پرش به محتوا

صدیقه دولت‌آبادی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران‌پدیا
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''{{درشت|صدیقه دولت‌آبادی}}'''؛ نویسنده، روزنامه‌نگار و از پیشگامان جنبش زنان در ایران در دوران مشروطه و پهلوی اول.
{{جعبه اطلاعات افراد
| تصویر            =  صدیقه دولت‌آبادی.png
| زیرنویس تصویر    = تصویر صدیقه دولت‌آبادی
| image_alt        = صدیقه دولت‌آبادی
| فایل پادکست      =
| حجم فایلپادکست    =
| تاریخ پادکست      =
| زیرنویس عنوان    = روزنامه‌نگار و از پیشگامان جنبش زنان در ایران


'''صدیقه دولت‌آبادی''' از فعالان حقوق زنان، روزنامه‌نگاران و روشنفکران ایران در دوران مشروطه و پهلوی اول بود که نقش مهمی در شکل‌گیری جنبش زنان ایفا کرد. او با تأسیس مدارس دخترانه و انتشار نشریه زبان زنان، برای گسترش آموزش، افزایش آگاهی اجتماعی و دفاع از برابری حقوقی زنان تلاش کرد. دولت‌آبادی همچنین از نخستین زنان ایرانی بود که در کنگره‌های بین‌المللی زنان شرکت کرد و دیدگاه‌های زنان ایران را در سطح جهانی مطرح ساخت. فعالیت‌های فرهنگی، آموزشی و اجتماعی او در شرایطی انجام شد که زنان در جامعهٔ ایران، با محدودیت‌های گسترده‌ای روبه‌رو بودند، از این‌رو اقدامات او تأثیر مهمی در تغییر نگرش جامعه نسبت به جایگاه زنان داشت. به‌همین دلیل، او یکی از پیشگامان اصلی جریان تجددخواهی و ارتقای جایگاه اجتماعی زنان در تاریخ معاصر ایران به‌شمار می‌رود.
| نام              = صدیقه
| نام خانوادگی      = دولت‌آبادی
| زادهٔ              = ۱۲۶۱
| ناپدید شدن        =
| درگذشت            = ۶ مرداد ۱۳۴۰


== تولد و خانواده<ref group="دیدگاه">لطفا منابع این بخش را دقیق چک کنید؛ برخی مطالب را نتوانستم در منبع بیابم و یا لااقل مبهم بود. مواردی را درج کرده ام.</ref> ==
| علت مرگ          = [[سرطان]]
صدیقه دولت‌آبادی در سال ۱۲۶۱ شمسی در اصفهان به‌دنیا آمد. او دختر میرزا هادی دولت‌آبادی اصفهانی و خاتمه بیگم بود و در خانواده‌ای با شش فرزند، شامل یک خواهر و پنج برادر، پرورش یافت. مشهورترین برادر او یحیی دولت‌آبادی، نویسندهٔ معاصر و از چهره‌های تأثیرگذار در انقلاب مشروطه بود که کتاب حیات یحیی، از آثار او است.<ref>دولت‌آبادی، حیات یحیی، 1361ش، ج1، ص12 و 13.</ref> پدر صدیقه و برادرانش لباس روحانیت بر تن داشتند. برخی منابع، او را در خانواده‌ای مذهبی پرورش‌یافته دانسته‌اند، اما گروهی از مورخان بر این باورند که خاندان دولت‌آبادی با وجود پوشیدن لباس روحانیت، به فرقه‌های بابی یا ازلی منتسب بودند و اعتقادی به دین تشیع نداشتند.<ref>دولت‌آبادی، حیات یحیی، 1361ش، ج4، ص401.</ref><ref group="دیدگاه">در این صفحه از منبع چنین چیزی یافت نشد</ref> بر اساس برخی گزارش‌ها، میرزا هادی دولت‌آبادی نیابت میرزا یحیی صبح ازل، رئیس فرقه ازلیان، را بر عهده داشت و بعدها این نیابت را به پسرش یحیی واگذار کرد.<ref>تاظم‌الاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، 1377ش و 1376ش، بخش اول، ص649.</ref> یحیی دولت‌آبادی در کتاب خود از بابیان و بهائیان تمجید کرده و آنان را انسان‌هایی مظلوم معرفی می‌کند که توسط مراجع دینی شیعه در اصفهان مورد آزار قرار می‌گرفتند.<ref>دولت‌آبادی، حیات یحیی، 1361ش، ج1، ص316-318.</ref> به گفتهٔ او، مردم اصفهان به‌صورت دسته‌جمعی برای قتل خانوادهٔ دولت‌آبادی قیام کردند و کنسول روسیه با اعزام نیروهای مسلح از این خانواده دفاع کرد.<ref>دولت‌آبادی، حیات یحیی، 1361ش، ج1، ص311 و 320.</ref> این واقعه نشان‌دهندهٔ ارتباط نزدیک این خانواده با منافع روسیه در ایران بود.<ref>دولت‌آبادی، حیات یحیی، 1361ش، ج1، ص263.</ref><ref group="دیدگاه">منبع را چک کنید، من چنین مطلبی ندیدم.</ref> یحیی دولت‌آبادی در کتاب خود، مسبب اصلی حملهٔ مردم به آنها را، محمدتقی آقا نجفی اصفهانی دانسته است.<ref>دولت‌آبادی، حیات یحیی، 1361ش، ج1، ص319.</ref> شیخ فضل‌الله نوری،<ref>دولت‌آبادی، حیات یحیی، 1361ش، ج2، ص82.</ref><ref group="دیدگاه">در این صفحه از شیخ فضل الله صحبت شده است ولی چنین مطلبی ندیدم لطفا چک کنید</ref> سید عبدالله بهبهانی<ref>دولت‌آبادی، حیات یحیی، 1361ش، ج2، ص216-218.</ref><ref group="دیدگاه">هکذا</ref> و اطرافیان سیدمحمد طباطبایی نیز از جمله کسانی بودند که اتهام بابی‌گری را متوجه خانوادهٔ دولت‌آبادی می‌کردند.<ref>دولت‌آبادی، حیات یحیی، 1361ش، ج1، ص263.</ref><ref group="دیدگاه">منبع گویای این اتهام نیست مسئله فساد عقیده آمده است.</ref>
| مدفن              = [[امامزاده اسماعیل زرگنده]]، تهران
| محل زندگی        =
| ملیت              = ایرانی
| دیگر نام‌ها        =
| تحصیلات            = تعلیم و تربیت
| محل تحصیل        = [[دانشگاه سوربون]]، [[پاریس]]
| شناخته‌شده برای   = پیشگامی در [[جنبش زنان ایران]]{{سخ}}انتشار نشریه [[زبان زنان]]


== تحصیلات<ref group="دیدگاه">فقط جمله مربوط به تحصیلات اوست و بقیه ماجرای ازدواج و زمینه فعالیت های است. لطفا مطلب مربوط به هر بحث را در جای مناسب خودش قرار دهید.</ref> ==
| آثار              = آداب معاشرت در مجامع عمومی{{سخ}}زندگی من
صدیقه دولت‌آبادی خواندن و نوشتن را در محیط خانواده و نزد پدر و برادرانش آموخت. او در سن پانزده‌سالگی با مردی به نام حسین اعتضاد ملقب به اعتضادالحکماء، حکیم دربار، ازدواج کرد، اما این ازدواج مدت زیادی دوام نیاورد و بدون فرزند به جدایی انجامید.<ref>رجبی، مشاهیر زنان ایرانی و پارسی گوی از آغاز تا مشروطه، 1374ش، ص142.</ref> شکست در این ازدواج، تأثیر عمیقی بر نگرش او نسبت به جنس مرد گذاشت و موجب شد در فعالیت‌های بعدی خود اصرار داشته باشد که در روزنامه‌اش تنها مقالاتی از زنان به چاپ برسد و حتی مقالات مردان در موضوعات مشابه را منتشر نکند.<ref>خسرو پناه، هدف‌ها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی، 1381ش، ص241.</ref>
| منصب              = سرپرست [[کانون بانوان]]
| دوره              =
| پس از            =
| پیش از            =
| همسر              = [[حسین اعتضاد]] (اعتضادالحکماء)
| فرزندان          =
| پدر              = میرزا هادی دولت‌آبادی
| مادر              = خاتمه بیگم
| خویشاوندان        = یحیی دولت‌آبادی (برادر)


== وضعیت مالی و اجتماعی<ref group="دیدگاه">این مطالب برخی فعالیت های او هستند. وضعیت مالی و اجتماعی را در خانواده اضافه کنید</ref> ==
| جوایز            =
دولت‌آبادی از خانواده‌ای با نفوذ و متمول بود. او با اتکا به ثروت خانوادگی توانست در شرایطی که داشتن روزنامه سیاسی حتی برای مردان دشوار بود، نشریهٔ خود را به ارگان سیاسی زنان تجددطلب ایران تبدیل کند.<ref>خسرو پناه، هدف‌ها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی، 1381ش، ص133.</ref><ref group="دیدگاه">منبع را بررسی کنید. در این صفحه این مطلب را نیافتم</ref> در سال ۱۲۹۷ش، با استفاده از همین امکانات مالی، انجمنی به نام شرکت خواتین اصفهان، تأسیس کرد و دو سال بعد نیز شرکت آزمایش بانوان را راه‌اندازی کرد که که هدف آن ترویج خودکفایی و مبارزه با مصرف کالاهای خارجی بود.<ref>بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، 1347ش، ص51.</ref> برخی نویسندگان معتقدند این انجمن‌ها برای زمینه‌سازی بی‌حجابی در میان زنان تشکیل شده بودند. از جمله قوانین خاص این شرکت آن بود که اگر دختری در سن پایین ازدواج می‌کرد، حق ادامهٔ همکاری با شرکت را نداشت.<ref>خسرو پناه، هدف‌ها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی، 1381ش، ص81.</ref><ref group="دیدگاه">مطلب در این صفحه از منبع یافت نشد</ref>
| افتخارات          =
| درجه نظامی        =
| درجه علمی        =
}}
'''{{درشت|صدیقه دولت‌آبادی}}'''؛ روزنامه‌نگار و از پیشگامان جنبش زنان در دوران مشروطه و پهلوی اول.


