جنگ ایران و عراق: درگیری نظامی هشت‌سالۀ ایران و عراق (۱۳۵۹–۱۳۶۷)

جنگ ایران و عراق یکی از طولانی‌ترین درگیری‌های خاورمیانه در قرن بیستم بود. ریشه‌های جنگ به اختلاف‌های مرزی دو کشور، به‌ویژه بر سر حاکمیت بر اروندرود (شط‌العرب)، فروپاشی نظم امنیتی منطقه پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران و تلاش صدام حسین برای رهبری جهان عرب بازمی‌گردد. عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با حملات هوایی و زمینی گسترده وارد خاک ایران شد و بخش‌هایی از خوزستان و مناطق غربی را اشغال کرد. ایران در سال‌های ۱۳۶۰ و ۱۳۶۱ بیشتر مناطق اشغالی را بازپس گرفت و سپس نبردها به داخل خاک عراق کشیده شد. در سال‌های پایانی، جنگ به مرحلۀ فرسایشی رسید و حملات به شهرها، نفت‌کش‌ها و استفاده از سلاح‌های شیمیایی ابعاد تازه‌ای یافت. جنگ با میانجی‌گری سازمان ملل متحد و پذیرش قطعنامۀ ۵۹۸ از سوی ایران در تیر ۱۳۶۷ به آتش‌بس انجامید، اما صلح رسمی و تغییر مرزها حاصل نشد. تلفات انسانی دو طرف صدها هزار نفر برآورد می‌شود و اقتصاد هر دو کشور، به‌ویژه عراق، آسیب جدی دید. پیامدهای این جنگ تا سال‌ها بعد بر سیاست، جامعه و فرهنگ منطقه سایه انداخت و زمینه را برای بحران‌های بعدی، از جمله اشغال کویت در ۱۳۶۹، فراهم کرد.

پیشینه و ریشه‌های بحران

اختلافات تاریخی و مرزی

اختلاف ایران و عراق بر سر اروندرود (شط‌العرب) مهم‌ترین زمینۀ مرزی تنش میان دو کشور بود. این رودخانه تنها راه دسترسی عراق به خلیج فارس است و از همین‌رو برای عراق اهمیت راهبردی داشت. ریشۀ این اختلاف به دورۀ عثمانی بازمی‌گردد، اما بخش تعیین‌کنندۀ آن به دوران بعد از تشکیل دولت عراق مربوط می‌شود.[۱]

سال ۱۹۳۷/۱۳۱۶ معاهده‌ای میان ایران و عراق بسته شد که مرز را در خط جزر در سمت شرقی رودخانه قرار می‌داد و کنترل تقریباً کامل آبراه را به عراق واگذار می‌کرد. ایران این وضعیت را ناعادلانه می‌دانست و در سال ۱۳۴۸/ ۱۹۶۹ با عبور دادن کشتی بدون پرداخت عوارض، عملاً آن را زیر سؤال برد.[۲] این اقدام عراق را به واکنش واداشت، اما اختلاف اصلی همچنان باقی ماند.

رویارویی مستقیم نظامی دو کشور در زمستان ۱۳۵۲/اوایل ۱۹۷۴ و حمایت ایران از کردهای عراق در دههٔ ۱۳۵۰/ ۱۹۷۰ دولت بغداد را تحت فشار شدید نظامی و اقتصادی قرار داد. در نتیجه، عراق که در آستانۀ فروپاشی قرار گرفته بود، حاضر به پذیرش توافقی شد که به نفع ایران بود. بر اساس قرارداد ۱۳۵۳/۱۹۷۵ الجزایر، مرز آبی دو کشور در عمیق‌ترین نقطۀ رودخانه (خط تالوگ) تعیین شد و عراق از ادعای حاکمیت بر تمامی آبراه دست کشید[۳][۴]

این قرارداد از نظر حقوقی دقیق‌ترین معاهدۀ مرزی میان دو کشور به شمار می‌آمد، اما صدام حسین آن را تحمیلی و ناعادلانه می‌دانست. همین احساسِ تحمیل، همراه با اهداف منطقه‌ای، بعدها به یکی از دلایل اصلی لغو یک‌جانبۀ قرارداد و آغاز جنگ تبدیل شد.[۵]

