نهضت مشروطه؛ جنبشی اجتماعی-سیاسی در اواخر دورهٔ قاجار برای تبدیل سلطنت مطلقه به نظام مبتنی بر قانون و حاکمیت ملی.
نهضت مشروطه
آیین رونمایی از تمبر یکصدمین سالگرد نهضت مشروطه با حضور غلامعلی حداد عادل، رئیس وقت مجلس شورای اسلامی، ۱۴ مرداد ۱۳۸۵.
نهضت مشروطه ایران، جنبشی اجتماعی-سیاسی در اواخر دوره قاجار است که با هدف تبدیل سلطنت مطلقه به نظامی مبتنی بر قانون، حاکمیت ملی و نهادهای نوین شکل گرفت. این نهضت که ریشه در نارضایتیهای ساختاری از استبداد سلسله قاجار، نفوذ بیگانگان و بحرانهای اقتصادی داشت، با رهبری علمای دین و همراهی روشنفکران، بازرگانان و اصناف، به صدور فرمان مشروطیت در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ش توسط مظفرالدینشاه انجامید و تأسیس مجلس شورای ملی و تدوین قانون اساسی را به همراه آورد. بااینحال، مخالفتهای محمدعلیشاه، اختلافات فکری میان جریانهای لیبرال، سوسیالیست و روحانیون و دخالت قدرتهای خارجی بهویژه روسیه و انگلستان، روند این نهضت را با چالش مواجه کرد و به انحراف و افول آن انجامید.
نهضت در لغت بهمعنای قیام، خیزش و بیداری است[۱] و در اصطلاح به حرکت سازمانیافته و نسبتاً بادوامی اطلاق میشود که گروهی برای دستیابی به هدف اجتماعی-سیاسی معین بر اساس نقشی مشخص شکل میدهند.[۲] مشروطه نیز در فرهنگ سیاسی ایران به نوعی از حکومت گفته میشود که در آن وضع قوانین بر عهده مجلس است و دولت بهعنوان مجری قوانین عمل میکند که در مقابل حکومت استبدادی قرار دارد؛ از این رو مشروطهخواهی بهمعنای طرفداری از حکومت قانون و مخالفت با حکومت فردی و استبدادی است.[۳] نهضت مشروطه که در برخی منابع انقلاب مشروطه نیز نامیده شده، جنبش سیاسی-اجتماعی بود که در اواخر دورهٔ قاجار رخ داد و نظام حکومتی مبتنی بر سلطهٔ فردی پادشاه را به ساختاری قانونمحور تبدیل کرد.[۴]
تاریخچه
بر اساس دیدگاه پژوهشگران، مشروطه و نظریهٔ مشروطیت دستاورد قرن هجدهم میلادی است و نخستین تعبیرات از نظریه دولت مشروطه در آمریکا، فرانسه و انگلستان شکل گرفت، هرچند سابقهٔ بسیاری از اجزای آن در قرون وسطا نیز وجود داشت.[۵] واژهٔ مشروطه در نیمههای دوره سلطنت ناصرالدینشاه قاجار در ایران بهکار گرفته شد[۶] و سید محمد طباطبایی سنگلجی دوازده سال پیش از امضای فرمان مشروطیت به دست مظفرالدینشاه، از مشروطیت و مجلس شورای ملی سخن گفت.[۷][۸]
دورهٔ اجرایی این نهضت با صدور فرمان نظامنامهٔ مجلس شورای ملی در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ش توسط مظفرالدینشاه قاجار آغاز شد[۹][۱۰] و تا پایان سلطنت احمدشاه و انقراض سلسله قاجار در ۱۳۰۴ش ادامه یافت.[۱۱] در این بازه، سه پادشاه قاجار به ترتیب بر ایران حکومت کردند: مظفرالدینشاه (۱۲۷۵–۱۲۸۵ش) که گرچه با صدور فرمان مشروطه، نظام سیاسی جدید را قانونی کرد، اما چند روز پس از آن درگذشت. جانشین او، محمدعلیشاه (۱۲۸۵–۱۲۸۸ش) کوشید نظام مشروطه را برچیند، اما توسط مشروطهخواهان وادار به کنارهگیری و تبعید شد.