پرش به محتوا

پیش‌نویس:ترور

از ایران پدیا

ترور؛ سلب حیات عمدی، برنامه‌ریزی‌شده و غافلگیرانه شخصیت‌های برجسته به انگیزه‌های سیاسی، مذهبی یا عقیدتی.[دیدگاه ۱]

ترور که قتل سیاسی هم گفته شده است، یکی از پدیده‌های دیرینه و جنجال‌برانگیز در تاریخ مناسبات سیاسی و امنیتی جوامع بشری است که با هدف حذف فیزیکی مهره‌های کلیدی رقیب و تغییر موازنه قدرت صورت می‌گیرد. این پدیده اگرچه در استفاده از خشونت یا تهدید به آن با جریان تروریسم تشابه ظاهری دارد، اما از حیث دامنه قربانیان، انگیزه‌ها و پیامدها تفاوت‌های بنیادینی با آن دارد. معادل‌های فقهی ترور مانند «فتک» (کشتن ناگهانی) و «اغتیال» (کشتن با حیله و مکر) در فقه مذاهب اسلامی، به‌ویژه فقه شیعه و احناف، به دلیل مغایرت با عهد و پیمان، اصول اخلاقی و مصلحت عمومی جامعه به طور مطلق حرام اعلام شده است. واکاوی سیره عملی پیشوایان مذهبی و رهبران سیاسی نشان می‌دهد که همواره تمایز قاطعی میان ترور با مجازات‌های قانونی و شرعی صادرشده از مجاری صالحه قضایی وجود دارد و اقدامات غافلگیرانه حذف فیزیکی افراد به عنوان راهبرد مبارزاتی به طور ساختارمند طرد گردیده است.

مفهوم‌شناسی

واژه «ترور» از فرهنگ و ادبیات غرب وارد واژگان زبان فارسی شده است.[۱] تعاریف متعددی برای این اصطلاح در فرهنگ‌های لغت و دانشنامه‌ها ثبت شده است: در فرهنگ کامل انگلیسی-فارسی، واژه ترور به معنای «ترس زیاد و وحشت» تعریف شده است. در فرهنگ‌های غربی مانند فرهنگ جامع فرانسوی روبر نیز به معنای «ترس شدید، دلهره، وحشت و هراساندن» و در فرهنگ‌های وبستر، آکسفورد و فرهنگ حقوقی بلک به معنای «ترس شدید، هراس، دلهره و وحشت» آمده است. فرهنگ فرانسوی اشت نیز آن را «احساس ترس شدیدی که مانع عمل می‌گردد» تعریف می‌کند.[۲]

در دانشنامه جنگ و صلح، واژه «ترور» به معنای «سلب امنیت به شیوه‌های غافلگیرانه و غیرقانونی با اهداف سیاسی» آمده است؛ در فرهنگ دهخدا، قتل سیاسی به وسیله اسلحه تعریف شده و در فرهنگ فرهیخته نیز، ترور به معنای «کشتن ناگهانی و غافلگیرانه» و «خشونت با هدف انهدام و ویرانی» دانسته شده است.[۳] این واژه در گذر زمان از معانی لغوی صرف به سمت مفاهیم عملیاتی و سیاسی حرکت کرده است. از همین رو، ترور در یک دسته‌بندی کلی به سه شیوه اصلی تقسیم می‌شود: ترور فیزیکی، ترور شخصیت و ترور بیولوژیک. در ترور فیزیکی، هدف حذف مستقیم و جسمانی فرد است، در حالی که ترور شخصیت با هدف تخریب اعتبار، حیثیت و جایگاه اجتماعی فرد انجام می‌شود تا کارکردِ او بدون نیاز به حذف جسمانی از میان برود.[۴] در کنار این دو، از ترور بیولوژیک نیز به عنوان یکی از روش‌های خاموش و پنهان یاد می‌شود که با به‌کارگیری تدریجی سموم یا عوامل آلوده علیه مخالفان صورت می‌گیرد.[۵]

در ادبیات فقهی و حقوق اسلامی

در ادبیات فقهی و حقوق اسلامی، دو مفهوم عمده وجود دارند که با این پدیده انطباق می‌یابند:

