Notice: Unexpected clearActionName after getActionName already called in /mnt/extra/irnt/w/includes/context/RequestContext.php on line 333
تمکین زن - ایران پدیا پرش به محتوا

تمکین زن

از ایران پدیا
(تغییرمسیر از تمکین زوجه)

تمکین زن؛ از حقوق جنسی شوهر بر عهدهٔ زن در خانواده اسلامی.

در سبک زندگی اسلامی، تکالیفی برای زن و شوهر بر اساس ظرفیت ذاتی و روانشناختی آنها در نظر گرفته شده که در سلامت فرد، خانواده و جامعه نقش مهمی دارد. تمکین زن، از حقوق جنسی مرد در جهت تحکیم بنیان خانواده است که بخشی از مسئولیت‌های متقابل زوجین در چگونگی رابطهٔ جنسی را تعریف می‌کند. امروزه با دگرگونی‌های سبک زندگی، محدودهٔ تمکین زن با چالش‌های زیادی مواجه شده و لزوم بازتعریف آن را بر اساس اصول و قواعد دینی، موجه می‌سازد.

مفهوم‌شناسی

واژه عربی تمکین به‌ معنای فرمان‌بردن و پذیرفتن،[۱][۲] در فقه اسلامی به اختیاردادن زن به همسر خود برای خواسته‌های مشروع جنسی معنا شده[۳] و در کتاب‌های حقوقی علاوه‌بر معنای فقهی، به قبول ریاست شوهر بر خانواده و محترم‌شمردن ارادهٔ او در امور خانواده نیز گفته شده که به تمکین عام معروف است. بحث تمکین در باب نکاح فقه اسلامی، بیانگر یکی از حقوق شوهر بر عهدهٔ زن در نظام خانواده است.[۴] در مقابل تمکین، اصطلاح «نشوز» به‌کار می‌رود که در فقه و حقوق اسلامی به‌معنی ایفا نکردن وظایف زناشویی است.[۵]

اقسام تمکین

اطاعت کلی زن در زندگی خانوادگی را تمکین عام و اطاعت در امور زناشویی را تمکین خاص می‌گویند. در تمکین عام، زن ریاست شوهر در محیط خانه و تصمیمات او دربارهٔ تربیت فرزندان و ادارهٔ مالی و اخلاقی خانواده را می‌پذیرد.[۶] در تمکین خاص، زن به خواسته‌های مشروع جنسی همسر «بدون قید و شرط» پاسخ می‌دهد[۷] و بر اساس مبنای برخی صاحب‌نظران، تنها به تقاضاهای «متعارف» پاسخ‌گو است.[۸]

رویکردها

جامعه‌شناختی

با توجه به دگرگونی‌های سبک زندگی، امروزه مفهوم و گسترهٔ سنتیِ تمکین زن، در روابط روزمرهٔ زن و شوهر جایگاه اثرگذاری ندارد. با شرایط فرهنگی، اقتصادی و عرفی نوین در جامعه، از زنان به‌صورت فزاینده انتظار می‌رود که دوشادوش مردان در تأمین اقتصادی خانواده و ایفای مسئولیت‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، نقش‌آفرین باشند. برخی مردان نیز از پرداخت نفقه که تکلیف شرعی و قانونی آنان است، نسبت به زنان شاغل شانه خالی می‌کنند تا آنها مجبور به صرف درآمد خود برای مایحتاج خود شوند. پژوهشگران معتقدند که گسترهٔ تمکین برای زنی که فعال اجتماعی و سیاسی بوده و عهده‌دار برخی مسؤولیت‌های نظام اسلامی است، محدودیت‌هایی می‌یابد یا محدوده تمکین برای زن خانه‌دار با زن سرپرست خانواری که به‌دلایل مختلف از جمله معلولیت شوهر، اعتیاد، بیکاری و بیماری عهده‌دار امور خانواده است، تفاوت پیدا می‌کند. به همین دلیل بسیاری از محققان معتقدند که آیات قرآنی ناظر به اغراض ازدواج، همچنین اصول و مفاهیمی چون عدالت، انصاف، معاشرت به معروف و عدم تکلیف به فراتر از حد طاقت، به‌لحاظ عقلایی گسترهٔ تمکین را در هر یک از صور یادشده متفاوت می‌کند.[۹] از این جهت آنها معتقدند که در شرایط متفاوت امروزی، زن می‌تواند با رعایت حقوق زناشویی، مطابق برخی اصول مانند اباحه، حلیت، صحت و قواعدی چون تسلیط، عدالت، حفظ نظام، حسن معاشرت و نفی ظلم، از منزل خارج شود و گسترهٔ اختیارات مرد در تمکین در محدوده انجام تکالیف الهی و انسانی و شرایط بهره‌مندی از حقوق انسانی زن قابل باز تعریف و توجیه است.[۱۰]

