پرش به محتوا

پیش‌نویس:ترور

از ایران پدیا

ترور؛ سلب حیات عمدی، برنامه‌ریزی‌شده و غافلگیرانه شخصیت‌های برجسته به انگیزه‌های سیاسی، مذهبی یا عقیدتی.

ترور که قتل سیاسی هم گفته شده است، یکی از پدیده‌های دیرینه و جنجال‌برانگیز در تاریخ مناسبات سیاسی و امنیتی جوامع بشری است که با هدف حذف فیزیکی مهره‌های کلیدی رقیب و تغییر موازنه قدرت صورت می‌گیرد. این پدیده اگرچه در استفاده از خشونت یا تهدید به آن با جریان تروریسم تشابه ظاهری دارد، اما از حیث دامنه قربانیان، انگیزه‌ها و پیامدها تفاوت‌های بنیادینی با آن دارد. معادل‌های فقهی ترور مانند «فتک» (کشتن ناگهانی) و «اغتیال» (کشتن با حیله و مکر) در فقه مذاهب اسلامی، به‌ویژه فقه شیعه و احناف، به دلیل مغایرت با عهد و پیمان، اصول اخلاقی و مصلحت عمومی جامعه به طور مطلق حرام اعلام شده است. واکاوی سیره عملی پیشوایان مذهبی و رهبران سیاسی نشان می‌دهد که همواره تمایز قاطعی میان ترور با مجازات‌های قانونی و شرعی صادرشده از مجاری صالحه قضایی وجود دارد و اقدامات غافلگیرانه حذف فیزیکی افراد به عنوان راهبرد مبارزاتی به طور ساختارمند طرد گردیده است.

مفهوم‌شناسی

واژه «ترور» (Terror) در زبان فرانسوی به معنای ترس و وحشت است.[۱] در زبان فارسی، واژه ترور به معنای قتل سیاسی به وسیله اسلحه[دیدگاه ۱] رواج یافته است.[۲][دیدگاه ۲]

در ادبیات فقهی و حقوق اسلامی، دو مفهوم عمده وجود دارند که با این پدیده انطباق می‌یابند:

  • فتک: به معنای یورش ناگهانی به کسی و کشتن اوست.[دیدگاه ۳] در فقه، فتک معادل اقدام به ترور فیزیکی و سوءقصد پنهانی تلقی می‌شود.[۳]
  • اغتیال: به معنای قتل غافلگیرانه از طریق خدعه، مکر و فریب پنهانی است؛ به این صورت که قاتل قربانی را بفریبد، به مخفیگاهی بکشاند و او را غافلگیرانه بکشد[دیدگاه ۴].[۴]

تفاوت‌ ترور و تروریسم

ترور به عملی غافلگیرانه و ناگهانی برای از پای درآوردن مخالف یا دشمن گفته می‌شود. اما تروریسم فراتر از ترور است و با هدف ایجاد رعب، بی‌ثباتی و انفعال در جامعه، علیه یک جمع یا هدف کوچک انجام می‌شود تا بر افکار عمومی اثر بگذارد.[۵][دیدگاه ۵]

انواع ترور

ترور به‌طور کلی شامل ترور فیزیکی، ترور شخصیت و ترور بیولوژیک است.[دیدگاه ۶] ترور فیزیکی به حذف مستقیم و جسمانی فرد اشاره دارد، در حالی که ترور شخصیت با هدف تخریب اعتبار و حیثیت او انجام می‌شود.[۶] ترور بیولوژیک نیز از طریق به‌کارگیری سموم یا مواد آلوده و به‌صورت پنهان و تدریجی صورت می‌گیرد و در برخی گزارش‌ها، به‌عنوان یکی از شیوه‌های خاموش حذف مخالفان مطرح شده است.[۷][دیدگاه ۷]

