پرش به محتوا

هخامنشیان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران‌پدیا
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''<big>هخامنشیان</big><big>؛</big>''' سلسلۀ حکومتی ایران باستان
{{جعبه اطلاعات مفهوم
| تصویر            =  هخامنشیان.png
| زیرنویس تصویر    =  درفش هخامنشیان مزین به پرنده‌ای زرین به‌نام شهباز
| image_alt        =درفش هخامنشیان
| فایل پادکست      = 
| حجم فایلپادکست    = 
| تاریخ پادکست      = 
| زیرنویس عنوان    = 


هخامنشیان (۵۵۰-۳۳۰ پ.م.) دودمانی بودند که کوروش بزرگ امپراتوری آنان را بنیان نهاد و قلمرویی از آسیای صغیر تا هند را زیر یک نظام اداری متمرکز گرد آوردند. داریوش اول با تقسیم امپراتوری به «ساتراپی‌»(استان)ها، احداث راه شاهی، ضرب سکه و گماردن بازرسان ویژه، کارآمدی آن نظام را به اوج رساند. با این حال، شورش‌های مکرر «ساتراپ‌ها»(استانداران)، دسیسه‌های درباری و ضعف فرماندهیِ نظامی، منجر به فروپاشی آن گردید. ویژگی برجستۀ هخامنشیان در ادارۀ امپراتوری – متناسب با وسعت سرزمینی – بهره‌گیری از نظام پایتختی چندگانه و سیاست تساهل دینی بود؛ چنانچه این امر دین رسمی هخامنشیان را مبهم ساخته و موجب بروز اختلاف میان پژوهشگران شده است. نوآوری‌های هخامنشیان در حکومت داری به پیمانه‌ای بود که موجب شود میراث آنان در ساختار اداری، معماری و اندیشهٔ سیاسی در دوره‌های سلوکی، اشکانی، ساسانی و اسلامی تداوم یابد.
| عنوان اصلی        =
| عنوان انگلیسی    =
| عنوان عربی        =
| عنوان علمی        =
| شاخه علمی        =
| نوع مفهوم        =
| معنای اصطلاحی      =
| حوزه کاربرد      =
| گستره جغرافیایی  =
| منشأ تاریخی      =


== آغاز و شکل‌گیری قدرت: از کوروش تا کمبوجیه (۵۵۹-۵۲۲ پ.م.) ==
| نخستین کاربرد    =  
حکومت هخامنشیان از ۵۵۰ تا ۳۳۰ پ.م. حدود ۲۲۰ سال به درازا انجامید. کوروش (حک ۵۵۹-۵۳۰ پ.م.) «آستیاژ»، آخرین شاه «ماد» را در ۵۵۰ پ.م. شکست داد، سپس «لیدیه» (۵۴۷-۵۴۶) و «بابل» (۵۳۹) را فتح کرد و قلمرو را از آسیای صغیر تا هند گسترش داد.<ref>گرانتوفسکی‌ ادوین‌ آرویدوویچ. ''تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز''. پويش، 1359، ص 76-77.</ref>پیش از بابل، به شرق و شمال شرق لشکر کشیده بود و «پارت»، «هیرکانیا»، «سُغد» و «باختر» را  به قلمرو خود افزوده بود. منابع یونانی از نبرد کوروش بزرگ با «ماساگت‌ها» در آسیای مرکزی و کشته‌شدنش در آن جنگ سخن گفته‌اند.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۷۹.</ref>
| ریشه واژه        =
| مرتبط با          =  
| اهمیت            =
| مبدع              =
| مروج              =
| مقدس برای        =
| مورد احترام      =  
| آثار مرتبط        =  
}}
'''هخامنشیان'''، نخستین امپراتوری جهانیِ نظام‌یافته و چندفرهنگی.


کمبوجیه (حک ۵۳۰-۵۲۲ پ.) پسر و جانشین کوروش، در ۵۲۵ پ.م. به مصر لشکر کشید و پس از نبرد «پلوزیوم» وارد «ممفیس» شد، لقب فرعونی گرفت و مصر را به ساتراپی هخامنشی تبدیل کرد.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۷۴-۷۶؛ سایکس، تاریخ ایران / سایکس، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۰۵.</ref> پس از مرگش در بازگشت از مصر و در نبود وارث (او پیشتر برادرش «بردیا» را کشته بود)،«گئومات» (مغ) از خلأ قدرت پدید آمده بهره‌برد. خود را به‌جای بردیا معرفی کرد و در ماد، پارس و بابل پذیرفته شد و بر بخش بزرگی از امپراتوری چیره گشت. اشراف پارسی با داریوش هم‌پیمان شدند، گئومات را کشتند و داریوش اول (حک ۵۲۲-۴۸۶ پ.م.) را به شاهی برگزیدند.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۷۷.</ref>
شاهنشاهی هخامنشیان (۵۵۰–۳۳۰پ.م) که [[کوروش]] کبیر آن را بنیان نهاد؛ به‌عنوان یک امپراتوری، دارای قلمرو گسترده‌ای بود که از آسیای صغیر تا هند را در بر می‌گرفت. داریوش اول با تقسیم امپراتوری به چندین [[ساتراپی‌]]، احداث [[راه شاهی]]، ضرب سکه و گماردن بازرسان ویژه، کارآمدی نظام هخامنشی را افزایش داد. با این حال، شورش‌های مکرر ساتراپ‌ها، دسیسه‌های درباری و ضعف فرماندهی نظامی، منجر به فروپاشی آن گردید. ویژگی برجستهٔ هخامنشیان در ادارهٔ امپراتوری، بهره‌گیری از نظام پایتختی چندگانه و سیاست تساهل دینی بود. ساختار قدرت بر مشروعیت الهی و تباری استوار بود و نظام حقوقی ترکیبی از فرامین شاه، تعالیم مذهبی و عرف محلی به‌شمار می‌رفت. [[اقتصاد]]، با نظام مالیاتی منظم و یکسان‌سازی اوزان و سکه، عمدتاً مبتنی بر [[کشاورزی]] و [[دام‌پروری]] بود. جامعه ساختاری طبقاتی داشت؛ از این رو جایگاه [[زن|زنان]]، نظام آموزشی و تا حدودی خوراک و پوشاک، بر پایهٔ پایگاه اجتماعی افراد تعیین می‌شد. هخامنشیان افزون بر پرستش [[اهورامزدا]]، [[میترا]] و [[آناهیتا]] را ستایش می‌کردند و جشن‌هایی چون [[جشن نوروز|نوروز]] و [[جشن مهرگان|مهرگان]] را برپا می‌کردند. [[هنر]] در دوره هخامنشیان تلفیقی از عناصر ملل تابعه بود و [[پزشکی]] و [[نجوم]] رواج داشت. نوآوری‌های هخامنشیان در حکومت‌داری به اندازه‌ای بود که میراث آنان در ساختار اداری، معماری و اندیشهٔ سیاسی در دوره‌های [[سلوکیان]]، [[اشکانیان]]، [[ساسانیان]] و [[ورود اسلام به ایران|اسلامی]] تداوم یافت.


جدول زمانی– مهم‌ترین رویدادهای سیاسی و نظامی هخامنشیان
== حکومت هخامنشیان ==
هخامنشیان که عنوان سلسلۀ حکومتی خود را از هخامنش (۶۵۰پ.م)، نیای چهارم کوروش کبیر (هخامنش ← چیش‌پیش ← کوروش اول ← کمبوجیه اول ← کوروش دوم (کبیر))، اخذ کرده بود،<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۱۸۶.</ref> از ۵۵۰ تا ۳۳۰پ.م به درازا انجامید. [[کوروش]] (حکومت: ۵۵۹–۵۳۰پ.م) آستیاژ، آخرین شاه ماد را در ۵۵۰پ.م شکست داد، سپس لیدیه (۵۴۷–۵۴۶ پ.م) و بابل (۵۳۹پ.م) را فتح کرد و قلمرو حکومت هخامنشیان را از آسیای صغیر تا هند گسترش داد.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۷۶–۷۷.</ref> او پیش از بابل، به شرق و شمال شرق لشکر کشیده بود و پارت، هیرکانیا، سُغد و باختر را به قلمرو خود افزوده بود. منابع یونانی از نبرد کوروش کبیر با ماساگت‌ها در آسیای مرکزی و کشته‌شدنش در آن جنگ سخن گفته‌اند.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۷۹.</ref>
 
کمبوجیه (حکومت: ۵۳۰–۵۲۲پ.م) پسر و جانشین کوروش کبیر، در ۵۲۵پ.م با فتح مصر در نبرد پلوزیوم، لقب فرعونی را به مجموعه القاب شاهنشاهی هخامنشی افزود و  سرزمین مصر را به قلمرو حکومت هخامنشی اضافه کرد.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۷۴–۷۶؛ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۰۵.</ref> پس از مرگ کمبوجیه و در نبود وارث، گئومات مغ از خلأ قدرت پیش‌آمده بهره‌ برد و خود را به‌جای بردیا که قبلاً توسط کمبوجیه، برادرش، به‌صورت مخفیانه از بین برده شده بود، معرفی کرد. گئومات در ماد، پارس و بابل پذیرفته شد و بر بخش بزرگی از امپراتوری چیره گشت. اشراف پارسی که از هویت واقعی گئومات آگاهی داشتند و از خراب کردن معابد و گرفتن مراتع و احشام از مردم به ستوه آمده بودند، با داریوش هم‌پیمان شدند،<ref>پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۵۳۶.</ref> گئومات را کشتند و داریوش (حکومت: ۵۲۲–۴۸۶پ.م) را به شاهی برگزیدند.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۷۷.</ref>
 
