پرش به محتوا

پیش‌نویس:اصول دین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران‌پدیا
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''<big>اصول دین؛</big>''' پایه‌های اعتقادی دین.
== '''چیستی اصول دین''' ==


اصول دین، بنیان هر دین و تکیه‌گاه باورهای اعتقادی آن هستند. در اسلام، این اصول شامل توحید، نبوت و معاد است و در مذهب تشیع، عدل و امامت نیز به آن‌ها افزوده می‌شود. این اصول، که در همه ادیان الهی مشترک‌اند، ریشه در فطرت انسان دارند و با گرایش درونی او به حقیقت، نیکی و جاودانگی پیوند خورده‌اند. باور به این اصول، به زندگی معنا می‌بخشد، جامعه را استوار می‌سازد و انسان را از لغزش‌ها و انحرافات اخلاقی محافظت می‌کند.
=== چیستی دین ===
تعاریف اندیشمندان از دین بسیار متنوع و در قالب‌های مختلفی تقسیم پذیرند. به گفته محققان تعاریف برخاسته از نگاه غربی، با ویژگی‌هایی چون خاستگاه برون دینی، عدم جامعیت و بی‌توجهی به حقانیت دین شناخته می‌شوند. از این رو برخی متفکران غربی، عنصر مشترک ادیان را «آگاهی از امر متعالی» می‌دانند؛ مفهومی که می تواند بر خدا یا اموری مانند برهمن در هندوئیسم، نیروانا در بودیسم و تائو در تائویسم تطبیق یابد.  


== تعریف اصول دین ==
در مقابل، برخی اندیشمندان مسلمان، دین را با رویکردی درون‌دینی و مبتنی بر دین حق تعریف می‌کنند و بر جامعیت آن تأکید دارند؛ چنانکه دین را مجموعه معارف نظری و عملی قدسی می‌دانند و آن را شامل عقاید، اخلاق و قوانین الهی برای هدایت بشر معرفی می‌کنند. بر اساس این نگاه هر دینواره‌ای که دارای بنیاد آسمانی نباشد مانند بودیسم، کنفوسیونیسم و هندوئیسم از دایره دین خارج‌ است.<ref>شاکرین، «مبانی و پیش انگاره های فهم دین»، 1390ش، ص40-45.</ref> برخی نیز در تعریفی عام، دین را همان سنت اجتماعی<ref>[https://jpht.ut.ac.ir/article_96148_ea658ab3764e5b779de234628ddc7a43.pdf گلی، «گونه‌شناسی و‌ بررسی نقادانه تعاریف علامه طباطبایی از‌دین»، 1403ش، ص5.]</ref> و راه و رسم زندگی دانسته‌اند،<ref>[https://jpht.ut.ac.ir/article_96148_ea658ab3764e5b779de234628ddc7a43.pdf گلی، «گونه‌شناسی و‌ بررسی نقادانه تعاریف علامه طباطبایی از‌دین»، 1403ش، ص3.]</ref> چه برخاسته از وحی باشد و چه مبتنی بر قراردادهای بشری.<ref>توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص8.</ref> در این نگاه، دین مفهومی فراگیر است که سنت‌های اجتماعی مختلف در قالب ادیان توحیدی، الحادی و شرک‌آمیز را دربرمی‌گیرد.<ref>[https://qabasat.iict.ac.ir/article_732750_7f993c9641b109053bbecc4ae1cd754e.pdf گلی، «دیدگاه علامه طباطبایی دربارۀ قلمرو دین در علوم»، 1404ش، ص104]؛ توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص8.</ref> از این‌رو، پژوهشگران در یک نگاه کلی دین را مجموعه‌ای از عقاید، اخلاق و قوانین برای اداره جامعه و پرورش انسان‌ها می‌دانند؛ خواه این مجموعه حق باشد یا باطل.<ref>[https://lib.eshia.ir/50083/1/19/اصطلاحى خسروپناه، «کلام جدید»، 1381ش، ص19.]</ref> بر این اساس عنصر مشترک ادیان مجموعه‌ای از بایدها و نبایدهای رفتاری است که به نوعی جهان‌بینی استوار است.<ref>ربانی گلپایگانی، «عقل و دین در پرتو قرآن کریم»، 1392ش، ص59.</ref>
اصول دین، پايه‌هایی هستند كه اساس و بنيادِ دین را تشكيل مى دهند؛<ref>[https://lib.eshia.ir/27251/8/97/%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF محمدی ری‌شهری، «دانش‌نامه عقاید اسلامی»، 1391ش، ج8، ص97؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/22513/%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%81%DB%8C-%D8%AA%D9%82%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86 رضوی، «قاعده نفی تقلید در اصول دین»، 1383ش، ص124.]</ref> به‌طوری‌که سایر قسمت‌های دین بر آن پایه‌ها تکیه دارند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1401857/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%81%D9%82%D9%87?q=%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%DB%8C%D9%86%20%D9%88%20%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D9%81%D9%82%D9%87&score=274877907000.0&rownumber=1 دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص63.]</ref>  
 
=== مفهوم «اصل» در دین ===
لغت‌شناسان برای واژه «اصل» معانی گوناگونی همچون قاعده، ریشه، پایه و زیرساخت برشمرده‌اند.<ref>شاکرین، «مبانی و پیش انگاره های فهم دین»، 1390ش، ص53.</ref> این معانی همگی به یک حقیقت بازمی‌گردند: آنچه شیء بر آن بنا می‌شود.<ref>موسوی اصفهانی و نصیری، «اصل انگاری آموزه امامت از دیدگاه قرآن کریم»، 1400ش، ص19.</ref> بر این اساس، «اصل» امری ثابتی است که امر دیگر بر آن تکیه دارد و وجودش به آن مستند است.<ref>وکیلی و اترک، « بررسی سیر تطور اصول دین در کلام معتزله با تکیه بر معناشناسی اصطلاح اصول دین»، 1402ش، ص9؛ دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص63.</ref> به باور پژوهشگران «زیرساخت» به معنای شالوده و اساس امور و پدیده‌هاست و مقصود از آن در مباحث نظری، مجموعه مبانی و پیش‌فرض‌های بنیادین است.<ref>شاکرین، «مبانی و پیش انگاره های فهم دین»، 1390ش، ص54.</ref> این پیش‌فرض‌ها که دانسته‌های دینی بر آن‌ها استوار است یا بدیهی‌اند یا باید اثبات شوند؛ در غیر این صورت، ارزش علمی نخواهند داشت.<ref>شاکرین، «مبانی و پیش انگاره های فهم دین»، 1390ش، ص51-52.</ref>
 
=== تعریف اصول دین ===
اندیشمندان، «اصول دین» را پایه‌های اساسی و بنیان دین می‌دانند؛<ref name=":2" /> به‌طوری که سایر بخش‌های دین بر این پایه‌ها استوار هستند.<ref name=":3" /> از این‌رو، «اصول دین» در عام‌ترین معنای دین به‌مثابه اصول راه و رسم زندگی، مفهومی فراگیر دارد و همه ادیان، اعم از الهی و غیرالهی را دربرمی‌گیرد؛ اما در معنای خاص، ناظر به اصول ادیان الهی است و تنها همان‌ها را شامل می‌شود.<ref>توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص7-8.</ref>
 
به باور متفكّران اسلامى هر دین و مکتبی از دو بخش تشکیل می‌شود: جهان‌بینی و ایدئولوژی. جهان‌بینی، زیرساخت و تکیه‌گاه فکری هر مکتب است و همه دین‌ها، آیین‌ها و مکتب‌های اجتماعی بر نوعی جهان‌بینی استوارند. بایدها و نبایدها و مسئولیت‌هایی که هر مکتب مطرح می‌کند، نتیجهٔ طبیعی و ضروری همان جهان‌بینی است که ارائه می‌دهد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/46797/%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B7%D9%87%D8%B1%DB%8C?q=%D8%AF%DB%8C%D9%86%20%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%20%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%20%D9%85%D8%B7%D9%87%D8%B1%DB%8C&score=274877907000.0&rownumber=1 شکوهی، «دین شناسی استاد مطهری»، 1385ش، ص32.]</ref>
 
بر این اساس، جهان‌بینی با «علم عقاید» ارتباطی نزدیک، اساسی و جدایی‌ناپذیر دارد؛ اما همه اعتقادات جزئی و تفصیلی را دربرنمی‌گیرد. ازاین‌رو، گستره مسائل جهان‌بینی نسبت به گستره مسائل علم عقاید محدودتر است. اعتقادات، زمانی که به صورت بینش‌هایی کلی، منسجم و هماهنگ درباره عالم هستی تنظیم می‌شوند، در سه محور بنیادی دسته‌بندی می‌گردند: هستی‌شناسی، انسان‌شناسی و راه‌شناسی. این سه محور، اصول و ارکان اصلی جهان‌بینی را تشکیل می‌دهند و چارچوب کلی آن را سامان می‌بخشند.<ref>اسماعیلی، [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2127082/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C?q=%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%20%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C%20%D9%88%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%DB%8C%D9%86&score=16392.982&rownumber=152 «جهان بینی - همایش دانشنامه کلام اسلامی»، ج3، ص247.]</ref>
 
از این رو اندیشمندان مسلمان بر این باوراند که هر دينى ست كم از دو بخش، تشكيل مى‌گردد: 1 عقيده يا عقايدى كه حكم پايه و اساس و ريشه آن را دارد. 2 دستورات عملى كه متناسب با آن پايه يا پايه هاى عقيدتى و برخاسته از آنها باشد.
 
بنابراين، كاملا بجاست كه بخش عقايد در هر دينى «اصول»، و بخش احكام عملى «فروع» آن دين ناميده شود چنانكه دانشمندان اسلامى، اين دو اصطلاح را در مورد عقايد و احكام اسلامى بكار برده اند. از این رو
 
بخش عقايد در هر دينى «اصول»، و بخش احكام عملى «فروع» آن دين ناميده شود عقاید مصباح
 
دين را به دو بخش اصول و فروع دين يا نظام هست ها و نظام بايدها منشعب ساخته اند کلام جدید خسروپناه
 
بنابراین جهان بینی با «علم عقائد ارتباط تنگاتنگی دارد اما جهان بینی شامل اعتقادات جزئی نمیشود لذا دائره مسائل جهان بینی تنگتر از دائره مسائل علم عقائد است  اعتقادات بینشهای کلی و هماهنگ در باره عالم هستی در سه محور هستی شناسی انسان شناسی و راه شناسی خلاصه میشوند که اصول جهان بینی را تشکیل میدهند
 
برخی متفکران مسلمان، اصطلاح «اصول دین» را مفهومی شکل‌گرفته در آثار متکلمان اسلامی می‌دانند که در قرآن، روایات و منابع نخستین به کار نرفته است؛<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1344080/%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%aa%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%b5%d9%88%d9%84-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d8%aa%d8%a8-%d8%a7%d9%87%d9%84-%d8%b3%d9%86%d8%aa?q=%D8%AE%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%D9%8A%D9%86&rownumber=6&score=16393.04 فروهی و  دیگران، «‌‌‌سـیر‌ تطور اصول دین در مکاتب اهل سنت»، 1396ش، ص115.]</ref> هرچند زمان دقیق آن روشن نیست؛<ref name=":4" /> در مقابل، گروهی دیگر تعبیر «دعائم الإسلام» (پایه‌های اسلام) در روایات و منابع دینی را ناظر به جایگاه بنیادین برخی آموزه‌ها دانسته و آن را همسو با همین معنا تفسیر می‌کنند.<ref name=":5" />
 
 
 
تحقیقات نشان می‌دهد که این اصطلاح در کاربردهای گوناگون، به‌صورت مترادف با «علم کلام»، «منابع معرفت دینی»، «امور اعتقادی» و نیز «احکام عملی، اخلاقی و فقهی» به کار رفته است.<ref name=":6" />
 
اما رایج‌ترین کاربرد آن به بخش اعتقادی دین مربوط می‌شود؛<ref name=":6" /> چراکه این دسته از باورها، [[جهان‌بینی]] هر دین را شکل می‌دهند<ref name=":7" /> و مبنای [[اخلاق]] و احکام دینی به شمار می‌روند.<ref name=":8" /> ازاین‌رو، ایدئولوژی دینی برگرفته از همین جهان‌بینی الهی دانسته می‌شود.<ref name=":9" /> در این تعریف، اصول دین یا اصول عقاید در مقابل فروع اعتقادی مانند [[قضا و قدر]]، فروع فقهی مانند [[نماز]] و [[روزه]] و اصول [[مذهب شیعه]] مانند [[عدالت]] و [[امامت]] قرار می‌گیرند <ref name=":10" /> و کسی که این باورها را با قلب قبول کند، دین‌دار است.<ref name=":11" />
 
نقد و بررسى تعاريف علوم انسانى از دين دين روان شناسان و جامعه شناسان عمدتاً به مطالعه ى رفتارهاى فردى و اجتماعى متديّنان به جاى پژوهش در باره ماهیت دين پرداخته اند; در حالى كه رفتار دين داران الزاماً بر گرفته از دين نخواهد بود; بنا بر اين در اين كه مطالعه ى رفتار دين داران و نهادها و سازمان هاى دينى، موضوع پژوهش در علوم اجتماعى است، ترديدى وجود ندارد و ليكن نمى توان از اين طريق به چيستى و ماهيت دين پى برد.
 
 
از این رو اصول دین در عام ترین گستره مفهومی دین یعنی اصول زندگی و شامل همه ادیان ادیان الهی و غیر الهی میشود و در معنای خاص یعنی اصول دین الهی و شامل همه ادیان الهی میشود. به باور متفكّران اسلامى، 
 
== '''گونه‌شناسی اصول دین''' ==
 
=== اصول اعتقادی ===
 
=== اصول اخلاقی ===
 
=== اصول فقهی و حقوقی ===
 
== '''ویژگی‌های اصول دین''' ==
 
=== خاستگاه و معیار اصول دین ===
 
=== فطری بودن اصول دین ===
 
=== جهان شمول بودن اصول دین ===
 
=== ثابت بودن اصول دین ===
 
== '''اصول دین در ادیان مختلف''' ==


با توجه به تعاریف اندیشمندان از دین، اصطلاح «اصول دین» در معنای خاص به آموزه‌های بنیادین اسلام اشاره دارد. در معنای گسترده‌تر، این اصول شامل مبانی مشترک ادیان ابراهیمی (اسلام، مسیحیت و یهودیت) است و در جامع‌ترین تعریف، به معنای اصول زندگی تعبیر می‌شود که هم به ادیان الهی و هم غیرالهی توجه دارد. گاهی نیز واژه دین به یک مذهب خاص گفته می‌شود؛ در این صورت، منظور از اصول دین، اصول همان مذهب است.<ref>[https://pke.journals.miu.ac.ir/article_2446_00bfcab935776d9dc7009e9eb158ba55.pdf توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص7-8.]</ref>
=== اصول دین در ادیان غیرالهی ===


برخی محققان معاصر، اصطلاح «اصول دین» را مفهومی قراردادی دانسته و بر این باورند که این تعبیر نه از سوی ائمه (علیهم‌السلام) مطرح شده<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2118678/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B9%D8%AA%D8%B2%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%DA%A9%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86?q=%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%D9%8A%D9%86&score=16392.81&rownumber=31 وکیلی و اترک، « بررسی سیر تطور اصول دین در کلام معتزله با تکیه بر معناشناسی اصطلاح اصول دین»، 1402ش، ص8.]</ref> و نه در قرآن کریم، احادیث و منابع دوره‌های نخستین اسلامی به کار رفته است، بلکه بعدها در آثار متکلمان اسلامی پدید آمده است؛<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1344080/%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%aa%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%b5%d9%88%d9%84-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d8%aa%d8%a8-%d8%a7%d9%87%d9%84-%d8%b3%d9%86%d8%aa?q=%D8%AE%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%D9%8A%D9%86&rownumber=6&score=16393.04 فروهی و  دیگران، «‌‌‌سـیر‌ تطور اصول دین در مکاتب اهل سنت»، 1396ش، ص115.]</ref> هرچند زمان دقیق شکل‌گیری آن روشن نیست.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/86458/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%88-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82-%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AA%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86 محمدی، «اصول دین: بررسی تعریف و مصادیق آن از دیدگاه متکلمان»، 1373ش، ص7.]</ref> در مقابل، برخی دین‌پژوهان به تعابیری چون «دعائم الإسلام» (پایه‌های اسلام) در روایات و منابع دینی اشاره کرده‌اند که ناظر به جایگاه بنیادین برخی آموزه‌هاست.<ref>[https://lib.eshia.ir/27251/8/99/%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%8A%D9%85 محمدی ری‌شهری، «دانش‌نامه عقاید اسلامی»، 1391ش، ج8، ص99؛]  [https://lib.eshia.ir/11005/2/18/%D8%AF%D9%8E%D8%B9%D9%8E%D8%A7%D8%A6%D9%90%D9%85%D9%90 کلینی، یعقوب، الکافی، ج2، ص18.]</ref>
=== اصول دین در ادیان الهی ===


برای واژه اصول دین، کاربردهای متفاوتی بیان شده است؛ از جمله: اصول دین به معنای علم کلام، اصول دین به عنوان منابع معرفت دین، یا اصول دین شامل امور اعتقادی و عملی؛ با این حال، رایج‌ترین کاربرد آن مربوط به بخش اعتقادی دین است. وقتی گفته می‌شود «اصول دین»، منظور گزاره‌ها و مؤلفه‌های اعتقادی دین است.<ref>[https://pke.journals.miu.ac.ir/article_2446_00bfcab935776d9dc7009e9eb158ba55.pdf توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص8-11.]</ref> این اصول جهان‌بینی آن دین را شکل می‌دهند<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/12/%D8%B7%D8%A8%D9%82 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص12.]</ref> و مبنای دیگر آموزه‌های دینی مانند اخلاق و احکام هستند.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص76.]</ref> ازاین‌رو، ایدئولوژی دینی برخاسته از جهان‌بینی الهی دانسته می‌شود.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/14/%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A6%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%D9%89 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص14.]</ref>
==== اصول دین در ادیان ابراهیمی ====


