صدیقه دولتآبادی
صدیقه دولتآبادی؛ نویسنده، روزنامهنگار و از پیشگامان جنبش زنان در ایران در دوران مشروطه و پهلوی اول.
صدیقه دولتآبادی از فعالان حقوق زنان، روزنامهنگاران و روشنفکران ایران در دوران مشروطه و پهلوی اول بود که نقش مهمی در شکلگیری جنبش زنان ایفا کرد. او با تأسیس مدارس دخترانه و انتشار نشریه زبان زنان، برای گسترش آموزش، افزایش آگاهی اجتماعی و دفاع از برابری حقوقی زنان تلاش کرد. دولتآبادی همچنین از نخستین زنان ایرانی بود که در کنگرههای بینالمللی زنان شرکت کرد و دیدگاههای زنان ایران را در سطح جهانی مطرح ساخت. فعالیتهای فرهنگی، آموزشی و اجتماعی او در شرایطی انجام شد که زنان در جامعهٔ ایران، با محدودیتهای گستردهای روبهرو بودند، از اینرو اقدامات او تأثیر مهمی در تغییر نگرش جامعه نسبت به جایگاه زنان داشت. بههمین دلیل، او یکی از پیشگامان اصلی جریان تجددخواهی و ارتقای جایگاه اجتماعی زنان در تاریخ معاصر ایران بهشمار میرود.
تولد و خانواده
صدیقه دولتآبادی در سال ۱۲۶۱ش در اصفهان بهدنیا آمد. او دختر میرزا هادی دولتآبادی اصفهانی و خاتمه بیگم بود[۱] و در خانوادهای با شش فرزند، شامل یک خواهر و پنج برادر، پرورش یافت. مشهورترین برادر او یحیی دولتآبادی، نویسندهٔ معاصر و از چهرههای تأثیرگذار در انقلاب مشروطه بود که کتاب حیات یحیی، از آثار او است. پدر صدیقه و برادرانش لباس روحانیت بر تن داشتند. برخی منابع، او را در خانوادهای مذهبی پرورشیافته دانستهاند،[۲] اما گروهی از مورخان بر این باورند که خاندان دولتآبادی با وجود پوشیدن لباس روحانیت، به فرقههای بابی یا ازلی منتسب بودند و اعتقادی به دین تشیع نداشتند. بر اساس برخی گزارشها، میرزا هادی دولتآبادی نیابت میرزا یحیی صبح ازل، رئیس فرقه ازلیان، را بر عهده داشت و بعدها این نیابت را به پسرش یحیی واگذار کرد. یحیی دولتآبادی در کتاب خود از بابیان و بهائیان تمجید کرده و آنان را انسانهایی مظلوم معرفی میکند که توسط مراجع دینی شیعه در اصفهان مورد آزار قرار میگرفتند. بهگفتهٔ او، مردم اصفهان بهصورت دستهجمعی برای قتل خانوادهٔ دولتآبادی قیام کردند و کنسول روسیه با اعزام نیروهای مسلح از این خانواده دفاع کرد. این واقعه نشاندهندهٔ اهمیت دفاع از خانوادهٔ دولتآبادیهای برای روسیه است. یحیی دولتآبادی در کتاب خود، مسبب اصلی حملهٔ مردم به آنها را، محمدتقی آقا نجفی اصفهانی دانسته است. شیخ فضلالله نوری، سید عبدالله بهبهانی و اطرافیان سیدمحمد طباطبایی نیز از جمله کسانی بودند که اتهام بابیگری را متوجه خانوادهٔ دولتآبادی میکردند.[۳]
تحصیلات و ازدواج
صدیقه دولتآبادی خواندن و نوشتن را در محیط خانواده و نزد پدر و برادرانش آموخت. او در سن پانزدهسالگی با مردی به نام حسین اعتضاد ملقب به اعتضادالحکماء، حکیم دربار، ازدواج کرد، اما این ازدواج مدت زیادی دوام نیاورد و بدون فرزند به جدایی انجامید.[۴] بر پایه برخی تحلیلها، شکست در این ازدواج، تأثیر عمیقی بر نگرش او نسبت به جنس مرد گذاشت و موجب شد در فعالیتهای بعدی خود اصرار داشته باشد که در روزنامهاش تنها مقالاتی از زنان به چاپ برسد و حتی مقالات مردان در موضوعات مشابه را منتشر نکند.[۵]
