پرش به محتوا

قوامیت مرد

از ایران‌پدیا

قوامیت مرد؛ سرپرستی و ولایت شوهر بر همسر در ساختار خانواده.

قوامیت مرد بر زن مفهومی است که در برخی متون دینی و فرهنگی مطرح شده و به مسئولیت‌ها و نقش‌های خاصی اشاره دارد که مردان در خانواده بر عهده دارند. این مفهوم معمولاً در چارچوب بحث‌های مربوط به حقوق و تکالیف زن و مرد در اسلام و دیگر فرهنگ‌ها مطرح می‌شود. در برخی فرهنگ‌ها، قوامیت مردان ممکن است به شکل‌های دیگری تفسیر شود، اما در اسلام، این مفهوم بیشتر بر پایهٔ مسئولیت‌پذیری و عدالت جنسیتی استوار است.

مفهوم‌شناسی

«قوّام» از ریشه قیام[۱] و به‌معنای اشراف بر امر یا مال و حمایت و سرپرستی است. «قیّم» کسی است که تدبیر امور را در دست داشته و آن را اصلاح می‌کند.[۲] قوامیت در فقه اسلامی برگرفته از آیهٔ ۳۴ سوره نساء، «الرجال قوّامون علی النساء» است.[۳][۴] محمدتقی جعفری معتقد است که قوامیت در این آیه به‌معنای قیّم در اصطلاح فقهی و حقوقی، مانند قیّم صَغیر و قیّم دیوانه، نیست؛ زیرا آیات فراوانی در قرآن به تساوی ارزش و شخصیت زن و مرد اشاره دارند و زن در تمام شئون اقتصادی، اخلاقی، مذهبی و اجتماعی از آزادی و اختیار کامل برخوردار است؛ فقط این شرط وجود دارد که فعالیت‌های زن، مزاحم حق شوهر نباشد. البته برای مرد نیز وظایفی دربارهٔ زن وجود دارد که باید از عهدهٔ آن برآید. هدف این وظایف دوسویه، تقویت خانواده‌گرایی و تحکیم بنیان خانواده است که اساسی‌ترین عنصر اجتماع به‌شمار می‌رود. از این منظر، قوامیت مردان بر زنان در زبان قرآن، به معنای فرمانروایی نیست، بلکه به‌معنای سرپرستی خانواده و مسئولیت‌پذیری بوده و نوعی وظیفه و خدمتگزاری است. برخی نیز قیام در آیه را به‌معنای محافظت و اصلاح در نظر می‌گیرند.[۵] بع طور کلی، مفسرین در مورد مفهوم واژه قوامون دو دیدگاه دارند:

  1. قوام به معنی سلطه، ولایت، حکومت، ریاست و استحقاق اطاعت می‌باشد.[۶]
  2. قوام به معنی کفالت، حمایت، رسیدگی، کارگزاری، سرپرستی و نگهبانی می‌باشد.[۷]

با توجه به‌این دو معنا برای واژه قوامون از نظر لغوی و تفسیری، قوامیت در آیه اشاره به‌این دارد که مردان، تکلیف یا حق حکومت یا سرپرستی بر زنان در خانواده یا جامعه را دارا می‌باشند. چنان‌چه معنی تکلیف از آن فهمیده شود مسلماً به معنای سلب کرامت زنان نیست، بلکه باری بر دوش مردان می‌باشد و اگر معنی حق از آن دریافت گردد، باز حقی است که پروردگار بر اساس حکمت و عدالت و نیز برای نظم در امور مربوط به جامعه یا خانواده به مردان عطا کرده است که البته در برابر آن حقوقی را نیز به زنان اختصاص داده است؛ مانند نفقه و مهریه.[۸]

تاریخچه

در ادیان توحیدی

در عهد عتیق، به‌ویژه آیات خلقت زن، ریاست مرد بر خانواده، مطرح شده و عهد جدید نیز برای مرد حق قوامیت قائل شده و زن را در تمامی امور مطیع شوهر دانسته است. البته، در عهدین، دائره قوامیت مرد بر زن، فقط وابسته به محیط خانواده نیست؛ بلکه همه امور جامعه و زندگی را در برمی‌گیرد.

در اسلام

ادلهٔ قوامیت در فقه اسلامی، شامل آیات و روایات است؛ اما مهم‌ترین دلیل قوامیت، آیه ۳۴ سوره نساء است. در این آیه قوامیت مرد، به‌معنای سرپرستی و عهده‌دار بودن امور زنان است و با بیان صفات زنان صالح و غیرصالح، نشان می‌دهد که ماهیت قوامیت، حق امتثال شوهر است.[۹] درواقع، قوامیت مربوط به مدیریت اجرایی است و بیانگر توانایی مرد در مسائل اجتماعی، اقتصادی و تلاش برای تحصیل مال و اداره زندگی است؛ اما نباید مزیت قلمداد شده و مورد سوء استفاده قرار گیرد.[۱۰]

در قوانین حقوقی

در قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، قوامیت مرد بر زن پذیرفته شده[۱۱] و در مادهٔ ۱۱۰۵، ریاست بر خانواده از خصایص شوهر بیان شده است.[۱۲]