بر اساس این تعریف، اصول دین یا اصول عقاید در مقابل فروع اعتقادی مانند قضا و قدر، فروع فقهی مانند نماز و روزه و اصول مذهب مانند عدالت و امامت قرار می‌گیرند <ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1083158/%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86?q=%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%20%D8%A7%D8%B5%D9%84%20%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%20%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA&score=274877907000.0&rownumber=1 توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص8-9.]</ref> و کسی که این باورها را با قلب قبول کند، دین‌دار است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1401857/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%81%D9%82%D9%87?q=%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%DB%8C%D9%86%20%D9%88%20%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D9%81%D9%82%D9%87&score=274877907000.0&rownumber=1 دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص64.]</ref>
==== اصول دین در ادیان غیرابراهیمی ====


== معیار و تعداد اصول دین در اسلام ==
=== اصول دین در مذاهب اسلامی ===
برخی پژوهشگران معتقدند که در میان مذاهب اسلامی معیار روشنی برای تعیین اصول دین وجود ندارد و اهمیت ویژه برخی مسائل یا شرایط خاص آن‌ها باعث شده اصطلاح «اصول دین» برای این موارد به کار رود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/86458/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%88-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82-%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AA%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86 محمدی، «اصول دین: بررسی تعریف و مصادیق آن از دیدگاه متکلمان»، 1373ش، ص9.]</ref> با این حال، برخی مطالعات معیارهایی برای شناسایی اصول دین ارائه کرده‌اند که شامل ویژگی‌های زیر است


* موضوع باید از اصول اساسی دین باشد و پایداری دین به آن وابسته باشد.
== '''نمودهای اجتماعی باور به اصول دین''' ==
* موضوع باید مربوط به اعتقاد قلبی باشد و نه صرف عمل یا تقلید.
'''<big>اصول دین؛</big>''' پایه‌های اعتقادی دین.<ref group="دیدگاه">مقاله دو مشکل جدی دارد: 1. در بخش های زیادی از مقاله قلم فرسایی شده و نیازمند ویرایش ویکی نگارانه درد. 2. کاملا از منظر کلامی و درون گفتمانی نوشته شده است. به همین خاطر مقاله در سطح انتزاع باقی مانده و با متن فرهنگ و سبک زندگی پیوند نخورده است.  
* عدم باور به آن به‌عنوان انکار دین (کفر) تلقی شود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1982204/%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85?q=%D8%A7%D8%B5%D9%84%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%20%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%87%20%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA%20%D8%A7%D8%B2%20%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87%20%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%20%D9%83%D8%B1%D9%8A%D9%85&score=274877907000.0&rownumber=1 موسوی اصفهانی و نصیری، «اصل انگاری آموزه امامت از دیدگاه قرآن کریم»، 1400ش، ص22.]</ref>


برخی محققان ویژگی‌های تکمیلی دیگری نیز برای اصول دین مطرح کرده‌اند، از جمله فعل الهی و کلامی بودن مسئله، ماهیت عقلی، ارتباط مستقیم با ایمان و شرط صحت عبادت بودن.<ref>[https://pke.journals.miu.ac.ir/article_2446_00bfcab935776d9dc7009e9eb158ba55.pdf توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص12-19.]</ref>
نکاتی دیگری در متن آمده است. </ref>


بر اساس پژوهش‌ها، اکثر فرقه‌های اسلامی اصول اعتقادی را به سه اصل توحید، نبوت و معاد محدود می‌دانند؛<ref>[https://kalampajouhi.whc.ir/article_423_4c7fea03822b782624cde1e6fc208372.pdf وکیلی و اترک، « بررسی سیر تطور اصول دین در کلام معتزله با تکیه بر معناشناسی اصطلاح اصول دین»، 1402ش، ص8.]</ref> در حالی که هیچ دلیلی از قرآن یا سنت برای محدود کردن اصول دین به این سه اصل وجود ندارد و آنها به دلیل جایگاه بنیادین‌شان در دین به عنوان اصول شناخته می‌شوند.<ref>[https://lib.eshia.ir/27251/8/98/%D8%AD%D9%82%D9%8A%D9%82%D8%AA محمدی ری‌شهری، «دانش‌نامه عقاید اسلامی»، 1391ش، ج8، ص98-99.]</ref> از این رو اندیشمندان برخی مذاهب اسلامی اصول دیگری را بر سه اصل فوق افزوده‌اند؛ برای مثال، معتزله پنج اصل را مطرح می‌کنند که شامل توحید، عدل، وعده و وعید، منزلت بین‌المنزلتین، و امر به معروف و نهی از منکر است <ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/8989/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%ac%d8%af%d8%a7%d8%a7%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b5%d9%88%d9%84-%d8%af%db%8c%d9%86 قدردان قراملکی، «نظریه جداانگاری امانت از اصول دین»، 1377ش، ص164.]</ref> که در این میان، توحید و عدل، ارکان اصلی محسوب می‌شوند.<ref>[https://kalampajouhi.whc.ir/article_423_4c7fea03822b782624cde1e6fc208372.pdf وکیلی و اترک، « بررسی سیر تطور اصول دین در کلام معتزله با تکیه بر معناشناسی اصطلاح اصول دین»، 1402ش، ص13.]</ref> در مذهب امامیه نیز اصول اعتقادی پنج‌گانه شامل توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد دیدگاه مشهور است. در مقابل، اشاعره از میان این سه اصل، تنها توحید و نبوت را جزء اصول دین می‌دانند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/8989/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%ac%d8%af%d8%a7%d8%a7%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b5%d9%88%d9%84-%d8%af%db%8c%d9%86 قدردان قراملکی، «نظریه جداانگاری امانت از اصول دین»، 1377ش، ص164.]</ref>
اصول دین، پایه‌ها و بنیان‌های اعتقادی دین هستند که سایر آموزه‌های دینی بر آن‌ها استوارند و در [[ادیان ابراهیمی]] مانند [[اسلام]]، [[مسیحیت]] و [[یهودیت]] مشترک‌اند. این اصول پاسخ‌گوی پرسش‌های بنیادین انسان درباره مبدأ، مقصد و مسیر زندگی هستند و نقش مهمی در شکل‌گیری جهان‌بینی دینی دارند. این اصول شامل توحید، نبوت و معاد است و در مذهب تشیع، عدل و امامت نیز به آن‌ها افزوده می‌شود. این اصول، ریشه در [[فطرت]] انسان است و با گرایش درونی او به حقیقت، نیکی و جاودانگی پیوند خورده‌اند. باور به این اصول [[زندگی]] را معنا می‌بخشد، موجب ارتقای [[سلامت روانی]]، [[آرامش درونی]]، امیدواری، [[تقوا]] و پایبندی به ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی می‌شود و زمینه‌ساز پایداری جامعه و سازندگی تمدنی است.  


گرچه عالمان شیعه برای دسته‌بندی عقاید اسلامی، روش‌های مختلف دوگانه (توحید و عدل)، چهارگانه (توحید، نبوت، امامت و عدل یا توحید، نبوت، امامت و معاد)، و پنج‌گانه (توحید، عدل، نبوت، امامت، معاد) ارائه کرده‌اند،<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1090427/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87?q=%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%20%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF%20%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&score=274877907000.0&rownumber=1 توران، «ساختار عقاید اسلامی در کلام امامیه»، 1392ش، ص103.]</ref> اما دیدگاه پنج‌گانه با تفکیک اصول سه‌گانهٔ اسلام (توحید، نبوت، معاد) و اصول دوگانهٔ ایمان (عدل و امامت) رایج‌تر است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1090427/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87?q=%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%20%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF%20%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&score=274877907000.0&rownumber=1 توران، «ساختار عقاید اسلامی در کلام امامیه»، 1392ش، ص124.]</ref> اولین کسی که میان اصول پنج‌گانهٔ دین تفکیک قائل شد و برخی را اصول اسلام و برخی دیگر را اصول ایمان معرفی کرد؛ وحید بهبهانی بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1090427/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87?q=%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%20%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF%20%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&score=274877907000.0&rownumber=1 توران، «ساختار عقاید اسلامی در کلام امامیه»، 1392ش، ص124.]</ref>
== تعریف اصول دین ==
اصول دین، پايه‌هایی هستند كه اساس و بنيادِ دین را تشكيل مى‌دهند؛<ref name=":2">[https://lib.eshia.ir/27251/8/97/%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF محمدی ری‌شهری، «دانش‌نامه عقاید اسلامی»، 1391ش، ج8، ص97؛] [https://lib.eshia.ir/73068/1/222/شريعتى سجادی، «فرهنگ معارف اسلامی»، 1373ش، ج1، ص222]؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/22513/%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%81%DB%8C-%D8%AA%D9%82%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86 رضوی، «قاعده نفی تقلید در اصول دین»، 1383ش، ص124.]</ref> به‌طوری‌که سایر قسمت‌های دین بر آن پایه‌ها تکیه دارند.<ref name=":3">[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1401857/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%81%D9%82%D9%87?q=%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%DB%8C%D9%86%20%D9%88%20%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D9%81%D9%82%D9%87&score=274877907000.0&rownumber=1 دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص63.]</ref> به‌گفتهٔ محققان، اصطلاح اصول دین در معنای خاص خود به باورهای بنیادین اسلام اشاره دارد و در معنای گسترده‌تر، شامل مبانی مشترک ادیان ابراهیمی می‌شود<ref group="دیدگاه">شما از همینجا نگاه خود را محدود کردید به نگاهای درون دینی. خوب اگر از منظر برون دینی به بحث پرداخته شود، حتما هر آنچه دین گفته میشود یکسره اصولی دارد. یعنی مقاله نویسنده بر چند پیش فرض استوار است: 1. دین را محدود کرده به ادیان الهی و آسمانی؛  2. ادیان الهی را هم محدود کرده به ادیان توحیدی ابراهیمی؛ 3. منظر نگاه خود را هم براساس آموزه های اسلام شیعی عیار کرده است. 4. اصول را هم محدود به اصول کلامی و اعتقادی کرده است. در حالیکه از منظر کلان تر هم این بحث قابل طرح است. تمام ادیان یکسره اصولی دارد که در جامعه نمود می یاید؛ مثلا زرتشت اصول ندارد؟ حتما دارد. ثانیا اصول هم محدود به اصول کلامی و اعتقادی شده است. بسته به گستره یک دین اصول آن هم کم یا زیاد میشود. مثل اصول اخلاقی و فقهی ادیان دارای اخلاق و شریعت. بهتر نیست که بحث جامع تر و بدون تقید به یک پیش فرض خاص بررسی شود؟</ref>. در تعریف دیگری، به معنای اصول زندگی است که به ادیان الهی و غیرالهی توجه دارد. گاهی نیز منظور از اصول دین، اصول یک مذهب خاص است.<ref>[https://pke.journals.miu.ac.ir/article_2446_00bfcab935776d9dc7009e9eb158ba55.pdf توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص7-8.]</ref> این اصطلاح همچنین در معانی مختلفی مانند علم [[کلام]]، منابع معرفت [[دین]] یا امور اعتقادی و عملی به‌کاررفته است، اما رایج‌ترین کاربرد آن به بخش اعتقادی دین مربوط می‌شود؛<ref name=":6">[https://pke.journals.miu.ac.ir/article_2446_00bfcab935776d9dc7009e9eb158ba55.pdf توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص8-11]؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/86458/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%88-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82-%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AA%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86?q=%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%DB%8C%D9%86&score=16393.031&rownumber=16 محمدی، «اصول دین: بررسی تعریف و مصادیق آن از دیدگاه متکلمان»، 1373ش، ص7.]</ref> چراکه این دسته از باورها، [[جهان‌بینی]] هر دین را شکل می‌دهند<ref name=":7">[https://lib.eshia.ir/10216/1/12/%D8%B7%D8%A8%D9%82 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص12.]</ref> و مبنای [[اخلاق]] و احکام دینی به شمار می‌روند.<ref name=":8">[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص76.]</ref> ازاین‌رو، ایدئولوژی دینی برگرفته از همین جهان‌بینی الهی دانسته می‌شود.<ref name=":9">[https://lib.eshia.ir/10216/1/14/%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A6%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%D9%89 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص14.]</ref> در این تعریف، اصول دین یا اصول عقاید در مقابل فروع اعتقادی مانند [[قضا و قدر]]، فروع فقهی مانند [[نماز]] و [[روزه]] و اصول [[مذهب شیعه]] مانند [[عدالت]] و [[امامت]] قرار می‌گیرند <ref name=":10">[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1083158/%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86?q=%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%20%D8%A7%D8%B5%D9%84%20%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%20%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA&score=274877907000.0&rownumber=1 توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص8-9.]</ref> و کسی که این باورها را با قلب قبول کند، دین‌دار است.<ref name=":11">[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1401857/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%81%D9%82%D9%87?q=%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%DB%8C%D9%86%20%D9%88%20%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D9%81%D9%82%D9%87&score=274877907000.0&rownumber=1 دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص64.]</ref>


بر اساس این دیدگاه، اصول دین معیار اسلام و کفر هستند؛ کسی که به آن‌ها ایمان دارد، مسلمان است و کسی که آن‌ها را انکار کند، کافر محسوب می‌شود؛ در حالی که عدل و امامت اصول مذهب تشیع‌اند و کسی که آن‌ها را نپذیرد، همچنان مسلمان است، اما شیعه نیست.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص35.]</ref>
برخی دین‌پژوهان معاصر اصول دین را مفهومی قراردادی می‌دانند و معتقدند این تعبیر نه از سوی امامان مطرح شده<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2118678/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B9%D8%AA%D8%B2%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%DA%A9%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86?q=%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%D9%8A%D9%86&score=16392.81&rownumber=31 وکیلی و اترک، « بررسی سیر تطور اصول دین در کلام معتزله با تکیه بر معناشناسی اصطلاح اصول دین»، 1402ش، ص8.]</ref> و نه در [[قرآن]] آمده، بلکه بعدها در آثار متکلمان اسلامی شکل گرفته است،<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1344080/%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%aa%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%b5%d9%88%d9%84-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d8%aa%d8%a8-%d8%a7%d9%87%d9%84-%d8%b3%d9%86%d8%aa?q=%D8%AE%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%D9%8A%D9%86&rownumber=6&score=16393.04 فروهی و  دیگران، «‌‌‌سـیر‌ تطور اصول دین در مکاتب اهل سنت»، 1396ش، ص115.]</ref> هرچند زمان دقیق آن روشن نیست.<ref name=":4">[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/86458/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%88-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82-%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AA%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86 محمدی، «اصول دین: بررسی تعریف و مصادیق آن از دیدگاه متکلمان»، 1373ش، ص7.]</ref> اما برخی دیگر تعبیر دعائم الإسلام (پایه‌های اسلام) در روایات و منابع دینی را ناظر به جایگاه بنیادین برخی آموزه‌ها می‌دانند.<ref name=":5">[https://lib.eshia.ir/27251/8/99/%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%8A%D9%85 محمدی ری‌شهری، «دانش‌نامه عقاید اسلامی»، 1391ش، ج8، ص99؛]  [https://lib.eshia.ir/11005/2/18/%D8%AF%D9%8E%D8%B9%D9%8E%D8%A7%D8%A6%D9%90%D9%85%D9%90 کلینی، یعقوب، الکافی، ج2، ص18.]</ref>  


== محتوای اصول دین ==
== خاستگاه و معیار اصول دین ==
اندیشمندان حوزه کلام و [[فلسفه]] بر این باورند که اصول دین در واقع پاسخ‌هایی‌اند به سه پرسش بنیادین انسان: اینکه مبدأ هستی چیست؟ پایان زندگی چگونه است؟ و از چه راهی می‌توان بهترین برنامه زيستن را شناخت؟<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/13/%D9%83%D9%8A%D9%81%D9%8A%D8%AA مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص13.]</ref> ازاین‌رو، همه [[ادیان توحیدی]] در سه اصل [[توحید]]، [[معاد]] و [[نبوت]] مشترک‌اند؛ بااین‌حال، تفاوت در تفسیر این اصول موجب پیدایش ادیان و مذاهب مختلف شده است؛ برای مثال، اختلاف درباره نبوت و کتاب آسمانی یهودیت، مسیحیت و اسلام را از یکدیگر متمایز می‌کند و اختلاف درباره جانشینی پیامبر، باعث شکل‌گیری شاخه‌های شیعه و اهل سنت شده است.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/13/%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%D9%83 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص13-14.]</ref>


=== توحید ===
بر اساس برخی تحقیقات، معیار روشنی برای تعیین اصول دین وجود ندارد و اهمیت ویژه برخی مسائل باعث شده این اصطلاح برای آن‌ها به کار رود.<ref name=":1">[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/86458/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%88-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82-%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AA%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86 محمدی، «اصول دین: بررسی تعریف و مصادیق آن از دیدگاه متکلمان»، 1373ش، ص9.]</ref> بااین‌حال، برخی مطالعات ویژگی‌هایی برای شناسایی اصول دین ارائه کرده‌اند که شامل ویژگی‌های زیر است:
در میان اصول دین، اعتقاد به وجود خداوند یکتا، مهم‌ترین اصل و پایه اصول دیگر است به‌طوری که بدون توجه به وجود خداوند، نمی‌توان بقیه اصول دین را درست فهمید و بدون باور به آن، ایمان به آنها ممکن نیست؛<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1401857/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%81%D9%82%D9%87?q=%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%DB%8C%D9%86%20%D9%88%20%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D9%81%D9%82%D9%87&score=274877907000.0&rownumber=1 دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص63-64.]</ref> ازاین‌رو تمامی اصول و فروع اسلام بازتابی از توحید هستند.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص78.]</ref>


توحید به معنای یکی دانستن است و درباره خداوند هم در باب ذات هم صفات و هم افعال او به کار می‌رود. توحید ذاتی یعنی خداوند یکتا است و مرکب نیست؛ نه چندتاست و نه از اجزا تشکیل شده است. توحید صفاتی یعنی صفات خداوند مانند علم، قدرت و حیات از یکدیگر جدا نیستند و همه آن‌ها عین ذات خداوند هستند. توحید افعالی یعنی همه موجودات و همه کارهایی که در جهان انجام می‌شود، در نهایت به خداوند و اراده او بازمی‌گردد.<ref>عبودیت و مصباح، «مبانی اندیشه اسلامی 2؛ خداشناسی»، 1398ش، ص180.</ref>  
* موضوع باید از اصول اساسی دین باشد و پایداری دین به آن وابسته باشد؛
* موضوع باید مربوط به اعتقاد قلبی باشد و نه صرف عمل یا تقلید؛
* عدم باور به آن به‌عنوان انکار دین (کفر) تلقی شود؛<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1982204/%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85?q=%D8%A7%D8%B5%D9%84%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%20%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%87%20%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA%20%D8%A7%D8%B2%20%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87%20%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%20%D9%83%D8%B1%D9%8A%D9%85&score=274877907000.0&rownumber=1 موسوی اصفهانی و نصیری، «اصل انگاری آموزه امامت از دیدگاه قرآن کریم»، 1400ش، ص22.]</ref>


