بلوغ، پایان دوران کودکی، رسیدن به سن تکلیف و توانایی باروری.

مفهوم‌شناسی

بلوغ به‌معنای رسیدن و اتمام است.[۱] به انتهاى مقصد رسيدن و يا انجام دادن كارى در پايان زمان و مكانى معيّن هم بلوغ گفته می‌شود. گاهى نیز مقصود از بلوغ يعنى به پايان رسيدن، تسلّط يافتن و اشراف داشتن به چيزى، هر چند كه به انتهاي آن نرسيده باشد.[۲] همچنین بلوغ به‌معنای بالغ‌شدگی پسر و دختر،[۳] رسیدن به سن رشد یا سن قانونی هم آمده است.[۴]

بلوغ در اصطلاح

پایان محجوریت کودک، بلوغ است.[۵] برخی آن را زمانی می‌دانند که بچه بالغ شود؛ یعنی علائم بلوغ در او پیدا شود (مانند اینکه محتلم شود) و تکلیف بر عهده‌اش بیاید.[۶] برخی رسیدن به قابلیت و استعداد نزدیکی کردن را بلوغ می‌دانند، قابلیتی که شهوت از آنان برانگیخته شده و غسل بر آنان مترتب شود و آن را اولین مرتبۀ مردانگی در جنس مذکر و اولین مرحله از زن بودن در جنس مؤنث بیان می‌کنند.[۷] برخی فقها بلوغ را رسیدن به مرز ازدواج می‌دانند؛ به عقیدۀ آن‌ها بلوغ کمال طبیعی انسان است که به‌واسطۀ آن نسل باقی می‌ماند و عقل با آن تقویت می‌شود و حالتی که خردسالان با رسیدن به حد کمال، در زمرۀ مردان و زنان داخل می‌شوند.[۸] بلوغ در اصطلاح حقوقی نیز رشد جسمانی و فیزیکی و سرآغاز تحوّل فکری دانسته شده است.[۹]

تغییرات در بلوغ

آغاز نوجوانی معمولا از سن ۱۲ سالگی است و تا آخرین سال‌های دهۀ دوم زندگی که رشد جسمانی کم و بیش کامل می‌شود، ادامه می‌یابد. واژه بلوغ به اولین مرحله نوجوانی گفته می‌شود، به‌طور دقیق‌تر زمانی که هورمون‌ها زیاد و نشانه‌های آن نمودار می‌شود. با ازدیاد هورمون‌ها، نمود آن در دختران به شکل بزرگ شدن تخمدان‌ها و سینه‌ها و در پسرها با بزرگ شدن بیضه‌ها و درآوردن ریش و غیره بروز می‌کند.[۱۰] هنگام بلوغ، غدد نخاعی که در پایۀ مغز قرار دارد، هورمون مخصوصی را ترشح می‌کند که به هورمون «گنادوتروییک» معروف است. بر اثر دخالت این غده است که بیضه در پسران و تخمدان در دختران شروع به فعالیت می‌کند و عواطف جنسی به‌وسیلۀ تخیل که یک عامل درونی است و نیز عامل بیرونی (به کمک مغز) تحریک می‌‌شود.[۱۱] همچنین رشد اسکلتی و عضلانی به‌سرعت اتفاق می‌افتد؛ ابتدا طول پاها به حداکثر خود می‌رسد و به دنبال آن رشد عرضی بدن و پهن شدن شانه‌ها پیش می‌آید.[۱۲]

نشانه‌های عمومی بلوغ در فقه

  • احتلام؛ یعنى بیرون آمدن منى (مراد توانایى جسمانى فرد براى آن است)[۱۳]
  • اِنبات؛ روییدن موى ضخیم بر شرمگاه.[۱۴]
  • سن؛ بنابر مشهور پسر در پانزده و دختر در نه سال تمام قمرى بالغ می‌شود. اگر کودکی به این سن رسید ولی نشانه‌هایی از رویش مو بر شرمگاه و احتلام را نداشت، باز با رسیدن به سن مذکور، حكم به بلوغ فرد مى‌شود.[۱۵]

