زن در قرآن؛ رویکرد قرآنی به مسائل زنان.
زنان الگو از منظر قرآن هرچند در ابعاد مختلف از فضایل برجسته اخلاقی و از شخصیت منسجم برخوردارند، اما بهدلایلی؛ برخی از این ویژگیها برجستهتر نشان داده شدهاند. تأمل در نظام شخصیتی این الگوها و مطالعه کلیه آنها از منظر انسانشناسی دینی، تصویری از شخصیت مطلوب انسان و بهخصوص زنان در نگرش قرآنی به دست میدهد. زن در الگوی قرآنی در میدان مبارزه برای تحقق ارزشهای الهی فعال است و بههمان میزان که در منزل؛ مادر، همسر، دختر و خواهر نمونه است، دغدغههای اجتماعی داشته مثلاً به افراد مسکین و یتیم در جامعه توجه میکند.
کنشگری اجتماعی زنان بهمعنای مشارکت فعال و مسئولانه زنان در جامعه بر پایه برابری و مسئولیت مشترک با مردان، موضوعی است که در آیات و مفاهیم قرآنی به آن توجه شده است. این کنشگری از منظر قرآن، با رعایت ارزشهای اسلامی، برای اصلاح و پیشرفت فردی و اجتماعی بوده و هم حق و هم وظیفه برای رسیدن به عدالت است. آیات قرآن بر فعالیت اجتماعی زنان تأکید دارد و از آنان بهعنوان افرادی یاد میکند که میتوانند در پیشبرد جامعه نقش داشته باشند.
مفهومشناسی
جایگاه زن در قرآن بهمعنای شناخت مقام و منزلت حقوق زن در اسلام با استناد به قرآن کریم است.[۱] قرآن کریم مقام و منزلت زن را تا به آنجا بالا برده که از او بهعنوان الگو برای زنان و مردان مؤمن یاد میکند.[۲]
زنان الگو در قرآن
واژهٔ «الگو» در زبان فارسی بهمعنای پیشوا و مقتدا است[۳][۴] و در زبان عربی معادل این واژه «اُسوه» بهکار میرود.[۵][۶] الگو در اصطلاح به مجموعهای از کیفیتهای رفتاری و اصول فرهنگی اشاره دارد که برای پیروی و تقلید شایسته هستند.[۷] انسانی که بهعنوان الگو معرفی میشود، بهدلیل دارا بودن ویژگیهای برجسته میتواند الهامبخش دیگران باشد.[۸] در فرهنگ قرآن، از الگوهای انسانی با واژه «اسوه» یاد شده و این واژه در قرآن، سه بار به کار رفته است.[۹] در برخی آیات نیز از زنان خوب و بد با تعبیر «مثل» یاد شده است که مفسرین آن را بهمعنای الگومندی میدانند.[۱۰] در آموزههای قرآن، زنانی بهعنوان الگو برای دیگران معرفی شدهاند که از ویژگیهای برجستهای برخوردارند و بهعنوان نمادهایی از فضائل اخلاقی و دینی در تاریخ شناخته میشوند.[۱۱] قرآن با نکوهش باورها[۱۲] و دیدگاههای جاهلی دربارهٔ زن،[۱۳] بر همسانی شخصیت وجودی زن و مرد تأکید کرده[۱۴] و ضمن ارجنهادن به مقام زن، برخی زنان را بهعنوان الگوی عملی برای همگان معرفی میکند.[۱۵]
جایگاه زن پیش از نزول قرآن
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان بر اساس وضعیت زنان و ستمهایی که در اقوام و امتهای پیش از اسلام بر آنها گذشته است، اقوام و ملتها را به دو دسته متمدن و غیرمتمدن تقسیم میکند؛ زندگی زن در قبایل و امتهای غیرمتمدن، مانند زندگی حیوانات اهلی بوده است. در این دسته از اقوام، باور عمومی آن بود که زنان بهخاطر مردان خلق شدهاند و هستی و وجودشان تابع هستی و وجود مرد است، مانند حیوانات هیچ استقلال و حقی ندارند و تا زمانی که ازدواج نکردهاند، تحت ولایت پدر و بعد از ازدواج تحت ولایت کامل شوهر هستند. در این امتها، مرد میتوانست زن خود را به هر کسی که بخواهد بفروشد یا ببخشد یا او را مانند کالا قرض بدهد تا از او کام بگیرد، بچهدار شود یا به خدمت بگیرد، تنبیه و مجازات کند، کتک بزند، زندانی کند و حتی به قتل برساند.[۱۶] زن در میان اعراب جاهلی جزء لوازم و اثاث زندگی بود و مانند کالایی خرید و فروش میشد. اعراب جاهلی زن را در شمار حیوانات قرار داده و غالباً از ترس قحطی یا آلودگی، دختران خود را در بدو تولد سر میبریدند یا از بالای کوه به درهٔ عمیقی پرتاب یا در میان آب غرق میکردند.[۱۷]
زندگی زن در امتهای متمدن و پیشرفتهٔ آن روز اینگونه ترسیم شده است: در چین ازدواج، نوعی خودفروشی و مملوکیت بود و زن در این معامله یکباره خود را میفروخت. زن چینی از ارث محروم بود و نمیتوانست با مردان، حتی پسران خود سر یک سفره بنشیند. مردان میتوانستند دو نفری یا چند نفری یک زن بگیرند و در بهرهگیری از او شریک باشند. اگر زن بچهدار میشد غالباً متعلق به مردی بود که به او شباهت داشت.[۱۸] در هند مردان معتقد بودند، زن پیرو مرد و مانند یکی از اعضای بدن او است و بعد از مرگ شوهر، ازدواج برای او حلال و مشروع نیست؛ بلکه باید تا ابد بدون شوهر باشد و اصلاً نباید زنده بماند و طبق رسوم خود که مردگان را میسوزاندند، زن را به همراه شوهرش زندهزنده میسوزاندند و اگر زنده میماند، در کمال خفت و خواری زندگی میکرد. زنان قدیم هند در ایام حیض، نجس تلقی میشدند و دوری از آنها لازم بود. در این حالت لباسها و هر چیزی که با دست یا قسمتی از بدنشان تماس میگرفت، به اعتقاد آنها نجس بود.[۱۹] در روم مرد، اختیاردار مرگ و زندگی زن بود. اگر کودکی متولد میشد که دارای اندام ناهنجار یا از جنس دختر بود، پدر میتوانست او را بکشد. در روم زن حق حضور در محاکم قضایی را حتی بهعنوان شاهد نداشت. بعد از فوت شوهر حق ادعا بر اموال شوهرش را نداشت و شوهر میتوانست هیچ چیزی برای او نگذارد.[۲۰] زن یونانی فاقد شخصیت اجتماعی بود و با ذلت در خانه پنهان نگه داشته میشد و در مقطعی، بهصورت عشرتکدهای سیار به عفتفروشی میپرداخت و مانند برده خرید و فروش میشد، در برابر پدر و شوهر حق مالکیت و حیات نداشت. مرد میتوانست زن و دختر خود را بفروشد، قرض یا اجاره بدهد یا او را بکشد.[۲۱] در ایران باستان طبق آیین زرتشت، خیانت زن مستوجب اعدام بود. در سلسله مراتب خانوادگی، زن تحت سرپرستی رئیس خانواده بهنام «کدخدا» بود، این کدخدا میتوانست پدر یا شوهر و در صورت مرگ، جانشین او باشد.[۲۲] از آداب و رسوم آشوریان این بود که اگر جرم زن از نظر اسراف و تبذیر از اموال شوهر در دادگاه ثابت میشد، شوهر حق داشت او را در آب غرق کند.[۲۳]
جایگاه زن نزد پیروان ادیان گذشته
در دین تحریفشدهٔ یهود، پدر میتوانست دختر را بفروشد. در مسیحیت تحریفشده، کشیشان، زن را عامل و مظهر شیطان و فساد و فحشا میدانستند و با رواج این فرهنگ مردان به عزوبت تشویق میشدند. آنها معتقد بودند ازدواج، دامی از دامهای شیطان برای سقوط در جهنم است. به نظر کلیسا، محبت به زن از جمله مفاسد اخلاقی بزرگ بود.[۲۴]
جایگاه زن در مغرب زمین
در فرهنگ غرب تا مدتها در انسان بودن یا نبودن زن تردید بود. اندیشمندان در بررسی مبانی فرهنگ غرب نسبت به زن نکات ذیل را ذکر کردهاند:
- تنزل دادن شخصیت انسانی و مستقل زن به موجودی بیهویت و بی قیدوبند، زن غربی را به واکنش احساسی و انفعالی فمینیسم واداشته است.