=== عدل ===
* فعل الهی و کلامی بودن مسئله، ماهیت عقلی داشتن، ارتباط مستقیم با ایمان و شرط صحت عبادت بودن نیز از دیگر ویژگی‌هایی است که برای این اصول برشمرده‌‌اند.<ref>[https://pke.journals.miu.ac.ir/article_2446_00bfcab935776d9dc7009e9eb158ba55.pdf توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص12-19.]</ref>
عدل ازجمله صفات خداوند<ref>[https://lib.eshia.ir/26679/1/77 سبحانی، «منشور عقاید امامیه»، 1376ش، ص77.]</ref> و يکی از اصول دين نزد شيعه اسـت.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص83.]</ref> عدل مخالف با ظلم و به معنای رعایت حقوق دیگران و برابر با حکمت است؛ ازاین‌رو هر کار عادلانه، کاری حکیمانه محسوب می‌شود.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/162 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص162-163.]</ref> عدل الهی یعنی هر کار خداوند، نیکو است و هیچ زشتی یا بدی در آن نیست؛<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1401857/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%81%D9%82%D9%87?q=%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%DB%8C%D9%86%20%D9%88%20%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D9%81%D9%82%D9%87&score=274877907000.0&rownumber=1 دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص63]؛ [https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص83.]</ref> زیرا او دارای همه خوبی‌ها است و هیچگونه عیب یا کمبودی ندارد.<ref>[https://lib.eshia.ir/26679/1/77 سبحانی، «منشور عقاید امامیه»، 1376ش، ص77.]</ref> ازاین‌رو خداوند همیشه بر اساس حق قضاوت می‌کند و به هر کسی پاداش یا کیفر متناسب با اعمالش می‌دهد.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/164 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص164]؛ [https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص84.]</ref>


=== نبوت ===
== اصول دین در ادیان ابراهیمی ==
اعتقاد به نبوت یکی دیگر از اصول دین اسلام است. این اصل بیان می‌کند که انسان برای هدایت و خوشبختی در زندگی دنیا و آخرت به راهنمایی نیاز دارد که به‌طور مستقیم به خالق هستی متصل باشد.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص89.]</ref> این راه همان وحی است که به پیامبران داده‌شده و مردم از طریق آن، همه آنچه برای رسیدن به سعادت و رشد نیاز دارند، می‌آموزند.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/178 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص178.]</ref>  
اسلام، مسیحیت و یهودیت که به پیامبران الهی نسبت داده می‌شوند در باورهای خود شباهت‌های بسیاری با یکدیگر دارند و همین باورهای مشترک، از مهم‌ترین تفاوت‌های ادیان آسمانی با ادیان غیرآسمانی است.<ref>[https://www.pasokhmag.ir/article_182387_c2649f3a9059b2eaca0ef10190ffbb6d.pdf حسینی‌کوهساری و فروتن، «بـررسی‌ تطبیقی آموزه‌های اعتقادی ادیان ابراهیمی»، 1402ش، ص114.]</ref> این ادیان در سه اصل توحيد و نبوت و معاد با هم مشترک‌اند<ref name=":0">[https://lib.eshia.ir/10216/1/13 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص13.]</ref> و این اصول اساسی‌ترین عقاید آنان محسوب می‌شوند<ref group="دیدگاه">این چند خط تکرار است. در بند قبلی بیان شد و دیگر نیازی نیست</ref>.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/14/%D8%A2%D9%86%D9%83%D9%87 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص14.]</ref>


=== معاد ===
=== توحید<ref group="دیدگاه">لطفا به تجلیات عینی توحید در زندگی روزمره پیروان ادیان پرداخته شود. مثلا توحید چه نوع الگوی رفتاری را به وجود آورده است؟ در شهرسازی، سبک پوشش و روابط اجتماعی و دیگر عرصه های اجتماعی. بحث توحید خیلی پیامدهای گسترده ای در جهان اسلام داشته است. دامنه آن تا زندگی روزمره کشیده میشود. برای مثال وهابیت حتی بوسیدن قبول را هم شرک و مخالف توحید می داند. شفاعت شرک تلقی میشود. علاوه در جلد چهار المیزان ذیل آیه 200 العمران و جلد ده یا نه بحث های خیلی خوبی را پیرامون توحید مطرح کرده است. یک جزوه از مقام معظم رهبری نیز در مورد توحید است. همچنین یک مقاله از آقای غلام عباس توسلی که در هردو از منظر اجتماعی این بحث مطرح شده است. جامعه توحیدی چه نوع جامعه ای است؟ پاسخ این سوال ها داده شده است</ref> ===
معاد به معنای اعتقاد به بازگشت انسان پس از مرگ به زندگى ابدى در عالم آخرت و دريافت پاداش و كيفر اعمالى كه در اين جهان انجام داده است.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/13 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص13]؛ [https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص85.]</ref> در نظام اعتقادی اسلام، هستی تنها به این جهان مادی محدود نمی‌شود و با مرگ انسان پایان نمی‌یابد، بلکه این دنیا تنها بخشی کوچک از عالم هستی است و جسم نیز تنها بخشی از وجود انسان را تشکیل می‌دهد. بر این اساس، زندگی دنیوی انسان مقدمه زندگی اخروی و جاودانه اوست و سرنوشت انسان در آخرت، به کردار او در این جهان بستگی دارد.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص85.]</ref> اعتقاد به معاد بر این باور استوار است که انسان فقط یک بدن مادی نیست، بلکه روحی دارد که بعد از مرگ هم باقی می‌ماند. اگر روح پس از مرگ باقی نماند، زنده شدن دوباره همان انسان بی‌معنا خواهد بود.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/355 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص355.]</ref>
بر اساس مطالعات تطبیقی، گرچه همه ادیان الهی اعتقاد به توحید دارند، اما در تفسیر آن با یکدیگر تفاوت دارند.<ref>[https://rjqk.atu.ac.ir/article_5591_a489c8dbdd8c88810a2ebd0b9911bfee.pdf واعظ، و كاردل ايلوار، «تبيين تطبيقي مباني نظري، شرعي و اخلاقي اسلام، يهوديت و مسيحيت»، 1391ش، ص69.]</ref> [[توحيد در اسلام]] بر بسیط بودن و بی‌همتایی خداوند تأکید دارد. در مقابل، [[توحید در مسیحیت]] برای خداوند شریک قائل می‌شود و [[توحید در یهودیت]] برای او مجانس و مشابه در نظر می‌گیرد. قرآن کریم خداوند را به‌صورتی توصیف می‌کند که بسیط است، در همه جا وجود دارد، محدود به زمان و مکان نیست و هیچ شریک و همتایی نیز ندارد.<ref>[https://rjqk.atu.ac.ir/article_5591_a489c8dbdd8c88810a2ebd0b9911bfee.pdf واعظ، و كاردل ايلوار، «تبيين تطبيقي مباني نظري، شرعي و اخلاقي اسلام، يهوديت و مسيحيت»، 1391ش، ص74.]</ref> اما در مسیحیت، توحید به‌صورت عددی و با اعتقاد به سه شخصیت برای خداوند تفسیر می‌شود، درحالی‌که قرآن‌ کریم بر توحید خداوند به معنای وجودی بی‌نظیر و یگانه تأکید کرده و دیدگاه مسیحیت را مبنی بر تثلیث رد می‌کند.<ref>[https://wiki.ahlolbait.com/%D8%A2%DB%8C%D9%87_171_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%A1 سوره نساء، آیه 171؛] [https://rjqk.atu.ac.ir/article_5591_a489c8dbdd8c88810a2ebd0b9911bfee.pdf واعظ، و كاردل ايلوار، «تبيين تطبيقي مباني نظري، شرعي و اخلاقي اسلام، يهوديت و مسيحيت»، 1391ش، ص71.] </ref> در مقابل، خدای یهودیان (یهوه) اگرچه واحد است، اما با صفات و رفتارهای انسانی مانند داشتن گیسو و لباس، راه رفتن به شیوه انسان و کشتی گرفتن با انسان توصیف می‌شود، درحالی‌که قرآن هرگونه همانندی را از ساحت خداوند نفی می‌کند.<ref>[https://wiki.ahlolbait.com/%D8%A2%DB%8C%D9%87_11_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%B4%D9%88%D8%B1%DB%8C سوره شوری، آیه 11]؛ [https://rjqk.atu.ac.ir/article_5591_a489c8dbdd8c88810a2ebd0b9911bfee.pdf واعظ، و كاردل ايلوار، «تبيين تطبيقي مباني نظري، شرعي و اخلاقي اسلام، يهوديت و مسيحيت»، 1391ش، ص72-73.]</ref>


=== امامت ===
=== نبوت<ref group="دیدگاه">تجلی عینی نبوت در زندگی چیست؟ بحث های اجتماعی خیلی خوبی قابل طرح است. تقسیم بندی جوامع براساس اعتقاد به نبوت و عدم نبود در از فارابی به بعد مطرح است. مدینه فاضله فارابی از همین زاویه مطرح شده است. در جامعه ایران نبوت چگونه تجلی عینی یافته است؟ بعد تشریعی نبوت کاملا مغفول مانده است. بحث فارابی تحت عنوان سان و سنت خیلی مهم است. </ref> ===
اعتقاد به امامت یکی از اصول اعتقادی در دین اسلام و مذهب شیعه است.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص89.]</ref> در اندیشه شیعی امامت به معنای پیشوایی و رهبری همه‌جانبه جامعه اسلامی در امور دینی و دنیوی است. این رهبری تنها زمانی درست است که امام از سوی خداوند تعیین شده باشد و از هرگونه خطا و گناه دور باشد تا بتواند دین را به‌درستی بیان کند.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/298 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص298.]</ref> بنابراین امامان جانشینان پیامبر هستند و وظیفه دارند تا آنچه پیامبر از سوی خدا آورده است، برای مردم تفسیر و بیان کنند و مردم را به‌سوی خدا، سعادت و رستگاری هدایت نمایند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1401857/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%81%D9%82%D9%87?q=%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%DB%8C%D9%86%20%D9%88%20%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D9%81%D9%82%D9%87&score=274877907000.0&rownumber=1 دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص63.]</ref>  
اسلام، مسيحيت و يهوديت به اصل نبوت معتقدنـد، امـا در فـروع آن با هم اختلاف دارند.<ref>[https://rjqk.atu.ac.ir/article_5591_a489c8dbdd8c88810a2ebd0b9911bfee.pdf واعظ، و كاردل ايلوار، «تبيين تطبيقي مباني نظري، شرعي و اخلاقي اسلام، يهوديت و مسيحيت»، 1391ش، ص75.]</ref> نبوت از دیدگاه اندیشمندان مسلمان، یعنی خداوند پیامبرانی معصوم<ref group="دیدگاه">دایره عصمت متفق علیه است؟</ref> را برای هدایت بشر فرستاده است<ref>[https://lib.eshia.ir/10306/1/32/%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85%D9%86%D8%AF مکارم شیرازی، «اعتقاد ما»، 1376ش، ص32.]</ref> و از میان آنان پنج تن، اولواالعزم هستند؛ یعنی دارای شریعت و کتاب آسمانی و آیین جدید بوده‌اند که آخرین آنان [[حضرت محمد]] است.<ref>[https://lib.eshia.ir/10306/1/29/%D9%86%D8%A8%D9%88%D9%91%D8%AA مکارم شیرازی، «اعتقاد ما»، 1376ش، ص29.] </ref> اما  نبوت در یهودیت به معنای پیشگویی است و افرادی مانند اشعیا و ارمیا به‌عنوان نبی یا پیشگو شناخته می‌شوند<ref group="دیدگاه">پس حضرت موسی چی؟</ref>. این پیامبران در متون مقدس یهودی انسان‌هایی دروغگو با رفتارهای ناشایست توصیف شده‌اند. همچنین یهودیان معتقدند وحی الهی حدود چهار سده پیش از میلاد متوقف شده و پس از ظهور منجی دوباره جریان خواهد یافت.<ref>[https://rjqk.atu.ac.ir/article_5591_a489c8dbdd8c88810a2ebd0b9911bfee.pdf واعظ، و كاردل ايلوار، «تبيين تطبيقي مباني نظري، شرعي و اخلاقي اسلام، يهوديت و مسيحيت»، 1391ش، ص75.]</ref> مفهوم نبوت در مسیحیت تفاوت چندانی با یهودیت ندارد، با این تفاوت که مسیحیان وحی را تجلی خداوند در وجود حضرت عیسی می‌دانند.<ref>[https://rjqk.atu.ac.ir/article_5591_a489c8dbdd8c88810a2ebd0b9911bfee.pdf واعظ، و كاردل ايلوار، «تبيين تطبيقي مباني نظري، شرعي و اخلاقي اسلام، يهوديت و مسيحيت»، 1391ش، ص77.]</ref>


== فطری بودن و اشتراک ادیان الهی در اصول دین ==
=== معاد<ref group="دیدگاه">این بحث هم بحث فوق العاده مهم در زندگی فردی و اجتماعی است. علامه طباطبایی در جلد دوم المیزان ذیل بحث اختلافات اجتماعی و در ذیل آیه 200 آلعمران در جلد چهار بحث های خیلی خوبی را مطرح کرده است. </ref> ===
فطرت به معنای شناخت و گرایش درونی انسان است که از آغاز آفرینش در وجود او نهاده شده است.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص36.]</ref> منظور از «فطری بودن اصول دین» این است که باور به توحيد، معاد و نبوت به‌طور طبیعی در وجود همه انسان‌ها قرار دارد و انسان‌ها آمادگی پذیرش این باورها را دارند.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص35.]</ref>  
بررسی‌های تطبیقی نشان می‌دهد که اسلام، مسیحیت و یهودیت در باور به معاد مشترکند، اما در جزئیات آن تفاوت‌هایی دارند.<ref>[https://rjqk.atu.ac.ir/article_5591_a489c8dbdd8c88810a2ebd0b9911bfee.pdf واعظ، و كاردل ايلوار، «تبيين تطبيقي مباني نظري، شرعي و اخلاقي اسلام، يهوديت و مسيحيت»، 1391ش، ص78.]</ref> در اسلام، اعتقاد بر این است که همۀ انسان‌ها در روز قیامت محاسبه می‌شوند و نیکان به [[بهشت]] و گناهکاران به [[دوزخ]] می‌روند و این جهان تنها گذرگاهی به‌سوی حیات ابدی است.<ref>[https://lib.eshia.ir/10306/1/59/%D9%85%D8%B9%D8%AA%D9%82%D8%AF%D9%8A%D9%85 مکارم شیرازی، «اعتقاد ما»، 1376ش، ص59.]</ref> اما در یهودیت، هرچند بهشت و دوزخ پذیرفته شده‌اند، ولی مفهوم [[آخرت]] بیشتر بر پیامدهای دنیوی متمرکز است و واژه [[جهنم]] ریشه در مکانی تاریخی در نزدیکی اورشلیم دارد. مسیحیان نیز به معاد و رستاخیز پس از مرگ باور دارند، با این تفاوت که بر اساس آموزه‌هایشان، ورود به بهشت مشروط به ایمان به پسر خدا بودن [[حضرت عیسی]] است.<ref>[https://rjqk.atu.ac.ir/article_5591_a489c8dbdd8c88810a2ebd0b9911bfee.pdf واعظ، و كاردل ايلوار، «تبيين تطبيقي مباني نظري، شرعي و اخلاقي اسلام، يهوديت و مسيحيت»، 1391ش، ص78-79.]</ref>


انسان‌ها به‌طور فطری به موجودی گرایش دارند که بدون هرگونه نقصی، خوبی بی‌نهایت باشد. هر انسانی چنین موجودی را دوست دارد، او را می‌ستاید و پرستش می‌کند. این موجود فقط خداوند یکتا است؛ زیرا هر انسانی درک می‌کند که خوبی بی‌نهایت نمی‌تواند بیش از یکی باشد؛ چون اگر بیش از یکی باشد، محدود می‌شود و این با بی‌نهایت بودن سازگار نیست.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص38.]</ref>  
== اصول دین در مذاهب اسلامی ==
بیشتر مذاهب اسلامی اصول دین را به سه اصل توحید، نبوت و معاد محدود می‌دانند؛<ref>[https://kalampajouhi.whc.ir/article_423_4c7fea03822b782624cde1e6fc208372.pdf وکیلی و اترک، « بررسی سیر تطور اصول دین در کلام معتزله با تکیه بر معناشناسی اصطلاح اصول دین»، 1402ش، ص8.]</ref> بااین‌حال دلیلی برای انحصار اصول در این سه مورد وجود ندارد.<ref>[https://lib.eshia.ir/27251/8/98/%D8%AD%D9%82%D9%8A%D9%82%D8%AA محمدی ری‌شهری، «دانش‌نامه عقاید اسلامی»، 1391ش، ج8، ص98-99.]</ref> ازاین‌رو برخی مذاهب اسلامی اصول دیگری نیز افزوده‌اند؛ مانند [[معتزله]] که عدل، وعده و وعید (پاداش و کیفر اخروی) و [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] را نیز از اصول دین می‌شمارند.<ref>[https://kalampajouhi.whc.ir/article_423_4c7fea03822b782624cde1e6fc208372.pdf وکیلی و اترک، « بررسی سیر تطور اصول دین در کلام معتزله با تکیه بر معناشناسی اصطلاح اصول دین»، 1402ش، ص13.]</ref> در مقابل، اشاعره تنها توحید و نبوت را جزء اصول دین می‌دانند<ref group="دیدگاه">سایر فرق چرا ذکر نشده است؟ مثل وهابیت و فرقه های کوچک دیگری که در صدر اسلام شک گرفت؟ </ref>.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/8989/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%ac%d8%af%d8%a7%d8%a7%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b5%d9%88%d9%84-%d8%af%db%8c%d9%86 قدردان قراملکی، «نظریه جداانگاری امانت از اصول دین»، 1377ش، ص164.]</ref>


