آداب؛ مجموعه قواعد و دستورالعملهای رفتار در سبک زندگی.
![]() بوسیدن دست مادر توسط رضا بهرام، خواننده پاپ، در کنسرت سیوپنجمین جشنواره موسیقی فجر، تهران، ۲۵ بهمن ۱۳۹۸ش. | |
پادکست مقاله | 🡇
| |
| مشخصات مفهوم | |
|---|---|
| شاخه علمی | جامعهشناسی فقه |
| نوع مفهوم | نهاد اجتماعی |
| معنای اصطلاحی | مجموعه قواعد و دستورالعملهای رفتار انسان |
| حوزه کاربرد | روابط فردی و اجتماعی |
| تاریخچه و ریشه | |
| ریشه واژه | جمع ادب |
| اهمیت و ارتباط | |
| اهمیت | تنظیم روابط اجتماعی شکلدهی به رفتار |
| مرتبط با | اخلاق فرهنگ سبک زندگی |
آداب، بهعنوان مجموعهای از قواعد و دستورالعملهای رفتار انسان، مفهومی چندبعدی و زمینهمند است که در لغت بهمعانی چون حسن معاشرت، اخلاق حسنه، هیئت زیبا و پسندیده و ظرافت عمل به کار رفته و در اصطلاح، بسته به حوزهٔ کاربرد، معانی متفاوتی به خود میگیرد. این واژه در قرآن بهصراحت به کار نرفته، اما آیات متعددی به مفهوم آن در حوزههای گوناگون روابط فردی و اجتماعی اشاره دارند و در ابواب فقه اسلامی در سه معنای رفتارهای شایسته، تأدیب و تنبیه و علوم ادبی استعمال شده است. آداب در نسبت با مفاهیمی چون اخلاق، رسوم و هنجارهای اجتماعی جایگاه متمایزی دارد؛ گاه با اخلاق همسو و گاه از آن فاصله میگیرد و در چارچوب هنجارهای اجتماعی، یکی از انواع آن محسوب میشود. آداب به دو دسته فردی و اجتماعی تقسیم میشود و بر اساس خاستگاه، به آداب دینی و غیردینی قابل تفکیک است و در طول تاریخ و تحت تأثیر تحولات فرهنگی، اقتصادی و فناورانه دستخوش دگرگونی میشود.
مفهومشناسی
معنای لغوی
آداب جمع ادب است و در لغت بهمجموعهای از معانی اخلاقی و رفتاری اشاره دارد که شامل حسن معاشرت، حسن محضر، طور و طریق پسندیده، اخلاق حسنه، فضیلت، حسن احوال در قیام و قعود، حسن اخلاق و اجتماع ویژگیهای پسندیده میشود. این واژه همچنین بهمعنای راه و رسم، شکفتگی، اندازه و حد هر چیز را نگاه داشتن نیز به کار رفته است.[۱] همچنین ادب و تأدیب بهمعنای دارای آداب نیکوشدن، با تربیتشدن، تربیت نیکوگرفتن، با فرهنگشدن، خوشذوق شدن، خود را با فرهنگ و تربیت نشاندادن آمده است.[۲]
معنای اصطلاحی
برخی جامعهشناسان آداب را بخشی از رسوم اجتماعی میدانند که برای خوشایند دیگران صورت میگیرند؛ مانند آداب غذاخوردن[۳] و بیشتر برای اشاره به هر الگوی قاعدهمند در امر تعامل با دیگران به کار میرود.[۴] آداب، جلوه ظاهری و مطبوع عمل است که با هدف صورتبخشی به رفتار، ارضای میل طبیعی، جلب توجه متقابل، نظمبخشی به کنشهای متقابل اجتماعی، تقویت روابط انسانی و پیشبینی رفتارها گزینش شده و به نمایش گذاشته میشود.[۵] برخی محققان، آداب را ظرافت عمل و هیئت زیبا و پسندیدهای تعریف کردهاند که طبع و سلیقه، سزاوار میداند هر عمل مشروعی، چه اسلامی باشد مانند دعا و چه مشروع عقلی باشد مانند دیدار دوستان، بر طبق آن هیئت واقع شود.[۶] در اصطلاح فرهنگشناسی بر فرمهای اجتماعی دلالت میکند و به مجموعهای از قوانین و قواعد جاری در جامعه اطلاق میشود که معادل فرهنگ است.[۷] در علم جامعهشناسی، آداب و فرهنگ از هم تفکیک میشود.[۸]
