Notice: Unexpected clearActionName after getActionName already called in /mnt/extra/irnt/w/includes/context/RequestContext.php on line 333 روانشناسی - ایرانپدیاپرش به محتوا
روانشناسی، مطالعهٔ علمی رفتار و فرآیندهای روانی و کاربست آن در زندگی.
روانشناسی، امروزه در سبک زندگی انسانها تأثیر بسزایی دارد و در حوزههای مختلفی مانند سلامت روان، آموزش و تربیت استفاده میشود. اگرچه دانش مرتبط به روان یا نفس انسان متناسب با سبک زندگی و فرهنگ در اداور تاریخ و تمدنهای مختلف وجود داشته است. اما روانشناسی مدرن از جهت نظری و عملی محصول سبک زندگی مدرن و خالق سبک زندگی متناسب با خود است. از همین رو، استفاده از آن در حل مشکلات سبکهای زندگی دیگر با چالشهای جدی مواجه است. از سوی دیگر تنگناهای زندگی و گردشهای مالی روانشناسی و نقش آن در ایجاد شغل، روانشناسی را به یک عنصر حتمی در سبک زندگی امروزی تبدیل کرده است.
مفهومشناسی روانشناسی
روانشناسی، در اصطلاح رایج مطالعهٔ علمی تجربی رفتار، فرایندهای ذهنی و تجربیات انسان است. این علم به دنبال درک عمیقتری از چگونگی تفکر، احساس و رفتار انسانها است. روانشناسان با استفاده از روشهای علمی مختلف، به بررسی عوامل مؤثر بر رفتار انسان، از جمله عوامل زیستی، روانی و اجتماعی میپردازند.[۱] روانشناسی مدعی است که با شناخت بهتر فرایندهای ذهنی و رفتاری، به بهبود کیفیت زندگی افراد، درمان اختلالات روانی و حل مسائل اجتماعی کمک میکند.[۲] مفهوم «روان» در روانشناسی، تفسیرهای متعددی دارد؛ برخی، روان را بهعنوان ذهن و مجموعهای از فرآیندهای شناختی تعریف کردهاند و بعضی دیگر، آن را به رفتار و واکنشهای قابل مشاهده محدود میکنند.[۳]
تاریخچهٔ روانشناسی را میتوان در پیوند با سبک زندگی و جهانبینیهای حاکم بر هر دوره مشاهده کرد. در یونان باستان، زندگی مردم با اندیشههای فلسفی عمیقی شکل میگرفت؛ فیلسوفانی چون افلاطون و ارسطو به درک و تحلیل «نفس» توجه داشتند و مفاهیمی چون «ذهن سهگانه» را معرفی کردند. آنها باور داشتند که نفس با ویژگیهای اخلاقی و رفتاری انسان پیوند دارد و به همین دلیل، روانشناسی اولیهٔ آن دوره با نگاهی فلسفی و اخلاقمحور مطرح شد.
این نگاه فلسفی در طب باستان نیز تأثیرگذار بود؛ بقراط، با رد خرافات، رویکرد علمیتری به اختلالات روانی ارائه داد و جالینوس با نظریه «اخلاط چهارگانه» تأکید کرد که زندگی انسان و روان او به تعادل این اخلاط وابسته است. این نظریه بعدها در تمدن اسلامی و با اندیشههای ابنسینا بسط یافت و با زندگی روزمرهٔ مردم ارتباط بیشتری برقرار کرد.[۴]
تمدنهای چین، هند و ایران نیز بهطور مستقل به مطالعهٔ روان و رفتار انسان پرداختهاند.[۵] در دوران اسلامی، اندیشمندان مسلمان همانند ابنسینا[۶] و ملاصدرا،[۷] با تلفیق فلسفهٔ یونانی و مباحث دینی، روان را تحت عنوان نفس بهعنوان جوهر مستقل و الهی مطالعه میکردند. این رویکرد که به کنترل غرایز و کمال معنوی انسان توجه داشت، با سبک زندگی و فرهنگ دینی آن زمان گره خورده بود.[۸]
گذار به روانشناسی مدرن در بستر علمگرایی
در پی حاکمیت علم مدرن و تفسیر اومانیستی از انسان و نفی هستی فرا طبیعی، سبک زندگی به سمت ارزشهای مادی و تجربهگرا تغییر کرد و تفسیر جدید از هستی انسان و از جمله روان وی، جایگزین تفسیر فلسفی و الهی، مخصوصاً تفسیر اسلامی شد.