  • فتک: به معنای یورش ناگهانی به کسی و کشتن اوست.[۶]
  • اغتیال: به معنای قتل غافلگیرانه از طریق خدعه، مکر و فریب پنهانی است.[۷]

یکی از مغالطات رایج، برابر دانستن فرامین قتل در صدر اسلام با پدیده ترور پنهانی است. در تبیین فقهی، تمایزهای بنیادینی میان این دو وجود دارد:

    • اذن حاکم و شأن قضاوت: مجازات‌های اسلامی نظیر قصاص، اعدام مفسد فی‌الارض یا حد محارب، صرفاً پس از اثبات جرم در دادگاه صالح، احراز مجرمیت فرد و به اذن حاکم عادل یا قاضی منصوب به صورت آشکار اجرا می‌شود. در حالی که ترور اقدامی پنهانی، خودسرانه، بدون طی تشریفات قضایی و مخل امنیت عمومی است۔[۸]
    • دستورهای پیامبر و ائمه: احکامی که پیامبر اسلام صادر نمود نظیر حکم قتل کعب بن اشرف یا دستور امام جواد مبنی بر مجازات ابوالسمهری، تصمیماتی حکومتی در مقام حاکم شرع و قاضی جامعه اسلامی به دلیل سلب امنیت عمومی، غلو، کذب و خیانت آنان بود و ماهیت ترور سیاسی نداشت۔[۹]

تفاوت‌ ترور و تروریسم

مفهوم ترور دایره‌ای وسیع‌تر از تروریسم سیاسی دارد[۱۰] و در فرهنگ لغت فارسی مانند دهخدا به معنای قتل سیاسی به وسیله اسلحه تعریف شده است.[۱۱] در مقابل، تروریسم به عنوان یک اصل و مبنای فکری شناخته می‌شود که از این‌گونه قتل‌های سیاسی و ترور دفاع و پشتیبانی می‌کند.[۱۲]

تفاوت ترور با قتل هدفمند

تفاوت میان قتل هدفمند و ترور در حقوق بین‌الملل، ریشه در تفاوت‌های ساختاری مربوط به منبع اقدام، بستر حقوقی و نحوه ارزیابی مشروعیت آن‌ها دارد. ترور اقدامی خشونت‌آمیز علیه غیرنظامیان یا اهداف غیرنظامی با انگیزه سیاسی یا ایدئولوژیک است که هدف اصلی آن ایجاد وحشت عمومی و تأثیرگذاری غیرمستقیم بر تصمیمات دولت‌هاست؛ به همین دلیل، ترور در هیچ رژیم حقوقی بین‌المللی توجیه‌پذیر نیست. در مقابل، قتل هدفمند به عنوان عملی عمدی و منتسب به دولت در قالب سیاست‌های امنیتی یا نظامی معرفی می‌شود که دولت‌ها غالباً آن را تحت عناوینی چون دفاع مشروع بر اساس ماده ۵۱ منشور ملل متحد یا حقوق مخاصمات مسلحانه توجیه می‌کنند.[۱۳] نمونه بارز دیگر از ترورهای دولتی و هدفمند، ترور دانشمندان برجسته علمی و هسته‌ای ایران از جمله دکتر محسن فخری‌زاده است که از منظر نظام حقوق بین‌الملل، نقض فاحش حق بنیادین حیات قلمداد می‌شود.[۱۴]

تفاوت ترور با انتحار و تروریسم انتحاری

انتحار به‌معنای خودکشی فرد برای امری دنیوی و بدون داشتن توجیه شرعی یا عقلی است.[۱۵] در مقابل، تروریسم شامل اقدامات خشونت‌آمیز، غافلگیرکننده و مخفیانه علیه اهداف و اشخاص غیرنظامی با هدف ایجاد ارعاب و وحشت فزاینده عمومی است.[۱۶] اما تروریسم انتحاری پیوندی میان خودکشی و دیگرکشی است که در آن، عامل با علم به مرگ قطعی خود، اهداف غیرنظامی را برای تهدید ساختار امنیتی دولت‌ها و دستیابی به مقاصد استراتژیک و سیاسی هدف قرار می‌دهد.[۱۷]