- تغییر و تحول در گرایشهای فمینیستی، گواهی روشن بر ناکارآمدی در تأمین حقوق از دسترفتهٔ زنان است.
- در فرهنگ غرب، فردمحوری و نیاز به شاد زندگیکردن، بهعنوان یک اصل، سبب شده زن در جایگاه همسری و مادری ارزشی نداشته باشد. بدین ترتیب معاشقههای آزاد، مادر میانجی و ازدواج سهامی از آسانترین راهها برای رهایی از ازدواج بهشمار میروند.
- فمینیسم با قطع ارتباط انسان با خدا، بر حاکمیت انسان تأکید میکند و به ارزشهای الهی یا قراردادهای انسانی اعتنایی نمیکند. بدین ترتیب، اخلاق ارزش و موضوعیت خود را از دست میدهد.
- اگر در جاهلیت قدیم زن را زنده به گور میکردند، در جاهلیت مدرن زن را در قبرستان شهوات و تمایلات نفسانی مدفون کردهاند و با تشابه حقوق زن و مرد، او را به تمامی عرصهها-حتی میدان سربازی و نبرد نظامی کشاندهاند؛ بهطوری که در زن بودن او تردید و انکار وجود دارد.[۲۵]
رویکرد اسلام به زن
زمانی که در غالب جوامع ابتدایی یا پیشرفتهٔ قبل از اسلام، زن بهعنوان انسان یا همپایهٔ مرد بهحساب نمیآمد، اسلام، عادتها و سنتهای جاهلی و رفتارهای غیرانسانی با زنان را قبیح شمرد و معیارهای ارزشی را در جوامع بشری تغییر داد.[۲۶] قرآن زن را انسانی همسان و همنوع مرد معرفی کرد که از نفس واحده آفریده شده[۲۷] ودارای سرشت و فطرت مشترک،[۲۸] تکریم الهی،[۲۹] حق انتخاب و تعیین سرنوشت،[۳۰] استعداد کسب کمالات و فضایل انسانی،[۳۱] خلافت الهی،[۳۲] هدف غایی آفرینش،[۳۳] ظرفیت انحطاط و سقوط[۳۴] و رشد علمی و فرهنگی است.[۳۵] از نظر اسلام زن و مرد در اصل هویت انسانی و برخورداری از ابعاد وجودی و محدود نبودن حیات انسانی به حیات مادی و دنیوی مشترک بوده و تفاوتی از نظر ارزش انسانی و پیمودن راه کمال و رسیدن به قرب الهی ندارند. بر اساس آیات الهی تنها معیار برتری نزد خداوند پرهیزکاری است.[۳۶] البته این اشتراک بهمعنای یکسانی و تساوی آنها در همهٔ جهات نیست.
آفرینش زن در اسلام
اندیشمندان مسلمان دربارهٔ دیدگاه اسلام پیرامون آفرینش زن به نکات زیر توجه کردهاند:
- از دیدگاه قرآن، هدف از خلقت زن و مرد، عبودیت خداوند و تقرب به او است. زن و مرد نقش مؤثری در رسیدن به کمال یکدیگر دارند و در واقع مکمل یکدیگرند.
- بر اساس آیات قرآن، خلقت حوا پس از خلقت آدم بوده، ولی این امر گویای برتری آدم بر حوا و تقدم خلقت مردان بر زنان نیست.
- اینکه زن از دندهٔ چپ مرد خلق شده باشد، دلیل بر جنس دوم بودن زن نیست؛ بلکه لازمهٔ این سخن آن است که زن از لحاظ جسمی فرع بر مرد است، نه از لحاظ حقیقت وجودی.[۳۷]
اصول شخصیت زن از نگاه اسلام
اصول شخصیت زن در نگاه اسلام به قرار زیر است:
- اشتراک زن و مرد در انسانیت؛ در دیدگاه مترقی و متعادل اسلام، زن مانند مرد از امکانات رشد و کامیابی،[۳۸] اختیار، مسئولیتپذیری و کمالجویی برخوردار است.[۳۹]
- گوناگونی راههای کمال؛ خداوند هم از جنبهٔ تکوینی و هم از جنبهٔ تشریعی، شرایط به سعادت رسیدن را برای زن مانند مرد و متناسب با ظرفیتش فراهم آورده است.[۴۰]
- تفاوتهای تکوینی زن و مرد؛ برخی از فیمینیستها و گروهی از جامعهشناسان بر این باورند که هیچ تفاوتی میان زن و مرد به جز تفاوتهای بیولوژیک وجود ندارد و اختلاف در ذهنیت و رفتارها همگی ناشی از تأثیرات محیطی و فرهنگی است و ریشه در تکوین ندارد.[۴۱] در مقابل بسیاری از روانشناسان بر تفاوتهای ساختاری بین زن و مرد تأکید کردهاند.[۴۲] بر اساس مبانی اسلام، زن و مرد دو صنف مختلف با ویژگیهای متمایز طبیعی هستند و نه تنها در بُعد جسمی، بلکه در ابعاد احساسی، روحی، ذهنی و رفتاری بهگونهای از یکدیگر متمایزند.[۴۳] قبول این تمایزها منافاتی با تأثیر وضعیت اجتماعی و فرهنگی در ایجاد یا پرورش ذهنیت و رفتارها ندارد، بلکه درک متقابل، تمایل دو سویه و زمینهٔ هماهنگی و همکاری جدّی این دو جنس را فراهم میسازد.[۴۴]
- زن و مرد دو موجود مکمل؛ اسلام برای ایجاد جامعهٔ پویا و انسانهایی متکامل، بر لزوم هماهنگی و مودت متقابل بهویژه در روابط زن و مرد تأکید کرده است.[۴۵]
- محوریت اخلاق؛ بر اساس آموزههای دینی، توصیههای اخلاقی به زن مانند خانهداری، کمک به شوهر و آراستگی در مقابل همسر، هماهنگی و همکاری با او است.[۴۶]
- تشکیل خانواده بهعنوان راه رسیدن به کمال؛ برخلاف مسیحیت تحریف شده که مجرد بودن را مقدم بر ازدواج دانسته، اسلام ازدواج را تنها راه نجات از بدکاری میداند. در فرهنگ اسلام، خانواده بهترین محل پیوند زن و مرد و زمینهساز کمال آن دو است.[۴۷]
زنان الگو در قرآن
قرآن کریم به گروهی از زنان بهعنوان الگو برای همهٔ مردان و زنان، اشاره کرده است:
- حضرت مریم، الگوی ایمان راسخ، توکل و مقاومت،[۴۸] عفاف و پاکدامنی،[۴۹] اهتمام به اعتکاف و عبادت؛[۵۰]
- مادر حضرت موسی، الگوی عطوفت، ایمان راسخ، توکل و مقاومت،[۵۱] مبارزه با کفر و طاغوت؛[۵۲]
- همسر فرعون، الگوی ایمان راسخ، توکل و مقاومت، امر به معروف و نهی از منکر،[۵۳] مبارزه با کفر و طاغوت؛[۵۴]
- دختران حضرت شعیب، الگوی عفاف و پاکدامنی،[۵۵] معاشرت سنجیده با نامحرم، کنشگری اجتماعی و تلاش برای تأمین مخارج زندگی؛[۵۶]
- حضرت زهرا و حضرت خدیجه، الگوی ایثار، زهد و اخلاص؛[۵۷]
- ملکهٔ سبا، الگوی حقپذیری،[۵۸] مشورت با بزرگان،[۵۹] توبه و حقپذیری؛[۶۰]
- مادر حضرت مریم، الگوی تقوا و اخلاص.[۶۱]
جنسیت و الگومندی
قرآن در معرفی الگو و تجلیل از شخصیتها، فرقی میان زن و مرد قائل نیست و در همین چارچوب، زنان نمونهای را برای الگوسازی بهصورت مستقیم یا غیر مستقیم معرفی کرده است.[۶۲] بهدلیل وجود تبعیض علیه زنان در عصر نزول؛ قرآن بر مسئله حرمت زن تکیه کرده و در تمام شئون برای او سهمی قائل شده است و ضمن قصص قرآنی به الگومندی زنان و مردان اشاره میکند،[۶۳] از جمله پیامبر اسلام،[۶۴] ابراهیم،[۶۵] مریم و همسر فرعون.[۶۶] از این منظر؛ انسان وقتی وارسته شد فارغ از مسئله جنسیت، برای تمام انسانها تبدیل به سرمشق میشود. همچنین در قرآن، همسران لوط و نوح بهدلیل خیانت به پیام و پیامبران الهی، بهعنوان نمونه از انسانهای بد و تبهکار معرفی شدهاند.[۶۷] زنانی که بهعنوان الگو در قرآن ذکر شدهاند هرکدام بهدلیل بهرهمندی از ویژگیهای خاص، بهعنوان زن نمونه معرفی شدهاند.[۶۸]
الگوی مبارزه با ظلم