دیدگاه صدیقه دولتآبادی درباره زنان و نقش مادری
صدیقه دولتآبادی عقل و دانش را حافظ مقام زن میدانست. با وجود تأکید بر تحصیل و سوادآموزی، نهایتاً نقش سنتی زن را نفی نمیکرد، بلکه در سخنرانیها و مقالات وی که در روزنامه زبانِ زنان به چاپ رسیده است و در مکاتباتی که با اقوامش داشت بر این مسئله همیشه تأکید میکرد؛ زن باسواد میتوانست بانو و مادر بهتری باشد. از نظر صدیقه نقش اول زن همان نقشِ همیشگی و سنتی او بود، منتها با آزادی بیشتر که باید از طریق تحصیل به دست میآمد. ایدههایی که برای زن بیان میکرد از این قرار بود: «رفاقت با شوهر، بردباری در زندگی، پرستاری افراد، نگهداری افرادِ خانواده، دقت در نظم و تربیت، به کار بردنِ علم صرفهجویی، ترحم به زیردستان». دولتآبادی مقام زن را مقدس میدانست و برای او عفت و عزتنفس ذاتی قائل بود و علو مقام او را بسته به انجام وظایفی میدانست که تلویحاً در وجود او نهاده شده بود.[۶]
نقش صدیقه دولتآبادی در جنبش زنان ایران
دولتآبادی از خانوادهای با نفوذ و متمول بود. او با اتکا به ثروت خانوادگی توانست در شرایطی که داشتن روزنامه سیاسی حتی برای مردان دشوار بود، نشریهٔ خود را به ارگان سیاسی زنان تجددطلب ایران تبدیل کند. در سال ۱۲۹۷ش، با استفاده از همین امکانات مالی، انجمنی به نام شرکت خواتین اصفهان، تأسیس کرد و دو سال بعد نیز شرکت آزمایش بانوان را راهاندازی کرد که که هدف آن ترویج خودکفایی و مبارزه با مصرف کالاهای خارجی بود. برخی نویسندگان معتقدند این انجمنها برای زمینهسازی بیحجابی در میان زنان تشکیل شده بودند. از جمله قوانین خاص این شرکت آن بود که اگر دختری در سن پایین ازدواج میکرد، حق ادامهٔ همکاری با شرکت را نداشت.[۷]
با توجه به منابع تاریخی، تشکیل شرکت خوانین اصفهان از جمله اقدامات مهم و پیشگامانه در مسیر احقاق حقوق زنان در ایران بهشمار میرفت. در این میان، هرچند تلاشهای صدیقه دولتآبادی برای گسترش آموزش، افزایش آگاهی، و تقویت جایگاه اجتماعی زنان نقش قابل توجهی در شکلگیری جنبش زنان و تغییر نگرش جامعه نسبت به حضور اجتماعی آنان ایفا کرد،[۸] اما حضور زنان در جامعه و ترویج بیحجابی از سوی او، از دید بسیاری از اقشار جامعه، اقدامی نادرست و مذبوح تلقی شد و با مخالفتهای گستردهٔ سنتگرایان مواجه شد.[۹]
فعالیتهای سیاسی و اجتماعی
انجمنهای سری
در دوران مشروطه، انجمنهای سری و ماسونی رونق بسیاری داشتند و بسیاری از آزادیخواهان و تجددطلبان از اعضای این محافل بودند. به موازات این انجمنهای مردانه، زنان تجددطلب نیز، انجمنهایی تأسیس کردند که معمولاً زنان و دختران شاه یا وابستگان رجال سیاسی در آن عضویت داشتند. صدیقه دولتآبادی در این انجمنهای مخفی شرکت میکرد و سمت منشی انجمن مخدرات وطن را بر عهده داشت.[۱۰]
انجمن مخدرات وطن در سال ۱۲۸۸ش تشکیل شد و اعضای آن به زنان و دختران فعالان سیاسی، زنان دربار، اعیان و اشراف محدود میشد. ریاست این انجمن بر عهدهٔ آغابیگم دختر شیخ هادی نجمآبادی بود.[۱۱] این انجمن برای اولین بار در ایران اقدام به برگزاری مجالس ساز و رقص (گاردن پارتی) کرد که در آن، در کنار سخنرانی، نمایشنامه و برنامههای تفریحی توسط ارمنیها اجرا میشد. بههمین دلیل، با مخالفت صریح علما و اقشار مذهبی مواجه شد.[۱۲]