کارکردهای قوامیت مرد بر زن

آیه «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَی بَعْضٍ»[۱۳] از یک واقعیت جاری در طبیعت و تکوین جهان، خبر می‌دهد که بر پایه آن، جنس مرد دارای طبیعت، تکوین و ویژگی‌های جسمانی و روانی متمایزی از جنس زن است و متناسب با آن، روابط انسانی میان مردان و زنان تعریف می‌شود. نهاد خانواده بر اساس این واقعیت زیستی‌روانی بنا می‌شود و مردان، ضعف نِسبیِ طبیعت زنان در انجام برخی امور را جبران می‌کنند. طبیعت زنان نیز همین انتظار را از مردان دارد که به ایشان یاری برسانند تا نهاد خانواده به اهداف طبیعی خود دست پیدا کند. زنان و مردان به این طبیعت خود و جنس مخالف، آگاهی تجربی دارند.[۱۴]

قوامیت مردان، برای خود آنها، زنان، فرزندان و جامعه ثمراتی به همراه دارد. قوامیت، موجب پاسخ به نیازهای فطری مرد و زن شده و سلامت روان اعضای خانواده را به دنبال دارد.[۱۵] در فرزندان نیز موجب جامعه‌پذیری، نظم‌پذیری، ایجاد بستر مناسب برای رشد و تقویت سلامت جسمی و شخصیتی، رشد نقش جنسیتی و ایجاد الگوی سالم در خانواده و جامعه می‌شود. همچنین قوامیت مردان بر زنان، خانواده‌ای کارآمد و دور از آسیب‌های اجتماعی و در نتیجه، جامعه‌ای سالم را در پی دارد.[۱۶]

آسیب‌شناسی

بی‌توجهی به قوامیت مرد

بی‌توجهی به قوامیت مردان بر زنان، آسیب‌هایی را در پی دارد، از جمله:

  1. شکست استعدادها و شخصیت مرد و جریحه‌دار شدن غرور مردانه در خانواده؛
  2. تأثیر منفی عمیق در روان فرزندان و ایجاد اختلال در تربیت آنها به‌ویژه تربیت دینی، تربیت جنسی و تربیت اقتصادی فرزندان؛
  3. کاهش صمیمیت زوجین و کاهش همکاری آنها در توجه به نیازهای عاطفی یکدیگر؛
  4. سوء استفاده سرمایه‌داران از زنان در بازار کار؛
  5. نادیده‌انگاری تفاوت‌های جنسیتی که در چارچوب عدالت جنسیتی، خاستگاه تفکیک جنسیتی و تقسیم کار جنسیتی از منظر اسلام می‌شود؛
  6. تزلزل بنیان خانواده و افزایش آمار طلاق و طلاق عاطفی که پیامدهای پدیدهٔ فرزندان طلاق و زنان سرپرست خانوار را نیز بر جامعه تحمیل می‌کند. اگر سازگاری زن در خانواده وجود نداشته باشد یا خشونت خانگی از نوع خشونت علیه زنان یا خشونت علیه مردان، رابطه زناشویی را به تعارضات زناشویی و جدایی منتهی سازد، زنان مطلقه به‌دلیل آسیب‌پذیری، با چالش‌های فراوانی روبرو می‌شوند.[۱۷]

برداشت‌های تبعیض‌آمیز از مفهوم‌شناسی قوامیت

سنایی و ابن عربی، مردان را عقل‌گراتر از زنان می‌دانند و زن را ذاتاً انسانی ناقص العقل تصور می‌کنند؛ به‌همین سبب برای مردان نسبت به‌زنان حق تسلّط قائلند.[۱۸] پژوهشگران در خصوص نقد این دیدگاه بیان می‌کنند که نقصان عقل در زنان با قرآن[۱۹] در تناقض است و در هیچ آیه‌ای از آیات قرآن مطلبی در مورد ناقص‌العقل بودن زنان نیست؛ بلکه از درایت و عقل زنانی مانند بلقیس به جهت رفتار مدبرانه‌اش در برابر حضرت سلیمان (ع)، مادر حضرت موسی (ع) که در اوج احساسات مادری فرزند خود را به نیل می‌سپارد و نیز آسیه که در برابر همسر مشرک خود در نقش یک اصلاح‌گر عمل می‌نماید سخن گفته است؛ بنابراین وجود احساسات در زنان نمی‌تواند دلیلی مستدل بر نقصان عقل در آنان به‌شمار رود.[۲۰]

خواجه عبدالله انصاری، یثربی و قشیری، یکی از دلایل فضل مردان بر زنان را در قدرت بدنی مردان بیان کرده‌اند. از دیدگاه این گروه، مردان از باب کارائی و توانایی‌های جسمانی از قوّت افزون‌تری بهره‌مند هستند و قدرت جسمانی آن‌ها کامل‌تر می‌باشد و قوامیت، وظیفه بیشتری را برای مردان دربردارد اما این مسئله به معنای بی‌اعتباری زنان نیست.[۲۱] پژوهشگران بیان می‌کنند که زنان با به دنیا آوردن فرزند که با درد زیادی همراه است و نیز برخی از زنان که علاوه بر نقش‌های همسری و مادری به تأمین معاش خانواده نیز می‌پردازند، ملاک‌های نیرومندی مانند تحمل سختی‌ها و تأمین مخارج خانواده را بیش‌تر از مردان دارا هستند.[۲۲]

