فخرعظمی ارغون: تفاوت میان نسخهها
زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
علی شاهرودی (بحث | مشارکتها) ابرابزار |
||
| (۱۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
''' | [[پرونده:فخرعظمی ارغون.png|جایگزین=فخرعظمی ارغون|بندانگشتی|فخرعظمی ارغون]] | ||
'''{{درشت|فخرعظمی ارغون}}'''؛ شاعر، روزنامهنگار و مادر سیمین بهبهانی. | |||
فخرعظمی ارغون از شاعران، نویسندگان و پیشگامان فعال [[حقوق زنان]]، در ایران [[دوره قاجار|دورهٔ قاجار]] و [[دوره پهلوی|اوایل پهلوی]] بود. در اشعار او مضامینی چون [[وطندوست|وطندوستی]]، [[آزادیخواهی]]، [[آگاهی اجتماعی]]، جایگاه و [[حقوق زنان]] و نقش آموزش در پیشرفت جامعه، پررنگ است. وی زبانی روشن و انتقادی داشت و [[شعر]] را ابزاری برای بیدارسازی اجتماعی میدانست. فخرعظمی در کنار فعالیتهای ادبی، حضوری جدی در عرصهٔ اجتماع داشت و با اشتغال در وزارت فرهنگ و معارف، تلاش برای گسترش [[آموزش زنان]] و دعوت آنان به مشارکت فرهنگی، نقشی مهم در تقویت حضور زنان در نهادهای رسمی و فرهنگی ایفا کرد. فخرعظمی ارغون، مادر [[سیمین بهبهانی]]، شاعر برجستهٔ معاصر ایرانی است. | |||
== تولد و خانواده == | == تولد و خانواده == | ||
فخرعظمی ارغون یا فخرعادل | فخرعظمی ارغون یا [[فخرعادل خلعتبری]]، در سال ۱۲۷۷ش در [[تهران]] و در خانوادهای وابسته به طبقه صاحبمنصب و درباری به دنیا آمد. پدرش مرتضیقلیخان ارغون، ملقب به مکرمالسلطان، از افسران بلندپایهٔ قاجاری و وابسته به خاندان خلعتبری بود. مادرش قمرخانم، معروف به عظمتالسلطنه، از خاندانهای صاحبنفوذ قاجاری و نوادهٔ امیرتومان و امینالملک و از تبار امیرهدایتالله خان فومنی، حاکم نامدار [[گیلان]]، بود. پدر و مادر فخرعظمی به چند زبان از جمله [[زبان عربی|عربی]]، [[زبان ترکی|ترکی]]، [[زبان انگلیسی|انگلیسی]] و [[زبان فرانسه|فرانسه]] تسلط داشتند.<ref>بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، ۱۳۴۷ش، ص۳۷.</ref> | ||
== تحصیلات == | == تحصیلات == | ||
قمرخانم، مادر فخرعظمی، همچون همسرش مرتضیقلیخان، به آموزش و سوادآموزی اعتقاد راسخ داشت و بر این باور بود که دخترش نیز، همانند دو پسر خانواده، باید از آموزش کامل برخوردار باشد. ازاینرو، برای فخرعظمی و دو برادرش معلمان سرخانهٔ ایرانی و فرانسوی استخدام کردند. کودکان این خانواده بهطور همزمان به فراگیری دیوانها و متون کهن ایرانی، زبان | قمرخانم، مادر فخرعظمی، همچون همسرش مرتضیقلیخان، به آموزش و سوادآموزی اعتقاد راسخ داشت و بر این باور بود که دخترش نیز، همانند دو [[پسر]] خانواده، باید از آموزش کامل برخوردار باشد. ازاینرو، برای فخرعظمی و دو برادرش معلمان سرخانهٔ ایرانی و فرانسوی استخدام کردند. کودکان این [[خانواده]] بهطور همزمان به فراگیری دیوانها و متون کهن ایرانی، [[زبان عربی]]، [[فقه]]، [[زبان فرانسه]] و علوم جدید پرداختند.<ref>پیرنیا، سالار زنان ایران، 1374ش، ص65.</ref> فخرعظمی [[ادبیات فارسی]]، [[قرآن]] و زبان عربی را نزد آقا شیخ کاظم یزدی فراگرفت و علوم جدید از جمله [[فیزیک]]، [[شیمی]]، [[ریاضیات]]، [[علم هیئت|هیئت]] و اندکی [[علم نجوم|نجوم]] را از میرزاطالبخان بحرالعلوم آموخت. زبان فرانسه را نیز نزد معلمی سوئیسی به نام مادام مرون فراگرفت که سالها همراه همسرش در خانهٔ پدری فخرعظمی زندگی میکردند. پس از آن، وارد [[مدرسه ژاندارک|مدرسهٔ ژاندارک]] شد و در زمانی کوتاه دیپلم فرانسهٔ این مدرسه را دریافت کرد.<ref>مشیرسلیمی، زنان سخنور، تهران، 1335ش، ص33.</ref> افزون بر این، فخرعظمی آموزش [[موسیقی سنتی ایرانی]] را نزد بانویی کلیمی به نام خانم جان مشاق، دنبال کرد.<ref>[https://socialliterature.ir/index.php/10-shakhsiyat/28-2023-01-20-19-00-03 «فخرعظمی»، وبسایت ادبیات اجتماعی ایران.]</ref> | ||
فخرعظمی | == ازدواج == | ||
فخرعظمی در سال ۱۳۰۳ش با عباس خلیلی، مدیر روزنامه ''اقدام''، [[ازدواج]] کرد.<ref>[https://tarikh.inoor.ir/fa/event/page/2D731J/ازدواج_میرزا_عباس_خلیلی_با_فخر_عظمی_ارغون?rowNumber=1 «ازدواج میرزا عباس خلیلی با فخرعظمی ارغون»، پایگاه جامع تاریخ.]</ref> آشنایی آن دو از جایی آغاز شد که فخرعظمی غزلی انقلابی برای چاپ به روزنامه فرستاد. حاصل این ازدواج دختری به نام [[سیمین بهبهانی|سیمین]] بود که بعدها از برجستهترین شاعران معاصر شد. این ازدواج در سال ۱۳۱۰ش به جدایی انجامید و فخرعظمی پس از آن زندگی مستقلتری را در عرصهٔ کار و فعالیت اجتماعی دنبال کرد.<ref>[http://karbanoo.com/فخرعظمی-ارغون-فخر-عادل-خلعتبری-یکی-از/ «فخرعظمی ارغون، فخر عادل خلعتبری–یکی از نخستین بانوان روزنامهنگار ایرانی و مادر سیمین بهبهانی»، وبسایت کاربانو.]</ref> | |||