صدیقه دولتآبادی همچنین در انجمن آزادی زنان، عضویت داشت که انجمنی مختلط بود و مردان نیز در جلسات آن شرکت میکردند. محترم اسکندری، هما محمودی، شمسالملوک جواهرالکلام، افتخارالسلطنه و تاجالسلطنه از دیگر اعضای این انجمن بودند.[۱۳]
تأسیس مدارس دخترانه
صدیقه دولتآبادی در سال ۱۲۹۴ش، مدرسهٔ دخترانهٔ امالمدارس را در اصفهان تأسیس کرد. مدیریت این مدرسه بر عهده بدرالدجی درخشان، از فارغالتحصیلان مدرسه دخترانه آمریکایی تهران، بود. مدرسهٔ صدیقه دولتآبادی بهدلیل عدم رعایت شئونات دینی و قوانین معارف تعطیل شد و خود او نیز به مدت سه ماه در وزارت فرهنگ زندانی شد. از خانوادهاش تعهد گرفتند که پس از این در چنین فعالیتهایی شرکت نکند. اما او پس از آزادی، دبستان دخترانهٔ دیگری به نام مکتبخانه شرعیات با مدیریت بتول کاوه تأسیس کرد که آن نیز به سرنوشت مدرسهٔ پیشین دچار شد.[۱۴]
برخی محققان بر این باورند که بافت غیردینی این مدارس به تجددطلبی و خودباختگی بنیانگذاران آن در برابر فرهنگ بیگانه بازمیگشت. صدیقه دولتآبادی علیه سنن و اعتقادات مذهبی قیام کرد و در روزنامهٔ زبان زنان از دولت و وزارت معارف خواست تا امکانات لازم را برای گسترش تحصیل زنان به سبک اروپایی فراهم آورند و حتی درخواست آوردن معلمان زن متخصص از اروپا را مطرح کرد.[۱۵]
روزنامهنگاری: زبان زنان
صدیقه دولتآبادی در سال ۱۲۹۹ش، نشریه زبان زنان را در اصفهان و تهران منتشر کرد. اولین شمارهٔ این نشریه در ۲۰ شوال ۱۳۳۷ق فعالیت خود را آغاز کرد و آخرین شماره آن (شماره ۵۷) در ۲۱ ربیعالثانی ۱۳۳۹ق منتشر شد. زبان زنان در ابتدا به مباحث خانهداری، بچهداری، شوهرداری و بهداشت میپرداخت، اما بهتدریج مباحثی همچون سوسیالیسم و سوسیال دموکراسی را مطرح کرد که واکنش اقشار مذهبی را برمیانگیخت.[۱۶] در برخی مقالات از سیاست اتحاد شوروی دفاع کرد و شعار زنده باد آزادی دنیا، زنده باد آزادی ایران، زنده باد سوسیالیزم را سر داد.[۱۷] او در مقالاتش وضعیت زنان در کشورهای دیگر را به رخ زنان ایرانی میکشید.[۱۸]
دولتآبادی سالها بعد، در سال ۱۳۲۱ش، انتشار این نشریه را از سر گرفت و آن را بهصورت مجلهای ۴۸ صفحهای منتشر کرد.[۱۹]
سفر به اروپا
صدیقه دولتآبادی در سال ۱۳۰۰ش از اصفهان راهی تهران شد و یک سال بعد برای درمان بیماری خود به فرانسه رفت. پس از بهبود، در یک کالج شبانهروزی ویژه بانوان به تحصیل پرداخت و سرانجام از دانشگاه سوربون پاریس در رشتهٔ تعلیم و تربیت، فارغالتحصیل شد. او در اواخر سال ۱۳۰۶ش به ایران بازگشت. بازگشت او همزمان با دوران حکومت رضاشاه بود. در شرایطی که زنان ایرانی همچنان با حجاب کامل در جامعه حضور مییافتند؛ [۲۰] یعنی ده سال پیش از فرمان کشف حجاب توسط رضاشاه، دولتآبادی عملاً حجاب را کنار گذاشته و بدون روسری در خیابانها ظاهر میشد. این موضوع بهتدریج حساسیت افکار عمومی را برانگیخت، بهطوری که حتی برخی زنان نیز به مخالفت با او پرداختند، او را لعن و نفرین میکردند و روزنامهاش را در خیابانها میسوزاندند.[۲۱] ادامه این شیوه از سوی او، واکنشها و مخالفتهای گستردهای را در پی داشت.[۲۲]