با توجه به منابع تاریخی، تشکیل شرکت خوانین اصفهان و تلاش‌های صدیقه دولت‌آبادی برای ترویج بی‌حجابی، از اقدامات مهم و پیشگامانه در مسیر احقاق حقوق زنان در ایران بود و با وجود مخالفت‌های گستردهٔ سنت‌گرایان، این فعالیت‌ها نقش مؤثری در شکل‌گیری جنبش زنان و تغییر نگرش جامعه نسبت به حضور اجتماعی زنان ایفا کرد و زمینه را برای پیشرفت نسل‌های بعدی فراهم ساخت.<ref>[https://tarikh.inoor.ir/fa/event/page/1M117H/ترویج_بی_حجابی_توسط_صدیقه_دولت_آبادی «ترویج بی‌حجابی توسط صدیقه دولت‌آبادی»، پایگاه جامع تاریخ.]</ref><ref group="دیدگاه">لحن و ادبیات این متن به‌گونه‌ای است که این کار او را مثبت و سفید معرفی می‌کند.</ref>
صدیقه دولت‌آبادی از فعالان [[حقوق زن|حقوق زنان]]، [[روزنامه‌نگار|روزنامه‌نگاران]] و روشنفکران [[ایران]] در [[دوره مشروطه|دوران مشروطه]] و [[پهلوی اول]] بود. او در [[خانواده مذهبی|خانواده‌ای مذهبی]] در [[اصفهان]] زاده شد، از پایه‌گذاران مدارس دخترانهٔ نوین بود و در سال ۱۲۹۹ش نشریهٔ ''[[زبان زنان]]'' را منتشر کرد. دولت‌آبادی [[آموزش]] را شرط اصلی پیشرفت زنان می‌دانست و باور داشت [[زن]] باسواد می‌تواند [[همسر]] و [[مادر]] کارآمدتری باشد. وی نقش سنتی زن را در قالب [[مادری]] و [[همسری]] می‌پذیرفت، اما خواهان ایفای آن با آگاهی، [[عزت‌نفس]] و [[مشارکت اجتماعی]] بیشتر بود. دولت‌آبادی در انجمن‌های زنان دورهٔ مشروطه، چند کنگرهٔ بین‌المللی زنان و [[کانون بانوانِ]] دورهٔ [[رضاشاه]] حضور داشت و از حامیان و مؤثران در سیاست [[کشف حجاب]] آن دوره به‌شمار می‌رود.


== فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی ==
== تولد و خانواده ==
=== انجمن‌های سری ===
صدیقه دولت‌آبادی در سال ۱۲۶۱ش در اصفهان به‌دنیا آمد. او دختر [[سید هادی دولت‌آبادی|میرزا هادی دولت‌آبادی اصفهانی]] و خاتمه بیگم بود<ref>[https://rch.ac.ir/article/Details/11128 رضاقلی‌زاده، «دولت‌آبادی، صدیقه»، وب‌سایت دانشنامه جهان اسلام.]</ref> و در خانواده‌ای با شش [[فرزند]]، شامل یک [[خواهر]] و پنج [[برادر]]، پرورش یافت. مشهورترین برادر او [[یحیی دولت‌آبادی]]، نویسندهٔ معاصر و از چهره‌های تأثیرگذار در [[انقلاب مشروطه]] بود. پدر و برادران صدیقه [[لباس روحانیت]] بر تن داشتند. برخی منابع، او را در خانواده‌ای مذهبی پرورش‌یافته دانسته‌اند،<ref>دولت‌آبادی، حیات یحیی، 1361ش، ج1، ص11 و 12.</ref> اما گروهی از مورخان بر این باورند که خاندان دولت‌آبادی با وجود پوشیدن لباس روحانیت، به فرقه‌های [[بابیه|بابی]] یا [[ازلیان|ازلی]] منتسب بودند و اعتقادی به [[مذهب تشیع]] نداشتند. بر اساس برخی گزارش‌ها، میرزا هادی دولت‌آبادی نیابت [[میرزا یحیی صبح ازل]]، رئیس فرقه ازلیان، را بر عهده داشت و بعدها این نیابت را به پسرش یحیی واگذار کرد. یحیی دولت‌آبادی در کتاب خود از بابیان و [[بهائیان]] تمجید کرده و آنان را انسان‌هایی مظلوم معرفی می‌کند. [[محمدتقی آقانجفی اصفهانی]]، [[شیخ فضل‌الله نوری]] و [[سید عبدالله بهبهانی]] اتهام بابی‌گری را متوجه خانوادهٔ دولت‌آبادی می‌کردند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/172108/زمینه-سازی-کشف-حجاب-در-ایران-نقش-صدیقه-دولت-ابادی رمضان نرگسی، «زمینه‌سازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص125-128.]</ref>
در دوران مشروطه، انجمن‌های سری و ماسونی رونق بسیاری داشتند و بسیاری از آزادی‌خواهان و تجددطلبان از اعضای این محافل بودند. به موازات این انجمن‌های مردانه، زنان تجددطلب نیز، انجمن‌هایی تأسیس کردند که معمولاً زنان و دختران شاه یا وابستگان رجال سیاسی در آن عضویت داشتند. صدیقه دولت‌آبادی در این انجمن‌های مخفی شرکت می‌کرد و سمت منشی انجمن مخدرات وطن را بر عهده داشت.<ref>بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، 1347ش، ص15.</ref>


انجمن مخدرات وطن در سال ۱۲۸۸ خورشیدی تشکیل شد و اعضای آن به زنان و دختران فعالان سیاسی، زنان دربار، اعیان و اشراف محدود می‌شد. ریاست این انجمن بر عهدهٔ آغابیگم دختر شیخ هادی نجم‌آبادی بود. این انجمن برای اولین بار در ایران اقدام به برگزاری مجالس ساز و رقص (گاردن پارتی) کرد که در آن، در کنار سخنرانی، نمایشنامه و برنامه‌های تفریحی توسط ارمنی‌ها اجرا می‌شد. به‌همین دلیل، با مخالفت صریح علما و اقشار مذهبی مواجه شد.<ref>خسرو پناه، هدف‌ها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی، 1381ش، ص151-152.</ref>
== تحصیلات و ازدواج ==
صدیقه دولت‌آبادی خواندن و نوشتن را در محیط خانواده و نزد پدر و برادرانش آموخت. او در سن پانزده‌سالگی با مردی به نام حسین اعتضاد ملقب به اعتضادالحکماء، حکیم دربار، [[ازدواج]] کرد، اما این ازدواج مدت زیادی دوام نیاورد و بدون فرزند به جدایی انجامید.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/864926/فعالیت-های-فرهنگی-اجتماعی-و-سیاسی-صدیقه-دولت-ابادی باقری، «فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی صدیقه دولت‌آبادی»، 1390ش، ص248.]</ref> بر پایه برخی تحلیل‌ها، شکست در این ازدواج، تأثیر عمیقی بر نگرش او به جنس [[مرد]] گذاشت و موجب شد در روزنامه‌اش تنها مقالاتی از زنان به چاپ برسد و مقالات مردان را منتشر نکند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/357293/صدیقه-دولت-ابادی-زبان-گویای-زنان خسروپناه، «صدیقه دولت‌آبادی، زبان گویای زنان»، 1382ش، ص52.]</ref>


صدیقه دولت‌آبادی همچنین در انجمن حریت زنان، عضویت داشت که انجمنی مختلط بود و مردان نیز در جلسات آن شرکت می‌کردند. محترم اسکندری، هما محمودی، شمس‌الملوک جواهرالکلام، [[افتخارالسلطنه]] و [[تاج‌السلطنه]] از دیگر اعضای این انجمن بودند.<ref>خسرو پناه، هدف‌ها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی، 1381ش، ص221.</ref>
== دیدگاه صدیقه دولت‌آبادی دربارهٔ زنان و نقش مادری ==
صدیقه دولت‌آبادی [[عقل]] و دانش را حافظ [[جایگاه زن|مقام زن]] می‌دانست. با وجود تأکید بر تحصیل و [[سوادآموزی]]، نهایتاً نقش سنتی زن را نفی نمی‌کرد، بلکه در سخنرانی‌ها و مقالات وی که در روزنامه [[زبان زنان]] به چاپ رسیده است و در مکاتبات با اقوام همیشه بر این مسئله تأکید می‌کرد که زن باسواد می‌تواند بانو و مادر بهتری باشد. از نظر صدیقه نقش اول زن، همان نقشِ همیشگی و سنتی او است، منتها با آزادی بیشتر که باید از طریق تحصیل به دست آید. ایده‌های او برای زن عبارت بود از: رفاقت با شوهر، بردباری در زندگی، پرستاری افراد، نگهداری افرادِ خانواده، دقت در [[نظم]] و [[تربیت]]، به‌کار بردنِ علم صرفه‌جویی و ترحم به زیردستان. دولت‌آبادی مقام زن را مقدس می‌دانست و برای او [[عفت]] و عزت‌نفس ذاتی قائل بود و علو مقام او را بسته به انجام وظایفی می‌دانست که تلویحاً در وجود او نهاده شده بود.<ref>[https://www.cgie.org.ir/popup/fa/system/contentprint/218601 «بانوی تربیت»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های اسلامی و ایرانی.]</ref>


=== تأسیس مدارس دخترانه ===
== صدیقه دولت‌آبادی در جنبش زنان ایران ==
صدیقه دولت‌آبادی در سال ۱۲۹۴ خورشیدی، مدرسهٔ دخترانهٔ ام‌المدارس را در اصفهان تأسیس کرد. مدیریت این مدرسه بر عهده بدرالدجی، از فارغ‌التحصیلان مدرسه دخترانه آمریکایی تهران، بود.<ref>خسرو پناه، هدف‌ها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی، 1381ش، ص221.</ref> در بسیاری از مدارس جدید آن دوره، ارزش‌ها و هنجارهای دینی رعایت نمی‌شد. مهرتاج درخشان در گزارشی که در روزنامهٔ زبان زنان منتشر کرد، بسیاری از مدارس دخترانه را مراکز مفاسد اخلاقی خواند و نوشت که تخم رشوت‌گیری و رشوت‌دهی از روز اول در ذهن دختران کاشته می‌شود.<ref>روزنامه زبان زنان، سال 1، شماره 9، شنبه 21 ثفر، 1338ق، ص 4.</ref>
دولت‌آبادی از خانواده‌ای بانفوذ و متمول بود. او با اتکا به ثروت خانوادگی توانست در شرایطی که داشتن روزنامه سیاسی حتی برای مردان دشوار بود، نشریهٔ خود را به ارگان سیاسی زنان تجددطلب [[ایران]] تبدیل کند. در سال ۱۲۹۷ش، انجمنی به نام [[شرکت خواتین اصفهان]]، تأسیس کرد و دو سال بعد نیز [[شرکت آزمایش بانوان]] را راه‌اندازی کرد که که هدف آن ترویج خودکفایی و مبارزه با مصرف کالاهای خارجی بود. برخی نویسندگان معتقدند این انجمن‌ها برای زمینه‌سازی بی‌حجابی میان زنان تشکیل شده بودند. از جمله قوانین خاص این شرکت آن بود که اگر دختری در سن پایین ازدواج می‌کرد، حق ادامهٔ همکاری با شرکت را نداشت.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/108709/زنان-در-تاریخ-معاصر-صدیقه-دولت-آبادی رمضان نرگسی، «زنان در تاریخ معاصر؛ صدیقه دولت‌آبادی»، پرتال جامع علوم انسانی.]</ref>