بعد از مدتی، فخرعظمی ارغون با عادل خلعتبری، مدیر روزنامه آینده ایران، ازدواج کرد و به خواست همسرش نام خود را به فخر عادل، تغییر داد.<ref>بهبهانی، با مادرم همراه: زندگینامه خودنوشت، 1390ش، ص214.</ref> او از این ازدواج صاحب سه فرزند به نامهای عادلنژاد (غوغا)، عادلدخت (ترانه) و عادلفر (سهراب) شد.<ref>[http://karbanoo.com/فخرعظمی-ارغون-فخر-عادل-خلعتبری-یکی-از/ «فخرعظمی ارغون، فخر عادل خلعتبری–یکی از نخستین بانوان روزنامهنگار ایرانی و مادر سیمین بهبهانی»، وبسایت کاربانو.]</ref> | |||
بعد از مدتی، فخرعظمی ارغون با عادل خلعتبری، مدیر روزنامه آینده ایران، ازدواج کرد و به خواست همسرش نام خود را به فخر عادل، تغییر داد.<ref>بهبهانی، با مادرم همراه: زندگینامه خودنوشت، 1390ش، ص214.</ref> او از این ازدواج صاحب سه فرزند به نامهای عادلنژاد (غوغا)، عادلدخت (ترانه) و | |||
== اندیشهها == | == اندیشهها == | ||
فخرعظمی زنی متجدد و در عین حال | فخرعظمی زنی متجدد و در عین حال پایبند به بخشهایی از سنت و مذهب بود و نسبت به [[دین]]، رویکردی عقلگرایانه و انتقادی داشت. او از [[مذهب]] چیزی را میپذیرفت که مطابق [[عقل]] و [[منطق]] مییافت و بخشهایی را که حاصل تفسیرهای نادرست و دخالتهای جاهلانه میدانست، نقد میکرد. در نگاه او، [[تجدد]] بهمعنای گسست کامل از سنت نبود، بلکه بهمعنای پالایش سنت و همساز کردن آن با حقوق زنان، آموزش عمومی و [[عدالت اجتماعی]] بود.<ref>بهبهانی، با مادرم همراه: زندگینامه خودنوشت، 1390ش، ص411.</ref> | ||
مضمون اشعار فخرعظمی بیشتر اجتماعی، میهنی، عدالتخواهانه و در پیوند با نابسامانیهای زمانه، | مضمون اشعار فخرعظمی بیشتر اجتماعی، میهنی، عدالتخواهانه و در پیوند با نابسامانیهای زمانه، [[استبداد]]، اشغال بیگانگان و محرومیت فرودستان است. همچنین شعر او از نظر زبانی ساده، روان و نزدیک به زبان محاوره است و از تعقید و تکلّف لفظی و معنوی بهدور توصیف شده است.<ref>[https://lib.eshia.ir/12296/1/99 سنجابی، «ارغون»، وبسایت دانشنامه تهران بزرگ.]</ref> او در بسیاری از اشعار، زنان را به [[سوادآموزی]]، حضور اجتماعی و مطالبهٔ حق فرامیخوانَد و جمال زن را در خِرد، آگاهی و [[مشارکت اجتماعی زنان|مشارکت فعال اجتماعی]] میبیند، نه در ظاهر و آرایش.<ref>[https://baghebala-gergeriolia.blogfa.com/post/668 «شعر ماه: جمال زن-فخرعظمی ارغوان»، وبلاگ مجله باغ بالا.]</ref> | ||
== فعالیتها == | == فعالیتها == | ||
فعالیتهای فخرعظمی ارغون حوزههای متنوعی از [[شعر]] و [[ادب]]، [[روزنامهنگاری]]، [[آموزش]] و کنشگری زنان را دربر میگیرد.<ref>[https://www.aparat.com/v/n673m1e «فخر عظمی ارغون؛ پیشگام جنبش زنان»، دقیقه 10-15، وبسایت آپارات.]</ref> | |||
=== روزنامهنگاری و مطبوعات === | === روزنامهنگاری و مطبوعات === | ||
فخرعظمی ارغون فعالیت مطبوعاتی خود را با همکاری در روزنامهٔ اقدام آغاز کرد و سپس با نشریهٔ آینده ایران همکاری گستردهتری یافت. او مقالات و اشعار خود را نخست با نام فخرعظمی و سپس با نام فخر عادل، منتشر میکرد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1420528/فخر-عظمی-ارغون-مادر-شاعر-و-روزنامه-نگار-سیمین-بهبهانی پروین، «فخر عظمی ارغون»، 1393ش، ص140.]</ref> ارغون از حدود سال ۱۳۱۱ خورشیدی به سردبیری [[روزنامه آینده ایران]]، رسید و در این جایگاه، نقشی مؤثر در جهتدهی به رویکرد فرهنگی و اجتماعی آن ایفا کرد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1420528/فخر-عظمی-ارغون-مادر-شاعر-و-روزنامه-نگار-سیمین-بهبهانی پروین، «فخر عظمی ارغون»، 1393ش، ص140.]</ref> افزون بر این، در سال ۱۳۱۴ خورشیدی با انتشار و مدیریت مجلهٔ بانوان، که با عنوان نامهٔ بانوان نیز شناخته میشد، بستری برای طرح مسائل زنان، خانواده و تحولات فرهنگی روز فراهم آورد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1420528/فخر-عظمی-ارغون-مادر-شاعر-و-روزنامه-نگار-سیمین-بهبهانی پروین، «فخر عظمی ارغون»، 1393ش، ص143.]</ref> | |||