در آن دوره، بسیاری از روشنفکران ایرانی که به اروپا سفر کرده بودند، تحت تأثیر پیشرفتهای مادی غرب قرار گرفته و از الگوگیری از کشورهای اروپایی سخن میگفتند. دولتآبادی نیز از این جریان فکری تأثیر پذیرفت. او در سال ۱۹۲۴م در مقالهای با عنوان ایران و فرانسه، پیشنهاد همکاری با دولت فرانسه برای اجرای طرحهای اصلاحی و توسعه اقتصادی ایران را مطرح کرد.[۲۳]
مخالفت با قرارداد ۱۹۰۷م
قرارداد ۱۹۰۷م که ایران را میان نفوذ انگلستان و روسیه تقسیم میکرد، با اعتراض صریح صدیقه دولتآبادی روبهرو شد. او همراه با زنان همفکر خود، با تحریم کالاهای وارداتی و حتی حضور در قهوهخانهها و تشویق مردم به استفاده نکردن از قند خارجی، نارضایتی خود را نشان داد.[۲۴]
حضور در مجامع بینالمللی
دولتآبادی سال ۱۳۰۱ش در آلمان در کنگرهٔ بینالمللی زنان در برلین شرکت کرد و بهعنوان نخستین زن ایرانی، نمایندگی زنان ایران را بر عهده گرفت و سخنرانی کرد. همچنین در سال ۱۳۰۵ش در دهمین کنگرهٔ بینالمللی حق رأی زنان، حضور یافت و از حقوق زنان ایران دفاع کرد.[۲۵] صدیقه دولتآبادی در سال ۱۳۲۶ش، نیز به اروپا سفر کرد و در کنگره بینالمللی زنان برای صلح و آزادی شرکت کرد. او در این گردهمایی، مقالهای دربارهٔ پیشرفت و دستاوردهای زنان در ایران ارائه داد و به معرفی وضعیت زنان ایرانی در عرصهٔ جهانی پرداخت.[۲۶]
نقش صدیقه دولتآبادی در کشف حجاب
صدیقه دولتآبادی از چهرههای اثرگذار در جریان کشف حجاب در ایران بود. او را نخستین زن ایرانی پس از دوران مشروطه میدانند که بدون چادر از خانه خارج شد و با پوشش و کلاه اروپایی در انظار عمومی حضور یافت. در همین دوره، سمت بازرسی مدارس دخترانه نیز به او واگذار شد. در سال ۱۳۱۴ش، رضاشاه به وزیر معارف، علیاصغر حکمت، دستور داد انجمنی از زنان فعال و آزادیخواه تهران تشکیل شود. این انجمن که بعدها کانون بانوان نام گرفت، با هدف اجرای سیاست کشف حجاب تأسیس شد. ریاست این کانون در ابتدا بر عهدهٔ شمس پهلوی بود و زیر نظر وزارت معارف فعالیت میکرد. پس از او، هاجر تربیت به ریاست این نهاد منصوب شد.[۲۷] از سال ۱۳۱۶ش و پس از صدور رسمی فرمان کشف حجاب، سرپرستی کانون بانوان به دستور رضاشاه به دولتآبادی سپرده شد. انتخاب او بهدلیل گرایشهای تجددخواهانه و فعالیتهای گستردهاش در زمینهٔ حقوق زنان، از جمله انتشار نشریه زبان زنان، صورت گرفت.[۲۸]
برادر او، یحیی دولتآبادی، نیز از حامیان کشف حجاب بود. او در کتاب حیات یحیی، از این اقدام دفاع کرد و آن را از دستاوردهای مهم رضاشاه دانست. وی همچنین از حضور دخترانش بدون پوشش سنتی در مراسمهای رسمی یاد کرده و تأکید کرده بود که اجرای چنین سیاستی بدون اقتدار دولت امکانپذیر نبود.[۲۹] پس از اعلام رسمی کشف حجاب در تهران، واکنشها و مخالفتهای گستردهای در میان مردم شکل گرفت. در مناطق مختلف، از جمله خراسان، اعتراضهایی رخ داد و گروهی از مردم در مسجد گوهرشاد تجمع کردند که به واقعه مسجد گوهرشاد، انجامید. همچنین عبدالکریم حائری یزدی، بنیانگذار حوزه علمیه قم، از این تحولات متأثر شد و حدود یک سال پس از اجرای این سیاست درگذشت. در این دوره، برخی از زنان نیز در اعتراض به این قانون، از حضور در اجتماع خودداری کردند.[۳۰]