تاریخچه

ترور در جهان

ترور در جهان سابقه‌ای طولانی دارد؛ پیشینه ترور به دوران امپراتوری روم باستان و بیزانس بازمی‌گردد که به عنوان روشی برای حفظ یا گسترش اقتدار حاکمان اجرا می‌شد. [۱۸] قدیمی‌ترین گروه‌های تروریستی سازمان‌یافته شامل فرقه «سیکاری‌ها» در قرن اول میلادی [۱۹] و سپس اسماعیلیان نزاری یا حشاشین در سال ۱۴۸.ق در خاورمیانه بودند که با اهداف سیاسی-عقیدتی دست به حذف فیزیکی نخبگان عباسی، سلجوقی و صلیبی می‌زدند.[۲۰] مفهوم تروریسم در دهه‌های پایانی قرن بیستم و آغاز قرن بیست و یکم دچار دگردیسی عمیقی شد و با رشد فناوری اطلاعات، از خشونت‌های فیزیکی خشن و علنی به سمت شیوه‌های مخفیانه، نرم و فرامرزی نظیر «تروریسم سایبری» حرکت کرد که به دلیل هزینه کم و سختی شناسایی، جایگزین برخی حمایت‌های دولتی سنتی شده است.[۲۱]

ترور در ایران

آغاز ترور سیاسی مدرن در تاریخ معاصر ایران با قتل ناصرالدین‌شاه قاجار به دست میرزا رضا کرمانی در سال ۱۳۱۳ق رقم خورد که پایانی بر ۵۰ سال استبداد ناصری بود. این رویکرد بلافاصله در جنبش مشروطه توسط حیدرخان عمواوغلی با پایه‌گذاری شیوه‌های سازمان‌یافته بمب‌گذاری (نظیر ترور امین‌السلطان) نهادینه شد و با اقدامات گروه‌هایی چون «کمیته مجازات» ادامه یافت.[۲۲] در دوران پهلوی اول، ترورها به شکل تروریسم دولتی برای حذف فیزیکی روشنفکران و سیاستمداران مخالفی چون سید حسن مدرس و میرزاده عشقی به کار رفت. دوران پهلوی دوم شاهد فعالیت مسلحانه گروه‌هایی چون فدائیان اسلام با ترور رزم‌آرا، منصور و کسروی بود و در ادامه، «سازمان مجاهدین خلق» با مشی مسلحانه و ترور مستشاران آمریکایی شکل گرفت که در سال ۱۳۵۴ با تغییر ایدئولوژی به مارکسیسم، دست به تصفیه‌های درونی خونین زد.[۲۳]

پس از انقلاب ۱۳۵۷، ابتدا گروهک «فرقان» دست به ترور اندیشمندانی چون مرتضی مطهری زد [۲۴] و در پی آن، سازمان مجاهدین خلق از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ وارد فاز مسلحانه گسترده علیه نظام شد که با بمب‌گذاری‌های هفتم تیر و هشتم شهریور (شهادت بهشتی، رجایی و باهنر) و ترورهای کور، به شهادت بیش از ۱۷ هزار شهروند عادی و مسئولان کشور انجامید (منبع ۱۷، ص ۷۰، ۷۸ و ۸۸؛ منبع ۱۳). این سازمان بعدها با انتقال به عراق، به عنوان ارتش خصوصی صدام در جنگ تحمیلی همکاری کرد (منبع ۵). در دهه‌های اخیر نیز این پدیده به شکل ترور دانشمندان هسته‌ای ایران (همچون شهریاری، علیمحمدی و احمدی‌روشن) توسط عوامل موساد و رژیم صهیونیستی تداوم یافته است (منبع ۱۱، ص ۱۱۰؛ منبع ۱۰).





