کانون بانوان
عکس یادگاری جمعی از اعضای کانون بانوان ایران، سال ۱۳۱۵ش. | |
پادکست مقاله | 🡇
|
کانون بانوان، انجمنی دولتی در حوزهٔ فعالیتهای فرهنگی اجتماعی زنان در دورهٔ پهلوی اول.
کانون بانوان در ۲۲ اردیبهشت ۱۳۱۴ش به فرمان رضاشاه و زیر نظر وزارت معارف با ادعای ارتقای فرهنگی و تربیتی زنان تأسیس شد و ریاست عالیه آن بر عهده شمس پهلوی قرار گرفت. براساس اسناد تاریخی هدف اصلی این نهاد، زمینهسازی برای اجرای سیاست کشف حجاب بود و اعضای آن که عمدتاً معلمان و مدیران مدارس بودند، با کنار گذاشتن چادر، زنان را به تبعیت از این الگو دعوت میکردند. پساز رسمیشدن کشف حجاب در دی همان سال، کانون، فعالیتهای خود را در قالب آموزش خیاطی غربی، برگزاری سخنرانیهای تبلیغی علیه حجاب، نمایش فیلمهای اروپایی و ترویج سبک زندگی غربی ادامه داد. این نهاد همچنین با ایجاد مؤسساتی مانند تربیت مادر و هنرستان خیاطی، به بازتعریف نقش زنان و ترویج مصرفگرایی پرداخت. پساز سقوط رضاشاه در ۱۳۲۰ش، کانون با افول مالی و انتقادات گسترده مواجه شد و سرانجام در ۱۳۳۸ش توسط شورای عالی زنان به ریاست اشرف پهلوی منحل گردید.
پیشینه و شکلگیری
کانون بانوان در ۲۲ اردیبهشت ۱۳۱۴ش، به دستور مستقیم رضاشاه پهلوی و با نظارت علیاصغر حکمت، وزیر معارف وقت، در محل دارالمعلمات تهران گشایش یافت. برای گردآوری بنیانگذاران این نهاد، گروهی از زنان فعال در حوزه فرهنگ، بهویژه معلمان و مدیران مدارس، دعوت شدند.[۱] ریاست عالیهٔ این کانون به شمس پهلوی، دختر شاه، واگذار شد.[۲] کانون بانوان نخستین انجمن دولتی زنان بود که با حمایت رسمی حکومت پهلوی تأسیس شد.[۳]
هاجر تربیت، که در آن زمان ریاست دانشسرای دختران را بر عهده داشت، بهعنوان نخستین رئیس اجرایی کانون انتخاب شد. او با برگزاری سخنرانیهای عمومی، اجرای نمایشهای آموزشی، راهاندازی کلوپهای ورزشی، تأسیس کتابخانه و تشکیل کلاسهای اکابر (آموزش بزرگسالان)، دامنهٔ فعالیتهای کانون را گسترش داد.[۴] این نهاد با استقبال گستردهای مواجه شد و بهسرعت در شهرهای مختلف کشور بیش از پنجاه شعبه تأسیس کرد.[۵]
اعضای کانون
ریاست کانون بر عهده شمس پهلوی بود و اعضای بنیانگذار کانون، بدرالملوک بامداد، هاجر تربیت، عصمتالملوک دولتداد، شمسالملوک جواهرکلام، تاجالملوک حکمت، فخرعظمی ارغون، و صدیقه دولتآبادی بودند. هیئت مدیره مرکزی نیز متشکل از ۲۵ نفر بود و افرادی مانند صدیقه دولتآبادی (نایبرئیس)، بدرالملوک بامداد (منشی)، پری حسام شهرئیس (ریاست دارالانشا)، فاطمه سیاح (ریاست شعبه ادبی)، همایون احتشامی (ریاست شعبه امور خیریه) و پروین اعتصامی را شامل میشد.[۶]
اساسنامه
اساسنامه کانون بانوان در روز تأسیس (۲۲ اردیبهشت ۱۳۱۴ش) تنظیم شد و اهداف رسمی آن در چهار محور اصلی مشخص شد:
- تربیت فکری و اخلاقی بانوان؛
- تشویق به ورزشهای متناسب برای تربیت جسمانی با رعایت اصول سلامت؛
- ایجاد مؤسسات خیریه برای امداد به مادران بیبضاعت و اطفال بیسرپرست؛
- ترغیب به سادگی زندگی و استفاده از وسایل ساخت ایران.[۷]
اقدامات