قرآن در جریان مبارزه بنیاسرائیل با فرعون، از سه زن یاد میکند که نقش مؤثری در تربیت و حفظ جان موسی داشتهاند. در شرایطی که دستگاه فرعونی، نوزادان پسر از قوم بنیاسرائیل را میکشت، مادر موسی با شجاعت و درایت، فرزندش را مخفیانه به دنیا آورد و به دستور خدا او را به رودخانه سپرد؛ خواهر موسی مأموریت تعقیب او را تا انتهای مسیر بهعهده گرفت و هنگامی که جعبه حامل موسی به کاخ فرعون رسید، همسر فرعون با هوشمندی و ظرافت زنانگی، فرعون را متقاعد کرد که از کشتن آن طفل بگذرد. سپس خواهر موسی، مادرش را بهعنوان دایه معرفی کرد و اینگونه، جان موسی در متن دستگاه حکومتی فرعون، حفظ شد.[۶۹]
الگوی زیست عفیفانه
قرآن، مریم را انسانی برگزیده و پاکیزه معرفی میکند که خداوند او را از زنان دیگر، برتر قرار داده است[۷۰] و حیا و عفت او را میستاید.[۷۱] او با زیست عفیفانه[۷۲] به این شایستگی دست یافت که فرشتگان در محراب عبادت با او سخن میگفتند، از غیب برای او روزی میرسید و عیسی از دامان او زاده شد.[۷۳] در نمونهای دیگر، قرآن به فعالیت اجتماعیِ دختران شعیب با حفظ عفت در متن مناسبات اجتماعی، اشاره کرده است.[۷۴]
الگوی نیایش
قرآن در بیان فضائل همسر فرعون، به ادب او در نیایش با خدا و نوع خواستههای او از خدا پرداخته است؛ این بانو هنگام نیایش از خدا میخواهد که خانهای نزد خود در بهشت به او عنایت کند و بهشت از آن رو برای او مطلوب است که آن را جلوهای از لقاءالله میداند. او همچنین از ظلم فرعون، بیزاری میجوید و نهتنها خواستار رهایی از ستم فرعون که اساساً از پدیده ستمکاری بیزار است.[۷۵] وی سالها، مخفیانه یکتاپرستی کرد و شهادت او نشان داد که در جامعه ستمکار نیز میتوان پاک زیست و صالح بود.[۷۶]
الگوی همسری
خدیجه اولین زنی بود که با درایت و بلند نظری به پیامبر ایمان آورد.[۷۷] مفسران قرآن، خدیجه را بهعنوان زنی میستایند که همسر خویش، پیامبر اسلام، را از تهیدستی رهانید و ثروت فراوانش را برای ترویج و اعتلای اسلام هزینه کرد.[۷۸] در سختترین وضعیت زیست تا دین خدا زنده بماند و پیامبر خدا از او راضی باشد.[۷۹] حضرت محمد تا آخر عمر، خدیجه را بهنیکی یاد میکرد و با نام او، اشک از دیدگانش جاری میشد.[۸۰] او زمانی که دیگران، پیامبریِ محمد را تکذیب میکردند، به رسول خدا ایمان آورد[۸۱] و بهصورت کامل از همسر خویش پشتیبانی میکرد.[۸۲]
از منظر آموزههای اسلام همسر خوب و صالح، یکی از باارزشترین نعمتهای الهی است که به پیشرفت در امور مختلف، آرامش دلها، پرورش صحیح فرزندان و پاکی نسل کمک میکند. از دیدگاه قرآن، زنانی شایستهاند که مطیع شوهران خود بوده و در غیاب آنها حافظ حقوقشان هستند.[۸۳] اطاعت و تواضع نسبت به شوهر از نشانههای شایستگی زن بهشمار میآید[۸۴] و رفتار مناسب و محبتآمیز نیز بخشی از این اطاعت است. حضرت فاطمه در زندگی مشترک با امام علی، به او احترام میگذاشت و هرگز علی را به خشم نیاورد و غمها و نگرانیها را از قلب او میزدود.[۸۵]
الگوی ایثار
مفسران قرآن، حضرت فاطمه را مصداق کوثر دانستهاند که در سورهٔ کوثر یاد شده است؛[۸۶] مراد از کوثر خیر فراوان است و فاطمه از این منظر؛ خیر فراوانی است که خدا به پیامبر اسلام إعطا کرده است.[۸۷] فاطمه در راه بندگی خدا به بالاترین درجه بخشندگی، ازخودگذشتگی و انفاق رسید. قرآن، فاطمه را سرور زنان عالم و الگوی ایثار معرفی کرده است؛[۸۸] مفسرین، آیه ۸ سوره انسان را که به فضیلت ایثار اشاره دارد در شأن فاطمه و خانوادهٔ او دانستهاند؛ از این منظر، فاطمه و علی بهنیت شفای فرزندانشان، سه روز روزه گرفتند و در پایان هر سه روز، غذای افطار خویش را به نیازمندان دادند و با گرسنگی، صبر پیش کردند.[۸۹]
الگوی مادری
مادر مریم، هنگامی که باردار شد به شکرانهٔ برآورده شدن حاجتش، از حقوق مادری چشم پوشید و نذر کرد که فرزندش برای عبادت خدا، آزاد باشد.[۹۰] این مادر پس از تولد فرزندش، وی را مریم نام نهاد و او و ذریهاش را به خدا سپرد تا از گزند شیطان، در امان باشند.[۹۱] مفسران قرآن، مخاطبان این دسته از آیات قرآن را به وجه مادرانگی و الگو بودن مادر مریم توجه میدهند و بر این باور هستند که اگر مریم در توصیف قرآن، زنی برگزیده و مطهره معرفی شده و بر زنان جهان برتری داده شده است، از دامان چنین مادری برآمده و پرورش یافته است.[۹۲]
ویژگیهای زن الگو در قرآن
در قرآن کریم، ویژگیهای زن الگو بهعنوان معیارهای شایسته برای زندگی فردی و اجتماعی معرفی شده است، از جمله:
حیا و پاکدامنی
حیا و پاکدامنی از ویژگیهای برجسته در زنان مؤمن است.[۹۳] مریم، یک نمونه از زنان برگزیده قرآن است که دامان خود را از هر نوع آلودگی و گناه حفظ کرد[۹۴] و عزت دنیا و آخرت را بهدستآورد.[۹۵] مفسران قرآن بر این باورند که مدح و ستایش مریم در قرآن بهخاطر عفت و پاکدامنی او است.[۹۶] پاکدامنی مریم او را به مقام والایی رساند که خداوند نام او را در کنار انبیا قرار داد.[۹۷] پاکدامنی و حیای زن موجب پیشگیری از فساد در خانواده و جامعه میشود.[۹۸]
عبادت و بندگی
عبادت از دیدگاه قرآن، بهعنوان یکی از اهداف اصلی خلقت انسان معرفی شده است[۹۹] و راه رسیدن به کمال معنوی و پرورش فضائل اخلاقی شناخته میشود. در این ویژگی نیز مریم از زنانی است که در قرآن بهعنوان الگو معرفی شده است.[۱۰۰] ملائکه در محراب عبادت مریم با او سخن میگفتند و زکریای نبی از کمال معنوی مریم در شگفت بود.[۱۰۱] عبادت، نقش مهمی در پرهیزگاری دارد[۱۰۲] و با ایجاد آرامش روانی، موجب افزایش خویشتنداری، افزایش سلامت محیط اجتماعی و کاهش فساد و تباهی در جامعه میشود.[۱۰۳]
ایمان و دینداری
ایمان به خداوند، عامل اصلی در پرورش فضائل اخلاقی و تابآوری در برابر سختیهای زندگی است. ایمان میتواند انسان را بهمقامی بالاتر از تصورات معمول برساند.[۱۰۴] قرآن با معرفی زنان باایمان و اشاره به مقامات معنوی و اخلاقی آنها، بر اثرگذاری و نقش اجتماعی این زنان تأکید کرده است. همسر فرعون، یکی از زنان باایمان و نقشآفرین اجتماعی است که قرآن به نیکی از او یاد کرده است.[۱۰۵] فداکاری و ایستادگی همسر فرعون در برابر ظلم و ستم، او را به الگویی برای تمام مؤمنان تبدیل کرده است[۱۰۶] و این در حالی است که او پیامبر نبود و حتی سابقة توحیدی نیز نداشت،[۱۰۷] اما از تقیه خودداری کرد و با اظهار ایمان موجب دلگرمی مؤمنان شد.[۱۰۸]