ایمان به معاد نیز یکی از باورهای فطری انسان است.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص39.]</ref> فطرتِ انسان، خواهان زندگی جاودانه است و هیچ‌کس نیست که آرزوی خوشبختی و سعادت همیشگی را در دل خود نداشته باشد. ازآنجاکه این دنیای زودگذر نمی‌تواند پاسخ‌گوی این خواسته باشد، زندگی جاودانه و سعادت واقعی در جهان آخرت خواهد بود.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص40.]</ref>  
گرچه عالمان شیعه برای دسته‌بندی عقاید اسلامی، روش‌های مختلفی ارائه کرده‌اند،<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1090427/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87?q=%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%20%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF%20%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&score=274877907000.0&rownumber=1 توران، «ساختار عقاید اسلامی در کلام امامیه»، 1392ش، ص103.]</ref> اما دیدگاه پنج‌گانه با تفکیک اصول سه‌گانهٔ اسلام (توحید، نبوت    و معاد) و اصول دوگانهٔ ایمان (عدل و امامت) رایج‌تر است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1090427/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87?q=%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%20%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF%20%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&score=274877907000.0&rownumber=1 توران، «ساختار عقاید اسلامی در کلام امامیه»، 1392ش، ص124.]</ref> بر اساس این دیدگاه، اصول دین معیار اسلام و کفر هستند؛ کسی که به آن‌ها ایمان دارد، مسلمان است و کسی که آن‌ها را انکار کند، کافر محسوب می‌شود؛ درحالی‌که عدل و امامت اصول مذهب تشیع‌اند<ref group="دیدگاه">تمام فرق شیعه بدان باور دارند یا فقط شیعه امامیه؟</ref> و کسی که آن‌ها را نپذیرد، همچنان مسلمان است، اما شیعه نیست.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص35.]</ref>


اعتقاد به‌ نبوت‌ نيز‌ مانند باور به توحيد و معاد، امری فـطری است.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص40.]</ref> انسانی که با فطرت خود، خداوند را خوبی بی‌نهایت می‌داند و از طرف دیگر آگاه است که سرانجام او بازگشت به‌سوی همان خوبی بی‌نهایت است به‌طور طبیعی می‌پذیرد که برای رسیدن به او، به راهنما و برنامه‌ای مطمئن نیاز دارد.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص41.]</ref>  
از منظر متفکران شیعی، توحید در ذات، صفات و افعال خداوند به کار می‌رود. توحید ذاتی به معنای یکتایی و مرکب نبودن ذات الهی؛ توحید صفاتی به معنای عینیت صفات (مانند علم و قدرت) با ذات او و توحید افعالی به معنای انتساب همه رویدادها به اراده الهی است.<ref>عبودیت و مصباح، «مبانی اندیشه اسلامی 2؛ خداشناسی»، 1398ش، ص180.</ref> در مقابل، دو مکتب کلامی اشاعره و معتزله دراین‌باره تقابل دارند. اشاعره با تأکید بر توحید افعالی، صفات الهی را زائد بر ذات می‌دانند و معتقدند همه امور تنها به خواست خدا تحقق می‌یابد که این باور به جبر در افعال انسان می‌انجامد. اما معتزله با دفاع از عینیت صفات و ذات، توحید افعالی را به شکل مورد نظر اشاعره رد کرده و به اختیار انسان باور دارند<ref group="دیدگاه">وارد شدن به این اختلافات کلامی که جنبه نظری دارد برای ویکی سبک زندگی چندان جذابیت ندارد. سعی کنید که مابازاهای خارجی و پیامدهای رفتاری این تفاوت ها را نشان دهید. </ref>.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1327708/text/%d8%aa%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%b0%d8%a7%d9%87%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c فیضی زاده، «توحید از دیدگاه مذاهب اسلامی»، 1395ش، ص206-207.]</ref>  


فطری بودن اصول دین، ما را به این نتیجه می‌رساند که همه ادیان الهی در سه اصل اعتقادی توحید، نبوت و معاد با هم مشترک‌اند؛<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/13 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص13.]</ref> ازاین‌رو تفاوت ادیان الهی تنها در برخی مسائل جزئی است مانند تفاوت در برخی از قوانین کیفری یا تفاوت در روش‌های اجرای احکام متناسب با شرایط هر دوره.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1817282/%D9%88%D8%AD%D8%AF%D8%AA-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B9?q=%D9%88%D8%AD%D8%AF%D8%AA%20%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B9%20%D8%A7%D9%84%D9%87%DB%8C&score=16393.031&rownumber=1 صادقی فدکی، «وحدت شرایع الاهی در اصول و فروع»، 1400ش، ص18-20.]</ref>  
در مسئله عدل نیز شیعیان و معتزله آن را از اصول اعتقادی می‌دانند، درحالی‌که اشاعره به‌عنوان اکثریت اهل‌سنت، آن را انکار می‌کنند.<ref>[https://lib.eshia.ir/11051/3/70/%D9%85%D8%AA%DA%A9%D9%84%D9%91%D9%85%DB%8C%D9%86 مطهری، «مجموعه آثار»، 1389ش، ج3، ص70.] </ref> معتزله برخی کارها را ذاتاً عادلانه یا ظالمانه می‌دانند و خدا را از انجام ظلم منزه می‌شمارند، اما اشاعره عدل را تابع خواست خدا تعریف کرده و حتی عذاب نیکوکار را نیز از سوی خدا جایز می‌دانند.<ref>[https://lib.eshia.ir/11051/3/74/%D8%B7%D8%B1%D8%AD مطهری، «مجموعه آثار»، 1389ش، ج3، ص74.]</ref> در موضوع امامت نیز بسیاری از اهل سنت آن را از فروع فقهی می‌دانند، اما شیعیان و برخی از اهل سنت آن را از اصول دین به شمار می‌آورند<ref group="دیدگاه">دقت کنید که ایران پدیا با ویکی شیعه و ویکی فقه متفاوت است. تفاوت اصلی در این ست که ایران پدیا به ابعاد اجتماعی پدیده ها می پردازد تا بعد نظری. این سویه های بحث که شما مطرح کرده اید برای ما اولویت ندارد. اگر امکان بررسی عینی این مباحث برای شما وجود ندارد. وارد مباحث جزی کلامی این بحث ها هم در این مقاله نشوید. </ref>.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1982204/%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85?q=%D8%A7%D8%B5%D9%84%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%20%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%87%20%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA%20%D8%A7%D8%B2%20%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87%20%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%20%D9%83%D8%B1%D9%8A%D9%85&score=274877907000.0&rownumber=1 موسوی اصفهانی و نصیری، «اصل انگاری آموزه امامت از دیدگاه قرآن کریم»، 1400ش، ص11-12.]</ref> [[امامت]] در اندیشه شیعی به معنای مدیریت و هدایت<ref>[https://lib.eshia.ir/11051/3/318/%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%85 مطهری، «مجموعه آثار»، 1389ش، ج3، ص318.]</ref> همه‌جانبه [[جامعه اسلامی]] در امور دینی و دنیوی است و تنها زمانی درست است که امام از سوی خدا تعیین شده و از هرگونه خطا و گناه دور باشد تا بتواند دین را به درستی بیان کند.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/298 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص298.]</ref>
 
== فطری بودن اصول دین<ref group="دیدگاه">اینکه گرایش به دین و اصل دینداری فطری است، امر پسندیده و پذیرفته شده است. اما اینکه فقط همین سه اصل امر فطری است یک مقدار مؤمنه دارد. کل دین وقتی فطری شد خوب طبیعتا این اصول و بسیاری از آموزه های دیگر هم فطری میشود. مثل راست گویی. </ref> ==
اصول دین فطری توصیف شده‌اند و منظور این است که باور به توحيد، معاد و نبوت به‌طور طبیعی در وجود همه انسان‌ها قرار دارد و انسان‌ها آمادگی پذیرش این باورها را دارند.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص35.]</ref> بر اساس تحقیقات انسان‌ها به‌طور فطری به موجودی گرایش دارند که بدون هرگونه نقصی، خوبی بی‌نهایت باشد. هر انسانی چنین موجودی را دوست دارد، او را می‌ستاید و پرستش می‌کند. این موجود فقط خداوند یکتا است؛ زیرا هر انسانی درک می‌کند که خوبی بی‌نهایت نمی‌تواند بیش از یکی باشد؛ چون اگر بیش از یکی باشد، محدود می‌شود و این با بی‌نهایت بودن سازگار نیست.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص38.]</ref>
 
ایمان به معاد نیز یکی از باورهای فطری انسان است.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص39.]</ref> فطرتِ انسان، خواهان زندگی جاودانه است و هیچ‌کس نیست که آرزوی خوشبختی و سعادت همیشگی را در دل خود نداشته باشد. ازآنجاکه این دنیای زودگذر نمی‌تواند پاسخ‌گوی این خواسته باشد، زندگی جاودانه و سعادت واقعی در جهان آخرت خواهد بود.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص40.]</ref> اعتقاد به‌ نبوت‌ نيز‌ مانند باور به توحيد و معاد، امری فـطری است.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص40.]</ref> انسانی که با فطرت خود، خداوند را خوبی بی‌نهایت می‌داند و از طرف دیگر آگاه است که سرانجام او بازگشت به‌سوی همان خوبی بی‌نهایت است به‌طور طبیعی می‌پذیرد که برای رسیدن به او، به راهنما و برنامه‌ای مطمئن نیاز دارد.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص41.]</ref>  


== چگونگی باور به اصول دین ==
== چگونگی باور به اصول دین ==
آیا برای شناخت و باور به اصول دین باید یقین کامل و صد درصد داشته باشیم، یا همین‌که باور جدی و قوی داشته باشیم کافی است؟<ref>[https://journals.miu.ac.ir/article_1695_84e5c34795cd71075f7e567115cfa331.pdf کریم زاده و عارفی، «معرفت لازم در اصول عقاید»، 1394ش، ص7.]</ref>  جواب این است که در درجه اول، داشتن یقین کامل بهترین حالت است. اگر رسیدن به این یقین ممکن نباشد، داشتن اعتقاد قوی و مطمئن و مطابق با واقع لازم است.<ref>[https://journals.miu.ac.ir/article_1695_84e5c34795cd71075f7e567115cfa331.pdf کریم زاده و عارفی، «معرفت لازم در اصول عقاید»، 1394ش، ص23.]</ref>  
در دیدگاه برخی متکلمان، باور به اصول دین در حالت مطلوب بر پایه یقین کامل استوار است؛ بااین‌حال، اگر دستیابی به چنین یقینی ممکن نباشد، داشتن اعتقادی قوی و همراه با اطمینان که بر اساس دلیل شکل گرفته باشد، کفایت می‌کند.<ref>[https://journals.miu.ac.ir/article_1695_84e5c34795cd71075f7e567115cfa331.pdf کریم زاده و عارفی، «معرفت لازم در اصول عقاید»، 1394ش، ص23.]</ref> از این منظر، تقلیدِ صرف و بدون آگاهی پذیرفته نیست، اما رجوع به آموزه‌ها و توضیحات عالمان دینی، در صورتی که به اطمینان در باور بینجامد، برای بیشتر افراد قابل قبول دانسته می‌شود.<ref>[https://pke.journals.miu.ac.ir/article_9139_9cf5bda6b66ee4ec0d72a993a559b5f8.pdf زاهدی‌مقدم و فرهادی، «لزوم کسب علم اجتهادی یا کفایت علم تقلیدی در عقاید از منظر مذاهب کلامی»، 1403ش، ص128-129.]</ref>  


ازاین‌رو، مراد از تقلیدی که علما در باور به اصول دین جایز نمی‌دانند، پذیرفتن کورکورانه و بدون دلیل باورها است، بدون اینکه برای فرد یقین حاصل شود؛ اما اگر افراد از طریق تقلید، بتوانند به اطمینان برسند، این کافی است؛ به‌ویژه برای عموم مردم که اصول دین خود را از تعلیمات و بیانات علما فرامی‌گیرند.<ref>[https://pke.journals.miu.ac.ir/article_9139_9cf5bda6b66ee4ec0d72a993a559b5f8.pdf زاهدی‌مقدم و فرهادی، «لزوم کسب علم اجتهادی یا کفایت علم تقلیدی در عقاید از منظر مذاهب کلامی»، 1403ش، ص128-129.]</ref>  
== کارکردهای باور به اصول دین<ref group="دیدگاه">مواردی را که ذکر فرموید کارکرد دینداری و خود دین است. نه اصول دین. چگونه شما بین کارکردهای اصول دین و خود دین به عنوان یک نظام فکری و معرفتی تفکیک می کنید؟ در بحث کارکرد حتما مقاله خورشید دین هر گز غروب نمی کند شهید مطهری و کتاب جهان بینی اسلامی ایشان را ببینید. البته که در این زمینه کتابهایی زیادی نگارش شده است. از خود متن هم پیداست که موارد کارکردهای اصول دین نیست بلکه دینداری و کلیت ایمان است. یکی از دلایل هم این است که جامعه شناسان و روانشناسان دین همین کارکردها را برای مطلق دین ذکر کرده اند. حتی ادیات غیر توحیدی. ضمن اینکه بحث کارکردهای دین یک وادی وسیعی است که حق آن هم ادا نشده است. شاید به صلاح نباشد که شما وارد این بحث در این مقاله شوید. علاوه برآن کارکردها هم کاملا از منظر درون دینی شیعی بررسی شده است. در حالیکه این بحث از منظر جامعه شناسی، فلسفی، روان شناسی، مردم شناسی و غیره بحث شده ست. یک بحث برون دینی است. </ref> ==


== کارکردهای اجتماعی اصول دین ==
=== سلامت روانی ===
با صنعتی شدن جوامع و تغییر [[سبک زندگی]]، علاوه بر بیماری‌های جسمی، اختلالات روانی مانند خستگی، [[اضطراب]] و [[افسردگی]] افزایش یافته است. تحقیقات نشان می‌دهد که اعتقادات و باورهای دینی، میزان [[استرس]] و [[اختلالات روانی]] را کاهش می‌دهند و در کاهش [[انحرافات جنسی]] و افسردگی نقش دارند. پژوهشگران معتقدند که اعتقادات دینی با اثر بر ساختار زندگی، پاسخگوی پرسش‌های اصلی زندگی و معنابخش خواسته‌ها و استعدادهای افراد هستند.<ref>[https://iahj.ir/article-1-263-fa.pdf حسنوند، «بررسی نقش اعتقادات دینی بر سلامت روان و جسم: یک مطالعه موردی»، 1400 ش، ص93.]</ref>


=== پایداری جامعه ===
=== آرامش درونی ===
هر جامعه‌ای برای پویایی و دوام نیازمند ارزش‌های بی‌نهایت و پایدار است. اگر جامعه تنها به ارزش‌های کوتاه‌مدت و گذرا توجه کند، دلیل وجودی خود را از دست خواهد داد. علاوه بر این، ارزش‌های اجتماعی باید با قوانین طبیعت و انسان هماهنگ باشند و نیازهای مشروع همه افراد جامعه را برآورده کنند تا مردم به خوشبختی مطلوب برسند و نیازی به شکستن جامعه یا تشکیل جوامع جدید نداشته باشند.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/20110225125521-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%B4%20%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%D9%8A.pdf زاهد زاهدانی، «نگرش اجتماعی به اصول دین»، 1367ش، ص35.]</ref>  
بر اساس آیات قرآن، یاد خدا و اندیشیدن به بزرگی او<ref group="دیدگاه">یاد خدا و اندیشیدن در مورد او جزو اصول دین نیست. در حقیقت دینداری است</ref>، باعث آرامش قلب و روح انسان می‌شود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/583899/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86 نوابخش و پوریوسفی، «نقش دین و باورهای مذهبی بر سلامت روان»، 1385ش، ص87]؛ [https://wiki.ahlolbait.com/%D8%A2%DB%8C%D9%87_28_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%B1%D8%B9%D8%AF سوره رعد، آیه 28.]</ref> به گفته محققان ایمان و اعتماد<ref group="دیدگاه">ایمان و عتماد به خدا هر دو غیر از اصول دین است</ref> به خدا نه‌تنها به کاهش اضطراب و استرس کمک می‌کند، بلکه حس امنیت و اطمینان فرد را در مواجهه با چالش‌های زندگی افزایش می‌دهد.<ref>[https://iahj.ir/article-1-263-fa.pdf حسنوند، «بررسی نقش اعتقادات دینی بر سلامت روان و جسم: یک مطالعه موردی»، 1400 ش، ص93.]</ref>
 
=== خوش‌بینی و توکل<ref group="دیدگاه">ایجاد خوشبیینی و توکل</ref> ===
انسانِ مؤمن با تفسیر غایت‌مند آفرینش، جهان را هدف‌دار می‌بیند و زندگی خانوادگی را راهی برای رشد و رسیدن به سعادت می‌شمارد. این نگرش باعث می‌شود او به دنیا و قوانین حاکم بر آن با دیدی خوش‌بینانه بنگرد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2324992/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA?q=%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1%20%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C%20%D9%88%20%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87%20%D8%A8%D8%B1%20%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%20%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA%20%D9%88%20%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA&score=274877907000.0&rownumber=1 نهضت شهریاری، «تاثیر باورهای دینی و اعتقادی در خانواده بر اساس آیات و روایات»، 1401ش، ص186.]</ref> همچنین [[توکل]] و [[اعتماد]] به قدرت الهی، از عوامل بنیادین تعالی خانواده به‌شمار می‌آید و از طریق تقویت روحیه انسان در مواجهه با مشکلات، به انسجام و کارآمدی [[نظام خانواده]] یاری می‌رساند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2324992/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA?q=%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1%20%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C%20%D9%88%20%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87%20%D8%A8%D8%B1%20%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%20%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA%20%D9%88%20%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA&score=274877907000.0&rownumber=1 نهضت شهریاری، «تاثیر باورهای دینی و اعتقادی در خانواده بر اساس آیات و روایات»، 1401ش، ص187.]</ref>
 