مفاهیم مرتبط
آداب و اخلاق
آداب و اخلاق دو مفهوم مرتبط اما متمایزند که در حوزه رفتار انسانی جایگاه متفاوتی دارند. اخلاق به ارزشها و بایدها و نبایدهایی اشاره دارد که ریشه در فطرت، عقل، وحی و وجدان انسانی داشته و بهغایت و سعادت انسان مربوط میشود، در حالی که آداب به هیئت ظاهری و شکل بیرونی رفتار اشاره دارد که در قالب عرف، رسوم و هنجارهای اجتماعی نمود مییابد.[۹]
برخی از محققان نسبت میان آداب و اخلاق را در چند محور بررسی کرده است:
- آداب و اخلاق در برخی موارد برهم منطبقاند، بهویژه در جوامعی که ارزشهای اخلاقی با هنجارهای اجتماعی همسو هستند؛
- در برخی موارد آداب و اخلاق از هم فاصله میگیرند، بهویژه هنگامی که آداب به ظاهر رفتار محدود شده و از محتوای اخلاقی تهی میشود؛
- آداب میتواند بستری برای تحقق اخلاق باشد، زیرا رعایت آداب در روابط اجتماعی، زمینهساز شکلگیری فضایل اخلاقی میشود؛
- اخلاق میتواند معیار نقد آداب قرار گیرد، بهگونهای که آداب ناسازگار با ارزشهای اخلاقی مورد بازنگری قرار میگیرد. ازاینرو، نسبت آداب و اخلاق را میتوان نسبت میان ظاهر و باطن، شکل و محتوا، و عرف و ارزش دانست که در جوامع مختلف و در دورههای تاریخی متفاوت، صور گوناگونی به خود گرفته است.[۱۰]
آداب و رسوم
بهطور معمول این دو کلمه با هم به کار میروند و به یک معنا تلقی میشوند؛[۱۱] زیرا آداب و رسوم هر دو به رفتارهای پذیرفتهشده و متداول در جامعه اشاره دارند که در قالبهای گوناگونی چون گفتار، کردار، پوشش، خورد و خوراک، آیینهای جمعی و مناسک اجتماعی نمود مییابند و از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند. این هنجارها برخلاف اخلاق که ریشه در فطرت و عقل دارد، عمدتاً بر عرف و سلیقه جمعی استوار است و در جوامع مختلف، صور متفاوتی به خود میگیرد. آداب و رسوم گاه با ارزشهای اخلاقی همسو هستند و گاه تنها بهعنوان شکلی از نظم اجتماعی و هماهنگی جمعی عمل میکنند. این هنجارها در طول تاریخ دستخوش تحول میشود و عوامل گوناگونی چون تغییر شرایط اقتصادی، تحولات فرهنگی، ارتباط با جوامع دیگر و ظهور فناوریهای نوین در دگرگونی آن نقش دارند. با وجود این، برخی از آداب و رسوم به دلیل ریشهداشتن در هویت جمعی، در برابر تغییر مقاومت نشان میدهند و بهعنوان میراث فرهنگی حفظ میشوند.[۱۲] برخی میان آداب اجتماعی و رسوم تمایز قایل شدهاند؛ آداب اجتماعی رفتارهایی هستند که در رابطه با دیگران و برای خوشآمد آنان صورت میگیرند و انسانها در پیروی از آنها بهطور عموم آگاهی ندارند، در حالی که رسوم اجتماعی بر اثر تکرار فراوان و تثبیت کنشهای متقابل شکل میگیرند و مردم مدت بیشتری به آنها عمل کرده و دلیل رفتار خود را با استدلال توجیه میکنند.[۱۳]