یحیی دولتآبادی نیز تحت تأثیر سیاستهای جدید پوشش قرار گرفت. او که پیشتر لباس روحانیت بر تن داشت، پس از اجرای قانون متحدالشکل شدن لباس مردان، از این پوشش کنارهگیری کرد؛ اقدامی که با دیدگاههای پیشین او در حمایت از تغییرات اجتماعی همسو بود.[۳۱]
آثار
از صدیقه دولتآبادی رسالهای با عنوان آداب معاشرت در مجامع عمومی و دهها مقاله در نشریاتی مانند زبان زنان، ایرانشهر، عالم نسوان و جهان زنان، ثبت شده است. همچنین کتاب زندگی من و بیستودو نمایشنامه اخلاقی و اجتماعی از دیگر آثار وی است.[۳۲] در سال ۱۳۸۳ش، مرکز فرهنگی زنان، کتابخانهای به نام او تأسیس کرد. همچنین از همان زمان، تندیس صدیقه دولتآبادی، هر سال به بهترین اثر در حوزهٔ مطالعات و ادبیات زنان اهدا میشود. مجموعه شخصی او، شامل نامههای اداری و خصوصی، احکام، مقالات، سخنرانیها و دستنوشتهها، در بخش خاورمیانه و آسیای مرکزیِ مؤسسه بینالمللی تاریخ اجتماعی آمستردام در هلند نگهداری میشود.[۳۳]
سالهای پایانی و درگذشت
صدیقه دولتآبادی از زمان ریاست بر کانون بانوان تا پایان عمر در این نهاد فعالیت داشت. او تمام زندگی خود را در راه کشف حجاب از زنان ایرانی سپری کرد و حتی در لحظات آخر نیز دست از این تلاش برنداشت. در وصیتنامه خود نوشت: «مرا از محل کانون بانوان به آرامگاه ابدیم ببرید و در مراسم تشییع جنازهام حتی یک زن با حجاب شرکت نکند».[۳۴]
او سرانجام در روز ۶ مرداد سال ۱۳۴۰ش بر اثر بیماری سرطان در تهران درگذشت. پیکرش مطابق وصیتش از کانون بانوان تشییع شد و در قبرستان زرگنده (امامزاده اسماعیل) در شمال تهران به خاک سپرده شد. پس از انقلاب ۱۳۵۷ش، مقبرهٔ او توسط برخی مخالفان ویران شد.[۳۵]
پانویس
- ↑ رضاقلیزاده، «دولتآبادی، صدیقه»، وبسایت دانشنامه جهان اسلام.
- ↑ دولتآبادی، حیات یحیی، 1361ش، ج1، ص11 و 12.
- ↑ رمضان نرگسی، «زمینهسازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص125-128.
- ↑ باقری، «فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی صدیقه دولتآبادی»، 1390ش، ص248.
- ↑ خسروپناه، «صدیقه دولتآبادی، زبان گویای زنان»، 1382ش، ص52.
- ↑ «بانوی تربیت»، وبسایت مرکز پژوهشهای اسلامی و ایرانی.
- ↑ رمضان نرگسی، «زنان در تاریخ معاصر؛ صدیقه دولتآبادی»، پرتال جامع علوم انسانی.
- ↑ باقری، «فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی صدیقه دولتآبادی»، 1390ش، ص247-248.
- ↑ «ترویج بیحجابی توسط صدیقه دولتآبادی»، پایگاه جامع تاریخ.
- ↑ باقری، «فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی صدیقه دولتآبادی»، 1390ش، ص259.
- ↑ باقری، «فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی صدیقه دولتآبادی»، 1390ش، ص259.
- ↑ رمضان نرگسی، «زمینهسازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص130.
- ↑ باقری، «فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی صدیقه دولتآبادی»، 1390ش، ص258.
- ↑ رمضان نرگسی، «زمینهسازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص132.
- ↑ رمضان نرگسی، «زمینهسازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص131.