=== امیدواری و رضایت ===
فرد با ایمان، به نتیجه تلاش‌های خود و کمک خداوند امیدوار است. او در بحران‌های زندگی دست یاری به‌سوی خداوند دراز می‌کند و این امید او را همواره به اهدافش می‌رساند. همچنین رضایت به مقدرات الهی از آثار ایمان به خداوند است و باعث می‌شود اعضای خانواده مشکلات را تکامل‌بخش بشمارند و با مدیریت نابسامانی‌ها، کارآمدی و [[استحکام خانواده]] را حفظ کنند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2324992/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA?q=%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1%20%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C%20%D9%88%20%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87%20%D8%A8%D8%B1%20%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%20%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA%20%D9%88%20%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA&score=274877907000.0&rownumber=1 نهضت شهریاری، «تاثیر باورهای دینی و اعتقادی در خانواده بر اساس آیات و روایات»، 1401ش، ص186-187.]</ref>
 
=== تقوا و کنترل خواسته‌ها ===
تحقیقات نشان می‌دهد ریشه اصلی خودمراقبتی و تقوا در رفتارهای فردی و اجتماعی انسان، باورها و اعتقادات اوست.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص70-71.]</ref> فردی که به تقوا آراسته شود، خود را از آلودگی‌ها و مخالفت با ارزش‌های الهی و انسانی دور نگه می‌دارد و راهی برای عبور از بن‌بست‌های زندگی فراهم می‌کند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2324992/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA?q=%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1%20%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C%20%D9%88%20%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87%20%D8%A8%D8%B1%20%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%20%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA%20%D9%88%20%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA&score=274877907000.0&rownumber=1 نهضت شهریاری، «تاثیر باورهای دینی و اعتقادی در خانواده بر اساس آیات و روایات»، 1401ش، ص188.]</ref>  


بر اساس اصل توحید، جامعه اسلامی باید در جهت نزدیکی به خداوند یعنی سرچشمه بی‌نهایت همه خوبی‌ها حرکت کند. ایمان به پیامبران الهی و پیروی از آن‌ها نیز، موجب وحدت در هنجارها و رفتارهای اجتماعی می‌شود. بررسی تاریخ جوامع نشان می‌دهد که حاکم شدن ارزش‌های غیرانسانی مانند طمعِ قدرت و پول بر جامعه، منجر به نابودی آن‌ها شده است، مانند نابودی قوم نوح و لوط.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/20110225125521-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%B4%20%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%D9%8A.pdf زاهد زاهدانی، «نگرش اجتماعی به اصول دین»، 1367ش، ص36-37.]</ref>
شناخت خداوند سبب می‌شود انسان هم به او محبت داشته باشد و هم از بزرگی او حساب ببرد؛ این احساس او را از انجام کارهای نادرست دور می‌کند.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص80.]</ref> اگر انسان به عدالت خداوند ایمان داشته باشد، مراقب حرف‌ها و کارهای خود خواهد بود تا به دیگران ظلم نکند و حق کسی را ضایع نسازد.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص85.]</ref> باور به معاد به انسان کمک می‌کند غرایز و تمایلات خود را کنترل کند و او را به فردی وظیفه‌شناس در جامعه تبدیل می‌کند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2324992/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA?q=%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1%20%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C%20%D9%88%20%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87%20%D8%A8%D8%B1%20%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%20%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA%20%D9%88%20%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA&score=274877907000.0&rownumber=1 نهضت شهریاری، «تاثیر باورهای دینی و اعتقادی در خانواده بر اساس آیات و روایات»، 1401ش، ص189.]</ref>  


=== تأثیر بر سبک زندگی ===
=== تأثیر بر سبک زندگی ===
جهان‌بینی هر انسان سبک زندگی او را مشخص می‌کند. هر مکتب فکری، بر اساس باورهای خود، نیازهای انسان را مشخص می‌کند. در دین اسلام، آغاز زندگی، مسیر آن و هدف نهایی انسان، با توجه به آموزه‌های دینی روشن شده است و زندگی اسلامی زمینه‌ساز بندگی خدا است.<ref>[https://ayenalavi.whc.ir/article_515_2cc8418cbd7189af003923924429a6fd.pdf مهدیه، «اصول اعتقادی اسلام و ضرورت آن در سایه نیازسنجی انسان در نهج‌البلاغه»، 1402ش، ص11.]</ref>  
جهان‌بینی هر انسان سبک زندگی او را مشخص می‌کند. هر مکتب فکری، بر اساس باورهای خود، نیازهای انسان را مشخص می‌کند. در اسلام، آغاز زندگی، مسیر آن و هدف نهایی انسان، با توجه به آموزه‌های دینی روشن شده است و زندگی اسلامی زمینه‌ساز [[بندگی خدا]] است.<ref>[https://ayenalavi.whc.ir/article_515_2cc8418cbd7189af003923924429a6fd.pdf مهدیه، «اصول اعتقادی اسلام و ضرورت آن در سایه نیازسنجی انسان در نهج‌البلاغه»، 1402ش، ص11.]</ref>
 
=== پایداری جامعه ===
هر جامعه‌ای برای پویایی و دوام نیازمند ارزش‌های بی‌نهایت و پایدار است. اگر جامعه تنها به ارزش‌های کوتاه‌مدت و گذرا توجه کند، دلیل وجودی خود را از دست خواهد داد. علاوه بر این، ارزش‌های اجتماعی باید با قوانین طبیعت و انسان هماهنگ باشند و نیازهای مشروع همه افراد جامعه را برآورده کنند تا مردم به خوشبختی مطلوب برسند و نیازی به شکستن جامعه یا تشکیل جوامع جدید نداشته باشند.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/20110225125521-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%B4%20%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%D9%8A.pdf زاهد زاهدانی، «نگرش اجتماعی به اصول دین»، 1367ش، ص35.]</ref> بر اساس اصل توحید، [[جامعه اسلامی]] باید در جهت نزدیکی به خداوند یعنی سرچشمه بی‌نهایت همه خوبی‌ها حرکت کند. ایمان به پیامبران الهی و پیروی از آن‌ها نیز، موجب وحدت در هنجارها و رفتارهای اجتماعی می‌شود. بررسی تاریخ جوامع نشان می‌دهد که حاکم شدن ارزش‌های غیرانسانی مانند طمعِ [[قدرت]] و [[پول]] بر جامعه، منجر به نابودی آن‌ها شده است، مانند نابودی قوم نوح و لوط.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/20110225125521-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%B4%20%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%D9%8A.pdf زاهد زاهدانی، «نگرش اجتماعی به اصول دین»، 1367ش، ص36-37.]</ref>
 
=== پیشگیری از فتنه‌ها ===
یکی از عوامل اصلی ایجاد فتنه‌ها، ضعف نگرشی و معرفتی و ناآگاهی از اصول و ارزش‌هاست. بسیاری از افرادی که در فتنه‌ها گرفتار می‌شوند، از نظر اعتقادی در سطح پایینی قرار دارند و در برابر فتنه‌ها و آزمایش‌ها مغلوب شده و دچار سستی در باورهای خود می‌شوند. ازاین‌رو، ضعف اعتقادی زمینه انحراف از مسیر الهی را فراهم می‌کند؛ درحالی‌که اگر باورها بر پایه‌های درست و استوار بنا شده باشد، احتمال تزلزل در فتنه‌ها کاهش می‌یابد.<ref>[https://rjqk.atu.ac.ir/article_1032_64f39b5f588024d4c392d08602261bf3.pdf حاجی خانی و بیدسرخی، «راهکارهای مبارزه با فتنه های اجتماعی با تکیه بر آیات و روایات»، 1392ش، ص111-112.]</ref> بنابراین، تقویت اعتقادات بر پایه آموزه‌های قرآن و عترت به‌عنوان راهکاری بلندمدت برای مقابله با فتنه‌ها و عوامل شکل‌گیری آن‌ها ضروری است و در کنار تقویت [[اخلاق]] و [[معنویت]]، نقش مؤثری در پیشگیری از فتنه‌ها ایفا می‌کند.<ref>[https://rjqk.atu.ac.ir/article_1032_64f39b5f588024d4c392d08602261bf3.pdf حاجی خانی و بیدسرخی، «راهکارهای مبارزه با فتنه های اجتماعی با تکیه بر آیات و روایات»، 1392ش، ص113.]</ref>


=== پیشگیری از انحراف ===
=== تمدن‌سازی و سازندگی ===
ریشه اصلی حالت خود مراقبتی و تقوا در رفتارهای فردی و اجتماعی انسان، باورها و اعتقادات اوست.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص70-71.]</ref> وقتی انسان خداوند را دوست دارد، سعی می‌کند کارهای خود را طوری انجام دهد که خدا از او راضی باشد. شناخت خداوند باعث می‌شود انسان هم به او محبت داشته باشد و هم از بزرگی و عظمت او حساب ببرد. این احساس باعث می‌شود انسان کمتر به وسوسه‌های شیطان گوش دهد و از انجام کارهای نادرست دوری کند.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص80.]</ref>  
سازندگی اجتماع و تمدن توحیدی، تکلیفی است برآمده از ایمان به توحید که روابط و مناسبات اجتماعی را دگرگون می‌کند. ازاین‌رو، قوانین، نظم اجتماعی، سنت‌ها و [[آداب]] نیز در امتداد توحید یا شرک قرار می‌گیرند و اطاعت از آن‌ها می‌تواند اطاعت از خدا یا طاغوت باشد. در این نگاه، صفات الهی نیز دارای امتداد عینی و خارجی‌اند؛ بر پایه اعتقاد به [[عدل الهی]]، توازن در سراسر هستی برقرار است و این توازن باید در نظام اجتماعی انسان نیز تحقق یابد.<ref>[https://ksiu.nahad.ir/article_787_9f93299bebd986e6a4b787d849453503.pdf همتی و قمی، «شاخصه های تمدن ساز در اصول اعتقادی از منظر آیت الله خامنه ای»، 1398ش، ص676-677.]</ref> از طرف دیگر، در اعتقاد به معاد و نتایج اعمال، باید نگاه متعادلی داشت؛ زیرا معطوف کردن تمام تلاش جامعه تنها به آبادانی مادی و غفلت از معنویت، انحراف است، و در نظر نگرفتن نیازهای مادی مردم نیز نوعی انحراف دیگر محسوب می‌شود.<ref>[https://ksiu.nahad.ir/article_787_9f93299bebd986e6a4b787d849453503.pdf همتی و قمی، «شاخصه های تمدن ساز در اصول اعتقادی از منظر آیت الله خامنه ای»، 1398ش، ص679.]</ref>


اگر انسان به عدالت خداوند ایمان داشته باشد، مراقب حرف‌ها و کارهای خود خواهد بود تا به دیگران ظلم نکند و حق کسی را ضایع نسازد.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص85.]</ref> همچنین یاد آخرت و روز قیامت، انسان را از انجام رفتارهای نامناسب بازمی‌دارد.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص87.]</ref> به‌علاوه باور به معاد به زندگی انسان معنا می‌دهد، او را امیدوار می‌کند و اجازه نمی‌دهد احساس پوچی و بی‌هدفی بر او غلبه کند.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص88.]</ref>
== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
{{پانویس پیش‌نویس}}
== منابع ==
== منابع ==
{{آغاز منابع}}
{{آغاز منابع}}
* توران، امداد، «ساختار عقاید اسلامی در کلام امامیه»، شیعه شناسی، شماره 44، زمستان 1392ش.
* قرآن کریم.
* توران، امداد، «ساختار عقاید اسلامی در کلام امامیه»، شیعه‌شناسی، شماره 44، زمستان 1392ش.
* توران، امداد و شیخی زازرانی، داود، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، پژوهشنامه کلام، شماره 1، پاییز و زمستان 1393ش.
* توران، امداد و شیخی زازرانی، داود، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، پژوهشنامه کلام، شماره 1، پاییز و زمستان 1393ش.
* دیوانی، ﺍﻣﯿﺮ، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، پژوهش‌های اصولی، شماره 21، ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ 1393ش.
* حاجی خانی، علی و بیدسرخی، علی، «راهکارهای مبارزه با فتنه‌های اجتماعی با تکیه بر آیات و روایات»، پژوهش‌نامه معارف قرآنی، شماره 15، زمستان 1392ش.
* زاهدی‌ مقدم، محمد و فرهادی، وحید، «لزوم کسب علم اجتهادی یا کفایت علم تقلیدی در عقاید از منظر مذاهب کلامی»، پژوهشنامه کلام، شماره 20، بهار و تابستان 1403ش.
* حسنوند، امین، «بررسی نقش اعتقادات دینی بر سلامت روان و جسم: یک مطالعه موردی»، اسلام و سلامت، شماره 2، پاییز و زمستان 1400ش.
* حسینی کوهساری، محمدکاظم و فروتن، علی‌اصغر، «بررسی تطبیقی آموزه‌های اعتقادی ادیان ابراهیمی»، پاسخ به شبهات دینی، شماره 30، تابستان 1402ش.
* دیوانی، امیر، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، پژوهش‌های اصولی، شماره 21، تابستان 1393ش.
* رضوی، رسول، «قاعده نفی تقلید در اصول دین»، کلام اسلامی، شماره 50، تابستان 1383ش.
* زاهد زاهدانی، سید سعید، «نگرش اجتماعی به اصول دین»، علوم اجتماعی و انسانی، شماره 7، پاییز 1367ش.
* زاهد زاهدانی، سید سعید، «نگرش اجتماعی به اصول دین»، علوم اجتماعی و انسانی، شماره 7، پاییز 1367ش.
* سبحانی، جعفر، «منشور عقاید امامیه»، قم: موسسه امام صادق (ع)، زمستان 1376ش.
* زاهدی‌مقدم، محمد و فرهادی، وحید، «لزوم کسب علم اجتهادی یا کفایت علم تقلیدی در عقاید از منظر مذاهب کلامی»، پژوهشنامه کلام، شماره 20، بهار و تابستان 1403ش.
* سبحانی، روح اله و الهی منش، محمدرضا، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه‌های نهج‌البلاغه»، پژوهش‌های حفاظتی و امنیتی، شماره 15، پاییز 1394ش.
* سبحانی، جعفر، «منشور عقاید امامیه»، قم: مؤسسه امام صادق (ع)، زمستان 1376ش.
* سبحانی، روح‌اله و الهی‌منش، محمدرضا، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه‌های نهج‌البلاغه»، پژوهش‌های حفاظتی و امنیتی، شماره 15، پاییز 1394ش.
* صادقی فدکی، سید جعفر، «وحدت شرایع الهی در اصول و فروع»، مطالعات تطبیقی مذاهب فقهی، شماره 2، اسفند 1400ش.
* صادقی فدکی، سید جعفر، «وحدت شرایع الهی در اصول و فروع»، مطالعات تطبیقی مذاهب فقهی، شماره 2، اسفند 1400ش.
* عبودیت، عبدالرسول و مصباح، مجتبی، «مبانی اندیشه اسلامی 2؛ خداشناسی»، قم: انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، تابستان 1398ش.
* عبودیت، عبدالرسول و مصباح، مجتبی، «مبانی اندیشه اسلامی 2؛ خداشناسی»، قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، تابستان 1398ش.
* فلاح یخدانی، زکیه، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، معرفت، شماره 299، آبان 1401ش.
* فلاح یخدانی، زکیه، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، معرفت، شماره 299، آبان 1401ش.
* کریم زاده، رحمت‌الله و عارفی، محمد اسحاق، «معرفت لازم در اصول عقاید»، پژوهشـنامه کلام، شماره 3، پاییز و زمستان 1394ش.
* فروهی، ناصر و دیگران، «سیر تطور اصول دین در مکاتب اهل سنت»، پژوهش‌های اعتقادی کلامی، شماره 27، پاییز 1396ش.
* مصباح یزدی، محمدتقی، «آموزش عقايد»، ناشر: شركت چاپ و نشر بین‌الملل سازمان تبليغات اسلامى، بهار 1384ش.
* فیضی‌زاده، اباصلت، «توحید از دیدگاه مذاهب اسلامی»، مطالعات تطبیقی مذاهب اسلامی، شماره 14، زمستان 1395ش.
* قدردان قراملکی، محمدحسن، «نظریه جدا انگاری امانت از اصول دین»، نامه مفید، شماره 14، تابستان 1377ش.
* کلینی، یعقوب، الکافی، مصحح: غفاری، علی‌اکبر و آخوندی، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیة، 1407ق.
* کریم‌زاده، رحمت‌الله و عارفی، محمداسحاق، «معرفت لازم در اصول عقاید»، پژوهش‌نامه کلام، شماره 3، پاییز و زمستان 1394ش.
* محمدی، سیف‌الدین، «اصول دین: بررسی تعریف و مصادیق آن از دیدگاه متکلمان»، تحقیقات اسلامی، شماره 1 و 2، بهار و تابستان 1373ش.
* محمدی ری‌شهری، محمد، «دانشنامه عقاید اسلامی»، قم: مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، 1391ش.
* مصباح یزدی، محمدتقی، «آموزش عقاید»، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل سازمان تبلیغات اسلامی، بهار 1384ش.
* مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ناشر: صدرا، 1389ش.
* مکارم شیرازی، ناصر، «اعتقاد ما»، قم: نسل جوان، 1376ش.
* مهدیه، سمیه، «اصول اعتقادی اسلام و ضرورت آن در سایه نیازسنجی انسان در نهج‌البلاغه»، آیین علوی، شماره 12، اسفند 1402ش.
* مهدیه، سمیه، «اصول اعتقادی اسلام و ضرورت آن در سایه نیازسنجی انسان در نهج‌البلاغه»، آیین علوی، شماره 12، اسفند 1402ش.
* رضوی، رسول، «قاعده نفی تقلید در اصول دین»، کلام اسلامی، شماره 50، تابستان 1383ش.
* موسوی اصفهانی، سید رضا و نصیری، محمدحسین، «اصل‌انگاری آموزه امامت از دیدگاه قرآن کریم»، امامت‌پژوهی، شماره 30، پاییز و زمستان 1400ش.
* نهضت شهریاری، زینب، «تأثیر باورهای دینی و اعتقادی در خانواده بر اساس آیات و روایات»، پژوهش‌نامه نوین فقهی حقوقی زنان و خانواده، شماره 9، تابستان 1401ش.
* نوا‌بخش، مهرداد و پوریوسفی، حمید، «نقش دین و باورهای مذهبی بر سلامت روان»، پژوهش دینی، شماره 14، زمستان 1385ش.
* همتی، حیدر و قمی، محسن، «شاخصه‌های تمدن‌ساز در اصول اعتقادی از منظر آیت‌الله خامنه‌ای»، فصلنامه مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی، شماره 4، زمستان 1398ش.
* واعظ، بتول و کاردل ایلواری، رقیه، «تبیین تطبیقی مبانی نظری، شرعی و اخلاقی اسلام، یهودیت و مسیحیت»، پژوهش‌نامه معارف قرآنی، شماره 9، تابستان 1391ش.
* وکیلی، علی و اترک، حسین، «بررسی سیر تطور اصول دین در کلام معتزله با تکیه بر معناشناسی اصطلاح اصول دین»، کلام‌پژوهی، شماره 3، بهار و تابستان 1402ش.
 