آداب و هنجارهای اجتماعی
به نظر جامعهشناسان آداب از سنخ قواعد و هنجارهای اجتماعی بوده و مانند سایر هنجارها، ترجمان عینی مجموعهای از ارزشهای اجتماعی متناسب است. هنجارها بهطور معمول طیفی از ارزشهای پذیرفتهشده را نمایندگی میکنند. هنجارهای مقبول در یک جامعه همچنین با میانجی ارزشها بر نظامی از باورها و اندیشههای بنیادین مبتنی بوده و آداب نیز جلوهٔ ظاهری رفتار انسان است.[۱۴] براساسبرخیدیدگاهها، هنجارهای اجتماعی عام است و طیف گستردهای از رفتارها مانند سلام و احوالپرسی و آداب مهمانداری و ازدواج تا قوانین رسمی مانند قوانین رانندگی را در بر میگیرد؛ با این تفاوت که برخی از این هنجارها غیررسمی و بر پایه عرف و سنت شکل گرفتهاند و برخی دیگر رسمی بوده و رعایت نکردن آنها مجازات قانونی به دنبال دارد.[۱۵] آداب در این چارچوب، یکی از انواع هنجارهای اجتماعی محسوب میشود که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به تنظیم رفتار انسان در تعامل با دیگران مربوط است.[۱۶]
آداب و سبک زندگی
آداب، جزئی بوده و رفتارهای ساده و جلوههای ظاهری آن وقتی بهصورت یکپارچه و نظاممند در نظر گرفته میشود، سبک زندگی را شکل میدهد؛ مانند مصرف، معاشرت، لباسپوشیدن، حرفزدن، تفریح، اوقات فراغت، آرایش ظاهری، طرز خوراک، معماری شهر و بازار و منازل و دکوراسیون منزل، در یک بستهٔ کامل از سبک زندگی قرار دارند. این جلوههای رفتاری ظهور خارجی شخصیت انسان در محیط زندگی و نشانی از باورها، ارزشها و علاقههای او است و ترکیب آنها ترکیب شخصیت فردی و اجتماعی انسان را آشکار میکند. از این نظر، آداب از اجزا و عناصر مهم سبک زندگی محسوب شده است.[۱۷]
خاستگاه و کارکردهای آداب
به باور جامعهشناسان آداب بهطور عمده از دین، اخلاق، زمینهها و ضرورتهای فرهنگی اجتماعی، تجربههای زیستی، مصلحتسنجیهای عقلایی، قراردادهای اجتماعی، استحسانات ذوقی و تخیلی نشأت گرفته و در کنار دیگر هنجارهای اجتماعی کارکردهای خاصی، بهویژه در شکلدهی به رفتار دارد.[۱۸] برایمثالرعایت آداب در معاشرت، از جمله احترام به دیگران، جادادن به واردشوندگان، سلامکردن، نرمی در گفتار، اجابت دعوت و وفای به عهد، موجب گسترش دایره تعاملات اجتماعی و تسهیل امور جمعی میشود. در مقابل، بیتوجهی به آداب معاشرت، از جمله اختلافافکنی، استهزا، تجسس و گفتار خشونتآمیز، روابط اجتماعی را دچار اختلال ساخته و معاشرت سالم را دشوار میسازد. آداب اجتماعی همچنین با ایجاد چارچوبی برای رفتار ضابطهمند و سنجیده با افراد پیرامون، زمینه کاهش مشکلات اجتماعی و فراهمسازی زندگی آرامتر را به وجود میآورد.[۱۹]
عوامل پذیرش آداب