رنه دکارت با نظریه دوگانگی ذهن و بدن، ذهن را از جهان مادی جدا دانست،[۹] در حالی که جان لاک با تأکید بر تجربه و «لوح سفید» بر نقش محیط و تجربههای فردی در رشد ذهن تأکید کرد. این دیدگاهها، متناسب با سبک زندگی جدید که علم تجربی را اساس شناخت میدانست و مدعی جدایی دانش از ارزش بود، نقش مؤثری در تغییر جهت روانشناسی به سوی علم تجربی ایفا کرد.[۱۰]
فلاسفه بعدی مانند کانت، با فلسفهٔ استعلایی و دیگران نیز به نوبهٔ خود تأثیر خود بر تاریخ روانشناسی مدرن را گذاشتند. در این روند، روانشناسی بهعنوان بازتابی از زندگی روزمره و نوع نگرش حاکم بر هر دورهٔ تاریخی، توسعه یافت و هر بار بر اساس سبک زندگی و باورهای جامعه به صورتی متفاوت شکل گرفت.[۱۱]
آموزههای دینی، بهویژه ادیان ابراهیمی، نقش مهمی در شکلگیری مفاهیم اولیه روان و نفس داشتهاند. در مسیحیت و اسلام، روان یا نفس بهعنوان جوهری الهی در نظر گرفته شده و ارتباط نزدیکی با مفاهیم اخلاقی دارد. این آموزهها تأکید دارند که روان بهعنوان بخشی از وجود انسان باید بهسوی کمال هدایت شود و کنترل بر غرایز و احساسات ضروری است.[۱۲]
در قرن نوزدهم، روانشناسی بهصورت یک علم تجربی و مستقل زمانی شکل گرفت که مسیحیت جایگاه خود را در حل مشکلات زندگی انسان غربی از دست داده بود و علم تجربی مدعی حل مشکلات انسانی شد که بهموجود بیکاشانه تبدیل شده بود.
در گذشته انسان برای حل مشکلات خود به دین مراجعه میکرد، اما فرایند سکولاریزاسیون، دین را از زندگی بشر خارج کرد ولی مشکلات سرجایش باقی ماند؛[۱۳] لذا بشر برای حل آن به دامن علم چنگ انداخت و سبک زندگی مبتنی بر علم شکل گرفت. این سخن اگوست کنت که جامعهشناسان، پیامبران عصر علم اثباتی و تعیینکنندهٔ خوب و بد زندگی هستند، اختصاص به جامعهشناسی نداشت و شامل تمام علوم از جمله روانشناسی تجربی اثباتی هم میشد.[۱۴]
از نظر تاریخی، ویلهلم وونت در سال ۱۸۷۹م نخستین آزمایشگاه روانشناسی را در دانشگاه لایپزیک آلمان تأسیس کرد و با روشهای تجربی به مطالعهٔ آگاهی و ادراک پرداخت. او که بهعنوان «پدر روانشناسی» شناخته میشود، مکتب ساختارگرایی را توسعه داد و با استفاده از روشهای تجربی، روانشناسی را از حوزهٔ فلسفه جدا کرد. امروزه آزمایشهای وونت را آغاز روانشناسی تجربی میدانند.[۱۵]
پس از تولد روانشناسی بهعنوان یک علم مستقل در اواخر قرن نوزدهم، طیف گستردهای از نظریهها برای توضیح رفتار و فرایندهای ذهنی انسان ارائه شده است. هر یک از این نظریهها با تمرکز بر جنبههای مختلف تجربهٔ انسانی، دیدگاههای متفاوتی را در مورد ماهیت ذهن، روان و رفتار ارائه میدهند و براساس آن ارزش و هنجار تعیین میکنند. این نظریهها با رویکردهای متفاوت، حوزهٔ وسیعی از پدیدههای روانشناختی را مورد بررسی قرار دادهاند.[۱۶]
تاریخچهٔ روانشناسی در ایران
تاریخچهٔ روانشناسی در ایران به چند دوره تقسیم میشود که هر یک، بازتابی از تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ایران است.