روان‌شناختی

روان‌شناسان معتقدند که مردان در برابر غریزهٔ جنسی مقاوم نبوده و در برابر مناظر تحریک‌آمیز به‌سرعت دچار طغیان شهوت می‌شوند و گاه تحمل خود را از دست می‌دهند.[۱۱] تحقیقات نشان می‌دهد که نمایش‌های عریان مانند عکس، فیلم و نقاشی در ۱۲درصد زنان و ۵۴ درصد مردان سبب بروز شهوت می‌شود. واکنش شهوی در نتیجهٔ مشاهدهٔ جنس مخالف، در زنان ۱۷ درصد و در مردان ۳۲ درصد است. متن‌های شهوانی ۱۴ درصد زنان و ۴۷ درصد مردان را تحریک می‌کند.[۱۲] به باور پژوهشگران این رفتارها نشان از قوت غریزهٔ جنسی در مردان و تحریک‌پذیری بیشتر و در نتیجه نیازمندی آنان به حمایت افزون‌تر است. به‌همین دلیل در فرهنگ دینی، ارضای غریزهٔ جنسی زن و شوهر به‌عنوان یک وظیفهٔ شرعی و اخلاقی، تضمین‌کنندهٔ نصف دین دانسته می‌شود. به باور محققان اگر به ابعاد و نقش تمکین به دور از تعصب نگاه شود و از طرفی به سفارش آموزه‌های دینی به لزوم آماده‌سازی زن قبل از آمیزش نیز توجه شود، اهمیت و ضرورت تمکین زن و تناسب آن با تفاوت‌های تکوینی و طبیعی زن ومرد روشن می‌شود.[۱۳]

فقه اسلامی

تمکین زن در خانوادهٔ اسلامی بر مبنای تکوین و خواست الهی استوار است. بر این اساس، پژوهشگران تمکین زن را ذیل برنامهٔ خلقت الهی انسان، اهداف و کارکردهای خانواده و ساختار جامعهٔ مطلوب مطالعه می‌کنند. از این جهت خانواده در سبک زندگی دینی جایگاه رفیع و مقدسی دارد و هر چیز مؤثر در حفظ سلامت و استحکام آن از جمله تمکین زن بسیار مهم است. بر مبنای تطبیق تکوین و تشریع، ارضای غریزهٔ جنسی فقط در چارچوب نهاد خانواده و روابط زناشویی مجاز بوده و رعایت حیا، عفت و پاکدامنی در جامعه، مربوط به آن است. تأکید بر اصل آسان‌گیری و همکاری طرفین در چارچوب برنامهٔ تمکین، برای رسیدن به اهداف بزرگ‌تر و مصالح برتر مانند قرب الهی، استحکام خانواده، تولید و تربیت فرزندان صالح، جلوگیری از ابتلای جامعه به مفاسد اخلاقی و حقوقی نظیر برقراری روابط نامشروع مثل زنا، لواط، همجنس‌بازی، دوستی دو جنس مخالف، سقط جنین، پیدایش اطفال نامشروع و خَلط نَسَب است. زن و شوهر در فرهنگ اسلامی با نهاد تمکین، سعادت و آسایش همدیگر را تأمین کرده و از این گذشت و فداکاری خود لذت می‌برند.[۱۴]