خردگرایی، نوع باور به خدا، انسان، طبعیت و سعادت، آموزش رسمی و غیررسمی و دوستان و همنشینهای انسان، در پذیرش گونههای مختلف آداب اثرگذار است. بهعنوان نمونه اعتقاد به جایگاه ویژهای که خداوند برای انسان در نظر گرفته است، اعتقاد به اینکه قرب الهی، عامل خوشبختی انسان است، اعتقاد به محوریت اعتدال در زندگی اجتماعی و اعتقاد به رابطهای که میان ظاهر و باطن انسان وجود دارد، زمینهساز پذیرش آداب ویژهای در سبک زندگی است. همچنین اعتقاد به تقدس رفتارها حتی رفتارهایی که انسان در اوقات فراغت انجام میدهد، در انتخاب نوع رفتار انسان بهشدت تأثیرگذار است.[۲۰]
آداب در اسلام
آداب در قرآن و حدیث
واژهٔ آداب و ادب در قرآن به کار نرفته است، اما در آیات فراوانی به مفهوم آن که مجموعه گستردهای از روابط فردی و اجتماعی را در بر میگیرد، اشاره شده و چارچوبی برای تنظیم رفتار فردی و اجتماعی در حوزههای مختلف زندگی ارائه میدهند. در این چارچوب، قرآن آداب عمومی را در حوزههای گوناگونی تنظیم کرده است؛ از جمله قواعد و اصول حضور در مکانهای مقدس،[۲۱] برخورد با پیامبر،[۲۲] برخورد با پدر و مادر،[۲۳] برخورد پدر با فرزند،[۲۴] ورود به خانه دیگران،[۲۵] مهمانی،[۲۶] جای دادن به دیگران در مجالس،[۲۷] برخورد با نادانان،[۲۸] انفاق،[۲۹]سلام کردن،[۳۰] برخورد با مخالفان عقیدتی،[۳۱] بهکاربردن الفاظ کنایی در مسائل جنسی،[۳۲] ورود به خلوت زن و شوهر،[۳۳] نامهنگاری،[۳۴] برخورد با مالیاتدهندگان،[۳۵] راه رفتن،[۳۶] برخورد با خطاکاران،[۳۷] ادب شاگرد در برابر استاد[۳۸] و ادب برخورد با مرد نامحرم.[۳۹] در منابع روایی نیز آداب بهمعنای تبلور ارزشهای فطری، دینی، عقلی و اجتماعی در گفتار و کردار به کار رفته و همچنین در معنای تربیت نیز استعمال شده است.[۴۰]
آداب در فقه اسلامی
آداب در ابواب متعدد فقه اسلامی در همان معنای لغوی خود به کار رفته است، اما با توجه به تعدد معنای لغوی، در بیشتر کتابها و ابواب فقهی، عنوانی برای بیان آداب آن باب قرار داده شده است؛ مانند آداب نماز، روزه، حج، جهاد، اعتکاف، دعا، تجارت، قضاء، ازدواج، معاشرت، خوابیدن، سفر، زیارت، احتضار، تکفین و تدفین. سه معنای کلی برای آداب در ابواب فقهی ذکر شده است؛ نخست، رفتارها و گفتارهای شایسته که در بیشتر ابواب فقه مورد نظر فقیهان است و به مجموعه رفتارها و خصلتهای شایستهای اشاره دارد که فعل یا ترک آنها از دیدگاه شارع، موجب حسن و کمال فعلی میشود که حکم شرعی به آن تعلق گرفته است؛ مانند آداب نماز ورزه. دوم، تأدیب و تنبیه که در باب تعزیرات به کار رفته و بهمعنای ادبکردن است، تا جایی که در برخی موارد، واژه آداب جایگزین کلمه تعزیرات شده: کتاب الحدود و الآداب. سوم، علوم ادبی که در باب تجارت، در بحث فروختن کتابهای مربوط به ادب یا آموزش آداب و گرفتن مزد در برابر آن، به کار رفته است.[۴۱][۴۲]
آداب در عرفان اسلامی