علاوه بر نشانه‌های کلی بلوغ در دختران و پسران برخی نشانه‌های اختصاصی هم بیان شده است:

  • نشانه‌های بلوغ دختران: حیض و بارداری[۱۶]
  • نشانه‌های بلوغ پسران: بم و کلفت شدن صدا[۱۷]

انواع بلوغ

در قرآن کریم سه نوع بلوغ بیان شده است؛ بلوغ نکاح،[۱۸] بلوغ حُلُم[۱۹] و بلوغ اشُدّ[۲۰] که در ادامه توضیح هر یک می‌آید:

  • بلوغ نکاح؛ مراد از آن رسیدن به سنی است که توانایی نکاح و زناشویی پیدا می‌شود حتی اگر بالفعل احتلام صورت نگیرد.[۲۱]
  • بلوغ حُلُم؛ حُلُم در لغت به‌معنای خواب دیدن است.[۲۲] مراد از تعبیر قرآنی «بلوغ حُلُم» رسیدن به آغاز بلوغ جنسی با احتلام است.[۲۳]
  • بلوغ اشُدّ؛ برخی مفسران آن را احتلام و بالغ شدن دانسته‌اند [۲۴] و بعضی دیگر مراد از آن را کامل شدن قوای جسمانی و بدنی یا کمال عقل ذکر کرده‌اند.[۲۵]

آثار بلوغ

با اثبات بلوغ، کودک به مرحله‌ای از رشد جسمی و عقلانی می‌رسد که مخاطب تکالیف، مسئولیت‌ها و حقوق می‌شود و این رشد سبب اصلی وجوب احکام است.[۲۶] بنابر روایات، فرد با رسیدن به این مرحله مکلف به رعایت برنامه‌های اعتقادی و عملی دین می‌شود و از دیگر سو، تمام احکام حقوقی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بر او بار می‌شود و در نهایت در روز جزاء، نظر به همین رشد مورد بازخواست قرار می‌گیرد.[۲۷] بلوغ شرط صحت عبادات نیست. بر حسب بسیاری از آموزه‌های دینی انجام احکام شرعی توسط کودک، او و والدین او را مستوجب ثواب خواهد کرد.[۲۸] تصرف در اموال و حقوق مالی، از دیگر آثار بلوغ است.[۲۹] عهده‌داری امامت جماعت،[۳۰] منصب قضاوت[۳۱] از دیگر مسائلی است که بلوغ در آن‌ها شرط است.

