موج اول فمینیسم

موج اول فمینیسم؛ جنبش سازمانیافتهای برای کسب حقوق قانونی و سیاسی پایه و اولیه برای زنان.
موج اول فمینیسم که با عنوان جنبش حق رأی زنان شناخته میشود، بهطور عمده در دهههای ۱۸۴۰ تا ۱۹۲۰ میلادی جریان یافت. این موج نخستین جنبش سیاسی سازمانیافته فمینیستی در غرب بود که با هدف کسب حقوق قانونی و سیاسی پایه برای زنان، در بستر تحولات فکری، اقتصادی و سیاسیاجتماعی شکل گرفت. خواستههای موج اول فمینیسم علاوه بر حق رأی، شامل اصلاحات حقوقی و فرهنگی و اصلاح نهادهای اجتماعی بود. نقطه اوج آن در اوایل قرن بیستم با کسب حق رأی در کشورهایی مانند انگلستان و آمریکا رقم خورد. موج اول فمینیسم، سنگ بنای مبارزات بعدی فمینیسم بود و بر اسناد بینالمللی مانند اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز اثر گذاشت.
تعریف
فمینیسم بهعنوان یک جنبش اجتماعی، بهطور معمول به دورههایی موسوم به امواج فمینیستی تقسیم میشود. هر موج بر پایه اولویتها، اهداف و راهبردهای غالب خود در یک مقطع تاریخی مشخص میشود. بهطور کلی، فمینیسم از مبارزه برای حقوق قانونی ابتدایی آغاز کرده و سپس به نقد ساختارهای فرهنگی، توجه به تنوع هویتی و در نهایت بهرهگیری از فناوری برای پیشبرد عدالت گسترش یافته است. موج اول فمینیسم، جنبشی سیاسی و اجتماعی در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم میلادی بود که با محوریت کسب حقوق اولیه شهروندی و سیاسی بهویژه حق رأی، شکل گرفت و جایگاه زنان بهعنوان دارایی مردان را به چالش کشید. موفقیت آن در تغییر قوانین کشورهای غربی، اگرچه محدود و اغلب نژادپرستانه بود، اما سنگ بنای مبارزات فمینیستی بعدی را گذاشت.[۱]
تاریخچه
موج اول فمینیسم که عمدتاً از دهههای ۱۸۴۰ تا ۱۹۲۰ میلادی جریان داشت، بهعنوان «جنبش حق رأی زنان» شناخته میشود و به طرفداران آن، سافرجت گفته میشد. این جنبش که نخستین حرکت سیاسی سازمانیافته فمینیستی در کشورهای غربی محسوب میشود، با هدف اصلی کسب حقوق قانونی و سیاسی پایه برای زنان، شکل گرفت.[۲] نقطه اوج این موج در دو دههٔ آغازین قرن بیستم میلادی با کسب حق رأی برای زنان در کشورهایی مانند انگلستان (۱۹۱۸م) و آمریکا (۱۹۲۰م) رقم خورد. موج اول فمینیسم با دستیابی به این هدف کلیدی فروکش کرد و دورهٔ فترتی تا حدود ۱۹۶۰م را تجربه کرد.[۳] با این حال، مبانی فکری و حقوقی که موج اول بنیان نهاد، بعدها در اسناد بینالمللی مانند اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر (۱۹۴۸م) تأثیر گذاشت و زمینهساز موجهای فمینیستی بعدی شد.[۴]
زمینههای شکلگیری
موج اول فمینیسم در تقاطع سه جریان شکل گرفت: بیداری فکری دربارهٔ حقوق انسان، نیاز اقتصادی نظام سرمایهداری به نیروی کار ارزان زنانه، و تجربه و فضای باز سیاسی-اجتماعی ایجادشده توسط انقلابها، جنگها و جنبشهای همعصر. این زمینهها همزمان هم خواست زنان برای تغییر را برانگیخت و هم امکان عملی و اجتماعی تحقق بخشی از خواستههای آنان مانند حق اشتغال و حق رأی را فراهم آورد.[۵]
تحولات معرفتی، فلسفی و کلامی
- تغییر کانون توجه از کلیسا به انسان: پس از رنسانس، انسان و حقوق ذاتی او به جای آموزههای کلیسا در مرکز توجه قرار گرفت.
- عقلگرایی و استقلال بشر: این باور تقویت شد که عقل انسان، مستقل از نهادهای مذهبی مانند کلیسا، قادر به اداره امور زندگی است.
- حسگرایی فلسفی: گزارههای معنادار به آنچه قابل تجربه و آزمایش باشد محدود شد و مفاهیم متافیزیکی و دینی مانند گناه نخستین، به حاشیه رانده شدند.
- نقد الهیات سنتی: نگاه سنتی کلیسا که زن را منشأ گناه و پلیدی میدانست، زیر سؤال رفت و جای خود را به ایدههای انسانمحور داد.[۶]
تحولات اقتصادی

- انقلاب صنعتی و رشد سرمایهداری: گذار از جامعه فئودالی به سرمایهداری صنعتی اتفاق افتاد.