ایستادگی در برابر فساد
مقاومت در برابر فساد، ویژگی مهمی برای مواجهه با شرایط دشوار و نابرابریهای اجتماعی و عامل اصلی در حفظ ارزشهای اخلاقی است. قرآن کریم از همسر فرعون، بهعنوان انسان نمونهای یاد میکند که از فساد حاکم بر جامعه، تأثیر نپذیرفت و در برابر آن ایستاد.[۱۰۹] سلامت یا فساد یک جامعه از منظر اندیشمندان مسلمان، ارتباط تنگاتنگی با روحیه زنان در آن جامعه دارد؛ تربیت نسل متعهد به ارزشهای والای انسانی و دینی یا نسلی که از این ارزشها فاصله دارد، عمدتاً به مسئولیت زنان بازمیگردد. زنان مؤمن و مقاوم مانند همسر فرعون، با ایستادگی در برابر فساد و تباهی، میتوانند جامعهای را به سمت رشد و تعالی معنوی هدایت کنند.[۱۱۰]
ایثار و فداکاری در راه بسط دین
ایثار و فداکاری، یکی از اصول اساسی در تربیت دینی و اجتماعی است و نقش اساسی در حفظ و پیشبرد دین و اخلاق در جامعه ایفا میکند.[۱۱۱] خدیجه و فاطمه، نمونههای بارزی از زنان ایثارگر در تاریخ اسلام بهشمار میروند.[۱۱۲] خدیجه تمام ثروت خود را در اختیار پیامبر گذاشت[۱۱۳] تا بتواند برای پیشبرد رسالت الهی خود از آن بهره ببرد.[۱۱۴] پیامبر اسلام تصریح کرده است که ثروت خدیجه باعث تثبیت دین اسلام شد.[۱۱۵] حضرت فاطمه نیز بهعنوان نماد ایثار در قرآن و روایات معرفی شده است.[۱۱۶] از نمونههای ایثار فاطمه، بخشیدن افطار خود به مسکین، یتیم و اسیر بهمدت سه شب متوالی بود.[۱۱۷] این عمل فداکارانه فاطمه، آنچنان اهمیتی داشت که آیات سورهٔ انسان در گرامیداشت آن نازل شد.[۱۱۸]
امر به معروف و نهی از منکر
در قرآن کریم، امر به معروف و نهی از منکر بهعنوان یکی از ویژگیهای برجسته برای امت مسلمان مطرح شده و مورد تأکید قرار گرفته است. این وظیفه دینی و اجتماعی، به حفظ و تقویت حدود الهی کمک کرده و نقش اساسی در حفظ ارزشهای دینی و اخلاقی در زندگی فردی و اجتماعی دارد. طبق آیات قرآن، آمران به معروف و ناهیان از منکر، رستگار و یاریدهنده خدا معرفی شدهاند.[۱۱۹] در ماجرای کشتن نوزاد توسط فرعون، همسرش آسیه با شهامت در برابر او و اطرافیانش ایستاد[۱۲۰] و با عبارات عاطفی و دلنشین،[۱۲۱] موفق به تغییر رای فرعون شد.[۱۲۲]
رعایت حجاب و پوشش
یکی از ویژگیهای بارز زنان الگو در قرآن، پوشیدگی و رعایت حجاب است. قرآن، زنان را به رعایت پوشش مناسب، پرهیز از نگاه به نامحرم و پرهیز از نمایش زینتهای خود توصیه کرده است. این ویژگیها بهعنوان اصول اساسی برای حفظ ارزشهای اخلاقی و معنوی در جامعهٔ اسلامی شناخته میشوند.[۱۲۳] مفسران قرآن برای بیحجابی آفتهایی را برشمردهاند از جمله:
حقوق زن در قرآن
قرآن کریم، به دو دسته از حقوق اساسی زنان توجه کرده است:
- حقوق عام؛ این حقوق بین زن و مرد مشترک بوده و عبارتاند از حق حیات، حق تعلیم و تعلم،[۱۲۵] حق دستیابی به مقامهای معنوی،[۱۲۶] حق ارث،[۱۲۷] حق تملک،[۱۲۸] حق ازدواج،[۱۲۹] حق دیه[۱۳۰] و حق اشتغال.[۱۳۱]
- حقوق خاص؛ از دیدگاه قرآن کریم برخی حقوق بهدلیل آفرینش قوای جسمانی و جایگاه اجتماعی متفاوت زنان، مختص به آنها بوده و عبارت است از: حق نفقه،[۱۳۲] حق مهریه[۱۳۳] و حق دریافت اجر جهت رضاع.[۱۳۴]
کنشگری اجتماعی زنان در قرآن
کنشگری اجتماعی بهمعنای مشارکت هوشمندانه، پویا و آگاهانه در حوزههای مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است.[۱۳۵] آموزهها و الگوهای قرآنی، زنان را علاوه بر ایفای نقشهای مهم همسری و مادری، به اثرگذاری در مسیر ساخت جامعهای عادلانه، اخلاقمدار و پیشرفته، سفارش میکند.[۱۳۶] قرآن کریم با معرفی نمونههایی از زنان اثرگذار در تاریخ، بر ضرورت مسئولیتپذیری اجتماعی زنان در راستای تحقق عدالت و برابری و همکاری در ترسیم آیندهای مطلوب تأکید میورزد.[۱۳۷]
نقشآفرینی اجتماعی زنان الگو
امروزه بسیاری از مباحث و مسائل اجتماعی به حضور زنان در جامعه مرتبط است. قرآن در این زمینه آدابی را ارائه میدهد که حضور زنان در جامعه با رعایت شئونات اسلامی همراه شود؛ بهعنوان مثال، به دختران شعیب اشاره میکند که در فعالیتهای روزمره، با حفظ حیا و عدم اختلاط با نامحرم، به وظایف خود عمل میکنند.[۱۳۸] مفسران قرآن با توجه به این آیه، نکات مهمی را برای رعایت تقوا و حیا بیان کردهاند، از جمله: گفتوگو با نامحرم تنها در حد ضرورت، رعایت حیا در گفتار و رفتار، عدم اختلاط با نامحرم و پرهیز از کنجکاوی در امور شخصی.[۱۳۹] براین اساس، زن الگو از منظر قرآن میتواند به فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در جامعه بپردازد، در حالی که پایبند به رعایت و حفظ اصول و ارزشهای اسلامی است.[۱۴۰]
نقش زن در تقویت نهاد خانواده
آموزههای اسلامی به نقش زن بهعنوان عامل کلیدی در تحکیم نهاد خانواده توجه ویژهای داشته و مجموعهای از ویژگیها را برای او برشمرده است، از جمله: خوشزبانی، مهرورزی، خوشاخلاقی، رفتار نیکو، دینداری و انجام مؤثر وظایف مادری که به تحکیم و پایداری نهاد خانواده کمک میکند.[۱۴۱] زن در خانواده قادر است فرزندان را براساس اصول اخلاقی، ایمانی و اعمال صالح پرورش دهد[۱۴۲] که به استحکام خانواده میانجامد. برخورداری زن از فضائل اخلاقی و رفتاری مانند صداقت، احترام، گذشت، نرمخویی و انصاف، او را از بسیاری از خشونتها، اختلافات و تنشهای ویرانگر محفوظ میسازد. همچنین، ابراز محبت زن به شوهرش میتواند وفاداری، انگیزه و رضایت همسرش را از زندگی افزایش دهد.[۱۴۳] الگوهایی که قرآن کریم برای مشارکت فعال زنان در جامعه ارائه میدهد، دارای ویژگیهای زیر هستند:
- انگیزه و جرأت بیان دیدگاهها، زنان تأثیرگذار مانند همسر فرعون که در برابر ظلم مقاومت کرد[۱۴۴] یا زنانی که پرسشهای خود را مستقیماً با پیامبر اکرم در میان میگذاشتند، از جرات و انگیزهٔ لازم برای بیان نظرات و تجربیات خود برخوردار بودند. این ویژگی، زمینهساز مشارکت فعال زنان در عرصههای اجتماعی و فرهنگی است.[۱۴۵]
- مدیریت چالشها و مقاومت، زنان مؤمن در برابر مخالفتها و فشارهای اجتماعی استقامت میکنند. قرآن بر ضرورت صبر و ایستادگی در برابر دشواریها تأکید دارد. این پیام برای زنان کنشگر اجتماعی، الگویی از تحمل و مدیریت چالشها فراهم میکند تا با عزم راسخ در مسیر فعالیتهای خود باقی بمانند.[۱۴۶]