پیامدهای منطقه‌ای و نظامی انقلاب ۱۳۵۷

پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ نظم امنیتی خلیج فارس را دگرگون کرد. با سقوط شاه، ساختار امنیتی مورد حمایت آمریکا که بر دو ستون ایران و عربستان استوار بود، فرو ریخت و خلأ قدرتی پدید آمد که عراق را به فکر ایفای نقش برتر منطقه‌ای انداخت.[۶][۷]

از سوی دیگر انقلاب اسلامی ساختار نظامی ایران را به شدت تضعیف کرد؛ ارتش توان عملیاتی پیشین خود را از دست داد و تحریم‌های تسلیحاتی، لغو قراردادهای خرید تجهیزات و کاهش مدت خدمت سربازی این وضعیت را تشدید کرد.[۸][۹]

افزون بر این، رهبران جدید ایران نظم سیاسی موجود خاورمیانه را رد می‌کردند و هدف خود را برپایی نظامی اسلامی در منطقه می‌دانستند. در چنین وضعیتی، حکومت عراق از یکسو نگران جمعیت عمدتاً شیعی خود و همدلی آنان با انقلاب ایران بود و از سوی دیگر خود را مانع اصلی نفوذ منطقه‌ای ایران می‌دانست؛ از این رو در کانون سیاست مقابله با ایران قرار گرفت.[۱۰]

اهداف و محاسبات حزب بعث

حزب بعث عراق که صدام حسین از تیر ۱۳۵۸ قدرت مطلق آن را در دست گرفت، بر ایدئولوژی پان‌عربیسم رادیکال و اندیشه‌های مارکسیستی- فاشیستی تکیه داشت. گذشته از آن شخص صدام ایده‌های ضد ایرانی هم داشت که از عمویش خیرالله طلفاح به ارث برده بود.[۱۱] این ذهنیت و تلاش صدام برای رهبری جهان عرب(به‌ویژه پس از انزوای مصر به دلیل قرارداد کمپ دیوید) او را عملاً‌به سوی رویارویی سیاسی و نظامی با ایران سوق داد.[۱۲]

اهداف اعلام‌شده و نشدۀ عراق از این رویارویی، جلوگیری از صدور انقلاب، جبران کاستی‌های قرارداد ۱۹۷۵، تقویت مرزهای شرقی و جنوبی، نابودی قدرت نظامی ایران، تصرف خوزستان و سقوط نظام جمهوری اسلامی بود.[۱۳] صدام در فروردین ۱۳۵۹ برخی از خواسته‌هایش را آشکارا مطرح کرد: خروج ایران از جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک؛ بازگرداندن اروندرود به وضعیت پیش از ۱۹۷۵؛ و به رسمیت شناختن خودمختاری و عربی‌بودن خوزستان. او اعلام کرده بود که عراق برای حل این اختلاف‌ها آماده توسل به زور است.[۱۴]

تنش‌های پیش از تهاجم

از اوایل ۱۳۵۸، عراق با اقدام‌هایی مانند تأخیر در مذاکرات مرزی، اخراج امام خمینی از عراق، حمایت از بازگشت شاه و ارسال نماینده به عربستان برای اعلام آمادگی مقابله با انقلاب، روابط خود با ایران را به تدریج تیره کرد.[۱۵] در سال بعد نیز با اخراج ایرانیان مقیم عراق، سرکوب حوزۀ علمیۀ نجف و اعدام آیت‌الله سید محمدباقر صدر، ضدیت با ایران تداوم یافت.[۱۶]

در شهریور ۱۳۵۹، عراق مناطق مرزی زین‌القوس و سیف سعد را اشغال کرد و در ۲۶ شهریور به طور یک‌جانب، قرارداد ۱۹۷۵ را لغو و حاکمیت عراق بر تمامی اروندرود را اعلام کرد.[۱۷] هم‌زمان، جنگ تبلیغاتی عراق با چاپ نقشه‌های جعلی و معرفی خوزستان به‌عنوان «عربستان» شدت گرفت.[۱۸]

عراق در نامه‌های رسمی خود به سازمان ملل، ایران را به نقض تعهدات قرارداد ۱۹۷۵ متهم کرد و سپس با طرح ادعای «دفاع مشروع بازدارنده»، مدعی شد که ایران جنگ را در ۱۳ شهریور آغاز کرده است که البته این ادعاها با ضوابط حقوق بین‌الملل سازگار نبود.[۱۹]

