پرش به محتوا

عقل زن: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران‌پدیا
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۴: خط ۴:


== مفهوم‌شناسی ==
== مفهوم‌شناسی ==
عقل در لغت، به قوای ذهنی گفته می‌شود که اندیشیدن، ادراک حسن و قبح، رفتار معنوی انسان، و مانند آن را هدایت می‌کند.<ref>[https://vajehyab.com/?q=عقل . فرهنگ مترادف و متضاد، وب‌سایت واژه‌یاب، ذیل واژه عقل.]</ref> عقل، واژه‌ای عربی و به‌معنای بستن و محدود کردن است. عرب‌ها به طنابی که با آن پای [[شتر]] را می‌بندند، عِقال می‌گویند. خرد آدمی را از آن جهت «عقل» گفته‌اند که اندیشهٔ او را مهار می‌کند و از فروغلتیدن در جهل، بازمی‌دارد.<ref>[https://hawzah.net/fa/Article/View/45255/عقل-و-دین-در-کلام-امام-علی%22ع%22 «عقل و دین درکلام مولا علی (ع)»، وب‌سایت حوزه، 1386ش.]</ref>
عقل در لغت، به قوای ذهنی گفته می‌شود که اندیشیدن، ادراک حسن و قبح، رفتار معنوی انسان، و مانند آن را هدایت می‌کند.<ref>[https://vajehyab.com/?q=عقل . فرهنگ مترادف و متضاد، وب‌سایت واژه‌یاب، ذیل واژه عقل.]</ref> عقل، واژه‌ای عربی و به‌معنای بستن و محدود کردن است. عرب‌ها به طنابی که با آن پای [[شتر]] را می‌بندند، عِقال می‌گویند. خرد آدمی را از آن جهت «عقل» گفته‌اند که اندیشهٔ او را مهار می‌کند و از فروغلتیدن در جهل، بازمی‌دارد.<ref>[https://hawzah.net/fa/Article/View/45255/عقل-و-دین-در-کلام-امام-علی%22ع%22 «عقل و دین درکلام مولا علی (ع)»، وب‌سایت حوزه، 1386ش.]</ref> در اصطلاح بر حسب انواع مختلفی چون نظری، عملی و ابزاری، معانی مختلفی چون قوه شناخت باورهای بنیادین، هستی‌هایی که با اراده انسان تکوین می‌یابند، یا ابزار تسلط آدمی بر طبیعت، یافته است.<ref>. پارسانیا، روش‌شناسی رئالیسم انتقادی، 1389ش، ص55.</ref>
 
در اصطلاح بر حسب انواع مختلفی چون نظری، عملی و ابزاری، معانی مختلفی چون قوه شناخت باورهای بنیادین، هستی‌هایی که با اراده انسان تکوین می‌یابند، یا ابزار تسلط آدمی بر طبیعت، یافته است.<ref>. پارسانیا، روش‌شناسی رئالیسم انتقادی، 1389ش، ص55.</ref>


عقل در [[فرهنگ اسلامی]]، به انواع گوناگونی از مفاهیم اشاره دارد؛ شیخ حُر عامِلی با استفاده از آیات و روایات، عقل را ناظر به سه مفهوم: نیروی درک خیر و شر؛ ملکه‌ای درونی و گزینش‌گر خوبی‌ها و رهاکنندهٔ بدی‌ها؛ و خردورزی و دانایی، دانسته است. در سخنی از [[امام علی]]، عقل به دو گونهٔ فطری و اکتسابی تقسیم شده است: در تعریف عقل فطری گفته‌اند که ودیعهٔ الهی است که انسان با آن پا به عرصهٔ وجود می‌گذارد. در مقابل عقل اکتسابی (تجربی)؛ به‌مرور زمان و با بهره‌گیری از تجربه، مشاهده و آموزش به‌دست می‌آید. همچنین عقل به دو گونهٔ نظری و عملی، دسته‌بندی شده است: عقل نظری؛ مسائل خارج از قدرت و اختیار انسان مانند [[معاد]]، [[توحید]]، [[فرشتگان]]، جهان مجرد و عالم ملکوت را درک می‌کند. و عقل عملی؛ موضوعات ذیل اختیار بشر مانند [[تهذیب نفس]]، پرورش روح و رشد اخلاق را درک می‌کند.
عقل در [[فرهنگ اسلامی]]، به انواع گوناگونی از مفاهیم اشاره دارد؛ شیخ حُر عامِلی با استفاده از آیات و روایات، عقل را ناظر به سه مفهوم: نیروی درک خیر و شر؛ ملکه‌ای درونی و گزینش‌گر خوبی‌ها و رهاکنندهٔ بدی‌ها؛ و خردورزی و دانایی، دانسته است. در سخنی از [[امام علی]]، عقل به دو گونهٔ فطری و اکتسابی تقسیم شده است: در تعریف عقل فطری گفته‌اند که ودیعهٔ الهی است که انسان با آن پا به عرصهٔ وجود می‌گذارد. در مقابل عقل اکتسابی (تجربی)؛ به‌مرور زمان و با بهره‌گیری از تجربه، مشاهده و آموزش به‌دست می‌آید. همچنین عقل به دو گونهٔ نظری و عملی، دسته‌بندی شده است: عقل نظری؛ مسائل خارج از قدرت و اختیار انسان مانند [[معاد]]، [[توحید]]، [[فرشتگان]]، جهان مجرد و عالم ملکوت را درک می‌کند. و عقل عملی؛ موضوعات ذیل اختیار بشر مانند [[تهذیب نفس]]، پرورش روح و رشد اخلاق را درک می‌کند.