تاج‌گذاری داریوش با شورش‌های بی‌سابقه‌ای همراه بود که وی همه را سرکوب کرد.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۰۸–۲۰۹.</ref> شرح این رویدادها در [[کتیبه بیستون|کتیبهٔ بیستون]] به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی، آمده است.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۵۶۹–۱۵۷۰.</ref> داریوش پس از تثبیت قدرت، دست به اصلاحات گسترده‌ای زد: امپراتوری را به [[ساتراپی|ساتراپی‌ها]] تقسیم و [[راه شاهی]] را از شوش تا سارد احداث کرد. ضرب سکهٔ طلا (داریک) و نقره (شِکِل) را نیز با وزن معین عملی نمود.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۱۱–۲۱۵.</ref> داریوش، فتوحات شرقی را از سر گرفت؛ به درهٔ سند لشکر کشید و آن را ساتراپی جداگانه ساخت، سرزمین‌های شمال شرقی را آرام کرد، مرزهای شرقی را به رود سند و هندوکش رساند و حاکمان محلی را ملزم به پرداخت خراج کرد.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۱۵–۲۲۰.</ref> او در نبرد ماراتن (۴۹۰پ.م) از یونانی‌ها شکست خورد<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۶۷۰–۶۸۲.</ref> و لشکرکشی‌های غربی‌اش با موفقیت همراه نشد و به فتح دائمی نینجامید؛ هرچند جزایر دریای اژه و تراکیه به قلمرو هخامنشی ملحق شدند.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۶۹۲–۶۹۵.</ref>
 
پس از مرگ داریوش، خشایارشا (حکومت: ۴۸۶–۴۶۵پ.م) شورش مصر و بابل را سرکوب کرد. در ۴۸۰پ.م با سپاهی عظیم به یونان تاخت و آتن را به آتش کشید، اما ناوگانش در سالامیس و سپاهش در پلاته (۴۷۹ پ. م) شکست خوردند.<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه <span lang="en" dir="ltr">تاریخی</span>، ۱۳۸۴ش، ص<span lang="fa" dir="rtl">ص۲۱۵–۲۱۶، ۲۳۰–۲۳۵، ۲۰۴–۲۱۰، ۱۹۹؛</span> Briant, From Cyrus to Alexander, 2002, p.158-159; Kuhrt, The Persian Empire, 2007, p.179</ref> این شکست‌ها به لشکرکشی او پایان داد و یونانیان جزایر دریای اژه و شهرهای یونانی آسیای صغیر را از تصرف هخامنشیان خارج کردند.<ref><span lang="en" dir="ltr">Waters, Ancient Persia, 2014, p.124.</span></ref> سرانجام در ۴۴۹پ.م اردشیر اول (حکومت ۴۶۵–۴۲۴پ.م) پیمان صلح کالیاس را با آتن منعقد ساخت؛ در طی آن هخامنشیان از دخالت در آسیای صغیر چشم پوشیدند و آتنیان نیز نواحی غربی آناتولی را رها کردند.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۸۵.</ref> از دیگر اقدامات مهم اردشیر اول، می‌توان به فرونشاندن شورش مصر<ref><span lang="fa" dir="rtl">دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص283، 274.</span></ref> و بازسازی کاخ‌های [[تخت جمشید]] اشاره کرد.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۸۷.</ref>
{| class="wikitable"
|+'''<small>پایتخت‌های چندگانه هخامنشی</small>'''
!پایتخت
!کارکرد اصلی
!بینان گذار
!دوره
|-
|پاسارگاد
|پایتخت، مرکز تشریفاتی و محل دفن کوروش<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۵۶۲.</ref>
|حاکمان دست‌نشاندهٔ پارس (قبل از کوروش)<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۵۶۲.</ref>
| تا آغاز حکومت داریوش اول<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۶۹۵.</ref>
|-
|شوش
|پایتخت زمستانی و اداری<ref>قدیانی، فرهنگ جامع تاریخ ایران، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۵۳۱.</ref>
|داریوش اول (بر روی مرکز پیشین عیلام)<ref>کریمان، قصران (کوهسران)، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۶۳۷.</ref>
|تا پایان امپراتوری<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۷۱۶–۷۲۹.</ref>
|-
|تخت‌جمشید
|مهم‌ترین مرکز تشریفاتی و آیینی نوروز<ref>قدیانی، فرهنگ جامع تاریخ ایران، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۱۰.</ref>
|داریوش اول و جانشینان<ref>جکسون، سفرنامه جکسن، ۱۳۶۹ش، ص۳۴۳.</ref>
|۳۳۰ پ.م. (در حملهٔ اسکندر سوخت و متروک شد)<ref>راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۱۳۵۴ش، ج۱، ص۵۳۳.</ref>
|-
|هگمتانه
|اقامتگاه تابستانی شاهان<ref>جکسون، سفرنامه جکسن، ۱۳۶۹ش، ص۱۸۰.</ref>
|پیش از هخامنشی<ref>جکسون، سفرنامه جکسن، ۱۳۶۹ش، ص۱۷۶.</ref>
|تا پایان امپراتوری<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۵۰.</ref>
|-
|بابل
|مرکز اداری و اقتصادی<ref>احمدی کرمانی، تاریخ یحیی، ۱۳۸۶ش، ص۴۰.</ref>
| کوروش پس از فتح و تاج‌گذاری در آن<ref>پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۶۹.</ref>
|تا پایان امپراتوری<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۴۷.</ref>
|}
=== حمله اسکندر مقدونی ===
[[پرونده:هخامنشیان۱.jpg|جایگزین=نگاره هنری اسکندر در پاسارگاد|بندانگشتی|نگاره هنری اسکندر در پاسارگاد اثر پیر هنری دی والنسین در مؤسسه هنر شیکاگو]]
فیلیپ دوم، شاه مقدونیه، که پیش از مرگ، حمله به ایران را برنامه‌ریزی کرده بود؛ در ۳۳۶پ.م ترور شد و اسکندر به جایش نشست.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۱۸.</ref> اسکندر در بهار ۳۳۴پ.م با ۴۰ هزار سرباز در گرانیک، سپاه هخامنشی به فرماندهی ساتراپ‌های محلی را شکست داد.<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۶۴۸–۶۴۹.</ref> در نوامبر ۳۳۳پ.م داریوش سوم با سپاهی از سراسر امپراتوری به ایسوس آمد و در ناحیه‌ای باریک بین کوه و دریا موضع گرفت. این تدبیر ضعیف سبب شد که نتواند از برتری عددی سپاهش بر اسکندر بهره ببرد. سرانجام در برابر هجوم اسکندر تاب نیاورد و با فرار او، سپاهش متلاشی شد.<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۶۶۶–۶۶۸؛ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۴۴۷.</ref> اسکندر پس از ایسوس به جنوب تاخت. صور و غزه را تسخیر کرد.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۳۴۱؛ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۴۰</ref> سپس وارد مصر شد و مصریان از او به‌عنوان رهایی‌بخش استقبال کردند.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۱۴.</ref> نبرد سرنوشت‌ساز در اکتبر ۳۳۱پ.م در دشت گوگمل رخ داد. داریوش سوم میدان وسیعی برگزیده بود تا از برتری شمار سواره‌نظام و ارابه‌های داس‌دار خود استفاده کند؛ اما اسکندر با شکافتن خط مقدم هخامنشیان، به سوی داریوش تاخت. داریوش بار دیگر گریخت و سپاهش دوباره فروپاشید.<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۷۰۸.</ref> شپس بابل و شوش بدون جنگ به دست اسکندر افتاد. او وارد پرسپولیس شد (ژانویهٔ ۳۳۰پ.م)، خزاین آن را تصرف کرد و کاخ‌هایش را به آتش کشید. داریوش سوم که به شرق گریخته بود، در تابستان ۳۳۰پ.م به دست بسوس، ساتراپ باختر کشته شد. با مرگ او امپراتوری هخامنشی رسماً پایان یافت.<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۷۱۶–۷۲۹.</ref>
 