با وجود این نشانه‌ها، ایران در سطح راهبردی غافلگیر شد. اگرچه گزارش‌های متعددی از تحرکات عراق در سطح تاکتیکی وجود داشت، اما این گزارش‌ها در تصمیم‌گیری کلان جدی گرفته نشدند.[۲۰]

گاهشمار و روند نظامی جنگ

هجوم سراسری و اشغال (۱۳۵۹ - ۱۳۶۰)

هجوم سراسری عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با حملات هوایی به ده فرودگاه ایران آغاز شد. این حمله با الگوگیری از جنگ شش‌روزه طراحی شده بود، اما نتوانست نیروی هوایی ایران را از کار بیندازد. روز بعد، نیروی زمینی عراق از سه محور وارد خاک ایران شد و در جبهه‌ای به طول حدود ۶۴۴ کیلومتر پیشروی کرد.[۲۱] بر پایۀ برخی منابع، عرض جبهه بیش از ۵۵۰ کیلومتر و عمق نفوذ عراق به حداکثر ۱۰۰ کیلومتر رسید و مجموع اراضی اشغالی بیش از ۱۵۰۰۰ کیلومتر مربع برآورد شده است.[۲۲]

تمرکز اصلی تهاجم بر استان خوزستان بود. از شش لشکر مهاجم عراق، چهار لشکر به سمت خوزستان حرکت کردند. هدف، جدا کردن شط‌العرب از سایر مناطق ایران و ایجاد منطقه امنیتی در مرز جنوبی بود. دو لشکر به سمت خرمشهر و آبادان و دو لشکر زرهی دیگر به سمت خط خرمشهر‑اهواز‑سوسنگرد‑موسیان پیشروی کردند. در جبهه میانی، مهران اشغال شد و در جبهه شمالی نیز حمله‌ای برای حفاظت از کرکوک انجام گرفت.[۲۳]

ارتش عراق در روزهای نخست، بیشتر ارتفاعات غرب کشور را تصرف کرد و در خوزستان تا نزدیکی اهواز پیش رفت. جاده اهواز‑خرمشهر نیز به تصرف عراق درآمد.[۲۴] مقاومت مردمی و نظامی، سرعت پیشروی را کند کرد. نبرد خرمشهر حدود ۳۴ روز ادامه یافت و سرانجام در ۲۴ اکتبر ۱۹۸۰ شهر به تصرف کامل عراق درآمد. هر طرف در این نبرد حدود ۷۰۰۰ کشته و زخمی داد و عراق بیش از ۱۰۰ تانک و خودروی زرهی از دست داد.[۲۵] همین مقاومت، فرصت سازمان‌دهی نیروهای ایران را فراهم کرد.[۲۶]

پس از سقوط خرمشهر، جبهه‌ها تقریباً ثابت ماند. صدام در ۷ دسامبر ۱۹۸۰ اعلام کرد که عراق به راهبرد دفاعی روی آورده است.[۲۷] ایران در چهار ماه نخست جنگ چند عملیات گسترده در محورهای دزفول، آبادان و هویزه انجام داد که همگی ناکام ماند. مهم‌ترین دلایل ناکامی آن‌ها ضعف در برآورد و طراحی، شناسایی ناکافی و پراکندگی نیروها بود.[۲۸] با وجود این ناکامی‌ها، ارتش عراق نتوانست هیچ مرکز حساس سیاسی، اقتصادی یا نظامی تعیین‌کننده را تصرف کند.[۲۹]

تغییر موازنه و بازپس‌گیری مناطق (۱۳۶۰ - ۱۳۶۱)

برکناری ابوالحسن بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا در ۲۰ خرداد ۱۳۶۰ نقطۀ عطفی در مدیریت جنگ ایران بود. پس از آن، نگرش به جنگ، راهبرد نظامی، فرماندهی و تاکتیک‌ها تغییر کرد و رویکرد کلاسیک با روحیۀ انقلابی ترکیب شد. همکاری ارتش و سپاه نیز با انتخاب محسن رضایی به فرماندهی سپاه و علی صیاد شیرازی به فرماندهی نیروی زمینی ارتش گسترش یافت.[۳۰]