این نظریه تحت عنوان خلقت حوا از دنده چپ آدم مطرح شده است که کاشفی سبزواری، ابن عربی و مولوی با استناد به‌همین نظریه تسلّط مرد بر زن را مطرح نموده‌اند.[۲۳] پژوهشگران بیان می‌کنند که هیچ‌کدام از آیات قرآن کریم با صراحت اشاره به خلقت اولیه مرد یا زن نشده است و هرگاه قرآن کریم در مورد خلقت سخن گفته است زن و مرد را با هم به‌کار برده است.[۲۴]

دیدگاه‌ها

پژوهشگران اسلامی

علامه جعفری، حکمت در تشریع قوامیت مرد را در این مسئله می‌داند که هیچ گروهی، حتی دو نفره سیر حرکت و برنامه‌هایشان بدون این که یکی از آنان مسئول باشد به سامان نمی‌رسد؛ بنابراین در خانواده که اساسی‌ترین مجموعه در جامعه است به طریق اولی باید چنین باشد و اداره خانواده را به یکی از چهار حالت ذیل متصور می‌شود:

  1. اداره آن با مرد و زن است که چنین حالتی ممکن نیست، به‌دلیل این که حتی اگر دو مرد نیز با هم مسئول شوند، برخورد و تزاحم پیش خواهد آمد.
  2. تنها زن مسئول باشد؛ که در این حالت نیز تنظیم کردن ارتباطات در خانواده با اختلالات و موانعی مواجه می‌شود.
  3. پدرسالاری سلطه‌گرانه که در برخی از جامعه‌ها وجود دارد، اما چنین‌شکلی نیز فضای جامعه را متشنج می‌کند، ارزش‌های زن را از نادیده می‌گیرد و فرزندان را دچار مشکلاتی در زندگی خانوادگی می‌نماید.
  4. یک نظام شورایی با سرپرستی مرد و مأموریت اجرایی او که همراه با اعتدال باشد و معنای قوام نیز همین می‌باشد. اشکالی که برخی غربی‌ها بر اسلام وارد می‌کنند به‌این مضمون که اسلام، مرد را امیر کرده و زن را اسیر نموده، به‌سبب عملکرد بیرونی بعضی از جوامع اسلامی و برداشت‌های غلط از آیه[۲۵] می‌باشد.

بر اساس این دیدگاه، قوام، به معنای قیّم مصطلح فقهی و حقوقی نیست بلکه قوامیت براساس علت طبیعی می‌باشد نه تحکمی و قراردادی.[۲۶] به‌طور کلی اکثر فقها و مفسران، ادله[۲۷] موجود برای ظرف قوامیت را فقط منحصر به‌روابط درون خانواده دانسته‌اند. در مقابل آنان، گروهی دیگر از فقها و مفسران، ظرف قوامیت مرد را در روابط اجتماعی نیز اثبات می‌کنند.[۲۸]

از منظر دین‌پژوهان مسلمان، ویژگی‌ها و تفاوت‌های جسمی و روان‌شناختی مردان و زنان، تدبیری الهی در جهت حفظ و تدام زندگی خانوادگی است.[۲۹] ویژگی‌های متفاوت زن و مرد، موجب پاسخ‌گویی به نیاز طبیعی و فطری هر یک بوده و در واقع، فلسفه واگذاری تکالیف شرعی در زندگی زناشویی است.[۳۰] مردها به‌صورت طبیعی، در برابر رویدادهای خشن زندگی و رویارویی با عوامل مزاحم در طبیعت و اجتماع از توانایی بیشتری برخوردار هستند و آمادگی دائمی برای گرداندن گردونه‌های اقتصادی دارند. از سوی دیگر، زن‌ها محدودیت‌های طبیعی در دوران قاعدگی و ماه‌های بارداری و وضع‌حمل و دوران شیردهی و مانند آن دارند. بر این اساس، عبارت «بِما فَضَّلَ اللهُ بَعْضَهُمْ عَلی بَعْضٍ» در آیه ۳۴ سوره نساء، به تفاوت‌های طبیعی زن و مرد، به‌ویژه در تأمین معیشت، اشاره دارد و توجهی به قیّم‌بودن مرد بر زن ندارد و ارزش انسانیِ مرد را برتر از زن نمی‌داند.[۳۱] محمدتقی جعفری با استناد به آیه ۳۲ سوره نساء «وَلا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللهُ بِه بَعْضَکُمْ عَلی بَعْضٍ، لِلرِّجالِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا وَلِلنِّساءِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبْنَ»، نتیجه می‌گیرد که علت سرپرستی مرد در خانواده، برتری و امتیاز مرد در انسانیت و کرامت انسانی نیست، بلکه این سرپرستی و قوامیت، اشاره به ویژگی‌های جبری و طبیعی در صنف مردان دارد که ارزش خاص انسانی به‌شمار نمی‌آید و چیزی که ارزشمند است دستاوردهایی است که هر یک از جنس زن و مرد با تکیه بر ظرفیت‌های وجودی و انسانی خویش، کسب می‌کنند.[۳۲]