دورهٔ آغازین(۱۳۰۴–۱۳۴۲): با ورود مدرنیته به ایران و تلاش برای ایجاد نظام آموزشی مدرن، روانشناسی بهعنوان یک رشتهٔ جدید معرفی شد. در این دوره، مشکلات ناشی از تغییرات سریع اجتماعی، مانند بیهنجاریهای رفتاری، مشکلات خانوادگی و مسائل روانی ناشی از جنگ جهانی دوم، باعث شد تا نیاز به متخصصان روانشناسی بیش از پیش احساس شود. تغییرات سریع در سبک زندگی و مواجهه با چالشهای جدید، جامعه را به سمت جستجوی راهکارهای علمی برای حل مشکلات روانی سوق داد.[۱۷]
دورهٔ گسترش و استقرار (۱۳۴۲–۱۳۵۶): با گسترش دانشگاهها، روانشناسی به سرعت گسترش یافت. در این دوره، مشکلات ناشی از صنعتیشدن، مهاجرت به شهرها و تغییرات در ساختار خانواده، باعث افزایش تنشهای روانی و اجتماعی شد و این مسئله توجه به روانشناسی را افزایش داد.[۱۸]
انقلاب اسلامی و دورهٔ جستجوی مشروعیت (۱۳۵۶–۱۳۶۱):انقلاب اسلامی و تغییرات بنیادین در ساختار اجتماعی و سیاسی، بر روانشناسی نیز تأثیر گذاشت. در این دوره، روانشناسان با چالشهایی مانند بازتعریف هویت ایرانی، مشکلات ناشی از جنگ و بازسازی جامعه روبرو بودند. تلاش برای تطبیق روانشناسی با ارزشهای اسلامی و نیازهای جامعهٔ جدید، از جمله دغدغههای اصلی این دوره بود.[۱۹]
دورهٔ شکوفایی سازمانی (۱۳۶۱–۱۳۸۲): با پایان جنگ و بازسازی کشور، روانشناسی نیز فرصت رشد و توسعه یافت. تأسیس مراکز مشاوره و پژوهشی، افزایش تعداد روانشناسان و گسترش فعالیتهای آموزشی، از تحولات این دوره بود. از سال ۱۳۸۲ش به بعد، تمرکز بر درمانگری و کسب مجوز حرفهای اولویت یافت و روانشناسی بهعنوان پاسخی به مسائل عملی زندگی مردم، از جمله مشکلات خانوادگی و نیازهای تربیتی، گسترش بیشتری پیدا کرد.[۲۰]
پژوهشگاه حوزه و دانشگاهپژوهشگاه حوزه و دانشگاهاز سال ۱۳۸۲ش تاکنون: در این دوره، با افزایش تقاضا برای خدمات روانشناسی، تمرکز بر درمانگری و کسب مجوز حرفهای افزایش یافت. این امر، منجر به تجاریسازی روانشناسی و برخی نگرانیها دربارهٔ کیفیت خدمات شد. همزمان با این روند و مشخصشدن ناسازگاریهای آن با سبک زندگی اسلامی ایرانی، رویکردهای جدیدی مانند روانشناسی اسلامی، تحولنگر و فرهنگی، به دنبال ارائه راهکارهای بومی و متناسب با فرهنگ ایرانی برای درمان مشکلات روانی بودند. تأسیس مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی و پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و ورود این مراکز به عرصهٔ روانشناسی و نیز تأسیس انجمن روانشناسی اسلامی در حوزهٔ علمیه از اقداماتی بود که در مسیر روانشناسی اسلامی انجام شد.[۲۱]
شاخههای اصلی روانشناسی