مدرسهٔ صدیقه دولت‌آبادی به‌دلیل عدم رعایت شئونات دینی و قوانین معارف تعطیل شد و خود او نیز به مدت سه ماه در وزارت فرهنگ زندانی شد. از خانواده‌اش تعهد گرفتند که پس از این در چنین فعالیت‌هایی شرکت نکند.<ref>فرخ‌زاد، دانشنامه زنان فرهنگ ساز ایران و جهان، 1378ش، ج1، ص875.</ref> اما او دست از کار نکشید و پس از آزادی، دبستان دخترانهٔ دیگری به نام مکتب‌خانه شرعیات با مدیریت بتول کاوه تأسیس کرد که آن نیز به سرنوشت مدرسهٔ پیشین دچار شد.<ref>خسرو پناه، هدف‌ها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی، 1381ش، ص222.</ref><ref group="دیدگاه">این ادبیات سبب میشود که این اقدام جسورانه و شجاعانه برداشت شود.
با توجه به منابع تاریخی، تشکیل شرکت خوانین اصفهان از جمله اقدامات مهم و پیشگامانه در مسیر احقاق حقوق زنان در ایران به‌شمار می‌رفت. در این میان، هرچند تلاش‌های صدیقه دولت‌آبادی برای گسترش آموزش، افزایش آگاهی، و تقویت جایگاه اجتماعی زنان نقش قابل توجهی در شکل‌گیری جنبش زنان و تغییر نگرش جامعه به [[حضور اجتماعی زنان|حضور اجتماعی]] آنان ایفا کرد،<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/864926/فعالیت-های-فرهنگی-اجتماعی-و-سیاسی-صدیقه-دولت-ابادی باقری، «فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی صدیقه دولت‌آبادی»، 1390ش، ص247-248.]</ref> اما حضور زنان در [[جامعه]] و ترویج [[بی‌حجابی]] از سوی او، از دید بسیاری از اقشار جامعه، اقدامی نادرست تلقی شد و با مخالفت‌های گستردهٔ سنت‌گرایان مواجه گردید.<ref>[https://tarikh.inoor.ir/fa/event/page/1M117H/ترویج_بی_حجابی_توسط_صدیقه_دولت_آبادی «ترویج بی‌حجابی توسط صدیقه دولت‌آبادی»، پایگاه جامع تاریخ.]</ref>


علاوه بر آن؛ این مطلب را در این صفحه از منبع نیافتم</ref>
== فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی ==
=== انجمن‌های سری ===
در دوران مشروطه، انجمن‌های سری و ماسونی رونق بسیاری داشتند و بسیاری از آزادی‌خواهان و تجددطلبان از اعضای این محافل بودند. به موازات این انجمن‌های مردانه، زنان تجددطلب نیز، انجمن‌هایی تأسیس کردند که معمولاً زنان و دختران شاه یا وابستگان رجال سیاسی در آن عضویت داشتند. صدیقه دولت‌آبادی در این انجمن‌های مخفی شرکت می‌کرد و سمت منشی [[انجمن مخدرات وطن]] را بر عهده داشت.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/864926/فعالیت-های-فرهنگی-اجتماعی-و-سیاسی-صدیقه-دولت-ابادی باقری، «فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی صدیقه دولت‌آبادی»، 1390ش، ص259.]</ref> انجمن مخدرات وطن در سال ۱۲۸۸ش تشکیل شد و اعضای آن به زنان و دختران فعالان سیاسی، زنان دربار، اعیان و اشراف محدود می‌شد. ریاست این انجمن بر عهدهٔ [[آغابیگم]] دختر شیخ [[هادی نجم‌آبادی]] بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/864926/فعالیت-های-فرهنگی-اجتماعی-و-سیاسی-صدیقه-دولت-ابادی باقری، «فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی صدیقه دولت‌آبادی»، 1390ش، ص259.]</ref> این انجمن برای اولین بار در ایران اقدام به برگزاری مجالس ساز و رقص با نام [[گاردن پارتی]] کرد که در کنار سخنرانی، شامل اجرای نمایش و برنامه‌های تفریحی توسط ارمنی‌ها می‌شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/172108/زمینه-سازی-کشف-حجاب-در-ایران-نقش-صدیقه-دولت-ابادی رمضان نرگسی، «زمینه‌سازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص130.]</ref>


بافت غیردینی این مدارس به تجددطلبی و خودباختگی بنیان‌گذاران آن در برابر فرهنگ بیگانه بازمی‌گشت. صدیقه دولت‌آبادی علیه سنن و اعتقادات مذهبی قیام کرد و در روزنامهٔ زبان زنان از دولت و وزارت معارف خواست تا امکانات لازم را برای گسترش تحصیل زنان به سبک اروپایی فراهم آورند و حتی درخواست آوردن معلمان زن متخصص از اروپا را مطرح کرد.<ref>شیخ‌الاسلامی، زن در ایران و جهان، 1351ش، ص89.</ref>
صدیقه دولت‌آبادی همچنین در [[انجمن آزادی زنان]]، عضویت داشت که مردان نیز در جلسات آن شرکت می‌کردند. [[محترم اسکندری]]، [[هما محمودی]]، [[شمس‌الملوک جواهرالکلام]]، [[افتخارالسلطنه]] و [[تاج‌السلطنه]] از دیگر اعضای این انجمن بودند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/864926/فعالیت-های-فرهنگی-اجتماعی-و-سیاسی-صدیقه-دولت-ابادی باقری، «فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی صدیقه دولت‌آبادی»، 1390ش، ص258.]</ref>


=== روزنامه‌نگاری: زبان زنان ===
=== تأسیس مدارس دخترانه ===
صدیقه دولت‌آبادی در سال ۱۲۹۹ خورشیدی، نشریه زبان زنان را در اصفهان و تهران منتشر کرد. اولین شمارهٔ این نشریه در ۲۰ شوال ۱۳۳۷ قمری فعالیت خود را آغاز کرد و آخرین شماره آن (شماره ۵۷) در ۲۱ ربیع‌الثانی ۱۳۳۹ قمری منتشر شد. زبان زنان در ابتدا به مباحث خانه‌داری، بچه‌داری، شوهرداری و بهداشت می‌پرداخت،<ref>خسرو پناه، هدف‌ها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی، 1381ش، ص236.</ref><ref group="دیدگاه">در این صفحه مطلب یافت نشد</ref> اما به‌تدریج مباحثی همچون سوسیالیسم و سوسیال دموکراسی را مطرح کرد که واکنش اقشار مذهبی را برمی‌انگیخت. در برخی مقالات از سیاست اتحاد شوروی دفاع کرد و شعار زنده باد آزادی دنیا، زنده باد آزادی ایران، زنده باد سوسیالیزم را سر داد.<ref>روزنامه زبان زنان، شنبه 7 ربیع الثانی، 1339ق، ص4.</ref>
صدیقه دولت‌آبادی در سال ۱۲۹۴ش، مدرسهٔ دخترانهٔ ام‌المدارس را در اصفهان تأسیس کرد. مدیریت این مدرسه بر عهده [[بدرالدجی درخشان]]، از فارغ‌التحصیلان مدرسه دخترانه آمریکایی در [[تهران]]، بود. مدرسهٔ صدیقه دولت‌آبادی به‌دلیل عدم رعایت شئونات دینی و قوانین معارف تعطیل شد و خود او نیز به مدت سه ماه در وزارت فرهنگ زندانی شد. از خانواده‌اش تعهد گرفتند که پس از این در چنین فعالیت‌هایی شرکت نکند؛ اما او پس از آزادی، دبستان دخترانهٔ دیگری به نام مکتب‌خانه شرعیات با مدیریت بتول کاوه تأسیس کرد که آن نیز به سرنوشت مدرسهٔ پیشین دچار شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/172108/زمینه-سازی-کشف-حجاب-در-ایران-نقش-صدیقه-دولت-ابادی رمضان نرگسی، «زمینه‌سازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص132.]</ref>


دولت‌آبادی در مقالاتش وضعیت زنان در کشورهای دیگر را به رخ زنان ایرانی می‌کشید. خود او ده سال پیش از فرمان کشف حجاب، عملاً حجاب را کنار گذاشته و بدون روسری در خیابان‌ها ظاهر می‌شد. این موضوع به‌تدریج حساسیت افکار عمومی را برانگیخت، به‌طوری که حتی برخی زنان نیز به مخالفت با او پرداختند، او را لعن و نفرین می‌کردند و روزنامه‌اش را در خیابان‌ها می‌سوزاندند.<ref>شیخ‌الاسلامی، زن در ایران و جهان، 1351ش، ص97.</ref>
برخی محققان بر این باورند که بافت غیردینی این مدارس به تجددطلبی و خودباختگی بنیان‌گذاران آن در برابر فرهنگ بیگانه بازمی‌گشت. صدیقه دولت‌آبادی علیه سنن و اعتقادات مذهبی قیام کرد و در روزنامهٔ زبان زنان از دولت و وزارت معارف خواست تا امکانات لازم را برای گسترش تحصیل زنان به سبک اروپایی فراهم آورند و حتی درخواست آوردن معلمان زن متخصص از اروپا را مطرح کرد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/172108/زمینه-سازی-کشف-حجاب-در-ایران-نقش-صدیقه-دولت-ابادی رمضان نرگسی، «زمینه‌سازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص131.]</ref>