[۱۲] آخرین شاه قاجار، احمدشاه، در سیزدهسالگی و در بحبوحهٔ آشفتگیهای پس از استبداد صغیر به سلطنت رسید. دورهٔ پادشاهی او با بحرانهای متعددی همچون اولتیماتوم روسیه به ایران، اشغال ایران در جنگ جهانی اول و قرارداد ۱۹۱۹م همراه بود که در عمل حاکمیت ملی ایران را تضعیف کرد. سرانجام، در اسفند ۱۲۹۹ش، کودتای رضاخان و سیدضیاء طباطبائی رخ داد و با حمایت تدریجی رضاخان از سوی مجلس شورای ملی و دربار، مقدمات سلب قدرت از احمدشاه فراهم شد. در آبان ۱۳۰۴ش مجلس شورای ملی طی مصوبهای، سلسلهٔ قاجار را منقرض و رضاخان را بهعنوان شاه جدید معرفی کرد و بدینترتیب، دوران مشروطه و حاکمیت قاجاریه به پایان رسید.[۱۳] در دورهٔ مجلس اول (۱۳۲۴–۱۳۲۶ق)، اصطلاح رایج برای نظام جدید دولت مشروطه بود، اما در دورهٔ مجلس دوم (۱۳۲۷–۱۳۲۹ق)، با تثبیت نسبی نظام، واژه دولت ملی یا حکومت ملی رواج یافت که بر حاکمیت ملت و برگزیدگان آن تأکید داشت.[۱۴] بر بنیاد اسناد تاریخی، با روی کار آمدن خاندان پهلوی، قانون اساسی مشروطه در عمل به تعلیق درآمد و رضاخان و سپس محمدرضا بدون توجه به مفاد آن، هرگونه اقداماتی که مایل بودند در کشور انجام میدادند.[۱۵]
زمینههای شکلگیری نهضت مشروطه
زمینههای شکلگیری نهضت مشروطه، ریشه در نارضایتیهای ساختاری از استبداد سلسله قاجار، نفوذ روزافزون بیگانگان و بحرانهای اقتصادی داشت که در اواخر دوره قاجار به اوج خود رسید:
پس از سقوط صفویه، افشاریه و زندیه، سلسله قاجاریه در اواخر سدهٔ دوازدهم هجری بر ایران مسلط شد.[۱۶] برخلاف حاکمان سلسلهٔ صفویه که توانستند دولتی متمرکز و دارای هویت مذهبی واحد ایجاد کنند، قاجاریه با ضعفهای ساختاری متعددی مواجه بودند[۱۷] و قدرت شاه در این دوره نامحدود بود و هیچ قانون یا سنتی او را پایبند نمیساخت و ماهیت استبدادی سلطنت، روابط دولت و مردم را شکننده کرده بود.[۱۸]
بر اساس گزارش منابع تاریخی، در حوزه روابط خارجی، ایران به عرصهٔ رقابتی دو قدرت استعماری روسیه و انگلیس تبدیل شد و با عهدنامههای گلستان و ترکمانچای، بخشهایی از قلمرو خود را از دست داد. وامهای خارجی با گروگذاشتن گمرکهای شمالی و جنوبی همراه بود و بیشتر صرف هزینه سفرهای شاهان و خوشگذرانی درباریان میشد.[۱۹] با نفوذ غرب در عرصه تصمیمگیریهای سیاسی و اقتصادی، قراردادها و امتیازات ناعادلانهای مانند امتیاز رویتر و تنباکو به شرکتهای خارجی واگذار شد که صنایع داخلی را ورشکسته و تجار و بازار را در تنگنا قرار داد.[۲۰] حکام ولایات با پرداخت پیشکش به مقامات مرکزی، حکومت شهرها را به دست میآوردند و درباریان وظیفهای در قبال مردم برای خود قائل نبودند.[۲۱][۲۲]
افزایش ارتباط با کشورهای دارای حکومت مبتنی بر قانون، تأسیس دارالفنون، گسترش صنعت چاپ و انتشار روزنامهها و نقش علما نیز در بیداری اذهان عمومی اثرگذار بود.[۲۳]
در اوایل دهه ۱۲۸۰ش، وقایعی همچون انتشار تصویر رئیس بلژیکی گمرک در لباس روحانیت، بهچوببستن تجار توسط حاکم تهران و کشتهشدن یک طلبه، جامعه را به آشوب کشاند و سلسلهای از بستنشینیهای اعتراضی را در پی داشت: نخست بستنشینی علما و مردم در مسجد شاه، سپس مهاجرت صغرا به حرم عبدالعظیم حسنی و پس از آن مهاجرت کبرا به حرم حضرت معصومه در قم که در ادامه با تحصن گسترده در سفارت انگلیس همراه شد.[۲۴]