پانویس

  1. ابن‌منظور، لسان العرب، 1414ق، ج8، ص419.
  2. راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، 1412ق، ص144.
  3. دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژۀ بلوغ.
  4. معین، فرهنگ معین، 1382ش، ذیل واژۀ بلوغ.
  5. عاملی جبعی، مسالك الأفهام إلى تنقيح شرائع الإسلام، 1413ق، ص140.
  6. طريحي، مجمع البحرين‏، 1375ش، ج5، ص7.
  7. جناجی حلّی نجفی، كشف الغطاء عن مبهمات الشريعة الغرّاء،1380ش، ج1،ص251.
  8. نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام،1400ق، ج26، ص4.
  9. جعفری لنگرودی، مبسوط در ترمینولوژی حقوق، 1382ش، ج۲، ص۸۸۲.
  10. عطاری کرمانی، این‌گونه فرزندتان را تریبت کنید، 1383ش، ص۲۶۸.
  11. هارفیلد، روان شناسی کودک و بالغ، 1377ش، ص125.
  12. مرویان حسینی، کودک و نوجوان و تربیت جنسی، 1394ش، ص94.
  13. نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، 1400ق، ج26، ص10-11.
  14. نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، 1400ق، ج26، ص5-10.
  15. https://lib.eshia.ir/10088/26/16
  16. طوسی، المبسوط في فقه الإمامية، 1387ق، ج2، ص282.
  17. زحیلی، الفقه الإسلامي وأدلته، بی‌تا، ج6، ص4474.
  18. سورۀ نساء، آیۀ 6.
  19. سورۀ نور، آیۀ 58 -59.
  20. سوره یوسف، آیه 22؛ سورۀ انعام، آیۀ 152؛ سوره اسراء، آیۀ 34؛ سورۀ قصص، آیۀ 14؛ سورۀ احقاف، آیۀ 15.
  21. طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، 1372ش، ج3، ص16.
  22. ابن فارس، معجم مقاييس اللغة، 1404ق، ج2، ص93.
  23. طبری، جامع البيان فى تفسير القرآن،1412ق، ج18، ص126.
  24. فخررازی، التفسير الكبير، 1420ق، ج23، ص205.
  25. طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، 1372ش، ج7، ص114.
  26. زرقاء، المدخل الفقهی العام، ۱۳۸۷ق، ج۱، ص۷۷۷ –780.
  27. حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، 1412ق، ج۱، ص۴۲-45.
  28. انصاری، المکاسب، 1383ش، ج3، ص 278 – 279.
  29. سورۀ نساء، آیۀ 6.
  30. نجفی، جواهر الکلام، ج13، ص325.
  31. محقق حلی، شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام، 1408ق، ج4، ص59.

منابع

  • قرآن کریم
  • ابن‌فارس، أحمد‏، معجم مقاييس اللغة، به‌تحقیق عبدالسلام محمد هارون، قم، مكتب الاعلام الاسلامي‏، 1404ق.
  • ابن‌منظور، محمد بن مكرم‏، لسان العرب، به‌تحقیق جمال‌الدین میردامادی، بیروت، دار الفكر للطباعة و النشر و التوزيع- دار صادر، 1414ق.
  • جعفری لنگرودی، محمدجعفر، مبسوط در ترمینولوژی حقوق، تهران، گنج دانش، 1382ش.
  • جناجی حلّی نجفی(کاشف الغطاء)، جعفر بن خضر، كشف الغطاء عن مبهمات الشريعة الغرّاء، به‌تحقیق مكتب الإعلام الإسلامي، قم، مرکز انتشارات و دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، 1380ش.
  • حلّى، نجم‌الدين، شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام، به‌تحقیق عبدالحسين محمد على بقال‌، قم، اسماعیلیان، 1408ق.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، وب‌سایت واژه‌یاب.
  • رازی، محمد بن عمر، التفسير الكبير (مفاتيح الغيب)، بيروت، دار إحياء التراث العربي، 1420ق.
  • راغب اصفهانى، حسين بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، به‌تحقیق صفوان عدنان داوودی، بیروت، دارالشامية، چ اول، 1412ق.
  • الزحيلي، وهبة، الفقه الإسلامي و أدلته، دمشق، دارالفکر، بی‌تا.
  • طبرسى، فضل بن حسن‏، مجمع البيان في تفسير القرآن‏، به‌تصحیح فضل‏الله‏ يزدى طباطبايى و هاشم رسولی، تهران، ناصرخسرو، 1372ش.
  • طبرى، محمد بن جرير، جامع البيان فى تفسير القرآن(تفسير الطبرى)، بیروت، دار المعرفة، 1412ق.
  • طريحي، فخر‌الدين بن محمد، مجمع البحرين‏، به‌تحقیق احمد حسينى اشكورى، تهران، مرتضوى‏، 1375ش.
  • طوسی، ابوجعفر محمد بن حسن، المبسوط في فقه الإمامية، تهران، المكتبة المرتضوية لإحياء الآثار الجعفريه، 1387ق.
  • عاملی جُبَعی(شهید ثانی)، زین‌الدین بن علی بن احمد، مسالك الأفهام إلى تنقيح شرائع الإسلام، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة، 1413ق.
  • عطاری کرمانی، عباس، این‌گونه فرزندتان را تربیت کنید، تهران، آسیم، ۱۳۸۳ش.
  • مرویان حسینی، سید محمود و سید محمدباقر حجتی، کودک و نوجوان و تربیت جنسی، مشهد، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، 1394ش.
  • معین، محمد، فرهنگ معین، تهران، زرین، ۱۳۸۲ش.
  • نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1400ق.
  • هارفیلد، جی.ای، روان‌شناسی کودک و بالغ، ترجمه مشفق همدانی، تهران، صفی علیشاه، 1377ش.
  • بلوغ، پایان دوران کودکی، رسیدن به سن تکلیف و توانایی باروری.