تاریخچه

اقدامات خشونت‌آمیز تروریستی ریشه‌ای طولانی در تاریخ بشر دارند، با این حال تاریخ آغازین دقیقی که بتوان به صورت یقینی برای شروع آن تعیین کرد، همچنان ناشناخته باقی مانده است. یکی از نخستین نمونه‌های ثبت‌شده از ترورهای سازمان‌یافته در تاریخ، به فعالیت گروه یهودی زیلوت‌ها در قرن اول میلادی در فلسطین و خاورمیانه بازمی‌گردد که امنیت را از امپراتوری روم ربوده بودند. در ادوار بعدی، حملات خنجر فداییان اسماعیلی (حشاشین) علیه شاهان سلجوقی و خلفای عباسی از نمونه‌های برجسته تاریخی توسل به خشونت[دیدگاه ۸] با انگیزه‌ها و مفاهیم مذهبی[دیدگاه ۹] به‌شمار می‌روند[دیدگاه ۱۰].[۸] در امپراتوری روم باستان و دوران بیزانس، دسیسه‌چینی برای کشتن اشراف و رقبای سیاسی امری متداول بود و امپراتورانی نظیر نرو[دیدگاه ۱۱] مسئولیت قتل‌های سیاسی متعددی را بر عهده داشتند.[۹]

در دوران معاصر، پدیده ترور و حذف فیزیکی مهره‌های اثرگذار علمی، سیاسی و نظامی ابعاد نوینی یافته است. ترور سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان، که از سال ۱۹۹۲م رهبری جبهه مقاومت اسلامی را بر عهده داشت از جمله این موارد است؛ وی سرانجام در جریان حمله هوایی و سنگین رژیم صهیونیستی به ضاحیه بیروت به شهادت رسید.[۱۰] همچنین در اسفندماه ۱۴۰۴ش، حضرت آیت‌الله[۱۱] سید علی خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی، در پی حملات خصمانه آمریکا و صهیونیست‌ها به شهادت رسید که این واقعه طبق بیانیه رسمی شورای عالی امنیت ملی، موج عظیمی از خونخواهی و مقاومت را در جهان اسلام رقم زد.[۱۲][دیدگاه ۱۲]

نمونه بارز دیگر از ترورهای دولتی و هدفمند، ترور دانشمندان برجسته علمی و هسته‌ای ایران از جمله دکتر محسن فخری‌زاده است که از منظر نظام حقوق بین‌الملل، نقض فاحش حق بنیادین حیات قلمداد می‌شود.[۱۳] افزون بر این، در تاریخ معاصر نمونه‌هایی از ترور بیولوژیکی با استفاده از سموم زیستی به وقوع پیوسته است؛ مانند ترور جورجی مارکوف (بلغاری مخالف) در سال ۱۹۷۸م با سم ریسین شلیک‌شده از نوک چتر مخصوص در لندن، و ترور الکساندر ایوانف در سال ۲۰۱۴م در امارات با عوامل توکسین بیولوژیکی و ترور سید حسن مدرس در کاشمر به‌وسیلهٔ سم استریکنین.[۱۴][دیدگاه ۱۳]

حرمت شرعی ترور در فقه اسلامی[دیدگاه ۱۴]

اندیشمندان و فقیهان برجسته اسلامی، با تکیه بر ادله کتاب، سنت و عقل، پدیده‌های ترور پنهانی (فتک و اغتیال) را به طور مطلق حرام و محکوم می‌دانند :