ادله تسری قوامیت مرد به اجتماع

  • دلیل اول، استدلال به‌عمومیت ملاک در آیه قوامون است؛ یعنی ملاک قوامیت مردان تفضیل تکوینی آنان بر زنان است که هم در خانواده و هم در مشارکت‌های اجتماعی مردان بر زنان قوامیت دارند.[۳۳] نقد اول این که آیه برای قوامیت، ملاک دو جزئی تفضیل الهی و انفاق مردان را بیان می‌کند. تفضیل الهی، عام است ولی انفاق تنها از سوی شوهران انجام می‌شود.[۳۴] نقد دوم این‌که لزوم تخصیص اکثر ایجاد می‌شود؛ زیرا مردان تنها در مسئله ولایت و قضاوت بر زنان قوامیت دارند و غیر از این دو، زنان از عموم دلیل قوامیت خارجند.[۳۵]
  • دلیل دوم، تنقیح مناط است؛ یعنی ملاکی که آیه قوامون برای قوامیت مردان درون خانواده بیان کرده برتری مردان بر زنان در عقل، تدبیر و نیروی جسمانی است که این ملاک در رابطه عموم مردان و زنان نیز وجود دارد و فقط در رابطه شوهر و همسر دیده نمی‌شود.[۳۶] اما این دلیل نیز از این جهت که تفضیل الهی را تنها ملاک قوامیت دانسته مورد نقد قرار گرفته است.[۳۷]
  • دلیل سوم، استقلال علیت در آیه قوامون است. به این صورت که این دلیل، ملاک انفاق و ملاک تفضیل را دو علت مستقل در نظر می‌گیرد که هر کدام جداگانه سبب قوامیت مردان می‌شود. نقد این دلیل؛ تفصیل الهی قلمرو قوامیت را برای عموم مردان اثبات می‌کند اما انفاق این حکم را تنها برای شوهران اثبات می‌کند و هر کدام موضع متفاوتی را اقتضا می‌کنند و نمی‌توانند به صورت مستقل سبب قوامیت شوند.[۳۸]
  • دلیل چهارم، استناد به اطلاق آیه درجه است.[۳۹] این دلیل نیز مورد نقد قرار گرفته و اشکال اول آن است که آیه درجه با توجه به سیاق، ویژه زنان مطلقه رجعیه است و تعمیم آن به همه زنان بدون دلیل است. اشکال دیگر این است که برفرض وجود اطلاق، درجه در این آیه نکره در سیاق اثبات است و عمومیتی ندارد.[۴۰]
  • دلیل پنجم، اولویت قطعیه است؛ یعنی وقتی در مورد خانواده ولایت زن نفی می‌شود و مرد بر زن قوامیت دارد، در اجتماع که به تدبیر و توانایی بیش‌تری نیاز است به طریق اولی قوامیت برای مرد اثبات می‌شود.[۴۱] اولویت در این دلیل نیز مورد نقد قرار گرفته است به‌این صورت که می‌گویند در محیط خانواده نیاز به‌داشتن سرپرست است و شارع برای دفع نزاع، مرد را به‌هر دلیلی سرپرست خانواده قرار داده اما در اجتماع که چنین ضرورتی وجود ندارد زنان نیز می‌توانند باداشتن شرایط قوامیت داشته باشد.[۴۲]

ادله محدود بودن قوامیت مرد به خانواده

  • اولین دلیل، شان نزول آیه قوامون است.[۴۳] اما علامه طباطبایی به آن اشکالی کلامی وارد می‌کند.[۴۴] اشکال دوم که به دلیل شأن نزول وارد شده بر فرض درستی این گزارش تاریخی، این است که خاص بودن شان نزول دلیلی برای محدودیت آیه به خانواده نمی‌شود و دامنه معنای آیه را الفاظ آیه معین می‌کند نه شان نزول.[۴۵] اشکال سوم، اشکال به‌سند این شان نزول است که از طرق مختلف، اعتبار سندی ندارد.[۴۶]
  • دومین دلیل، خاص بودن انفاق است؛ به‌این معنا که محدودیت قوامیت به خانواده، قرینه «بما انفقوا» در آیه است.[۴۷] آیه برای قوامیت ملاکی دو جزئی بیان می‌کند: تفضیل الهی و پرداخت نفقه از سوی مرد. جزء اول ملاک در عموم مردان است ولی جزء دوم ملاک، ویژه شوهران است؛ بنابراین قوامیت، معلول ملاک دو جزئی است و در خارج از خانواده که مردان مسئول پرداخت نفقه زنان نیستند قوامیتی نیز وجود ندارد. به این دلیل نقد و خدشه‌ای وارد نشده است.[۴۸]
  • سومین دلیل، استناد به سیاق آیات است.[۴۹] در نقد دلیل سیاق، علامه طباطبایی اشکالی را بیان می‌کند. ایشان بین این‌که صدر آیه به‌معنای عموم مردان و زنان باشد و ادامه آیه احکام ویژه خانواده را بیان کند منافاتی نمی‌بیند.[۵۰] برخی اشکالی که علامه به این دلیل سیاق می‌کند را رد می‌نمایند و اشکال دیگری به بیان علامه وارد می‌کنند، این که علامه بر پایه این پیش فرض است که صدر آیه عام است، در صورتی که صدر آیه به قرینه انفاق که تعلیق قوامیت است به خانواده محدود است. پس دلیل سیاق بدون اشکال، محدودیت قوامیت به خانواده را به‌اثبات می‌رساند.[۵۱]
  • چهارمین دلیل، معقول نبودن عمومیت قوامیت است.[۵۲] یعنی اگر قوامیت در خانواده منحصر نباشد لازمه‌اش این است که هر مردی بر هر زنی قوامیت داشته باشد که چنین عمومی مراد شارع نیست. اشکالی که به‌این دلیل وارد می‌شود این است که، آیه با توجه به انصراف و مناسبات حکم و موضوع، قوامیت را تنها در مواردی بیان می‌کند که به قیمومیت نیازمند است نه در همه روابط اجتماعی.[۵۳] این اشکال مورد مناقشه قرار می‌گیرد به این صورت که قوامیت عموم مردان بر عموم زنان به نحو عموم استغراقی در محدوده خانواده معقول است، زیرا برپایه آن هر شوهری برای همسر خود قوامیت دارد اما این عموم استغراقی در خارج از خانواده نامعقول است.[۵۴]