ویکی ز

بلوغ؛ رشد کردن و رسیدن به تکامل جنسی و انجام تکالیف شرعی.

بلوغ پدیده‌ای صرفا زیستی نیست، بلکه یکی از نشانه‌های رشد فکری و اجتماعی است. بلوغ نشانۀ برای آمادگی پذیرش مسئولیت در زندگی فردی و اجتماعی به شمار می‌رود. مسئله بلوغ به سبب این که در بیشتر ابواب فقه موضوع حکم قرار گرفته است، مهم و ضروری است. علاوه بر این که شرطیت بلوغ برای تکالیف و معاملات مهم به حساب می‌آید در ابواب دیگر فقه مانند: حدود نیز تأثیرگذار است.

مفهوم بلوغ

بلوغ در لغت یعنی؛ رسيدن كودك به سنّ تكليف.[۱] به معنای وصول به چیزی، رسیدن به پایان مقصد مکان، زمان یا امری دیگر. کامل شدن و پختن میوه و رسیدن کودک به سن رشد به کار رفته است.[۲] در اصطلاح؛ بلوغ آغاز مرحله‌ای طبیعی در زندگی کودک است که در آن با پیدایی و شکوفایی غریزه جنسی و پدید آمدن برخی دگرکونی‌های جسمی و روانی و رشد عقلی و ادراکی به مرتبه مردان و زنان نایل شود.[۳] در تعریف دیگر عبارت است از پايان دوران كودكى فرد و رسيدن وى به سنّى كه اهليّت توجّه تكليف پيدا كرده، ملزم به رعايت قوانين شرعى می‌گردد. در فقه از اين عنوان در باب حجر از جهات مختلف و در بسيارى از ابواب ديگر به عنوان شرط تكليف، منصب يا برخى احكام وضعى، به نحو خاص سخن رفته است.[۴]

نشانه‌هاى بلوغ

بلوغ به عنوان يكى از شرايط تكليف در فقه جايگاه ويژه‌‏اى دارد؛ بدين جهت، سنّ بلوغ، سنّ تكليف ناميده شده‌است. در شرع مقدّس براى بلوغ نشانه‏‌هايى تعيين شده كه وجود هر يك از آنها دليل بر بالغ شدن فرد است. برخى از اين نشانه ‏ها مشترك ميان دختر و پسر و برخى خاصّ دختر است.[۵]

نشانه‌هاى مشترك

  • روييدن مو بر شرمگاه: روييدن موى درشت بر شرمگاه (موى زهار) نشانه بلوغ به شمار می‌رود. در اينكه روييدن موى صورت (ريش) و برآمدن شارب (سبيل) نشانه بلوغ است يا نه اختلاف می‌باشد. نيز در اينكه روييدن مو سبب بلوغ است يا دليل و كاشف از تحقّق بلوغ پيش از آن، كلمات فقها مختلف است. نظر دوم به مشهور نسبت داده شده است.
  • احتلام: يعنى بيرون آمدن منىّ. مراد توانايى جسمانى فرد براى خروج منىّ است؛ بدين معنا كه اگر بخواهد می‌تواند از راه آميزش يا استمناء از خود، منّى خارج نمايد هر چند بالفعل منىّ از او خارج نشده باشد. البتّه احتلام تنها در زمانى نشانه بلوغ به شمار می‌رود كه بلوغ در شخص محتمل باشد. در غير اين صورت- بنابر تصريح برخى- اعتبارى به خروج مايعى با ويژگي‌هاى منىّ نيست.
  • سن: سنّ بلوغ بنابر مشهور در پسر پانزده و در دختر نه سال تمام قمرى است. [۶]