<small>'''جدول زمانی مهم‌ترین رویدادهای سیاسی و نظامی هخامنشیان'''</small>
{| class="wikitable"
{| class="wikitable"
|+
!سال (پ.م)
!سال( پ.م)
!رویداد
!رویداد
|-
|-
|<span lang="fa">550</span>
|<span lang="fa">550</span>
|شکست آستیاژ توسط کوروش؛ تأسیس امپراتوری هخامنشی
|شکست آستیاژ توسط کوروش؛ تأسیس امپراتوری هخامنشی<ref>حتی، شرق نزدیک در تاریخ، ۱۳۸۲ش، ص۵۵.</ref>
|-
|-
|۵۴۷-۵۴۶
|۵۴۷–۵۴۶
|فتح لیدیه  
|فتح لیدیه<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۷۷.</ref>
|-
|-
|۵۳۹
|۵۳۹
|فتح بابل
|فتح بابل<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۷۷.</ref>
|-
|-
|۵۲۵  
|۵۲۵
|فتح مصر توسط کمبوجیه
|فتح مصر توسط کمبوجیه<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۰۵.</ref>
|-
|-
|522
|۵۲۲
|به قدرت رسیدن داریوش اول؛ سرکوب شورش‌های سراسری
|به قدرت رسیدن داریوش اول؛ سرکوب شورش‌های سراسری<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۸۰.</ref>
|-
|-
|518
|۴۹۰
|آغاز ساخت تخت جمشید
|شکست هخامنشیان در ماراتن (نخستین رویارویی با یونان)<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۵۵.</ref>
|-
|-
|490
|۴۸۰
|شکست هخامنشیان در ماراتون (نخستین رویارویی با یونان)
|لشکرکشی خشایارشا به یونان؛ نبردهای ترموپیل و سالامیس<ref>حتی، شرق نزدیک در تاریخ، ۱۳۸۲ش، ص۵۶.</ref>
|-
|-
|480
|۴۷۹
|لشکرکشی خشایارشا به یونان؛ نبردهای ترموپیل و سالامیس
|شکست در نبردهای پلاته و میکال<ref>بیات، تاریخ تطبیقی ایران با کشورهای جهان، ۱۳۸۴ش، ص۱۹.</ref>
|-
|-
|479
|۴۴۹
|شکست در نبردهای پلاته و میکال
|صلح کالیاس میان ایران و آتن<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۸۵.</ref>
|-
|-
|449
|۳۳۴
|صلح کالیاس میان ایران و آتن
|حمله اسکندر مقدونی؛ نبرد گرانیک<ref>پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۱۱۰.</ref>
|-
|-
|334
|۳۳۳
|حمله اسکندر مقدونی؛ نبرد گرانیک
|نبرد ایسوس<ref>پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۱۱۲.</ref>
|-
|-
|333
|۳۳۱
|نبرد ایسوس
|نبرد گوگمل؛ سقوط بابل و شوش<ref>بیات، تاریخ تطبیقی ایران با کشورهای جهان، ۱۳۸۴ش، ص۲۳.</ref>
|-
|-
|331
|۳۳۰
|نبرد گوگمل؛ سقوط بابل و شوش
|سقوط اکباتان، مرگ داریوش سوم<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۵۰.</ref>
|-
|330
|سقوط پاسارگاد، مرگ داریوش سوم
|}
|}


== تثبیت و اوج: از داریوش اول تا اردشیر اول (۵۲۲-۴۲۴ پ.م.) ==
=== عوامل فروپاشی ===
تاج‌گذاری داریوش اول با شورش‌های بی‌سابقه‌ای همراه بود که وی همه را سرکوب کرد.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۰۸-۲۰۹.</ref> سپس دستور داد کتیبهٔ بیستون را به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی در شوش (غرب امپراتوری) دربارهٔ این شورش‌ها حک کنند.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۵۶۹-۱۵۷۰.</ref> پس از تثبیت قدرت، دست به اصلاحات گسترده‌ای زد: امپراتوری را به ساتراپی‌ها تقسیم کرد، راه شاهی را از شوش تا سارد احداث نمود و ضرب سکهٔ طلا (داریک) و نقره (شِکِل) را با وزن معین آغاز کرد.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۱۱-۲۱۵.</ref>
[[پرونده:هخامنشیان۲.png|جایگزین=ساتراپ‌های شاهنشاهی هخامنشی|بندانگشتی|ساتراپ‌های شاهنشاهی هخامنشی]]
هخامنشیان باوجود گستردگی امپراتوری، در ادارهٔ آن کارآمد بودند. واگذاری اختیارات حکومتی به ساتراپی‌ها و احترام به آیین‌های محلی از عوامل دوام امپراتوری هخامنشیان محسوب شده است.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۸۲–۹۵.</ref> با این حال، از میانهٔ قرن پنجم پ.م نشانه‌های ناکارآمدی نظام هخامنشی به تدریج آشکار شد<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۰۶.</ref> که عوامل متعددی داشت، ازجمله:


داریوش اول فتوحات شرقی را از سر گرفت؛ به درۀ سند لشکر کشید و آن را ساتراپی جداگانه ساخت، سرزمین‌های شمال شرقی را آرام کرد، مرزهای شرقی را به رود سند و هندوکش رساند و حاکمان محلی را ملزم به پرداخت خراج کرد.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۱۵-۲۲۰.</ref> اما لشکرکشی‌های غربی‌اش به فتح دائمی نینجامید؛ هرچند جزایر دریای «اژه» و «تراکیه» بخشی از قلمرو هخامنشی محسوب ‌شدند.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۶۹۲-۶۹۵.</ref>
* شورش‌های مکرر ساتراپ‌ها: در سال‌های ۳۹۲–۳۶۰پ.م چندین ساتراپ در غرب امپراتوری از جمله لیدیه، فریگیه و کاریه علیه مرکز قیام کردند. با وجود اینکه همگی سرکوب شدند، اما خسارت سنگینی به توان اداری و نظامی وارد آوردند.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۰۶.</ref> مصر نیز که از ۵۲۵پ.م ساتراپی هخامنشی بود، میان سال‌های ۴۰۴ تا ۳۴۳پ.م از امپراتوری جدا شد و تنها با لشکرکشی اردشیر سوم در ۳۴۳پ.م دوباره به تصرف درآمد.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۹۲۷.</ref>


پس از مرگ داریوش، خشایارشا (حک ۴۸۶-۴۶۵ پ.م.) شورش مصر و بابل را سرکوب کرد و به یونان لشکر کشید. شورش ایونی‌ها (۴۹۹-۴۹۴ پ.م.) زمینه‌ساز این برخورد شد.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۹۶.</ref>نخستین لشکرکشی در ۴۹۰ پ.م. در «ماراتن» در زمان داریوش اول با شکست ایران پایان یافته بود.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۶۷۰-۶۸۲.</ref> خشایارشا نیز در ۴۸۰ پ.م. با سپاهی عظیم به یونان تاخت و آتن را به آتش کشید، اما ناوگانش در «سالامیس» و سپاهش در «پلاته» (۴۷۹ پ.م.) شکست خوردند.<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه <span lang="en" dir="ltr">تاریخی</span>، ۱۳۸۴ش،  ص<span lang="fa" dir="rtl">۲۱۵-۲۱۶، ۲۳0-۲۳۵، 204-210، 199؛</span>  Briant, From Cyrus to Alexander, 2002, p.158-159; Kuhrt, The Persian Empire, 2007, .p.179</ref> این شکست‌ها به لشکرکشی او پایان داد و یونانیان جزایر دریای اژه و شهرهای یونانی آسیای صغیر را از تصرف هخامنشیان خارج کردند.<ref><span lang="en" dir="ltr">Waters, Ancient Persia, 2014, p.124.</span></ref>سرانجام در ۴۴۹ پ.م. صلح کالیاس میان ایران و آتن بسته شد؛ ایران از دخالت در امور یونانیان آسیای صغیر چشم پوشید و آتنیان نیز نواحی غربی آناتولی را رها کردند.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۸۵.</ref> اردشیر اول (حک ۴۶۵-۴۲۴ پ.م.) شورش مصر را فرو نشاند،<ref><span lang="fa" dir="rtl">دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴، ص 283، 274.</span></ref> صلح کالیاس را امضا و کاخ‌های تخت جمشید را بازسازی کرد.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۸۷.</ref> برای آگاهی از فهرست شاهان و پایتخت‌ها، جدول‌های ۱ و ۲ را ببینید. 
* رقابت‌های درونی حکومت: اردشیر دوم (حکومت: ۴۰۴–۳۵۹ پ.م) با شورش برادرش، کوروش کوچک که در کوناکسا کشته شد، مواجه بود.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۰۳.</ref> جانشین او اردشیر سوم (حکومت: ۳۵۹–۳۳۸پ) برای بازگرداندن نظم، خویشاوندان و اشراف را قتل‌عام کرد. خود او نیز در ۳۳۸پبه دست وزیرش باگواس کشته شد. داریوش سوم، باگواس را که با کمک وی به شاهی رسیده بود، کشت و پادشاهی آشوب‌زده را تحویل گرفت.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۱۶۵، ۱۱۸۳، ۱۱۸۹</ref> این کشمکش‌های درباری توان مدیریتی و دفاعی امپراتوری را تحلیل برده بود.<ref>[https://qjpl.atu.ac.ir/article_2811_b6c3b093abae3f21c79c33258f44f5c3.pdf پورعزت و طاهری، «بررسی دلایل فروپاشی حکومت و تمدن باستانی هخامنشیان»، ۱۳۸۵ش، ص۷۹-۱۱۸.]</ref>