گستره قوامیت مرد

دربارهٔ گسترهٔ قوامیت، دیدگاه‌های متفاوتی میان فقها و اندیشمندان مسلمان شکل گرفته است؛ ازجمله ولایت مطلق مردان بر زنان در محیط خانواده و جامعه؛ ولایت مردان تنها در محیط خانه با تمام ابعاد آن؛ ولایت مردان تنها در بعد اقتصادی؛ ولایت اجمالی. در چارچوب تمام این رویکردها، مسئولیت‌های زیر به‌عهدهٔ مرد نهاده شده است:

  1. مسئولیت مالی: مرد موظف است نیازهای مالی خانواده را تأمین و اقتصاد خانواده را مدیریت کند.
  2. حمایت و مراقبت: قوامیت شامل حمایت عاطفی، اخلاقی و اجتماعی از خانواده می‌شود و مرد باید از خشونت خانگی و خشونت علیه زنان پرهیز کند؛ زیرا خشونت خانگی از منظر آموزه‌های اسلام کاملاً مردود است.
  3. عدالت و احترام: این مسئولیت‌ها باید با عدالت و احترام متقابل همراه باشد و حسن خلق و مهرورزی در خانواده، محبت شوهر به زن و محبت زن به شوهر، همواره مورد توجه باشد.
  4. همکاری زن و مرد: قوامیت به‌معنای نفی زن در تصمیم‌گیری‌های خانوادگی او نیست، بلکه زن و مرد باید در امور خانواده همکاری کنند. در این چارچوب باید نقش همسری، نقش مادری و نقش تربیتی زن و همچنین حقوق مالی، حقوق جنسی، حقوق خانوادگی و جایگاه خانوادگی زن مراعات شود.[۵۵]

قوامیت نوعی ولایت است، به این معنا که در برخی تصرفاتِ زن، اذن شوهر شرط بوده[۵۶] و مرد می‌تواند بنابر مصلحت، برای تأمین سعادت خانواده از این حق استفاده کند.[۵۷] از جمله مصادیق قوامیت، عبارت است از:

فمنیست‌ها

در رویکرد فمینیستی، به بهانهٔ ایجاد تشابه کامل میان زن و مرد و با تأکید بر حق اجتماعی و خانوادگی زنان، قوامیت مردان به سلطهٔ مطلق مردان بر زنان تفسیر شده، فرصت‌های حمایتی و اقتصادی مردان، نادیده گرفته شده و آثار ویرانگر و زیان‌باری بر خانواده و جامعه تحمیل کرده است. پژوهشگران، مواردی مانند افزایش تنبلی، افسردگی و خودکشی را از آثار این سیاست برای زنان دانسته‌اند.[۵۹]

فمینیسم به‌طور کلی با مفهوم قوامیت مردان بر زنان به عنوان یک ساختار نابرابر مخالف است و آن را بخشی از سیستم پدرسالاری یا مردسالاری می‌داند که نیازمند تغییر است. با این حال، دیدگاه‌های فمینیستی متنوع هستند و برخی از فمینیست‌ها، مانند فمینیست‌های مسلمان، تلاش می‌کنند تا این مفهوم را در چارچوب دینی و فرهنگی بازتعریف کنند و این انگاره را تقویت کرده‌اند که عدالت جنسیتی درون یک نظام مردسالار هرگز محقق نمی‌شود و باید پیام اصیل اسلام را تبیین کرد.[۶۰]