اقدامات خشونت‌آمیز تروریستی ریشه‌ای طولانی در تاریخ بشر دارند، با این حال تاریخ آغازین دقیقی که بتوان به صورت یقینی برای شروع آن تعیین کرد، همچنان ناشناخته باقی مانده است. یکی از نخستین نمونه‌های ثبت‌شده از ترورهای سازمان‌یافته در تاریخ، به فعالیت گروه یهودی زیلوت‌ها در قرن اول میلادی در فلسطین و خاورمیانه بازمی‌گردد که امنیت را از امپراتوری روم ربوده بودند. در ادوار بعدی، حملات خنجر فداییان اسماعیلی (حشاشین) علیه شاهان سلجوقی و خلفای عباسی از نمونه‌های برجسته تاریخی توسل به خشونت[دیدگاه ۲] با انگیزه‌ها و مفاهیم مذهبی[دیدگاه ۳] به‌شمار می‌روند[دیدگاه ۴].[۲۵] در امپراتوری روم باستان و دوران بیزانس، دسیسه‌چینی برای کشتن اشراف و رقبای سیاسی امری متداول بود و امپراتورانی نظیر نرو[دیدگاه ۵] مسئولیت قتل‌های سیاسی متعددی را بر عهده داشتند.[۲۶]

در دوران معاصر، پدیده ترور و حذف فیزیکی مهره‌های اثرگذار علمی، سیاسی و نظامی ابعاد نوینی یافته است. ترور سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان، که از سال ۱۹۹۲م رهبری جبهه مقاومت اسلامی را بر عهده داشت از جمله این موارد است؛ وی سرانجام در جریان حمله هوایی و سنگین رژیم صهیونیستی به ضاحیه بیروت به شهادت رسید.[۲۷] همچنین در اسفندماه ۱۴۰۴ش، حضرت آیت‌الله[۲۸] سید علی خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی، در پی حملات خصمانه آمریکا و صهیونیست‌ها به شهادت رسید که این واقعه طبق بیانیه رسمی شورای عالی امنیت ملی، موج عظیمی از خونخواهی و مقاومت را در جهان اسلام رقم زد.[۲۹][دیدگاه ۶]

افزون بر این، در تاریخ معاصر نمونه‌هایی از ترور بیولوژیکی با استفاده از سموم زیستی به وقوع پیوسته است؛ مانند ترور جورجی مارکوف (بلغاری مخالف) در سال ۱۹۷۸م با سم ریسین شلیک‌شده از نوک چتر مخصوص در لندن، و ترور الکساندر ایوانف در سال ۲۰۱۴م در امارات با عوامل توکسین بیولوژیکی و ترور سید حسن مدرس در کاشمر به‌وسیلهٔ سم استریکنین.[۳۰][دیدگاه ۷]

حرمت شرعی ترور در فقه اسلامی[دیدگاه ۸]

اندیشمندان و فقیهان برجسته اسلامی، با تکیه بر ادله کتاب، سنت و عقل، پدیده‌های ترور پنهانی (فتک و اغتیال) را به طور مطلق حرام و محکوم می‌دانند :

  • قرآن: بر اساس آیات قرآن کریم، ترور و قتلِ پنهانیِ انسانِ بی‌گناه از مصادیق روشنِ «قتل نفس محترمه» است. در آیات ۱۵۱ سوره انعام، ۳۲ سوره مائده و ۳۳ سوره اسراء، خداوند کشتن انسان را جز به حق ممنوع کرده و برای جان آدمی حرمت و کرامت ویژه‌ای قرار داده است. همچنین در سوره مائده، قتل یک انسان بی‌گناه هم‌سنگ قتل همه مردم دانسته شده که نشان‌دهنده شدت قبح چنین عملی است. بنابراین، از منظر قرآن، ترور عملی حرام، ظالمانه و مغایر با حرمت حیات انسانی است.[۳۱]
  • سنت: در احادیث متعدد پیامبر اسلام و امامان معصوم، ترور پنهانی به شدت نهی شده است. در حدیثی مشهور از پیامبر اکرم آمده است: «ایمان، کشتن غافلگیرانه (فتک) را به بند کشیده است و مؤمن ترور (فتک) نمی‌کند».[۳۲] امام علی در پاسخ به پیشنهادهای عباس و ابوسفیان پس از رحلت پیامبر، فرمود که اگر پایبندی به اسلام و نهی از غافلگیری (فتک) نبود، مسیر دیگری اتخاذ می‌کرد۔[۳۳] همچنین در جریان جنگ جمل، زمانی که عمرو بن جرموز زبیر بن عوام را در حال کناره‌گیری از جنگ به صورت غیله (غافلگیرانه) کشت، امام قاتل وی را به آتش بشارت داد؛ زیرا زبیر در امان بود و کشتن او مصداق فتک و غدر تلقی می‌شد۔[۳۴] ابوصباح کنانی از امام جعفر صادق درباره همسایه‌ای که به امام علی دشنام می‌داد رخصت خواست تا او را به صورت پنهانی بکشد. امام صادق در پاسخ فرمود: «این کار ترور (فتک) است و رسول خدا از ترور نهی فرمود؛ همانا اسلام مانع ترور است»۔[۳۵]
  • عقل: عقل، کشتنِ انسانِ بی‌گناه و بدون مجوز را ظلم می‌داند و به‌طور مستقل، زشتیِ ظلم را درک می‌کند؛ بنابراین حرمت چنین کاری را نیز تأیید می‌کند. بر همین اساس، ترور که با سلب ناگهانیِ جان و برهم‌زدنِ امنیتِ انسان‌ها همراه است، از نظر عقل عملی کاری ناپسند و ممنوع است.[۳۶]