در ادبیات عرفانی مراد از آداب، رسوم، قواعد و سنتهایی است که رعایت آن در شریعت و طریقت عرفانی لازم است؛ برای مثال، اصول آداب معاشرت و صحبت با مردم از نظر عارفان آن است که در هر تعامل با مردم علم و بزرگداشتن شریعت نیاز بوده و باید سنت و اهل آن را گرامی داشت و از بدعت و اهل آن پرهیز کرد. از جایی که احتمال تهمت و گمان میرود، باید دور بود و در پرستش خدا از وسواسها، عادتهای ریا، جهل و تنبلی باید اجتناب کرد.[۴۳]
انواع آداب
آداب فردی
آداب فردی به ضوابط و اصولی گفته میشود که ملاک آن، تنظیم رفتار شخص با خویشتن است و اثر مستقیم آن بهطور عمده به خود فرد بازمیگردد؛ این آداب چارچوبی برای ساماندهی به زندگی شخصی فرد فراهم میآورد و شامل آن دسته از ضوابط و اصول شرعی و عرفی است که هر فرد با رعایت آنها میتواند از مزایا و محاسن آن بهرهمند شود. این آداب حوزههای گوناگون رفتار فرد را در بر میگیرد؛ از آداب خوردن و آشامیدن که به نظم و ساماندهی به رفتار فرد در این زمینه میپردازد، تا آداب نشستن و برخاستن که نحوه حضور او در فضاهای مختلف را تنظیم میکند، آداب راهرفتن که به شیوهٔ حرکت او سامان میدهد، آداب خوابیدن که به نظم استراحت و بازیابی توان او مربوط میشود، آداب لباس پوشیدن که به نحوهٔ پوشش و آراستگی ظاهری او اشاره دارد، و آداب عبادتکردن که به چگونگی انجام فرایض دینی و ارتباط فرد با خداوند میپردازد.[۴۴]
آداب اجتماعی
آداب اجتماعی به ضوابط و اصولی گفته میشود که ملاک آن، تنظیم تعامل فرد با دیگران است و تحقق آن بدون حضور طرف مقابل موضوعیت ندارد. با توجه به آنکه انسان موجودی اجتماعی است، وجود ضوابط و اصولی برای ارتباط اعضای جامعه با یکدیگر ضروری مینماید که به این دسته از ضوابط و اصول شرعی و عرفی، آداب اجتماعی گویند. افراد با رعایت این آداب، ضمن کسب ارزش و شخصیت برای خود، موجب تسهیل و تسریع امور و کاهش مشکلات اجتماعی میشوند و زمینه را برای زندگی آرامتر همنوعان خود فراهم میآورند. روابط اجتماعی متناسب با موقعیت و شرایط افراد، در قالبهای مختلفی انجام میگیرد؛ گاهی به صورت صله رحم و ارتباط با اقوام و بستگان، گاهی عیادت از بیماران، گاهی احترام به همسایگان و کمک به مستمندان، و گاهی نیز شرکت در مجلس عقد و عروسی یا مشارکت در مراسم سوگ و تسلیتگویی. همه اینها نوعی رابطه و معاشرت است که نشاندهنده منش انسانی و فرهنگ اخلاقی هر فرد و جامعه محسوب میشود.[۴۵][۴۶]
آداب دینی و غیردینی