- پایداری در مسیر هدف، آموزههای قرآن، زنان کنشگر اجتماعی را ترغیب میکند که همانند حضرت مریم، مادر موسی، خواهر موسی و زن فرعون برای رسیدن به هدف خود شرایط دشوار را تحمل کنند؛ این تلاشها در نهایت به شکوفایی شخصیت موسی و هدایت قومش منجر شد.[۱۴۷]
اهمیت کنشگری اجتماعی زنان
مشارکت فعال زنان در عرصههای اجتماعی، بر اساس آموزههای قرآنی، بخشی از مسئولیت فردی و اجتماعی آنان است که در راستای ارتقای جامعه و دستیابی به کمال انسانی انجام میشود. این نقشآفرینی اهداف متعالی دین را محقق میسازد.[۱۴۸] قرآن کریم، مشارکت فعال زنان را عاملی برای مقابله با تبعیض و تقویت مسئولیت اجتماعی میداند. این مشارکت به بهبود توازن اجتماعی و ارتقای اخلاق و ارزشهای جامعه کمک میکند.[۱۴۹] زنان با حضور فعال در حوزههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به پیشرفت جامعه کمک کرده و نقش مادری و همسریشان باعث استحکام خانواده و تربیت نسل آینده میشود.[۱۵۰]
کنشهای اجتماعی زنان تأثیر قابلتوجهی در گسترش ارزشهای اخلاقی و معنوی دارد. مشارکت آنها در فعالیتهای فرهنگی، موجب اصلاح عادات ناپسند و تقویت اخلاق در جامعه میشود.[۱۵۱] فعالیتهای اجتماعی زنان نه تنها حس مفید بودن آنها را افزایش میدهد، بلکه از انزوا و افسردگی میکاهد و منجر به رشد شخصیتی و بهبود روابط اجتماعی شده و در نهایت کیفیت زندگی فردی و جمعی را ارتقا میبخشد.[۱۵۲]
انواع کنشگری اجتماعی
کنشگری اجتماعی زنان بهعنوان یکی از عوامل کلیدی در ارتقای حقوق انسانی، مورد توجه قرآن است. قرآن بر نقش مؤثر زنان در تحولات اجتماعی و فرهنگی تأکید کرده است. در قرآن، خرد و بینش زنان در مدیریت ستوده شده و نشان میدهد آنان توانایی حضور لازم در سطوح بالای تصمیمگیری را دارند.[۱۵۳] قرآن با اشاره به بیعت زنان با پیامبر، مشارکت سیاسی آنان را به رسمیت شناخته و این بیعت را نمادی از پذیرش نقش فعال و مسئولیتپذیری زنان در جامعه معرفی میکند.[۱۵۴] همچنین انجام امور خیر و نهی از منکر بهعنوان وظیفهای شرعی برای زنان مطرح شده است.[۱۵۵]
خدیجه بهعنوان یکی از زنان تأثیرگذار مسلمان با مدیریت خود در شرایط دشوار، الگویی الهامبخش برای فعالیتهای اقتصادی زنان محسوب میشود.[۱۵۶] حضور فعال زنان در امور اقتصادی نهتنها رضایت فردی آنان را افزایش میدهد، بلکه بخشی از نیازهای مادیشان را نیز برآورده میسازد.[۱۵۷]
زنان با کسب دانش و مشارکت در فعالیتهای اجتماعی، سهمی اساسی در بهبود سطح تحصیلات و ارتقای آگاهی عمومی جامعه دارند.[۱۵۸] افزون بر این، آنان با خلق آثار ادبی و هنری، حفظ سنتها و آداب محلی، و انتقال فرهنگ به نسلهای آینده، نقشی برجسته در شکلدهی هویت فرهنگی جامعه ایفا میکنند.[۱۵۹] این اقدامات به تقویت جایگاه اجتماعی زنان کمک میکند و موجب پیشرفت دائمی جامعه میشود.[۱۶۰]
نمونههای کنشگری اجتماعی زنان در قرآن
قرآن کریم در آیات گوناگون، الگوها و مصادیقی از کنشگری اجتماعی زنان را نشان میدهد. یکی از نمونههای برجسته در کنشگری اجتماعی زنان، داستان همسر فرعون در قرآن است.[۱۶۱] او با وجود جایگاه قدرتمند فرعون و فشارهای اجتماعی سنگین، به خدا ایمان آورد و در برابر ظلم و بیعدالتی ایستادگی کرد.[۱۶۲] همسر فرعون با ایمان راسخ و اظهار عقاید خود، در برابر قدرت استبدادی ایستاد و به الگویی برای مقاومت و پایداری در برابر ستم تبدیل شد.[۱۶۳] حضرت مریم با ایمان استوار و تقوای خود، در برابر نابرابریها و قضاوتهای اجتماعی ایستاد[۱۶۴] و مسئولیت نگهداری از فرزندش را بر عهده گرفت و به الگویی قرآنی برای مقاومت در مقابل هنجارهای نادرست اجتماعی، تبدیل شد.[۱۶۵]
زنان مدینه با اثرپذیری از آموزههای قرآن، در عرصههای مختلف نقشآفرینی میکردند و پشتیبان اسلام و پیامبر اکرم بودند. فعالیتهای زنان مؤمن مدینه، نوعی کنشگری اجتماعی گروهی بود که در زمینههای متنوعی بروز میکرد.[۱۶۶] خدیجه که یک زن موفق در عرصه اقتصادی بود با ثروت سرشار خود به حمایت از اسلام پرداخت. او با تدبیر مالی و مدیریتی خود، نقش مهمی در پیشبرد اهداف اسلام داشت.[۱۶۷] خدیجه نماد زنی توانمند و آیندهنگر است که نشان داد زنان میتوانند همزمان در خانهداری و کنشگری اجتماعی تأثیرگذار باشند و به پیشرفت جامعه کمک کنند.[۱۶۸]
چالشهای کنشگری زنان از نظر قرآن
محدودیتهای جنسیتی در کنشگری اجتماعی
برخی چنین میپندارند که آیه ۳۴ سوره نساء و آیات مربوط به حجاب، به محدودیت زنان در فعالیتهای اجتماعی اشاره دارند. در مقابل، صاحبنظران دیگری بیان میکنند که آیه ۳۴ سورهٔ نساء به توزیع مسئولیتها در خانواده اشاره دارد و نشاندهنده برتری ذاتی مردان نیست.[۱۶۹] همچنین، قرآن بر برابری زن و مرد در حقوق بنیادین تأکید دارد. از سوی دیگر، حجاب به عنوان ابزاری برای حفظ کرامت زنان در نظر گرفته میشود و هدف آن محدود کردن حضور اجتماعی نیست. سیره پیامبر اکرم نیز مشارکت اجتماعی زنان را تأیید میکند.[۱۷۰]
عدم مشارکت زنان در امور سیاسی و رهبری
عدهای بر این باور هستند که قرآن حضور زنان در سیاست و رهبری را محدود کرده است؛ اما قرآن زنان را بهطور مستقیم از مشارکت سیاسی منع نکرده و بر شایستگی افراد بهعنوان معیار اصلی تأکید دارد. نمونههای تاریخی فراوانی از نقشآفرینی سیاسی زنان در اسلام، نظیر بیعت زنان با پیامبر، وجود دارد.[۱۷۱] زنان در زمان جنگ نیز نقش مهمی ایفا کرده و با پرستاری از مجروحان و حمایت از پیامبر و یارانش، تأثیر بسزایی در گسترش ارزشهای اسلامی و تقویت امنیت عاطفی جامعه داشتند.[۱۷۲] آیات ۲۳ تا ۴۴ سورهٔ نمل بر صلاحیت و شایستگی ملکه سبا تأکید دارند و نشان میدهند که او با هوش و درایت خود بر سرزمینش حکومت میکرد.[۱۷۳] قرآن با نقل سخنان او، نقش مثبت زنان در موقعیتهای سیاسی را تأیید میکند.[۱۷۴]
ترجیح نقش خانهداری زنان
دیدگاهی وجود دارد که با تکیه بر آموزههای قرآن، نقش زنان را فقط به خانهداری محدود میداند؛ اما از منظر دیگر صاحبنظران، قرآن بر اهمیت فعالیتهای اجتماعی زنان تأکید دارد و این دو نقش را در تضاد نمیداند. قرآن مسئولیتهای خانوادگی و اجتماعی را بهطور متوازن به زن و مرد واگذار کرده است.[۱۷۵]
پانویس
- ↑ کمالی، قرآن و مقام زن، 1371ش، ص25.