=== شعر و ادبیات === | === شعر و ادبیات === | ||
ارغون در حوزهٔ شعر، با سرودن [[غزل|غزلهایی]] با مضامین اجتماعی، میهنی و زنمحور، جایگاهی برجسته در میان شاعران [[دوره مشروطه|دورهٔ مشروطه]] بهدستآورد. او اشعار خود را غالباً با تخلّص فخری، منتشر میکرد و از شعر بهعنوان ابزاری برای بیان دغدغههای اجتماعی و دفاع از جایگاه زنان بهره میبرد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1420528/فخر-عظمی-ارغون-مادر-شاعر-و-روزنامه-نگار-سیمین-بهبهانی پروین، «فخر عظمی ارغون»، 1393ش، ص139.]</ref> حضور فعال او در انجمنهای ادبی، از جمله [[انجمن ادبی دانشوران]]، زمینهٔ تعامل او با چهرههای برجستهای چون [[سعید نفیسی]]، [[محمدتقی بهار|ملکالشعرای بهار]]، [[رشید یاسمی]] و [[سید محمدحسین شهریار|شهریار]] را فراهم ساخت. این محافل ادبی، که با همراهی همسرش عادل خلعتبری برگزار میشد، نقش مهمی در شکلگیری هویت ادبی و فکری او داشت.<ref>[https://lib.eshia.ir/12296/1/99 سنجابی، «ارغون»، وبسایت دانشنامه تهران بزرگ.]</ref> | |||
=== آموزش و تدریس === | === آموزش و تدریس === | ||
در کنار فعالیتهای مطبوعاتی و ادبی، ارغون به تدریس زبان نیز اشتغال داشت. او زبان فرانسه را در [[مدرسه ناموس]] و [[دارالمعلمات]] و نیز مدرسهٔ نوباوگان تدریس میکرد<ref>[https://www.imna.ir/news/434242/زندگی-نامه-سیمین-بهبهانی-از-زن-تا-کولی-عکس-و-اشعار «زندگینامه سیمین بهبهانی از زن تا کولی+عکس و اشعار»، خبرگزاری ایمنا.]</ref> و مدتی نیز به آموزش [[زبان عربی]] در دبیرستان پهلوی پرداخت. فعالیت آموزشی او با هدفی فراتر از تدریس صرف همراه بود و در راستای ترویج آموزش دختران و تقویت جایگاه علمی زنان دنبال میشد.<ref>بهبهانی، با مادرم همراه: زندگینامه خودنوشت، 1390ش، ص208.</ref> او در سال ۱۳۱۶ خورشیدی، در دورهای که حضور زنان در ساختارهای رسمی آموزشی محدود بود، بهعنوان معاون تعلیمات نسوان در وزارت فرهنگ و معارف استخدام شد و در این سمت، به جذب و سازماندهی زنان برای مشارکت در امور آموزشی پرداخت.<ref>بهبهانی، با مادرم همراه: زندگینامه خودنوشت، 1390ش، ص208.</ref> همچنین مدیریت مدرسهٔ زنان بزرگسال را برای سالها بر عهده داشت و با وجود دشواریهای مالی، از سر تعهد به آموزش، فعالیت آن را ادامه داد. برگزاری کلاسهای حقوقی و نشستهای ادبی از دیگر اقدامات او برای ارتقای آگاهی و مشارکت فرهنگی زنان بهشمار میرفت.<ref>حجازی، تذکرهٔ اندرونی، 1382ش، ص152.</ref> | |||
=== عضویت در انجمنها === | |||
[[پرونده:فخرعظمی ارغون۱.jpg|جایگزین=فخرعظمی ارغون در جمع اعضای هیئت مدیره «کانون بانوان» ایران|بندانگشتی|فخرعظمی ارغون (ردیف دوم: نفر دوم از چپ) در جمع اعضای هیئت مدیره «کانون بانوان» ایران]] | |||
ارغون از بنیانگذاران هستهٔ مرکزی [[جمعیت نسوان وطنخواه]] بود و در فاصلهٔ سالهای ۱۳۰۴ تا ۱۳۰۸ خورشیدی، همراه با زنانی چون [[نورالهدی منگنه]]، [[محترم اسکندری]]، [[ملوک اسکندری]] و [[فخرآفاق پارسا]]، در پیشبرد اهداف این جمعیت نقش داشت. این انجمن با هدف ارتقای سطح سواد زنان، آموزش مهارتهای حرفهای و هنری، حمایت از [[زنان بیسرپرست]] و تقویت استقلال اجتماعی آنان فعالیت میکرد.<ref>شیخالاسلامی، زنان روزنامهنگار و اندیشمند ایران، 1351ش، ص145-146.</ref> پس از تعطیلی این جمعیت در زمان [[رضاشاه]]، ارغون به عضویت فعال [[کانون بانوان]] درآمد و در کنار چهرههایی چون [[صدیقه دولتآبادی]]، [[هاجر تربیت]]، [[فاطمه سیاح]]، [[مهکامه محصص]] و [[بدرالملوک بامداد]] به فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی ادامه داد.<ref>بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، ۱۳۴۷ش، ص38.</ref> | |||
=== | |||
فعالیتهای ارغون در سالهای بعد نیز استمرار یافت و او پس از [[شهریور]] ۱۳۲۰ش به عضویت [[حزب دموکرات ایران]] درآمد و در انتشار نشریهٔ آزادی خلق مشارکت داشت. او حتی پس از بازنشستگی و در دورهٔ اقامت خارج از کشور، پیوند خود را با فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی حفظ کرد و همچنان در مسیر آگاهیبخشی و ارتقای جایگاه فرهنگی و اجتماعی زنان کوشید.<ref>[http://karbanoo.com/فخرعظمی-ارغون-فخر-عادل-خلعتبری-یکی-از/ «فخرعظمی ارغون، فخر عادل خلعتبری–یکی از نخستین بانوان روزنامهنگار ایرانی و مادر سیمین بهبهانی»، وبسایت کاربانو.]</ref> | |||