باوجود ظاهر فرهنگی اهداف اعلامشده، اسناد تاریخی نشان میدهد که هدف محوری تأسیس کانون بانوان، زمینهسازی برای اجرای سیاست کشف حجاب بود.[۸] در گزارشی محرمانه از همان سال تأسیس، صراحتاً آمده است که مقصود اساسی جمعیت کانون بانوان از آغاز تأسیس، رفع حجاب بود.[۹] بدرالملوک بامداد، از اعضای ارشد کانون، نیز اعلام کرد که یکی از اهداف اصلی، کنار گذاشتن چادر سیاه بوده است؛ هدفی که گامبهگام و از طریق متقاعد کردن خانوادههای اعضا و سپس تشویق سایر زنان در جلسات و سخنرانیها دنبال میشد.[۱۰] برخی معتقدند انتخاب شمس پهلوی نیز بهعنوان رئیس کانون، اقدامی حسابشده بود تا برنامههای کانون در راستای منویات شاه جلوه کرده و هرگونه مخالفت، سرپیچی از خواستههای رژیم تلقی شود.[۱۱]
بر اساس گزارش منابع، کانون بانوان در عمل بهعنوان بازوی اجرایی دولت برای پیادهسازی سیاست کشف حجاب عمل میکرد و از طریق برگزاری سخنرانیهای عمومی، برپایی جشنهای رسمی و تشویق زنان به حضور بدون حجاب، به فرهنگسازی برای حذف تدریجی پوشش سنتی، میپرداخت. زنان فرهنگی و معلمان عضو کانون، بهعنوان پیشگامان این سیاست، با حضور بدون چادر در مدارس و مجامع عمومی، الگویی عملی برای سایر زنان ترسیم میکردند و تمامی این اقدامات در چارچوب دستور مستقیم رضاشاه به علیاصغر حکمت برای نهادینهسازی کشف حجاب طراحی و اجرا میشد.[۱۲]
پساز رسمیشدن کشف حجاب در ۱۷ دی ۱۳۱۴ش،[۱۳] وزارت فرهنگ با برکناری اعضای پیشین، ریاست کانون بانوان را به صدیقه دولتآبادی سپرد و ساختار آن را به دو بخش اجتماعی و تربیتی تقسیم کرد. باوجود گسترش فعالیتهای خیریه و آموزشی، جهتگیری فرهنگی کانون همچنان بر پایهٔ الگوهای غربی و تثبیت بیحجابی باقی ماند.[۱۴]
در دورهٔ ریاست صدیقه دولتآبادی، فعالیتهای کانون شامل این اقدامات بود: تأسیس دبستان ششکلاسه برای بانوان و دوشیزگانی که بهدلیل سن بالا امکان تحصیل در مدارس دولتی را نداشتند؛[۱۵] تأسیس هنرستانی ویژهٔ دختران بالای ۱۲ سال در سال ۱۳۱۷ش برای آموزش برش و دوخت لباسهای غربی، خیاطی و صنایع دستی؛[۱۶] برگزاری کلاسهای موسیقی؛ تأسیس مطب مجانی کودکان در سال ۱۳۱۶ش برای کمک به بیماران بیبضاعت؛[۱۷] برگزاری جشنها و سخنرانیهای متعدد در زمینههای تربیتی، بهداشتی و اجتماعی؛ تشکیل انجمنهای تخصصی مانند انجمن ادبی، انجمن تشویق به سادگی، انجمن ورزش و انجمن خیریه؛ رسیدگی به درخواستهای مساعدت زنان در مواجهه با مشکلات اجتماعی؛ دادخواهی از شکایات زنان نسبت به تعدیات مردان؛ تلاش برای اعطای حق طلاق به زنان و تغییر قوانین مربوط به ازدواج.[۱۸]
مؤسسه تربیت مادر
مؤسسه تربیت مادر در سال تحصیلی ۱۳۲۳–۱۳۲۴ش بهعنوان یکی از زیرمجموعههای کانون بانوان تأسیس شد. براساس برنامهٔ درسی این مؤسسه، دروسی نظیر روابط خانوادگی، بهداشت، نقش اجتماعی زنان و تأثیر فرد در جامعه از منظر تاریخی تدریس میشد. محتوای این دروس با الگویی مبتنی بر معیارهای فرهنگی غربی طراحی شده بود و بهصراحت در جهت اشاعهٔ ارزشهای فرهنگ غرب در ساختار خانوادهٔ ایرانی و ترویج تلقیهای نوین از نقش زن گام برمیداشت. تدریس برخی موضوعات مهم ازجمله روابط خانوادگی و آداب معاشرت به یک بانوی آمریکایی به نام فیشر سپرده شده بود.[۱۹]