آداب به اعتبار خاستگاه آن به آداب دینی و غیردینی تقسمی میشود: آداب دینی به آن دسته از ضوابط و اصولی گفته میشود که از سوی شارع وضع شده و از نظر شرعی، رعایت آنها مستحب یا لازم تلقی میشود؛ مانند آداب دعا، آداب زیارت، آداب نماز و آداب حج که در متون دینی به تفصیل بیان شدهاند. در مقابل، آداب غیر دینی به آن دسته از هنجارها و رفتارهای پذیرفتهشده در جامعه اشاره دارد که ریشه در عرف، سلیقه جمعی و سنتهای اجتماعی دارند و الزاماً پشتوانهٔ شرعی ندارند؛ مانند بسیاری از آداب معاشرت، پذیرایی از مهمان، شیوههای گفتار و رفتار در مجالس و رسوم مربوط به مناسبتهای اجتماعی. برخی از آداب غیر دینی ممکن است در طول زمان بهدلیل همسویی با ارزشهای دینی، رنگ و بوی شرعی به خود بگیرند و بهعنوان آداب دینی شناخته شوند و برعکس؛ برخی آداب دینی نیز ممکن است در جوامع مختلف با صور متفاوتی از عرف ترکیب شوند.[۴۷][۴۸]
آداب در جوامع اسلامی
در جوامع اسلامی با اینکه اشتراک در بنیادهای اعتقادی، آرمانی، ارزشی و هنجاری برگرفته از اسلام وجود دارد، اما در سطوحی از زندگی اجتماعی بهتبع گفتمانهای فرهنگی، شیوههای قومی، تجربههای تاریخی، ذوقهای زیباشناختی، ظرفیتهای محیطی، اقتضائات بومشناختی، موقعیتهای جغرافیایی، ارتباطات میانفرهنگی، مرحلهٔ تمدنی و انتظارات جمعی وضعیتهای متفاوتی دارند که در نحوهٔ گزینش نظامهای هنجاری مورد نیاز از جمله آداب و رسوم انعکاس مییابد.[۴۹]
دگرگونی آداب در ایران معاصر
امروزه مردم بهویژه جوانان در جریان وسیع اطلاعات قرار گرفتهاند و تبادل اطلاعات آنان با دنیای مدرن و فرهنگهای مختلف، موجب پیدایش پیدرپی ارزشها و آداب نو شده است. از طرف دیگر رشد تحصیلی جوانان، افزایش استفاده از رسانههای نوین نظیر اینترنت و ماهواره و نیز دسترسی به اطلاعات گسترده و فضای مجازی، اشتغال زنان، آزادیهای نسبی، حق انتخاب، تغییر سبک زندگی افراد و همچنین تغییر گروه مرجع از جمله زمینههای دگرگونی آداب و ارزشهای دینی، اجتماعی و خانوادگی میان جوانان است. پذیرش هنجارهای رقیب در جامعه ایرانی، بهخصوص در آداب همسرگزینی، شیوهٔ دوستیابی، روش گذران اوقات فراغت، رابطه با جنس مخالف، نگرش و رفتار دینی و انتخاب در مصرف کالاهای فرهنگی افزایش یافته است.[۵۰]
پانویس
- ↑ دهخدا، لغتنامه، ۱۳۷۳، ج۱، ص۱۳۱۳–۱۳۱۶.
- ↑ آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی-فارسی، ۱۳۸۸ش، ص۶.
- ↑ برن و کف، زمینهٔ جامعهشناسی، 1357ش، ص156.
- ↑ آبرکرامبی و دیگران، فرهنگ جامعهشناسی، 1376ش، ص223.
- ↑ شرفالدین، «نسبت میان اخلاق و آداب»، 1393ش، ص70.
- ↑ طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۳۸۶ش، ج۶، ص۳۶۶.
- ↑ حسینی، فرهنگ معارف و معاریف، 1376ش، ج8، ص49.
- ↑ امینپور و امینپور، «آداب اجتماعی در تفسیر المیزان»، 1393ش، ص16.
- ↑ شرف الدین، «نسبت میان اخلاق و آداب»، 1393ش، ص۷۴.
- ↑ شرف الدین، «نسبت میان اخلاق و آداب»، 1393ش، ص۷۵–۸۰.
- ↑ «آداب ورسوم»، وبسایت پرسمان.
- ↑ شرف الدین، «نسبت میان اخلاق و آداب»، 1393ش، ص۷۵–۸۰.
- ↑ رفیعپور، کندوکاوها و پنداشتهها، 1368ش، ص209.
- ↑ شرف الدین، «نسبت میان اخلاق و آداب»، 1393ش، ص71
- ↑ «هنجارهای اجتماعی چیست و چه انواعی دارد؟»، وبسایت دانشگاه تهران.