در این مرحله، ایران چهار عملیات بزرگ را با موفقیت اجرا کرد. عملیات ثامن‌الائمه با طرح‌ریزی سپاه و فرماندهی مشترک ارتش و سپاه که محاصرۀ آبادان را شکست.[۳۱] عملیات طریق‌القدس در آذر ۱۳۶۰، بستان و تنگۀ چزابه را بازپس گرفت و ارتباط نیروهای عراقی در غرب کرخه و غرب کارون را قطع کرد.[۳۲] عملیات فتح‌المبین در فروردین ۱۳۶۱ با بستن دو جادۀ عقبۀ دشمن، مناطق غربی را بازپس گرفت و آسیب جدی به لشکرهای مکانیزۀ عراق وارد کرد.[۳۳]

اوج این مرحله، عملیات بیت‌المقدس در اردیبهشت ۱۳۶۱ بود که به بازپس‌گیری خرمشهر انجامید. در این عملیات، شمار زیادی از نیروهای عراقی گریختند[۳۴] و در چهار مرحلۀ این عملیات، ۱۹۰۰۰ نفر از نیروهای عراقی اسیر و بیش از ۱۶۰۰۰ نفر کشته یا زخمی شدند. لشکرهای ۳ زرهی، ۱۱ و ۱۵ پیادۀ عراق تا ۸۰ درصد آسیب دیدند.[۳۵] ایران همچنین ۵۴۶ کیلومتر مربع از مناطق اشغالی را بازپس گرفت.[۳۶]

پس از این شکست، عراق از بخش‌های باقی‌ماندۀ خاک ایران عقب‌نشینی کرد و به دفاع در امتداد مرز بین‌المللی روی آورد. این تصمیم صدام در منابع غربی یکی از اقدامات راهبردی مؤثر او در طول جنگ ارزیابی شده است.[۳۷]

تعقیب متجاوز در خاک عراق (۱۳۶۱ - ۱۳۶۳)

پس از عقب‌نشینی نیروهای عراقی از خاک ایران، تهران تصمیم گرفت جنگ را در داخل خاک عراق ادامه دهد. هدف اصلی این مرحله، تصرف شهر بندری بصره بود که از نظر اقتصادی و نظامی برای عراق اهمیت حیاتی داشت. برای این هدف، سه راهکار حمله از شرق بصره، قطع جادۀ العماره‑بصره از شمال و محاصرۀ بصره از طریق شبه‌جزیرۀ فاو بررسی می‌شد.[۳۸] در مقابل، ارتش عراق که از نظر نیروی انسانی و تجهیزات در حال گسترش بود، سامانۀ دفاعی گسترده‌ای در طول مرز ایجاد کرد.[۳۹]

عملیات رمضان در تابستان ۱۳۶۱ نخستین حملۀ بزرگ ایران به شرق بصره بود، اما به دلیل ناآشنایی با استحکامات جدید عراق و تغییر راهبرد دفاعی آن، نتوانست به هدف خود برسد.[۴۰] اما در عملیات خیبر (اسفند ۱۳۶۲) که نخستین عملیات آبی‑خاکی ایران به شمار می‌آمد، نیروها با عبور از هورالعظیم، جزایر مجنون را تصرف کردند. عراق در این عملیات برای نخستین بار به طور گسترده از سلاح شیمیایی استفاده کرد، اما ایران جزایر را حفظ کرد.[۴۱][۴۲]

عملیات بدر در اسفند ۱۳۶۳ با عبور از رودخانۀ دجله و قطع موقت جادۀ العماره‑بصره همراه بود، اما به دلیل مشکلات لجستیکی و ضدحملات عراق، نیروهای ایرانی ناگزیر به عقب‌نشینی از شرق دجله شدند.[۴۳]

نبردهای فرسایشی و عملیات‌های بزرگ (۱۳۶۳ - ۱۳۶۶)

در این مرحله، جنگ بیشتر به صورت فرسایشی دنبال شد؛ ایران تلاش می‌کرد با عبور از مرز، ابتکار عمل را حفظ کند و عراق نیز با تکیه بر برتری آتش و استحکامات، از پیشروی بیشتر جلوگیری می‌کرد.