جدول ۱ – شاهان مهم هخامنشی و رویدادهای مربوطه. (ارجاعات در متن)
* ضعف فرماندهی و تاکتیک نظامی: سپاه هخامنشی به‌جای تکیه بر پیاده‌نظام سنگین‌اسلحه (مشابه اسکندر)، به سواره‌نظام و ارابه‌های داس‌دار وابسته بود. افزون بر آن داریوش سوم به دلیل نبود ابتکار نظامی و فرماندهی توانمند، در نبردهای سرنوشت‌ساز ایسوس و گوگمل با وجود فزونی نیروها، به راحتی شکست خورد.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۲۵۸.</ref>
* نارضایتی اجتماعی: [[اسکندر مقدونی|اسکندر]] که از پیاده‌نظام سنگین‌اسلحه و سواره‌نظام چیره‌دست استفاده می‌کرد و خود در خط مقدم ماهرانه می‌جنگید<ref>Tarn, Hellenistic Military and Naval Developments, 2010, p.1-30, 57</ref> از نفوذ رهبران محلی و نارضایتی مصریان و بابلیان علیه هخامنشیان بهره می‌برد.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۱۳؛ Heckel, “The Levant and Egypt: Collaboration and Resistance”, in In the Path of Conquest: Resistance to Alexander the Great, 2020, p.98-129</ref> بی‌میلی به بقای نظام هخامنشی به اندازه‌ای رسیده بود که متولیان شهرهای شوش و تخت جمشید داوطلبانه دروازه‌های شهر را به روی اسکندر گشودند و حتی خود داریوش را یکی از ساتراپ‌هایش به نام بسوس به قتل رساند.<ref><span lang="EN" dir="ltr">Gershevitch (ed.), The Cambridge History of Iran, Volume 2: The Median and Achaemenian Periods, 1985, p.420-423</span></ref>
{| class="wikitable"
{| class="wikitable"
|+
|+'''<small>شاهان مهم هخامنشی و رویدادهای مربوطه</small>'''
!شاه
!
!سال حکومت (پ.م.)
!سال حکومت (پ. م)
!رویدادهای مهم
!رویدادهای مهم
|-
|-
|کوروش
|کوروش دوم
|559-530
|۵۵۹–۵۳۰
|فتح ماد، لیدیه و بابل؛ آزادی یهودیان؛ گسترش قلمرو تا هند
|فتح ماد، لیدیه و بابل، آزادی یهودیان و گسترش قلمرو تا هند.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۷۶–۷۷.</ref>
|-
|-
|کمبوجیه
|کمبوجیه
|530-522
|۵۳۰–۵۲۲
|فتح مصر؛ گرفتن لقب فرعونی؛ مرگ در بازگشت  
|فتح مصر، گرفتن لقب فرعونی و مرگ در بازگشت.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۷۴–۷۶؛ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۰۵.</ref>
|-
|-
|داریوش اول
|داریوش اول
|522-486
|۵۲۲–۴۸۶
|سرکوب شورش‌ها؛ تقسیم قلمرو به ساتراپی‌ها؛ احداث راه شاهی؛ ضرب سکه
|سرکوب شورش‌ها، تقسیم قلمرو به ساتراپی‌ها، احداث راه شاهی و ضرب سکه.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۱۱–۲۲۰.</ref>
|-
|-
|خشایارشاه
|خشایارشا
|486-465
|۴۸۶–۴۶۵
|سرکوب شورش مصر و بابل؛ لشکرکشی به یونان
|سرکوب شورش مصر و بابل و لشکرکشی به یونان<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۹۶.</ref>
|-
|-
|اردشیر اول
|اردشیر اول
|465-424
|۴۶۵–۴۲۴
|سرکوب شورش مصر؛ صلح کالیاس؛ بازسازی تخت جمشید
|سرکوب شورش مصر، صلح کالیاس و بازسازی تخت جمشید<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۲۸۳، ۲۷۴؛ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۸۷.</ref>
|-
|-
|اردشیر دوم
|اردشیر دوم
|404-359
|۴۰۴–۳۵۹
|شورش برادرش کوروش کوچک و چندین ساتراپ
|شورش برادرش کوروش کوچک و چندین ساتراپ<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۰۳.</ref>
|-
|-
|اردشیر سوم
|اردشیر سوم
|359-338
|۳۵۹–۳۳۸
|کشتار خویشاوندان و اشراف؛ بازپس‌گیری مصر؛ کشته‌شدن به دست باگواس
|کشتار خویشاوندان و اشراف، بازپس‌گیری مصر و کشته‌شدن به دست باگواس<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۱۶۵، ۱۱۸۳، ۱۱۸۹.</ref>
|-
|-
|داریوش سوم
|داریوش سوم
|336-330
|۳۳۶–۳۳۰
|شکست در ایسوس و گوگمل از اسکندر؛ کشته‌شدن به دست ساتراپ باختر
|شکست در ایسوس و گوگمل از اسکندر و کشته‌شدن به دست ساتراپ باختر<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۶۶۶–۶۶۸، ۷۰۸، ۷۱۶–۷۲۹؛ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۴۴۷.</ref>
|}
|}
جدول ۲ – پایتخت‌های چندگانه هخامنشی (ارجاعات در متن)


<nowiki>| پایتخت |</nowiki> کارکرد اصلی | بنیان‌گذار / دوره |
== نظام حکمرانی ==
{| class="wikitable"
[[پرونده:هخامنشیان۳.jpg|جایگزین=استوانهٔ کوروش-منشورِ کوروش|بندانگشتی|استوانهٔ کوروش یا منشورِ کوروش]]
|+
بر اساس کتیبه‌های موجود، مشروعیت نظام هخامنشیان از [[دین]] و [[تبار]] گرفته شده بود. [[داریوش|داریوش اول]] در [[کتیبه بیستون|کتیبهٔ بیستون]]، شاهنشاهی را بخشش [[اهورامزدا]] می‌داند و [[کوروش|کوروش کبیر]] نیز در استوانهٔ بابل حاکمیت خود را به ارادهٔ الهی گره زده است. ادعای‌ تبار سلطنتی نیز برای کسب مشروعیت، مورد تأکید قرار می‌گرفت. چنانچه کوروش، خود را از نوادگان هخامنش معرفی کرده و شجرنامهٔ داریوش در کتیبهٔ بیستون تا هخامنش مطرح شده است.<ref>جکسون، سفرنامه جکسن، ۱۳۶۹ش، ص۲۱۱؛ قدیانی، فرهنگ جامع تاریخ ایران، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۷۰۶؛ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۸۹، ۱۰۷.</ref>
!پایتخت
!کارکرد اصلی
!بینان گذار
!دوره
|-
|پاسارگاد
|مرکز تشریفاتی
|کوروش (حدود ۵۴۶ پ.م.)
| تا پایان داریوش اول
|-
|شوش
|پایتخت زمستانی و اداری
|داریوش اول (بر روی مرکز پیشین عیلام)
|تا پایان امپراتوری
|-
|تخت جمشید
|مهم‌ترین مرکز تشریفاتی و آیینی نوروز
|داریوش اول و جانشینان
|۳۳۰ پ.م. (در حملۀ اسکندر سوخت و متروک شد)
|-
|هگمتانه
|اقامتگاه تابستانی شاهان
|پیش از هخامنشی
|تا پایان امپراتوری
|-
|بابل
|مرکز اداری و اقتصادی
| کوروش پس از فتح و تاج‌گذاری در آن
|پایتخت رسمی نبود
|}


== افول و فروپاشی: از اردشیر دوم تا داریوش سوم (۴۲۴-۳۳۰ پ.م.) ==
در رأس ساختار نظام حاکمیتی هخامنشیان، خود شاه قرار داشت که فرمانش قانون نهایی بود، اما در عین حال در موضوعات خاص با اشراف مشورت می‌کرد. ساتراپ‌ها در مرتبهٔ دوم اقتدار قرار داشتند. وظیفهٔ شان جمع‌آوری خراج، برپایی [[عدالت]] و تأمین [[امنیت]] بود. شاه در هر [[ساتراپی]]، برای جلوگیری از تمرکز قدرت، دو مقام دیگر، فرمانده نظامی و دبیر سلطنتی نیز تعیین می‌کرد. علاوه بر آن‌ها بازرسانی به نام چشم و گوش شاه از ساتراپی‌ها بازدید می‌کردند و مستقیماً به دربار گزارش می‌فرستادند.<ref>جکسون، سفرنامه جکسن، ۱۳۶۹ش، ص۲۱۱؛ قدیانی، فرهنگ جامع تاریخ ایران، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۷۰۶.</ref>
=== حمله اسکندر و فروپاشی نهایی ===
فیلیپ دوم، شاه مقدونیه، پیش از مرگ برنامه‌ریزی حمله به ایران را آغاز کرد. او در ۳۳۶ پ.م. ترور شد و اسکندر (۲۰ ساله) به جایش نشست.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۱۸.</ref> اسکندر در بهار ۳۳۴ پ.م. با ۴۰ هزار تن در گرانیک، سپاه هخامنشی به فرماندهی ساتراپ‌های محلی را شکست داد.<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۶۴۸-۶۴۹.</ref> در نوامبر ۳۳۳ پ.م. داریوش سوم با سپاهی از سراسر امپراتوری به ایسوس آمد و در ناحیه‌ای باریک بین کوه و دریا موضع گرفت که مانع استفاده از برتری عددی سپاهش بر اسکندر می‌شد. او در برابر تدابیر جنگی و هجوم بی‌باکانۀ اسکندر تاب نیاورد و با فرار خود، سپاهش را متلاشی کرد<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۶۶۶-۶۶۸؛ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۴۴۷.</ref>