نسخهٔ کنونی تا ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۱۲

عقل زن، خِرد و خردورزی زنانه.

عقل، واژه‌ای عربی و به‌معنای بستن و محدود کردن است. عرب‌ها به طنابی که با آن پای شتر را می‌بندند، عِقال می‌گویند. خرد آدمی را از آن جهت «عقل» گفته‌اند که اندیشهٔ او را مهار می‌کند و از فروغلتیدن در جهل، بازمی‌دارد. عقل در فرهنگ اسلامی، وجود ارزشمندی است که انسان را در خدمت اوامر الهی قرار می‌دهد و به سامان نیک، رهنمون می‌شود. «نقصان خرد و خردورزی در زنان» از گزاره‌های مشهور در منابع ادبی، دینی، فلسفی، عرفانی و علوم تجربی در طول تاریخ غرب و شرق بوده و هست. حتی در اندیشه موثرترین دانشمندان دوران مدرن خصوصاً تا قبل از قرن بیستم، در مورد نقصان عقل و تعقل و غلیان احساسات و عواطف زن عبارات صریح یا ضمنی متعددی به کار رفته است. از ارسطو و افلاطون یونان باستان گرفته تا آگوستین و آکوئیناس قدیس قرون وسطی و تا ژان ژاک روسو، شوپنهاور، فروید، منتسکیو، اگوست کنت دوران مدرن و حتی بسیاری از دانشمندان معاصر چون ایپولیت تن، ژرژ ساند، پل بروکا، پرودون و … بر تفاوت یا نقصان در قدرت شناخت یا عقل و تعقل زنان صحه گذاشته‌اند. برخی اعتقاد به این گزاره را مبنای تئوری‌های فلسفی، سیاسی، اخلاقی، اجتماعی، حقوقی، تربیتی، روانشناختی، اقتصادی و… خود قرار داده‌اند.

مفهوم‌شناسی

عقل در لغت، به قوای ذهنی گفته می‌شود که اندیشیدن، ادراک حسن و قبح، رفتار معنوی انسان، و مانند آن را هدایت می‌کند.[۱] عقل، واژه‌ای عربی و به‌معنای بستن و محدود کردن است. عرب‌ها به طنابی که با آن پای شتر را می‌بندند، عِقال می‌گویند. خرد آدمی را از آن جهت «عقل» گفته‌اند که اندیشهٔ او را مهار می‌کند و از فروغلتیدن در جهل، بازمی‌دارد.[۲] در اصطلاح بر حسب انواع مختلفی چون نظری، عملی و ابزاری، معانی مختلفی چون قوه شناخت باورهای بنیادین، هستی‌هایی که با اراده انسان تکوین می‌یابند، یا ابزار تسلط آدمی بر طبیعت، یافته است.[۳]

عقل در فرهنگ اسلامی، به انواع گوناگونی از مفاهیم اشاره دارد؛ شیخ حُر عامِلی با استفاده از آیات و روایات، عقل را ناظر به سه مفهوم: نیروی درک خیر و شر؛ ملکه‌ای درونی و گزینش‌گر خوبی‌ها و رهاکنندهٔ بدی‌ها؛ و خردورزی و دانایی، دانسته است. در سخنی از امام علی، عقل به دو گونهٔ فطری و اکتسابی تقسیم شده است: در تعریف عقل فطری گفته‌اند که ودیعهٔ الهی است که انسان با آن پا به عرصهٔ وجود می‌گذارد. در مقابل عقل اکتسابی (تجربی)؛ به‌مرور زمان و با بهره‌گیری از تجربه، مشاهده و آموزش به‌دست می‌آید. همچنین عقل به دو گونهٔ نظری و عملی، دسته‌بندی شده است: عقل نظری؛ مسائل خارج از قدرت و اختیار انسان مانند معاد، توحید، فرشتگان، جهان مجرد و عالم ملکوت را درک می‌کند. و عقل عملی؛ موضوعات ذیل اختیار بشر مانند تهذیب نفس، پرورش روح و رشد اخلاق را درک می‌کند.

مقدمه

انسان به مقتضای نفس ناطقه عمل می‌کند و صور پیشین را به خدمت خود درآورده و آنها را سامان می‌دهد. این صورت نوعیه، مجرد است، اما در ارتباط با عالم طبیعت و بدن، قرار دارد و کار آن در بدن ظاهر می‌شود.[۴] صورت‌های عنصری، نباتی و حیوانی، علل مادی پدید آمدن انسان هستند و در حقیقت انسان که صورت عقلی دارد، دخالتی ندارند. لوازم علل مادی مثل مؤنث یا مذکر بودن نیز یکی از لوازم حیوانی و نباتی بوده و تأثیری در حقیقت نوعی انسان ندارد؛ زیرا قوام انسان به تعقل است و هرچند این تعقل از تکوین صور قبلی پدید می‌آید، اما حقیقتی مستقل از ابعاد مادی خود دارد. البته این استقلال به معنی قطع تعلق و ارتباط با آن ابعاد نیست و بر آنها از جمله مسائل مربوط به ذکورت و انوثت تأثیر می‌گذارد. در این سیر تکاملی، هرچه نفس کامل‌تر گردد، تأثیر آن بر مراتب مادی خود قوی‌تر خواهد بود. در سخنی از امام صادق به این نکته اشاره شده است که بدن از آنچه نیت بر آن قوت گرفته باشد، احساس ضعف نمی‌کند.[۵] از جا کندن درب قلعه خیبر و پرتاب آن به فاصله چهل زراع توسط امیرالمؤمنین نیز با قوه جسمانی نبود، بلکه به نفسی صورت گرفت که نور الهی بر آن تابیده بود.[۶]