== آثار == | == آثار == | ||
آثار فخرعظمی | آثار فخرعظمی ارغون در سه حوزهٔ اصلیِ [[شعر]]، [[ترجمه]] و نوشتههای [[مطبوعات|مطبوعاتی]] و [[داستان|داستانی]] قابل بررسی است. | ||
=== آثار شعری === | === آثار شعری === | ||
از فخرعظمی حدود ۱۵۰ قطعه شعر در قالبهای گوناگون، از جمله | از فخرعظمی حدود ۱۵۰ قطعه شعر در قالبهای گوناگون، از جمله [[غزل]]، [[رباعی]]، [[قصیده]] و [[ترجیعبند]] باقی مانده است. این شعرها غالباً در جراید و مجلات [[دوره مشروطه|دورهٔ مشروطه]] و پهلوی اول منتشر شدهاند. مضامین اصلی اشعار او میهندوستی، آزادیخواهی، نقد [[استبداد]] و فساد، حمایت از کارگران و فرودستان و دفاع از حقوق و آموزش زنان است. از شعرهای مشهور او میتوان به قطعاتی مانند مهر میهن، درد وطن و پاینده باد ایران، اشاره کرد. نمونههایی از اشعار او با تخلّص فخری در مجموعههایی مانند با مادرم همراه، (کتاب زندگینامه [[سیمین بهبهانی]]) و نیز در تذکرهها و تارنماهای ادبی و آرشیوهای متنباز درج شده است.<ref>[https://lib.eshia.ir/12296/1/99 سنجابی، «ارغون»، وبسایت دانشنامه تهران بزرگ.]</ref> | ||
=== ترجمهها === | === ترجمهها === | ||
فخرعظمی علاوه بر سرودن شعر، به | فخرعظمی علاوه بر سرودن شعر، به ترجمهٔ ادبی نیز پرداخته است. او شماری از اشعار و متون شاعران و نویسندگان انگلیسی و فرانسوی را به فارسی برگردانده است.<ref>مشیرسلیمی، زنان سخنور، تهران، 1335ش، ص35-38.</ref> | ||
=== نوشتههای مطبوعاتی و داستانی === | === نوشتههای مطبوعاتی و داستانی === | ||
بخش مهمی از آثار فخرعظمی، مقالات و نوشتههای او در روزنامهها و مجلات است | بخش مهمی از آثار فخرعظمی، مقالات و نوشتههای او در روزنامهها و مجلات است که در حوزهٔ [[مسائل زنان]]، [[آموزش]]، [[خانواده]]، انتقاد اجتماعی و سیاست روز بهصورت پراکنده در آرشیو مطبوعات بهجا مانده است. در کنار این مقالات، داستانهایی نیز از او ثبت شده که در آنها به سختیهای زندگی دختران و زنان، از جمله موضوع [[ازدواج اجباری]]، پرداخته و تجربهٔ زنانه را از زاویهای انتقادی و اجتماعی روایت کرده است.<ref>[http://karbanoo.com/فخرعظمی-ارغون-فخر-عادل-خلعتبری-یکی-از/ «فخرعظمی ارغون، فخر عادل خلعتبری–یکی از نخستین بانوان روزنامهنگار ایرانی و مادر سیمین بهبهانی»، وبسایت کاربانو.]</ref> | ||
== | == درگذشت == | ||
فخرعظمی ارغون در سال ۱۳۳۷ش، پس از بازنشستگی، بهمنظور دیدار دو پسرش، عادلنژاد و عادلفر، راهی آمریکا شد و سرانجام در ۲۸ اسفند ۱۳۴۴ش، در شهر واشینگتن چشم از جهان فروبست. بنا بر وصیت خودش، پیکرش پس از مرگ به ایران منتقل شد و در گورستان | فخرعظمی ارغون در سال ۱۳۳۷ش، پس از بازنشستگی، بهمنظور دیدار دو پسرش، عادلنژاد و عادلفر، راهی [[آمریکا]] شد و سرانجام در [[۲۸ اسفند]] ۱۳۴۴ش، در شهر [[واشینگتن]] چشم از جهان فروبست. بنا بر وصیت خودش، پیکرش پس از [[مرگ]] به [[ایران]] منتقل شد و در [[گورستان ابنبابویه]]، کنار پدر و مادرش، به خاک سپرده شد. بر سنگ مزار او این جمله «فخرعظمی ارغون، مدافع حقوق زنان» نقش بسته است.<ref>[https://lib.eshia.ir/12296/1/99 سنجابی، «ارغون»، وبسایت دانشنامه تهران بزرگ.]</ref> | ||
== نمونهای از اشعار فخرعظمی ارغون == | == نمونهای از اشعار فخرعظمی ارغون == | ||
شعر جمالِ زن از فخرعظمی ارغون، با نگاهی اجتماعی، [[زیبایی زن]] را فراتر از ظاهر دانسته و آن را در خرد، شخصیت، آگاهی و نقش سازندهٔ او در [[جامعه]] معنا میکند:<ref>[http://karbanoo.com/فخرعظمی-ارغون-فخر-عادل-خلعتبری-یکی-از/ «فخرعظمی ارغون، فخر عادل خلعتبری–یکی از نخستین بانوان روزنامهنگار ایرانی و مادر سیمین بهبهانی»، وبسایت کاربانو.]</ref>{{شعر جدید | |||
| متن = | |||
جمال زن نه همین زلف پرشکن باشد\\نه عارض چو گل و غنچه دهن باشد | |||
نه ژوپ اطلس و نه جامه کرپ ژرژت\\نه کفش برقی و نه چین پیرهن باشد | |||
جمال زن به حقیقت کمال و عفت اوست\\چنین زنی همه جا شمع انجمن باشد | |||
صبا ز قول من این نکته را بپرس از مرد\\چرا «ضعیفه» درین ملک نام من باشد | |||