- ↑ میریان، صمدانیان، «هنجارهای اجتماعی از دیدگاه نهج البلاغه»، ۱۳۸۸ش، ص۱۳۰–۱۳۲.
- ↑ شریفی، همیشه بهار: اخلاق و سبک زندگی اسلامی، 1397ش، ص28.
- ↑ ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، 1404ق، ج20، ص260.
- ↑ «آداب معاشرت اجتماعی از نظر قرآن و اسلام»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه.
- ↑ حسینزاده، سبک زندگی: زمینههای پذیرش آداب، 1393ش، ص86.
- ↑ سورهٔ احزاب، آیهٔ ۵۳.
- ↑ سورهٔ حجرات، آیهٔ ۲۴.
- ↑ سورهٔ اسرا، آیه۲۳–۲۴.
- ↑ سورهٔ صافات، آیهٔ ۱۰۲.
- ↑ سورهٔ نور، آیهٔ ۲۷–۲۸.
- ↑ سورهٔ ذاریات، آیهٔ ۲۴–۲۶.
- ↑ سورهٔ مجادله، آیهٔ ۱۱.
- ↑ سورهٔ فرقان، آیه۶۳.
- ↑ سورهٔ بقره، آیهٔ ۲۶۲.
- ↑ سورهٔ نور، آیهٔ ۲۷.
- ↑ سورهٔ انعام، آیه۱۰۸.
- ↑ سورهٔ بقره، آیهٔ ۱۸۷.
- ↑ سورهٔ نور، آیهٔ ۵۸–۵۹.
- ↑ سورهٔ نمل، آیهٔ ۳۰–۳۱.
- ↑ سورهٔ توبه، آیهٔ ۱۰۳.
- ↑ سورهٔ لقمان، آیهٔ ۱۸–۱۹.
- ↑ سورهٔ یوسف، آیهٔ ۹۲.
- ↑ سورهٔ کهف، آیهٔ ۶۶–۶۹.
- ↑ سورهٔ احزاب، آیهٔ ۳۲.
- ↑ محمدی ریشهری، حکمتنامه پیامبر اعظم، ۱۳۸۷ش، ج۸، ص۳۲–۳۵.
- ↑ هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهلبیت، ۱۳۸۲ش، ج۱، ۱۰۸–۱۰۹.
- ↑ مؤسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص123.
- ↑ سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، 1362ش، ج1، ص11.
- ↑ محدثی، اخلاق معاشرت، 1386ش، ص16.
- ↑ حسینزاده، سبک زندگی: زمینههای پذیرش آداب، 1393ش، ص29.
- ↑ محدثی، اخلاق معاشرت، 1386ش، ص16.
- ↑ شرف الدین، «نسبت میان اخلاق و آداب»، 1393ش، ص۸۲.
- ↑ حسینزاده، سبک زندگی: زمینههای پذیرش آداب، ۱۳۹۳ش، ص29.
- ↑ شرفالدین، «نسبت میان اخلاق و آداب»، 1393ش، ص79.
- ↑ ریاحی و داراییزاده، «مدرنیته، سبک زندگی جوانان ایرانی و آسیبهای اجتماعی فراروی آن»، 1392ش، ص158.
منابع
- قرآن کریم.
- آبرکرامبی، نیکلاس و دیگران، فرهنگ جامعهشناسی، ترجمه حسن پویان، تهران، چاپخش، ۱۳۷۶ش.
- «آداب معاشرت اجتماعی از نظر قرآن و اسلام»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۱۴ بهمن ۱۳۹۴ش.
- «آداب ورسوم»، وبسایت پرسمان، تاریخ درج مطلب: ۳۱ فروردین ۱۳۹۲ش.
- آذرنوش، آذرتاش، فرهنگ معاصر عربی-فارسی، تهران، نی، ۱۳۸۸ش.
- ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، قم، مکتبه آیتالله العظمی المرعشی النجفی، ۱۴۰۴ق.