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}

نسخهٔ کنونی تا ۸ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۳۸

چیستی اصول دین

چیستی دین

تعاریف اندیشمندان از دین بسیار متنوع و در قالب‌های مختلفی تقسیم پذیرند. به گفته محققان تعاریف برخاسته از نگاه غربی، با ویژگی‌هایی چون خاستگاه برون دینی، عدم جامعیت و بی‌توجهی به حقانیت دین شناخته می‌شوند. از این رو برخی متفکران غربی، عنصر مشترک ادیان را «آگاهی از امر متعالی» می‌دانند؛ مفهومی که می تواند بر خدا یا اموری مانند برهمن در هندوئیسم، نیروانا در بودیسم و تائو در تائویسم تطبیق یابد.

در مقابل، برخی اندیشمندان مسلمان، دین را با رویکردی درون‌دینی و مبتنی بر دین حق تعریف می‌کنند و بر جامعیت آن تأکید دارند؛ چنانکه دین را مجموعه معارف نظری و عملی قدسی می‌دانند و آن را شامل عقاید، اخلاق و قوانین الهی برای هدایت بشر معرفی می‌کنند. بر اساس این نگاه هر دینواره‌ای که دارای بنیاد آسمانی نباشد مانند بودیسم، کنفوسیونیسم و هندوئیسم از دایره دین خارج‌ است.[۱] برخی نیز در تعریفی عام، دین را همان سنت اجتماعی[۲] و راه و رسم زندگی دانسته‌اند،[۳] چه برخاسته از وحی باشد و چه مبتنی بر قراردادهای بشری.[۴] در این نگاه، دین مفهومی فراگیر است که سنت‌های اجتماعی مختلف در قالب ادیان توحیدی، الحادی و شرک‌آمیز را دربرمی‌گیرد.[۵] از این‌رو، پژوهشگران در یک نگاه کلی دین را مجموعه‌ای از عقاید، اخلاق و قوانین برای اداره جامعه و پرورش انسان‌ها می‌دانند؛ خواه این مجموعه حق باشد یا باطل.[۶] بر این اساس عنصر مشترک ادیان مجموعه‌ای از بایدها و نبایدهای رفتاری است که به نوعی جهان‌بینی استوار است.[۷]

مفهوم «اصل» در دین

لغت‌شناسان برای واژه «اصل» معانی گوناگونی همچون قاعده، ریشه، پایه و زیرساخت برشمرده‌اند.[۸] این معانی همگی به یک حقیقت بازمی‌گردند: آنچه شیء بر آن بنا می‌شود.[۹] بر این اساس، «اصل» امری ثابتی است که امر دیگر بر آن تکیه دارد و وجودش به آن مستند است.[۱۰] به باور پژوهشگران «زیرساخت» به معنای شالوده و اساس امور و پدیده‌هاست و مقصود از آن در مباحث نظری، مجموعه مبانی و پیش‌فرض‌های بنیادین است.[۱۱] این پیش‌فرض‌ها که دانسته‌های دینی بر آن‌ها استوار است یا بدیهی‌اند یا باید اثبات شوند؛ در غیر این صورت، ارزش علمی نخواهند داشت.[۱۲]

تعریف اصول دین

اندیشمندان، «اصول دین» را پایه‌های اساسی و بنیان دین می‌دانند؛[۱۳] به‌طوری که سایر بخش‌های دین بر این پایه‌ها استوار هستند.[۱۴] از این‌رو، «اصول دین» در عام‌ترین معنای دین به‌مثابه اصول راه و رسم زندگی، مفهومی فراگیر دارد و همه ادیان، اعم از الهی و غیرالهی را دربرمی‌گیرد؛ اما در معنای خاص، ناظر به اصول ادیان الهی است و تنها همان‌ها را شامل می‌شود.[۱۵]

به باور متفكّران اسلامى هر دین و مکتبی از دو بخش تشکیل می‌شود: جهان‌بینی و ایدئولوژی. جهان‌بینی، زیرساخت و تکیه‌گاه فکری هر مکتب است و همه دین‌ها، آیین‌ها و مکتب‌های اجتماعی بر نوعی جهان‌بینی استوارند. بایدها و نبایدها و مسئولیت‌هایی که هر مکتب مطرح می‌کند، نتیجهٔ طبیعی و ضروری همان جهان‌بینی است که ارائه می‌دهد.[۱۶]

بر این اساس، جهان‌بینی با «علم عقاید» ارتباطی نزدیک، اساسی و جدایی‌ناپذیر دارد؛ اما همه اعتقادات جزئی و تفصیلی را دربرنمی‌گیرد. ازاین‌رو، گستره مسائل جهان‌بینی نسبت به گستره مسائل علم عقاید محدودتر است. اعتقادات، زمانی که به صورت بینش‌هایی کلی، منسجم و هماهنگ درباره عالم هستی تنظیم می‌شوند، در سه محور بنیادی دسته‌بندی می‌گردند: هستی‌شناسی، انسان‌شناسی و راه‌شناسی. این سه محور، اصول و ارکان اصلی جهان‌بینی را تشکیل می‌دهند و چارچوب کلی آن را سامان می‌بخشند.[۱۷]

از این رو اندیشمندان مسلمان بر این باوراند که هر دينى ست كم از دو بخش، تشكيل مى‌گردد: 1 عقيده يا عقايدى كه حكم پايه و اساس و ريشه آن را دارد. 2 دستورات عملى كه متناسب با آن پايه يا پايه هاى عقيدتى و برخاسته از آنها باشد.

بنابراين، كاملا بجاست كه بخش عقايد در هر دينى «اصول»، و بخش احكام عملى «فروع» آن دين ناميده شود چنانكه دانشمندان اسلامى، اين دو اصطلاح را در مورد عقايد و احكام اسلامى بكار برده اند. از این رو

بخش عقايد در هر دينى «اصول»، و بخش احكام عملى «فروع» آن دين ناميده شود عقاید مصباح

دين را به دو بخش اصول و فروع دين يا نظام هست ها و نظام بايدها منشعب ساخته اند کلام جدید خسروپناه

بنابراین جهان بینی با «علم عقائد ارتباط تنگاتنگی دارد اما جهان بینی شامل اعتقادات جزئی نمیشود لذا دائره مسائل جهان بینی تنگتر از دائره مسائل علم عقائد است اعتقادات بینشهای کلی و هماهنگ در باره عالم هستی در سه محور هستی شناسی انسان شناسی و راه شناسی خلاصه میشوند که اصول جهان بینی را تشکیل میدهند

برخی متفکران مسلمان، اصطلاح «اصول دین» را مفهومی شکل‌گرفته در آثار متکلمان اسلامی می‌دانند که در قرآن، روایات و منابع نخستین به کار نرفته است؛[۱۸] هرچند زمان دقیق آن روشن نیست؛[۱۹] در مقابل، گروهی دیگر تعبیر «دعائم الإسلام» (پایه‌های اسلام) در روایات و منابع دینی را ناظر به جایگاه بنیادین برخی آموزه‌ها دانسته و آن را همسو با همین معنا تفسیر می‌کنند.[۲۰]


تحقیقات نشان می‌دهد که این اصطلاح در کاربردهای گوناگون، به‌صورت مترادف با «علم کلام»، «منابع معرفت دینی»، «امور اعتقادی» و نیز «احکام عملی، اخلاقی و فقهی» به کار رفته است.[۲۱]

اما رایج‌ترین کاربرد آن به بخش اعتقادی دین مربوط می‌شود؛[۲۱] چراکه این دسته از باورها، جهان‌بینی هر دین را شکل می‌دهند[۲۲] و مبنای اخلاق و احکام دینی به شمار می‌روند.[۲۳] ازاین‌رو، ایدئولوژی دینی برگرفته از همین جهان‌بینی الهی دانسته می‌شود.[۲۴] در این تعریف، اصول دین یا اصول عقاید در مقابل فروع اعتقادی مانند قضا و قدر، فروع فقهی مانند نماز و روزه و اصول مذهب شیعه مانند عدالت و امامت قرار می‌گیرند [۲۵] و کسی که این باورها را با قلب قبول کند، دین‌دار است.[۲۶]

نقد و بررسى تعاريف علوم انسانى از دين دين روان شناسان و جامعه شناسان عمدتاً به مطالعه ى رفتارهاى فردى و اجتماعى متديّنان به جاى پژوهش در باره ماهیت دين پرداخته اند; در حالى كه رفتار دين داران الزاماً بر گرفته از دين نخواهد بود; بنا بر اين در اين كه مطالعه ى رفتار دين داران و نهادها و سازمان هاى دينى، موضوع پژوهش در علوم اجتماعى است، ترديدى وجود ندارد و ليكن نمى توان از اين طريق به چيستى و ماهيت دين پى برد.


از این رو اصول دین در عام ترین گستره مفهومی دین یعنی اصول زندگی و شامل همه ادیان ادیان الهی و غیر الهی میشود و در معنای خاص یعنی اصول دین الهی و شامل همه ادیان الهی میشود. به باور متفكّران اسلامى،

گونه‌شناسی اصول دین

اصول اعتقادی

اصول اخلاقی

اصول فقهی و حقوقی

ویژگی‌های اصول دین

خاستگاه و معیار اصول دین

فطری بودن اصول دین

جهان شمول بودن اصول دین

ثابت بودن اصول دین

اصول دین در ادیان مختلف

اصول دین در ادیان غیرالهی

اصول دین در ادیان الهی

اصول دین در ادیان ابراهیمی

اصول دین در ادیان غیرابراهیمی

اصول دین در مذاهب اسلامی

نمودهای اجتماعی باور به اصول دین

اصول دین؛ پایه‌های اعتقادی دین.[دیدگاه ۱]

اصول دین، پایه‌ها و بنیان‌های اعتقادی دین هستند که سایر آموزه‌های دینی بر آن‌ها استوارند و در ادیان ابراهیمی مانند اسلام، مسیحیت و یهودیت مشترک‌اند. این اصول پاسخ‌گوی پرسش‌های بنیادین انسان درباره مبدأ، مقصد و مسیر زندگی هستند و نقش مهمی در شکل‌گیری جهان‌بینی دینی دارند. این اصول شامل توحید، نبوت و معاد است و در مذهب تشیع، عدل و امامت نیز به آن‌ها افزوده می‌شود. این اصول، ریشه در فطرت انسان است و با گرایش درونی او به حقیقت، نیکی و جاودانگی پیوند خورده‌اند. باور به این اصول زندگی را معنا می‌بخشد، موجب ارتقای سلامت روانی، آرامش درونی، امیدواری، تقوا و پایبندی به ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی می‌شود و زمینه‌ساز پایداری جامعه و سازندگی تمدنی است.

تعریف اصول دین

اصول دین، پايه‌هایی هستند كه اساس و بنيادِ دین را تشكيل مى‌دهند؛[۱۳] به‌طوری‌که سایر قسمت‌های دین بر آن پایه‌ها تکیه دارند.[۱۴] به‌گفتهٔ محققان، اصطلاح اصول دین در معنای خاص خود به باورهای بنیادین اسلام اشاره دارد و در معنای گسترده‌تر، شامل مبانی مشترک ادیان ابراهیمی می‌شود[دیدگاه ۲]. در تعریف دیگری، به معنای اصول زندگی است که به ادیان الهی و غیرالهی توجه دارد. گاهی نیز منظور از اصول دین، اصول یک مذهب خاص است.[۲۷] این اصطلاح همچنین در معانی مختلفی مانند علم کلام، منابع معرفت دین یا امور اعتقادی و عملی به‌کاررفته است، اما رایج‌ترین کاربرد آن به بخش اعتقادی دین مربوط می‌شود؛[۲۱] چراکه این دسته از باورها، جهان‌بینی هر دین را شکل می‌دهند[۲۲] و مبنای اخلاق و احکام دینی به شمار می‌روند.[۲۳] ازاین‌رو، ایدئولوژی دینی برگرفته از همین جهان‌بینی الهی دانسته می‌شود.[۲۴] در این تعریف، اصول دین یا اصول عقاید در مقابل فروع اعتقادی مانند قضا و قدر، فروع فقهی مانند نماز و روزه و اصول مذهب شیعه مانند عدالت و امامت قرار می‌گیرند [۲۵] و کسی که این باورها را با قلب قبول کند، دین‌دار است.[۲۶]

برخی دین‌پژوهان معاصر اصول دین را مفهومی قراردادی می‌دانند و معتقدند این تعبیر نه از سوی امامان مطرح شده[۲۸] و نه در قرآن آمده، بلکه بعدها در آثار متکلمان اسلامی شکل گرفته است،[۲۹] هرچند زمان دقیق آن روشن نیست.[۱۹] اما برخی دیگر تعبیر دعائم الإسلام (پایه‌های اسلام) در روایات و منابع دینی را ناظر به جایگاه بنیادین برخی آموزه‌ها می‌دانند.[۲۰]

خاستگاه و معیار اصول دین

اندیشمندان حوزه کلام و فلسفه بر این باورند که اصول دین در واقع پاسخ‌هایی‌اند به سه پرسش بنیادین انسان: اینکه مبدأ هستی چیست؟ پایان زندگی چگونه است؟ و از چه راهی می‌توان بهترین برنامه زيستن را شناخت؟[۳۰] ازاین‌رو، همه ادیان توحیدی در سه اصل توحید، معاد و نبوت مشترک‌اند؛ بااین‌حال، تفاوت در تفسیر این اصول موجب پیدایش ادیان و مذاهب مختلف شده است؛ برای مثال، اختلاف درباره نبوت و کتاب آسمانی یهودیت، مسیحیت و اسلام را از یکدیگر متمایز می‌کند و اختلاف درباره جانشینی پیامبر، باعث شکل‌گیری شاخه‌های شیعه و اهل سنت شده است.[۳۱]

بر اساس برخی تحقیقات، معیار روشنی برای تعیین اصول دین وجود ندارد و اهمیت ویژه برخی مسائل باعث شده این اصطلاح برای آن‌ها به کار رود.[۳۲] بااین‌حال، برخی مطالعات ویژگی‌هایی برای شناسایی اصول دین ارائه کرده‌اند که شامل ویژگی‌های زیر است:

  • موضوع باید از اصول اساسی دین باشد و پایداری دین به آن وابسته باشد؛
  • موضوع باید مربوط به اعتقاد قلبی باشد و نه صرف عمل یا تقلید؛
  • عدم باور به آن به‌عنوان انکار دین (کفر) تلقی شود؛[۳۳]
  • فعل الهی و کلامی بودن مسئله، ماهیت عقلی داشتن، ارتباط مستقیم با ایمان و شرط صحت عبادت بودن نیز از دیگر ویژگی‌هایی است که برای این اصول برشمرده‌‌اند.[۳۴]

اصول دین در ادیان ابراهیمی

اسلام، مسیحیت و یهودیت که به پیامبران الهی نسبت داده می‌شوند در باورهای خود شباهت‌های بسیاری با یکدیگر دارند و همین باورهای مشترک، از مهم‌ترین تفاوت‌های ادیان آسمانی با ادیان غیرآسمانی است.[۳۵] این ادیان در سه اصل توحيد و نبوت و معاد با هم مشترک‌اند[۳۶] و این اصول اساسی‌ترین عقاید آنان محسوب می‌شوند[دیدگاه ۳].[۳۷]

بر اساس مطالعات تطبیقی، گرچه همه ادیان الهی اعتقاد به توحید دارند، اما در تفسیر آن با یکدیگر تفاوت دارند.[۳۸] توحيد در اسلام بر بسیط بودن و بی‌همتایی خداوند تأکید دارد. در مقابل، توحید در مسیحیت برای خداوند شریک قائل می‌شود و توحید در یهودیت برای او مجانس و مشابه در نظر می‌گیرد. قرآن کریم خداوند را به‌صورتی توصیف می‌کند که بسیط است، در همه جا وجود دارد، محدود به زمان و مکان نیست و هیچ شریک و همتایی نیز ندارد.[۳۹] اما در مسیحیت، توحید به‌صورت عددی و با اعتقاد به سه شخصیت برای خداوند تفسیر می‌شود، درحالی‌که قرآن‌ کریم بر توحید خداوند به معنای وجودی بی‌نظیر و یگانه تأکید کرده و دیدگاه مسیحیت را مبنی بر تثلیث رد می‌کند.[۴۰] در مقابل، خدای یهودیان (یهوه) اگرچه واحد است، اما با صفات و رفتارهای انسانی مانند داشتن گیسو و لباس، راه رفتن به شیوه انسان و کشتی گرفتن با انسان توصیف می‌شود، درحالی‌که قرآن هرگونه همانندی را از ساحت خداوند نفی می‌کند.[۴۱]

اسلام، مسيحيت و يهوديت به اصل نبوت معتقدنـد، امـا در فـروع آن با هم اختلاف دارند.[۴۲] نبوت از دیدگاه اندیشمندان مسلمان، یعنی خداوند پیامبرانی معصوم[دیدگاه ۶] را برای هدایت بشر فرستاده است[۴۳] و از میان آنان پنج تن، اولواالعزم هستند؛ یعنی دارای شریعت و کتاب آسمانی و آیین جدید بوده‌اند که آخرین آنان حضرت محمد است.[۴۴] اما نبوت در یهودیت به معنای پیشگویی است و افرادی مانند اشعیا و ارمیا به‌عنوان نبی یا پیشگو شناخته می‌شوند[دیدگاه ۷]. این پیامبران در متون مقدس یهودی انسان‌هایی دروغگو با رفتارهای ناشایست توصیف شده‌اند. همچنین یهودیان معتقدند وحی الهی حدود چهار سده پیش از میلاد متوقف شده و پس از ظهور منجی دوباره جریان خواهد یافت.[۴۵] مفهوم نبوت در مسیحیت تفاوت چندانی با یهودیت ندارد، با این تفاوت که مسیحیان وحی را تجلی خداوند در وجود حضرت عیسی می‌دانند.[۴۶]