- تقاضا برای نیروی کار ارزان: کارخانههای بزرگ برای افزایش تولید و کاهش هزینهها بهمنظور رقابت در بازارهای داخلی و خارجی، به کارگران کمتوقع، غیرماهر و با دستمزد اندک، نیاز مبرم داشتند.
- زن بهعنوان گزینه اقتصادی: زنان بهعنوان منبع جدید و کمهزینه نیروی کار برای تأمین این تقاضا شناسایی و جذب بازار کار شدند.
- تأثیر جنگهای جهانی: در طول جنگهای جهانی اول و دوم، با اعزام مردان به جبههها، نیاز به جایگزینی آنان در صنایع با نیروی کار زنان شدت یافت. این روند پس از جنگ نیز با بازسازی و نوسازی صنعتی ادامه پیدا کرد.[۷]
تحولات سیاسیاجتماعی
- الهام از انقلاب فرانسه: مباحث حقوقی مطرحشده پس از انقلاب فرانسه، بستر اولیه طرح مطالبات حقوقی زنان را فراهم کرد.
- همراهی با جنبشهای مردمی: شکلگیری و موفقیت نسبی دیگر جنبشهای اجتماعی معاصر مانند جنبش لغو بردهداری و جنبش ضد الکل، به فعالان زن همافزایی سیاسی، تجربه مبارزه و امید به نتیجهبخشی داد.
- تغییر افکار عمومی پس از جنگ: خشونتهای گسترده جنگ جهانی اول، روحیات مردانه را در اذهان عمومی تا حدی مقصر دانست و میل به صلح، انعطاف و نرمش که زنانه تلقی میشد را افزایش داد. این فضا، پذیرش عمومی برای حضور سیاسی و قانونی زنان را بیشتر کرد.[۸]
اهداف موج اول فمینیسم
هدف کلان فمینیستها در موج اول، به رسمیت شناختن زنان به عنوان انسانِ دارای حقوق، در مقابل نگاه شیءانگارانه و مالکانه مردان بود. این هدف در عمل، به طیف گستردهای از خواستههای عینی و رادیکال در زمان خود تبدیل شد که در اسنادی مانند کنوانسیون سنکا فالز (۱۸۴۸م) منعکس شده است.
اصلاحات سیاسی: مهمترین خواسته فمینیستها در موج اول، کسب حق رأی برای زنان بود که بهعنوان یک نماد، محوریترین مطالبه آنها شمرده میشد.[۹]
اصلاحات حقوقی و مدنی: شامل اعطای هویت حقوقی مستقل به زنان پس از ازدواج، حق مالکیت مستقل بر اموال و درآمد، حق درخواست طلاق و بازنگری در قوانین حضانت فرزندان، دستمزد برابر و ساعات کاری مناسب، فرصتهای برابر آموزشی با مردان.[۱۰]
نقد و اصلاح نهادهای اجتماعی: برخی فمینیستهای موج اول، ازدواج را ابزار اصلی ستم مردان و نهادی ناعادلانه میدانستند. نگاه کلی، مردان را ستمپیشگان تاریخی معرفی میکرد که زنان را به انقیاد کشیدهاند. در این چارچوب، برخی خواستار براندازی و برخی دیگر خواستار اصلاح روابط درون آن بودند. همچنین برخی خواستار ارائه تفسیرهای جدید از مسیحیت شدند که مؤید حقوق زنان باشد. الیزابت کدی استانتون در کتاب انجیل زنان، متون مقدس را بهدلیل ارائه تصویر تحقیرآمیز و فرودست از زنان، به چالش کشید. مطالبه حق ورود زنان به مراتب کلیسایی، از دیگر اهداف موج اول فمینیسم در نقد نهاد دین بود.[۱۱]
اصلاحات فرهنگی و اجتماعی: فمینیستها در موج اول، خواستار اصلاح لباس زنان شدند و با لباسهای تنگ و محدودکنندهای که نماد انقیاد و مانع فعالیت و سلامت زنان بود، به مخالفت برخاستند. در این راستا طرحهای جایگزین با راحتی و کارآمدی بیشتر، ارائه شد.[۱۲]
نقد وارد بر این اهداف
با وجود دامنه وسیع خواستهها و مشارکت برخی رهبران در جنبش لغو بردهداری، تمرکز اصلی موج اول عمدتاً بر زنان سفیدپوست طبقه متوسط بود. این نژادپرستی ساختاری باعث شد تا زنان رنگینپوست از دستاوردهای اولیه مانند حق رأی، محروم بمانند و برای دههها تا تصویب قانون حق رأی برای همه رنگینپوستان در ۱۹۶۵م در آمریکا، به مبارزه جداگانهای ادامه دهند.[۱۳]