اسکندر پس از ایسوس به جنوب تاخت. صور و غزه را تسخیر کرد.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۳۴۱؛ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۴۰</ref>سپس وارد مصر شد و مصریان از او به عنوان رهایی‌بخش استقبال کردند.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۱۴.</ref> اما سرنوشت‌سازترین نبرد در اکتبر ۳۳۱ پ.م. در دشت گوگمل رخ داد. داریوش سوم میدان وسیعی برگزیده بود تا از برتری شمار سواره‌نظام و ارابه‌های داس‌دار خود استفاده کند. اما اسکندر با شکافتن خط مقدم هخامنشیان، به سوی داریوش تاخت. داریوش بار دیگر گریخت و سپاهش فروپاشید.<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۷۰۸.</ref> پس از گوگمل، بابل و شوش بدون جنگ به دست اسکندر افتاد. او وارد پرسپولیس شد (ژانویۀ ۳۳۰)، خزاین آن را تصرف کرد و کاخ‌هایش را به آتش کشید. داریوش سوم که به شرق گریخته بود، در تابستان ۳۳۰ پ.م. به دست بسوس (ساتراپ باختر) کشته شد.<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۷۱۶-۷۲۹.</ref> با مرگ او در ۳۳۰ پ.م.، امپراتوری هخامنشی رسماً پایان یافت.
ارتش هخامنشی هم از دو بخش تشکیل شده بود: سپاه شاهنشاهی و سپاهیانی که ساتراپ‌ها در زمان جنگ فرامی‌خواندند. در این میان فرماندهی کل با خود شاه بود.<ref>گزنفون، کورش نامه، ۱۳۸۶ش، ص۲۳۸.</ref> دیوانسالاری هخامنشی نیز کتبی و چندزبانه بود. مکاتبات اداری به [[زبان آرامی|آرامی]] نوشته می‌شد و اسناد مرکزی به پارسی باستان، عیلامی و بابلی ثبت می‌گردید.<ref>مصطفوی، اقلیم پارس، ۱۳۷۵ش، ص۳۳۴.</ref>


=== کارآمدی و ناکارآمدی: عوامل دوام و فروپاشی ===
اما سازوکارهای تثبیت قدرت نزد هخامنشیان متنوع و در هر شرایطی متفاوت بود که سرکوب سریع شورش‌ها، گروگان‌گیری و ازدواج‌های سیاسی از آن جمله بودند.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۸۹، ۸۳–۸۴؛ گزنفون، کورش نامه، ۱۳۸۶ش، ص۲۳۸.</ref> در رأس نخبگان، خاندان‌های بزرگ پارسی قرار داشتند و واگذاری مناصب عالیه به آنان و حضورشان در شورای سلطنتی، نوعی مشارکت نخبگان در قدرت محسوب می‌شد. با این حال، همین خاندان‌ها، گاهی رقیب شاه می‌شدند و رویدادهایی چون قتل اردشیر سوم را رقم می‌زدند.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۱۲–۲۱۳.</ref>
هخامنشیان باوجود گستردگی امپراتوری، در ادارۀ آن کارآمد ظاهر شدند. تقسیم قلمرو به ساتراپی‌ها، گماردن بازرسان ویژه («چشم و گوش شاه»)، ایجاد راه شاهی، ضرب سکه با وزن و عیار استاندارد و احترام به آیین‌های محلی از عوامل دوام ۲۲۰‌سالۀ امپراتوری بود.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۸۲-۹۵.</ref> با این حال، از میانۀ قرن پنجم پ.م. نشانه‌های ناکارآمدی آن آشکار شد.


شورش‌های مکرر ساتراپ‌ها در نیمۀ دوم قرن پنجم و نیمۀ اول قرن چهارم پ.م. از مهم‌ترین نشانه‌های ضعف نظام هخامنشی بودند. در سال‌های ۳۹۲-۳۶۰ پ.م. چندین ساتراپ در غرب امپراتوری (از جمله لیدیه، فریگیه و کاریه) علیه مرکز قیام کردند. با وجود اینکه همگی سرکوب شدند، اما خسارت سنگینی به توان اداری و نظامی وارد آوردند.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۰۶.</ref>مصر که از ۵۲۵ پ.م. ساتراپی هخامنشی بود، میان سال‌های ۴۰۴ تا ۳۴۳ پ.م. (شصت سال) از امپراتوری جدا شد و تنها با لشکرکشی اردشیر سوم در ۳۴۳ پ.م. دوباره به تصرف درآمد.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۹۲۷.</ref>
== نظام حقوقی و دادرسی ==
نظام حقوقی هخامنشیان ترکیبی از فرامین شاه، تعالیم مذهبی و عرف محلی بود. شاه بالاترین مقام قضایی محسوب می‌شد و در برخورد با جرایم مهمی چون خیانت و شورش اختیار مطلق داشت.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1908626 ماگدالن و کاملی، نظام‌های قضایی و حقوقی هخامنشیان، ۱۳۹۹ش، ص۶۷]؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/566091 احمدپور، نظام قضایی ایران در عهد باستان، ۱۳۸۸ش، ص۸.]</ref> در مرتبهٔ پس از شاه، ساتراپ‌ها در ایالات خود اختیارات قضایی مشابه شاه داشتند و محاکم محلی هخامنشی نیز بر اساس آداب و رسوم خاص هر قلمرو به دادرسی می‌پرداختند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/566091 احمدپور، «نظام قضایی ایران در عهد باستان»، ۱۳۸۸ش، ص۱۰]</ref>


فرمانروایی شاهان اخیر هخامنشی از درون نیز با چالش روبرو شده بود. اردشیر دوم (حک ۴۰۴-۳۵۹ پ.م.) با شورش برادرش «کوروش کوچک» (کشته‌شده در کوناکسا) مواجه بود.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۰۳.</ref>جانشین او اردشیر سوم (حک ۳۵۹-۳۳۸ پ.م.) برای بازگرداندن نظم، خویشاوندان و اشراف را قتل عام کرد. خود او نیز در ۳۳۸ پ.م. به دست وزیرش باگواس کشته شد. داریوش سوم که باگواس او را به شاهی نشانده بود، وی را کشت و پادشاهی آشوب‌زده را تحویل گرفت.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۱۶۵، ۱۱۸۳، ۱۱۸۹</ref> این کشمکش‌های درباری توان مدیریتی و دفاعی امپراتوری را تحلیل برده بود.
دادگاه‌های هخامنشی با حضور چند قاضی برگزار و به دو بخش دادگاه‌های غیرروحانی و معابد تقسیم می‌شدند. دادگاه‌های غیرروحانی اختیار تجدیدنظر در آرای دادگاه‌های معابد را نیز داشتند. در عین حال نظام قضایی هخامنشیان از نوع تفتیشی بود و قضات در تحقیق نقش فعالی ایفا می‌کردند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1908626 ماگدالن و کاملی، «نظام‌های قضایی و حقوقی هخامنشیان»، ۱۳۹۹ش، ص۶۷-۶۹.]</ref> در صورت اثبات، جرایم سیاسی شدیدترین کیفرها را داشتند و مجازات‌ها غالباً خشن و نامتناسب با جرم بودند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/566091 احمدپور، «نظام قضایی ایران در عهد باستان»، ۱۳۸۸ش، ص۱۳-۱۴.]</ref>


ضعف فرماندهی و تاکتیک نظامی نیز از علل فروپاشی شمرده می‌شود. سپاه هخامنشی در اواخر دوره به جای تکیه بر پیاده‌نظام سنگین‌اسلحه (مشابه اسکندر)، به سواره‌نظام و ارابه‌های داس‌دار وابسته بود. داریوش سوم در نبردهای سرنوشت‌ساز «ایسوس» و «گوگمل» با وجود فزونی نیروها، به دلیل نبود ابتکار نظامی و فرماندهی توانمند، به راحتی شکست خورد.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۲۵۸.</ref> در مقابل، اسکندر از پیاده‌نظام سنگین‌اسلحه و سواره‌نظام چیره‌دست استفاده می‌کرد و خود در خط مقدم ماهرانه می‌جنگید.<ref>Tarn, Hellenistic Military and Naval Developments, 2010, p.1-30, 57</ref> و از نفوذ رهبران محلی و نارضایتی مصریان و بابلیان علیه هخامنشیان بهره می‌برد.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۱۳؛ Heckel, “The Levant and Egypt: Collaboration and Resistance”, in In the Path of Conquest: Resistance to Alexander the Great, 2020, p.98-129</ref> بی‌میلی نسبت به بقای نظام هخامنشی به پیمانه‌ای رسیده بود که متولیان شهرهای شوش و پاسارگاد داوطلبانه دروازه‌های شهر را به روی اسکندر گشودند و حتی خود داریوش را یکی از ساتراپ‌هایش به قتل رساند.<ref><span lang="EN" dir="ltr">Gershevitch (ed.), The Cambridge History of Iran, Volume 2: The Median and Achaemenian Periods, 1985, p.420-423</span></ref>
در حکومت هخامنشیان نوآوری‌هایی نیز نسبت به دوره‌های پیشین شکل گرفته بود. مانند ساده‌سازی رویه‌های دادرسی، تأکید بر مدارک معقول و ثبت حضور زنان به‌عنوان شاهد. با این وجود، حقوق و قوانین اساسی عمدتاً تداوم سنت‌های حقوقی کهن بین‌النهرین با نوآوری‌هایی در حوزه‌های روابط اقتصادی و حقوق اداری بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1908626 ماگدالن و کاملی، «نظام‌های قضایی و حقوقی هخامنشیان»، ۱۳۹۹ش، ص۶۹، 71-74.]</ref>