همسو با این رویکرد، آموزشهای عملی مانند خوراکپزی، دکوراسیون داخلی و خیاطی نیز منحصراً براساس سبکهای غربی ارائه میشد. این روند در هنرستان خیاطی کانون نیز تداوم یافت؛ جاییکه براساس گزارشهای مستند، هیچگونه الگوی بومی منطبق با حجاب سنتی یا پوشش عفیفانه به زنان آموزش داده نمیشد. مجموعهٔ این اقدامات، ضمن تضعیف هویت بومی و دینی زنان، زمینه را برای گسترش مصرفگرایی و افزایش وابستگی به کالاهای خارجی فراهم ساخت. برخی مورخان، مؤسسهٔ تربیت مادر را حلقهای از زنجیرهٔ برنامههای فرهنگی دولت پهلوی میدانند که با هدف بازتعریف هویت زن ایرانی و جایگزینی الگوهای غربی بهجای ارزشهای سنتی و اسلامی، راهاندازی شد.[۲۰]
انحلال کانون بانوان
کانون بانوان در سال ۱۳۳۸ش، با تشکیل شورای عالی زنان به ریاست اشرف پهلوی، منحل اعلام شد. این اقدام، برای کنترل بیشتر جنبش زنان انجام گرفت. با تشکیل شورای عالی زنان، تمامی گروههای زنان از جمله کانون بانوان منحل شدند تا جریان زنان بهطور کامل تحت یک ساختار متمرکز و وابسته به دربار درآید و بدینترتیب عمر کانون بانوان پساز ۲۴ سال به پایان رسید.[۲۱]
کتاب کانون بانوان

کتاب کانون بانوان، نوشته مریم فتحی (۱۳۸۳ش) به بررسی شکلگیری نخستین انجمن رسمی زنان ایران در سال ۱۳۱۴ش میپردازد که همزمان با اجرای سیاست کشف حجاب توسط دولت پهلوی تأسیس شد. کتاب، ضمن مرور تحولات جهانی و دیدگاههای دینی دربارهٔ زن، تأکید ویژهای بر نقش کانون بانوان در ترویج کشف حجاب و مدرنسازی زنان دارد. بخشهایی از کتاب به معرفی ساختار و فعالیتهای این نهاد دولتی اختصاص یافته که با هدف همراهسازی زنان ایرانی با سیاستهای رسمی مدرنسازی و کشف حجاب فعالیت میکرد. بخش اول کتاب مربوط به بررسی تحولات جهان در رابطه با نقش و جایگاه زنان است و در بخش دیگر به دیدگاه اسلام در مورد زن و جایگاه او در خانواده و جامعه میپردازد. مریم فتحی در این کتاب ضمن تشریح اساسنامه کانون، ساختار و عملکرد کانون بانوان را تبیین میکند و در پایان نقش و تأثیرات کانون بانوان در جامعه مورد بررسی و تحلیل قرار میگیرد. کتاب کانون بانوان در ۲۷۸ صفحه در ۱۵ مرداد ۱۳۹۴ش توسط مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر تجدید چاپ شد.[۲۲]
پانویس
- ↑ فتحی، کانون بانوان با رویکردی به ریشههای تاریخی حرکتهای زنان در ایران، 1383ش، ص۱۳۰.
- ↑ «کانون بانوان؛ پیکان سیاست حجابستیزی حکومت رضاخان از ظهور تا افول»، وبسایت مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی.
- ↑ «داستان زنان در دوره رضاخان از شمس تا عصمتالملوک»، وبسایت مشرقنیوز.
- ↑ فتحی، کانون بانوان با رویکردی به ریشههای تاریخی حرکتهای زنان در ایران، 1383ش، ص132-133.
- ↑ بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، ۱۳۴۷ش، ج1، ص90.
- ↑ بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، ۱۳۴۷ش، ج1، ص90.
