پروتکلهای بزرگان صهیون
پروتکلهای یهود؛ اصول و نقشههای پنهانی یهودیان برای استیلا بر جهان.
پروتکلهای یهود، نقشههای پنهانی صهیونیسم بینالملل است که آرزوی سلطه بر جهان را از طریق دخل و تصرف در اقتصاد، فرهنگ، جامعه و کنترل رسانههای همگانی و دامنزدن به اختلافات مذهبی در کشورهای مختلف، پیگیری میکند. این پروتکلها، اصول سیاست یهودیان و نوع نگرش آن به جوامع انسانی را نشان میدهد و در حالحاضر، جهان شاهد شکلگیری مراحل مختلف این ایدههای استعماری و غیرانسانی است. این پروتکلها شامل ۲۴ اصل اساسی از تفکر نژادپرستانه و مادیگرا است که امروزه در سبک زندگی صهیونیستها بهویژه در جنایت علیه فلسطین و کشورهای مختلف، بازنمایی میشود.
مفهومشناسی
واژهٔ پروتکل (Protocol)بهمعنای صورتجلسهٔ مذاکرات سیاسی برای عقد قراردادهای رسمی، مقاولهنامه،[۱] پیشنویس قرارداد، معاهده یا سند به مفهوم رسمی آن بین دولتها است که از سوی گروهی صاحب صلاحیت به امضاء رسیده باشد. پروتکل یهودیان یا «پروتکل دانشوران صهیونیستی» به تصمیمات و برنامههای سرّی اطلاق میشود که توسط سرمایهداران، اقتصاددانان، متفکران و علمای دینی یهود برای نابودی اساس مسیحیت، بنای دین اسلام و تسلط کامل بر جهان آن را تنظیم کردهاند. یهودیان صهیونیست معتقدند که بعد از یک ویرانی صدساله، آنها بر جهان استیلا خواهند یافت و سلطنت یهودی را برقرار خواهند کرد.[۲] این پروتکلها شامل سیاستها و برنامههایی میشود که ویژگیهای سبک زندگی و نوع نگرش صهیونیستها به جامعهٔ انسانی را نشان میدهد و هماکنون مردم دنیا شاهد مراحل مختلف تحقق این ایدههای شیطانی و مادیگرا هستند.[۳]
تاریخچه
برخی پژوهشگران معتقدند که حکمای صهیونیست در ۹۲۹ سال قبل از میلاد به فکر افتادند که با روش صلحآمیز، بر جهان غلبه کنند. این طرح در طول سالیان دراز مطالعه و بررسی شده و سرانجام جزئیات طرح آماده و دانشمندان یهودی در قرنهای بعد تصمیم گرفتند که طرح غلبه بر جهان را به مرحلهٔ اجرا درآورند.[۴] در ۱۸۹۷م به ابتکار «تئودر هرتزل»، انجمنی از دانشوران یهودی گرد هم آمدند و اساس یک برنامهٔ جامع برای تسلط بر جهان را طراحی کردند که این برنامه با موفقیتهایی که پیشتر از این، یهودیان کسب کرده بودند، مطابقت داشت. ابتدا مفاد این پروتکلها بهصورت محرمانه شکل گرفت؛ اما با حملهٔ پلیس روسیه به این اجلاس، مفاد آن افشا و در ۱۹۲۰م به زبان انگلیسی ترجمه شد. این پروتکلها برنامههایی است برای تشکیل دولت صهیونیسم که در اتاق فکرهایی به نام «فراماسون» شکل گرفت تا زمینهساز تشکیل دولتِ منجی اسرائیل شود.[۵] پروتکلها در ۱۹۰۵م توسط نویسنده و روحانی مسیحی اهل روسیه بهنام «سرگئی نیلوس»، از زبان عبری یا فرانسوی به زبان روسی ترجمه و در ۱۹۰۶م وارد کتابخانهٔ «بریتیش میوزیوم» لندن شد.[۶] این پروتکلها، پس از تشکیل حکومت اسرائیل در سرزمین فلسطین بهعنوان راهبرد جهانی این رژیم در دستور کار قرار گرفت که بخشهایی از آن تاکنون اجرا شده است.[۷]
راهبردها و اهداف پروتکلها
پروتکلهای ۲۴ گانهٔ یهود، بیانکنندهٔ اهداف بلندمدت سازمان جهانی صهیونیسم است؛ در بخشی از پروتکل اول آمده که هدف نهایی صهیونیسم جهانی، حاکمیت بر جهان است. این هدف جز با خشونت و زور به دست نمیآید؛ زیرا در ناموس طبیعت، حق با زور است، برابری، قانون، آزادی، حقوق بشر و لیبرالیسم الفاظی هستند که واقعیت خارجی ندارند و ایدههایی بیش نیستند. از این مفاهیم باید بهعنوان طعمه برای جذب نیروها و نابودی مخالفان استفاده شود. در پروتکل دوم نیز آمده است که صهیونیسم باید افکار عمومی و روند حرکت بینالمللی را به سمتی ببرد که رقابت اقتصادی، محور اصلی تمام فعالیتها شود. با این شگرد، کشورهای جهان به کمکهای مالی و پولی صهیونیسم وابسته خواهند شد و از این راه امکان حاکمیت صهیونیسم بر کشورهای غیر یهود فراهم میآید.[۸]