== نظام حکمرانی، مشروعیت و جامعه ==
== اقتصاد و معیشت ==
=== کشاورزی ===
مقدس‌شمردن کشاورزی در  باور زرتشتی، زمین را به بستر اصلی [[معیشت]] تبدیل کرده بود. در عین حال همگان به‌طور یکسان به آن دسترسی نداشتند و ساختار مالکیت ارضی هخامنشیان چندلایه و شامل املاک سلطنتی، اشرافی، نظامیان و آزاد می‌شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2046933 تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹۰-۴۹۱]؛ کورت، هخامنشیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۲۱.</ref> شاهان [[کشاورزی]] را برای [[امنیت غذایی]] و [[مالیات]] مهم می‌دانستند و آبادکنندهٔ زمین بایر را تا پنج نسل از مالیات معاف می‌کردند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2046933 تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۸۷، ۴۹۲-۴۹۳.]</ref> نیروی کار روی زمین بیشتر مردان بودند؛ اما زنان فرودست نیز در این امر مشارکت داشتند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1984842 خسروی و ایمان‌پور، «فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی زنان فرودست در دوره هخامنشیان»، ۱۴۰۱ش، ص۱۳۰-۱۳۲.]</ref>


=== ابزارهای قدرت و ساختار حکمرانی ===
هخامنشیان برای افزایش درآمد حکومت با [[قنات]] و سد، کشاورزی را در مناطق خشک هم گسترش می‌دادند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2046933 تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹۴-۴۹۶.]</ref> در عین حال درآمد دولت که ارتباط مستقیم با بارندگی داشت؛ درسال‌های کم‌آبی با کاهش نرخ مالیات، کم می‌شد.<ref>کورت، هخامنشیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۲۴.</ref> مردمان در دوره هخامنشیان در باغداری نیز مهارت داشتند و باغ‌های بزرگی به نام پردیس احداث کرده بودند که بعدها الگوی باغ‌سازی اروپایی شد. از ابتکار دیگر آنان انتقال بذر گیاهان به [[یونان]] بود که سبب افزایش تنوع محصولات شده بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2046933 تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹۷-۴۹۹.]</ref>
هخامنشیان برای تثبیت قدرت بر مشروعیت دینی و تباری تکیه می‌کردند. داریوش اول در کتیبۀ بیستون شاهنشاهی را بخشش اهورامزدا می‌داند و کوروش نیز در استوانۀ بابل فرمانروایی‌اش را به «مردوک» (خدای بابلیان) نسبت می‌دهد.<ref>جکسون، سفرنامه جکسن، ۱۳۶۹ش، ص۲۱۱؛ قدیانی، فرهنگ جامع تاریخ ایران، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۷۰۶.</ref> بدین ترتیب حاکمیت خود را با ارادۀ الهی گره می‌زدند.


ادعای تبار سلطنتی دومین منبع مشروعیت بود. کوروش خود را از نوادگان هخامنش، نیای افسانه‌ای دودمان، معرفی می‌کرد. داریوش که از شاخۀ فرعی خاندان بود، در کتیبۀ بیستون شجره‌نامۀ خود را اغراق‌آمیز تا هخامنش ذکر کرده است. پیروزی بر دشمنان سومین منبع بود. در همان کتیبه، شاه شکست‌خوردگان را «دروغگو» و «فریبکار» می‌نامد و پیروزی خود را نشانۀ تأیید الهی می‌داند.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۵۴۸، ۲۲۸.</ref>  
=== دام‌پروری ===
در قلمرو حکومت هخامنشیان، دامداری نیز رونق داشت که بیشتر در ساتراپ‌نشین‌های شرقی رائج بود؛ این شغل در مرکز شاهنشاهی نیز ساختاری نظام‌مند یافته بود و زیر نظر دیوان مرکزی قرار داشت و گله‌های بزرگ [[گوسفند]] و [[شتر]] بخش مهمی از چرخه تولید و توزیع را تشکیل می‌دادند.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/324931 یوسف‌جمالی، جدیدی و شهابادی، «نقش و جایگاه اقتصادی ساتراپ‌نشین‌های غربی ایران در شاهنشاهی هخامنشی»، ۱۳۹۲ش، ص۳۸]؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2231939 مکوندی، «چشم‌انداز روستا و فعالیت‌های کشاورزی...»، ۱۴۰۳ش، ص۱۷-۲۰.]</ref>


ساختار حکومت نیز بازتاب دهندۀ جایگاه ویژۀ شاه است. وی در رأس آن قرار داشت که فرمانش خدشه ناپذیر و قانون نهایی بود؛ اما بسته به موضوع با اشراف مشورت هم می‌کرد. در این ساختار بعد از شاه ساتراپ‌ها قرار گرفته بودند. آنان بر حسب نقش اجرایی‌شان از قدرت زیادی برخوردار بودند. وظایف اساسی آنان جمع‌آوری خراج سالانه، اجرای عدالت، تأمین امنیت راه‌ها و سازماندهی نیروهای محلی بود.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۸۹، ۸۳-۸۴.</ref>
=== تجارت ===
داریوش اول با ضرب سکه‌های [[طلا]] (داریک) و [[نقره]] (شِکِل) نظام پولی یکپارچه‌ای ایجاد کرد و استانداردهای رسمی اوزان و مقیاس‌ها را نیز در سراسر امپراتوری یکسان‌ ساخت.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/324931 یوسف‌جمالی، جدیدی و شهابادی، «نقش و جایگاه اقتصادی ساتراپ‌نشین‌های غربی ایران»، ۱۳۹۲ش، ص۴۵]؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1042102 میرزایی، «نظام مالیات و خراجگذاری در زمان هخامنشیان»، ۱۳۸۳ش، ص۱۵.]</ref> راه شاهی، گذرنامه‌های رسمی برای دریافت جیره و امنیت راه‌ها، تجارت را تسهیل می‌کردند<ref>کورت، هخامنشیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۱۸–۱۱۹.</ref> و قشری از تاجران مانند خانواده اگیبی را به وجود آورده بود که با شاهان همکاری نزدیک داشتند و در رونق مالی سهیم بودند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1042102 میرزایی، «شاهنشاهی هخامنشی و تجارتخانه اگیبی»، ۱۳۹۲ش، ص۸۰-۸۳، ۸۸-۸۹.]</ref>


برای جلوگیری از تمرکز قدرت ساتراپ، شاه در هر استان دو ناظر دیگر (فرمانده نظامی و دبیر سلطنتی) هم منصوب می‌کرد. این سه مقام مستقیماً به شاه پاسخگو و کنترل‌کنندۀ یکدیگر بودند. افزون بر این، بازرسانی به نام «چشم و گوش شاه» به طور ناگهانی از ساتراپی‌ها بازدید می‌کردند و مستقیماً به دربار گزارش می‌فرستادند.  
=== مالیات ===
در زمان کوروش و کمبوجیه، درآمد دولت بیشتر از غنائم جنگی و هدایا تأمین می‌شد، اما داریوش با تقسیم امپراتوری به ساتراپی‌های مالی، خراجی معین برای هر یک تعیین کرده بود<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/بخش-اخبار-2/6270-باج-خراج-در-دوره-هخامنشیان بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.]</ref> که مجموع آن سالانه به بیش از ۱۴ هزار تالنت نقره می‌رسید<ref>[https://ensani.ir/fa/article/324931 یوسف‌جمالی، جدیدی و شهابادی، «نقش و جایگاه اقتصادی ساتراپ‌نشین‌های غربی ایران»، ۱۳۹۲ش، ص۴۸.]</ref> واژهٔ باجی در کتیبه‌ها به معنی مالیات رایج بود که از عموم مردم گرفته می‌شد<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/198514 میرزایی، «نظام مالیات و خراجگذاری در زمان هخامنشیان»، ۱۳۸۳ش، ص۱۱.]</ref> و میزان آن بسته به اوضاع درآمدی مردم متغیر دانسته شده است. در این میان پارسیان به‌عنوان قوم حاکم از پرداخت خراج پولی معاف بودند.<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/بخش-اخبار-2/6270-باج-خراج-در-دوره-هخامنشیان بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.]</ref> مالیات‌ها هم به صورت نقره، طلا، غلات، دام یا صنایع دستی دریافت می‌شد؛ که بخشی از آن در محل برای هزینه‌های اداری و نظامی نگهداری و باقی به پایتخت ارسال می‌شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/997185 اسدی، «اقتصاد در عصر هخامنشیان»، ۱۳۹۰ش، ص۱۳؛] [https://donya-e-eqtesad.com/بخش-اخبار-2/6270-باج-خراج-در-دوره-هخامنشیان بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.]</ref>