بنابر حکم شرعی تمکین در فقه شیعه، زن جهت‌لذت‌جویی، باید خود را در اختیار شوهر قرار دهد مگر این‌که مانعی وجود داشته باشد.[۱۵] گرچه حکم فقهی تمکین زن در متون فقهی به‌صورت مطلق آمده است، اما محققان معتقدند که مبانی دینی حکم به لزوم رعایت تمکین را فقط در حد متعارف می‌داند و دلیل‌های وجوب تمکین نیز رفتار جنسی نامتعارف از نظر کمی و کیفی را شامل نمی‌شود. به‌همین دلیل تقاضای تمکین نامتعارف یا ضرری و حرجی حتی موجب ضمان است.[۱۶] بر این اساس، در برخی مواضع تمکین زن واجب نیست، از جمله: زمان حیض، هنگام احرام، زمان اعتکاف و روزه واجب، هنگام سفری که با اجازهٔ شوهر یا سفر واجب مانند سفر برای حج واجب باشد،[۱۷] بیماری‌های مقاربتی شوهر[۱۸] و بیماری‌های زن که مانع نزدیکی شود.[۱۹]

تمکین از حقوق واجب شوهر بر زن است و در صورت خودداری زن از آن بدون عذر، نفقه او به سبب تحقق نشوز بر شوهر واجب نخواهد بود. البتّه در فقه، این بحث مطرح است که آیا نفقه زوجه به صرف عقد دائم بر زوج واجب می‌شود یا منوط به تمکین وی پس از عقد است؟ مشهور، قول دوم است.[۲۰] برخی قول اوّل را برگزیده و افزوده‌اند تنها با ظهور نشوز، نفقه از عهده شوهر ساقط می‌شود؛ بنابراین در فرض عدم تحقق نشوز با عدم تمکین، تأمین نفقه بر شوهر واجب خواهد بود، هرچند- به عللی مانند درخواست نکردن شوهر- تمکین حاصل نشده باشد.[۲۱] زن، پس از عقد و پیش از دریافت مهر می‌تواند از تمکین خودداری کند، به شرط آنکه مهرش نقد و امتناع، قبل از آمیزش باشد.[۲۲] برخی، توانایی شوهر در پرداخت مهر را نیز بر شرایط یاد شده افزوده و گفته‌اند: اگر شوهر قدرت پرداخت مهر را نداشته باشد، زن حقّ امتناع از تمکین ندارد.[۲۳] بر اصل حکم، ادعای اجماع شده است؛ لیکن برخی آن را نپذیرفته و گفته‌اند: هریک از زن و شوهر مکلّف به وظیفه خویش است؛ زن به تمکین و مرد به پرداخت مهر و هیچ‌کدام بر دیگری توقّف ندارد و هرکدام به وظیفه خود عمل نکند، مرتکب معصیت شده است.[۲۴] در ازدواج موقّت، استقرار همه مهر، متوقّف بر تمکین زن در تمامی مدّت تعیین شده در عقد است.[۲۵] در موارد حرمت آمیزش آمیزش یا حرمت مطلق استمتاع تمکین نیز بر زن حرام است‏.[۲۶] به هر حال با توجه به ادله و شواهد متقنف در اصل ثبوت این حق برای شوهر، اختلاف و تردیدی وجود ندارد. در روایات متعدد، تمکین جنسی زن در زمرهٔ حقوق شوهر یا واجبات زن به‌شمار آمده است و به علاوه، در روایت معتبری به این نکته تصریح شده در سنت پیامبر اکرم اختیار هم‌بستری و طلاق در دست شوهر است. بر این اساس فقها خودداری زن از تمکین جنسی را از مصادیق مسلم نشوز و نافرمانی زن به‌شمار آورده‌اند.[۲۷]

قانون مدنی

در ایران

طبق مادهٔ ۱۱۰۲ قانون مدنی، با عقد نکاح، رابطهٔ زوجیت بین زن و مرد شکل می‌گیرد و حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر برقرار می‌شود. نزدیکی و برقراری رابطه زناشویی، از آثار نکاح است. مادهٔ ۱۱۰۸ قانون مدنی بیان می‌کند که هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند، مستحق نفقه نخواهد بود. گاهی اوقات، خودداری زوجه از تمکین، مستند به وجود عذر مشروع و قانونی است. در این موارد، با اینکه زوجه به وظایف زناشویی خود عمل نمی‌کند، اما ناشزه محسوب نمی‌شود.[۲۸] در نظام حقوقی ایران شوهر حق دارد در صورت نشوز زن به دادگاه خانواده مراجعه و از دادگاه درخواست صدور «گواهی الزام به تمکین» کند.[۲۹]