- ↑ فتحی، کانون بانوان با رویکردی به ریشههای تاریخی حرکتهای زنان در ایران، 1383ش، ص۱۳۲–۱۳۳.
- ↑ فتحی، کانون بانوان با رویکردی به ریشههای تاریخی حرکتهای زنان در ایران، 1383ش، ص۱۳4.
- ↑ رنجبر عمرانی، کانون بانوان؛ پیکان سیاست حجابستیزی حکومت رضاخان از ظهور تا افول، وبسایت پژوهشکده تاریخ معاصر.
- ↑ بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، ۱۳۴۷ش، ج1، ص۹۱–۹۲.
- ↑ طلوعی، پدر و پسر، ۱۳۷۲، ص321.
- ↑ طلوعی، پدر و پسر، ۱۳۷۲، ص321؛ صفایی، بنیادهای ملی در شهریاری رضاشاه کبیر، ۱۳۵۶ش، ص۱۰۳–۱۱۰.
- ↑ صفایی، بنیادهای ملی در شهریاری رضاشاه کبیر، ۱۳۵۶ش، ص۱۰۶–۱۰۴.
- ↑ فتحی، کانون بانوان با رویکردی به ریشههای تاریخی حرکتهای زنان در ایران، 1383ش، ص144.
- ↑ فتحی، کانون بانوان با رویکردی به ریشههای تاریخی حرکتهای زنان در ایران، 1383ش، ص147؛ بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید،1347ش، ج1، ص103.
- ↑ رنجبر عمرانی، «کانون بانوان؛ پیکان سیاست حجابستیزی حکومت رضاخان از ظهور تا افول»، وبسایت پژوهشکده تاریخ معاصر؛ فتحی، کانون بانوان با رویکردی به ریشههای تاریخی حرکتهای زنان در ایران، 1383ش، ص۱۴۴–۱۴۵.
- ↑ فتحی، کانون بانوان با رویکردی به ریشههای تاریخی حرکتهای زنان در ایران، 1383ش، ص۱۵۳–۱۵۴.
- ↑ رنجبر عمرانی، «کانون بانوان؛ پیکان سیاست حجابستیزی حکومت رضاخان از ظهور تا افول»، وبسایت پژوهشکده تاریخ معاصر.
- ↑ فتحی، کانون بانوان با رویکردی به ریشههای تاریخی حرکتهای زنان در ایران، 1383ش، ص۱۴۶–۱۴۷.
- ↑ رنجبر عمرانی، «کانون بانوان؛ پیکان سیاست حجابستیزی حکومت رضاخان از ظهور تا افول»، وبسایت پژوهشکده تاریخ معاصر.
- ↑ پیرنیا، سالار زنان ایران، 1374ش، ص۱۱۳.
- ↑ «معرفی کتاب کانون بانوان»، وبسایت مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران.
منابع
- بامداد، بدرالملوک، 'زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، تهران، ابنسینا، ۱۳۴۷ش.
- پیرنیا، منصوره، سالار زنان ایران، واشینگتن، مهر ایران، ۱۳۷۴ش.
- «داستان زنان در دوره رضاخان از شمس تا عصمتالملوک»، وبسایت مشرقنیوز، تاریخ درج مطلب: ۱۱ اسفند ۱۳۹۲ش.
- رنجبر عمرانی، حمیرا، «کانون بانوان، پیکان سیاست حجاب ستیزی حکومت رضاخان از ظهور تا افول»، وبسایت پژوهشکده تاریخ معاصر، تاریخ درج مطلب: ۱ تیر ۱۳۹۴ش.
- صفایی، ابراهیم، بنیادهای ملی در شهریاری رضاشاه کبیر، تهران، وزارت فرهنگ و هنر، ۱۳۵۶ش.
- طلوعی، محمود، پدر و پسر، تهران، علمی، ۱۳۷۲ش.
- فتحی، مریم، کانون بانوان با رویکردی به ریشههای تاریخی حرکتهای زنان در ایران، تهران، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ۱۳۸۳ش.
- «کانون بانوان؛ پیکان سیاست حجابستیزی حکومت رضاخان از ظهور تا افول»، وبسایت مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، تاریخ درج مطلب: ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ش.
- «معرفی کتاب کانون بانوان»، وبسایت مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، تاریخ بازدید: ۲ مرداد ۱۴۰۴ش.