زمینهها
بر اساس شواهد تاریخی، یهودیان در طول تاریخ بهویژه بعد از ویرانی معبد سلیمان بهدلیل ماهیت خشن و نژادگرایی افراطی و ایدئولوژی خودبزرگپنداری، هیچگاه قلمرو اجتماعی و فرهنگی مشخص و حکومت مستقل نداشتند و همواره با غیر یهودیان بهویژه پیروان مسیحیت در ستیز بودند. این مسئله، موجب شده بود که یهودیان، مردمی آواره باقی بمانند و در سراسر دنیا بهخصوص در اروپا مورد آزار و اذیت قرار بگیرند و سبک زندگی آنها در معرض نابودی باشد. پژوهشگران معتقدند که یکی از زمینههای تدوین پروتکلها، همین آوارگی و بیسرزمینی یهود است. این پروتکلها در خلال یکصد سال اخیر سبب شد که به تدریج یهودیان را از یک قوم شکستخورده، بدبخت و آواره به یک گروه مهاجم، طلبکار و فرصتطلب و امروزی تبدیل کند.[۹]
درونمایهٔ پروتکلها
۱. اندیشهٔ تشکیل حکومت یهود
در راستای رسیدن به اهداف اصلی پروتکلها، برنامهها و اندیشههای محوری صهیونیسم در مفاد این نقشههای سری ترسیم شده که درونمایهٔ اصلی پروتکلها محسوب میشود. برای مثال در پروتکل پنجم، اندیشهٔ تشکیل کشور یهود یک خواست الهی دانسته شده است. بر مبنای این پروتکل، ایجاد یک حکومت مرکزی و مقتدر یهودی نیز از طریق گرفتن زمام قدرت با حربهٔ آزادیخواهی و بههم زدن اتحاد کشورها حاصل میشود. نقش انتقاد و عیبجویی در ویرانگری اندیشهها بهوسیله فن سخنوری که با آن افکار عمومی و فعالیتهای فردی و جمعی را در اختیار صهیونیسم قرار میدهد، نیز برجسته شده است.[۱۰]
۲. انحصار ثروت کشورها
در پروتکل ششم بر انحصار و وابستگی ثروت کشورها و بیرونآوردن آن از دست دولتها، تجارت، صنعت و بورسبازی، رواج عیاشی و تجملپرستی، افزایش دستمزدهای کارگری و گرانکردن مایحتاج عمومی، ترویج عوامل هرجومرج و میگساری، تبلیغات و تثبیت آن بهوسیله اندیشههای اقتصادی صهیونیسم تأکید شده است.[۱۱]
۳. لزوم مسلحشدن یهود
مسلحشدن یهود جهت دفاع و حملات شدید بر بنیانهای سبک زندگی غیر صهیونیسم، سرکوب قیامها توسط عوامل، برافروختن جنگهای محدود و منطقهای یا جهانی و رازداری، رمز موفقیت سیاست یهود دانسته شده که از طریق تبلیغ در مطبوعات، تهییج افکار عمومی و استفادهٔ ابزاری از قدرتهایی مانند آمریکا حاصل میشود.[۱۲]
۴. ترویج گمراهی
بهکارگیری حقوق قانونی بهصورت مبهم و گمراهکننده توسط دستیارانی از مراکز صهیونیستی، در مدارس و فارغالتحصیلان سطح بالای علمی، اقتصاددانها و میلیونرها، صاحبان پستهای بزرگ و حساس در حکومتها در پروتکل هشتم آمده که هدف آن گمراهی مردم جهان است.[۱۳]
۵. ترویج ولنگاری فرهنگی
در پروتکل نهم بر ترویج ولنگاری فرهنگی در میان جوامع تأکید شده که با پیادهکردن اصول آزادیخواهی بر اساس تعلیمات صهیونیسم، در اختیارگرفتن زمام تعلیم و تربیت کشورها، ایجاد فرضیههای دروغ و به راهانداختن جنبشهای سرّی و لانههای مخفی با استفاده از شور جوانان ناآگاه به دست میآید.[۱۴]
۶. ایجاد ضعف و وابستگی در کشورهای جهان
وعدهٔ انقلاب و آزادی، حق دموکراسی یا انتخاب عمومی در رأیگیریها، از بینبردن اعتمادبهنفس ملتهای غیر یهود توسط رهبران دستنشانده و ترویج لیبرالیسم، از عوامل ایجاد ضعف و وابستگی در کشورهای دیگر در پروتکل دهم دانسته شده است که از طریق عوامل صهیونیستی و منتشرکردن میکروبها و بیماریهای اخلاقی حاصل میشود.[۱۵]