- «ادب»، وبسایت پژوهه، تاریخ درج مطلب: ۲۴ آبان ۱۳۹۳ش.
- امینپور، فاطمه و امینپور، معصومه، «آداب اجتماعی در تفسیر المیزان»، مجلهٔ معرف، سال بیستوسوم، شمارهٔ ۲۰۲، مهر ۱۳۹۳ش.
- امینپور، فاطمه و امینپور، معصومه، «آداب گفتاری حاکم بر سبک زندگی اسلامی از دیدگاه قرآن»، مجلهٔ معرفت، سال ۲۲، شمارهٔ ۱۸۵، اردیبهشت ۱۳۹۲ش.
- برن، آگ و نیم کف، زمینهٔ جامعهشناسی، اقتباس، ا.ح. آریانپور، تهران، شرکت سهامی کتابهای جیبی، ۱۳۵۷ش.
- حسینزاده، علی، سبک زندگی: زمینههای پذیرش آداب، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۹۳ش.
- حسینی، مصطفی، فرهنگ معارف و معاریف، قم، دانش، ۱۳۷۶ش.
- دانشنامه زبان و ادب فارسی، زیر نظر اسماعیل سعادت، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۴ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، تهران، روزنه، ۱۳۷۳ش.
- رفیعپور، فرامرز، کندوکاوها و پنداشتهها، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۶۸ش.
- ریاحی، محمداسماعیل و داراییزاده، علی، «مدرنیته، سبک زندگی جوانان ایرانی و آسیبهای اجتماعی فراروی آن»، مجلهٔ مطالعات راهبردی ورزش و جوانان، دورهٔ ۱۲، شمارهٔ ۲۰، شهریور ۱۳۹۲ش.
- سجادی، جعفر، فرهنگ معارف اسلامی، تهران، شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، ۱۳۶۲ش.
- شرفالدین، سیدحسین، «نسبت میان اخلاق و آداب»، مجلهٔ معرفت، سال پنجم، شمارهٔ اول، بهار و تابستان ۱۳۹۳ش.
- شریفی، احمدحسین، همیشه بهار: اخلاق و سبک زندگی اسلامی، قم، دفتر نشر معارف، ۱۳۹۷ش.
- طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعة مدرسین حوزة علمیه قم، ۱۳۸۶ش.
- گولد، جولیوس و ویلیام ل. کولب، فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمهٔ جمعی از مترجمان، تهران، مازیار، ۱۳۶۷ش.
- لوئیس، برنارد، زبان سیاسی اسلام، ترجمه غلامرضا بهروز لک، قم، دفتر تبلیغات، ۱۳۷۸ش.
- محدثی، جواد، اخلاق معاشرت، قم، مؤسسه بوستان کتاب، ۱۳۸۶ش.
- محمدی ری شهری، محمد و همکاران، حکمتنامه پیامبر اعظم، قم، دارالحدیث، ۱۳۸۷ش.
- مطهری، مرتضی، اسلام و نیازهای زمان زمان، تهران، صدرا، ۱۳۸۱ش.
- مؤسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامی، فرهنگ فقه، قم، مؤسسه دایرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب، ۱۳۸۷ش.
- میریان، فردوس، صمدانیان، محسن، «هنجارهای اجتماعی از دیدگاه نهج البلاغه»، مجلهٔ علوم قرآن و حدیث، شماره ۸۲، ۱۳۸۸ش.
- هاشمی شاهرودی، محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهلبیت، قم، مؤسسه دایرةالمعارف فقه اسلامی بر مذهب اهلبیت، ۱۳۸۲ش.
- «هنجارهای اجتماعی چیست و چه انواعی دارد؟»، وبسایت دانشگاه تهران، تاریخ درج مطلب: ۲۴ دی ۱۴۰۳ش.
- وجدانیفخر، قدتالله، راهنمای انس و مودت، یا، آداب معاشرت، بیجا، ۱۳۴۰ش.