عملیات والفجر ۸ در ۲۰ بهمن ۱۳۶۴ بزرگ‌ترین موفقیت ایران پس از بیرون راندن عراق از خاک خود بود. در این عملیات، نیروهای ایرانی با عبور غواصان از اروندرود، شبه‌جزیرۀ فاو را تصرف کردند. عراق با وجود برتری آتش و استفاده از سلاح شیمیایی نتوانست فاو را بازپس بگیرد. در دو هفتۀ نخست این نبرد، حدود ۱۰ هزار عراقی کشته شدند.[۴۴] این پیروزی روحیۀ ارتش عراق را تضعیف کرد، اما هم‌زمان حمایت‌های خارجی از عراق را افزایش داد.[۴۵]

در پی این رویداد، عراق شهر مهران را در اردیبهشت ۱۳۶۵ تصرف کرد و پیشنهاد مبادلۀ آن با فاو را داد. ایران این پیشنهاد را نپذیرفت و در تیر ۱۳۶۵ مهران را بازپس گرفت.[۴۶]

عملیات کربلای ۴ در دی ۱۳۶۵ با هدف تصرف ابوالخصیب و تهدید بصره طراحی شد، اما به دلیل آگاهی عراق از طرح عملیات با شکست سنگینی مواجه شد.[۴۷][۴۸] اما عملیات کربلای ۵ تنها دو هفته پس از کربلای ۴ و در بهمن ۱۳۶۵ آغاز شد. در این عملیات، خطوط دفاعی عراق در شلمچه شکسته شد و بخشی از آن به تصرف ایران درآمد. عراق در این نبرد نیز به‌طور گسترده از سلاح شیمیایی استفاده کرد.[۴۹]

ماه‌های پایانی (۱۳۶۶ - ۱۳۶۷)

از اوایل ۱۳۶۶، عراق با تکیه بر توان نظامی تقویت‌شده و حمایت‌های خارجی، ابتکار عمل را به دست گرفت.[۵۰] در فروردین ۱۳۶۷، عراق حملات گسترده‌ای آغاز کرد و در ۲۹ فروردین، شبه‌جزیره فاو را پس از ۴۸ ساعت نبرد سنگین بازپس گرفت.[۵۱] سپس شلمچه در ۴ اردیبهشت و جزایر مجنون در ۱۲ اردیبهشت بازپس گرفته شد. در این حملات، عراق از آتش سنگین توپخانه و سلاح شیمیایی به‌طور گسترده استفاده می‌کرد. استفاده از تسلیحات شیمیایی علیه غیرنظامیان کرد عراقی در حابچه هم صورت گرفت. [۵۲][۵۳]

با روی آوردن عراق به استفادۀ گسترده از سلاح‌های شیمیایی، دخالت مستقیم آمریکا در جنگ و تشدید فشار اقتصادی، ایران ادامۀ جنگ را به صلاح خود ندانست و در ۲۷ تیر ۱۳۶۷ قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفت.[۵۴][۵۵] بلافاصله پس از پذیرش قطعنامه، عراق حمله‌ای را با هدف اشغال دوباره خوزستان آغاز کرد و هم‌زمان سازمان مجاهدین خلق از غرب وارد ایران شد. عملیات مرصاد در مرداد ۱۳۶۷ با فرماندهی سپاه و پشتیبانی هوانیروز ارتش، نیروهای مجاهدین را که تا تنگه چهارزبر پیشروی کرده بودند سرکوب کرد.[۵۶]