افراد اثرگذار در موج اول فمینیسم
- مری ولستون کرافت: کتاب او با عنوان حقانیت حقوق زن (۱۷۹۲م) که از اولین آثار در حوزه فمینیسم بهشمار میرود بر شکلگیری موج اول فمینیسم اثرگذار بود. مری ولستون کرافت بر اهمیت آموزش و برابری زنان تأکید داشت و این کتاب را در مخالفت با اندیشه ژان ژاک روسو و موضع انقلاب فرانسه و بورژوازی کشورهایی نوشت که دختران را از برابری منع میکردند. این کتاب زمینههای طرح مباحث حقوق زنان را پس از انقلاب فرانسه در کشورهای غربی فراهم کرد.[۱۴]
- سوزان آنتونی: فعال حقوق زنان و از رهبران جنبش حق رأی زنان در آمریکا بود که به همراه الیزابت کدی استانتون، انجمن ملی حق رأی زنان را تأسیس کرد.[۱۵]
- الیزابت کدی استانتون: نویسنده، فعال اجتماعی و از رهبران جنبش حق رأی زنان در ایالات متحده بود. وی یکی از نویسندگان اصول عقاید سنکافالز بود که در اولین کنوانسیون حقوق زنان در سال ۱۸۴۸م مطرح شد.[۱۶]
پانویس
- ↑ «چهار موج اصلی فمینیسم؛ سیر تکوینی نهضت طرفداری از حقوق زنان در طول تاریخ»، وبسایت مورخ.
- ↑ توحیدفام و عیسیوند، «فمینیسم و دموکراسی در گذر تاریخ»، 1389ش، ص35.
- ↑ رضوانی، فمنیسم و رسانههای تصویری، 1385ش، ص13.
- ↑ اسفندیار، «روند ظهور فمینیسم در چهار قرن اخیر»، 1387ش.
- ↑ اسفندیار، «روند ظهور فمینیسم در چهار قرن اخیر»، 1387.
- ↑ مشیرزاده، از جنبش تا نظریه اجتماعی؛ تاریخ دو قرن فمینیسم، 1390ش، ص61 و 99.
- ↑ سینافر، «فمینیسم؛ تاریخچه، امواج، گرایشها و آثار مثبت و منفی جنبشها»، 1401ش، ص11.
- ↑ مشیرزاده، از جنبش تا نظریه اجتماعی؛ تاریخ دو قرن فمینیسم، 1390ش، ص52-59.
- ↑ مشیرزاده، از جنبش تا نظریه اجتماعی، 1382ش، ص72-73.
- ↑ مشیرزاده، از جنبش تا نظریه اجتماعی، 1382ش، ص69.
- ↑ مشیرزاده، از جنبش تا نظریه اجتماعی، 1382ش، ص74-76.
- ↑ مشیرزاده، از جنبش تا نظریه اجتماعی، 1382ش، ص68.
- ↑ «چهار موج اصلی فمینیسم؛ سیر تکوینی نهضت طرفداری از حقوق زنان در طول تاریخ»، وبسایت مورخ.
- ↑ زیبایینژاد، محمدرضا، «خاستگاه فمینیسم و دانشهای فمینیستی»، 1382ش، ص16.
- ↑ "Susan B. Anthony", Britannica.
- ↑ "Elizabeth Cady Stanton", Britannica.
منابع
- اسفندیار، سرور، «روند ظهور فمینیسم در چهار قرن اخیر»، خبرگزاری دانشجو، کد خبر:۱۰۵۵۸۳، ۱۳۸۷ش.
- توحیدفام، محمد و عیسیوند، لیلا، «فمینیسم و دموکراسی در گذر تاریخ»، فصلنامه علمیپژوهشی مطالعات روابط بینالملل، س۳، ش۱۳، ۱۳۸۹ش.
- «چهار موج اصلی فمینیسم؛ سیر تکوینی نهضت طرفداری از حقوق زنان در طول تاریخ»، وبسایت مورخ، تاریخ بازدید: ۱۰ شهریور ۱۴۰۴ش.
- رضوانی، سلمان، فمنیسم و رسانههای تصویری، قم، دفتر عقل، ۱۳۸۵ش.
- زیبایینژاد، محمدرضا، «خاستگاه فمینیسم در ایران»، حوراء، شماره ۳۳، ۱۳۸۸ش.
- سینافر، حبیب، «فمینیسم، تاریخچه، امواج، گرایشها و آثار مثبت و منفی جنبشها»، دهمین کنفرانس بینالمللی مدیریت و علوم انسانی در ایران، دانشگاه تهران، ۱۴۰۱ش.
- مشیرزاده، حمیرا، از جنبش تا نظریه اجتماعی: تاریخ دو قرن فمینیسم، تهران، شیرازه، ۱۳۸۱ش.
- "Elizabeth Cady Stanton", Britannica.
- "Susan B. Anthony", Britannica