محمدتقی بنکدار و جماعت بزاز تهران به هنگام تحصن در سفارت انگلیس همچنین انقلاب ۱۹۰۵م روسیه و ورود انقلابیون قفقاز به ایران، در اشاعه تفکر انقلابی و تقویت انگیزه مردم مؤثر بود.[۲۵] سرانجام، بحران اقتصادی و رفتار عینالدوله با بازاریان و علما، به تحصن مشروطهخواهان در سفارت انگلیس (برای حفاظت و کمکخواهی)[۲۶] و مهاجرت علمای برجسته به قم انجامید و با برکناری عینالدوله و صدور فرمان مشروطیت، زمینه برای تأسیس مجلس شورای ملی فراهم شد.[۲۷][۲۸]
به نظر اندیشمندان، آنچه علمای دین در نهضت مشروطه بهعنوان هدف اصلی دنبال میکردند، تأسیس عدالتخانه بهعنوان نهادی قانونی و فراتر از توصیههای اخلاقی بود که بتواند قدرت مطلق شاه و کارگزاران حکومتی را تحت نظارت قرار دهد و از ظلم استبداد آنان جلوگیری کند. عدالتخانه که میبایست بر اساس قوانین اسلامی استوار باشد، بنیادی برای تأمین عدالت در عرصهٔ حکومت بود که دستگاه حاکمه را در برابر قانون پاسخگو میکرد. اگرچه مصداق عینی این نهاد برای علما بهطور کامل روشن نبود، اما آنان درصدد ایجاد مرجعی قانونی بودند که با برخورداری از پشتوانهٔ مالی و اجرایی، اجرای عدالت اسلامی را بر حکومت و شخص شاه تحمیل کند.[۳۰]
نیروهای فعال در نهضت مشروطه
محمدکاظم خراسانی مشهور به آخوند خراسانی از حامیان اصلی نهضت مشروطه ایران
نیروهای فعال در نهضت مشروطه عبارت بودند از:
روحانیون و تودههای شهری: علما بهعنوان پیشآهنگ و محور اصلی نهضت، با اتکا به پایگاه مردمی، هدایت مشروطهخواهی را بر عهده داشتند.[۳۱]آخوند خراسانی، عبدالله مازندرانی و حسین خلیلی تهرانی با صدور فتاوا و بیانیهها، نقش کلیدی در بسیج عمومی و تضعیف حاکمیت قاجار ایفا کردند.[۳۲] تودههای شهری و کسبه نیز بدنه اصلی جنبش را تشکیل داده و از طریق اقداماتی چون بستنشینی، در برابر استبداد مقاومت کردند.[۳۳]
نخبگان، تجار و روشنفکران: دیوانسالاران غربگرا[۳۴] و بازرگانان بزرگ از طریق پیوند با دیوانسالاران و حمایت مالی از انجمنهای مخفی و بستنشینیها، در پیشبرد انقلاب مشروطه نقش داشتند.[۳۵] روشنفکران نیز از طریق مطبوعات و محافل فکری، مفاهیمی چون قانونطلبی و ملیگرایی را ترویج کرده و کادرهای اجرایی مشروطیت را تأمین میکردند.[۳۶]
ایلات، کارگران و زنان: سران ایلات و عشایر با اتکا به نیروی نظامی خود، در حوادث مشروطه تأثیرگذار بوده و گاه در نقش تثبیتکننده یا برهمزننده اوضاع ظاهر شدند.[۳۷] کارگران و دهقانان بهدلیل فقدان سازماندهی، نقش تعیینکنندهای در کل جنبش نداشتند، اما حضور فعال آنها در مناطقی نظیر گیلان و تبریز گزارش شده است.[۳۸]زنان نیز از طریق سخنرانیهای مؤثر، تأسیس انجمنهای مخفی و حتی شرکت در نبردهای مسلحانه مانند بیبیمریم بختیاری، در فتح تهران و تحریم کالاهای خارجی مشارکت داشتند؛ پژوهشگران ریشه نهضت حقوق زنان در ایران را در این دوره جستوجو میکنند.[۳۹]
مطبوعات: روزنامههایی نظیر حبلالمتین، قانون و صور اسرافیل با ارتقای آگاهی عمومی و کمک به تشکیل احزاب و انجمنهای سیاسی، نقش مهمی در برپایی نخستین گامهای فعالیت سیاسی نوین در ایران ایفا کردند.[۴۰]
دستآوردها