دیوانسالاری هخامنشی کتبی و چندزبانه بود: مکاتبات اداری به خط «آرامی» نوشته می‌شد و اسناد مرکزی به پارسی باستان، عیلامی و بابلی نیز ثبت می‌گردید.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۸۳-۸۵.</ref> نظام مالی بر پایۀ سکه و کالا استوار بود؛ هر ساتراپی سالانه مبلغ معینی نقره (و گاهی طلا، غلات، دام یا برده) می‌پرداخت. داریوش برای یکسان‌سازی مبادلات، سکۀ طلای «داریک» و نقرۀ «شِکِل» را با وزن و عیار استاندارد ضرب کرد.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۱۲-۲۱۳.</ref>
== جامعه و نهادهای اجتماعی ==


ارتش دو بخش داشت: سپاه شاهنشاهی (پارسیان و مادها، همیشه در دسترس شاه) و سپاهیانی که ساتراپ‌ها در زمان جنگ از استان‌ها فرامی‌خواندند. فرماندهی کل با شاه بود. شبکۀ راه‌ها، به‌ویژه راه شاهی از شوش تا سارد، فرمان‌ها و نیروها را سریع جابه‌جا می‌کرد. در طول راه، ایستگاه‌هایی با اسب‌های تازه‌نفس برای پیام‌رسانان تعبیه شده بود.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۱۴-۲۱۵.</ref>
=== ساختار اجتماعی ===
سلسله‌مراتب اجتماعی در دوران هخامنشیان شامل خاندان شاهی، مغان (روحانیون)، بزرگان (اشراف و فرماندهان) و کورتش‌ها بود. گروه اخیر نیروی کار نیمه‌آزاد و سازمان‌یافته در زمین‌ها و کارگاه‌های دولتی به‌شمار می‌آمدند. سه طایفهٔ پاسارگاد، مارافی و ماسپی از دیگر قبایل پارسی برتر بودند و خاندان هخامنشی خود از طایفهٔ پاسارگاد برخاسته بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1367146 جلیلیان، «ساختار سیاسی-اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد»، ۱۳۹۶ش، ص۱۴۲.]</ref> واحدهای اصلی ساختار اجتماعی را «تخمه» (Takhma) (خانواده گسترده) و «ویس» (Viis) (خاندان) تشکیل می‌دادند.<ref>جلیلیان، «ساختار سیاسی-اجتماعی…»، ۱۳۹۶ش، ص۱۴۰.</ref> ساختار خانواده در جامعه هخامنشی، پدرشاهی بود؛ [[پدر]]، مسئول تأمین معاش خانواده و [[فرزندپروری|تربیت فرزندان]] بود<ref>[https://www.sid.ir/paper/875602/fa#downloadbottom حاجی‌میرآقا و رنجبری، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۱۴.]</ref> و مشاغل نیز عمدتاً از پدر به [[پسر]] منتقل می‌شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2030016 احمدی براورسان، «عقاید و سبک زندگی مردم در دورۀ هخامنشیان»، ۱۴۰۱ش، ص۲۸-۲۹.]</ref>


سرکوب سریع شورش‌ها راهکار بنیادین تثبیت قدرت بود. داریوش پس از تاج‌گذاری با شورش‌های متعدد مواجه شد و همگی را ظرف یک سال (۵۲۲-۵۲۱ پ.م.) درهم کوبید. شورشیان را سخت مجازات کرد تا عبرت دیگران شود.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۸۰-۸۲.</ref> خشایارشا نیز شورش مصر (۴۸۴ پ.م.) و بابل (۴۸۲ پ.م.) را به همین شیوه سرکوب کرد.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۶۰.</ref>
=== جایگاه اجتماعی زنان ===
برخلاف روایت یونانی و بر اساس منابع موجود، [[زن در دوره هخامنشیان|زنان در دوران هخامنشیان]] از استقلال اقتصادی برخوردار و ملکه‌ها دارای املاک و کارگاه‌های اختصاصی بودند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2340757 اسکندری و بادامچی، «نقش مدیریتی ملکه ایرتَشدونَه...»، ۱۴۰۴ش، ص۸۳-۸۵؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/creator/559498/فاطمه_کاملی?keyword=amestris کاملی، «زنان پشت پرده و زنان پیش رو»، ۱۴۰۰ش، ص2، ۹-۱۰؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1443908 افخمی، زینی‌زاده جدی و حسینی‌نیا، «مطالعه جایگاه زن در دوره هخامنشی و ...»، ۱۳۹۷ش، ص۵۳۵.]</ref> ملکه‌هایی چون ایردبمه و ایرتَشدونَه دارای املاک، کارگاه و کارگزار اختصاصی بودند.<ref>اسکندری و بادامچی، «نقش مدیریتی ملکه ایرتَشدونَه…»، ۱۴۰۴ش، ص۸۳–۸۵؛ کاملی، «زنان پشت پرده و زنان پیش رو»، ۱۴۰۰ش، ص۲، ۹–۱۰؛ افخمی، زینی‌زاده جدی و حسینی‌نیا، «مطالعه جایگاه زن…»، ۱۳۹۷ش، ص۵۳۵</ref> زنان عادی با فعالیت در مشاغل گوناگونی مانند بافندگی و زرگری، دستمزد دریافت می‌کردند و زنان طبقات فرودست نیز در کشاورزی و دامداری مشارکت داشتند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1981641 حسینی بجدنی و جمالی، «مشارکت اقتصادی زنان غیر درباری در عصر هخامنشی ...»، ۱۴۰۰ش، ص۷۶-۸۹]؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2030016 احمدی براورسان، «عقاید و سبک زندگی مردم در دورۀ هخامنشیان»، ۱۴۰۱ش، ص۳۰.]</ref> جامعهٔ هخامنشی به [[فرزندآوری]] و [[زایمان]] نگرش مثبت و مقدس داشتند و واژهٔ تَک‌دودوم را برای آن به کار می‌بردند.<ref>یارمحمدی و دیگران، «حقوق پزشکی زنان در ایران باستان»، ۲۰۱۳م، ص۱۵۷–۱۵۸.</ref> در زمینهٔ خانواده و سلامت مادران هم قوانین حمایتی، وجود داشت. از جمله پس از زایمان، مادر تا پنج ماه [[مرخصی زایمان|مرخصی]] با حقوق دریافت می‌کرد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2340757 اسکندری و بادامچی، «نقش مدیریتی ملکه ایرتَشدونَه بر اساس الواح تخت جمشید»، ۱۴۰۴ش، ص۹۲]؛ [https://www.sid.ir/paper/238715/fa یارمحمدی و دیگران، «حقوق پزشکی زنان در ایران باستان»، ۲۰۱۳م، ص۱۵۷-۱۵۸.]</ref>


گروگان‌گیری و ازدواج‌های سیاسی نیز از سازوکارهای تثبیت قدرت بود. خانواده‌های اشرافی شورشی یا ساتراپ‌های قدرتمند ناگزیر یکی از فرزندان خود را گروگان به دربار می‌فرستادند. شاه و شاهزادگان نیز با دختران ساتراپ‌ها و رهبران محلی ازدواج می‌کردند تا وفاداریشان را تضمین کنند.<ref><span lang="en">Briant, From Cyrus to Alexander, 2002, p. 284; Waters, Ancient Persia, 2014, p.95.</span></ref>
=== تعلیم و تربیت ===
برخی شواهد نشان می‌دهند که نظام آموزشی ساختارمندی در جامعهٔ هخامنشی برقرار بوده است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1136405/جایگاه-علم-پزشکی-در-دوره-هخامنشیان-برگرفته-از-متون-تاریخی-و-دینی پهلوان، «جایگاه علم پزشکی در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۵ش، ص۸۰.]</ref> [[هرودوت]] دورهٔ تربیت کودکان را بین ۵ تا ۲۵ سالگی گزارش می‌کند که شامل سه مهارت اسب‌سواری، تیراندازی و راست‌گویی بوده است.<ref>[https://ijme.mui.ac.ir/article-1-957-fa.pdf زرگران، دانش‌آموز و محقق‌زاده، «آموزش علوم پزشکی در ایران باستان»، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۶-۱۰۷.]</ref> پژوهش‌های جدید، دورهٔ آموزش کودک هخامنشی را به سه مرحله تفکیک کرده‌اند: آموزش خانوادگی (۵–۷ سال)، آموزش عمومی (۷–۱۵ سال) برای خواندن و نوشتن و تربیت بدنی، و آموزش اختصاصی (از ۱۵ سال به بعد).<ref>[https://www.sid.ir/paper/875602/fa#downloadbottom حاجی‌میرآقا و رنجبری، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۶-۷.]</ref> محتوای آموزش تنها به مهارت‌های عملی محدود نمی‌شد. اصول اخلاق هخامنشی را [[راست‌گویی]]، [[امانت‌داری]]، [[رازداری]] و [[عدالت‌خواهی]] تشکیل می‌داد.<ref>[https://www.sid.ir/paper/875602/fa#downloadbottom حاجی‌میرآقا و رنجبری، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۱۵.]</ref> افزون بر این، مغان و آموزگاران رعایت [[بهداشت عمومی]] و آداب اجتماعی را نیز به [[کودک|کودکان]] می‌آموختند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/ar/articlepage/309693 امیربهرامی، «نظری به اخلاق و آداب و رسوم ایرانیان عصر هخامنشی»، ۱۳۸۱ش، ص۶؛] پانوسی، گرایش‌های علمی و فرهنگی ایران…، ۱۳۸۳ش، ص۷۰.</ref> البته این نظام آموزشی، مختص طبقات ممتاز اجتماعی بود.<ref>پانوسی، گرایش‌های علمی و فرهنگی ایران، ۱۳۸۳ش، ص۷۲.</ref> [[آتشکده|آتشکده‌ها]] افزون بر جایگاه مذهبی، محل آموزش کودکان نیز به‌شمار می‌رفتند و مغان و موبدان، متولیان اصلی آموزش امور دینی به حساب می‌آمدند.<ref>[https://www.sid.ir/paper/875602/fa#downloadbottom حاجی‌میرآقا و رنجبری، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۷، ۱۴.]؛ [https://ijme.mui.ac.ir/article-1-957-fa.pdf زرگران، دانش‌آموز و محقق‌زاده، «آموزش علوم پزشکی در ایران باستان»، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۸.]</ref>