۷. نفود در قانون اساسی کشورها
در پروتکل یازدهم بر نفوذ در قانون اساسی کشورها تأکید شده است که برنامههای قانون اساسی جدید در حکومتها و انقلابهای نوین باید توسط عوامل صهیونیستی انجام شود و نمای بیرونی آن در ظاهر از آزادی در حکومتها حمایت کند.[۱۶]
۸. ترویج تفسیرهای مختلف از آزادی
صهیونیستها بهمنظور به دستگرفتن زمام امور حکومتها، از آزادی تفسیرهای مختلفی ارائه داده و آن را بهمعنای این گرفتهاند که انسان حق دارد به قانون بر اساس خواست خود عمل کند. آنها معتقدند که این تعریف در دنیای مدرن به سود یهیودیان خواهد بود؛ چون این قوانین هستند که حرف آخر را میزنند و یهودیان به اقتضای مصالح خود آنطور که میخواهند آن را وضع یا حذف میکنند و از این طریق میتوانند زمام حکومتها را به دست بگیرند.[۱۷]
۹. ترویج اباحهگری
در پروتکلهای دوازدهم و چهاردهم بر شکلهایی از بردگی نوین در قالب مذهبهای جعلی و منشعب از دین اصلی و نیز بر ترویج ادبیات اباحهگرایی در فرهنگهای مختلف اشاره شده است که میتواند ادبیات عمومی و فضای فرهنگی جهان را به نفع صهیونیسم رقم زند.[۱۸]
۱۰. یهودیسازی روح فرهنگ جهانی
پروتکل پانزدهم بر یهودیسازی روح فرهنگ و سبک زندگی مردم جهان تأکید میکند که از راه اعدام آزادیخواهان و حتی دستنشاندههای صهیونیستی، زیادکردن محافل یهود تحت نظر هیئت مرکزی حاکمه با استفاده از روشهای فریب و رهبری آنها تحت نظر جمعیتهای سرّی و همبسته حاصل میشود. از بینبردن شکوه قوانین کشورها عامل موفقیت صهیونیسم بهعنوان ملت برگزیده دانسته شده است.[۱۹]
۱۱. عقیمکردن برنامههای آموزشی دنیا
در پروتکل شانزدهم بر عقیمکردن برنامههای آموزشی دانشگاههای جهان، جایگزینی تعالیم و راهبردهای صهیونیسم بهوسیله تبلیغ در مراکز علمی، حذف آموزش آزاد و ترویج نظریات نوین تأکید شده است.[۲۰]
۱۲. معرفی قوم یهود بهعنوان برگزیدهٔ خدا
یکی از پروتکلها، صهیونیستها را برگزیدهٔ خدا و پراکندگی آنها در سراسر جهان را از عنایات خدا دانسته که در چشم دیگران نوعی ضعف محسوب میشود، اما در واقع برای صهیونیسم یک نوع قدرت است؛ زیرا آنها را در آستانهٔ پیروزی و فرمانروایی در سراسر جهان قرار میدهد.[۲۱]
۱۳. سلب قدرت تفکر از غیر یهود
در پروتکلها برای سلب تفکر از غیر صهیونیسم، مسایل سرگرمکننده، غفلتزا، دادوستدهای تجاری و اندیشدن به منفعت را پیشنهاد کرده که موجب میشود غیر صهیونیستها، دشمن مشترک خود را فراموش کنند. به نظر صهیویستها، افزایش روزافزون رقابت بهمنظور پیشافتادن در زندگی از سویی و نابسامانیهای اقتصادی از سوی دیگر، مردم را سرخورده و افسرده میکند. از طرف دیگر، نفرت آنها نسبت به مقامهای عالیرتبهٔ اداری، مذهبی و سیاسی اوج میگیرد و طلا بهعنوان وسیلهای برای ارضای نیازهای مادی مردم، مورد توجه واقع میشود. ظرفیت مردم به مرز انفجار میرسد و برای قیام آماده میشود.[۲۲]
۱۴. برهمزدن نظم و انسجام نظام آموزش کشورها
در پروتکل ۱۶ دربارهٔ برهمزدن نظم و انسجام نظام آموزش کشورها آمده است که صهیونیسم باید مطالبی را وارد نظامهای آموزشی غیرصهیونیستها کند که نظم و انسجام را از سیستمهای آموزشی آنان بگیرد و اوضاع مشوشی را به وجود آورد.[۲۳]
۱۵. متنفرکردن مردم از سیاست