مرحله عملیات جبهه / منطقه نتیجۀ کلی و پیامد راهبردی
تهاجم سراسری عراق تهاجم ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ سراسری (جنوب، میانی، شمال) پیشروی اولیۀ عراقی‌ها و اشغال بخشی از خاک ایران
بازپس‌گیری مناطق اشغالی ثامن‌الائمه (۱۳۶۰) شرق کارون شکستن حصر آبادان و چرخش ابتکار عمل به نفع ایران
طریق‌القدس (۱۳۶۰) بستان و تنگۀ چزابه آزادسازی بستان و قطع ارتباط دشمن در شمال و جنوب
فتح‌المبین (۱۳۶۱) غرب دزفول و شوش انهدام لشکرهای عراق و آزادسازی بخش غربی خوزستان
بیت‌المقدس (۱۳۶۱) خرمشهر و هویزه آزادسازی خرمشهر و عقب‌راندن دشمن تا مرز بین‌المللی
تعقیب در خاک عراق رمضان (۱۳۶۱) شرق بصره عدم موفقیت در شکستن خطوط دفاعی محکم عراق
خیبر (۱۳۶۲) هورالعظیم و جزایر مجنون تصرف جزایر مجنون و آغاز نبردهای آبی-خاکی
بدر (۱۳۶۳) شرق دجله عبور موفق از نهر دجله اما عدم امکان تثبیت موقعیت
نبردهای فرسایشی والفجر ۸ (۱۳۶۴) شبه‌جزیرۀ فاو تصرف فاو و قطع دسترسی مستقیم عراق به خلیج فارس
کربلای ۴ (۱۳۶۵) ابوالخصیب و شلمچه ناکامی عملیات به دلیل لو رفتن طرح
کربلای ۵ (۱۳۶۵) شلمچه و شرق بصره تصرف بخشی از شلمچه طی یکی از سنگین‌ترین نبردها
حملات پایانی تهاجم‌های مجدد عراق (۱۳۶۷) فاو، شلمچه و جزایر مجنون بازپس‌گیری مناطق تصرف‌شده توسط عراق
مرصاد (۱۳۶۷) غرب (اسلام‌آباد و تنگۀ چهارزبر) سرکوب و انهدام کامل نیروهای سازمان مجاهدین خلق

ابعاد غیرمتعارف جنگ و گسترش دامنۀ آن

جنگ شهرها (بمباران مناطق مسکونی)

منظور از جنگ شهرها مجموعه حملات هوایی و موشکی عمدی به مناطق مسکونی و غیرنظامی است. این شیوه از سال ۱۳۶۳ به ابزاری برای فشار نظامی و روانی تبدیل شد. نخستین دورۀ آن در فوریۀ ۱۹۸۴/ بهمن و اسفند ۱۳۶۲ و پس از اولتیماتوم عراق آغاز شد و ایران نیز به اقدامات مشابه پاسخ داد.[۵۷]

شورای امنیت سازمان ملل در اوایل ۱۹۸۷ نسبت به تشدید حملات به مناطق غیرنظامی ابراز نگرانی کرد و گسترش مناقشه از راه حمله به اهداف صرفاً غیرنظامی را مایۀ نگرانی جدی دانست. قطعنامۀ ۵۹۸ نیز بمباران مراکز غیرنظامی و حملات به کشتیرانی بی‌طرف را محکوم کرد.[۵۸]

شدیدترین دورۀ جنگ شهرها در اواخر فوریۀ ۱۹۸۸/اواخر بهمن ۱۳۶۶ به دستور صدام آغاز شد. در طول دو ماه، بیش از ۲۰۰ موشک سطح‌به‌سطح و حملۀ هوایی به مراکز جمعیتی ایران اصابت کرد. این حملات ضربۀ جدی به روحیۀ عمومی وارد کرد؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از کارمندان دولت نیز مانند دیگر شهروندان تهران را ترک کردند.[۵۹] تلفات غیرنظامی این حملات قابل توجه بود. شمار کشته‌شدگان بمباران مناطق مسکونی ایران ۱۶ هزار نفر ذکر شده است.[۶۰]