چالش‌ها

تبعیض حقوقی

برخی تمکین زن را حکم تبعیض‌آمیز در نهاد خانوادهٔ اسلامی دانسته‌اند که زن را ملزم می‌کند تا مدام پاسخگوی نیاز جنسی مرد و مطیع آن باشد؛ در حالی که مرد تنها در هر چهار ماه یک‌بار تکلیف پاسخ‌گویی به نیاز جنسی زن را دارد. صاحب‌نظران مسلمان، تمکین را از احکامی می‌دانند که در آن تناسب تکوین با تشریع به‌صورت کامل و منطقی، رعایت شده است؛ آنها معتقدند که تمکین عام، تکلیف مشترک زن و شوهر بوده و یک‌جانبه نیست. فقه اسلامی به حقوق جنسی زن تصریح کرده و لذت‌های جنسی با شرایطی، حق هر دو محسوب شده است؛[۳۰] اما در میزان و محدودهٔ تمکین به تناسب توجه شده است؛ همانگونه که در تأمین نفقه قدرت بدنی مرد دخیل بوده در تمکین خاص نیز تناسب طبیعت و توانمندی روحی و جسمی زن و مرد لحاظ شده است. در این تقسیم از زن که در فرهنگ دینی مظهر مهر و عاطفه بوده، خواسته شده تا با تأمین نیاز جنسی همسر خود، او را از عشق و عواطف انسانی سرشار سازد، در عوض سختی کار و دغدغهٔ بیرون از خانه و کارهای سنگین خانه از دوش او برداشته شده است. همنچنین زن به‌دلیل حضور بیشتر در منزل، امکان پاسخگویی بیشتر به نیاز شوهر و حتی کنترل خواسته‌های نامعقول او را دارد و هر نوع سستی در پاسخ‌گویی به نیاز جنسی شوهر، آرامش و استحکام خانواده را به‌هم زده و تدبیر مرد در بیرون را نیز مختل می‌سازد.[۳۱]

مردسالاری

در تمکین، از زن خواسته می‌شود که به‌طور کامل مطیع مرد باشد و در هر زمانی که مرد بخواهد نیاز جنسی او را پاس دهد. برخی با اعتراض به این دیدگاه فقهی، آن را مصداقی از مردسالاری دانسته‌اند. صاحب‌نظران دینی در پاسخ، به وجوب تأمین نیازهای مالی زن توسط شوهر اشاره می‌کنند که نشان می‌دهد دین اسلام، مردسالار نیست. در مقام مقایسه، تهیهٔ مسکن، غذا، لباس، درمان زن و فرزندان از راه حلال خیلی دشوارتر از تمکین زن است. آنها از این تقسیم وظایف نتیجه می‌گیرند که دغدغهٔ دین، فراتر از جنسیت بوده و در آن مردسالاری موضوعیت ندارد. از طرف دیگر در حقوق دینی عشق مرد به زن تنها به ارضای غریزهٔ جنسی خلاصه نمی‌شود بلکه خداوند در این نیاز اهداف مهم‌تر مانند تولید نسل، حفظ و تربیت آن، رسیدن به آرامش و کمال دنیوی و اخروی قرار داده است.[۳۲]

رضایت زن در تمکین

برخی بر این باور هستند که در حکم فقهی تمکین زن، رضایت و عشق او مغفول واقع شده و بلکه تمکین بر اکراه زن استوار است؛ این در حالی است که در متون دینی، کسب رضایت زن برای آمیزش یک کار مؤمنانه دانسته شده و روایات فراوان به آماده‌سازی زن برای نزدیکی سفارش کرده‌اند.[۳۳] فقها نیز به «ملاعبه» قبل از نزدیکی با زنان فتوا داده‌اند.[۳۴] همچنین در روایات تأکید شده که تمکین به صورت آنی در هر شرایط برای زن فراهم نبوده، برای آماده‌کردن او باید زمینه‌سازی شود. در روایتی، آمیزش مرد با همسر خود بدون زمینه‌سازی، گونه‌ای از ستم معرفی شده[۳۵] و امام صادق، بازی و شوخی زن و شوهر هنگام آمیزش را موجب شیرین‌تر شدن آن عمل دانسته است.[۳۶]