البته دولت‌آبادی سال‌ها بعد، در سال ۱۳۲۱ش، انتشار این نشریه را از سر گرفت و آن را به‌صورت مجله‌ای ۴۸ صفحه‌ای منتشر کرد.<ref>[http://karbanoo.com/بانوان-مبارز-مشروطیت-نخستین-ها-در-حق/ «بانوان مبارز مشروطیت، نخستین‌ها در حقوق زنان»، وب‌سایت کاربانو.]</ref>
=== نشریه زبان زنان ===
[[پرونده:صدیقه دولت‌آبادی۱.png|جایگزین=نشریهٔ «زبانِ زنان»|بندانگشتی|نشریهٔ «زبانِ زنان» به مدیرمسئولیِ صدیقه دولت‌آبادی]]
صدیقه دولت‌آبادی در سال ۱۲۹۹ش، نشریه [[زبان زنان]] را در اصفهان و تهران منتشر کرد. اولین شمارهٔ این نشریه در [[۲۰ شوال]] ۱۳۳۷ق فعالیت خود را آغاز کرد و آخرین شماره آن (شماره ۵۷) در [[۲۱ ربیع‌الثانی]] ۱۳۳۹ق منتشر شد. زبان زنان در ابتدا به مباحث [[خانه‌داری]]، بچه‌داری، شوهرداری و بهداشت می‌پرداخت، اما به‌تدریج مباحثی همچون [[سوسیالیسم]] و [[سوسیال دموکراسی]] را مطرح کرد که واکنش اقشار مذهبی را برمی‌انگیخت.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/960745/زبان-زنان-نشریه-ای-متفاوت-در-عرصه-روزنامه-نگاری-زنان-عصر-مشروطه کثیری و باقری، «زبان زنان-نشریه‌ای متفاوت در عرصه روزنامه‌نگاری زنان عصر مشروطه»، 1390ش، ص9 و 11.]</ref> در برخی مقالات از سیاست [[اتحاد جماهیر شوروی]] دفاع کرد و شعار زنده باد آزادی دنیا، زنده باد آزادی ایران، زنده باد سوسیالیزم را سر داد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/172108/زمینه-سازی-کشف-حجاب-در-ایران-نقش-صدیقه-دولت-ابادی رمضان نرگسی، «زمینه‌سازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص134.]</ref> او در مقالاتش وضعیت زنان در کشورهای دیگر را به رخ زنان ایرانی می‌کشید.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/172108/زمینه-سازی-کشف-حجاب-در-ایران-نقش-صدیقه-دولت-ابادی رمضان نرگسی، «زمینه‌سازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص135.]</ref>
 
دولت‌آبادی سال‌ها بعد، در سال ۱۳۲۱ش، انتشار این نشریه را از سر گرفت و آن را به‌صورت مجله‌ای ۴۸ صفحه‌ای منتشر کرد.<ref>[http://karbanoo.com/بانوان-مبارز-مشروطیت-نخستین-ها-در-حق/ «بانوان مبارز مشروطیت، نخستین‌ها در حقوق زنان»، وب‌سایت کاربانو.]</ref>


=== سفر به اروپا ===
=== سفر به اروپا ===
صدیقه دولت‌آبادی در سال ۱۳۰۰ خورشیدی از اصفهان راهی تهران شد و یک سال بعد برای درمان بیماری خود به فرانسه رفت. پس از بهبود، در یک کالج شبانه‌روزی ویژه بانوان به تحصیل پرداخت و سرانجام از دانشگاه دانشگاه سوربون پاریس در رشتهٔ تعلیم و تربیت، فارغ‌التحصیل شد.<ref>شیخ‌الاسلامی، زن در ایران و جهان، 1351ش، ص89.</ref> او در سال ۱۳۰۷ خورشیدی به ایران بازگشت.<ref>رجبی، مشاهیر زنان ایرانی و پارسی‌گوی از آغاز تا مشروطه، 1374ش، ص147.</ref> بازگشت او هم‌زمان با دوران حکومت رضاشاه بود. در شرایطی که زنان ایرانی همچنان با حجاب کامل در جامعه حضور می‌یافتند، دولت‌آبادی بدون حجاب در انظار عمومی ظاهر شد و از آن پس نیز همین شیوه را ادامه داد. این اقدام واکنش‌ها و مخالفت‌های گسترده‌ای را در پی داشت.<ref>بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، 1347ش، ص51.</ref>
صدیقه دولت‌آبادی در سال ۱۳۰۰ش از اصفهان راهی تهران شد و یک سال بعد برای درمان بیماری خود به [[فرانسه]] رفت. پس از بهبود، در یک کالج شبانه‌روزی ویژه بانوان به تحصیل پرداخت و سرانجام از [[دانشگاه سوربون]] پاریس در رشتهٔ تعلیم و تربیت، فارغ‌التحصیل شد. او در اواخر سال ۱۳۰۶ش به [[ایران]] بازگشت. بازگشت او هم‌زمان با دوران حکومت [[رضاشاه]] بود. در شرایطی که زنان ایرانی همچنان با حجاب کامل در جامعه حضور می‌یافتند،<ref>[https://rch.ac.ir/article/Details/11128 رضاقلی‌زاده، «دولت‌آبادی، صدیقه»، وب‌سایت دانشنامه جهان اسلام.]</ref> او ده سال پیش از فرمان [[کشف حجاب]] توسط رضاشاه، عملاً [[حجاب]] را کنار گذاشته و بدون روسری در خیابان‌ها ظاهر می‌شد. این موضوع به‌تدریج حساسیت [[افکار عمومی]] را برانگیخت، به‌طوری که حتی برخی زنان نیز به مخالفت با او پرداختند، او را لعن و نفرین می‌کردند و روزنامه‌اش را در خیابان‌ها می‌سوزاندند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/172108/زمینه-سازی-کشف-حجاب-در-ایران-نقش-صدیقه-دولت-ابادی رمضان نرگسی، «زمینه‌سازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص135.]</ref> ادامه این شیوه از سوی او، واکنش‌ها و مخالفت‌های گسترده‌ای را در پی داشت.<ref>[https://rch.ac.ir/article/Details/11128 رضاقلی‌زاده، «دولت‌آبادی، صدیقه»، وب‌سایت دانشنامه جهان اسلام.]</ref>


در آن دوره، بسیاری از روشنفکران ایرانی که به اروپا سفر کرده بودند، تحت تأثیر پیشرفت‌های مادی غرب قرار گرفته و از الگوگیری از کشورهای اروپایی سخن می‌گفتند. دولت‌آبادی نیز از این جریان فکری تأثیر پذیرفت. او در سال ۱۹۲۴ میلادی در مقاله‌ای با عنوان ایران و فرانسه، پیشنهاد همکاری با دولت فرانسه برای اجرای طرح‌های اصلاحی و توسعه اقتصادی ایران را مطرح کرد.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/108709/زنان-در-تاریخ-معاصر-صدیقه-دولت-آبادی رمضان نرگسی، «زنان در تاریخ معاصر؛ صدیقه دولت‌آبادی»، پرتال جامع علوم انسانی.]</ref>
در آن دوره، بسیاری از روشنفکران ایرانی که به [[اروپا]] سفر کرده بودند، تحت تأثیر پیشرفت‌های مادی غرب قرار گرفته و از الگوگیری از کشورهای اروپایی سخن می‌گفتند. دولت‌آبادی نیز از این جریان فکری تأثیر پذیرفت. او در سال ۱۹۲۴م در مقاله‌ای، پیشنهاد همکاری با دولت فرانسه برای اجرای طرح‌های اصلاحی و توسعه اقتصادی ایران را مطرح کرد.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/108709/زنان-در-تاریخ-معاصر-صدیقه-دولت-آبادی رمضان نرگسی، «زنان در تاریخ معاصر؛ صدیقه دولت‌آبادی»، پرتال جامع علوم انسانی.]</ref>


=== مخالفت با قرارداد ۱۹۰۷م ===
=== مخالفت با قرارداد ۱۹۰۷م ===
قرارداد ۱۹۰۷ که ایران را میان نفوذ انگلستان و روسیه تقسیم می‌کرد، با اعتراض صریح صدیقه دولت‌آبادی روبه‌رو شد. او همراه با زنان همفکر خود، با تحریم کالاهای وارداتی و حتی حضور در قهوه‌خانه‌ها و تشویق مردم به استفاده نکردن از قند خارجی، نارضایتی خود را نشان داد.<ref>[http://karbanoo.com/بانوان-مبارز-مشروطیت-نخستین-ها-در-حق/ «بانوان مبارز مشروطیت، نخستین‌ها در حقوق زنان»، وب‌سایت کاربانو.]</ref>
قرارداد ۱۹۰۷م که ایران را میان نفوذ [[انگلستان]] و [[روسیه]] تقسیم می‌کرد، با اعتراض صریح صدیقه دولت‌آبادی روبه‌رو شد. او همراه با زنان همفکر خود، با تحریم کالاهای وارداتی و حتی حضور در [[قهوه‌خانه]]‌ها و تشویق مردم به استفاده نکردن از قند خارجی، نارضایتی خود را نشان داد.<ref>[http://karbanoo.com/بانوان-مبارز-مشروطیت-نخستین-ها-در-حق/ «بانوان مبارز مشروطیت، نخستین‌ها در حقوق زنان»، وب‌سایت کاربانو.]</ref>


=== حضور در مجامع بین‌المللی ===
=== حضور در مجامع بین‌المللی ===
دولت‌آبادی سال ۱۳۰۱ش در آلمان در کنگرهٔ بین‌المللی زنان در برلین شرکت کرد و به‌عنوان نخستین زن ایرانی، نمایندگی زنان ایران را بر عهده گرفت و سخنرانی کرد. همچنین در سال ۱۳۰۵ش در دهمین کنگرهٔ بین‌المللی حق رأی زنان، حضور یافت و از حقوق زنان ایران دفاع کرد.<ref>[http://karbanoo.com/بانوان-مبارز-مشروطیت-نخستین-ها-در-حق/ «بانوان مبارز مشروطیت، نخستین‌ها در حقوق زنان»، وب‌سایت کاربانو.]</ref> صدیقه دولت‌آبادی در سال ۱۳۲۶ش، نیز به اروپا سفر کرد و در کنگره بین‌المللی زنان برای صلح و آزادی شرکت کرد. او در این گردهمایی، مقاله‌ای دربارهٔ پیشرفت و دستاوردهای زنان در ایران ارائه داد و به معرفی وضعیت زنان ایرانی در عرصهٔ جهانی پرداخت.<ref>[https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/2269 کشتکار، «اولین روزنامه‌نگار زن»، وب‌سایت اتحاد خبر.]</ref>
دولت‌آبادی سال ۱۳۰۱ش در [[آلمان]] در کنگرهٔ بین‌المللی زنان در برلین شرکت کرد و به‌عنوان نخستین زن ایرانی، نمایندگی زنان ایران را بر عهده گرفت و سخنرانی کرد. همچنین در سال ۱۳۰۵ش در دهمین کنگرهٔ بین‌المللی [[حق رأی زن|حق رأی زنان]]، حضور یافت و از حقوق زنان ایران دفاع کرد.<ref>[http://karbanoo.com/بانوان-مبارز-مشروطیت-نخستین-ها-در-حق/ «بانوان مبارز مشروطیت، نخستین‌ها در حقوق زنان»، وب‌سایت کاربانو.]</ref> صدیقه دولت‌آبادی در سال ۱۳۲۶ش، نیز به اروپا سفر کرد و در کنگره بین‌المللی زنان برای صلح و آزادی شرکت کرد. او در این گردهمایی، مقاله‌ای دربارهٔ پیشرفت و دستاوردهای زنان در ایران ارائه داد و به معرفی وضعیت زنان ایرانی در عرصهٔ جهانی پرداخت.<ref>[https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/2269 کشتکار، «اولین روزنامه‌نگار زن»، وب‌سایت اتحاد خبر.]</ref>