- ↑ افشار و رستمی، «ویژگیهای زن شایسته از دیدگاه قرآن»، 1390ش، ص10.
- ↑ عمید، فرهنگ فارسی عمید، 1390ش، ج3، ص196.
- ↑ دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه الگو.
- ↑ . قزوینی، معجم مقاییس اللغة، 1404ق، ج1، ص105. ابنمنظور، لسان العرب، 1414ق، ج1، ص147.
- ↑ راغب اصفهانی، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن، 1374ش، ج1، ذیل واژه أسو.
- ↑ . گولد و دیگران، فرهنگ علوم اجتماعی، 1376ش، ص91.
- ↑ . بیرو، فرهنگ علوم اجتماعی، 1380ش، ص260.
- ↑ فاطمیمهر، «الگوسازی زنان در قرآن»، وبسایت بلاغ.
- ↑ جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص152-154.
- ↑ . سورة نساء، آیة 43. سورة تحریم، آیهٔ 11-12. سورة نور، آیة 31. سورة حج، آیة 41. سورة آلعمران، آیة 104.
- ↑ . سورة نحل، آیة 58.
- ↑ . سورة نساء، آیة 32.
- ↑ . سورة حجرات، آیة 13.
- ↑ . سورة تحریم، آیة 12.
- ↑ طباطبایی، تفسیر المیزان، 1374ش، ج2، ص395-396.
- ↑ سبحانی، فروغ ابدیت، 1377ش، ج1، ص48.
- ↑ طباطبایی، تفسیر المیزان، 1374ش، ج2، ص395-396.
- ↑ طباطبایی، تفسیر المیزان، 1374ش، ج2، ص395-396.
- ↑ ژول ایزاک، تاریخ رم، 1332ش، ص103.
- ↑ خامنهای، حقوق زن، 1368ش، ص23.
- ↑ بارتله، زن در حقوق ساسانی، 1337ش، ص40.
- ↑ طباطبایی، تفسیر المیزان، 1374ش، ج2، ص395-396.
- ↑ خامنهای، حقوق زن، 1368ش، ص23 و 38.
- ↑ فتاحیزاده، زن در تاریخ و اندیشه اسلامی، 1393ش، ص99-100.
- ↑ فتاحیزاده، زن در تاریخ و اندیشه اسلامی، 1393ش، ص101.
- ↑ سورهٔ نساء، آیهٔ 1.
- ↑ سورهٔ اعراف، آیهٔ 172.
- ↑ سورهٔ اسرا، آیهٔ 70.
- ↑ سورهٔ انسان، آیهٔ 3.
- ↑ سورهٔ احزاب، آیهٔ 35.
- ↑ سورهٔ بقره، آیهٔ 30.
- ↑ سورهٔ کهف، آیهٔ 7.
- ↑ سورهٔ مائده، آیهٔ 60.
- ↑ سورهٔ زمر، آیهٔ 9.
- ↑ سورهٔ حجرات، آیهٔ 13.
- ↑ زیبایینژاد و سبحانی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، 1379ش، ص56-57.
- ↑ سورهٔ احزاب، آیهٔ 35.
- ↑ زیبایینژاد و سبحانی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، 1379ش، ص54.
- ↑ زیبایینژاد و سبحانی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، 1379ش، ص60.
- ↑ ریتزر، نظریههای جامعهشناسی در دوران معاصر، 1374ش، ص496-517.
- ↑ زیبایینژاد و سبحانی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، 1379ش، ص63-64.
- ↑ سورهٔ نساء، آیه 34.
- ↑ زیبایینژاد و سبحانی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، 1379ش، ص63-64.
- ↑ سورهٔ روم، آیهٔ 21.
- ↑ حر العاملی، وسائل الشیعة، 1374ش، ج20، ص79-94.
- ↑ مجلسی، بحارالأنوار، بیتا، ج103، ص222.
- ↑ سورهٔ تحریم، آیهٔ 9.
- ↑ سورهٔ تحریم، آیهٔ 12.
- ↑ سورهٔ مریم، آیهٔ 17.
- ↑ سورهٔ تحریم، آیهٔ 9.
- ↑ سورهٔ تحریم، آیهٔ 19.
- ↑ سورهٔ قصص، آیهٔ 9.
- ↑ سورهٔ تحریم، آیهٔ 19.
- ↑ سورهٔ قصص، آیهٔ 23، سورهٔ الضحی، آیهٔ 8.
- ↑ سورهٔ قصص، آیهٔ 23.
- ↑ سورهٔ الضحی، آیهٔ 8.
- ↑ سورهٔ نمل، آیهٔ 23.
- ↑ سورهٔ نمل، آیهٔ 29.
- ↑ سورهٔ نمل، آیهٔ 44.
- ↑ سورهٔ آلعمران، آیهٔ 35.
- ↑ فاطمیمهر، «الگوسازی زنان در قرآن»، در وبسایت بلاغ.
- ↑ جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص142.
- ↑ سوره احزاب، آیه 21.
- ↑ سوره ممتحنه، آیه 4.
- ↑ سوره تحریم، آیه 11-12.
- ↑ جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص152-154.
- ↑ فاطمیمهر، «الگوسازی زنان در قرآن»، در وبسایت بلاغ.
- ↑ جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص149-150.
- ↑ سوره آلعمران، آیه 42.
- ↑ میرعمادی، «3 ویژگی حضرت فاطمه از نگاه قرآن»، خبرگزاری مهر.
- ↑ جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص147.
- ↑ فاطمیمهر، «الگوسازی زنان در قرآن»، وبسایت بلاغ.
- ↑ سوره قصص، آیه 24-25.
- ↑ جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص156-158.
- ↑ فاطمیمهر، «الگوسازی زنان در قرآن»، در وبسایت بلاغ.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، 1377ش، ج17، ص404.
- ↑ طباطبایی، المیزان، 1374ش، ج20، ص524.
- ↑ فاطمیمهر، «الگوسازی زنان در قرآن»، در وبسایت بلاغ.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، 1377ش، ج17، ص404.
- ↑ صمدی، «پیامبر و خدیجه»، در پایگاه اطلاعرسانی حوزه.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، 1377ش، ج26، ص223- 224.
- ↑ . سورة نساء، آیة 34.
- ↑ . قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص63.