صهیونیستها بهمنظور حذف قدرت مردم از صحنههای سیاسی، اجتماعی و بیاعتبارکردن شخصیتهای مذهبی، سیاسی و ملی، سیاست را در ردیف منفورترین کارها قرار دادهاند تا بدینوسیله مردم جوامع مختلف را نسبت به آنچه در جامعه میگذرد بیتفاوت کنند. در پروتکل ۱۷ آمده است که صهیونیستها باید قهرمانگرایی در زمینهٔ سیاست را در ردیف دزدی، قتل و زشتترین انواع جرایم قرار دهند و ذهن مردم را نسبت به مفهوم این نوع جرم آشفته کنند و هر گونه اهانت و تحقیر نسب به این نوع جرم را روا دارند.[۲۴]
۱۶. استفاده از نخبگان فکری جوامع
از درونمایههای اصلی پروتکلها، توصیه به صهونیستها مبنی بر استفاده از نخبگان فکری جوامع مختلف برای تأثیر بر افکار عمومی است که از راه تشکیل لژهای فراماسونری و احزاب مختلف سیاسی و فرهنگی حاصل میشود. در این مورد در پروتکل ۱۵ آمده است که صهیونیستها لژهای فراماسونری را برای ترویج آزادی در تمام کشورهای جهان ایجاد میکنند و سپس آنها را گسترش میدهند و تمام آنهایی را که در زمینهٔ فعالیتهای اجتماعی مشهور شده باشند، به این لژها جلب میکنند؛ زیرا در این لژها عوامل اصلی جاسوسی و نیز عوامل را تحت رهبری یک ادارهٔ مرکزی که اعضای آن همه از حکمای یهود هستند و برای همه ناشناختهاند، قرار میدهند.[۲۵]
۱۷. نابودی ادیان توحیدی
از درونمایههای مهم پروتکلهای یهود، آموزش و بیان چگونگی نابودی سبک زندگی مبتنی بر اندیشهٔ توحیدی است. در قسمتی از پروتکل ۱۴ آمده است هنگامی که حکومت صهیونیسم آغاز شد، همهٔ ادیان باید از بین بروند جز دین یهودی. آنها معتقدند که سرنوشت قوم یهود بهعنوان قوم برگزیده به وجود خدا گره خورده و نیز خداوند تقدیر کار جهانیان را به سرنوشت یهود پیوند داده است؛ لذا ریشهٔ هرگونه عقیدهٔ غیر یهودی باید از بین برود.[۲۶]
۱۸. ایجاد وابستگی اقتصادی کاذب
از مهمترین بخشهای پروتکلها توجه صهیونیستها به مسائل مالی و راهاندازی سیستمهای بانکی در کشورهای مختلف و وابستهکردن آنها در یک سیستم پیچیدهٔ اقتصادی است که در این سیستم کشورهای مختلف با وابستهکردن اقتصاد و دریافت وام از بانکهای خارجی، شریان اقتصاد کشور خود را به سیستم طراحی شده توسط صهیونیستها وصل میکنند و این آغاز بحرانهای سیاسی، اقتصادی در جوامع مختلف است. در پروتکل شماره ۲۰ آمده است که دگرگونی در مؤسسات دیگران باید بهگونهای باشد که کسی متوجه خطر نشود. کارشناسان صهیونیستی به دولتهای غیر صهیونیست اعلام میکنند که دولتهای آنها بهدلیل بینظمی و ابهام در امور مالی، احتیاج به ایجاد تحولات در این زمینه دارند. نخستین بینظمی و نابسامانی در تنظیم بودجه سالانه است که در آخر خزانه را خالی میکند و به ورشکستی و سقوط دولتها میانجامد. در پروتکل ۲۱ دربارهٔ چگونگی وابستهکردن کشورها آمده است که پولهای مازاد بر احتیاج دولت را به کشورهای غیر صهیونیست وام میدهند و با استفاده از رشوهخواری مدیران و اهمال فرمانروایان این گونه ممالک، دو تا سه برابر پول را پس میگیرند. پژوهشگران معتقدند که با نگرش کوتاه به وضعیت اقتصادی در اکثر کشورهای جهان از آمریکای لاتین گرفته تا کشورهای آسیایی نظیر مصر، اردن، الجزایر، و عراق، این واقعیت خودنمایی میکند که شبکهٔ اقتصادی صهیونیسم جهانی تحت پوشش بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول، برای کشورهای جهان مشکلات زیادی ایجاد کرده است و این کشورها روزبهروز فقیرتر میشوند. صهیونیستها در ترسیم دولت جهانی خود، اصول حاکم بر اقتصاد کنونی جهان را به کار نمیگیرند و همه این تؤریهای اقتصادی را ملغی اعلام میکنند.[۲۷]
۱۹. کنترل موالید