عقل انسانی که در ذات خود مجرد و در فعل و تدبیر خود نیازمند ماده است، دو بخش عملی و نظری دارد. ادراک حقایق، کار عقل نظری و تدبیر، عزم، جزم و حوزه رفتار، کار عقل عملی است. اراده و تمایلات انسان گاهی معطوف به امور محسوس و گاهی معطوف به امور خیالی و وهمی است که شهوت و غضب نامیده می‌شود. اراده و عزم انسان گاهی نیز معطوف به اهداف و آرمان‌هایی است که توسط عقل نظری شناخته و تأیید می‌شود.[۷]

عقل از حیث مراتب به چهار قسم بالقوه، بالملکه، بالفعل و مستفاد تقسیم می‌شود. عقل بالقوه وجه تمایز انسان از حیوان است. عقل بالملکه، مفاهیم، معانی، قضایای اولی و بدیهی را ادراک می‌کند. عقل بالفعل با استفاده از بدیهیات، معلومات نظری را به فعلیت می‌رساند. صاحب عقل مستفاد می‌تواند با عقول مجرد تام، ارتباط وجودی پیدا کند و از استدلال بی‌نیاز شود. عقل نظری اگر معطوف به اصل هستی و مبادی عالیه موجودات باشد، عقل متافیزیکی و اگر معطوف به امور مادی و طبیعی باشد، عقل ابزاری یا عقل جزئی نامیده می‌شود.[۸]

تمایز جنس از جنسیت

تدبیر نفس نسبت به ذکورت و انوثت، موجب می‌شود که این امور نیز صورتی عقلانی یابند و شیوه رفتاری انسان با غریزه جنسی خود، متفات از حیوانات باشد. انسان با استفاده از عقل، معرفت خود را تقویت کرده و فرهنگ متناسب با آن را سامان می‌دهد و با غریزه جنسی نیز مطابق قواعد همان فرهنگ دست به کنش می‌زند. و بدین صورت با یک غریزه جنسی و طبیعی که مشترک میان همه انسان‌ها است، با شیوه‌های متفاوت فرهنگی و اجتماعی تعامل می‌کند. بر این اساس تفاوت میان جنس و جنسیت از دیدگاه فلسفه اسلامی نیز قابل پذیرش است؛ اما جنس و جنسیت هیچ‌کدام مربوط به حقیقت انسان نیست و در صورت نوعیه و هویت او قرار نمی‌گیرد. جنس به ابعاد طبیعی انسان تعلق دارد و جنسیت به حوزه فرهنگ و رفتار آدمی مربوط است، اما ذات و حقیقت انسان، خود مبدع و مؤسس فرهنگ است.[۹]

عقل زن در فلسفهٔ غرب

زن در فلسفهٔ غربی تحت تأثیر اسطوره‌های یونانی و معقولات فلسفی فیثاغوریان مظهر تاریکی، فساد و گمراهی معرفی شده است.[۱۰]

  • شوپنهاور؛ زن و نبوغ را دشمن هم می‌داند و معتقد است که زن‌ها نمی‌توانند نابغه شوند.[۱۱]
  • دکارت، بیکن و کانت؛ عقلانیت را به‌طور عام مترادف مردانگی تعریف کرده‌اند.[۱۲]
  • استون؛ در میراث فلسفی موجود همیشه از پذیرش فیلسوفان زن اجتناب شده است.[۱۳]
  • رادیک؛ نقش مادری را مؤید عقلانیت می‌داند.[۱۴]
  • روسو؛ معتقد است که زنان نمی‌توانند به فضیلت اخلاقی واقعی دست یابند، زیرا به لحاظ عقلی پایین‌تر از مردان قرار دارند.[۱۵]
  • مونتسکیو؛ زنان را موجوداتی با روح‌های کوچک و دارای ضعف عقلی، متکبر و خودخواه می‌داند.[۱۶]
  • افلاطون؛ معتقد است زنان می‌توانند فلسفه بیاموزند، وی برای زنان همان تعلیم و تربیت مردان را قائل است و بر این باور است که جامعه‌ای که به تعلیم و تربیت زنان بهایی ندهد از همهٔ توان خود استفاده نکرده است.[۱۷]

عقل زن در آموزه‌های دینی

نقصان خرد و خردورزی، در بین کتب ادیان ابراهیمی از جمله مسیحیت و یهودیت نیز شهرت دارد. در قرآن کریم اگر چه صراحتاً در مورد نقص عقل و تعقل زنان سخنی به میان نیامده است، لکن از برخی آیات قرآن کریم برداشت‌هایی در این موضوع صورت گرفته است که مستلزم توجه است. در منابع روایی، روایات متعددی به نقصان عقل در زنان تصریح می‌کند. قبول و رد این گزاره‌ها و همچنین شکل‌های متفاوت تبیین و توضیح آن، در بین اندیشمندان اسلامی، نظریات متعددی را ایجاد کرده است. برای مطالعه بیشتر به مدخل نقصان عقلی زنان در اسلام مراجعه کنید.