- ↑ . الاربلی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، 1381ق، ج1، ص363.
- ↑ سوره کوثر، آیه 1.
- ↑ علایی رحمانی، «شخصیت حضرت فاطمه زهرا در کلام وحی»، خبرگزاری بینالمللی قرآن.
- ↑ فاطمیمهر، «الگوسازی زنان در قرآن»، در وبسایت بلاغ.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج25، ص343-344.
- ↑ سوره آلعمران، آیه 35.
- ↑ سوره آلعمران، آیه 36.
- ↑ جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص159.
- ↑ . الطبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، 1363ش، ج25، ص156.
- ↑ . سورة تحریم، آیة 12.
- ↑ . الطبرسی، جوامع الجامع، 1421ق، ج3، ص596.
- ↑ . قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج5، ص492.
- ↑ . طباطبایی، تفسیر المیزان، 1374ش، ج14، ص447.
- ↑ . خوانساری، شرح غررالحکم و دررالکلم، 1366ش، ج3، ص323.
- ↑ . سورة ذاریات، آیة 56.
- ↑ . قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج1، ص511.
- ↑ . مطهری، مجموعه آثار، 1378ش، ج19، ص133.
- ↑ . سورة بقره، آیة 21.
- ↑ . عرفانی، «تأثیر عبات در پایبندی به قوانین اجتماعی از منظر قرآن و احادیث»، 1401ش، ص42.
- ↑ . ثقفی تهرانی، تفسیر روان جاوید، 1398ق، ج5، ص236.
- ↑ . سورة تحریم، آیة 11.
- ↑ . الطبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، 1363ش، ج10، ص139.
- ↑ . قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج10، ص140.
- ↑ . شیرازی، مثالهای زیبای قرآن، 1382ش، ج٢، ص٣٠١.
- ↑ . قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج10، ص140.
- ↑ . خمینی، آیین انقلاب اسلامی، 1389ش، ج2، ص395.
- ↑ . الطوسی، الغیبة، 1411ق، ج1، ص286.
- ↑ . الحائری المازندرانی، شجرة طوبی، 1385ش، ج2، ص232. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیتا، ج2، ص23.
- ↑ . مجلسی، بحارالانوار، 1403ق، ج16، ص71.
- ↑ . حسینی شاه عبدالعظیمی، تفسیر اثنیعشری، 1363ش، ج14، ص256.
- ↑ . الحائری المازندرانی، شجرة طوبی، 1385ش، ج2، ص233.
- ↑ . الحسکانی، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، بیتا، ج2، ص403.
- ↑ . سورة انسان، آیة 8.
- ↑ . الطوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، بیتا، ج10، ص210.
- ↑ . سورة توبه، آیة 112. سورة حج، آیة 41. سورة آلعمران، آیة 104.
- ↑ . شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج16، ص29.
- ↑ . سورة قصص، آیة 9.
- ↑ . قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج7، ص22.
- ↑ . سورة نور، آیة 31.
- ↑ . قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج7، ص399.
- ↑ سورهٔ قلم، آیهٔ 1.
- ↑ فتاحیزاده، زن در تاریخ و اندیشهٔ اسلامی، 1386ش، ص190.
- ↑ سورهٔ نساء، آیهٔ 7.
- ↑ سورهٔ نساء، آیهٔ 4.
- ↑ سورهٔ نور، آیهٔ 23.
- ↑ سورهٔ بقره، آیهٔ 178.
- ↑ سورهٔ قصص، آیهٔ 23.
- ↑ سورهٔ قصص، آیهٔ 23.
- ↑ سورهٔ نساء، آیهٔ 4.
- ↑ سورهٔ بقره، آیهٔ 233.
- ↑ سوره ممتحنه، آیه 12؛ سوره نساء، آیه 7؛ سوره مجادله، آیه 11.
- ↑ نصیری، تحلیل مفاهیم شخصیتی زنان، 1394ش، ص90.
- ↑ [3] سوره آلعمران، آیه 35؛ سوره قصص، آیه 7؛ سوره توبه، آیة 100.
- ↑ . سورة قصص، آیة 23.
- ↑ . طباطبایی، تفسیر المیزان، 1374ش، ج16، ص23.
- ↑ . شاهدی و فرجودی، «جایگاه شغلی زن در خانواده و اجتماع از دیدگاه قرآن»، 1389ش، ص96.
- ↑ حسینی و ولایتی فاضل، «نقش زن در تحکیم نهاد خانواده از منظر قرآن و حدیث»، 1401ش، ص25.
- ↑ . سورة نور، آیة 58.
- ↑ . مجلسی، بحارالانوار، 1403ق، ج78، ص237
- ↑ سوره تحریم، آیه 11.
- ↑ هیثمی، مجمعالزوائد، 1408ق، ج4، ص306.
- ↑ طباطبایی، تفسیرالمیزان، 1374، ج19، ص579.
- ↑ جوادی آملی، زن در آیینة جلال و جمال، 1387ش، ص119.
- ↑ فاضلی بیارجمندی، نقش زنان شیعه در عصر امام علی، 1381ش، ص216.
- ↑ سوره نساء، آیه 1؛ سوره آلعمران، آیه 195؛ رضایی اصفهانی، پرسشها و پاسخهای قرآنی، 1385ش، ج7، ص21.
- ↑ حسینی و ولایتی فاضل، «نقش زن در تحکیم نهاد خانواده از منظر قرآن و حدیث»، 1401ش، ص25.
- ↑ خامنهای، نقش و رسالت زن، زن مسلمان و عرصههای حضور اجتماعی، 1392ش، ص99-100.
- ↑ خامنهای، نقش و رسالت زن، زن مسلمان و عرصههای حضور اجتماعی، 1392ش، ص37.
- ↑ سوره نمل، آیه 44.
- ↑ سوره ممتحنه، آیه 12.
- ↑ سوره توبه، آیه 77.
- ↑ کرمی فریدنی، جلوههایی از فروغ آسمان حجاز حضرت خدیجه (سلاماللهعلیها)، 1384ش، ص63.
- ↑ علی محمدی، اشتغال یا خانهداری کدام یک؟، 1387، ص65.
- ↑ باقری، «خانواده و راهبردهای کاربردی رهنمودی برای دستگاههای فرهنگی»، 1388ش، ص271.
- ↑ خامنهای، زن و بازیابی هویت حقیقی، 1390ش، ص239.
- ↑ نصیری، تحلیل مفاهیم شخصیتی زنان، 1394ش، ص90.
- ↑ سوره تحریم، آیه 11.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج10، ص140.
- ↑ الطبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، 1415ق، ج10، ص64.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، 1415ق، ج3، ص232.
- ↑ عیاشی، تفسیر العیاشی، 1380ق، ج1، ص174.
- ↑ المقریزی، ، امتاع الاسماع بما للنبی من الاحوال و الاموال و الحفدة و المتاع، بیتا، ج1، ص162.
- ↑ حسینی شاهعبدالعظیمی، تفسیر اثنیعشری، 1363ش، ج14، ص256.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، 1403ق، ج35، ص425؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، 1379ق، ج3، ص320.
- ↑ حبیبی، شهلا، زن، فرهنگ اسلامی و توسعه، فصلنامة مجلس شورای اسلامی، 1372، ص89.
- ↑ آیتی، تاریخ پیامبر اسلام، 1362، ص324.
- ↑ حلبی، سیره حلبی، بیتا، ج3، ص137.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، بیتا، ج8، ص414.
- ↑ ابنحبیب البغدادی، المحبر، ، بیتا، ص367.
- ↑ سورة نمل، آیة 44.
- ↑ خمینی، صحیفه امام، 1389ش، ص300.
منابع
- قرآن کریم.
- آیتی، محمدابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۶۲.
- ابنحبیب البغدادی، محمد، المحبر، بیروت، دارالآفاق الجدیدة، بیتا.
- ابنسعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت، دار صادر، بیتا.
- ابنشهرآشوب، محمد بن علی، المناقب، قم، علامه، ۱۳۷۹ق.
- ابنمنظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۴ق.
- اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، تبریز، بنیهاشمی، چاپ اول، ۱۳۸۱ق.