دستاوردهای نهضت مشروطه عبارتند از: تدوین نخستین قانون اساسی کشور، تبدیل نظریهٔ شاهمحوری به قانونمحوری، تأسیس مجلس شورای ملی بهعنوان نخستین نهاد قانونگذاری منتخب مردم، رسمیتیافتن تفکیک قوا،[۴۱] ایجاد هیئت نظارت روحانیون برای نظارت بر اجرای قوانین و صیانت از اصول مشروطه.[۴۲] همچنین تدوین متمم قانون اساسی در ۱۴ مهر ۱۲۸۶ش با ۱۰۷ اصل و یک اصل الحاقی، بهعنوان یکی از اسناد کلیدی مشروطه، مبانی هویت و حاکمیت ملی را بازتعریف کرد و مؤلفههای هویتی تازهای همچون اعلام دین اسلام بهعنوان دین رسمی و تشیع بهعنوان مذهب رسمی در ایران، نظارت مجتهدان بر قوانین مجلس، تعیین تهران بهعنوان پایتخت، معرفی پرچم سهرنگ شیر و خورشید، حاکمیت ملت، برابری در برابر قانون، آزادی اجتماعات، آزادی تحصیل، مصونیت مالکیت و استقلال قضات را به همراه داشت.[۴۳]
چالشها
از دیدگاه تعدادی از تحلیلگران، تسلط روشنفکران غربزده بر مجلس و تهیشدن تدریجی نظام سیاسی از مبانی مورد نظر نیروهای مذهبی، زمینهساز کنارهگیری بخشی از مردم از ادامه همراهی با نهضت مشروطه شد.[۴۴] مستبدان پیشین با تظاهر به مشروطهخواهی، به تدریج قدرت را در دست گرفتند و استبداد را به نام حکومت مشروطه ادامه دادند.[۴۵] قانون اساسی مشروطه اگرچه گامی در جهت محدودیت استبداد بود، اما در متن اولیهٔ آن خاستگاه قدرت همچنان شاه معرفی شده و مشروطه بهعنوان هدیهٔ پادشاه به مردم تلقی میشد. به نظر محققان این نهضت نتوانست انتخابات واقعی را نهادینه کند؛ در دوران مشروطه و در دورهٔ رضاشاه، مجالس ششم تا دوازدهم بهطور کامل تشریفاتی و در جهت تأیید اوامر پادشاه عمل میکردند[۴۶] و در دورهٔ محمدرضا پهلوی نیز از ۱۳۳۲ش، نمایندگان مجلس توسط کمیسیونی منتخب دربار انتخاب میشدند و مشارکت عمومی به ابزاری برای تأمین خواستهای ملوکانه تبدیل شد.[۴۷]
اختلاف مشروطه و مشروعهخواهی
شیخ فضلالله نوری از رهبران جریان مشروعهخواهی بر چوبه دار
پس از صدور فرمان مشروطیت، میان رهبران دینی نهضت بر سر محتوای نظام سیاسی نوین اختلاف نظر پدید آمد و آنان به دو گروه مشروطهخواه و مشروعهخواه تقسیم شدند. علمای مشروطهخواه به رهبری آخوند خراسانی و میرزای نائینی، مشروطه را ابزاری برای محدودساختن قدرت استبدادی و اجرای احکام شریعت در چارچوب نهادهای نوین میدانستند و با استناد به منابع فقهی، نظام مشروطه را با اصول شیعی سازگار تلقی میکردند. در مقابل، علمای مشروعهخواه با مشاهده نفوذ غربگرایان در تدوین قانون اساسی و انتشار افکار سکولار در مطبوعات، بر لزوم انطباق کامل قوانین با احکام الهی تأکید کردند و اصولی چون آزادی مطبوعات و برابری حقوقی را مغایر با شرع دانستند. این اختلاف که ریشه در تفاوت برداشت از ماهیت مشروطه و کارکردهای آن داشت، به تدریج به شکاف عمیقی در صفوف مشروطهخواهان انجامید و زمینهساز چالشهای بعدی در روند این نهضت شد.[۴۸] در پی بروز اختلافات میان مشروطهخواهان و مشروعهخواهان، شیخ فضلالله نوری که از رهبران جریان مشروعهخواهی بود، با تشکیل دادگاهی به ریاست ابراهیم زنجانی که سید روحالله خمینی از وی بهعنوان منحرف روحانینما یاد کرده است،[۴۹] به اتهام افساد فیالارض محاکمه شد. دادگاه او را به اعدام محکوم کرد و در ۹ مرداد ۱۲۸۸ش در میدان توپخانه تهران به دار آویخته شد.[۵۰] این رویداد که به باور صاحبنظران با جوسازیهای سیاسی و حمایت خارجی و برخی جریانهای مخالف روحانیت همراه بود، به تضعیف جایگاه علما انجامید. گزارشها حاکی از آن است که وقایع مربوط به اعدام شیخ فضلالله نوری در حوزه علمیه نجف نیز بهگونهای منعکس شد که صدای اعتراضی در حمایت از وی برنیامد و این امر بر انزوای جریان مشروعهخواهی افزود.[۵۱]