== نقش صدیقه دولت‌آبادی در کشف حجاب ==
== نقش صدیقه دولت‌آبادی در کشف حجاب ==
صدیقه دولت‌آبادی از چهره‌های اثرگذار در جریان کشف حجاب در ایران بود. او را نخستین زن ایرانی پس از دوران مشروطه می‌دانند که بدون چادر از خانه خارج شد و با پوشش و کلاه اروپایی در انظار عمومی حضور یافت.<ref>شیخ‌الاسلامی، زن در ایران و جهان، 1351ش، ص93 و 98.</ref> در همین دوره، سمت بازرسی مدارس دخترانه نیز به او واگذار شد.<ref>بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، 1347ش، ص51 و 52.</ref> در سال ۱۳۱۴ خورشیدی، رضاشاه به وزیر معارف، علی‌اصغر حکمت، دستور داد انجمنی از زنان فعال و آزادی‌خواه تهران تشکیل شود. این انجمن که بعدها کانون بانوان نام گرفت، با هدف اجرای سیاست کشف حجاب تأسیس شد. ریاست این کانون در ابتدا بر عهدهٔ شمس پهلوی بود و زیر نظر وزارت معارف فعالیت می‌کرد. پس از او، هاجر تربیت و سپس صدیقه دولت‌آبادی به ریاست این نهاد منصوب شدند. از سال ۱۳۱۶ خورشیدی و پس از صدور رسمی فرمان کشف حجاب، سرپرستی کانون بانوان به دستور رضاشاه به دولت‌آبادی سپرده شد. انتخاب او به‌دلیل گرایش‌های تجددخواهانه و فعالیت‌های گسترده‌اش در زمینهٔ حقوق زنان، از جمله انتشار نشریه زبان زنان، صورت گرفت. او از حامیان برابری حقوق زنان و مردان بود و در راستای اجرای سیاست‌های جدید فرهنگی نقش فعالی ایفا کرد.<ref>شیخ‌الاسلامی، زن در ایران و جهان، 1351ش، ص79.</ref>
صدیقه دولت‌آبادی از چهره‌های اثرگذار در جریان [[کشف حجاب]] در ایران بود. او را نخستین زن ایرانی پس از دوران مشروطه می‌دانند که بدون [[چادر]] از خانه خارج شد و با پوشش و کلاه اروپایی در انظار عمومی حضور یافت. در همین دوره، سمت بازرسی مدارس دخترانه نیز به او واگذار شد. در سال ۱۳۱۴ش، رضاشاه به وزیر معارف، [[علی‌اصغر حکمت]]، دستور داد انجمنی از زنان فعال و آزادی‌خواه تهران تشکیل شود. این انجمن که بعدها [[کانون بانوان]] نام گرفت، با هدف اجرای سیاست کشف حجاب تأسیس شد. ریاست این کانون در ابتدا بر عهدهٔ [[شمس پهلوی]] بود و زیر نظر وزارت معارف فعالیت می‌کرد. پس از او، [[هاجر تربیت]] به ریاست این نهاد منصوب شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/864926/فعالیت-های-فرهنگی-اجتماعی-و-سیاسی-صدیقه-دولت-ابادی باقری، «فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی صدیقه دولت‌آبادی»، 1390ش، ص259-260.]</ref>


برادر او، یحیی دولت‌آبادی، نیز از حامیان کشف حجاب بود. او در کتاب حیات یحیی، از این اقدام دفاع کرد و آن را از دستاوردهای مهم رضاشاه دانست. وی همچنین از حضور دخترانش بدون پوشش سنتی در مراسم‌های رسمی یاد کرده و تأکید کرده بود که اجرای چنین سیاستی بدون اقتدار دولت امکان‌پذیر نبود.<ref>دولت‌آبادی، حیات یحیی، 1361ش، ج1، ص409.</ref> پس از اعلام رسمی کشف حجاب در تهران، واکنش‌ها و مخالفت‌های گسترده‌ای در میان مردم شکل گرفت. در مناطق مختلف، از جمله خراسان، اعتراض‌هایی رخ داد و گروهی از مردم در مسجد گوهرشاد تجمع کردند که به [[واقعه مسجد گوهرشاد|واقعه مسجد گوهرشاد،]] انجامید. همچنین [[عبدالکریم حائری یزدی]]، بنیان‌گذار حوزه علمیه قم، از این تحولات متأثر شد و حدود یک سال پس از اجرای این سیاست درگذشت. در این دوره، برخی از زنان نیز در اعتراض به این قانون، از حضور در اجتماع خودداری کردند.<ref>استاد ملک، حجاب و کشف حجاب در ایران، 1367ش، ص142 و 241.</ref>
از سال ۱۳۱۶ش و پس از صدور رسمی فرمان کشف حجاب، سرپرستی کانون بانوان به دستور رضاشاه به دولت‌آبادی سپرده شد. انتخاب او به‌دلیل گرایش‌های تجددخواهانه و فعالیت‌های گسترده‌اش در زمینهٔ حقوق زنان، از جمله انتشار نشریه زبان زنان، صورت گرفت.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/172108/زمینه-سازی-کشف-حجاب-در-ایران-نقش-صدیقه-دولت-ابادی رمضان نرگسی، «زمینه‌سازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص136.]</ref> پس از اعلام رسمی کشف حجاب در [[تهران]]، واکنش‌ها و مخالفت‌های گسترده‌ای میان مردم شکل گرفت. در مناطق مختلف، از جمله [[خراسان رضوی|خراسان]]، اعتراض‌هایی رخ داد و گروهی از مردم در [[مسجد گوهرشاد]] تجمع کردند که به [[واقعه مسجد گوهرشاد|واقعه مسجد گوهرشاد،]] انجامید. همچنین [[عبدالکریم حائری یزدی]]، بنیان‌گذار [[حوزه علمیه قم]]، از این تحولات متأثر شد و حدود یک سال پس از اجرای این سیاست درگذشت. در این دوره، برخی از زنان نیز در اعتراض به این قانون، از حضور در اجتماع خودداری کردند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/172108/زمینه-سازی-کشف-حجاب-در-ایران-نقش-صدیقه-دولت-ابادی رمضان نرگسی، «زمینه‌سازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص137.]</ref>


[[یحیی دولت‌آبادی]] نیز تحت تأثیر سیاست‌های جدید پوشش قرار گرفت. او که پیش‌تر لباس روحانیت بر تن داشت، پس از اجرای قانون متحدالشکل شدن لباس مردان، از این پوشش کناره‌گیری کرد؛ اقدامی که با دیدگاه‌های پیشین او در حمایت از تغییرات اجتماعی همسو بود.<ref>دولت‌آبادی، حیات یحیی، 1361ش، ج2، ص409.</ref>
== آثار ==
از صدیقه دولت‌آبادی رساله‌ای با عنوان آداب معاشرت در مجامع عمومی و ده‌ها مقاله در نشریاتی مانند زبان زنان، [[ایرانشهر (مجله)|ایرانشهر]]، [[عالم نسوان]] و [[جهان زنان]]، ثبت شده است. همچنین کتاب زندگی من و بیست‌ودو نمایشنامه اخلاقی و اجتماعی از دیگر آثار وی است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/864926/فعالیت-های-فرهنگی-اجتماعی-و-سیاسی-صدیقه-دولت-ابادی باقری، «فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی صدیقه دولت‌آبادی»، 1390ش، ص249.]</ref>


== آثار ==
در سال ۱۳۸۳ش، مرکز فرهنگی زنان، کتابخانه‌ای به نام او تأسیس کرد. همچنین از همان زمان، تندیس صدیقه دولت‌آبادی، هر سال به بهترین اثر در حوزهٔ مطالعات و ادبیات زنان اهدا می‌شود. مجموعه شخصی او، شامل نامه‌های اداری و خصوصی، احکام، مقالات، سخنرانی‌ها و دست‌نوشته‌ها، در بخش خاورمیانه و آسیای مرکزیِ مؤسسه بین‌المللی تاریخ اجتماعی آمستردام در [[هلند]] نگهداری می‌شود.<ref>[https://rch.ac.ir/article/Details/11128 رضاقلی‌زاده، «دولت‌آبادی، صدیقه»، وب‌سایت دانشنامه جهان اسلام.]</ref>
از صدیقه دولت‌آبادی رساله‌ای با عنوان آداب معاشرت در مجامع عمومی و ده‌ها مقاله در نشریاتی مانند زبان زنان، ایرانشهر، عالم نسوان و جهان زنان، به یادگار مانده است. در سال ۱۳۸۳ش، مرکز فرهنگی زنان، کتابخانه‌ای به نام او تأسیس کرد. همچنین از همان زمان، تندیس صدیقه دولت‌آبادی، هر سال به بهترین اثر در حوزهٔ مطالعات و ادبیات زنان اهدا می‌شود. مجموعه شخصی او، شامل نامه‌های اداری و خصوصی، احکام، مقالات، سخنرانی‌ها و دست‌نوشته‌ها، در بخش خاورمیانه و آسیای مرکزیِ مؤسسه بین‌المللی تاریخ اجتماعی آمستردام در هلند نگهداری می‌شود.<ref>[https://rch.ac.ir/article/Details/11128 رضاقلی‌زاده، «دولت‌آبادی، صدیقه»، وب‌سایت دانشنامه جهان اسلام.]</ref>


== سال‌های پایانی و درگذشت ==
== سال‌های پایانی و درگذشت ==
صدیقه دولت‌آبادی از زمان ریاست بر کانون بانوان تا پایان عمر در این نهاد فعالیت داشت. او تمام زندگی خود را در راه کشف حجاب از زنان ایرانی سپری کرد و حتی در لحظات آخر نیز دست از این تلاش برنداشت. در وصیت‌نامه خود نوشت: «مرا از محل کانون بانوان به آرامگاه ابدیم ببرید و در مراسم تشییع جنازه‌ام حتی یک زن با حجاب شرکت نکند».<ref>شیخ‌الاسلامی، زن در ایران و جهان، 1351ش، ص98-99.</ref>
صدیقه دولت‌آبادی از زمان ریاست بر کانون بانوان تا پایان عمر در این نهاد فعالیت داشت. او تمام زندگی خود را در راه کشف حجاب از زنان ایرانی سپری کرد و حتی در لحظات آخر نیز دست از این تلاش برنداشت. در وصیت‌نامه خود نوشت: «مرا از محل کانون بانوان به آرامگاه ابدیم ببرید و در مراسم تشییع جنازه‌ام حتی یک زن با حجاب شرکت نکند».<ref>[https://ensani.ir/fa/article/108709/زنان-در-تاریخ-معاصر-صدیقه-دولت-آبادی رمضان نرگسی، «زنان در تاریخ معاصر؛ صدیقه دولت‌آبادی»، پرتال جامع علوم انسانی.]</ref>