روانشناسی دارای شاخههای متنوعی است که همواره با تحولات اجتماعی، فرهنگی و سبک زندگی در تعامل بوده است. تغییر سبک زندگی از سنتی به مدرن، افزایش پیچیدگی مسائل اجتماعی و پیشرفتهای علمی، همگی در شکلگیری و گسترش رویکرد شناختی در روانشناسی نقش داشتهاند، از جمله روانشناسی بالینی و مشاوره،[۲۲] روانشناسی رشد،[۲۳] روانشناسی شناختی،[۲۴] روانشناسی تربیتی،[۲۵] روانشناسی اجتماعی،[۲۶] روانشناسی صنعتی و سازمانی[۲۷] و روانشناسی سلامت؛[۲۸] همچنین روانشناسی اسلامی، که با تلفیق آموزههای اسلامی و یافتههای روانشناسی تجربی به مطالعهٔ انسان میپردازد.[۲۹] از مشهورترین نظریههای روانشناسی اسلامی، نظریهٔ درمان چندبعدی معنوی است.[۳۰]
رویکردها و مکاتب روانشناسی
روانشناسی از زمان پیدایش تاکنون، بسته به تفسیرش از انسان مادی، رویکردهای متعددی را برای تبیین رفتار انسان ارائه کرده است. روانکاوی به ناخودآگاه و تجربیات کودکی،[۳۱] رفتارگرایی به رفتارهای قابل مشاهده و محیط،[۳۲] شناختگرایی به فرآیندهای ذهنی،[۳۳] رویکردهای شناختی رفتاری به شناخت و رفتار،[۳۴] انسانگرایی به رشد شخصی و ارادهٔ آزاد[۳۵] و رویکردهای زیستی-عصبی به عوامل زیستی و عصبی[۳۶] تأکید دارند.
هر یک از این رویکردها با انتقاداتی روبرو بودهاند. برخی از این انتقادات شامل نادیدهگرفتن ابعاد معنوی و الهی انسان، تأکید بیش از حد بر یک جنبه خاص، عدم توجه به عوامل اجتماعی و فرهنگی و ناتوانی در توضیح پیچیدگیهای رفتار انسان است. به باور متخصصان، این رویکردها بهتنهایی تمام ابعاد پیچیدهٔ روان انسان را توضیح نمیدهد و برای درک کامل انسان به یک رویکرد جامع، بینرشتهای و دانشهای الهی نیاز است.[۳۷]
روانشناسی با چندین چالش و نقد عمده از دیدگاه متخصصان مواجه است که به ابعاد اخلاقی، فرهنگی و معرفتی آن اشاره دارند. یکی از چالشهای مهم، مسائل اخلاقی و حریم خصوصی است؛ در حوزههایی مانند مشاوره و رواندرمانی، حفظ اطلاعات شخصی و اجتناب از هرگونه سوگیری در قضاوت از دغدغههای اساسی محسوب میشود.[۳۸]
متخصصان همچنین به وابستگی فرهنگی برخی نظریات روانشناسی اشاره کردهاند و بر این باورند که برخی از نظریههای غربی به دلیل محدودیتهای فرهنگی، در جوامع دیگر نتایج معتبری به همراه ندارند و نمیتوانند بهعنوان اصول جهانی به کار روند.[۳۹]
متخصصان حوزهٔ دین و روانشناسی نیز معتقدند که روانشناسی مدرن بهعنوان محصول سبک زندگی مدرنیته با اشکالات جدی مواجهه است، ازجمله:
نادیده گرفتن معنویت: روانشناسی غربی با تمرکز بر دنیای مادی، انسان را موجودی تکبعدی معرفی میکند و ابعاد متعالی و زندگی اخروی او را نادیده میگیرد.[۴۰]
فردگرایی افراطی: تأکید بیش از حد بر فرد و اهداف شخصی در روانشناسی غربی، منافع جمعی را به حاشیه رانده و به روابط اجتماعی آسیب میزند.