اگر ضعیفه منم، از چه رو به عهده من\\وظیفه پرورشِ مرد پیلتن باشد | |||
بکوشای زن و بر تن ز علم جامه بپوش\\خوش آن زمان که چنین جامهات به تن باشد | |||
به چشم «فخری» دانش ز بَس که شیرین است\\همیشه در طلبش همچو کوهکن باشد. | |||
}}همچنین غزلی از فخرعظمی که در روزنامهٔ ''اقدام'' منتشر و سرآغاز آشنایی او با عباس خلیلی شد، شعری انقلابی و جسورانه است که با لحنی صریح به اعتراض اجتماعی میپردازد و روحیهٔ آزادیخواهی و مبارزه با استبداد را بازتاب میدهد: | |||
{{شعر جدید | |||
| متن = | |||
ملک را از خون خائن لالهگون باید نمود\\جاری از هر سوی کشور جوی خون باید نمود | |||
حشمت و فر کیان گر بایدت، چون کاوه، پاک\\ملک جم را فارغ از ضحاک دون باید نمود | |||
هر بنایی را که شد با ظلم ظالم استوار\\عدل گوید کان بنا را واژگون باید نمود | |||
اشرف و والا شدن از دزدی و غارت چه سود\\این چنین والا و اشرف را زبون باید نمود | |||
دزدهای اجتماعی هرچه هست از شیخ و شاب\\جسمشان بر دار عبرت واژگون باید نمود | |||
هر وکیلی را که شد با زور و با زر انتخاب\\پیکرش پر خون ز تیغ آبگون باید نمود | |||
جستن راه سعادت جز به خون دیوانگی ست\\گشت باید عاقل و ترک جنون باید نمود | |||
محو باید کرد قومی را که فاسد گشت خون\\خون فاسد گشته را از تن برون باید نمود | |||
تا به کی نسوان اسیر جهل و در غفلت رجال\\دفع این نابخردان بیچند و چون باید نمود | |||
فخریا! اصلاح این ویرانه را جز خون مدان\\بر پلیدیها روان سیلاب خون باید نمود | |||
}} | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
== منابع == | |||
{{آغاز منابع}} | |||
* «ازدواج میرزا عباس خلیلی با فخرعظمی ارغون»، پایگاه جامع تاریخ، تاریخ بازدید: ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ش. | |||
* بامداد، بدرالملوک، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، تهران، ابنسینا، ۱۳۴۷ش. | |||
* بهبهانی، سیمین، ''با مادرم همراه: زندگینامهٔ خودنوشت''، تهران، سخن، ۱۳۹۰ش. | |||
* پروین، ناصرالدین، «فخر عظمی ارغون»، مجله بخارا، شماره ۱۰۱، ۱۳۹۳ش. | |||
* پیرنیا، منصوره، ''سالار زنان ایران''، مریلند، مهر ایران، ۱۳۷۴ش. | |||
* حجازی، بنفشه، ''تذکرهٔ اندرونی''، تهران، قصیدهسرا، ۱۳۸۲ش. | |||
* «زندگینامه سیمین بهبهانی از زن تا کولی+عکس و اشعار»، خبرگزاری ایمنا، تاریخ درج مطلب: ۲۸ تیر ۱۳۹۹ش. | |||
* سنجابی، پریسا، «ارغون»، وبسایت دانشنامه تهران بزرگ، تاریخ بهروزرسانی: ۱۵ دی ۱۴۰۲ش. | |||
* «شعر ماه: جمال زن-فخرعظمی ارغوان»، وبلاگ مجله باغ بالا، تاریخ درج مطلب: ۳ اسفند ۱۴۰۰ش. | |||
* شیخالاسلامی، پری، ''زنان روزنامهنگار و اندیشمند ایران''، تهران، مؤلف، ۱۳۵۱ش. | |||
* «فخرعظمی»، وبسایت ادبیات اجتماعی ایران، تاریخ بازدید: ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ش. | |||
* «فخر عظمی ارغون؛ پیشگام جنبش زنان»، وبسایت آپارات، تاریخ بازدید: ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ش. | |||
* «فخرعظمی ارغون، فخر عادل خلعتبری–یکی از نخستین بانوان روزنامهنگار ایرانی و مادر سیمین بهبهانی»، وبسایت کاربانو، تاریخ بازدید: ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ش. | |||
* مشیرسلیمی، علیاکبر، ''زنان سخنور''، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علیاکبر علمی، ۱۳۳۵ش. | |||
{{پایان منابع}} | |||
{{جنبش زنان در ایران}} | |||
نسخهٔ کنونی تا ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۴۴

فخرعظمی ارغون؛ شاعر، روزنامهنگار و مادر سیمین بهبهانی.
فخرعظمی ارغون از شاعران، نویسندگان و پیشگامان فعال حقوق زنان، در ایران دورهٔ قاجار و اوایل پهلوی بود. در اشعار او مضامینی چون وطندوستی، آزادیخواهی، آگاهی اجتماعی، جایگاه و حقوق زنان و نقش آموزش در پیشرفت جامعه، پررنگ است. وی زبانی روشن و انتقادی داشت و شعر را ابزاری برای بیدارسازی اجتماعی میدانست. فخرعظمی در کنار فعالیتهای ادبی، حضوری جدی در عرصهٔ اجتماع داشت و با اشتغال در وزارت فرهنگ و معارف، تلاش برای گسترش آموزش زنان و دعوت آنان به مشارکت فرهنگی، نقشی مهم در تقویت حضور زنان در نهادهای رسمی و فرهنگی ایفا کرد. فخرعظمی ارغون، مادر سیمین بهبهانی، شاعر برجستهٔ معاصر ایرانی است.