کنترل موالید کشورهای جهان و از بینبردن حیات و حرمت خانواده در بین ملتها از دیگر درونمایههای مهم پروتکلها است که از راه تبلیغات رسانهای، تهاجم فرهنگی و زمینهسازی برای القای سیاستهای نادرست کنترل موالید در جوامع اسلامی تحقق پیدا میکند. برای مثال اشاعهٔ فحشا و فساد و تباهکردن نسل بشری بهویژه مسلمانان توسط شبکههای مختلف ماهوارهای، از اصولی است که در پروتکلهای صهیونیستی آمده است.[۲۸]
راهها و روشهای تحقق مفاد پروتکلها
۱. هدایت افکار جهانی به وسیلهٔ رسانهها
در بخشی از پروتکل شماره ۲ آمده است که کشورهای جهان از مطبوعات بهعنوان وسیله برای هدایت فکر مردم در جهت خواستههای خود استفاده میکنند؛ بههمین دلیل، صهیونیسم نیز باید از رسانهها در جهت پیشبرد اهداف خود استفاده و در بین مردم نارضایتی ایجاد کند و سپس از طریق مطبوعات نارضایتیها را منعکس سازد. به نظر محققان، صهیونیسم در حالحاضر هدایت افکار جهانی را تحقق بخشیده و مهمترین ابزاری که آنها در این راستا در دست دارند، تسلط بر رسانههای جمعی است. برای مثال از ۵ خبرگزاری مهم جهان که انحصار اختبار دنیا را در دست دارند، ۴ خبرگزاری متعلق به صهیونیستها است و از آن طریق افکار عمومی جهان را به سمت اهداف مورد نظر خود سوق میدهند. آنها از طریق تبلیغات و انحصار رسانهها، واژههای فریبنده مانند آزادی، استقلال، دموکراسی و حقوق بشر را تغییر ماهیت داده و ابزار دست صهیونیسم و امپریالیسم جهانی ساختهاند.[۲۹]
۲. ایجاد تنش و بحران اقتصادی
در قسمتی از پروتکل سوم آمده است که وجود بحران اقتصادی نفرت غیر صهیونیستها را افزایش میدهد و صنعت را دچار رکود میسازد. در این هنگام صهیونیسم میتواند با بهرهگیری از عملیات مخفیانه و نیز به یاری طلا که از قبل آن را به دست آوردهاند آتش بحران اقتصادی را شعلهورتر سازند و کارگران در سراسر اروپا را به خیابانها بریزند.[۳۰]
۳. ترویج تجملگرایی
در پروتکل ۶ یکی از راههای تحقق اهداف و مفاد پروتکلها و نابودی صنعت غیر صهیونیستها علاوه بر انحصارطلبی، ترویج تجملگرایی و افزایش نیازهای کاذب دانسته شده است.[۳۱]
۴. تربیت مشاوران
مهمترین ابزار اعمال نفوذ صهیونیستها در جوامع مختلف تربیت مشاوران و متخصصان مختلف و بهکارگیری آنها در کنار کادر رهبری کشورها است. در پروتکل ۲ آمده است که اطاعت محض از مهمترین شرایطی است که صهیونستها برای انتخاب مدیران در نظر میگیرند و هیچ ضرورتی ندارد که سران کشورهای غیریهود در زمینهٔ مدیریت، تحصیلات و اطلاعات داشته باشند. این گونه مدیران مانند مهرهٔ شطرنج در دست مشاوران و متخصصانی خواهند بود که صهیونیستها از کودکی آنها را برای ادارهٔ امور جهان تربیت خواهند کرد.[۳۲]
۵. استفاده از دایرةالمعارفها
از ابرازهای مهم تحقق مفاد پروتکلها و نفوذ صهیونیسم در عرصهٔ فرهنگی و جهتدهی افکار و شناخت مردم جهان، دائرةالمعارفها است. بههمین دلیل صهیونیسم نیروهایی را برای نفوذ در عرصهٔ دائرةالمعارفنویسی مأمور کرده است. جای تعجب نیست که اغلب دایرةالمعارفهای موجود با اینکه اطلاعات خود را در همه زمینهها به شیوهای علمی و موضوعی ارائه میکنند، دربارهٔ اسلام و مسلمانان بهطور غیر مستند و تحریفشده سخن میگویند. برای مثال توجه به دایرةالمعارف انگلیسی بریتانیا، دایرةالمعارف آمریکایی مایر، دایرةالمعارف فرانسوی لاروس و دایرةالمعارف آلمان این واقعیت را آشکار میکند که چگونه این کتابها دیدگاههای صهیونیستی را اساس کار خود قرار داده و از آن دفاع میکنند. هر قدر صفحات این دایرةالمعارفها ورق بخورد، نامی از فلسطین دیده نمیشود و اسرائیل نامی است که جایگزین فلسطین شده است. در این کتابها ادعا شده که نه در تاریخ و نه در قوانین بینالملل، هیچگاه کشوری به نام فلسطین وجود نداشته است. این دایرةالمعارفها حکومت داوود و سلیمان را آغاز تاریخ بیتالمقدس معرفی کردهاند. این در حالی است که قدس کنعانی پیش از دوران داوود و سلیمان و حداقل دو هزار سال قبل سابقه داشته است.[۳۳]