وابستگی به لذت: هدف غایی در این رویکرد، رسیدن به لذت و دوری از رنج است و اصالت لذت را ترویج میکند.
تبدیل ضد ارزشها به ارزش: روانشناسی غربی با رواج فرهنگ مادیگرایی و تبلیغات رسانهای، ارزشها و ضد ارزشهای جامعه را جابهجا کرده است. برای مثال، مقابله به مثل در اصلاح کارهای خطا یکی از روشهای تغییر ارزشها است. ارتباط آزاد دختر و پسر که زمانی زشت و مذموم شمرده میشد، اکنون بهعنوان امری ضروری و پیششرط ازدواج معرفی میشود.[۴۱]
عدم صلاحیت در حل مشکلات: متخصصان روانشناسی اسلامی معتقدند که روانشناسی غربی به دلیل ریشههای اومانیستی و مادیگرایانه، زندگی متعالی و آنجهانی را نادیده میگیرد. مضاف برآن از حل مشکلات واقعی این جهانی انسان نیز عاجز است. به اعتقاد ایشان، راهکارهای ارائه شده در این رویکرد، موقتی و سطحی هستند و به ریشههای اصلی مشکلات که برخی آن ریشه در خود همین علوم و دوری از سبک زندگی الهی دارد، اصلاً نمیپردازند.[۴۲]
این متخصصان به جای تکیه بر روانشناسی غربی، بازگشت به آموزههای دینی و استفاده از منابع اسلامی برای حل مشکلات و رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی را پیشنهاد میدهند. به اعتقاد آنها، اسلام با ارائهٔ نگاهی جامع به انسان و پاسخ به نیازهای مادی و معنوی، دنیوی و اخروی، سبک زندگی سالم و معناداری را ارائه میدهد.[۴۳]
گردش مالی بازار روانشناسی
گردش مالی روانشناسی شامل درآمد حاصل از ارائهٔ خدمات مختلف مانند مشاورهٔ فردی، خانوادگی و گروهی، آموزش و کارگاههای روانشناسی و همچنین فروش محصولات آموزشی و کتابهای تخصصی است. این بازار همچنین شامل هزینههای تبلیغات، تحقیقات و نیز خدمات آنلاین مشاوره میشود که به رشد اقتصادی این حوزه کمک کرده و آن را به یک بخش سودآور تبدیل کرده است.
برخی شغل روانشناسی را بهعنوان یکی از ۹ شغل پردرآمد دنیا قلمداد میکنند.[۴۴] البته این مطلب دربارهٔ همهٔ موقعیتهای شغلی این رشته صدق نمیکند و عواملی مانند نوع گرایش، موقعیت جغرافیایی، سابقهٔ کاری و سطح تحصیلات را دخیل میدانند.[۴۵] تعرفههای این بازار سالانه توسط سازمان نظام روانشناسی و مشاورهٔ جمهوری اسلامی ایران، تعیین میشود.[۴۶]
ورود روحانیان به عرصهٔ روانشناسی در ایران
در سالهای اخیر، ورود روحانیون به عرصهٔ مشاورهٔ روانشناختی افزایش یافته است. این روحانیون با تحصیل در رشتههای روانشناسی و گذراندن دورههای تخصصی، به ارائهٔ خدمات مشاورهای میپردازند. این رویکرد، منتقدان و طرفدارانی دارد. منتقدان بر این باورند که روحانیون به دلیل تمرکز بر ابعاد معنوی انسان، ممکن است در تشخیص و درمان مشکلات روانشناختی پیچیده ناتوان باشند.[۴۷]