تولد و خانواده
فخرعظمی ارغون یا فخرعادل خلعتبری، در سال ۱۲۷۷ش در تهران و در خانوادهای وابسته به طبقه صاحبمنصب و درباری به دنیا آمد. پدرش مرتضیقلیخان ارغون، ملقب به مکرمالسلطان، از افسران بلندپایهٔ قاجاری و وابسته به خاندان خلعتبری بود. مادرش قمرخانم، معروف به عظمتالسلطنه، از خاندانهای صاحبنفوذ قاجاری و نوادهٔ امیرتومان و امینالملک و از تبار امیرهدایتالله خان فومنی، حاکم نامدار گیلان، بود. پدر و مادر فخرعظمی به چند زبان از جمله عربی، ترکی، انگلیسی و فرانسه تسلط داشتند.[۱]
تحصیلات
قمرخانم، مادر فخرعظمی، همچون همسرش مرتضیقلیخان، به آموزش و سوادآموزی اعتقاد راسخ داشت و بر این باور بود که دخترش نیز، همانند دو پسر خانواده، باید از آموزش کامل برخوردار باشد. ازاینرو، برای فخرعظمی و دو برادرش معلمان سرخانهٔ ایرانی و فرانسوی استخدام کردند. کودکان این خانواده بهطور همزمان به فراگیری دیوانها و متون کهن ایرانی، زبان عربی، فقه، زبان فرانسه و علوم جدید پرداختند.[۲] فخرعظمی ادبیات فارسی، قرآن و زبان عربی را نزد آقا شیخ کاظم یزدی فراگرفت و علوم جدید از جمله فیزیک، شیمی، ریاضیات، هیئت و اندکی نجوم را از میرزاطالبخان بحرالعلوم آموخت. زبان فرانسه را نیز نزد معلمی سوئیسی به نام مادام مرون فراگرفت که سالها همراه همسرش در خانهٔ پدری فخرعظمی زندگی میکردند. پس از آن، وارد مدرسهٔ ژاندارک شد و در زمانی کوتاه دیپلم فرانسهٔ این مدرسه را دریافت کرد.[۳] افزون بر این، فخرعظمی آموزش موسیقی سنتی ایرانی را نزد بانویی کلیمی به نام خانم جان مشاق، دنبال کرد.[۴]
ازدواج
فخرعظمی در سال ۱۳۰۳ش با عباس خلیلی، مدیر روزنامه اقدام، ازدواج کرد.[۵] آشنایی آن دو از جایی آغاز شد که فخرعظمی غزلی انقلابی برای چاپ به روزنامه فرستاد. حاصل این ازدواج دختری به نام سیمین بود که بعدها از برجستهترین شاعران معاصر شد. این ازدواج در سال ۱۳۱۰ش به جدایی انجامید و فخرعظمی پس از آن زندگی مستقلتری را در عرصهٔ کار و فعالیت اجتماعی دنبال کرد.[۶]
بعد از مدتی، فخرعظمی ارغون با عادل خلعتبری، مدیر روزنامه آینده ایران، ازدواج کرد و به خواست همسرش نام خود را به فخر عادل، تغییر داد.[۷] او از این ازدواج صاحب سه فرزند به نامهای عادلنژاد (غوغا)، عادلدخت (ترانه) و عادلفر (سهراب) شد.[۸]
اندیشهها
فخرعظمی زنی متجدد و در عین حال پایبند به بخشهایی از سنت و مذهب بود و نسبت به دین، رویکردی عقلگرایانه و انتقادی داشت. او از مذهب چیزی را میپذیرفت که مطابق عقل و منطق مییافت و بخشهایی را که حاصل تفسیرهای نادرست و دخالتهای جاهلانه میدانست، نقد میکرد. در نگاه او، تجدد بهمعنای گسست کامل از سنت نبود، بلکه بهمعنای پالایش سنت و همساز کردن آن با حقوق زنان، آموزش عمومی و عدالت اجتماعی بود.[۹]
مضمون اشعار فخرعظمی بیشتر اجتماعی، میهنی، عدالتخواهانه و در پیوند با نابسامانیهای زمانه، استبداد، اشغال بیگانگان و محرومیت فرودستان است. همچنین شعر او از نظر زبانی ساده، روان و نزدیک به زبان محاوره است و از تعقید و تکلّف لفظی و معنوی بهدور توصیف شده است.[۱۰] او در بسیاری از اشعار، زنان را به سوادآموزی، حضور اجتماعی و مطالبهٔ حق فرامیخوانَد و جمال زن را در خِرد، آگاهی و مشارکت فعال اجتماعی میبیند، نه در ظاهر و آرایش.[۱۱]
فعالیتها
فعالیتهای فخرعظمی ارغون حوزههای متنوعی از شعر و ادب، روزنامهنگاری، آموزش و کنشگری زنان را دربر میگیرد.[۱۲]
روزنامهنگاری و مطبوعات
فخرعظمی ارغون فعالیت مطبوعاتی خود را با همکاری در روزنامهٔ اقدام آغاز کرد و سپس با نشریهٔ آینده ایران همکاری گستردهتری یافت. او مقالات و اشعار خود را نخست با نام فخرعظمی و سپس با نام فخر عادل، منتشر میکرد.[۱۳] ارغون از حدود سال ۱۳۱۱ خورشیدی به سردبیری روزنامه آینده ایران، رسید و در این جایگاه، نقشی مؤثر در جهتدهی به رویکرد فرهنگی و اجتماعی آن ایفا کرد.[۱۴] افزون بر این، در سال ۱۳۱۴ خورشیدی با انتشار و مدیریت مجلهٔ بانوان، که با عنوان نامهٔ بانوان نیز شناخته میشد، بستری برای طرح مسائل زنان، خانواده و تحولات فرهنگی روز فراهم آورد.[۱۵]
شعر و ادبیات
ارغون در حوزهٔ شعر، با سرودن غزلهایی با مضامین اجتماعی، میهنی و زنمحور، جایگاهی برجسته در میان شاعران دورهٔ مشروطه بهدستآورد. او اشعار خود را غالباً با تخلّص فخری، منتشر میکرد و از شعر بهعنوان ابزاری برای بیان دغدغههای اجتماعی و دفاع از جایگاه زنان بهره میبرد.[۱۶] حضور فعال او در انجمنهای ادبی، از جمله انجمن ادبی دانشوران، زمینهٔ تعامل او با چهرههای برجستهای چون سعید نفیسی، ملکالشعرای بهار، رشید یاسمی و شهریار را فراهم ساخت. این محافل ادبی، که با همراهی همسرش عادل خلعتبری برگزار میشد، نقش مهمی در شکلگیری هویت ادبی و فکری او داشت.[۱۷]