او سرانجام در روز ۶ مرداد سال ۱۳۴۰ خورشیدی بر اثر بیماری سرطان در تهران درگذشت. پیکرش مطابق وصیتش از کانون بانوان تشییع شد و در قبرستان زرگنده (امامزاده اسماعیل) در شمال تهران به خاک سپرده شد. پس از انقلاب ۱۳۵۷ش، مقبرهٔ او توسط مخالفان ویران شد.<ref>[http://karbanoo.com/بانوان-مبارز-مشروطیت-نخستین-ها-در-حق/ «بانوان مبارز مشروطیت، نخستین‌ها در حقوق زنان»، وب‌سایت کاربانو.]</ref>
او سرانجام در روز [[۶ مرداد]] سال ۱۳۴۰ش بر اثر بیماری [[سرطان]] در تهران درگذشت. پیکرش مطابق وصیتش از کانون بانوان تشییع شد و در امامزاده اسماعیل زرگنده در شمال تهران به خاک سپرده شد. پس از پیروزی [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]] در ۱۳۵۷ش، مقبرهٔ او توسط برخی مخالفان ویران شد.<ref>[http://karbanoo.com/بانوان-مبارز-مشروطیت-نخستین-ها-در-حق/ «بانوان مبارز مشروطیت، نخستین‌ها در حقوق زنان»، وب‌سایت کاربانو.]</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==
خط ۶۸: خط ۱۰۴:


== منابع ==
== منابع ==
* استاد ملک، فاطمه، حجاب و کشف حجاب در ایران، تهران، عطائی، ۱۳۶۷ش.
{{آغاز منابع}}
* بامداد، بدرالملوک، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، تهران، ابن سینا، ۱۳۴۷ش.
* باقری، الهه، «فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی صدیقه دولت‌آبادی»، مجله تاریخ‌پژوهی، شماره ۴۸، ۱۳۹۰ش.
* «بانوان مبارز مشروطیت، نخستین‌ها در حقوق زنان»، وب‌سایت کاربانو، تاریخ بازدید: ۴ اسفند ۱۴۰۴ش.
* «بانوان مبارز مشروطیت، نخستین‌ها در حقوق زنان»، وب‌سایت کاربانو، تاریخ بازدید: ۴ اسفند ۱۴۰۴ش.
* «بانوی تربیت»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های اسلامی و ایرانی، تاریخ بازدید: ۵ اسفند ۱۴۰۴ش.
* «ترویج بی‌حجابی توسط صدیقه دولت‌آبادی»، پایگاه جامع تاریخ، تاریخ بازدید: ۴ اسفند ۱۴۰۴ش.
* «ترویج بی‌حجابی توسط صدیقه دولت‌آبادی»، پایگاه جامع تاریخ، تاریخ بازدید: ۴ اسفند ۱۴۰۴ش.
* خسرو پناه، محمدحسین، هدف‌ها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی، تهران، پیام امروز، ۱۳۸۱ش.
* خسروپناه، محمدحسین، «صدیقه دولت‌آبادی، زبان گویای زنان»، مجله گفتگو، شماره ۳۸شف ۱۳۸۲ش.
* دولت‌آبادی، یحیی، حیات یحیی، تهران، فردوسی، چاپ دوم، ۱۳۶۱ش.
* دولت‌آبادی، یحیی، حیات یحیی، تهران، فردوسی، ۱۳۶۲ش.
* رجبی، محمدحسن، مشاهیر زنان ایرانی و پارسی گوی از آغاز تا مشروطه، تهران، سروش، ۱۳۷۴ش.
* رضاقلی‌زاده، نرگس، «دولت‌آبادی، صدیقه»، وب‌سایت دانشنامه جهان اسلام، تاریخ بازدید: ۴ اسفند ۱۴۰۴ش.
* رضاقلی‌زاده، نرگس، «دولت‌آبادی، صدیقه»، وب‌سایت دانشنامه جهان اسلام، تاریخ بازدید: ۴ اسفند ۱۴۰۴ش.
* رمضان نرگسی، رضا، «زنان در تاریخ معاصر؛ صدیقه دولت‌آبادی»، پرتال جامع علوم انسانی، تاریخ بازدید: ۴ اسفند ۱۴۰۴ش.
* رمضان نرگسی، رضا، «زنان در تاریخ معاصر؛ صدیقه دولت‌آبادی»، پرتال جامع علوم انسانی، تاریخ بازدید: ۴ اسفند ۱۴۰۴ش.
* رمضان نرگسی، رضا، «زمینه‌سازی کشف حجاب در ایران»، مجله بانوان شیعه، شماره ۲، ۱۳۸۳ش.
* روزنامه زبان زنان، سال ۱، شماره ۹، شنبه ۲۱ ثفر، ۱۳۳۸ق.
* روزنامه زبان زنان، سال ۱، شماره ۹، شنبه ۲۱ ثفر، ۱۳۳۸ق.
* شیخ الاسلامی، پری، زن در ایران و جهان، تهران، بی‌نا، ۱۳۵۱ش.
* کثیری، مسعود و باقری، الهه، «زبان زنان-نشریه‌ای متفاوت در عرصه روزنامه‌نگاری زنان عصر مشروطه»، مجله سخن تاریخ، شماره ۱۳، ۱۳۹۰ش.
* فرخ‌زاد، پوران، دانشنامه زنان فرهنگ ساز ایران و جهان، تهران، زریاب، ۱۳۷۸ش.
* کشتکار، نرگس، «اولین روزنامه‌نگار زن»، وب‌سایت اتحاد خبر، تاریخ درج مطلب: ۲۸ آبان ۱۳۹۱ش.
* کشتکار، نرگس، «اولین روزنامه‌نگار زن»، وب‌سایت اتحاد خبر، تاریخ درج مطلب: ۲۸ آبان ۱۳۹۱ش.
* ناظم‌الاسلام کرمانی، محمد، تاریخ بیداری ایرانیان، به اهتمام علی‌اکبر سعیدی سیرجانی، تهران، پیکان، چاپ، پنجم، ۱۳۷۶ش و ۱۳۷۷ش.
{{پایان منابع}}
 
{{جنبش زنان در ایران}}
{{شخصیت‌های مشروطه}}
{{فمینیسم در ایران}}
 
[[رده:اهالی اصفهان]]
[[رده:بابیان اهل ایران]]
[[رده:دانش‌آموختگان دارالفنون]]
[[رده:درگذشتگان ۱۳۴۰]]
[[رده:روزنامه‌نگاران زن اهل ایران]]
[[رده:زادگان ۱۲۶۱]]
[[رده:نویسندگان زن اهل ایران]]

نسخهٔ کنونی تا ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۰۸

صدیقه دولت‌آبادی
صدیقه دولت‌آبادی
تصویر صدیقه دولت‌آبادی
روزنامه‌نگار و از پیشگامان جنبش زنان در ایران
نامصدیقه
نام خانوادگیدولت‌آبادی
علت مرگسرطان
مدفنامامزاده اسماعیل زرگنده، تهران
ملیتایرانی
تحصیلاتتعلیم و تربیت
محل تحصیلدانشگاه سوربون، پاریس
شناخته‌شده
برای
پیشگامی در جنبش زنان ایران
انتشار نشریه زبان زنان
آثارآداب معاشرت در مجامع عمومی
زندگی من
منصبسرپرست کانون بانوان
همسرحسین اعتضاد (اعتضادالحکماء)
پدرمیرزا هادی دولت‌آبادی
مادرخاتمه بیگم
خویشاوندانیحیی دولت‌آبادی (برادر)

صدیقه دولت‌آبادی؛ روزنامه‌نگار و از پیشگامان جنبش زنان در دوران مشروطه و پهلوی اول.

صدیقه دولت‌آبادی از فعالان حقوق زنان، روزنامه‌نگاران و روشنفکران ایران در دوران مشروطه و پهلوی اول بود. او در خانواده‌ای مذهبی در اصفهان زاده شد، از پایه‌گذاران مدارس دخترانهٔ نوین بود و در سال ۱۲۹۹ش نشریهٔ زبان زنان را منتشر کرد. دولت‌آبادی آموزش را شرط اصلی پیشرفت زنان می‌دانست و باور داشت زن باسواد می‌تواند همسر و مادر کارآمدتری باشد. وی نقش سنتی زن را در قالب مادری و همسری می‌پذیرفت، اما خواهان ایفای آن با آگاهی، عزت‌نفس و مشارکت اجتماعی بیشتر بود. دولت‌آبادی در انجمن‌های زنان دورهٔ مشروطه، چند کنگرهٔ بین‌المللی زنان و کانون بانوانِ دورهٔ رضاشاه حضور داشت و از حامیان و مؤثران در سیاست کشف حجاب آن دوره به‌شمار می‌رود.

تولد و خانواده

صدیقه دولت‌آبادی در سال ۱۲۶۱ش در اصفهان به‌دنیا آمد. او دختر میرزا هادی دولت‌آبادی اصفهانی و خاتمه بیگم بود[۱] و در خانواده‌ای با شش فرزند، شامل یک خواهر و پنج برادر، پرورش یافت. مشهورترین برادر او یحیی دولت‌آبادی، نویسندهٔ معاصر و از چهره‌های تأثیرگذار در انقلاب مشروطه بود. پدر و برادران صدیقه لباس روحانیت بر تن داشتند. برخی منابع، او را در خانواده‌ای مذهبی پرورش‌یافته دانسته‌اند،[۲] اما گروهی از مورخان بر این باورند که خاندان دولت‌آبادی با وجود پوشیدن لباس روحانیت، به فرقه‌های بابی یا ازلی منتسب بودند و اعتقادی به مذهب تشیع نداشتند. بر اساس برخی گزارش‌ها، میرزا هادی دولت‌آبادی نیابت میرزا یحیی صبح ازل، رئیس فرقه ازلیان، را بر عهده داشت و بعدها این نیابت را به پسرش یحیی واگذار کرد. یحیی دولت‌آبادی در کتاب خود از بابیان و بهائیان تمجید کرده و آنان را انسان‌هایی مظلوم معرفی می‌کند. محمدتقی آقانجفی اصفهانی، شیخ فضل‌الله نوری و سید عبدالله بهبهانی اتهام بابی‌گری را متوجه خانوادهٔ دولت‌آبادی می‌کردند.[۳]