در مقابل، طرفداران این رویکرد معتقدند که ترکیب دانش دینی و روانشناسی میتواند به ایجاد یک رویکرد جامعتر و مؤثرتر در مشاوره و درمان منجر شود.[۴۸] در حال حاضر عدهٔ زیادی از روحانیون روانشناس، با کسب مجوزهای لازم از نظام روانشناسی و مشاورهٔ ایران، بهطور حرفهای در این حوزه فعالیت میکنند.[۴۹]
آمارها از مراجعهٔ مردم به روانشناسان
افزایش آگاهی جامعه دربارهٔ اهمیت سلامت روان، به استقبال بیشتر مردم از خدمات روانشناسی و مشاوره منجر شده است.[۵۰] با این حال، همچنان ۷۰ تا ۸۰ درصد از مردم به دلیل مشکلات مالی و نبود دسترسی کافی قادر به مراجعه نیستند.[۵۱] علاوه بر این، عدم پوشش بیمهای مناسب و کمبود نیروی متخصص، با حدود ۲۰۰ هزار مشاور مورد نیاز دارای مجوز،[۵۲] از چالشهای ارائه خدمات روانشناسی عنوان شده است.[۵۳]
روانشناسی زرد
روانشناسی زرد یا روانشناسی مردمی، به مجموعهای از باورها، توصیهها و تکنیکهای روانشناختی گفته میشود که بدون پشتوانهٔ علمی قوی و بهصورت سادهشده و اغلب گمراهکننده میان عموم مردم منتشر میشود. این نوع روانشناسی بهطور معمول در کتابها، مجلات، وبسایتها و شبکههای اجتماعی دیده میشود و بهجای ارائهٔ راهکارهای علمی و تخصصی برای مشکلات روانشناختی، اغلب به دنبال ارائه راه حلهای سریع و ساده است.
روانشناسی زرد با تأکید بر احساسات شخصی، تجربیات شخصی افراد و روایتهای جذاب، بهجای تمرکز بر شواهد علمی و تحقیقات روانشناختی، سعی در جذب مخاطب دارد.[۵۴] گردش مالی روانشناسی زرد قابل توجه است.[۵۵]
عبداللهی، مهدی، «حوزه و روانشناسی، از نظر تا مدیریت و عمل»، خبرگزاری رسا، تاریخ درج مطلب: ۲۶ مرداد ۱۴۰۱ش.
عروتی موفق، اکبر، «تحلیل اخلاقی مسئلهٔ افشای سرّ در فرایند مشاوره (با رویکرد اسلامی)»، در پژوهشنامهٔ اخلاق، سال دهم، شمارهٔ ۳۶، ۱۳۹۶ش.
غروی، سیدمحمد، «بحثی پیرامون روانشناسی اسلامی»، وبسایت حوزهنت، تاریخ درج مطلب: ۲۷ دی ۱۳۸۹ش.
فتحی آشتیانی، علی، «با رشد آگاهی جامعه اقبال به خدمات روانشناسی و مشاوره بیشتر شده است»، وبسایت روزنامهٔ کیهان، تاریخ درج مطلب: ۸ اردیبهشت ۱۴۰۳ش.
فتحی آشتیانی، علی، «درصد قابل توجهی از جامعه نیازمند دریافت خدمات رواشناسی و مشاوره هستند»، وبسایت سازمان نظام روانشناسی و مشاورهٔ کشور، تاریخ درج مطلب: ۱۴ آبان ۱۴۰۲ش.
قائممقامی، علی، «روانشناسی سلامت چیست؟ کاربرد، تاریخچه و موضوعات مرتبط با آن»، وبسایت مجلهٔ سلامت پزشک خوب، تاریخ درج مطلب: ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ش.
قرایی مقدم، امانالله، «آیا روحانیون میتوانند در حرفه روانشناسی موفق باشند؟»، خبرآنلاین، تاریخ درج مطلب: ۱۹ مرداد ۱۴۰۱ش.