- افشار، لیلا و زهره رستمی، زهره، «ویژگیهای زن شایسته از دیدگاه قرآن»، فصلنامه مطالعات قرآنی، شمارهٔ ۵، بهار ۱۳۹۰ش.
- المقریزی، تقیالدین، امتاع الاسماع بما للنبی من الاحوال و الاموال و الحفدة و المتاع، بیجا، دارالکتب العلمیة، بیتا.
- بارتله، کریستیا، زن در حقوق ساسانی، ترجمهٔ ناصرالدین صاحب الزمانی، تهران، عطایی، ۱۳۳۷ش.
- باقری، شهلا، «خانواده و راهبردهای کاربردی رهنمودی برای دستگاههای فرهنگی»، بانوان شیعه، شمارة ۲۱، پاییز ۱۳۸۸ش.
- بیرو، آلن، فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمة باقر ساروخانی، تهران، کیهان، ۱۳۸۰ش.
- ثقفی تهرانی، محمد، تفسیر روان جاوید، تهران، برهان، چاپ سوم، ۱۳۹۸ق.
- جوادی آملی، عبدالله، زن در آئینة جلال و جمال، قم، اسراء، ۱۳۸۷ش.
- جوادی آملی، عبدالله، زن در آینه جلال و جمال، محقق محمود لطیفی، قم، اسرآء، ۱۳۸۸ش.
- حائری، محمد مهدی، شجرة الطوبی، نجف الاشرف، منشورات المطبعة الحیدریة، ۱۳۸۵ش.
- حبیبی، شهلا، زن، فرهنگ اسلامی و توسعه، فصلنامة مجلس شورای اسلامی، اتهران، شماره اول، سال اول پاییز ۱۳۷۲ش.
- حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، قم، مؤسسة آل البیت لإحیاء التراث، ۱۳۷۴ش.
- حر عاملی، محمد بن حسن، وسائلالشیعة الی تحصیل مسائلالشریعة، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بیتا.
- حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، قم، مؤسسة الطبع و النشر، بیتا.
- حسینی شاهعبدالعظیمی، حسین، تفسیر اثنیعشری، تهران، میقات، چاپ اول، ۱۳۶۳ش.
- حسینی، سیدباقر و ولایتی فاضل، ابراهیم، «نقش زن در تحکیم نهاد خانواده از منظر قرآن و حدیث»، نشریة پیشرفتهای نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش، شمارة ۴۶، ۱۴۰۱ش.
- حلبی، علی بن ابراهیم، سیره حلبی، بیروت، دارالمعرفة، بیتا.
- خامنهای، سید علی، زن و بازیابی هویت حقیقی، تهران، انقلاب اسلامی، ۱۳۹۰ش.
- خامنهای، سید علی، نقش و رسالت زن، زن مسلمان و عرصههای حضور اجتماعی، تهران، انقلاب اسلامی، ۱۳۹۲ش.
- خامنهای، محمد، حقوق زن، تهران، تک، ۱۳۶۸ش.
- خمینی، روحالله، آیین انقلاب اسلامی گزیدهای ازاندیشه و آرای امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۹ش.
- خمینی، روحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۹ش.
- خوانساری، آقاجمال، شرح غُررالحکَم و دُرَرالکَلم، تهران، دانشگاه تهران، چاپ چهارم، ۱۳۶۶ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۷ش.
- راغب اصفهانی، حسین، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن، تهران، مرتضوی، ۱۳۷۴ش.
- رضایی اصفهانی، محمدعلی، پرسشها و پاسخهای قرآنی، قم، پژوهشهای تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۸۵ش.
- ریتزر، آنتونی، نظریههای جامعهشناسی در دوران معاصر، ترجمهٔ محسن ثلاثی، بیجا، علمی، ۱۳۷۴ش.
- زیبایینژاد، محمدرضا و سبحانی، محمدتقی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، قم، نصایح، ۱۳۸۲ش.
- ژول ایزاک، آلبرماله، تاریخ رم، مترجم غلامحسین زیرکزاده، تهران، سینا، ۱۳۳۲ش.
- سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، قم، بوستان کتاب، ۱۳۷۷ش.
- شاهدی، سامره و فرجودی، محمد علی، «جایگاه شغلی زن در خانواده و اجتماع از دیدگاه قرآن»، فصلنامة زن و جامعه، شمارة ۴، ۱۳۸۹ش.
- صمدی، علیاکبر، «پیامبر و خدیجه»، در پایگاه اطلاعرسانی حوزه، تاریخ درج: ۱۱ تیر ۱۳۸۶ش.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۷۴ش.
- طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمة سیدباقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۴ش.
- طباطبایی، محمدحسین، المیزان، ترجمة محمدباقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۴ش.
- طباطبایی، محمدحسین، تفسیر المیزان، مترجم سیدمحمدباقر موسوی همدانی، قم، اسلامی، ۱۳۷۴ش.
- طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر جوامع الجامع، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، الطبعة الاولی، ۱۴۲۱ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۱۵ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ترجمة محمد بیستونی، تهران، فراهانی، ۱۳۶۳ش.
- طوسی، اسدالله و پوریزدی، رحمت، دوستت دارم همسر عزیزم، قم، قدس، چاپ اول، ۱۳۹۹ش.
- طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، احیاء التراث العربی، بیتا.
- طوسی، محمد بن حسن، الغیبة، قم، دارالمعارف الاسلامیة، چاپ اول، ۱۴۱۱ق.
- عرفانی، محمدنظیر و عرفانی، رحمتالله، «تأثیر عبات در پایبندی به قوانین اجتماعی از منظر قرآن و احادیث»، فصلنامة مطالعات حدیثپژوهی، شمارة ۱۳، ۱۴۰۱ش.
- علایی رحمانی، فاطمه، «شخصیت حضرت فاطمه زهرا در کلام وحی»، در خبرگزاری بینالمللی قرآن، تاریخ درج: ۱۱ بهمن ۱۳۹۷ش.
- علیمحمدی، کاظم، اشتغال یا خانهداری کدامیک؟، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۷ش.
- عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، تهران، امیرکبیر، ۱۳۹۰ش.
- عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، تهران، المطبعة العلمیة، ۱۳۸۰ق.
- فاضلی بیارجمندی، سیداحمد، نقش زنان شیعه در عصر امام علی، قم، میثم تمار، ۱۳۸۱ش.
- فاطمیمهر، فریده، «الگوسازی زنان در قرآن»، در وبسایت بلاغ، تاریخ درج: ۱۵ فروردین ۱۴۰۱ش.
- فتاحیزاده، فتحیه، زن در تاریخ و اندیشه اسلامی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۹۳ش.
- قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، ۱۳۸۳ش.
- قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ یازدهم، ۱۳۸۳ش.
- قزوینی، احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، بیروت، مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۴ق.
- کرمی فریدنی، علی، جلوههایی از فروغ آسمان حجاز حضرت خدیجه، قم، دلیل ما، ۱۳۸۴ش.
- کمالی، علی، قرآن و مقام زن، قم، اسوه، ۱۳۷۱ش.
- گولد، جولیوس و دیگران، فرهنگ علوم اجتماعی، تهران، مازیار، ۱۳۷۶ش.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، دارالاحیاء التراث، بیجا، الطبعة الثالثة، ۱۴۰۳ق.
- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار (آشنایی با قرآن)، ج۲۶، تهران، صدرا، ۱۳۷۷ش.
- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، قم، صدرا، ۱۳۷۸ش.
- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار (حماسه حسینی)، ج۱۷، تهران، صدرا، ۱۳۷۷ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ سی و دوم، ۱۳۷۴ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، مثالهای زیبای قرآن، قم، نسل جوان، ۱۳۸۲ش.
- میرعمادی، سید احمد، «۳ ویژگی حضرت فاطمه از نگاه قرآن»، در خبرگزاری مهر، تاریخ درج: ۲۲ فروردین ۱۳۹۴ش.
- نصیری، مریم، تحلیل مفاهیم شخصیتی زنان، قم، نشرهاجر، چاپ دوم، ۱۳۹۴ش.
- هیثمی، نورالدین، مجمعالزوائد، بیروت، دارالکتب العلمبه، ۱۱۴۰۸ق.
- یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ الیعقوبی، بیجا، دار صادر، بیتا.