بررسی‌های تطبیقی نشان می‌دهد که اسلام، مسیحیت و یهودیت در باور به معاد مشترکند، اما در جزئیات آن تفاوت‌هایی دارند.[۴۷] در اسلام، اعتقاد بر این است که همۀ انسان‌ها در روز قیامت محاسبه می‌شوند و نیکان به بهشت و گناهکاران به دوزخ می‌روند و این جهان تنها گذرگاهی به‌سوی حیات ابدی است.[۴۸] اما در یهودیت، هرچند بهشت و دوزخ پذیرفته شده‌اند، ولی مفهوم آخرت بیشتر بر پیامدهای دنیوی متمرکز است و واژه جهنم ریشه در مکانی تاریخی در نزدیکی اورشلیم دارد. مسیحیان نیز به معاد و رستاخیز پس از مرگ باور دارند، با این تفاوت که بر اساس آموزه‌هایشان، ورود به بهشت مشروط به ایمان به پسر خدا بودن حضرت عیسی است.[۴۹]

اصول دین در مذاهب اسلامی

بیشتر مذاهب اسلامی اصول دین را به سه اصل توحید، نبوت و معاد محدود می‌دانند؛[۵۰] بااین‌حال دلیلی برای انحصار اصول در این سه مورد وجود ندارد.[۵۱] ازاین‌رو برخی مذاهب اسلامی اصول دیگری نیز افزوده‌اند؛ مانند معتزله که عدل، وعده و وعید (پاداش و کیفر اخروی) و امر به معروف و نهی از منکر را نیز از اصول دین می‌شمارند.[۵۲] در مقابل، اشاعره تنها توحید و نبوت را جزء اصول دین می‌دانند[دیدگاه ۹].[۵۳]

گرچه عالمان شیعه برای دسته‌بندی عقاید اسلامی، روش‌های مختلفی ارائه کرده‌اند،[۵۴] اما دیدگاه پنج‌گانه با تفکیک اصول سه‌گانهٔ اسلام (توحید، نبوت و معاد) و اصول دوگانهٔ ایمان (عدل و امامت) رایج‌تر است.[۵۵] بر اساس این دیدگاه، اصول دین معیار اسلام و کفر هستند؛ کسی که به آن‌ها ایمان دارد، مسلمان است و کسی که آن‌ها را انکار کند، کافر محسوب می‌شود؛ درحالی‌که عدل و امامت اصول مذهب تشیع‌اند[دیدگاه ۱۰] و کسی که آن‌ها را نپذیرد، همچنان مسلمان است، اما شیعه نیست.[۵۶]

از منظر متفکران شیعی، توحید در ذات، صفات و افعال خداوند به کار می‌رود. توحید ذاتی به معنای یکتایی و مرکب نبودن ذات الهی؛ توحید صفاتی به معنای عینیت صفات (مانند علم و قدرت) با ذات او و توحید افعالی به معنای انتساب همه رویدادها به اراده الهی است.[۵۷] در مقابل، دو مکتب کلامی اشاعره و معتزله دراین‌باره تقابل دارند. اشاعره با تأکید بر توحید افعالی، صفات الهی را زائد بر ذات می‌دانند و معتقدند همه امور تنها به خواست خدا تحقق می‌یابد که این باور به جبر در افعال انسان می‌انجامد. اما معتزله با دفاع از عینیت صفات و ذات، توحید افعالی را به شکل مورد نظر اشاعره رد کرده و به اختیار انسان باور دارند[دیدگاه ۱۱].[۵۸]

در مسئله عدل نیز شیعیان و معتزله آن را از اصول اعتقادی می‌دانند، درحالی‌که اشاعره به‌عنوان اکثریت اهل‌سنت، آن را انکار می‌کنند.[۵۹] معتزله برخی کارها را ذاتاً عادلانه یا ظالمانه می‌دانند و خدا را از انجام ظلم منزه می‌شمارند، اما اشاعره عدل را تابع خواست خدا تعریف کرده و حتی عذاب نیکوکار را نیز از سوی خدا جایز می‌دانند.[۶۰] در موضوع امامت نیز بسیاری از اهل سنت آن را از فروع فقهی می‌دانند، اما شیعیان و برخی از اهل سنت آن را از اصول دین به شمار می‌آورند[دیدگاه ۱۲].[۶۱] امامت در اندیشه شیعی به معنای مدیریت و هدایت[۶۲] همه‌جانبه جامعه اسلامی در امور دینی و دنیوی است و تنها زمانی درست است که امام از سوی خدا تعیین شده و از هرگونه خطا و گناه دور باشد تا بتواند دین را به درستی بیان کند.[۶۳]

فطری بودن اصول دین[دیدگاه ۱۳]

اصول دین فطری توصیف شده‌اند و منظور این است که باور به توحيد، معاد و نبوت به‌طور طبیعی در وجود همه انسان‌ها قرار دارد و انسان‌ها آمادگی پذیرش این باورها را دارند.[۶۴] بر اساس تحقیقات انسان‌ها به‌طور فطری به موجودی گرایش دارند که بدون هرگونه نقصی، خوبی بی‌نهایت باشد. هر انسانی چنین موجودی را دوست دارد، او را می‌ستاید و پرستش می‌کند. این موجود فقط خداوند یکتا است؛ زیرا هر انسانی درک می‌کند که خوبی بی‌نهایت نمی‌تواند بیش از یکی باشد؛ چون اگر بیش از یکی باشد، محدود می‌شود و این با بی‌نهایت بودن سازگار نیست.[۶۵]

ایمان به معاد نیز یکی از باورهای فطری انسان است.[۶۶] فطرتِ انسان، خواهان زندگی جاودانه است و هیچ‌کس نیست که آرزوی خوشبختی و سعادت همیشگی را در دل خود نداشته باشد. ازآنجاکه این دنیای زودگذر نمی‌تواند پاسخ‌گوی این خواسته باشد، زندگی جاودانه و سعادت واقعی در جهان آخرت خواهد بود.[۶۷] اعتقاد به‌ نبوت‌ نيز‌ مانند باور به توحيد و معاد، امری فـطری است.[۶۸] انسانی که با فطرت خود، خداوند را خوبی بی‌نهایت می‌داند و از طرف دیگر آگاه است که سرانجام او بازگشت به‌سوی همان خوبی بی‌نهایت است به‌طور طبیعی می‌پذیرد که برای رسیدن به او، به راهنما و برنامه‌ای مطمئن نیاز دارد.[۶۹]

چگونگی باور به اصول دین

در دیدگاه برخی متکلمان، باور به اصول دین در حالت مطلوب بر پایه یقین کامل استوار است؛ بااین‌حال، اگر دستیابی به چنین یقینی ممکن نباشد، داشتن اعتقادی قوی و همراه با اطمینان که بر اساس دلیل شکل گرفته باشد، کفایت می‌کند.[۷۰] از این منظر، تقلیدِ صرف و بدون آگاهی پذیرفته نیست، اما رجوع به آموزه‌ها و توضیحات عالمان دینی، در صورتی که به اطمینان در باور بینجامد، برای بیشتر افراد قابل قبول دانسته می‌شود.[۷۱]

کارکردهای باور به اصول دین[دیدگاه ۱۴]

سلامت روانی

با صنعتی شدن جوامع و تغییر سبک زندگی، علاوه بر بیماری‌های جسمی، اختلالات روانی مانند خستگی، اضطراب و افسردگی افزایش یافته است. تحقیقات نشان می‌دهد که اعتقادات و باورهای دینی، میزان استرس و اختلالات روانی را کاهش می‌دهند و در کاهش انحرافات جنسی و افسردگی نقش دارند. پژوهشگران معتقدند که اعتقادات دینی با اثر بر ساختار زندگی، پاسخگوی پرسش‌های اصلی زندگی و معنابخش خواسته‌ها و استعدادهای افراد هستند.[۷۲]

آرامش درونی

بر اساس آیات قرآن، یاد خدا و اندیشیدن به بزرگی او[دیدگاه ۱۵]، باعث آرامش قلب و روح انسان می‌شود.[۷۳] به گفته محققان ایمان و اعتماد[دیدگاه ۱۶] به خدا نه‌تنها به کاهش اضطراب و استرس کمک می‌کند، بلکه حس امنیت و اطمینان فرد را در مواجهه با چالش‌های زندگی افزایش می‌دهد.[۷۴]

خوش‌بینی و توکل[دیدگاه ۱۷]

انسانِ مؤمن با تفسیر غایت‌مند آفرینش، جهان را هدف‌دار می‌بیند و زندگی خانوادگی را راهی برای رشد و رسیدن به سعادت می‌شمارد. این نگرش باعث می‌شود او به دنیا و قوانین حاکم بر آن با دیدی خوش‌بینانه بنگرد.[۷۵] همچنین توکل و اعتماد به قدرت الهی، از عوامل بنیادین تعالی خانواده به‌شمار می‌آید و از طریق تقویت روحیه انسان در مواجهه با مشکلات، به انسجام و کارآمدی نظام خانواده یاری می‌رساند.[۷۶]

امیدواری و رضایت

فرد با ایمان، به نتیجه تلاش‌های خود و کمک خداوند امیدوار است. او در بحران‌های زندگی دست یاری به‌سوی خداوند دراز می‌کند و این امید او را همواره به اهدافش می‌رساند. همچنین رضایت به مقدرات الهی از آثار ایمان به خداوند است و باعث می‌شود اعضای خانواده مشکلات را تکامل‌بخش بشمارند و با مدیریت نابسامانی‌ها، کارآمدی و استحکام خانواده را حفظ کنند.[۷۷]

تقوا و کنترل خواسته‌ها

تحقیقات نشان می‌دهد ریشه اصلی خودمراقبتی و تقوا در رفتارهای فردی و اجتماعی انسان، باورها و اعتقادات اوست.[۷۸] فردی که به تقوا آراسته شود، خود را از آلودگی‌ها و مخالفت با ارزش‌های الهی و انسانی دور نگه می‌دارد و راهی برای عبور از بن‌بست‌های زندگی فراهم می‌کند.[۷۹]

شناخت خداوند سبب می‌شود انسان هم به او محبت داشته باشد و هم از بزرگی او حساب ببرد؛ این احساس او را از انجام کارهای نادرست دور می‌کند.[۸۰] اگر انسان به عدالت خداوند ایمان داشته باشد، مراقب حرف‌ها و کارهای خود خواهد بود تا به دیگران ظلم نکند و حق کسی را ضایع نسازد.[۸۱] باور به معاد به انسان کمک می‌کند غرایز و تمایلات خود را کنترل کند و او را به فردی وظیفه‌شناس در جامعه تبدیل می‌کند.[۸۲]

تأثیر بر سبک زندگی

جهان‌بینی هر انسان سبک زندگی او را مشخص می‌کند. هر مکتب فکری، بر اساس باورهای خود، نیازهای انسان را مشخص می‌کند. در اسلام، آغاز زندگی، مسیر آن و هدف نهایی انسان، با توجه به آموزه‌های دینی روشن شده است و زندگی اسلامی زمینه‌ساز بندگی خدا است.[۸۳]

پایداری جامعه

هر جامعه‌ای برای پویایی و دوام نیازمند ارزش‌های بی‌نهایت و پایدار است. اگر جامعه تنها به ارزش‌های کوتاه‌مدت و گذرا توجه کند، دلیل وجودی خود را از دست خواهد داد. علاوه بر این، ارزش‌های اجتماعی باید با قوانین طبیعت و انسان هماهنگ باشند و نیازهای مشروع همه افراد جامعه را برآورده کنند تا مردم به خوشبختی مطلوب برسند و نیازی به شکستن جامعه یا تشکیل جوامع جدید نداشته باشند.[۸۴] بر اساس اصل توحید، جامعه اسلامی باید در جهت نزدیکی به خداوند یعنی سرچشمه بی‌نهایت همه خوبی‌ها حرکت کند. ایمان به پیامبران الهی و پیروی از آن‌ها نیز، موجب وحدت در هنجارها و رفتارهای اجتماعی می‌شود. بررسی تاریخ جوامع نشان می‌دهد که حاکم شدن ارزش‌های غیرانسانی مانند طمعِ قدرت و پول بر جامعه، منجر به نابودی آن‌ها شده است، مانند نابودی قوم نوح و لوط.[۸۵]

پیشگیری از فتنه‌ها

یکی از عوامل اصلی ایجاد فتنه‌ها، ضعف نگرشی و معرفتی و ناآگاهی از اصول و ارزش‌هاست. بسیاری از افرادی که در فتنه‌ها گرفتار می‌شوند، از نظر اعتقادی در سطح پایینی قرار دارند و در برابر فتنه‌ها و آزمایش‌ها مغلوب شده و دچار سستی در باورهای خود می‌شوند. ازاین‌رو، ضعف اعتقادی زمینه انحراف از مسیر الهی را فراهم می‌کند؛ درحالی‌که اگر باورها بر پایه‌های درست و استوار بنا شده باشد، احتمال تزلزل در فتنه‌ها کاهش می‌یابد.[۸۶] بنابراین، تقویت اعتقادات بر پایه آموزه‌های قرآن و عترت به‌عنوان راهکاری بلندمدت برای مقابله با فتنه‌ها و عوامل شکل‌گیری آن‌ها ضروری است و در کنار تقویت اخلاق و معنویت، نقش مؤثری در پیشگیری از فتنه‌ها ایفا می‌کند.[۸۷]

تمدن‌سازی و سازندگی

سازندگی اجتماع و تمدن توحیدی، تکلیفی است برآمده از ایمان به توحید که روابط و مناسبات اجتماعی را دگرگون می‌کند. ازاین‌رو، قوانین، نظم اجتماعی، سنت‌ها و آداب نیز در امتداد توحید یا شرک قرار می‌گیرند و اطاعت از آن‌ها می‌تواند اطاعت از خدا یا طاغوت باشد. در این نگاه، صفات الهی نیز دارای امتداد عینی و خارجی‌اند؛ بر پایه اعتقاد به عدل الهی، توازن در سراسر هستی برقرار است و این توازن باید در نظام اجتماعی انسان نیز تحقق یابد.[۸۸] از طرف دیگر، در اعتقاد به معاد و نتایج اعمال، باید نگاه متعادلی داشت؛ زیرا معطوف کردن تمام تلاش جامعه تنها به آبادانی مادی و غفلت از معنویت، انحراف است، و در نظر نگرفتن نیازهای مادی مردم نیز نوعی انحراف دیگر محسوب می‌شود.[۸۹]