حق شهروندی زن

برخی، آمادگی دائمی زن برای پاسخ‌گویی به نیاز جنسی شوهر را به‌ویژه با الزام به خارج‌نشدن از خانه بدون اذن شوهر، موجب تضییع حقوق شهروندی زن دانسته‌اند که او را از آموزش، استقلال مالی و اشتغال محروم می‌کند.[۳۷] این در حالی است که صاحب‌نظران مسلمان، میان تمکین زن و جواز اشتغال و تحصیل او منافاتی نمی‌بینند. زن می‌تواند با شرط ضمن عقد، منافع مشروع به‌خصوص دربارهٔ خروج از خانه برای تحصیل یا اشتغال را در زندگی خانوادگی تضمین کند.[۳۸]

پانویس

  1. معین، فرهنگ معین، 1364ش، ج1، ص1142.
  2. لغتنامهٔ دهخدا، واژهٔ تمکین.
  3. جمعی از پژوهشگران، موسوعة الفقه الاسلامی، ۱۴۲۳ق، ج۳۲، ص۲۳۵.
  4. صفایی و امامی، حقوق خانواده، 1371ش، ج1، ص173.
  5. صفایی و امامی، حقوق خانواده، 1371ش، ج1، ص۱۳۰.
  6. صفایی و امامی، حقوق خانواده، 1371ش، ج1، ص173.
  7. طوسی، المبسوط فی فقه اإلمامیة ،1387ش، ج6، ص11.
  8. نبوی و مظفری، «تمکین زوجه، اشکالات و شرایط آن از منظر فقه امامیه، حقوق عرفی و حقوق افغانستان»، ۱۳۹9ش، ص31.
  9. اسماعیلی فلاح، «چالش‌های انگاره مطلق بودن تمکین زوجه: موردکاوی تمکین زنان شاغل از منظر فقه امامیه»، 1401ش، ص241.
  10. اسماعیلی فلاح، «چالش‌های انگاره مطلق بودن تمکین زوجه: موردکاوی تمکین زنان شاغل از منظر فقه امامیه»، 1401ش، ص259.
  11. اسپرلینک، روان‌شناسی، 1372ش، ص89.
  12. کریمی، «تفاوت‌های زن و مرد از نگاه دین و علوم تجربی»، 1390ش، ص119.
  13. نبوی و مظفری، «تمکین زوجه، اشکالات و شرایط آن از منظر فقه امامیه، حقوق عرفی و حقوق افغانستان»، ۱۳۹9ش، ص33.
  14. نبوی و مظفری، «تمکین زوجه، اشکالات و شرایط آن از منظر فقه امامیه، حقوق عرفی و حقوق افغانستان»، ۱۳۹9ش، ص34.
  15. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲، ج۳۱، ص۳۰۳.
  16. نبوی و علوی قزوینی، «بررسی مفهومی و مصداقی بدرفتاری جنسی زوجین از منظر فقه امامیه، حقوق عرفی و حقوق افغانستان»، 1399ش، ص88.
  17. امام خمینی، تحریر الوسیله، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۳۱۴.
  18. خویی، صراط النجاة 1417ق، ج۱، ص۵۴۷.
  19. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۱، ص۳۱۲.
  20. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم‌السلام، ج‏2، ص: 634 به نقل از الحدائق الناضرة 25/ 99
  21. همان به نقل از فقه الصادق 22/ 324- 327
  22. همان به نقل از جواهر الکلام 31/ 41
  23. همان به نقل از کتاب السرائر 2/ 591- 592
  24. البحرانی، الحدائق الناضرة 24/ 460- 462
  25. نجفی، جواهر الکلام 30/ 167
  26. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم‌السلام، ج‏2، ص: 634
  27. بستان (نجفی)، خانواده در اسلام، ص82.
  28. ابهری و صفایی، «موارد موجه عدم تمکین زوجه در حقوق ایران»، 1391ش، ص12.
  29. صفایی و امامی، حقوق خانواده، 1371ش، ج1، ص ۳۱.
  30. نبوی و مظفری، «تمکین زوجه، اشکالات و شرایط آن از منظر فقه امامیه، حقوق عرفی و حقوق افغانستان»، ۱۳۹9ش، ص34.
  31. نبوی و مظفری، «تمکین زوجه، اشکالات و شرایط آن از منظر فقه امامیه، حقوق عرفی و حقوق افغانستان»، ۱۳۹9ش، ۱۳۹9ش، ص37.
  32. نبوی و مظفری، «تمکین زوجه، اشکالات و شرایط آن از منظر فقه امامیه، حقوق عرفی و حقوق افغانستان»، ۱۳۹9ش، ۱۳۹9ش، ص35.
  33. حر عاملی، وسائل الشیعه، 1409ق، ج20، ص110.
  34. حر عاملی، وسائل الشیعه، 1409ق، ج20، ص118.
  35. حر عاملی، وسائل الشیعه، 1409ق، ج20، ص119.
  36. حر عاملی، وسائل الشیعه، 1409ق، ج20، ص118.
  37. نجفی، جواهرالکلام، 1362ش، ج 31 ص 206.
  38. نبوی و مظفری، «تمکین زوجه، اشکالات و شرایط آن از منظر فقه امامیه، حقوق عرفی و حقوق افغانستان»، ۱۳۹9ش، ۱۳۹9ش، ص43.