دخالت انگلستان و روسیه
انگلستان که ایران را بهعنوان دروازهٔ هندوستان و مانعی در برابر نفوذ روسیه به این مستعمره میدانست، بهطور طبیعی خواهان تداوم ضعف ایران بود. این کشور در مراحل نخستین جنبش مشروطه، با گشودن درهای سفارت به روی بستنشینان و جلب اعتماد مشروطهخواهان، درصدد هدایت حرکت آنان به مسیری همسو با منافع خود برآمد و زمینه را برای انتقال رهبری از علما به نیروهای وابسته به سفارت فراهم کرد.[۵۲] پس از آنکه انگلستان موقعیت خود را در میان آزادیخواهان استحکام بخشید، با انعقاد قرارداد ۱۹۰۷م ایران را به مناطق نفوذ روسیه و انگلستان تقسیم کرد و در عمل دست روسیه را برای مقابله با مشروطه باز گذاشت.[۵۳] روسیه نیز که از ابتدا با هرگونه حرکت آزادیخواهانه در ایران مخالف بود، با اتخاذ مواضع خصمانه و حمایت از محمدعلیشاه، به براندازی نظام مشروطه یاری رساند و با بمباران مجلس و اعمال فشارهای نظامی در مناطق شمالی، به تضعیف نیروهای انقلابی پرداخت. دو کشور پس از فتح تهران و خلع محمدعلیشاه، ضمن به رسمیت شناختن احمدشاه، با حمایت از کابینههای وابسته و ایجاد موانع بر سر راه استقلال مالی و اداری ایران، مشروطه را در مسیری قرار دادند که با کودتای ۱۲۹۹ش و استقرار حکومت پهلوی، آخرین نشانههای آن از میان رفت.[۵۴]
ادبیات نهضت مشروطه
ادبیات مشروطه با رویکردی نوین به سمت سادهنویسی، مردمگرایی و نقد اجتماعی حرکت کرد. این ادبیات با استفاده از ابزارهایی چون روزنامهنگاری، نمایشنامهنویسی و طنز، به بستری برای طرح مفاهیم تازهای چون آزادی، قانون، وطن و عدالت تبدیل شد و زبان را از پیچیدگیهای سنتی به سمت گفتار عامیانه و قابلفهم برای تودههای مردم سوق داد. شاعران و نویسندگان این دوره، با نگرشی انتقادی و متعهدانه، ادبیات را از محافل درباری خارج کرده و به ابزاری برای آگاهیبخشی عمومی و نقد استبداد و نابسامانیهای سیاسی-اجتماعی بدل ساختند.[۵۵]ملکالشعرای بهار تاریخچه نضهت مشروطه را در یک قصیدهٔ بلند روایت کرده که با ابیات زیر آغاز میشود:[۵۶]
دریغا که بگذشت عهد جوانی
درآمد ز در پیری و ناتوانی
جوانی به راه وطن دادم از کف
دریغا وطنرفتو طیشد جوانی
وگر بازگردد وطن بار دیگر
نیارد جوانی به ما ارمغانی
دو ده ساله بودم که آشفت ایران
برآمد ز ری بانگ عالی و دانی
به مشروطه بر پیشوایان شیعه
بدادند فتوی و گشتند بانی
دو سال دگر انقلابی بپا شد
که شه عهد بشکست در ملکرانی
بازنمایی و آثار پیرامون نهضت مشروطه
نهضت مشروطه به عنوان نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران، موضوع پژوهشهای مکتوب و بازنماییهای هنری متعددی بوده است که بازتابدهندهٔ تکثر رویکردها نسبت به این رویداد تاریخی است.