  1. بختیاری، «تاریخ جنگ تحمیلی عراق علیه ایران...»، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی.
  2. Karsh, The Iran-Iraq War, 1980–1988, 8.
  3. Karsh, The Iran-Iraq War, 1980–1988, 8-9.
  4. دکر و پست، «جنگ عراق علیه ایران از دیدگاه حقوق بین‌الملل»، مجله حقوقی بین‌المللی، ۳۲۵-۳۲۶.
  5. علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۵۰.
  6. بختیاری، «تاریخ جنگ تحمیلی عراق علیه ایران»، موسسۀ مطالعات و پژوهش‌های سیاسی.
  7. زرقانی و احمدی، «رمزگشایی کدهای ژئوپلیتیک عراق در تهاجم به ایران»، پژوهش‌های جغرافیای سیاسی، ۷۸.
  8. علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۸-۱۲، ۱۱.
  9. رشید، اطلس جنگ ایران و عراق، ۲۰.
  10. Karsh, The Iran-Iraq War, 1980–1988, 12-13.
  11. Murray and Woods, The Iran-Iraq War: A Military and Strategic History, 16-17.
  12. ولایتی، تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی...، ۲۰۱.
  13. بیگلری و عراقی، «بررسی نقش آمریکا در شروع، تداوم جنگ عراق علیه ایران»، فصلنامه مدیریت و پژوهش‌های دفاعی، ۱۶۴.
  14. بختیاری، «تاریخ جنگ تحمیلی عراق علیه ایران»، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی.
  15. رشید، اطلس جنگ ایران و عراق، ۲۰.
  16. علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۷۴-۷۶.
  17. رشید و دیگران، «بررسی و تحلیل آغاز جنگ تحمیلی...»، فصلنامه مطالعات دفاعی استراتژیک، ۲۵۵-۲۵۶.
  18. زرقانی و احمدی، «رمزگشایی کدهای ژئوپلیتیک عراق»، پژوهش‌های جغرافیای سیاسی، ۸۶.
  19. دکر و پست، «جنگ عراق علیه ایران از دیدگاه حقوق بین‌الملل»، مجله حقوقی بین‌المللی، ۳۲۸-۳۴۱، ۳۴۵-۳۴۶.
  20. رشید و دیگران، «بررسی و تحلیل آغاز جنگ تحمیلی...»، فصلنامه مطالعات دفاعی استراتژیک، ۲۵۶-۲۵۷.
  21. Karsh, The Iran-Iraq War, 1980–1988, 22.
  22. بختیاری، «تاریخ جنگ تحمیلی عراق علیه ایران»، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی.
  23. Karsh, The Iran-Iraq War, 1980–1988, 22-23.
  24. علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۰۵، ۱۲۱-۱۲۲.
  25. Karsh, The Iran-Iraq War, 1980–1988, 27.
  26. علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۰۲.
  27. Karsh, The Iran-Iraq War, 1980–1988, 30.
  28. رشید، اطلس جنگ ایران و عراق، ۲۹-۳۳.
  29. علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۲۳.
  30. رشید، اطلس جنگ ایران و عراق، ۴۴.
  31. رشید، اطلس جنگ ایران و عراق، ۴۶.
  32. رشید، اطلس جنگ ایران و عراق، ۴۷.
  33. رشید، اطلس جنگ ایران و عراق، ۴۸.
  34. Karsh, The Iran-Iraq War, 1980–1988, 36.
  35. درودیان، آغاز تا پایان : سیري درجنگ ایران و عراق، ۲:‎ ۱۴۷-۱۴۸.
  36. رشید، اطلس جنگ ایران و عراق، ۴۹.
  37. Karsh, The Iran-Iraq War, 1980–1988, 36.
  38. رشید، اطلس جنگ ایران و عراق، ۶۶.
  39. Karsh, The Iran-Iraq War, 1980–1988, 37.
  40. رشید، اطلس جنگ ایران و عراق، ۶۸.
  41. رشید، اطلس جنگ ایران و عراق، ۷۲.
  42. Karsh, The Iran-Iraq War, 1980–1988, 42.
  43. رشید، اطلس جنگ ایران و عراق، ۷۳.
  44. Karsh, The Iran-Iraq War, 1980–1988, 48.
  45. رشید، اطلس جنگ ایران و عراق، ۷۵.
  46. Karsh, The Iran-Iraq War, 1980–1988, 49.
  47. Karsh, The Iran-Iraq War, 1980–1988, 51-52.
  48. رشید، اطلس جنگ ایران و عراق، ۷۶.
  49. درودیان، آغاز تا پایان: سیری در جنگ ایران و عراق، ۲:‎ ۱۴۴.
  50. رشید، اطلس جنگ ایران و عراق، ۱۰۶.
  51. Karsh, The Iran-Iraq War, 1980–1988, 57.
  52. Karsh, The Iran-Iraq War, 1980–1988, 55.
  53. رشید، اطلس جنگ ایران و عراق، ۱۰۸-۱۰۹.
  54. Karsh, The Iran-Iraq War, 1980–1988, 79.
  55. رشید، اطلس جنگ ایران و عراق، ۱۱۱.
  56. رشید، اطلس جنگ ایران و عراق، ۱۱۳.
  57. Karsh, The Iran-Iraq War, 1980–1988, 41.
  58. United Nations Security Council, Official Records of the Security Council, 2.
  59. Karsh, The Iran-Iraq War, 1980–1988, 57.
  60. جعفری، «جنگ تحمیلی عراق علیه ایران از نگاه آمار و ارقام»، موسسۀ مطالعات و پژوهش‌‌های سیاسی.