پانویس

  1. عظیم‌زاده اردبیلی، «قوامیت مرد از نگاه قرآن کریم و کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان»، 1387ش، ص23؛ علائی رحمانی، «بررسی تحلیلی قوامیت در آیه «الرجال قوامون علی النساء»»، 1383ش، ص27؛ مقدادی، «بررسی مفهوم و مبانی سرپرستی و قوامیت مرد»، ص3.
  2. مقدادی، «ریاست مرد در رابطه زوجیت»، 1381ش، ص1.
  3. عظیم‌زاده اردبیلی، «قوامیت مرد از نگاه قرآن کریم و کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان»، 1387ش، ص23.
  4. قرشی، قاموس قرآن، 1371ش، ج7، ص52
  5. ابن منظور، لسان العرب، 1414ق، ج12، ص496
  6. زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، 1419ق، ج1، ص505؛ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج4، 1417ق، ص344
  7. جوادی آملی، تسنیم، 1375ش، ج18، ص546؛ بلاغی نجفی، آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن، 1420ق، ج2، ص104
  8. هاشمی علی‌آبادی، «بررسی شبهه اخلاقی سلب کرامت زنان در صدرآیه 34 سوره نساء»، 1394ش ص170
  9. حکیم‌باشی، «آیه نشوز و ضرب زدن: از نگاهی دیگر»، 1380ش، ص103؛ دهقان، «ماهیت قوامیت شوهر»، 1389ش، ص16-14.
  10. مظاهری، «قیمومت و شخصیت زن»، 1391ش، ص14.
  11. مولایی‌نیا، «بررسی آیه «الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّساء» با رویکرد به تفاسیر شیعی»، 1387ش، ص132.
  12. پروین و حسینی، «شرایط، قلمرو و آثار فقهی و حقوقی ریاست زوج در رابطه با زوجه»، 1392ش، ص66.
  13. سوره نساء، آیه 34.
  14. راد، «قوّامیت مردان بر زنان در کشاکش سه‌گانه تکوین، تشریع و اخلاق»، وب‌سایت شبکه اجتهاد.
  15. رستگار و همکاران، «تأثیر و نقش قوامیت مرد در خانواده بر تربیت فرزند؛ با رویکرد روان‌شناسی مثبت»، 1400ش، ص68.
  16. رستگار و همکاران، «تأثیر و نقش قوامیت مرد در خانواده بر تربیت فرزند؛ با رویکرد روان‌شناسی مثبت»، 1400ش، ص76.
  17. رستگار و همکاران، «تأثیر و نقش قوامیت مرد در خانواده بر تربیت فرزند؛ با رویکرد روان‌شناسی مثبت»، 1400ش، ص62.
  18. جعفری، «مفهوم‌شناسی قوامیت مرد بر زن در تفاسیر عرفانی با رویکرد انتقادی»، 1397ش، ص55
  19. سوره مؤمنون، آیه14
  20. جعفری، «مفهوم‌شناسی قوامیت مرد بر زن در تفاسیر عرفانی با رویکرد انتقادی»، 1397ش، صص55-56
  21. جعفری، «مفهوم‌شناسی قوامیت مرد بر زن در تفاسیر عرفانی با رویکرد انتقادی»، 1397ش، ص54
  22. جعفری، «مفهوم‌شناسی قوامیت مرد بر زن در تفاسیر عرفانی با رویکرد انتقادی»، 1397ش، صص56-57
  23. جعفری، «مفهوم‌شناسی قوامیت مرد بر زن در تفاسیر عرفانی با رویکرد انتقادی»، 1397ش، ص57
  24. جعفری، «مفهوم‌شناسی قوامیت مرد بر زن در تفاسیر عرفانی با رویکرد انتقادی»، 1397ش، صص57-58
  25. سوره نساء، آیه34
  26. جعفری، ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه، 1362ش، ج 11، ص 267
  27. آیه قوامون: سوره نساء، آیه34 و آیه درجه: سوره بقره، آیه228
  28. دهقان، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، 1394ش، صص158-159
  29. نصیری، «فلسفه و گستره قیومیت مردان بر زنان در نظام خانواده»، 1389ش، ص80.
  30. سجادی، «قوامیت مردان بر زنان در خانواده»، 1380ش، ص14.
  31. جعفری، ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه، 1376ش، ج11، ص271.
  32. جعفری، ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه، 1376ش، ج11، ص272.
  33. سبحانی، نظام القضاء و الشهاده فی الشریعه الاسلامیه الغراء، 1418ق، ج1، ص58
  34. منتظری، دراسات فی ولایه الفقیه و فقه الدوله الاسلامیه، 1409ق، ج1، ص351
  35. منتظری، دراسات فی ولایه الفقیه و فقه الدوله الاسلامیه، 1409ق، ج1، ص351
  36. سیفی مازندرانی، دلیل تحریر الوسیله: ولایه الفقیه، بی‌تا، ص147
  37. دهقان، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، 1394ش، صص161-162
  38. دهقان، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، 1394ش، ص162
  39. گلپایگانی، کتاب القضاء، 1413ق، ج1، ص46
  40. دهقان، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، 1394ش، ص163
  41. گلپایگانی، کتاب القضاء، 1413ق، ج1، ص44
  42. منتظری، دراسات فی ولایه الفقیه و فقه الدوله الاسلامیه، 1409ق، ج1، ص351
  43. منتظری، دراسات فی ولایه الفقیه و فقه الدوله الاسلامیه، 1409، ج1، ص350؛ سبحانی، نظام القضاء و الشهاده فی الشریعه الاسلامیه الغراء، 1418ق، ج1، ص57
  44. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1417ق، ج4، ص349
  45. دهقان، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، 1394ش، ص164
  46. دهقان، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، 1394ش، ص164
  47. اردبیلی، فقه القضاء، 1423ق، ج1، ص91
  48. دهقان، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، 1394ش، ص165
  49. سبحانی، نظام القضاء و الشهاده فی الشریعه الاسلامیه الغراء، 1418ق، ج1، ص57
  50. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1417ق، ج4، ص344
  51. دهقان، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، 1394ش، ص167
  52. موسوی گرگانی، المرأه و القضاء فی الاسلام، 1423ق، ص138
  53. منتظری، دراسات فی ولایه الفقیه و فقه الدوله الاسلامیه، 1409ق، ج1، ص350
  54. دهقان، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، 1394ش، ص168
  55. زاهدی فر و همکاران، «بررسی و تحلیل آیه شریفه «الرجال قوامون علی النساء»»، 1393ش، ص 97-93؛ سلطانی، «نگاهی به آیه 34 سوره نساء»، 1387ش، ص12؛ عظیم‌زاده اردبیلی، «قوامیت مرد از نگاه قرآن کریم و کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان»، 1387ش، ص24؛ قربان‌نیا و حافظی، «تصویر ریاست مرد بر خانواده درآینه وحی»، 1390ش، ص39.
  56. دهقان، «ماهیت قوامیت شوهر»، 1389ش، ص16-14.
  57. مهریزی، «سرپرستی و ریاست خانواده»، 1380ش، ص29؛ بصیری، «سوء استفاده از سمت ریاست بر خانواده»، 1391ش، ص36.
  58. دهقان، «ماهیت قوامیت شوهر»، 1389ش، ص18.
  59. علیجانی، «بررسی تطبیقی «قوامیت» و «تنبیه زنان» در تفاسیر فریقین»، 1389ش، ص139.
  60. هدایت‌زاده و پیروز، «تبیین و ارزیابی آراء فمینیست‌های اسلامی پیرامون آیه ۴۳ سوره نساء؛ مطالعه موردی دیدگاه اسما بارلاس»، 1399ش، ص419.