آموزش و تدریس
در کنار فعالیتهای مطبوعاتی و ادبی، ارغون به تدریس زبان نیز اشتغال داشت. او زبان فرانسه را در مدرسه ناموس و دارالمعلمات و نیز مدرسهٔ نوباوگان تدریس میکرد[۱۸] و مدتی نیز به آموزش زبان عربی در دبیرستان پهلوی پرداخت. فعالیت آموزشی او با هدفی فراتر از تدریس صرف همراه بود و در راستای ترویج آموزش دختران و تقویت جایگاه علمی زنان دنبال میشد.[۱۹] او در سال ۱۳۱۶ خورشیدی، در دورهای که حضور زنان در ساختارهای رسمی آموزشی محدود بود، بهعنوان معاون تعلیمات نسوان در وزارت فرهنگ و معارف استخدام شد و در این سمت، به جذب و سازماندهی زنان برای مشارکت در امور آموزشی پرداخت.[۲۰] همچنین مدیریت مدرسهٔ زنان بزرگسال را برای سالها بر عهده داشت و با وجود دشواریهای مالی، از سر تعهد به آموزش، فعالیت آن را ادامه داد. برگزاری کلاسهای حقوقی و نشستهای ادبی از دیگر اقدامات او برای ارتقای آگاهی و مشارکت فرهنگی زنان بهشمار میرفت.[۲۱]
عضویت در انجمنها

ارغون از بنیانگذاران هستهٔ مرکزی جمعیت نسوان وطنخواه بود و در فاصلهٔ سالهای ۱۳۰۴ تا ۱۳۰۸ خورشیدی، همراه با زنانی چون نورالهدی منگنه، محترم اسکندری، ملوک اسکندری و فخرآفاق پارسا، در پیشبرد اهداف این جمعیت نقش داشت. این انجمن با هدف ارتقای سطح سواد زنان، آموزش مهارتهای حرفهای و هنری، حمایت از زنان بیسرپرست و تقویت استقلال اجتماعی آنان فعالیت میکرد.[۲۲] پس از تعطیلی این جمعیت در زمان رضاشاه، ارغون به عضویت فعال کانون بانوان درآمد و در کنار چهرههایی چون صدیقه دولتآبادی، هاجر تربیت، فاطمه سیاح، مهکامه محصص و بدرالملوک بامداد به فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی ادامه داد.[۲۳]
فعالیتهای ارغون در سالهای بعد نیز استمرار یافت و او پس از شهریور ۱۳۲۰ش به عضویت حزب دموکرات ایران درآمد و در انتشار نشریهٔ آزادی خلق مشارکت داشت. او حتی پس از بازنشستگی و در دورهٔ اقامت خارج از کشور، پیوند خود را با فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی حفظ کرد و همچنان در مسیر آگاهیبخشی و ارتقای جایگاه فرهنگی و اجتماعی زنان کوشید.[۲۴]
آثار
آثار فخرعظمی ارغون در سه حوزهٔ اصلیِ شعر، ترجمه و نوشتههای مطبوعاتی و داستانی قابل بررسی است.
آثار شعری
از فخرعظمی حدود ۱۵۰ قطعه شعر در قالبهای گوناگون، از جمله غزل، رباعی، قصیده و ترجیعبند باقی مانده است. این شعرها غالباً در جراید و مجلات دورهٔ مشروطه و پهلوی اول منتشر شدهاند. مضامین اصلی اشعار او میهندوستی، آزادیخواهی، نقد استبداد و فساد، حمایت از کارگران و فرودستان و دفاع از حقوق و آموزش زنان است. از شعرهای مشهور او میتوان به قطعاتی مانند مهر میهن، درد وطن و پاینده باد ایران، اشاره کرد. نمونههایی از اشعار او با تخلّص فخری در مجموعههایی مانند با مادرم همراه، (کتاب زندگینامه سیمین بهبهانی) و نیز در تذکرهها و تارنماهای ادبی و آرشیوهای متنباز درج شده است.[۲۵]
ترجمهها
فخرعظمی علاوه بر سرودن شعر، به ترجمهٔ ادبی نیز پرداخته است. او شماری از اشعار و متون شاعران و نویسندگان انگلیسی و فرانسوی را به فارسی برگردانده است.[۲۶]
نوشتههای مطبوعاتی و داستانی
بخش مهمی از آثار فخرعظمی، مقالات و نوشتههای او در روزنامهها و مجلات است که در حوزهٔ مسائل زنان، آموزش، خانواده، انتقاد اجتماعی و سیاست روز بهصورت پراکنده در آرشیو مطبوعات بهجا مانده است. در کنار این مقالات، داستانهایی نیز از او ثبت شده که در آنها به سختیهای زندگی دختران و زنان، از جمله موضوع ازدواج اجباری، پرداخته و تجربهٔ زنانه را از زاویهای انتقادی و اجتماعی روایت کرده است.[۲۷]
درگذشت
فخرعظمی ارغون در سال ۱۳۳۷ش، پس از بازنشستگی، بهمنظور دیدار دو پسرش، عادلنژاد و عادلفر، راهی آمریکا شد و سرانجام در ۲۸ اسفند ۱۳۴۴ش، در شهر واشینگتن چشم از جهان فروبست. بنا بر وصیت خودش، پیکرش پس از مرگ به ایران منتقل شد و در گورستان ابنبابویه، کنار پدر و مادرش، به خاک سپرده شد. بر سنگ مزار او این جمله «فخرعظمی ارغون، مدافع حقوق زنان» نقش بسته است.[۲۸]
نمونهای از اشعار فخرعظمی ارغون
شعر جمالِ زن از فخرعظمی ارغون، با نگاهی اجتماعی، زیبایی زن را فراتر از ظاهر دانسته و آن را در خرد، شخصیت، آگاهی و نقش سازندهٔ او در جامعه معنا میکند:[۲۹]
همچنین غزلی از فخرعظمی که در روزنامهٔ اقدام منتشر و سرآغاز آشنایی او با عباس خلیلی شد، شعری انقلابی و جسورانه است که با لحنی صریح به اعتراض اجتماعی میپردازد و روحیهٔ آزادیخواهی و مبارزه با استبداد را بازتاب میدهد:
پانویس
- ↑ بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، ۱۳۴۷ش، ص۳۷.