پانویس

  1. شاکرین، «مبانی و پیش انگاره های فهم دین»، 1390ش، ص40-45.
  2. گلی، «گونه‌شناسی و‌ بررسی نقادانه تعاریف علامه طباطبایی از‌دین»، 1403ش، ص5.
  3. گلی، «گونه‌شناسی و‌ بررسی نقادانه تعاریف علامه طباطبایی از‌دین»، 1403ش، ص3.
  4. توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص8.
  5. گلی، «دیدگاه علامه طباطبایی دربارۀ قلمرو دین در علوم»، 1404ش، ص104؛ توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص8.
  6. خسروپناه، «کلام جدید»، 1381ش، ص19.
  7. ربانی گلپایگانی، «عقل و دین در پرتو قرآن کریم»، 1392ش، ص59.
  8. شاکرین، «مبانی و پیش انگاره های فهم دین»، 1390ش، ص53.
  9. موسوی اصفهانی و نصیری، «اصل انگاری آموزه امامت از دیدگاه قرآن کریم»، 1400ش، ص19.
  10. وکیلی و اترک، « بررسی سیر تطور اصول دین در کلام معتزله با تکیه بر معناشناسی اصطلاح اصول دین»، 1402ش، ص9؛ دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص63.
  11. شاکرین، «مبانی و پیش انگاره های فهم دین»، 1390ش، ص54.
  12. شاکرین، «مبانی و پیش انگاره های فهم دین»، 1390ش، ص51-52.
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ محمدی ری‌شهری، «دانش‌نامه عقاید اسلامی»، 1391ش، ج8، ص97؛ سجادی، «فرهنگ معارف اسلامی»، 1373ش، ج1، ص222؛ رضوی، «قاعده نفی تقلید در اصول دین»، 1383ش، ص124.
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص63.
  15. توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص7-8.
  16. شکوهی، «دین شناسی استاد مطهری»، 1385ش، ص32.
  17. اسماعیلی، «جهان بینی - همایش دانشنامه کلام اسلامی»، ج3، ص247.
  18. فروهی و  دیگران، «‌‌‌سـیر‌ تطور اصول دین در مکاتب اهل سنت»، 1396ش، ص115.
  19. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ محمدی، «اصول دین: بررسی تعریف و مصادیق آن از دیدگاه متکلمان»، 1373ش، ص7.
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ محمدی ری‌شهری، «دانش‌نامه عقاید اسلامی»، 1391ش، ج8، ص99؛ کلینی، یعقوب، الکافی، ج2، ص18.
  21. ۲۱٫۰ ۲۱٫۱ ۲۱٫۲ توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص8-11؛ محمدی، «اصول دین: بررسی تعریف و مصادیق آن از دیدگاه متکلمان»، 1373ش، ص7.
  22. ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص12.
  23. ۲۳٫۰ ۲۳٫۱ سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص76.
  24. ۲۴٫۰ ۲۴٫۱ مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص14.
  25. ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص8-9.
  26. ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص64.
  27. توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص7-8.
  28. وکیلی و اترک، « بررسی سیر تطور اصول دین در کلام معتزله با تکیه بر معناشناسی اصطلاح اصول دین»، 1402ش، ص8.
  29. فروهی و  دیگران، «‌‌‌سـیر‌ تطور اصول دین در مکاتب اهل سنت»، 1396ش، ص115.
  30. مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص13.
  31. مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص13-14.
  32. محمدی، «اصول دین: بررسی تعریف و مصادیق آن از دیدگاه متکلمان»، 1373ش، ص9.
  33. موسوی اصفهانی و نصیری، «اصل انگاری آموزه امامت از دیدگاه قرآن کریم»، 1400ش، ص22.
  34. توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص12-19.
  35. حسینی‌کوهساری و فروتن، «بـررسی‌ تطبیقی آموزه‌های اعتقادی ادیان ابراهیمی»، 1402ش، ص114.
  36. مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص13.
  37. مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص14.
  38. واعظ، و كاردل ايلوار، «تبيين تطبيقي مباني نظري، شرعي و اخلاقي اسلام، يهوديت و مسيحيت»، 1391ش، ص69.
  39. واعظ، و كاردل ايلوار، «تبيين تطبيقي مباني نظري، شرعي و اخلاقي اسلام، يهوديت و مسيحيت»، 1391ش، ص74.
  40. سوره نساء، آیه 171؛ واعظ، و كاردل ايلوار، «تبيين تطبيقي مباني نظري، شرعي و اخلاقي اسلام، يهوديت و مسيحيت»، 1391ش، ص71.
  41. سوره شوری، آیه 11؛ واعظ، و كاردل ايلوار، «تبيين تطبيقي مباني نظري، شرعي و اخلاقي اسلام، يهوديت و مسيحيت»، 1391ش، ص72-73.
  42. واعظ، و كاردل ايلوار، «تبيين تطبيقي مباني نظري، شرعي و اخلاقي اسلام، يهوديت و مسيحيت»، 1391ش، ص75.
  43. مکارم شیرازی، «اعتقاد ما»، 1376ش، ص32.
  44. مکارم شیرازی، «اعتقاد ما»، 1376ش، ص29.
  45. واعظ، و كاردل ايلوار، «تبيين تطبيقي مباني نظري، شرعي و اخلاقي اسلام، يهوديت و مسيحيت»، 1391ش، ص75.
  46. واعظ، و كاردل ايلوار، «تبيين تطبيقي مباني نظري، شرعي و اخلاقي اسلام، يهوديت و مسيحيت»، 1391ش، ص77.
  47. واعظ، و كاردل ايلوار، «تبيين تطبيقي مباني نظري، شرعي و اخلاقي اسلام، يهوديت و مسيحيت»، 1391ش، ص78.
  48. مکارم شیرازی، «اعتقاد ما»، 1376ش، ص59.
  49. واعظ، و كاردل ايلوار، «تبيين تطبيقي مباني نظري، شرعي و اخلاقي اسلام، يهوديت و مسيحيت»، 1391ش، ص78-79.
  50. وکیلی و اترک، « بررسی سیر تطور اصول دین در کلام معتزله با تکیه بر معناشناسی اصطلاح اصول دین»، 1402ش، ص8.
  51. محمدی ری‌شهری، «دانش‌نامه عقاید اسلامی»، 1391ش، ج8، ص98-99.
  52. وکیلی و اترک، « بررسی سیر تطور اصول دین در کلام معتزله با تکیه بر معناشناسی اصطلاح اصول دین»، 1402ش، ص13.
  53. قدردان قراملکی، «نظریه جداانگاری امانت از اصول دین»، 1377ش، ص164.
  54. توران، «ساختار عقاید اسلامی در کلام امامیه»، 1392ش، ص103.
  55. توران، «ساختار عقاید اسلامی در کلام امامیه»، 1392ش، ص124.
  56. فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص35.
  57. عبودیت و مصباح، «مبانی اندیشه اسلامی 2؛ خداشناسی»، 1398ش، ص180.
  58. فیضی زاده، «توحید از دیدگاه مذاهب اسلامی»، 1395ش، ص206-207.
  59. مطهری، «مجموعه آثار»، 1389ش، ج3، ص70.
  60. مطهری، «مجموعه آثار»، 1389ش، ج3، ص74.
  61. موسوی اصفهانی و نصیری، «اصل انگاری آموزه امامت از دیدگاه قرآن کریم»، 1400ش، ص11-12.
  62. مطهری، «مجموعه آثار»، 1389ش، ج3، ص318.
  63. مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص298.
  64. فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص35.
  65. فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص38.
  66. فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص39.
  67. فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص40.
  68. فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص40.
  69. فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص41.
  70. کریم زاده و عارفی، «معرفت لازم در اصول عقاید»، 1394ش، ص23.
  71. زاهدی‌مقدم و فرهادی، «لزوم کسب علم اجتهادی یا کفایت علم تقلیدی در عقاید از منظر مذاهب کلامی»، 1403ش، ص128-129.
  72. حسنوند، «بررسی نقش اعتقادات دینی بر سلامت روان و جسم: یک مطالعه موردی»، 1400 ش، ص93.
  73. نوابخش و پوریوسفی، «نقش دین و باورهای مذهبی بر سلامت روان»، 1385ش، ص87؛ سوره رعد، آیه 28.
  74. حسنوند، «بررسی نقش اعتقادات دینی بر سلامت روان و جسم: یک مطالعه موردی»، 1400 ش، ص93.
  75. نهضت شهریاری، «تاثیر باورهای دینی و اعتقادی در خانواده بر اساس آیات و روایات»، 1401ش، ص186.
  76. نهضت شهریاری، «تاثیر باورهای دینی و اعتقادی در خانواده بر اساس آیات و روایات»، 1401ش، ص187.
  77. نهضت شهریاری، «تاثیر باورهای دینی و اعتقادی در خانواده بر اساس آیات و روایات»، 1401ش، ص186-187.
  78. سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص70-71.
  79. نهضت شهریاری، «تاثیر باورهای دینی و اعتقادی در خانواده بر اساس آیات و روایات»، 1401ش، ص188.
  80. سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص80.
  81. سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص85.
  82. نهضت شهریاری، «تاثیر باورهای دینی و اعتقادی در خانواده بر اساس آیات و روایات»، 1401ش، ص189.
  83. مهدیه، «اصول اعتقادی اسلام و ضرورت آن در سایه نیازسنجی انسان در نهج‌البلاغه»، 1402ش، ص11.
  84. زاهد زاهدانی، «نگرش اجتماعی به اصول دین»، 1367ش، ص35.
  85. زاهد زاهدانی، «نگرش اجتماعی به اصول دین»، 1367ش، ص36-37.
  86. حاجی خانی و بیدسرخی، «راهکارهای مبارزه با فتنه های اجتماعی با تکیه بر آیات و روایات»، 1392ش، ص111-112.
  87. حاجی خانی و بیدسرخی، «راهکارهای مبارزه با فتنه های اجتماعی با تکیه بر آیات و روایات»، 1392ش، ص113.
  88. همتی و قمی، «شاخصه های تمدن ساز در اصول اعتقادی از منظر آیت الله خامنه ای»، 1398ش، ص676-677.
  89. همتی و قمی، «شاخصه های تمدن ساز در اصول اعتقادی از منظر آیت الله خامنه ای»، 1398ش، ص679.

دیدگاه‌های ارزیابان

  1. مقاله دو مشکل جدی دارد: 1. در بخش های زیادی از مقاله قلم فرسایی شده و نیازمند ویرایش ویکی نگارانه درد. 2. کاملا از منظر کلامی و درون گفتمانی نوشته شده است. به همین خاطر مقاله در سطح انتزاع باقی مانده و با متن فرهنگ و سبک زندگی پیوند نخورده است. نکاتی دیگری در متن آمده است.
  2. شما از همینجا نگاه خود را محدود کردید به نگاهای درون دینی. خوب اگر از منظر برون دینی به بحث پرداخته شود، حتما هر آنچه دین گفته میشود یکسره اصولی دارد. یعنی مقاله نویسنده بر چند پیش فرض استوار است: 1. دین را محدود کرده به ادیان الهی و آسمانی؛ 2. ادیان الهی را هم محدود کرده به ادیان توحیدی ابراهیمی؛ 3. منظر نگاه خود را هم براساس آموزه های اسلام شیعی عیار کرده است. 4. اصول را هم محدود به اصول کلامی و اعتقادی کرده است. در حالیکه از منظر کلان تر هم این بحث قابل طرح است. تمام ادیان یکسره اصولی دارد که در جامعه نمود می یاید؛ مثلا زرتشت اصول ندارد؟ حتما دارد. ثانیا اصول هم محدود به اصول کلامی و اعتقادی شده است. بسته به گستره یک دین اصول آن هم کم یا زیاد میشود. مثل اصول اخلاقی و فقهی ادیان دارای اخلاق و شریعت. بهتر نیست که بحث جامع تر و بدون تقید به یک پیش فرض خاص بررسی شود؟
  3. این چند خط تکرار است. در بند قبلی بیان شد و دیگر نیازی نیست
  4. لطفا به تجلیات عینی توحید در زندگی روزمره پیروان ادیان پرداخته شود. مثلا توحید چه نوع الگوی رفتاری را به وجود آورده است؟ در شهرسازی، سبک پوشش و روابط اجتماعی و دیگر عرصه های اجتماعی. بحث توحید خیلی پیامدهای گسترده ای در جهان اسلام داشته است. دامنه آن تا زندگی روزمره کشیده میشود. برای مثال وهابیت حتی بوسیدن قبول را هم شرک و مخالف توحید می داند. شفاعت شرک تلقی میشود. علاوه در جلد چهار المیزان ذیل آیه 200 العمران و جلد ده یا نه بحث های خیلی خوبی را پیرامون توحید مطرح کرده است. یک جزوه از مقام معظم رهبری نیز در مورد توحید است. همچنین یک مقاله از آقای غلام عباس توسلی که در هردو از منظر اجتماعی این بحث مطرح شده است. جامعه توحیدی چه نوع جامعه ای است؟ پاسخ این سوال ها داده شده است
  5. تجلی عینی نبوت در زندگی چیست؟ بحث های اجتماعی خیلی خوبی قابل طرح است. تقسیم بندی جوامع براساس اعتقاد به نبوت و عدم نبود در از فارابی به بعد مطرح است. مدینه فاضله فارابی از همین زاویه مطرح شده است. در جامعه ایران نبوت چگونه تجلی عینی یافته است؟ بعد تشریعی نبوت کاملا مغفول مانده است. بحث فارابی تحت عنوان سان و سنت خیلی مهم است.
  6. دایره عصمت متفق علیه است؟
  7. پس حضرت موسی چی؟
  8. این بحث هم بحث فوق العاده مهم در زندگی فردی و اجتماعی است. علامه طباطبایی در جلد دوم المیزان ذیل بحث اختلافات اجتماعی و در ذیل آیه 200 آلعمران در جلد چهار بحث های خیلی خوبی را مطرح کرده است.
  9. سایر فرق چرا ذکر نشده است؟ مثل وهابیت و فرقه های کوچک دیگری که در صدر اسلام شک گرفت؟
  10. تمام فرق شیعه بدان باور دارند یا فقط شیعه امامیه؟
  11. وارد شدن به این اختلافات کلامی که جنبه نظری دارد برای ویکی سبک زندگی چندان جذابیت ندارد. سعی کنید که مابازاهای خارجی و پیامدهای رفتاری این تفاوت ها را نشان دهید.
  12. دقت کنید که ایران پدیا با ویکی شیعه و ویکی فقه متفاوت است. تفاوت اصلی در این ست که ایران پدیا به ابعاد اجتماعی پدیده ها می پردازد تا بعد نظری. این سویه های بحث که شما مطرح کرده اید برای ما اولویت ندارد. اگر امکان بررسی عینی این مباحث برای شما وجود ندارد. وارد مباحث جزی کلامی این بحث ها هم در این مقاله نشوید.
  13. اینکه گرایش به دین و اصل دینداری فطری است، امر پسندیده و پذیرفته شده است. اما اینکه فقط همین سه اصل امر فطری است یک مقدار مؤمنه دارد. کل دین وقتی فطری شد خوب طبیعتا این اصول و بسیاری از آموزه های دیگر هم فطری میشود. مثل راست گویی.
  14. مواردی را که ذکر فرموید کارکرد دینداری و خود دین است. نه اصول دین. چگونه شما بین کارکردهای اصول دین و خود دین به عنوان یک نظام فکری و معرفتی تفکیک می کنید؟ در بحث کارکرد حتما مقاله خورشید دین هر گز غروب نمی کند شهید مطهری و کتاب جهان بینی اسلامی ایشان را ببینید. البته که در این زمینه کتابهایی زیادی نگارش شده است. از خود متن هم پیداست که موارد کارکردهای اصول دین نیست بلکه دینداری و کلیت ایمان است. یکی از دلایل هم این است که جامعه شناسان و روانشناسان دین همین کارکردها را برای مطلق دین ذکر کرده اند. حتی ادیات غیر توحیدی. ضمن اینکه بحث کارکردهای دین یک وادی وسیعی است که حق آن هم ادا نشده است. شاید به صلاح نباشد که شما وارد این بحث در این مقاله شوید. علاوه برآن کارکردها هم کاملا از منظر درون دینی شیعی بررسی شده است. در حالیکه این بحث از منظر جامعه شناسی، فلسفی، روان شناسی، مردم شناسی و غیره بحث شده ست. یک بحث برون دینی است.
  15. یاد خدا و اندیشیدن در مورد او جزو اصول دین نیست. در حقیقت دینداری است
  16. ایمان و عتماد به خدا هر دو غیر از اصول دین است
  17. ایجاد خوشبیینی و توکل

منابع

  • قرآن کریم.
  • توران، امداد، «ساختار عقاید اسلامی در کلام امامیه»، شیعه‌شناسی، شماره 44، زمستان 1392ش.
  • توران، امداد و شیخی زازرانی، داود، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، پژوهشنامه کلام، شماره 1، پاییز و زمستان 1393ش.
  • حاجی خانی، علی و بیدسرخی، علی، «راهکارهای مبارزه با فتنه‌های اجتماعی با تکیه بر آیات و روایات»، پژوهش‌نامه معارف قرآنی، شماره 15، زمستان 1392ش.
  • حسنوند، امین، «بررسی نقش اعتقادات دینی بر سلامت روان و جسم: یک مطالعه موردی»، اسلام و سلامت، شماره 2، پاییز و زمستان 1400ش.
  • حسینی کوهساری، محمدکاظم و فروتن، علی‌اصغر، «بررسی تطبیقی آموزه‌های اعتقادی ادیان ابراهیمی»، پاسخ به شبهات دینی، شماره 30، تابستان 1402ش.
  • دیوانی، امیر، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، پژوهش‌های اصولی، شماره 21، تابستان 1393ش.
  • رضوی، رسول، «قاعده نفی تقلید در اصول دین»، کلام اسلامی، شماره 50، تابستان 1383ش.
  • زاهد زاهدانی، سید سعید، «نگرش اجتماعی به اصول دین»، علوم اجتماعی و انسانی، شماره 7، پاییز 1367ش.
  • زاهدی‌مقدم، محمد و فرهادی، وحید، «لزوم کسب علم اجتهادی یا کفایت علم تقلیدی در عقاید از منظر مذاهب کلامی»، پژوهشنامه کلام، شماره 20، بهار و تابستان 1403ش.
  • سبحانی، جعفر، «منشور عقاید امامیه»، قم: مؤسسه امام صادق (ع)، زمستان 1376ش.
  • سبحانی، روح‌اله و الهی‌منش، محمدرضا، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه‌های نهج‌البلاغه»، پژوهش‌های حفاظتی و امنیتی، شماره 15، پاییز 1394ش.
  • صادقی فدکی، سید جعفر، «وحدت شرایع الهی در اصول و فروع»، مطالعات تطبیقی مذاهب فقهی، شماره 2، اسفند 1400ش.
  • عبودیت، عبدالرسول و مصباح، مجتبی، «مبانی اندیشه اسلامی 2؛ خداشناسی»، قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، تابستان 1398ش.
  • فلاح یخدانی، زکیه، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، معرفت، شماره 299، آبان 1401ش.
  • فروهی، ناصر و دیگران، «سیر تطور اصول دین در مکاتب اهل سنت»، پژوهش‌های اعتقادی کلامی، شماره 27، پاییز 1396ش.
  • فیضی‌زاده، اباصلت، «توحید از دیدگاه مذاهب اسلامی»، مطالعات تطبیقی مذاهب اسلامی، شماره 14، زمستان 1395ش.
  • قدردان قراملکی، محمدحسن، «نظریه جدا انگاری امانت از اصول دین»، نامه مفید، شماره 14، تابستان 1377ش.
  • کلینی، یعقوب، الکافی، مصحح: غفاری، علی‌اکبر و آخوندی، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیة، 1407ق.
  • کریم‌زاده، رحمت‌الله و عارفی، محمداسحاق، «معرفت لازم در اصول عقاید»، پژوهش‌نامه کلام، شماره 3، پاییز و زمستان 1394ش.
  • محمدی، سیف‌الدین، «اصول دین: بررسی تعریف و مصادیق آن از دیدگاه متکلمان»، تحقیقات اسلامی، شماره 1 و 2، بهار و تابستان 1373ش.
  • محمدی ری‌شهری، محمد، «دانشنامه عقاید اسلامی»، قم: مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، 1391ش.
  • مصباح یزدی، محمدتقی، «آموزش عقاید»، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل سازمان تبلیغات اسلامی، بهار 1384ش.
  • مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ناشر: صدرا، 1389ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، «اعتقاد ما»، قم: نسل جوان، 1376ش.
  • مهدیه، سمیه، «اصول اعتقادی اسلام و ضرورت آن در سایه نیازسنجی انسان در نهج‌البلاغه»، آیین علوی، شماره 12، اسفند 1402ش.
  • موسوی اصفهانی، سید رضا و نصیری، محمدحسین، «اصل‌انگاری آموزه امامت از دیدگاه قرآن کریم»، امامت‌پژوهی، شماره 30، پاییز و زمستان 1400ش.
  • نهضت شهریاری، زینب، «تأثیر باورهای دینی و اعتقادی در خانواده بر اساس آیات و روایات»، پژوهش‌نامه نوین فقهی حقوقی زنان و خانواده، شماره 9، تابستان 1401ش.
  • نوا‌بخش، مهرداد و پوریوسفی، حمید، «نقش دین و باورهای مذهبی بر سلامت روان»، پژوهش دینی، شماره 14، زمستان 1385ش.
  • همتی، حیدر و قمی، محسن، «شاخصه‌های تمدن‌ساز در اصول اعتقادی از منظر آیت‌الله خامنه‌ای»، فصلنامه مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی، شماره 4، زمستان 1398ش.
  • واعظ، بتول و کاردل ایلواری، رقیه، «تبیین تطبیقی مبانی نظری، شرعی و اخلاقی اسلام، یهودیت و مسیحیت»، پژوهش‌نامه معارف قرآنی، شماره 9، تابستان 1391ش.
  • وکیلی، علی و اترک، حسین، «بررسی سیر تطور اصول دین در کلام معتزله با تکیه بر معناشناسی اصطلاح اصول دین»، کلام‌پژوهی، شماره 3، بهار و تابستان 1402ش.