نمادسازی پروتکلهای یهود
۱. صهیونیسم بهمثابه افعی
در پروتکل سوم، «افعی» بهعنوان نماد قوم یهود و صهیونیسم تعریف شده که مفهوم آن ایجاد اختلال توسط عوامل صهیونیسم در آموزههای دینی و معیارهای قانونی کشورها، ترور و وحشت در کشورها، ابزار قدرت و جاهطلبی یهود، حمایت از پارلمانها، سخنرانان و نویسندگان پرحرف و کمکار، سوءاستفاده از قدرت، بردگی اقتصادی و افسانهٔ حقوق ملت است.[۳۴] در این نماد خطرناک و زهرآگین، رهبران صهیونیسم، سر افعی و عامهٔ صهیونیستها بدن مار ترسیم شده است. مطابق این طرح، مار به قلب ملتها نفود کرده و شروع به بلعیدن دولتهای غیر صهیونیست میکند و در طول سفر خود مسیر دایرهواری را طی میکند تا سر آن دوباره به اسرائیل برسد.[۳۵] وقتی گردش مار به پایان رسید، یک حلقه به وجود میآید و تمام کشورهای اروپایی در حلقهٔ مار محصور میشود. قرار گرفتن اروپا در این حلقه، به معنی محاصرهکردن تمام دنیا است. در طول این سفر، ملتها از نظر اقتصادی مغلوب شده و سرانجام تسلیم صهونیستها میشوند. براساس این طرح، نابودی ملتها از دو طریق میسر است؛ اول با بحران اقتصادی و دوم سقوط ارزشهای اخلاقی و معنوی؛ یعنی چیزی که هماکنون اکثر کشورهای جهان با آن مواجه هستند.[۳۶]
۲. آرمها و نمادهای سازمانهای بینالمللی
باتوجه به آرمها و پرچمهای مربوط به سازمان ملل متحد، شواهد بسیاری دربارهٔ ارتباط این سازمان با پروتکل صهیونیسم جهانی به چشم میخورد. بر اساس برداشت برخی از پژوهشگران، مهر اصلی و رسمی سازمان ملل که پرچم آن نیز بههمان شکل ترسیم شده، کرهٔ زمین است با دو شاخهٔ زیتون در دو طرف آن که بر روی پرچم سازمان ملل، این نقش به رنگ سفید بر زمینه آبی است. رنگ آبی، هم برای یهود مقدس است و هم برای تشکیلات فراماسونری. این رنگ در پرچم اسرائیل، رنگ اصلی شمرده میشود و شاخهٔ زیتون نیز از مهمترین و اساسیترین نمادهای یهود است. طرح به کار رفته در برخی آرمهای بینالمللی، از جمله سازمان یونسکو، به صورت کامل شبیه کنیسههای یهودی و معابد فراماسونری است. به نظر برخی پژوهشگران، نماد مار که در آرم سازمان بهداشت جهانی بهکار رفته نیز از اصلیترین نمادهای یهود شناخته میشود.[۳۷]
اصالت پروتکلها
اگرچه در سالهای متمادی برخی پژوهشگران طرفدار صهیونیسم جهانی به اصالت تاریخی این پروتکلها انتقاداتی وارد کرده و گاهی آن را جعلی خواندهاند اما بسیاری از محققان معتقدند که حساسیت بیش از حد اسراییلیها به انتشار این پروتکلها در جهان و برخورد با مترجمان و ناشران آن و بایکوت و تخریب آنها نشانگر واقعیت تاریخی پروتکلها است.[۳۸]
انقلاب اسلامی ایران و پروتکلهای یهودی