کتابشناسی و مطالعات نظری
پژوهشهای متعددی در ابعاد تاریخی، سیاسی و فرهنگی دربارهٔ مشروطه تألیف شده است؛ از آثار شاخص تاریخی میتوان به تاریخ بیداری ایرانیان، نوشته ناظمالاسلام کرمانی، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، نوشته مهدی ملکزاده و نوشتههای ادوارد براون، احمد کسروی و یرواند آبراهامیان اشاره کرد. در حوزهٔ اندیشه سیاسی، آثاری چون تنبیه الأمة و تنزیه الملة، نوشته میرزای نائینی و حرمت مشروطه، نوشته شیخ فضلالله نوری، مبانی فقهی و نظری موافقان و مخالفان را تبیین کردهاند. همچنین کتابهایی نظیر بنیاد فلسفه سیاسی در ایران و مشروطه ایرانی به تحلیل پیشزمینههای نظری این جنبش پرداختهاند.[۵۷]
سینما و مستند
بازتاب مشروطه در هنرهای تصویری با نقدهای متفاوتی همراه بوده است. برخی سینماگران و منتقدان، آثاری چون فیلم ستارخان، سریالهای معمای شاه و ایراندخت را بهدلیل جابجایی در نقش قهرمانان و بازنمایی ناقص واقعیتهای تاریخی نقد کردهاند.[۵۸] در مقابل، مستندهایی همچون روایتی از مشروطه،[۵۹] تا مشروطه،[۶۰] بهارستان خانه ملت، کوپریتو، آینه خیال و صف و چند خردهروایت از قرن اخیر، از آثاری بوده که کوشیدهاند با رویکردی متفاوت، ابعاد کمتر دیدهشده این رویداد تاریخی را واکاوی کنند.[۶۱]
کتاب تنبیه الامه و تنزیه المله اثر محمدحسین نائینی
نمایی از سریال معمای شاه به کارگردانی محمدرضا ورزی
نمای ساختمان «خانهٔ مشروطه»
تصویری از مشروطهطلبان تبریز با حضور ستارخان و باقرخان
یادمانها و مناسبتها
خانه مشروطه تبریز: منزل سابق مهدی کوزهکنانی که در جریان محاصره تبریز مرکز فرماندهی مبارزان بود، در سال ۱۳۵۴ش در فهرست آثار ملی ثبت و از سال ۱۳۷۵ش به عنوان موزه مشروطه بازگشایی شد.[۶۲]
روز تهران:۱۴ مهر به مناسبت سالروز امضای متمم قانون اساسی در سال ۱۲۸۶ش که تهران رسماً به پایتختی برگزیده شد، در تقویم رسمی به نام روز تهران نامگذاری شده است.[۶۳]
سالروز صدور فرمان مشروطیت: ۱۴ مرداد، سالگرد صدور فرمان مشروطیت توسط مظفرالدینشاه در سال ۱۲۸۵ش، بهعنوان نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران و آغاز حاکمیت قانون گرامی داشته میشود.[۶۴] بههمین مناسبت در صدمین سالگرد این رویداد، تمبر یادبودی توسط شرکت پست منتشر گردید.[۶۵]
«حذف علما در مشروطه». پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای. ۹ اردیبهشت ۱۳۸۵. دریافتشده در ۲۱ تیر ۱۴۰۵.
خمینی، سید روحالله (۱۳۸۹). صحیفه امام خمینی. تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
خوشحال، امیر؛ شایسته، فریدون (۱۳۹۳). «تشریح دلایل وقوع نهضت مشروطه، اهداف آن و دلایل ناکامی آن در دهههای بعد از آن». تغییرات اجتماعی - فرهنگی. یازدهم (۴۳): ۶۸–۸۴.