منابع

  • قرآن کریم.
  • آموزگار، مریم، «الرجال قوامون علی النساء»، فقه و حقوق خانواده (ندای صادق)، شماره ۱۷ و ۱۸، بهار و تابستان ۱۳۷۹ش.
  • ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱۲، بیروت، دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.
  • اردبیلی، سید عبدالکریم، فقه القضاء، ج۱، قم، دانشگاه مفید، ۱۴۲۳ق.
  • بصیری، حمیدرضا، «سوء استفاده از سمت ریاست بر خانواده»، فصلنامه خانواده‌پژوهی، سال ۸، پیاپی ۲۹، بهار ۱۳۹۱ش.
  • بلاغی نجفی، محمد جواد، آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن، ج۲، قم، بنیاد بعثت، چاپ اول، ۱۴۲۰ق.
  • پروین، فرهاد و حسینی، وحیده، «شرایط، قلمرو و آثار فقهی و حقوقی ریاست زوج در رابطه با زوجه»، پژوهش حقوق خصوصی، سال دوم، شماره سوم، بهار و تابستان ۱۳۹۲ ش.
  • تقدیسی، محمد مهدی، «بررسی شبهات در مورد کرامت زنان در قرآن از منظر مفسران معاصر»، پژوهشنامه علوم و معارف قرآن کریم، سال ۱، شماره ۶، بهار ۱۳۸۹ش.
  • جعفری، انسیه، «مفهوم‌شناسی قوامیت مرد بر زن در تفاسیر عرفانی با رویکرد انتقادی»، عرفانیات در ادب فارسی، شماره۳۷، زمستان ۱۳۹۷ش.
  • جعفری، محمدتقی، ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۶ش.
  • جعفری، محمدتقی، ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه، ج ۱۱، تهران، دفتر نشر و اندیشه اسلامی، ۱۳۶۲ش.
  • جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، ج۱۸، قم، اسراء، چاپ اول، ۱۳۷۵ش.
  • حکیم‌باشی، حسن، «آیه نشوز و ضرب زدن: از نگاهی دیگر»، پژوهش‌های قرآنی، شماره ۲۸–۲۷، پاییز و زمستان ۱۳۸۰ش.
  • دهقان، مجید، «قلمرو قوامیت مرد؛ خانواده یا اجتماع»، مطالعات جنسیت و خانواده، شماره اول، سال سوم، بهار و تابستان ۱۳۹۴ش.
  • دهقان، مجید، «ماهیت قوامیت شوهر»، دوماهنامه حوراء، شماره ۳۸، بهمن و اسفند ۱۳۸۹ش.
  • راد، علی، «قوّامیت مردان بر زنان در کشاکش سه‌گانه تکوین، تشریع و اخلاق»، وب‌سایت شبکه اجتهاد، تاریخ انتشار: ۱۴ اسفند ۱۴۰۳ش.
  • رستگار، مریم و همکاران، «تأثیر و نقش قوامیت مرد در خانواده بر تربیت فرزند؛ با رویکرد روان‌شناسی مثبت»، اسلام و پژوهش‌های تربیتی، سال سیزدهم، شماره ۲، پاییز و زمستان ۱۴۰۰ش.
  • زاهدی‌فر، سیفعلی و همکاران، «بررسی و تحلیل آیه شریفه «الرجال قوامون علی النساء»»، فصلنامه مطالعات تفسیری، سال ۵، شماره ۱۷، بهار ۱۳۹۳ش.
  • زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۱، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ سوم، ۱۴۱۹ق.
  • سبحانی، جعفر، نظام القضاء و الشهاده فی الشریعه الاسلامیه الغراء، ج۱، قم، مؤسسه امام الصادق (ع)، ۱۴۱۸ق.
  • سجادی، سید ابراهیم، «قوامیت مردان بر زنان در خانواده»، پژوهش‌های قرآنی، شماره ۷، ۱۳۸۰ش.
  • سلطانی، محمدعلی، «نگاهی به آیه ۳۴ سوره نساء»، فصلنامه بینات، سال ۱۵، شماره ۱، بهار ۱۳۸۷ش.
  • سیفی مازندرانی، علی اکبر، دلیل تحریر الوسیله: ولایه الفقیه، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، بی تا.
  • طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۴، قم، جامعه مدرسین، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