نمونه‌های تاریخی نفی ترور در تاریخ اسلام و ایران

در سیره بزرگان دین و رهبران مذهبی معاصر، پرهیز از مشی مسلحانه و ترور به عنوان یک اصل اخلاقی برجسته مطرح است:

  • اقدام مسلم بن عقیل در کوفه: شریک بن اعور به مسلم بن عقیل پیشنهاد داد تا عبیدالله بن زیاد را که به عیادتش می‌آمد، در پشت پرده غافلگیر کرده و ترور کند. مسلم از این کار خودداری کرد و علت آن را پایبندی به کلام پیامبر مبنی بر حرمت فتک (ترور پنهانی) اعلام نمود. [۳۷]
  • مخالفت امام خمینی با ترور حسن‌علی منصور: پیش از انقلاب اسلامی ایران، اعضای جمعیت مؤتلفه اسلامی نماینده‌ای به نجف گسیل داشتند تا برای ترور حسن‌علی منصور نخست‌وزیر وقت از امام خمینی اذن بگیرند؛ اما ایشان از صدور چنین حکمی استنکاف ورزید۔ امام خمینی اساساً کار مسلحانه و ترور را به عنوان استراتژی مبارزه رد می‌کرد و به آگاهی‌بخشی توده‌ها معتقد بود و حتی با اعدام پیش‌دستانه خسرو داد فرمانده نیروی هوایی پهلوی مخالفت نمود۔[۳۸]
  • موضع امام خمینی پس از انقلاب: امام خمینی اقدامات تروریستی و قتل‌های مخفیانه را برخاسته از ضعف عمیق عاملان آن می‌دانست و با مقایسه ترورهای پنهانی با اقدام آشکار ابن‌ملجم یا عباس‌آقا صراف قاتل امین‌السلطان، عاملانی را که پنهانی بمب‌گذاری یا ترور می‌کردند، به دلیل عدم شهامت رویارویی، فاقد مردانگی خوانده و ترور دزدکی را «تز نامردها» توصیف کرد. [۳۹]