در اسلام

عقل در فرهنگ اسلامی، وجود ارزشمندی است که انسان را در خدمت اوامر الهی قرار می‌دهد و به سامان نیک، رهنمون می‌شود.[۱۸] خرد و خردورزی آدمی با اثرپذیری از عوامل گوناگون و به‌ویژه جنس مردانه یا زنانهٔ او، متفاوت می‌شود. این تفاوت در خردورزی،[۱۹] موجب پیدایش انگارهٔ کاستی عقل زن در جوامع بشری شده است.[۲۰] بسیاری از اندیشمندان و مفسران مسلمان با نفی نقصان عقل زن،[۲۱] تفاوت خردورزی زنانه و مردانه را امری طبیعی دانسته‌اند[۲۲] که در چارچوب آن، دریافت‌های زنان شهودی و عرفانی و دریافت‌های مردان همراه با استدلال و قیاس است. در فرهنگ اسلامی، شهود و عرفان بالاتر از قیاس و استدلال دانسته می‌شود.[۲۳]

در قرآن

قرآن در چندین آیه، به تفاوت‌های میان زن و مرد پرداخته است. در آیه ۲۲۸ سوره بقره، به درجهٔ بالاتر مردان اشاره شده که مفسران قرآن، آن را اشاره به برتری نیروی جسمانی و جایگاه اجتماعی مرد دانسته‌اند. در آیهٔ ۲۸۲ سوره بقره، گواهی دادن یک مرد را برابر با گواهی دو زن معرفی کرده است؛ در این‌جا نیز مفسران با تأکید بر تفاوت تکوینی مرد و زن، به طبیعت زنانه و غلبهٔ عواطف و احساسات او، دوری نسبی زن از اجتماع و از یاد بردن حوادث اشاره کرده‌اند که البته پذیرش شهادت یک زن در موارد خاص مانند استهلال، نفاس و حیض، نشانگر عارضی بودن فراموشی زنان است نه ذاتی آنها. در آیهٔ ۱۸ سورهٔ زخرف، پرورش زن در زیورآلات و ناتوانی دفاعی او مورد اشاره قرار گرفته است؛ برخی مفسران، این ویژگی را به‌علت نقصان عقل زن دانسته‌اند، اما برخی دیگر، این آیهٔ قرآن را در مقام بازگویی یکی از انگاره‌های جامعهٔ عربی آن روزگار می‌دانند.

در حدیث

روایاتی که از پیامبر اکرم و اهل‌بیت او دربارهٔ کم‌خردی زن، نقل شده، از سوی اندیشمندان و پژوهشگران، تضعیف گردیده و سند آنها نامعتبر دانسته شده است. از میان این روایات، سخنی از امام علی، بیشتر مورد توجه بوده و در خطبهٔ هشتاد نهج البلاغه از زنان با عنوان «نواقص العقول» یاد شده است. گذشته از ضعف سندی و مرسل بودن این روایت، دیدگاه‌های اندیشمندان مسلمان دربارهٔ این سخن، به چهار دسته، قابل تقسیم است:

  • برخی بر این باورند که سند این خطبه جعلی بوده و نباید آن را به امام علی نسبت داد.
  • برخی با توجه به معنای ظاهری روایت، کاستی عقل زن را پذیرفته‌اند. در نقد این رویکرد، به ستایش از زنان در سیرهٔ پیشوایان دینی و حضور اجتماعی زنان در صدر اسلام اشاره شده است.
  • عده‌ای صدور این سخن را به شرایط اجتماعی امام علی در جنگ جَمَل و زنِ برپاکنندهٔ آن جنگ نسبت می‌دهند و آن را مربوط به همهٔ زنان نمی‌دانند.
  • بسیاری از اندیشمندان معاصر، به تأویل و تفسیر واژهٔ عقل در این خطبه پرداخته و به وجوه نظری، عملی، ابزاری و اجتماعیِ عقل، توجه کرده‌اند. در نقد این تفسیرها، گفته شده که مخاطب امام علی عموم مردم بوده‌اند نه اهالی فلسفه و علم.[۲۴]

عقل زن در فلسفه

هرچند عقل در افق طبیعت و به صورت نفس حضور می‌یابد، اما معلول علل مادی نیست. نفس از دیدگاه فلسفه اسلامی، حقیقت واحدی فراتر از جنس و جنسیت است. و به ویژگی‌های زمانی و مکانی متصف نمی‌شود. نفس با استفاده از آزادی و اختیار مسیر تکامل را طی می‌کند و در صنف فرشتگان یا حتی بالاتر از آنان قرار می‌گیرد؛ اما در همین حال نیز به تدبیر ابعاد مادی وجود خود می‌پردازد. بر این اساس زن و مرد به‌رغم همه تفاوت‌های مادی و رفتاری، می‌توانند از ادراک واحد و یگانه‌ای برخوردار باشند. تفاوت‌های آنها به تفاوت در ذات برنمی‌گردد، بلکه به اراده و ضعف شخصی آنها یا به آن دسته از موانع خارجی بازمی‌گردد، که فرهنگ غیرعقلانی بر آنها تحمیل کرده است.[۲۵]

اگر نفس مسیر تکامل در پیش نگیرد و توانایی‌های خود را در خدمت اهداف مادی وجود خود قرار دهد، توانایی‌های بعد نظری خود را نیز در تدبیر اقتضائات مادی وجود خود به کار خواهد گرفت و شیوع این‌گونه رفتارها، فرهنگ جاهلانه و غیرعقلانی را پدید خواهد آورد. در چنین فرهنگی ممکن است، غرایز جنسی در مرکز مناسبات اجتماعی قرار گیرد.[۲۶]