- ↑ پیرنیا، سالار زنان ایران، 1374ش، ص65.
- ↑ مشیرسلیمی، زنان سخنور، تهران، 1335ش، ص33.
- ↑ «فخرعظمی»، وبسایت ادبیات اجتماعی ایران.
- ↑ «ازدواج میرزا عباس خلیلی با فخرعظمی ارغون»، پایگاه جامع تاریخ.
- ↑ «فخرعظمی ارغون، فخر عادل خلعتبری–یکی از نخستین بانوان روزنامهنگار ایرانی و مادر سیمین بهبهانی»، وبسایت کاربانو.
- ↑ بهبهانی، با مادرم همراه: زندگینامه خودنوشت، 1390ش، ص214.
- ↑ «فخرعظمی ارغون، فخر عادل خلعتبری–یکی از نخستین بانوان روزنامهنگار ایرانی و مادر سیمین بهبهانی»، وبسایت کاربانو.
- ↑ بهبهانی، با مادرم همراه: زندگینامه خودنوشت، 1390ش، ص411.
- ↑ سنجابی، «ارغون»، وبسایت دانشنامه تهران بزرگ.
- ↑ «شعر ماه: جمال زن-فخرعظمی ارغوان»، وبلاگ مجله باغ بالا.
- ↑ «فخر عظمی ارغون؛ پیشگام جنبش زنان»، دقیقه 10-15، وبسایت آپارات.
- ↑ پروین، «فخر عظمی ارغون»، 1393ش، ص140.
- ↑ پروین، «فخر عظمی ارغون»، 1393ش، ص140.
- ↑ پروین، «فخر عظمی ارغون»، 1393ش، ص143.
- ↑ پروین، «فخر عظمی ارغون»، 1393ش، ص139.
- ↑ سنجابی، «ارغون»، وبسایت دانشنامه تهران بزرگ.
- ↑ «زندگینامه سیمین بهبهانی از زن تا کولی+عکس و اشعار»، خبرگزاری ایمنا.
- ↑ بهبهانی، با مادرم همراه: زندگینامه خودنوشت، 1390ش، ص208.
- ↑ بهبهانی، با مادرم همراه: زندگینامه خودنوشت، 1390ش، ص208.
- ↑ حجازی، تذکرهٔ اندرونی، 1382ش، ص152.
- ↑ شیخالاسلامی، زنان روزنامهنگار و اندیشمند ایران، 1351ش، ص145-146.
- ↑ بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، ۱۳۴۷ش، ص38.
- ↑ «فخرعظمی ارغون، فخر عادل خلعتبری–یکی از نخستین بانوان روزنامهنگار ایرانی و مادر سیمین بهبهانی»، وبسایت کاربانو.
- ↑ سنجابی، «ارغون»، وبسایت دانشنامه تهران بزرگ.
- ↑ مشیرسلیمی، زنان سخنور، تهران، 1335ش، ص35-38.
- ↑ «فخرعظمی ارغون، فخر عادل خلعتبری–یکی از نخستین بانوان روزنامهنگار ایرانی و مادر سیمین بهبهانی»، وبسایت کاربانو.
- ↑ سنجابی، «ارغون»، وبسایت دانشنامه تهران بزرگ.
- ↑ «فخرعظمی ارغون، فخر عادل خلعتبری–یکی از نخستین بانوان روزنامهنگار ایرانی و مادر سیمین بهبهانی»، وبسایت کاربانو.
منابع
- «ازدواج میرزا عباس خلیلی با فخرعظمی ارغون»، پایگاه جامع تاریخ، تاریخ بازدید: ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ش.
- بامداد، بدرالملوک، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، تهران، ابنسینا، ۱۳۴۷ش.
- بهبهانی، سیمین، با مادرم همراه: زندگینامهٔ خودنوشت، تهران، سخن، ۱۳۹۰ش.
- پروین، ناصرالدین، «فخر عظمی ارغون»، مجله بخارا، شماره ۱۰۱، ۱۳۹۳ش.
- پیرنیا، منصوره، سالار زنان ایران، مریلند، مهر ایران، ۱۳۷۴ش.
- حجازی، بنفشه، تذکرهٔ اندرونی، تهران، قصیدهسرا، ۱۳۸۲ش.
- «زندگینامه سیمین بهبهانی از زن تا کولی+عکس و اشعار»، خبرگزاری ایمنا، تاریخ درج مطلب: ۲۸ تیر ۱۳۹۹ش.
- سنجابی، پریسا، «ارغون»، وبسایت دانشنامه تهران بزرگ، تاریخ بهروزرسانی: ۱۵ دی ۱۴۰۲ش.
- «شعر ماه: جمال زن-فخرعظمی ارغوان»، وبلاگ مجله باغ بالا، تاریخ درج مطلب: ۳ اسفند ۱۴۰۰ش.
- شیخالاسلامی، پری، زنان روزنامهنگار و اندیشمند ایران، تهران، مؤلف، ۱۳۵۱ش.
- «فخرعظمی»، وبسایت ادبیات اجتماعی ایران، تاریخ بازدید: ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ش.
- «فخر عظمی ارغون؛ پیشگام جنبش زنان»، وبسایت آپارات، تاریخ بازدید: ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ش.
- «فخرعظمی ارغون، فخر عادل خلعتبری–یکی از نخستین بانوان روزنامهنگار ایرانی و مادر سیمین بهبهانی»، وبسایت کاربانو، تاریخ بازدید: ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ش.
- مشیرسلیمی، علیاکبر، زنان سخنور، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علیاکبر علمی، ۱۳۳۵ش.