  • قرآن: بر اساس آیات قرآن کریم، ترور و قتلِ پنهانیِ انسانِ بی‌گناه از مصادیق روشنِ «قتل نفس محترمه» است. در آیات ۱۵۱ سوره انعام، ۳۲ سوره مائده و ۳۳ سوره اسراء، خداوند کشتن انسان را جز به حق ممنوع کرده و برای جان آدمی حرمت و کرامت ویژه‌ای قرار داده است. همچنین در سوره مائده، قتل یک انسان بی‌گناه هم‌سنگ قتل همه مردم دانسته شده که نشان‌دهنده شدت قبح چنین عملی است. بنابراین، از منظر قرآن، ترور عملی حرام، ظالمانه و مغایر با حرمت حیات انسانی است.[۱۵]
  • سنت: در احادیث متعدد پیامبر اسلام و امامان معصوم، ترور پنهانی به شدت نهی شده است. در حدیثی مشهور از پیامبر اکرم آمده است: «ایمان، کشتن غافلگیرانه (فتک) را به بند کشیده است و مؤمن ترور (فتک) نمی‌کند».[۱۶] امام علی در پاسخ به پیشنهادهای عباس و ابوسفیان پس از رحلت پیامبر، فرمود که اگر پایبندی به اسلام و نهی از غافلگیری (فتک) نبود، مسیر دیگری اتخاذ می‌کرد۔[۱۷] همچنین در جریان جنگ جمل، زمانی که عمرو بن جرموز زبیر بن عوام را در حال کناره‌گیری از جنگ به صورت غیله (غافلگیرانه) کشت، امام قاتل وی را به آتش بشارت داد؛ زیرا زبیر در امان بود و کشتن او مصداق فتک و غدر تلقی می‌شد۔[۱۸] ابوصباح کنانی از امام جعفر صادق درباره همسایه‌ای که به امام علی دشنام می‌داد رخصت خواست تا او را به صورت پنهانی بکشد. امام صادق در پاسخ فرمود: «این کار ترور (فتک) است و رسول خدا از ترور نهی فرمود؛ همانا اسلام مانع ترور است»۔[۱۹]
  • عقل: عقل، کشتنِ انسانِ بی‌گناه و بدون مجوز را ظلم می‌داند و به‌طور مستقل، زشتیِ ظلم را درک می‌کند؛ بنابراین حرمت چنین کاری را نیز تأیید می‌کند. بر همین اساس، ترور که با سلب ناگهانیِ جان و برهم‌زدنِ امنیتِ انسان‌ها همراه است، از نظر عقل عملی کاری ناپسند و ممنوع است.[۲۰]

تمایز ترور با مجازات‌های شرعی[دیدگاه ۱۵]

یکی از مغالطات رایج[۲۱]، برابر دانستن فرامین قتل در صدر اسلام با پدیده ترور پنهانی است. در تبیین فقهی، تمایزهای بنیادینی میان این دو وجود دارد:

  • اذن حاکم و شأن قضاوت: مجازات‌های اسلامی نظیر قصاص، اعدام مفسد فی‌الارض یا حد محارب، صرفاً پس از اثبات جرم در دادگاه صالح، احراز مجرمیت فرد و به اذن حاکم عادل یا قاضی منصوب به صورت آشکار اجرا می‌شود. در حالی که ترور اقدامی پنهانی، خودسرانه، بدون طی تشریفات قضایی و مخل امنیت عمومی است۔[۲۲]
  • دستورهای پیامبر و ائمه: احکامی که پیامبر اسلام صادر نمود نظیر حکم قتل کعب بن اشرف یا دستور امام جواد مبنی بر مجازات ابوالسمهری، تصمیماتی حکومتی در مقام حاکم شرع و قاضی جامعه اسلامی به دلیل سلب امنیت عمومی، غلو، کذب و خیانت آنان بود و ماهیت ترور سیاسی نداشت۔[۲۳]

نمونه‌های تاریخی نفی ترور در تاریخ اسلام و ایران

در سیره بزرگان دین و رهبران مذهبی معاصر، پرهیز از مشی مسلحانه و ترور به عنوان یک اصل اخلاقی برجسته مطرح است:

  • اقدام مسلم بن عقیل در کوفه: شریک بن اعور به مسلم بن عقیل پیشنهاد داد تا عبیدالله بن زیاد را که به عیادتش می‌آمد، در پشت پرده غافلگیر کرده و ترور کند. مسلم از این کار خودداری کرد و علت آن را پایبندی به کلام پیامبر مبنی بر حرمت فتک (ترور پنهانی) اعلام نمود. [۲۴]
  • مخالفت امام خمینی با ترور حسن‌علی منصور: پیش از انقلاب اسلامی ایران، اعضای جمعیت مؤتلفه اسلامی نماینده‌ای به نجف گسیل داشتند تا برای ترور حسن‌علی منصور نخست‌وزیر وقت از امام خمینی اذن بگیرند؛ اما ایشان از صدور چنین حکمی استنکاف ورزید۔ امام خمینی اساساً کار مسلحانه و ترور را به عنوان استراتژی مبارزه رد می‌کرد و به آگاهی‌بخشی توده‌ها معتقد بود و حتی با اعدام پیش‌دستانه خسرو داد فرمانده نیروی هوایی پهلوی مخالفت نمود۔[۲۵]
  • موضع امام خمینی پس از انقلاب: امام خمینی اقدامات تروریستی و قتل‌های مخفیانه را برخاسته از ضعف عمیق عاملان آن می‌دانست و با مقایسه ترورهای پنهانی با اقدام آشکار ابن‌ملجم یا عباس‌آقا صراف قاتل امین‌السلطان، عاملانی را که پنهانی بمب‌گذاری یا ترور می‌کردند، به دلیل عدم شهامت رویارویی، فاقد مردانگی خوانده و ترور دزدکی را «تز نامردها» توصیف کرد. [۲۶]

پانویس

  1. امینی زارع، عسگرخانی و مرادی، «موجبات پیدایش قوانین و مقررات بین المللی دولت ها در مقابله با تروریسم از منظر حقوق بین الملل»، پژوهش‌های سیاسی و بین المللی، ۲۸.
  2. شیرودی، «مواجهه سنت نبوی با مقوله ترور»، زمانه.
  3. نصیریان مفیدی، شمس ناتری و شیدائیان، «بررسی مبانی و ادله فقهی حرمت ترور از منظر فقه شیعه و احناف»، فصلنامه پژوهش‌های فقه و حقوق اسلامی، ۲۸۹.
  4. نصیریان مفیدی، شمس ناتری و شیدائیان، «بررسی مبانی و ادله فقهی حرمت ترور از منظر فقه شیعه و احناف»، فصلنامه پژوهش‌های فقه و حقوق اسلامی، ۲۹۳.
  5. افتخاری و شبستانی، «راهبرد جمهوری اسلامی ایران در مقابله با تروریسم»، فصلنامه آفاق امنیت، ۱۰.
  6. متفکر، جنگ روانی، ۱۵۶.
  7. «شخصیت‌های ایرانی که ترور بیولوژیک شدند/ نقطه مشترک و مرموز همه بیماران + تصاویر»، خبرگزاری دفاع مقدس.
  8. مهرا و کارگری، «تروریسم یک نشانه روانی - اجتماعی یا یک ابزار سیاسی»، مجله پژوهشهای حقوق جزا و جرم شناسی، ۸۶.
  9. محمدی ده چشمه، «تروریسم دولتی: پندار یا واقعیت؟!»، نشریه علمی پژوهش‌های حقوقی، ۳۸.
  10. «آیت الله جوادی آملی شهادت سید حسن نصرالله را تسلیت گفت»، خبرگزاری ایرنا.
  11. این تعابیر با منطق ویکی سازوگار نیست. حضرت آیت‌الله
  12. «اطلاعیه شهادت حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی حسینی خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای.
  13. ستایش پور و هاشمی، «شهادت دکتر محسن فخری زاده از منظر نظام بین المللی حقوق بشر: حق حیات»، مطالعات حقوق بشر اسلامی، ۱۲.
  14. هاشمی، قناد و کنعانی، «بیوتروریسم (تروریسم بیولوژیکی) تهدید فرا روی حقوق بین‌الملل به مثابه نقض حقوق بشر»، فصلنامه علمی مطالعات حقوق بشر اسلامی، ۱۲.
  15. ولی زاده بریمانلو، حسینی و احتشامی، «رویکرد اسلام به مساله ترور (با تکیه بر آیات و روایات)»، ماهنامه علمی (مقاله علمی_پژوهشی) جامعه شناسی سیاسی ایران، ۲۹۰۲.
  16. شیرودی، «اسلام و مساله ترور»، رواق اندیشه.
  17. شیرودی، «مواجهه سنت نبوی با مقوله ترور»، زمانه.
  18. نصیریان مفیدی، شمس ناتری و شیدائیان، «بررسی مبانی و ادله فقهی حرمت ترور از منظر فقه شیعه و احناف»، فصلنامه پژوهش‌های فقه و حقوق اسلامی، ۲۹۵.
  19. شیرودی، «مواجهه سنت نبوی با مقوله ترور»، زمانه.
  20. نصیریان مفیدی، شمس ناتری و شیدائیان، «بررسی مبانی و ادله فقهی حرمت ترور از منظر فقه شیعه و احناف»، فصلنامه پژوهش‌های فقه و حقوق اسلامی، ۲۹۸.
  21. این اصطلاحات جهت گیری درد
  22. شیرودی، «اسلام و مساله ترور»، رواق اندیشه.
  23. شیرودی، «مواجهه سنت نبوی با مقوله ترور»، زمانه.
  24. شیرودی، «مواجهه سنت نبوی با مقوله ترور»، زمانه.
  25. شیرودی، «اسلام و مساله ترور»، رواق اندیشه.
  26. شیرودی، «مواجهه سنت نبوی با مقوله ترور»، زمانه.

