پرش به محتوا

نفیر

از ایران پدیا

نفیر؛ کرنای کوچک (سازی کهن)
نفیر، یکی از کهن‌ترین سازهای موسیقی و از خانواده سازهای بادی بدون زبانه، با صدایی حزین و خروشنده است که از دل شاخ گوزن یا بز کوهی برمی‌خیزد؛ سازی که در اندازه‌ها و شکل‌های گوناگون، در میادین جنگ، نقاره‌خانه‌ها و حتی برای راندن حیوانات وحشی از کشتزارها به‌کار می‌رفت. درویشان و قلندران نیز از آن در آیین‌های خود بهره می‌جستند و نفیر را چونان فریادی از عمق جان، به آسمان می‌فرستادند. این ساز هنوز در بخش‌هایی از بوشهر، در آیین‌های مذهبی، نفس می‌کشد و طنین کهن خود را زنده نگاه داشته است. نفیر در شعر و ادب فارسی نیز جاودانه شده و نه فقط یک ساز، که فریاد همیشگی انسان در کویر تاریخ انگاشته می‌شود.

واژه‌شناسی

نفیر، از کهن‌ترین سازهای مورد استفاده‌ی بشر و از خانواده‌ی سازهای هوا ـ صدای بدون زبانه مطلق است. دهخدا، نفیر را نوعی کرنای کوچک می‌داند که بیش‌تر قلندران از آن استفاده می‌کنند و به آن «شاخ نفیر» و «بوق نفیر» نیز می‌گویند.[۱] نفیر را به واسطه صدای حزین و بلند آن، همچنین به‌معنای آه و فغان، بانگ و خروش، ناله و آواز و فریاد نیز می‌دانند.[۲] از دیرباز، این ساز در اندازه، اَشکال و اقسام متنوع و در میان قبایل مختلف مورد استفاده بوده است.

جنس و صدای نفیر

جنس نفیر از شاخ گوزن، بز کوهی، گاو، کَل و سایر حیوانات است. برای درست کردن این ساز، ابتدا داخل شاخ را خالی کرده و یک سوراخ برای دمیدن در آن ایجاد می‌کنند.
زیر یا بم بودن صدای نفیر، به طول و قطر لوله‌ی صوتی شاخ بستگی دارد. صداهای تولیدشده توسط این ساز، صوتی تناوبی دارند و در نواختن آن نباید از تکنیک نفس برگردان استفاده شود.[۳]

کاربرد نفیر

نفیر را در گذشته، در میادین جنگی به‌عنوان ساز رزمی و نیز در نقاره‌خانه‌ها استفاده می‌کردند. مهم‌ترین کاربرد نفیر، خبررسانی بوده است. گاهی برای دورکردن حیوانات وحشی از کشتزارها نیز از نفیر بهره می‌بردند. بر اساس برخی از اسناد، در طول چند سده‌ی اخیر، این ساز نزد درویشان از جمله ملزومات کاربردی بوده است. دراویش نیز، از نفیر برای اعلام حضور و در آیین‌های قلندری و درویشی استفاده می‌کردند.

امروزه، این ساز منسوخ شده و تنها در بخش‌هایی از بوشهر برای مراسمات آیینی و مذهبی استفاده می‌شود.

نفیر در ادبیات ایران

از آن‌جایی که این ساز در گذشته کاربرد داشته، بنابراین، در متون شاعران و ادیبان کهن ایرانی، ردپای این واژه و معنای آن به چشم می‌خورد؛ مانند ابیاتی از مولانا:[۴][۵] [۶] [۷]

میل معشوقان نهان است و ستیر میل عاشق با دو صد طبل و نفیر
کز نیستان تا مرا ببریده‌اند از نفیرم مرد و زن نالیده‌اند

شاعران دیگری همچون منوچهری، منجیک، ناصرخسرو، مسعود سعد، خاقانی، نظامی، عطار، سعدی، فردوسی، حافظ و سوزنی نیز در اشعار خود این واژه را به‌کار گرفته‌اند.

بحر به صد رود شد آرام‌گیر جوی به یک سیل برآرد نفیر
آه دردآلود سعدی گر ز گردون بگذرد در تو کافردل نگیرد ای مسلمانان نفیر

پانویس

منابع

  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، در سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: 28 آبان 1400ش.
  • سعدی، دیوان اشعار، غزلیات، در سایت گنجور، تاریخ بازدید: 28 آبان 1400ش.
  • گراوندی، هادی، «آشنایی با ساز نفیر»، سایت ایران‌دخت، تاریخ بارگذاری: 21 بهمن 1399ش.
  • معین، محمد، فرهنگ فارسی معین، در سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: 28 آبان 1400ش.
  • مولانا، مثنوی معنوی، در سایت گنجور، تاریخ بازدید: 28 آبان 1400ش.
  • نظامی، خمسه، مخزن الاسرار، در سایت گنجور، تاریخ بازدید: 28 آبان 1400ش.