گرچه بسیاری از مفاد پروتکلهای یهودی در بخش عظیمی از جهان تحقق پیدا کرده است، اما مخالفت شخصیتهای سیاسی، فرهنگی و علمی جهان در طول تاریخ با مفاد پروتکلها و اندیشه توسعهطلبانه صهیونیسم از مهمترین موانع تحقق کامل آن در طی یکصد سال گذشته بوده است؛ از جمله مخالفت انقلاب اسلامی ایران با اندیشه و راهبرد صهیونیسم در این پروتکلها، جایگاه ویژه دارد؛ زیرا انقلاب اسلامی با الهام از اسلام و با شعار محوری محو اسرائیل از صحنهٔ گیتی، بزرگترین زلزله را در ارکان نظام طراحیشدهٔ توسط صهیونیسم جهانی به وجود آورده است. چیزی که بیش از همه رژیم صهیونیستی را به وحشت انداخته، تئوری حکومت اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه بوده که در واقع پادزهر مهمترین ابزار صهیونیسم یعنی دموکراسی مبتنی بر لیبرالسم است. به نظر محققان گسترش این اندیشه در جهان اسلام نه تنها مانع فروپاشی جوامع اسلامی است بلکه در درازمدت میتواند با ایجاد اتحاد در جهان اسلام بهویژه کشورهای غرب آسیا، بزرگترین پایگاه صهیونیسم یعنی رژیم اشغالگر اسرائیل را به نابودی بکشاند. بههمین دلیل است که رسانههای گروهی جهان و شخصیتهای سیاسی و فرهنگی وابسته به صهیونیسم به دروغ و تبلیغات علیه انقلاب اسلامی ایران متوسل شده و از هیچ توطئه علیه آن دریغ نمیکنند.[۳۹] در حالحاضر هدف اصلی پروتکلهای یهودی و دولت جعلی صهیونیستی برآمده از دل آن، نابودی اسلام بهویژه جمهوری اسلامی ایران است. صاحبنظران برای پیشگیری از شیوع سبک زندگی یهودی در جهان بهویژه در ایران و کشورهای اسلامی که امروزه در قالب سبک زندگی غربی و مدرن در حال گسترش است، عدم انفعال و تبلیغ اسلام ناب را بهترین راهکار در این زمینه میداند؛ زیرا معرفی چهره واقعی و بیپیرایه از اسلام ناب و ترسیم صحیح و زیبا از اصول تعالیبخش اسلام در زمینههای عدالتخواهی، حقوق بشر، آزادی بیان، خانواده، مدیریت جامعه، باعث جذب و اشتیاق وجدانهای بیدار به سوی اسلام ناب خواهد شد.[۴۰] به اعتقاد اندیشمندان بزرگ اسلامی، امت مسلمان باید به فکر تقویت عوامل اقتدارگرایانه خود مانند اتحاد و انسجام اسلامی باشند و از توانمندیها و داراییهای بالقوه خود نهایت بهره را ببرند. برای مثال اجتماع عظیم حج، منابع خدادادی مانند نفت و معادن و موقعیت ژئوپلیتیک بخشهای عظیمی از جهان اسلام و همچنین وجود جمعیت بیش از یک و نیم میلیاردی مسلمین، مهمترین عوامل پیروزی در تقابل با روح پروتکلهای یهودی است. همچنین ضرورت دارد که حضرت محمد بهعنوان پیشوا، ناجی امت اسلامی، بزرگترین آموزگار و محبوبترین چهره در میان امّت اسلامی، محور وحدت و انسجام ملتهای مسلمان باشد.[۴۱]
پانویس
- ↑ معین، فرهنگ فارسی معین، ذیل واژۀ پروتکل.
- ↑ «سیری در پروتکلهای صهیون»، وبسایت تیننیوز.
- ↑ صفاتاج، دانشنامهٔ صهیونسم و اسرائیل، 1389ش، ج2، ص453.
- ↑ صفاتاج، دانشنامهٔ صهیونسم و اسرائیل، 1389ش، ج2، ص454.
- ↑ صفاتاج، دانشنامهٔ فلسطین، 1391ش، ص605-607.
- ↑ «نقشه راه صهیونیسم برای استیلا بر جهان»، وبسایت روزنامۀ مشرق نیوز.
- ↑ «نگاهی به پروتکل سال 1897 رهبران صهیونیسم برای سلطه بر جهان»، خبرگزاری ایرنا.
- ↑ واعظی، نبرد نابرابر: روند ظهور و سقوط رژیم صهیونیستی، 1379ش، ص22 و 24.
- ↑ آرنت، یهودیستیزی، 1399ش، ص47-49.
- ↑ نویهض، پروتکلهای دانشوران صهیون، 1384ش، ص341.
- ↑ نویهض، پروتکلهای دانشوران صهیون، 1384ش، ص343.
- ↑ نویهض، پروتکلهای دانشوران صهیون، 1384ش، ص343.
- ↑ نویهض، پروتکلهای دانشوران صهیون، 1384ش، ص344.
- ↑ نویهض، پروتکلهای دانشوران صهیون، 1384ش، ص344.
- ↑ نویهض، پروتکلهای دانشوران صهیون، 1384ش، ص344.
- ↑ نویهض، پروتکلهای دانشوران صهیون، 1384ش، ص345.
- ↑ نویهض، پروتکلهای دانشوران صهیون، 1384ش، ص344.
- ↑ نویهض، پروتکلهای دانشوران صهیون، 1384ش، ص345.
- ↑ نویهض، پروتکلهای دانشوران صهیون، 1384ش، ص344.
- ↑ نویهض، پروتکلهای دانشوران صهیون، 1384ش، ص346.
- ↑ صفاتاج، دانشنامهٔ صهیونسم و اسرائیل، 1389ش، ج2، ص453.