دیدگاه‌های ارزیابان

  1. الان شاید محصور به اسلحه نباشد.
  2. در این زمینه منابع علمی نگارش شده است و خوب است که تعاریف به منابع مهم عملی ارجاع شود
  3. این قسمت متن اضافی است
  4. قبل و بعد از نقطه ویرگول تکرار محتوا است. سعی شود که از قلم فرسایی اجتناب شود.
  5. به نظرم تروریسم تفکری است که پشتوانه ترور را مدلل می کند.
  6. تعریف شما به نحوی بود که شامل این اقسام نمی شود و فقط قتل را در برمیگیرد. تعریف باید عام باشد تا انواع ترور را شامل شود
  7. به نظرم این قسمت برورد ذیل همان تعریف. به نحوی نگارش شود که تعریف باشد و هم بیانگر اقسام تا تکرار پیش نیاید
  8. خشونت عام است و تنها مصداق ان ترور نیست
  9. روی این مفهوم «مفاهیم مذهبی» دقت شود. تا کارهای استشهادی زیر سوال نرود
  10. کار فدائیان اسلامی انتحار خوانده شده است تا ترور.
  11. ؟؟
  12. بین بند اول و دوم خیلی فاصله زمانی زیاد است. علاوه برآن نمونه ها محدود به اینها نیست. نکته دیگر اینکه شما در پشینه می خواهد پیشینه ترور را بررسی کنید و یا پشینه ممنوع شدن ترور. به نظرم باید اشاره شود که از چه زمانی ترور ممنوع شد. این مهم است
  13. در این مقاله جای مصادیق باید کلیات بحث ترور از منظرهای سیاسی، حقوق بین الملل، کنوانسیون ها جهانی و دیگر اسناد بین المللی بررسی میشد. سپس مصادیق خود به خود جای خود را پیدا میکرد
  14. مساله ما تروریست هایی نیست که بشود با گفتمان شرعی آنها را از این عمل بازداشت. باید حقوق بین الملل و اسناد فرادستی جهانی را بررسی کرد.
  15. فرق ترور با انتحار و عملیاتی استشهادی چیست؟ ماوقع لم یقصد و ماقصد لم یقع

منابع