چنانچه تا آن زمان هيچ يك از دو نشانه پيشين تحقّق نيافته باشد با رسيدن به سنّ ياد شده حكم به بلوغ فرد می‌شود. برخى سنّ بلوغ پسر را آغاز پانزده سالگى و برخى ديگر ابتداى چهارده سالگى و بعضى سنّ بلوغ دختر را اتمام ده سال دانسته‌اند. [۷]

نشانه‌هاى ويژه بلوغ دختران

  1. حيض: نخستين عادت ماهانه دختر نشانه تحقّق بلوغ پيش از آن است.
  2. باردارى: باردارى از آن جهت نشانه بلوغ به شمار رفته كه كاشف از خروج منىّ است.

در موارد شك در تحقّق بلوغ، اصل عدم آن است.[۸]

راه‌هاى اثبات بلوغ

براى اثبات بلوغ سه راه ذكر شده است.

  1. ادّعاى بلوغ: نوجوانى كه ادّعاى بلوغ می ‏كند اگر منشأ آن احتلام باشد چنانچه خروج منىّ در حقّ او محتمل باشد، از او پذيرفته می ‏شود. برخى بر ثبوت بلوغ در اين صورت به صرف ادّعاى فرد، اشكال كرده ‏اند. بعضى ادّعاى بلوغ به سبب حيض از جانب دختر را- همچون ادّعاى بلوغ به سبب احتلام- در صورتى كه حيض در حقّ وى محتمل باشد، قابل پذيرش دانسته ‏اند.
  2. مشاهده: ادّعاى بلوغ به سبب روييدن موى درشت بر شرمگاه پذيرفته نمى ‏شود بلكه صحّت ادّعا با مشاهده زهار مدّعى بررسى مى‏گردد، چنانچه مشاهده ادّعا را تصديق كند، پذيرفته مى‏ شود.
  3. بيّنه: از مدّعى بلوغ به سبب سنّ، بيّنه مطالبه مى ‏شود. با اقامه آن، بلوغ اثبات مى ‏گردد.[۹]

بلوغ در قانون ایران

قانون مدنی ایران، از میان علامت‌های ذکر شده برای بلوغ؛ فقط سن را ملاک قرار داده است. ماده 1210 اصلاحی قانون مدنی، سن بلوغ در پسر را پانزده سال تمام قمری و در دختر، نه سال تمام قمری می‌داند.(الحاقی مصوب 14/8/ 1370) اما برای برخی امور، سن دیگری در قوانین مربوط مقرر شده است. در مورد مسائل کارگری، به کار گماردن دختر و پسر کمتر از سن پانزده سال؛ طبق قانون 79 قانون کار، ممنوع است. برای استخدام دولتی؛ طبق قانون 14 استخدام کشوری، حداقل سن استخدام برای خدمت رسمی، هجده سال تمام است. از جهت صدور گذرنامه، طبق قانون 18 گذرنامه، حداقل سن 18 سال است و قبل از آن مشروط به موافقت ولی می‌باشد. در مورد اخذ گواهینامه، هجده سال تمام لازم است. در مورد حقوق سیاسی و انتخابات نیز هجده سال تمام نیاز هست. [۱۰]

آثار بلوغ

با تحقّق بلوغ، انسان، مشمول تكاليف الهى و مخاطب احكام و دستورهاى دينى اعم از حقوقى، كيفرى، اقتصادى، اجتماعى و سياسى قرار مى‏‌گيرد. همچنين براى انجام دادن معاملات، قراردادها و پذيرش مسئوليتهاى گوناگون، اهليّت پيدا مى‏ كند. از ديگر آثار بلوغ در شرع مقدّس، شرطيت آن در موارد زير است: ثبوت قصاص و حدود، امامت جمعه، قضاوت، مرجعيت تقليد، شهادت و اقرار.[۱۱]