از این دیدگاه، فمینیسم معاصر با محور قرار دادن عنصر جنسیت، از هویت عقلی انسان غفلت کرده است؛ بدون این غفلت، عنصر جنسیت مجال تأثیرگذاری بر عقل را نخواهد یافت. عقل در ارتباط با مبادی عالیه، تحت تأثیر ابعاد مادی خود از جمله جنسیت نیست، اما عقل جزئی و ابزاری، از دو حیث می‌تواند از ابعاد مادی وجود خود، تأثیر بگیرد؛ یکی این که عقل ابزاری از حس، خیال و تجربه بی‌نیاز نیست و ویژگی‌های جنسیت می‌تواند در این امور اثرگذار باشد؛ دیگر این‌که عقل ابزاری در عرصه کاربرد معرفت و همچنین نیازهای متنوع و متکثری که بر اساس شرایط مختلف زندگی و توانایی متفاوت افراد آدمی در فرایند تقسیم کار اجتماعی پدید می‌آید، تحت تأثیر امور مادی از جمله جنسیت قرار می‌گیرد. این امور افراد را به سوی دانش‌ها و تخصص‌های متفاوتی سوق می‌دهد و به دنبال آن از آگاهی و مهارت‌های خاصی بیشتر بهره‌مند می‌شوند.[۲۷]

فیلسوفان مسلمان، صور مختلف رابطه عقل و ابعاد جسمانی را می‌پذیرند و برای عوامل فرهنگی، تاریخی و اجتماعی نیز تأثیر مهمی قائل هستند، اما برخی از این صور را حاصل انحراف از ذات و هویت انسانی دانسته و عوامل فرهنگی و تاریخی را که خود محصول انسانی هستند، در آن مؤثر می‌دانند. در الگوی مطلوب، عقل در مراتب عالی خود، فارغ از ابعاد جسمانی و جنسی بوده و زن و مرد برای تکامل خود به‌طور یکسان به هدایت و استفاده از آن نیاز دارند و زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی باید زمینه‌های فعلیت یافتن آن را برای زنان و مردان به گونه‌ای یکسان فراهم آورد. عقل ابزاری نیز که از ابعاد مادی وجود انسان اثر می‌پذیرد، از جهت نیاز و کابرد فایده‌ای یکسان برای همه ندارد، بلکه در فرایند تقسیم‌کار، توزیع متفاوت و در عین حال متعادل در بخش‌های مختلف اجتماعی ضروری و لازم است و در مراتب این تقسیم، برای جنس و جنسیت باید سهمی عادلانه در نظر گرفت.[۲۸]

عقل زن در مکاتب فمنیستی

نقصان عقلی زنان در مکاتب فمنیستی

ضعف و نقصان عقلی زنان مورد توجه و تأیید بسیاری از نظریه پردازان فمینیستی نیز بوده است. بسیاری از نظریه پردازان فمینیسم لیبرال با پذیرش ضعف عقلی زنان در برخی حوزه‌ها آن را به عوامل اجتماعی و فرهنگی جامعه مستند می‌سازند. ولستون کرافت فاصله ضعف فکری زنان نسبت به مردان را تأیید می‌کند، اما آن را ناشی از عوامل اجتماعی می‌داند. آموزش و تربیت عقلانی زنان، مهم‌ترین راهبرد فمینیسم لیبرال برای رفع فروتری زنان در جهت رفع این نقصان پایه‌ریزی شده است.[۲۹]

عقل زن در علوم تجربی

مفهوم انتزاعی عقل، برای بررسی تجربی موضوع چندان گویایی نیست، لذا بایستی به مفاهیم عینی تری تبدیل شود تا قابلیت پژوهش، اندازه‌گیری و ارزیابی تجربی بیابد. اگر عقل را به توانایی محاسبه بهترین راه برای نیل به هدف تعبیر کنیم،[۳۰] می‌توانیم به برخی مفاهیم قابل اندازه‌گیری تجربی مثل شیوه تفکر، یادگیری و هوش منتقل شویم.

دانشمندان علوم تجربی برای هر کدام از تفکر و هوش تعاریف متعدد و انواع پرشماری را ذکر کرده‌اند و برای پژوهش و اندازه‌گیری آن نیز مولفه‌های بسیار زیادی را تعریف نموده‌اند که در کتب تخصصی قابل پیگیری است. همین تلقی‌های متفاوت چه بسا یکی از دلایل تفاوت در نتایج پژوهش‌ها باشد. لکن در تبیینی ساده از مفهوم تفکر و هوش می‌توان گفت؛ تفکر، فرایندی است که از دریافت یا استخدام اطلاعات (احساس و ادراک) شروع می‌شود، در مغز پردازش می‌گردد و سرانجام بروز عینی مطابق با اهداف هشیار یا ناهشیار ارگانیسم پیدا می‌کند. هوش نیز به عنوان «توانایی فرد بر عمل هدفدار، تفکر منطقی و سازگاری مؤثر با محیط» تعبیر می‌شود.[۳۱] پژوهش‌های پرشماری نشان می‌دهد که زنان و مردان، دختران و پسران، و نوزادان دختر و پسر هم در مراحل فرایند تفکر و هم در انواع هوش تفاوت‌های معناداری نسبت به یکدیگر دارند.