پانویس

  1. آقاباقری و رضوی فرد، «واکنش تقنینی جمهوری اســامی ایــران در قبال اشخاص حقیقی و حقوقی تروریست»، فصلنامه تعالی حقوق، ۵.
  2. آقاباقری و رضوی فرد، «واکنش تقنینی جمهوری اســامی ایــران در قبال اشخاص حقیقی و حقوقی تروریست»، فصلنامه تعالی حقوق، ۶.
  3. آقاباقری و رضوی فرد، «واکنش تقنینی جمهوری اســامی ایــران در قبال اشخاص حقیقی و حقوقی تروریست»، فصلنامه تعالی حقوق، ۶.
  4. متفکر، جنگ روانی، ۱۵۶.
  5. «شخصیت‌های ایرانی که ترور بیولوژیک شدند/ نقطه مشترک و مرموز همه بیماران + تصاویر»، خبرگزاری دفاع مقدس.
  6. نصیریان مفیدی، شمس ناتری و شیدائیان، «بررسی مبانی و ادله فقهی حرمت ترور از منظر فقه شیعه و احناف»، فصلنامه پژوهش‌های فقه و حقوق اسلامی، ۲۸۹.
  7. نصیریان مفیدی، شمس ناتری و شیدائیان، «بررسی مبانی و ادله فقهی حرمت ترور از منظر فقه شیعه و احناف»، فصلنامه پژوهش‌های فقه و حقوق اسلامی، ۲۹۳.
  8. شیرودی، «اسلام و مساله ترور»، رواق اندیشه.
  9. شیرودی، «مواجهه سنت نبوی با مقوله ترور»، زمانه.
  10. آقاباقری و رضوی فرد، «واکنش تقنینی جمهوری اســامی ایــران در قبال اشخاص حقیقی و حقوقی تروریست»، فصلنامه تعالی حقوق، ۱۰.
  11. آقاباقری و رضوی فرد، «واکنش تقنینی جمهوری اســامی ایــران در قبال اشخاص حقیقی و حقوقی تروریست»، فصلنامه تعالی حقوق، ۶.
  12. آقاباقری و رضوی فرد، «واکنش تقنینی جمهوری اســامی ایــران در قبال اشخاص حقیقی و حقوقی تروریست»، فصلنامه تعالی حقوق، ۶.
  13. خواجوند و شیخ الاسلامی کندلوسی، «مسئولیت کیفری بین المللی ناشی از قتل هدفمند رهبران سیاسی: مطالعه موردی تحولات یمن و غزه»، دانشنامه فقه و حقوق تطبیقی، ۴.
  14. ستایش پور و هاشمی، «شهادت دکتر محسن فخری زاده از منظر نظام بین المللی حقوق بشر: حق حیات»، مطالعات حقوق بشر اسلامی، ۱۲.
  15. محمدی الموتی، جلالی و شوشتری، «حق حیات و سلب آن از منظر اسلام و حقوق بین‌الملل بشر با تأکید بر عملیات انتحاری»، دوفصلنامه علمی- پژوهشی انسان‌پژوهی دينی، ۱۵۲.
  16. محمدی الموتی، جلالی و شوشتری، «حق حیات و سلب آن از منظر اسلام و حقوق بین‌الملل بشر با تأکید بر عملیات انتحاری»، دوفصلنامه علمی- پژوهشی انسان‌پژوهی دينی، ۱۵۹.
  17. محمدی الموتی، جلالی و شوشتری، «حق حیات و سلب آن از منظر اسلام و حقوق بین‌الملل بشر با تأکید بر عملیات انتحاری»، دوفصلنامه علمی- پژوهشی انسان‌پژوهی دينی، ۱۵۳.
  18. محمدی ده چشمه، «تروریسم دولتی: پندار یا واقعیت؟!»، نشریه علمی پژوهش‌های حقوقی، ۳۸.
  19. مهرا و کارگری، «تروریسم یک نشانه روانی - اجتماعی یا یک ابزار سیاسی»، مجله پژوهشهای حقوق جزا و جرم شناسی، ۸۵.
  20. «اسماعيليان و ترورهای فدائيان (قسمت اول)»، خبرگزاری فارس.
  21. حیدرقلی زاده، بیگی و مطلبی، «دگردیسی مفهومی تروریسم از منظر حقوق بین‌الملل»، دو فصلنامه مطالعات حقوق بشر اسلامی، ۱۰۱ و ۱۱۳.
  22. حسن‌زاده، «ترور و گروه‌های ترور در تاریخ ایران»، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی.
  23. حسن‌زاده، «ترور و گروه‌های ترور در تاریخ ایران»، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی.
  24. بارسقیان، «مروری بر مبانی فکری و ترورهای گروه فرقان»، شهروند.
  25. مهرا و کارگری، «تروریسم یک نشانه روانی - اجتماعی یا یک ابزار سیاسی»، مجله پژوهشهای حقوق جزا و جرم شناسی، ۸۶.
  26. محمدی ده چشمه، «تروریسم دولتی: پندار یا واقعیت؟!»، نشریه علمی پژوهش‌های حقوقی، ۳۸.
  27. «آیت الله جوادی آملی شهادت سید حسن نصرالله را تسلیت گفت»، خبرگزاری ایرنا.
  28. این تعابیر با منطق ویکی سازوگار نیست. حضرت آیت‌الله
  29. «اطلاعیه شهادت حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی حسینی خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای.
  30. هاشمی، قناد و کنعانی، «بیوتروریسم (تروریسم بیولوژیکی) تهدید فرا روی حقوق بین‌الملل به مثابه نقض حقوق بشر»، فصلنامه علمی مطالعات حقوق بشر اسلامی، ۱۲.
  31. ولی زاده بریمانلو، حسینی و احتشامی، «رویکرد اسلام به مساله ترور (با تکیه بر آیات و روایات)»، ماهنامه علمی (مقاله علمی_پژوهشی) جامعه شناسی سیاسی ایران، ۲۹۰۲.
  32. شیرودی، «اسلام و مساله ترور»، رواق اندیشه.
  33. شیرودی، «مواجهه سنت نبوی با مقوله ترور»، زمانه.
  34. نصیریان مفیدی، شمس ناتری و شیدائیان، «بررسی مبانی و ادله فقهی حرمت ترور از منظر فقه شیعه و احناف»، فصلنامه پژوهش‌های فقه و حقوق اسلامی، ۲۹۵.
  35. شیرودی، «مواجهه سنت نبوی با مقوله ترور»، زمانه.
  36. نصیریان مفیدی، شمس ناتری و شیدائیان، «بررسی مبانی و ادله فقهی حرمت ترور از منظر فقه شیعه و احناف»، فصلنامه پژوهش‌های فقه و حقوق اسلامی، ۲۹۸.
  37. شیرودی، «مواجهه سنت نبوی با مقوله ترور»، زمانه.
  38. شیرودی، «اسلام و مساله ترور»، رواق اندیشه.
  39. شیرودی، «مواجهه سنت نبوی با مقوله ترور»، زمانه.

