ش.
  • «کرسی ۱۵/ عرفان و فلسفه از منظر تفکر فازی/ دکتر هادی وکیلی»، وب‌سایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تاریخ بارگذاری: ۱۵ مهر ۱۳۹۶ش.
  • قیومی، صادق، «منطق فازی و مبانی فلسفی»، پایان‌نامهٔ کارشناسی ارشد فلسفه، دانشگاه تربیت مدرس، ۱۳۸۱ش.
  • موسوی، سیدقائم و صادقیان، رضا، «بررسی منطق فازی و کاربرد آن در مسائل پیچیده»، پژوهش ملل، دورهٔ ۲، شمارهٔ ۱۵، ۱۳۹۵ش.
  • «منطق فازی چیست»، وب‌سایت کلینیک اقتصاد، تاریخ بارگذاری: ۱۱ مرداد ۱۴۰۲ش.
  • «منطق فازی و پیامدهای فلسفی آن»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ بازدید: ۸ آذر ۱۴۰۴ش.
  • «منطق فازی و کاربردهای آن به زبان ساده»، وب‌سایت فرادرس، تاریخ بارگذاری: ۲۵ آذر ۱۴۰۳ش.