دانشمندان علوم تجربی تا قرن نوزدهم (قبل از شکل‌گیری جنبش‌های فمینیستی)، بی مهابا در مورد شواهد نقصان عقل در زنان اعلام نظر می‌کردند و گاه نتایج پژوهش‌های خود را به داوری‌هایی در مورد فروتری ذاتی زنان گره می‌زدند. به عنوان نمونه روان‌شناس برجسته اجتماعی قرن نوزدهمی اعلام کرده بود؛ «تمامی روان شناسانی که روی هوش زنان مطالعه کرده‌اند امروزه به این نتیجه رسیده‌اند که زنان نماینده پست‌ترین اشکال تکامل بشری هستند و به کودکان و بربرها نزدیک ترند تا به یک مرد بزرگسال متمدن». دکتر ادوارد کلارک استاد دانشکده پزشکی هاروارد در کتابی که هجده بار تجدید چاپ شد، مطرح کرد؛ «زنان از نظر جسمی و فکری ضعیف تر از مردان هستند و نباید به همان روش مردان آموزش ببینند». اما اثبات چنین گزاره‌هایی در قرن بیستم و بعد از هژمونی سیاست‌های فمینیستی نظام سرمایه‌داری، هزینه زیاد مادی، معنوی و حیثیتی برای دانشمندان دارد. استون رودرز در این زمینه می‌گوید: پژوهشگرانی که درباره تفاوت‌های جنسی تحقیق می‌کنند متقاعد شده‌اند که تأمین بودجه برای کارشان و انتشار نتایج پژوهششان بسیار دشوار است. نتایج و آثار پژوهشی معروف‌ترین دانشمندان که آثار بسیار معتبری در دیگر عرصه‌ها دارند، توسط شبکه سرمایه‌داری نشر و انتشار، غیرقابل چاپ و انتشار تشخیص داده می‌شوند از این رو پژوهش گران مرد ترجیح می‌دهند به موضوعات مطمئن تری روی بیاورند.[۳۲] محدودیت‌های پژوهش مردان در زمینه تفاوت‌های جنسیتی، این حوزه از مباحث علمی را عملاً به حوزه ای مختص پژوهشگران زنان تبدیل کرده است. با این وجود بسیاری از این پژوهشگران زن، باوجود اینکه اعتراف می‌کنند با پیش فرض ذهنی عدم تفاوت ادراکی بین زن و مرد وارد مباحث شده‌اند لکن دستاوردهای پژوهشی آنان را شگفت زده کرده است.[۳۳]

دایان هالپرن رئیس سابق انجمن روان‌شناسی آمریکا که خود یک فمینیست است قصد داشت نشان دهد هر نوع تفاوت جنسیتی در زمینه ادراک حاصل «رویه‌های جامعه پذیری، اشتباه، بدعت در پژوهش و جانبداری و تعصب» است لکن اعتراف می‌کند: پس از بررسی انبوهی از مقالات علمی مجله‌ها که ارتفاع آنها به چندین فوت می‌رسید و کتاب‌ها و فصل‌های متعددی از کتاب‌ها که حجم آنها به مراتب بیشتر از مجله‌ها بود فکرم عوض شد… در رابطه با برخی از توانمندی‌های ادراکی، تفاوت‌های جنسی واقعی و در پاره ای موارد بسیار قابل ملاحظه وجود دارد. بدون شک رویه‌های جامعه پذیری مهم است اما شواهد خوبی وجود دارد مبنی بر آنکه تفاوت‌های جنسی زیست شناختی نیز نقش ایفا می‌کنند. الینور مکابی بعد از آنکه دستاوردهای پژوهشش در مورد فعالیت ذهنی و ادراکی دختران و پسران او را متعجب کرده بود به همکاران علمی اش گفت: «من هم می‌خواهم بگویم که حالم از این موضوع به هم می‌خورد اما حقیقت، حقیقت است».[۳۴]

نویسنده کتاب «تفاوت‌های جنسیتی در مغز انسان»،[۳۵] بعد از ذکر محتاطانه دستاوردهای پژوهشی اش در مورد تفاوت‌های ادراکی زنان و مردان، می‌گوید: هر چند همه شخصاً متقاعد شده‌اند که زنان و مردان مشخصا به شیوه‌های متفاوتی فکر می‌کنند هیچ‌کس جرئت ندارد چیزی جز تساوی جنسیت را در این زمینه تأکید کند. اگر موضوع تفاوت در تعقل و تفکر فقط از نگاه روانشناختی (یا نظریه‌های غیر اثباتی مثل نظریه‌های فلسفی و الهیاتی) باشد، اثبات این تفاوت‌ها به شکل واضح و روشن دشوار است لکن امروزه بحث به ساختار مغز و ساختمان عصبی و شیمیایی و ترشحات غدد داخلی زن و مرد کشیده شده است که تأثیر مستقیمی در شیوه احساس، ادراک، هیجان، یادگیری و تفکر انسان دارند. آزمایش‌ها نشان داده‌اند که در برخی از قسمت‌های بدن که مربوط به فرایند تفکر است تراکم سلول‌ها بین زن و مرد متفاوت است. ساختاری که دو نیم کره مغز را به یکدیگر متصل می‌کند در زنان بیش از مردان رشد می‌کند و کمتر قرینه است. ساختار مغز و متابولیسم سلول‌های مغزی در زن و مرد متفاوت است. همچنین برخی هورمون‌های زنانه و مردانه رابطه مستقیم با احساس، ادراک، هیجان و در نهایت کیفیت و کمیت یادگیری و تفکر دارد. با توجه به اینکه مشخص شده است دو نیم کرده مغز وظایف یکسانی را به عهده ندارند (نیم کره چپ وظیفه فعالیت‌های انتزاعی و عقلانی و نیم کره راست وظائف عاطفی و هیجانی)، این تفاوت‌ها نسبت به قابلیت‌های عاطفی و عقلانی و توازن بین این قابلیت‌ها چه دلالتی دارد؟[۳۶]