- ↑ صفاتاج، دانشنامهٔ صهیونسم و اسرائیل، 1389ش، ج2، ص457.
- ↑ صفاتاج، دانشنامهٔ صهیونسم و اسرائیل، 1389ش، ج2، ص460.
- ↑ صفاتاج، دانشنامهٔ صهیونسم و اسرائیل، 1389ش، ج2، ص460.
- ↑ صفاتاج، دانشنامهٔ صهیونسم و اسرائیل، 1389ش، ج2، ص460.
- ↑ صفاتاج، دانشنامهٔ صهیونسم و اسرائیل، 1389ش، ج2، ص460.
- ↑ صفاتاج، دانشنامهٔ صهیونسم و اسرائیل، 1389ش، ج2، ص462.
- ↑ صفاتاج، دانشنامهٔ صهیونسم و اسرائیل، 1389ش، ج2، ص464.
- ↑ صفاتاج، دانشنامهٔ صهیونسم و اسرائیل، 1389ش، ص456.
- ↑ صفاتاج، دانشنامهٔ صهیونسم و اسرائیل، 1389ش، ج2، ص457.
- ↑ صفاتاج، دانشنامهٔ صهیونسم و اسرائیل، 1389ش، ج2، ص458.
- ↑ صفاتاج، دانشنامهٔ صهیونسم و اسرائیل، 1389ش، ج2، ص458.
- ↑ ابوغنیمه، یهود در فرهنگ، تبلیغات و رسانههای غربی، 1380ش، ص 148.
- ↑ «پروتکلهای بزرگان صهیون: نقشه راه صهیونیسم برای استیلا بر جهان»، خبرگزاری تسنیم.
- ↑ صفاتاج، دانشنامهٔ صهیونسم و اسرائیل، 1389ش، ج2، ص454.
- ↑ صفاتاج، دانشنامهٔ صهیونسم و اسرائیل، 1389ش، ج2، ص455.
- ↑ چراغی، «قبله اول (روز جهانی قدس)» 1384ش، ص97.
- ↑ «رهبر به کدام پروتکل اشاره کردند؟»، وبسایت تبیان.
- ↑ صفاتاج، دانشنامهٔ صهیونسم و اسرائیل، 1389ش، ج2، ص465-456.
- ↑ «پشت پرده اهانت به مقدسات»، وبسایت دیگران.
- ↑ «پشت پرده اهانت به مقدسات»، وبسایت دیگران.
منابع
- آرنت، هانا، یهودیستیزی، ترجمهٔ مهدی تدینی، تهران، ثالث، ۱۳۹۹ش.
- ابوغنیمه زیاد، یهود در فرهنگ، تبلیغات و رسانههای غربی، تهران، ضیاء اندیشه، ۱۳۸۰ش.
- «پروتکلهای بزرگان صهیون: نقشهٔ راه صهیونیسم برای استیلا بر جهان»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ درج مطلب: ۹ مرداد ۱۳۹۲ش.
- «پشت پردهٔ اهانت به مقدسات»، وبسایت دیگران، تاریخ درج مطلب: ۲۵ شهریور ۱۳۹۹ش.
- چراغی، طیبه، «قبله اول (روز جهانی قدس)» مجلهٔ گلبرگ، شمارهٔ ۶۸، ۱۳۸۴ش.
- «رهبر به کدام پروتکل اشاره کردند؟»، وبسایت تبیان، تاریخ درج مطلب: ۲۷ مهر ۱۳۹۰ش.
- «سیری در پروتکلهای صهیون»، وبسایت تیننیوز، تاریخ درج مطلب: ۱۳ مرداد ۱۳۹۳ش.
- صفاتاج، مجید، دانشنامهٔ صهیونیسم و اسرائیل، تهران، آرون، ۱۳۸۹ش.
- صفاتاج، مجید، دانشنامهٔ فلسطین، تهران، آرون، ۱۳۹۱ش.
- معین، محمد، فرهنگ فارسی، و بسایت واژهیاب، تاریخ بازدید: ۲۰ آذر ۱۴۰۲ش.
- «نقشهٔ راه صهیونیسم برای استیلا بر جهان»، وبسایت روزنامهٔ مشرقنیوز، تاریخ درج مطلب: ۹ مرداد ۱۳۹۲ش.
- «نگاهی به پروتکل سال ۱۸۹۷م رهبران صهیونیسم برای سلطه بر جهان»، خبرگزاری ایرنا، تاریخ درج مطلب: ۱۱ مرداد ۱۳۸۵ش.
- نویهص، عجاج، پروتکلهای دانشوران صهیون، ترجمهٔ حمیدرضا شیخی، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی، ۱۳۸۴ش.
- واعظی، حسن، نبرد نابرابر: روند ظهور و سقوط رژیم صهیونیستی، تهران، سروش، ۱۳۷۹ش.