- ↑ کثیری و باقری، «زبان زنان-نشریهای متفاوت در عرصه روزنامهنگاری زنان عصر مشروطه»، 1390ش، ص9 و 11.
- ↑ رمضان نرگسی، «زمینهسازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص134.
- ↑ رمضان نرگسی، «زمینهسازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص135.
- ↑ «بانوان مبارز مشروطیت، نخستینها در حقوق زنان»، وبسایت کاربانو.
- ↑ رضاقلیزاده، «دولتآبادی، صدیقه»، وبسایت دانشنامه جهان اسلام.
- ↑ رمضان نرگسی، «زمینهسازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص135.
- ↑ رضاقلیزاده، «دولتآبادی، صدیقه»، وبسایت دانشنامه جهان اسلام.
- ↑ رمضان نرگسی، «زنان در تاریخ معاصر؛ صدیقه دولتآبادی»، پرتال جامع علوم انسانی.
- ↑ «بانوان مبارز مشروطیت، نخستینها در حقوق زنان»، وبسایت کاربانو.
- ↑ «بانوان مبارز مشروطیت، نخستینها در حقوق زنان»، وبسایت کاربانو.
- ↑ کشتکار، «اولین روزنامهنگار زن»، وبسایت اتحاد خبر.
- ↑ باقری، «فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی صدیقه دولتآبادی»، 1390ش، ص259-260.
- ↑ رمضان نرگسی، «زمینهسازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص136.
- ↑ رمضان نرگسی، «زمینهسازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص124-125.
- ↑ رمضان نرگسی، «زمینهسازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص137.
- ↑ رمضان نرگسی، «زنان در تاریخ معاصر؛ صدیقه دولتآبادی»، پرتال جامع علوم انسانی؛ رمضان نرگسی، «زمینهسازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص128-129.
- ↑ باقری، «فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی صدیقه دولتآبادی»، 1390ش، ص249.
- ↑ رضاقلیزاده، «دولتآبادی، صدیقه»، وبسایت دانشنامه جهان اسلام.
- ↑ رمضان نرگسی، «زنان در تاریخ معاصر؛ صدیقه دولتآبادی»، پرتال جامع علوم انسانی.
- ↑ «بانوان مبارز مشروطیت، نخستینها در حقوق زنان»، وبسایت کاربانو.
منابع
- باقری، الهه، «فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی صدیقه دولتآبادی»، مجله تاریخپژوهی، شماره ۴۸، ۱۳۹۰ش.
- «بانوان مبارز مشروطیت، نخستینها در حقوق زنان»، وبسایت کاربانو، تاریخ بازدید: ۴ اسفند ۱۴۰۴ش.
- «ترویج بیحجابی توسط صدیقه دولتآبادی»، پایگاه جامع تاریخ، تاریخ بازدید: ۴ اسفند ۱۴۰۴ش.
- خسروپناه، محمدحسین، «صدیقه دولتآبادی، زبان گویای زنان»، مجله گفتگو، شماره ۳۸شف ۱۳۸۲ش.
- دولتآبادی، یحیی، حیات یحیی، تهران، فردوسی، ۱۳۶۲ش.
- رضاقلیزاده، نرگس، «دولتآبادی، صدیقه»، وبسایت دانشنامه جهان اسلام، تاریخ بازدید: ۴ اسفند ۱۴۰۴ش.
- رمضان نرگسی، رضا، «زنان در تاریخ معاصر؛ صدیقه دولتآبادی»، پرتال جامع علوم انسانی، تاریخ بازدید: ۴ اسفند ۱۴۰۴ش.
- رمضان نرگسی، رضا، «زمینهسازی کشف حجاب در ایران»، مجله بانوان شیعه، شماره ۲، ۱۳۸۳ش.
- روزنامه زبان زنان، سال ۱، شماره ۹، شنبه ۲۱ ثفر، ۱۳۳۸ق.
- کثیری، مسعود و باقری، الهه، «زبان زنان-نشریهای متفاوت در عرصه روزنامهنگاری زنان عصر مشروطه»، مجله سخن تاریخ، شماره ۱۳، ۱۳۹۰ش.
- کشتکار، نرگس، «اولین روزنامهنگار زن»، وبسایت اتحاد خبر، تاریخ درج مطلب: ۲۸ آبان ۱۳۹۱ش.