تفکر و تعقل در حقیقت فرایندی است که از دریافت اطلاعات (احساس و ادراک) شروع می‌شود، در مغز پردازش می‌گردد و سرانجام بروز عینی مطابق با اهداف هشیار یا ناهشیار ارگانیسم پیدا می‌کند. بسیاری از پژوهش‌ها نشان دهنده تفاوت‌های معنادار بین دختران و پسران در همه این مراحل است. زنان از هر ۱۰۰ محرکه ۹۰ محرکه را درک می‌کنند و ذهن آنها معمولاً شلوغ‌تر از مردان است و از این رو در تصمیم‌گیری‌ها با هم متفاوت هستند.[۳۷] آستانه لمس و درد زنان پایین‌تر از مردان است. مردان به الگوهای محرک بینایی شهوانی حساس ترند. ضمن اینکه حساسیت زنان با طیف رنگ‌ها بیشتر از مردان است. هوش کلامی (روانی کلام) در زنان بالاتر است اما مفاهیم و استدلال کلامی در مردان نمره بالاتری دارد. آزمون حساب و جورکردن قطعات و درک فضایی در مردان نتایج بالاتری را نسبت به زنان نشان می‌دهد. زبان بدن را زنان بهتر از مردان می‌فهمند و ده‌ها تفاوت دیگر در این زمینه‌ها وجود دارد.[۳۸]

یاخته‌های عصبی ارتباط دهنده نیمکره چپ و راست مغز در مردان کمتر است. اسکن‌های PET نشان می‌دهد مغز زنان تقریباً برای هر فعالیت آزمایش شده‌ای یاخته‌های عصبی بیشتری از هر دو نیم کره به کار می‌گیرد. به نظر می‌رسد مغز زنان به‌طور شبکه ای و مغز مردان به‌طور نوعی و به صورت بخش بخش جدا از هم باشد. دلالت‌های این تفاوت‌ها وقتی مهم می‌شود که به کارویژه عاطفی- عقلانی دو نیمکره راست و چپ مغز توجه نماییم.[۳۹]

پانویس

  1. . فرهنگ مترادف و متضاد، وب‌سایت واژه‌یاب، ذیل واژه عقل.
  2. «عقل و دین درکلام مولا علی (ع)»، وب‌سایت حوزه، 1386ش.
  3. . پارسانیا، روش‌شناسی رئالیسم انتقادی، 1389ش، ص55.
  4. . پارسانیا، رویکرد انتقادی فلسفه اسلامی به رابطه عقل و جنسیت، 1384ش.
  5. . شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج4، 1413ق، ص400.
  6. . فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج1، ص127.
  7. . پارسانیا، رویکرد انتقادی فلسفه اسلامی به رابطه عقل و جنسیت، 1384ش.
  8. . پارسانیا، رویکرد انتقادی فلسفه اسلامی به رابطه عقل و جنسیت، 1384ش.
  9. . پارسانیا، رویکرد انتقادی فلسفه اسلامی به رابطه عقل و جنسیت، 1384ش.
  10. صانع‌پور، «نقد عقل مدرن با رویکرد زنانه‌نگر»، 1396ش، ص116.
  11. «زن در نگاه فلاسفۀ غرب»، وب‌سایت اوشیدا.
  12. صانع‌پور، «نقد عقل مدرن با رویکرد زنانه‌نگر»، 1396ش، ص117.
  13. صانع‌پور، «نقد عقل مدرن با رویکرد زنانه‌نگر»، 1396ش، ص124.
  14. صانع‌پور، «نقد عقل مدرن با رویکرد زنانه‌نگر»، 1396ش، ص131.
  15. «زن؛ جنس دوم؟»، خبرگزاری فارس، 1392ش.
  16. غلامی، عقل متفاوت زنان، 1392ش، ص13.
  17. «زن در نگاه فلاسفۀ غرب»، وب‌سایت اوشیدا.
  18. قمشیان، «بررسی روایات نقص عقل زن و تطبیق با روایت متخالف این معنا در بستر مطالعات جنسیت»، 1394ش، ص154.
  19. قمشیان، «بررسی روایات نقص عقل زن و تطبیق با روایت متخالف این معنا در بستر مطالعات جنسیت»، 1394ش، ص154.
  20. موسوی، «شبههٔ نقصان عقل زن»، 1383ش، ص1.
  21. نوری، «زن و نقصان در کلام امیرالمؤمنین»، 1385ش، ص1.
  22. قمشیان، «بررسی روایات نقص عقل زن و تطبیق با روایت متخالف این معنا در بستر مطالعات جنسیت»، 1394ش، ص164.
  23. قمشیان، «بررسی روایات نقص عقل زن و تطبیق با روایت متخالف این معنا در بستر مطالعات جنسیت»، 1394ش، ص165.
  24. دیاری بیگدلی و جعفری، «روایات نقصان عقل و ایمان زنان در بوتهٔ نظرسنجی»، 1395ش، ص15-22.
  25. . پارسانیا، رویکرد انتقادی فلسفه اسلامی به رابطه عقل و جنسیت، 1384ش.
  26. . پارسانیا، رویکرد انتقادی فلسفه اسلامی به رابطه عقل و جنسیت، 1384ش.
  27. . پارسانیا، رویکرد انتقادی فلسفه اسلامی به رابطه عقل و جنسیت، 1384ش.
  28. . پارسانیا، رویکرد انتقادی فلسفه اسلامی به رابطه عقل و جنسیت، 1384ش
  29. . ر.ک. رزماری تانگ. درآمدی بر نظریه‌های فمینیستی. ترجمه منیژه نجم عراقی. نشر نی.1391. تهران. ص 29-71
  30. . Jaggar,Alison M. 1983.Feminist Politics and human nature. Totowa, N.J: Rowman , Allanheld,p.33
  31. . ر.ک. پروین کدیور. روان‌شناسی تربیتی. تهران. سمت. چاپ چهاردهم. 1390.
  32. . مراجعه کنید به: استون ای. رودز. تفاوت‌های جنسیتی را جدی بگیریم. ترجمه معصومه محمدی، قم. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه. 1392. ص 42
  33. . مراجعه کنید به: استون ای. رودز. تفاوت‌های جنسیتی را جدی بگیریم. ترجمه معصومه محمدی، قم. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه. 1392. ص 42
  34. . استون ای. رودز. تفاوت‌های جنسیتی را جدی بگیریم. ترجمه معصومه محمدی، قم. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه. 1392. ص 44
  35. . sex Difference in the Human Brain.
  36. .sex Difference in the Human Brain.By.Yres chiristen,p.146
  37. . روان‌شناس زن و مرد، دکتر محمد مجد، ص 101 و 97.
  38. . استون ای. رودز. تفاوت‌های جنسیتی را جدی بگیریم. ترجمه معصومه محمدی، قم. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه. 1392. ص 52
  39. . برای مطالعه بیشتر مراجعه کنید به: نومان. ل. مان. اصول روان‌شناسی. ترجمه و اقتباس :محمد ساعتچی. چ12. موسسه انتشارات امیرکبیر. ج1 ص 646. همچنین سکلتون. تفاوت‌های فردی. ترجمه یوسف کریمی. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ و استون ای. رودز. تفاوت‌های جنسیتی را جدی بگیریم. ترجمه معصومه محمدی، قم. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه. 1392