  • طیبی، زینب، «تفاسیر فریقین و آیه «الرّجالُ قوّامونَ علَی النِّساء»»، پژوهش‌نامه اسلامی زنان و خانواده، سال ۳، شماره ۵، بهار ۱۳۸۹ش.
  • عظیم‌زاده اردبیلی، فائزه، «قوامیت مرد از نگاه قرآن کریم و کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان»، فصلنامه اندیشه دینی، شماره ۲۶، بهار ۱۳۸۷ش.
  • علائی رحمانی، فاطمه، «بررسی تحلیلی قوامیت در آیه «الرجال قوامون علی النساء»»، تحقیقات علوم قرآن و حدیث، سال اول، شماره ۱، ۱۳۸۳ش.
  • علیجانی، محسن، «بررسی تطبیقی «قوامیت» و «تنبیه زنان» در تفاسیر فریقین»، پژوهشنامه علوم و معارف قرآن کریم، سال ۱، شماره ۶، بهار ۱۳۸۹ش.
  • قدسی، احمد، «نگاهی به آیه ۳۴ سوره نساء و مسئله قوامیت مردان بر زنان»، فصلنامه پژوهش‌نامه اسلامی زنان و خانواده (طهورا سابق)، سال ۳، پیاپی ۵، بهار ۱۳۸۹ش.
  • قربان‌نیا، ناصر و حافظی، معصومه، «تصویر ریاست مرد بر خانواده در آینه وحی»، فصلنامه حقوق اسلامی (فقه و حقوق سابق)، سال ۸، پیاپی ۳۱، زمستان ۱۳۹۰ش.
  • قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج۷، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ ششم، ۱۳۷۱ش.
  • گلپایگانی، سید محمدرضا، کتاب القضاء، ج۱، قم، دارالقرآن الکریم، ۱۴۱۳ق.
  • مروی، محمدعلی، «سرپرستی خانواده با نگاه به آیه ۳۴ سوره نساء»»، ماهنامه معرفت، سال ۱۶، شماره ۱۱، بهمن ۱۳۸۶ش.
  • مظاهری، حبیب، «قیمومت و شخصیت زن»، فصلنامه بینات، سال ۱۹، شماره ۲، شماره ۷۴، تابستان ۱۳۹۱ش.
  • معموری، علی و خوش سخن مظفر، زهرا، «بررسی سیر تطور فهم آیه ۳۴ سوره نساء»، دوفصلنامه تحقیقات علوم قرآن و حدیث، سال ۹، شماره ۲، پیاپی ۱۸، ۱۳۹۱ش.
  • مقدادی، محمدمهدی، «بررسی مفهوم و مبانی سرپرستی و قوامیت مرد»، مجموعه مقالات همایش منطقه‌ای زن در نظام حقوقی اسلام، دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا.
  • مقدادی، محمدمهدی، «ریاست مرد در رابطه زوجیت»، نامه مفید، شماره ۳۳، بهمن ۱۳۸۱ش.
  • منتظری، حسین علی، دراسات فی ولایه الفقیه و فقه الدوله الاسلامیه، قم، نشر تفکر، ج۱، ۱۴۰۹ق.
  • موسوی گرگانی، سید محسن، المرأه و القضاء فی الاسلام، مجله فقه اهل البیت (ع)، شماره ۲۳، ۱۴۲۳ق.
  • مولایی‌نیا، عزت‌الله، «بررسی آیه «الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّساء» با رویکرد به تفاسیر شیعی»، فصلنامه شیعه‌شناسی، سال ۶، شماره ۲۱، بهار ۱۳۸۷ش.
  • مهریزی، مهدی، «سرپرستی و ریاست خانواده»، پیام زن، شماره ۱، شماره ۱۰۹، فروردین ۱۳۸۰ش.
  • نصیری، علی، «فلسفه و گستره قیومیت مردان بر زنان در نظام خانواده»، فصلنامه پژوهش‌نامه اسلامی زنان و خانواده (طهورا سابق)، سال ۳، پیاپی ۶، تابستان ۱۳۸۹ش.
  • نعمتی پیرعلی، دل‌آرا، «جایگاه زن در خانواده در ادیان»، بینات، شماره ۴۸، زمستان ۱۳۸۴ش.
  • هاشمی علی‌آبادی، سید احمد، «بررسی شبهه اخلاقی سلب کرامت زنان در صدرآیه ۳۴ سوره نساء»، پژوهش‌های اخلاقی، شماره۲، سال ششم، زمستان ۱۳۹۴ش.
  • هدایت‌زاده، محمدصادق و پیروزفر، سهیلا، «تبیین و ارزیابی آراء فمینیست‌های اسلامی پیرامون آیه ۴۳ سوره نساء؛ مطالعه موردی دیدگاه اسما بارلاس»، دوره ۱، شماره ۲، اسفند ۱۳۹۹ش.