تحصیلات و ازدواج

صدیقه دولت‌آبادی خواندن و نوشتن را در محیط خانواده و نزد پدر و برادرانش آموخت. او در سن پانزده‌سالگی با مردی به نام حسین اعتضاد ملقب به اعتضادالحکماء، حکیم دربار، ازدواج کرد، اما این ازدواج مدت زیادی دوام نیاورد و بدون فرزند به جدایی انجامید.[۴] بر پایه برخی تحلیل‌ها، شکست در این ازدواج، تأثیر عمیقی بر نگرش او به جنس مرد گذاشت و موجب شد در روزنامه‌اش تنها مقالاتی از زنان به چاپ برسد و مقالات مردان را منتشر نکند.[۵]

دیدگاه صدیقه دولت‌آبادی دربارهٔ زنان و نقش مادری

صدیقه دولت‌آبادی عقل و دانش را حافظ مقام زن می‌دانست. با وجود تأکید بر تحصیل و سوادآموزی، نهایتاً نقش سنتی زن را نفی نمی‌کرد، بلکه در سخنرانی‌ها و مقالات وی که در روزنامه زبان زنان به چاپ رسیده است و در مکاتبات با اقوام همیشه بر این مسئله تأکید می‌کرد که زن باسواد می‌تواند بانو و مادر بهتری باشد. از نظر صدیقه نقش اول زن، همان نقشِ همیشگی و سنتی او است، منتها با آزادی بیشتر که باید از طریق تحصیل به دست آید. ایده‌های او برای زن عبارت بود از: رفاقت با شوهر، بردباری در زندگی، پرستاری افراد، نگهداری افرادِ خانواده، دقت در نظم و تربیت، به‌کار بردنِ علم صرفه‌جویی و ترحم به زیردستان. دولت‌آبادی مقام زن را مقدس می‌دانست و برای او عفت و عزت‌نفس ذاتی قائل بود و علو مقام او را بسته به انجام وظایفی می‌دانست که تلویحاً در وجود او نهاده شده بود.[۶]

صدیقه دولت‌آبادی در جنبش زنان ایران

دولت‌آبادی از خانواده‌ای بانفوذ و متمول بود. او با اتکا به ثروت خانوادگی توانست در شرایطی که داشتن روزنامه سیاسی حتی برای مردان دشوار بود، نشریهٔ خود را به ارگان سیاسی زنان تجددطلب ایران تبدیل کند. در سال ۱۲۹۷ش، انجمنی به نام شرکت خواتین اصفهان، تأسیس کرد و دو سال بعد نیز شرکت آزمایش بانوان را راه‌اندازی کرد که که هدف آن ترویج خودکفایی و مبارزه با مصرف کالاهای خارجی بود. برخی نویسندگان معتقدند این انجمن‌ها برای زمینه‌سازی بی‌حجابی میان زنان تشکیل شده بودند. از جمله قوانین خاص این شرکت آن بود که اگر دختری در سن پایین ازدواج می‌کرد، حق ادامهٔ همکاری با شرکت را نداشت.[۷]

با توجه به منابع تاریخی، تشکیل شرکت خوانین اصفهان از جمله اقدامات مهم و پیشگامانه در مسیر احقاق حقوق زنان در ایران به‌شمار می‌رفت. در این میان، هرچند تلاش‌های صدیقه دولت‌آبادی برای گسترش آموزش، افزایش آگاهی، و تقویت جایگاه اجتماعی زنان نقش قابل توجهی در شکل‌گیری جنبش زنان و تغییر نگرش جامعه به حضور اجتماعی آنان ایفا کرد،[۸] اما حضور زنان در جامعه و ترویج بی‌حجابی از سوی او، از دید بسیاری از اقشار جامعه، اقدامی نادرست تلقی شد و با مخالفت‌های گستردهٔ سنت‌گرایان مواجه گردید.[۹]

فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی

انجمن‌های سری

در دوران مشروطه، انجمن‌های سری و ماسونی رونق بسیاری داشتند و بسیاری از آزادی‌خواهان و تجددطلبان از اعضای این محافل بودند. به موازات این انجمن‌های مردانه، زنان تجددطلب نیز، انجمن‌هایی تأسیس کردند که معمولاً زنان و دختران شاه یا وابستگان رجال سیاسی در آن عضویت داشتند. صدیقه دولت‌آبادی در این انجمن‌های مخفی شرکت می‌کرد و سمت منشی انجمن مخدرات وطن را بر عهده داشت.[۱۰] انجمن مخدرات وطن در سال ۱۲۸۸ش تشکیل شد و اعضای آن به زنان و دختران فعالان سیاسی، زنان دربار، اعیان و اشراف محدود می‌شد. ریاست این انجمن بر عهدهٔ آغابیگم دختر شیخ هادی نجم‌آبادی بود.[۱۱] این انجمن برای اولین بار در ایران اقدام به برگزاری مجالس ساز و رقص با نام گاردن پارتی کرد که در کنار سخنرانی، شامل اجرای نمایش و برنامه‌های تفریحی توسط ارمنی‌ها می‌شد.[۱۲]

صدیقه دولت‌آبادی همچنین در انجمن آزادی زنان، عضویت داشت که مردان نیز در جلسات آن شرکت می‌کردند. محترم اسکندری، هما محمودی، شمس‌الملوک جواهرالکلام، افتخارالسلطنه و تاج‌السلطنه از دیگر اعضای این انجمن بودند.[۱۳]

تأسیس مدارس دخترانه

صدیقه دولت‌آبادی در سال ۱۲۹۴ش، مدرسهٔ دخترانهٔ ام‌المدارس را در اصفهان تأسیس کرد. مدیریت این مدرسه بر عهده بدرالدجی درخشان، از فارغ‌التحصیلان مدرسه دخترانه آمریکایی در تهران، بود. مدرسهٔ صدیقه دولت‌آبادی به‌دلیل عدم رعایت شئونات دینی و قوانین معارف تعطیل شد و خود او نیز به مدت سه ماه در وزارت فرهنگ زندانی شد. از خانواده‌اش تعهد گرفتند که پس از این در چنین فعالیت‌هایی شرکت نکند؛ اما او پس از آزادی، دبستان دخترانهٔ دیگری به نام مکتب‌خانه شرعیات با مدیریت بتول کاوه تأسیس کرد که آن نیز به سرنوشت مدرسهٔ پیشین دچار شد.[۱۴]

برخی محققان بر این باورند که بافت غیردینی این مدارس به تجددطلبی و خودباختگی بنیان‌گذاران آن در برابر فرهنگ بیگانه بازمی‌گشت. صدیقه دولت‌آبادی علیه سنن و اعتقادات مذهبی قیام کرد و در روزنامهٔ زبان زنان از دولت و وزارت معارف خواست تا امکانات لازم را برای گسترش تحصیل زنان به سبک اروپایی فراهم آورند و حتی درخواست آوردن معلمان زن متخصص از اروپا را مطرح کرد.[۱۵]

نشریه زبان زنان

نشریهٔ «زبانِ زنان»
نشریهٔ «زبانِ زنان» به مدیرمسئولیِ صدیقه دولت‌آبادی

صدیقه دولت‌آبادی در سال ۱۲۹۹ش، نشریه زبان زنان را در اصفهان و تهران منتشر کرد. اولین شمارهٔ این نشریه در ۲۰ شوال ۱۳۳۷ق فعالیت خود را آغاز کرد و آخرین شماره آن (شماره ۵۷) در ۲۱ ربیع‌الثانی ۱۳۳۹ق منتشر شد. زبان زنان در ابتدا به مباحث خانه‌داری، بچه‌داری، شوهرداری و بهداشت می‌پرداخت، اما به‌تدریج مباحثی همچون سوسیالیسم و سوسیال دموکراسی را مطرح کرد که واکنش اقشار مذهبی را برمی‌انگیخت.[۱۶] در برخی مقالات از سیاست اتحاد جماهیر شوروی دفاع کرد و شعار زنده باد آزادی دنیا، زنده باد آزادی ایران، زنده باد سوسیالیزم را سر داد.[۱۷] او در مقالاتش وضعیت زنان در کشورهای دیگر را به رخ زنان ایرانی می‌کشید.[۱۸]

دولت‌آبادی سال‌ها بعد، در سال ۱۳۲۱ش، انتشار این نشریه را از سر گرفت و آن را به‌صورت مجله‌ای ۴۸ صفحه‌ای منتشر کرد.[۱۹]

سفر به اروپا

صدیقه دولت‌آبادی در سال ۱۳۰۰ش از اصفهان راهی تهران شد و یک سال بعد برای درمان بیماری خود به فرانسه رفت. پس از بهبود، در یک کالج شبانه‌روزی ویژه بانوان به تحصیل پرداخت و سرانجام از دانشگاه سوربون پاریس در رشتهٔ تعلیم و تربیت، فارغ‌التحصیل شد. او در اواخر سال ۱۳۰۶ش به ایران بازگشت. بازگشت او هم‌زمان با دوران حکومت رضاشاه بود. در شرایطی که زنان ایرانی همچنان با حجاب کامل در جامعه حضور می‌یافتند،[۲۰] او ده سال پیش از فرمان کشف حجاب توسط رضاشاه، عملاً حجاب را کنار گذاشته و بدون روسری در خیابان‌ها ظاهر می‌شد. این موضوع به‌تدریج حساسیت افکار عمومی را برانگیخت، به‌طوری که حتی برخی زنان نیز به مخالفت با او پرداختند، او را لعن و نفرین می‌کردند و روزنامه‌اش را در خیابان‌ها می‌سوزاندند.[۲۱] ادامه این شیوه از سوی او، واکنش‌ها و مخالفت‌های گسترده‌ای را در پی داشت.[۲۲]

در آن دوره، بسیاری از روشنفکران ایرانی که به اروپا سفر کرده بودند، تحت تأثیر پیشرفت‌های مادی غرب قرار گرفته و از الگوگیری از کشورهای اروپایی سخن می‌گفتند. دولت‌آبادی نیز از این جریان فکری تأثیر پذیرفت. او در سال ۱۹۲۴م در مقاله‌ای، پیشنهاد همکاری با دولت فرانسه برای اجرای طرح‌های اصلاحی و توسعه اقتصادی ایران را مطرح کرد.[۲۳]

مخالفت با قرارداد ۱۹۰۷م

قرارداد ۱۹۰۷م که ایران را میان نفوذ انگلستان و روسیه تقسیم می‌کرد، با اعتراض صریح صدیقه دولت‌آبادی روبه‌رو شد. او همراه با زنان همفکر خود، با تحریم کالاهای وارداتی و حتی حضور در قهوه‌خانه‌ها و تشویق مردم به استفاده نکردن از قند خارجی، نارضایتی خود را نشان داد.[۲۴]