منابع

  • قرآن کریم
  • پارسانیا، حمید، رویکرد انتقادی فلسفه اسلامی به رابطه عقل و جنسیت، حوراء، شماره ۱۴، تیر و مرداد ۱۳۸۴ش.
  • فتال نیشابوری، محمد بن احمد، روضه الواعظین، قم، الشریف الرضی، بی‌تا.
  • صدوق، محمدبن‌علی، من لایحضره الفقیه، تصحیح: علی‌اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
  • پارسانیا، حمید، روش‌شناسی انتقادی حکمت صدرایی، قم، فردا، ۱۳۸۹ش.
  • مولانا، جلال‌الدین محمد بلخی، مثنوی معنوی، بی‌جا، بی‌نا، ۱۳۹۷ش.
  • «ترجمه و شرح خطبهٔ نهج‌البلاغه: ویژگی‌های زنان»، وب‌سایت اهل‌البیت، تاریخ بازدید: ۴ شهریور ۱۴۰۱ش.
  • «زن در نگاه فلاسفهٔ غرب»، وب‌سایت اوشیدا، تاریخ درج مطلب: ۳ بهمن ۱۳۹۱ش.
  • «زن؛ جنس دوم؟»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: ۲۶ شهریور ۱۳۹۲ش.
  • «عقل و دین درکلام مولا علی (ع)»، وب‌سایت حوزه، تاریخ درج مطلب: ۵ دی ۱۳۸۶ش.
  • اسماعیلی‌زاده، عباس، «زن و روشن‌بینی در مقام مخاصمه، تأملی در آیهٔ ۱۸ سورهٔ زخرف»، پژوهش‌های قرآنی، شمارهٔ ۳۵ و ۳۶، سال نهم، پاییز و زمستان ۱۳۸۲ش.
  • دیاری بیگدلی، محمد تقی و جعفری، اسمر، «روایات نقصان عقل و ایمان زنان در بوتهٔ نظرسنجی»، پژوهش دینی، شمارهٔ ۳۲، بهار و تابستان ۱۳۹۵ش.
  • سبحانی، حسین و دیگران، «رویکردی نوین در شهادت زن در نظام حقوقی اسلام با نگاهی به نظام حقوقی ایران»، مطالعات زن و خانواده، دورهٔ ۴، شمارهٔ ۱، بهار و تابستان ۱۳۹۵ش.
  • صانع‌پور، مریم، «نقد عقل مدرن با رویکرد زنانه‌نگر»، غرب‌شناسی بنیادی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال هشتم، شمارهٔ دوم، پاییز و زمستان ۱۳۹۶ش.
  • عارفی، محمداسحاق و دیگران، «عقل نظری و عقل عملی»، آموزه‌های فلسفهٔ اسلامی، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، شمارهٔ ۲۰، بهار و تابستان ۱۳۹۶ش.
  • غلامی، یوسف، عقل متفاوت زنان، قم، معارف، چاپ دوم، ۱۳۹۲ش.
  • قمشیان، میثم، «بررسی روایات نقص عقل زن و تطبیق با روایت متخالف این معنا در بستر مطالعات جنسیت»، مطالعات راهبردی زنان، سال هجدهم، شمارهٔ ۷، زمستان ۱۳۹۴.
  • محمدی، اردشیر و مدملی، مریم، «تفاوت تکوینی عقل زن و مرد از منظر دین اسلام»، مجلهٔ پژوهشی علوم انسانی، سال چهاردهم، شمارهٔ ۳۴، پاییز و زمستان ۱۳۹۲ش.
  • موسوی، مهدیه، «شبههٔ نقصان عقل زن»، نشریهٔ شمیم یاس، شمارهٔ ۱۳، ۱۳۸۳ش.
  • مهریزی، مهدی، شخصیت و حقوق زن در اسلام، تهران، علمی و فرهنگی، چاپ سوم، ۱۳۹۱ش.
  • نوری، اعظم، «زن و نقصان در کلام امیرالمؤمنین»، نشریهٔ شمیم یاس، شمارهٔ ۴، تیر ۱۳۸۵ش.