بلوغ و عبادات

بلوغ شرط وجوب عباداتى همچون نماز و روزه است؛ ليكن در اينكه مشروعيت عبادات نيز مشروط به آن است، اختلاف مى‏‌باشد. بنابر شرطيت، بر عبادات غير بالغ مميّز، اجر و پاداشى مترتّب نمی‌گردد ولى بنابر عدم شرطيت، عبادت وى مستحب و بر آن اجر و پاداش اخروى مترتّب می‌‏گردد. قول دوم به مشهور نسبت داده شده است. [۱۲]

بلوغ و رفع محجوريت

غير بالغ از تصرّف در اموالش ممنوع است. براى تصرّف در اموال و انجام دادن معاملات و رفع محجوريت فرد، علاوه بر بلوغ بايد توانايى (رشد و عدم سفاهت) وى نسبت به انجام دادن معاملات محرز شود.[۱۳]

بلوغ و احكام وضعى

احكام وضعى دوگونه است. منشأ آن، دوگونه بودن افعال صادر از انسان است كه موضوع احكام وضعى قرار می‌گيرد.

  1. افعالى كه قصد و اراده فاعل در موضوع قرار گرفتن آنها براى احكام شرعى دخيل است، مانند عقود و ايقاعات.
  2. افعالى كه بدون قصد و اراده فاعل موضوع احكام شرعی‌اند، مانند آميزش، مباشرت نجاست و تلف كردن مال ديگرى كه به ترتيب، موضوع جنابت، نجاست و ضمان هستند.

بلوغ در افعال نوع دوم شرط نيست، ليكن در نوع نخست، مشهور قائل به شرطيت بلوغ در صحّت عقود و ايقاعات- جز در موارد استثنايى- شده‏‌اند. [۱۴]

پانویس

  1. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، 1426ق، ج‏2، ص 135
  2. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، 1412ق، ص144؛ فیومی، مصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیرللرافعی، 1414ق، ج1، ص61.
  3. مهریزی، بلوغ دختران، 1376ش، ص 85
  4. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، 1426ق، ج‏2، ص 135
  5. هاشمى شاهرودى، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، 1426ق، ج‏2، ص135
  6. مروج، اصطلاحات فقهی، 1379ش، ص95.
  7. هاشمى شاهرودى، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، 1426ق، ج‏2، ص 135
  8. هاشمى شاهرودى، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، 1426ق، ج‏2، ص136.
  9. هاشمى شاهرودى، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، 1426ق، ج‏2، ص136.
  10. وزیری، حقوق متقابل کودک و ولی در اسلام، 1387ش، ص57-58
  11. هاشمى شاهرودى، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، 1426ق، ج‏2، ص136.
  12. هاشمى شاهرودى، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، 1426ق، ج‏2، ص 136
  13. هاشمى شاهرودى، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، 1426ق، ج‏2، ص136
  14. هاشمى شاهرودى، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، 1426ق، ج‏2، ص137

منابع

  • راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، لبنان- بیروت، دارالقلم، چاپ اول، 1412ق.
  • فیومی، احمد بن محمد، مصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، قم، مؤسسه دارالهجرة، چاپ دوم، 1414ق.
  • مروج، حسین، اصطلاحات فقهی، قم، بخشایش، 1371ش.
  • مهریزی، مهدی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، قم، 1376ش.
  • وزیری، مجید، حقوق متقابل کودک و ولی در اسلام و موارد تطبیقی آن، تهران، شرکت چاپ و نشر بین الملل، 1387ش.
  • هاشمى شاهرودى، محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام‏، موسسه دائرة المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت عليهم السلام، مركز پژوهشهاى فارسى الغدير قم‏، 1426 ق‏.

ویکی ج