حضور در مجامع بین‌المللی

دولت‌آبادی سال ۱۳۰۱ش در آلمان در کنگرهٔ بین‌المللی زنان در برلین شرکت کرد و به‌عنوان نخستین زن ایرانی، نمایندگی زنان ایران را بر عهده گرفت و سخنرانی کرد. همچنین در سال ۱۳۰۵ش در دهمین کنگرهٔ بین‌المللی حق رأی زنان، حضور یافت و از حقوق زنان ایران دفاع کرد.[۲۵] صدیقه دولت‌آبادی در سال ۱۳۲۶ش، نیز به اروپا سفر کرد و در کنگره بین‌المللی زنان برای صلح و آزادی شرکت کرد. او در این گردهمایی، مقاله‌ای دربارهٔ پیشرفت و دستاوردهای زنان در ایران ارائه داد و به معرفی وضعیت زنان ایرانی در عرصهٔ جهانی پرداخت.[۲۶]

نقش صدیقه دولت‌آبادی در کشف حجاب

صدیقه دولت‌آبادی از چهره‌های اثرگذار در جریان کشف حجاب در ایران بود. او را نخستین زن ایرانی پس از دوران مشروطه می‌دانند که بدون چادر از خانه خارج شد و با پوشش و کلاه اروپایی در انظار عمومی حضور یافت. در همین دوره، سمت بازرسی مدارس دخترانه نیز به او واگذار شد. در سال ۱۳۱۴ش، رضاشاه به وزیر معارف، علی‌اصغر حکمت، دستور داد انجمنی از زنان فعال و آزادی‌خواه تهران تشکیل شود. این انجمن که بعدها کانون بانوان نام گرفت، با هدف اجرای سیاست کشف حجاب تأسیس شد. ریاست این کانون در ابتدا بر عهدهٔ شمس پهلوی بود و زیر نظر وزارت معارف فعالیت می‌کرد. پس از او، هاجر تربیت به ریاست این نهاد منصوب شد.[۲۷]

از سال ۱۳۱۶ش و پس از صدور رسمی فرمان کشف حجاب، سرپرستی کانون بانوان به دستور رضاشاه به دولت‌آبادی سپرده شد. انتخاب او به‌دلیل گرایش‌های تجددخواهانه و فعالیت‌های گسترده‌اش در زمینهٔ حقوق زنان، از جمله انتشار نشریه زبان زنان، صورت گرفت.[۲۸] پس از اعلام رسمی کشف حجاب در تهران، واکنش‌ها و مخالفت‌های گسترده‌ای میان مردم شکل گرفت. در مناطق مختلف، از جمله خراسان، اعتراض‌هایی رخ داد و گروهی از مردم در مسجد گوهرشاد تجمع کردند که به واقعه مسجد گوهرشاد، انجامید. همچنین عبدالکریم حائری یزدی، بنیان‌گذار حوزه علمیه قم، از این تحولات متأثر شد و حدود یک سال پس از اجرای این سیاست درگذشت. در این دوره، برخی از زنان نیز در اعتراض به این قانون، از حضور در اجتماع خودداری کردند.[۲۹]

آثار

از صدیقه دولت‌آبادی رساله‌ای با عنوان آداب معاشرت در مجامع عمومی و ده‌ها مقاله در نشریاتی مانند زبان زنان، ایرانشهر، عالم نسوان و جهان زنان، ثبت شده است. همچنین کتاب زندگی من و بیست‌ودو نمایشنامه اخلاقی و اجتماعی از دیگر آثار وی است.[۳۰]

در سال ۱۳۸۳ش، مرکز فرهنگی زنان، کتابخانه‌ای به نام او تأسیس کرد. همچنین از همان زمان، تندیس صدیقه دولت‌آبادی، هر سال به بهترین اثر در حوزهٔ مطالعات و ادبیات زنان اهدا می‌شود. مجموعه شخصی او، شامل نامه‌های اداری و خصوصی، احکام، مقالات، سخنرانی‌ها و دست‌نوشته‌ها، در بخش خاورمیانه و آسیای مرکزیِ مؤسسه بین‌المللی تاریخ اجتماعی آمستردام در هلند نگهداری می‌شود.[۳۱]

سال‌های پایانی و درگذشت

صدیقه دولت‌آبادی از زمان ریاست بر کانون بانوان تا پایان عمر در این نهاد فعالیت داشت. او تمام زندگی خود را در راه کشف حجاب از زنان ایرانی سپری کرد و حتی در لحظات آخر نیز دست از این تلاش برنداشت. در وصیت‌نامه خود نوشت: «مرا از محل کانون بانوان به آرامگاه ابدیم ببرید و در مراسم تشییع جنازه‌ام حتی یک زن با حجاب شرکت نکند».[۳۲]

او سرانجام در روز ۶ مرداد سال ۱۳۴۰ش بر اثر بیماری سرطان در تهران درگذشت. پیکرش مطابق وصیتش از کانون بانوان تشییع شد و در امامزاده اسماعیل زرگنده در شمال تهران به خاک سپرده شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ۱۳۵۷ش، مقبرهٔ او توسط برخی مخالفان ویران شد.[۳۳]

پانویس

  1. رضاقلی‌زاده، «دولت‌آبادی، صدیقه»، وب‌سایت دانشنامه جهان اسلام.
  2. دولت‌آبادی، حیات یحیی، 1361ش، ج1، ص11 و 12.
  3. رمضان نرگسی، «زمینه‌سازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص125-128.
  4. باقری، «فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی صدیقه دولت‌آبادی»، 1390ش، ص248.
  5. خسروپناه، «صدیقه دولت‌آبادی، زبان گویای زنان»، 1382ش، ص52.
  6. «بانوی تربیت»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های اسلامی و ایرانی.
  7. رمضان نرگسی، «زنان در تاریخ معاصر؛ صدیقه دولت‌آبادی»، پرتال جامع علوم انسانی.
  8. باقری، «فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی صدیقه دولت‌آبادی»، 1390ش، ص247-248.
  9. «ترویج بی‌حجابی توسط صدیقه دولت‌آبادی»، پایگاه جامع تاریخ.
  10. باقری، «فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی صدیقه دولت‌آبادی»، 1390ش، ص259.
  11. باقری، «فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی صدیقه دولت‌آبادی»، 1390ش، ص259.
  12. رمضان نرگسی، «زمینه‌سازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص130.
  13. باقری، «فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی صدیقه دولت‌آبادی»، 1390ش، ص258.
  14. رمضان نرگسی، «زمینه‌سازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص132.
  15. رمضان نرگسی، «زمینه‌سازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص131.
  16. کثیری و باقری، «زبان زنان-نشریه‌ای متفاوت در عرصه روزنامه‌نگاری زنان عصر مشروطه»، 1390ش، ص9 و 11.
  17. رمضان نرگسی، «زمینه‌سازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص134.
  18. رمضان نرگسی، «زمینه‌سازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص135.
  19. «بانوان مبارز مشروطیت، نخستین‌ها در حقوق زنان»، وب‌سایت کاربانو.
  20. رضاقلی‌زاده، «دولت‌آبادی، صدیقه»، وب‌سایت دانشنامه جهان اسلام.
  21. رمضان نرگسی، «زمینه‌سازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص135.
  22. رضاقلی‌زاده، «دولت‌آبادی، صدیقه»، وب‌سایت دانشنامه جهان اسلام.
  23. رمضان نرگسی، «زنان در تاریخ معاصر؛ صدیقه دولت‌آبادی»، پرتال جامع علوم انسانی.
  24. «بانوان مبارز مشروطیت، نخستین‌ها در حقوق زنان»، وب‌سایت کاربانو.
  25. «بانوان مبارز مشروطیت، نخستین‌ها در حقوق زنان»، وب‌سایت کاربانو.
  26. کشتکار، «اولین روزنامه‌نگار زن»، وب‌سایت اتحاد خبر.
  27. باقری، «فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی صدیقه دولت‌آبادی»، 1390ش، ص259-260.
  28. رمضان نرگسی، «زمینه‌سازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص136.
  29. رمضان نرگسی، «زمینه‌سازی کشف حجاب در ایران»، 1383ش، ص137.
  30. باقری، «فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی صدیقه دولت‌آبادی»، 1390ش، ص249.
  31. رضاقلی‌زاده، «دولت‌آبادی، صدیقه»، وب‌سایت دانشنامه جهان اسلام.
  32. رمضان نرگسی، «زنان در تاریخ معاصر؛ صدیقه دولت‌آبادی»، پرتال جامع علوم انسانی.
  33. «بانوان مبارز مشروطیت، نخستین‌ها در حقوق زنان»، وب‌سایت کاربانو.

منابع

  • باقری، الهه، «فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی صدیقه دولت‌آبادی»، مجله تاریخ‌پژوهی، شماره ۴۸، ۱۳۹۰ش.
  • «بانوان مبارز مشروطیت، نخستین‌ها در حقوق زنان»، وب‌سایت کاربانو، تاریخ بازدید: ۴ اسفند ۱۴۰۴ش.
  • «بانوی تربیت»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های اسلامی و ایرانی، تاریخ بازدید: ۵ اسفند ۱۴۰۴ش.
  • «ترویج بی‌حجابی توسط صدیقه دولت‌آبادی»، پایگاه جامع تاریخ، تاریخ بازدید: ۴ اسفند ۱۴۰۴ش.
  • خسروپناه، محمدحسین، «صدیقه دولت‌آبادی، زبان گویای زنان»، مجله گفتگو، شماره ۳۸شف ۱۳۸۲ش.
  • دولت‌آبادی، یحیی، حیات یحیی، تهران، فردوسی، ۱۳۶۲ش.
  • رضاقلی‌زاده، نرگس، «دولت‌آبادی، صدیقه»، وب‌سایت دانشنامه جهان اسلام، تاریخ بازدید: ۴ اسفند ۱۴۰۴ش.
  • رمضان نرگسی، رضا، «زنان در تاریخ معاصر؛ صدیقه دولت‌آبادی»، پرتال جامع علوم انسانی، تاریخ بازدید: ۴ اسفند ۱۴۰۴ش.
  • رمضان نرگسی، رضا، «زمینه‌سازی کشف حجاب در ایران»، مجله بانوان شیعه، شماره ۲، ۱۳۸۳ش.
  • روزنامه زبان زنان، سال ۱، شماره ۹، شنبه ۲۱ ثفر، ۱۳۳۸ق.
  • کثیری، مسعود و باقری، الهه، «زبان زنان-نشریه‌ای متفاوت در عرصه روزنامه‌نگاری زنان عصر مشروطه»، مجله سخن تاریخ، شماره ۱۳، ۱۳۹۰ش.
  • کشتکار، نرگس، «اولین روزنامه‌نگار زن»، وب‌سایت اتحاد خبر، تاریخ درج مطلب: ۲۸ آبان ۱۳۹۱ش.