منابع

  • قرآن کریم.
  • ابهری، حمید و صفایی، محمدصالح، «موارد موجه عدم تمکین زوجه در حقوق ایران»، فصلنامه پژوهش‌های فقه و حقوق اسلامی، سال نهم، شمارهٔ ۳۰، ۱۳۹۱ش.
  • اسپرلینک، ابراهام، روان‌شناسی، ترجمهٔ محیی‌الدین بناب، بی‌جا، نشر روز، ۱۳۷۲ش.
  • اسماعیلی فلاح، مرضیه، «چالش‌های انگاره مطلق بودن تمکین زوجه: موردکاوی تمکین زنان شاغل از منظر فقه امامیه»، دوفصلنامهٔ مطالعات تطبیقی فقه و اصول مذاهب، دورهٔ پنجم، شمارهٔ ۲، مهر ۱۴۰۱ش.
  • امام خمینی، روح‌الله، تحریرالوسیله، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، بی‌تا.
  • بستان (نجفی)، حسین، خانواده در اسلام، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۹۰.
  • جمعی از پژوهش‌گران، موسوعة الفقه الإسلامی طبقا لمذهب أهل‌البیت، قم، مؤسسه دائرة المعارف فقه، ۱۴۲۳ق.
  • حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسهٔ آل‌البیت، ۱۴۰۹ق.
  • خویی، سید ابوالقاسم، صراط النجاة فی اجوبة الاستفتائات، قم، دارالاعتصام، ۱۴۱۷ق.
  • شهید ثانی، مسالک الافهام، قم، مؤسسه المعارف الاسلامیه، ۱۴۱۶ق.
  • صفایی، سیدحسین و امامی، اسداللّه، حقوق خانواده، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۱ش.
  • طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیة، تهران، المکتبة المرتضویة، ۱۳۸۷ش.
  • کریمی، حمید، «تفاوت‌های زن و مرد از نگاه دین و علوم تجربی»، در مجموعه مقالات: جنسیت از منظر دین و روان‌شناسی، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۹۰ش.
  • لغتنامهٔ دهخدا، زیر نظر محمد معین و سید جعفر شهیدی، مؤسسه لغت نامه دهخدا، ۱۳۷۷ش.
  • معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۷ش.
  • نبوی، محمدهادی و علوی قزوینی، سیدعلی، «بررسی مفهومی و مصداقی بدرفتاری جنسی زوجین از منظر فقه امامیه، حقوق عرفی و حقوق افغانستان»، مجلهٔ فقهی حقوقی زن و خانواده، دورهٔ ۳، شمارهٔ ۶، اسفند ۱۳۹۹ش.
  • نبوی، محمدهادی و مظفری، علی‌جمعه، «تمکین زوجه، اشکالات و شرایط آن از منظر فقه امامیه، حقوق عرفی و حقوق افغانستان»، فصلنامهٔ علمی و ترویجی پژوهان، سال نهم، شمار، ۱۶ و ۱۷، پاییز و زمستان ۱۳۹۹ش.
  • نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۴ق.
  • نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، بیروت، دار احیاء التراث العربی. بی‌تا.
  • هاشمی شاهرودی، محمود فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ‏ مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت علیهم السلام، مرکز پژوهش‌های فارسی الغدیر، قم‏۱۴۲۶ ه‍. ق‏