دیدگاه‌های ارزیابان

  1. مقاله دستخوش یک خلط اشکار شده است و آن خلط میان ترور و حرمت ترور ست. در قمست اول به صورت پراکنده بدون بررسی ادبیات علمی و گفتمانی مربوط به مباحث کلی در مورد ترور پرداخته تا ثابت کند که سیدحسن و رهبران جمهوری اسلامی ترور شده اند. اما چارچوب نظری و حقوقی این امر را بررسی نکرده است در قسمت دوم شروع کرده به اثبات حرمت ترور از منظر اسلام. در حالیکه این خود یک مدخل جداگانه است اولا ثانیا طرفی که ما با آنها مواجهه هستیم به شریعت باور ندارد. ضمن اینکه انهایی که ست به ترور دولتی می زنند خود را تروریسم نمی دانند و ما را متهم به ترور می کنند. لذا باید با زبان حقوقی و ادبیات جهانی ثابت شود که اقدامات ما به دفاع از مظلومین در سراسر عالم و یا اعمال فتوای حضرت امام در حق سلمان رشدی ترور نیست. لذا مقاله به دو مدخل تقسیم و هر کدام دقیق و کامل نگارش شود.
  2. خشونت عام است و تنها مصداق ان ترور نیست
  3. روی این مفهوم «مفاهیم مذهبی» دقت شود. تا کارهای استشهادی زیر سوال نرود
  4. کار فدائیان اسلامی انتحار خوانده شده است تا ترور.
  5. ؟؟
  6. بین بند اول و دوم خیلی فاصله زمانی زیاد است. علاوه برآن نمونه ها محدود به اینها نیست. نکته دیگر اینکه شما در پشینه می خواهد پیشینه ترور را بررسی کنید و یا پشینه ممنوع شدن ترور. به نظرم باید اشاره شود که از چه زمانی ترور ممنوع شد. این مهم است
  7. در این مقاله جای مصادیق باید کلیات بحث ترور از منظرهای سیاسی، حقوق بین الملل، کنوانسیون ها جهانی و دیگر اسناد بین المللی بررسی میشد. سپس مصادیق خود به خود جای خود را پیدا میکرد
  8. مساله ما تروریست هایی نیست که بشود با گفتمان شرعی آنها را از این عمل بازداشت. باید حقوق بین الملل و اسناد فرادستی جهانی را بررسی کرد.

منابع