== رابطه با جامعه، نخبگان و دین ==
== فرهنگ و آیین ==
هخامنشیان در مواجهه با مردم عادی، بیشتر از ساختارهای موجود محلی استفاده می‌کردند. آنان زبان، نوشتار و آداب محلی را برنمی‌انداختند و به رعایا اجازه می‌دادند بر پایهٔ سنت‌های خود زندگی کنند. خراج، هرچند سنگین، بر اساس توان اقتصادی استان‌ها تعیین می‌گردید. با این حال، گزارش مورخان از ارسال روزانهٔ مقدار معینی نقره برای شاه، نشان از بار سنگین هزینه‌های دربار بر دوش مردم دارد.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۸۹، ۱۰۷.</ref>
=== دین ===
برخی، دین رسمی هخامنشیان را [[آیین زرتشت]] می‌دانند و برخی دیگر، آنان را به مذهب قدیم آریایی‌ها پایبند می‌شمارند. [[اهورامزدا]] در کتیبه‌ها خدای برتر معرفی شده است. در عین حال نام امشاسپندان در کتیبه‌ها دیده نمی‌شود. از دورهٔ اردشیر دوم به بعد، نام‌های [[میترا]] و [[آناهیتا]] نیز در کنار اهورامزدا ظاهر شده‌اند.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۹۲۷؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2166119 ثانوی و دیگران، «بررسی دین و آیین در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۳۵۶-۳۶۴.]</ref> برخی محققان به این نتیجه رسیده‌اند که هخامنشیان به سه خدای اصلی باور داشته‌اند: اهورامزدا در رأس و مهر و ناهید در درجهٔ بعدی. آنها دایره یا چرخ بالدار را نمادی از این سه خدا دانسته‌اند.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/20101115180533-پرتوی&#x20;نوین&#x20;بر&#x20;دین&#x20;هخامنشیانdf14.pdf ذکاء، «پرتوی نوین بر دین هخامنشیان»، ۱۳۵۱ش، ص۱۹-۲۰.]</ref> از سوی دیگر، در الواح [[تخت جمشید]] نام اهورامزدا کمتر از خدایان ایلامی دیده می‌شود. این نشان می‌دهد که مردم عادی و کارمندان دربار، بیشتر خدایان محلی و بین‌النهرینی را پرستش می‌کردند.<ref>[https://sid.ir/paper/1519457/fa کریمی، بوشاسب گوشه و کامرانی فر، «بررسی کارکردهای مذهبی (آیینی) و سیاسی تخت جمشید ...»، ۱۴۰۳ش، ص۵۵۲.]</ref> همچنین در متون آرامی [[بلخ]] متعلق به اواخر دوره هخامنشی، واژه‌ای به نام بغی(bgy) آمده که احتمالاً به اهورامزدا یا یک خداوند محلی اشاره دارد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1108777 صفایی، «اهمیت و جایگاه متون آرامی بلخ...»، ۱۳۹۳ش، ص۱۷۲.]</ref>


شاهان هخامنشی ساتراپ‌ها را بیشتر از پارسیان برمی‌گزیدند، در سطوح پایین‌تر از اشراف محلی و کاتبان بومی برای اجرای امور استفاده می‌کردند. داریوش اول در کتیبهٔ بیستون از وفادارانش با عنوان «مردان پارسی و مادی و دیگر مردمان کشورمان» یاد کرده است. ازدواج‌های سیاسی میان شاهزادگان هخامنشی با دختران رهبران محلی (و برعکس) ابزاری برای ارتباط و حفظ قدرت بود.<ref><span lang="en">Kuhrt, The Persian Empire, 2007, pp.164-167; Briant, From Cyrus to Alexander, 2002, pp.166-168.</span></ref>
=== علم ===
در دوران هخامنشیان، مراکز علمی و کتابخانه‌های متعدد در سراسر قلمرو برپا بودند و به تولید و ثبت دانش در حوزه‌های [[پزشکی]]، [[نجوم]] و [[فلسفه]] می‌پرداختند، ازجمله کتابخانهٔ دژنیشت در تخت جمشید، شیپکان یا شیزیکان در [[آذربایجان]]، اَگَر در [[هگمتانه]]، مراکز ری‌شهر یا ریواردشیر و [[بلخ]] و دانشکدهٔ برسیا و دانشکدهٔ پزشکی سایَش.<ref>پانوسی، گرایش‌های علمی و فرهنگی ایران، ۱۳۸۳ش، ص۷۴؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1136405 پهلوان، «جایگاه علم پزشکی در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۵ش، ص۷۷، ۸۲-۸۳.]</ref> پزشکی نزد هخامنشیان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بود و متون مقدس زرتشتی، به ویژه [[اوستا]]، دانش پزشکی را با باورهای دینی درآمیخته بودند و به تخصص‌های کِرت‌پزشک، مَنتَرپزشک، دارپزشک، گیاه‌پزشک و تَن‌پزشک نقسیم کرده بودند. دانش پزشکی دوران هخامنشیان بر پایهٔ عناصر چهارگانهٔ [[آب]]، آتش، خاک و هوا استوار بود؛ نظریه‌ای که بعدها در یونان به [[جالینوس]] نسبت داده شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1136405 پهلوان، «جایگاه علم پزشکی در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۵ش، ص۸۱-۸۲، ۸۵.]</ref> دربار هخامنشی میزبان پزشکان یونانی چون کتریس نیز بود که پس از بازگشت از ایران، کتابی در تاریخ و جغرافیای ایران و هندوستان نگاشت. منجمان دربار هخامنشی نیز از جایگاه برجسته برخودار بودند و از ملل تابعه‌ای چون بابلی‌ها تشکیل شده بودند.<ref>پانوسی، گرایش‌های علمی و فرهنگی ایران، ۱۳۸۳ش، ص۷۵–۷۶، ۶۸.</ref> اندیشهٔ بروج دوازده‌گانهٔ سال و تقسیم جهان به هفت اقلیم بازماندهٔ آن دوران است.<ref name=":0">[https://jflh.ut.ac.ir/article_28161_c20868f9ae40194979d4a37bb18ac499.pdf جعفری دهقی، «سرچشمه‌های دانش در عهد باستان... »، ۱۳۸۶ش، ص۳۱-۳۲، ۴۱.]</ref>
=== هنر ===
هنر دوران هخامنشی، هنری درباری و تلفیقی بود که از فرهنگ‌های ملت‌های تابعهٔ امپراتوری اثر پذیرفته بود. با این حال، هخامنشیان با گزینش و بازآفرینی این عناصر، سبکی یکدست و باشکوه پدیدآورده بودند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/988433/تاثیر-هنر-ملل-تابعه-امپراتوری-هخامنشیان-بر-هنر-و-معماری-انها ولایتی، «تأثیر هنر ملل تابعه امپراتوری هخامنشیان بر هنر و معماری آنها»، ۱۳۸۹ش، صص۸۷-۹۴؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/195463/هنر-معماری-هخامنشیان امیری، «هنر معماری هخامنشیان»، ۱۳۸۶ش، ص۵۶-۶۴.]</ref> نقش‌های برجسته، جانوران ترکیبی و جواهرات، بازتاب‌دهندهٔ مفاهیم اساطیری و از ویژگی‌های شاخص هنر هخامنشی است.<ref>[https://2.189.160.148/fa/article/391374/مطالعه-تطبیقی-جانوران-ترکیبی-در-هنر-هخامنشیان-و-آشوریان-با-تأکید-بر-نقوش-برجسته-و-مهرها دادور و روزبهانی، «مطالعه تطبیقی جانوران ترکیبی در هنر هخامنشیان و آشوریان ...»، ۱۳۹۵ش، ص۱۷-۲۱، ۲۸-۲۹.]</ref> معماری، نماد اصلی هنر در دوران هخامنشیان است که با بهره‌گیری از هنر ملل تابعه و آمیختن آن با ذوق پارسی پدید آمده است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1119668 سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۶۳.]</ref> نمونه‌های برجستهٔ این معماری، [[آرامگاه کوروش]] متأثر از سنن آناتولی<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/908751 استیرلن، «معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش، ص۱۱۲.]</ref> و نیز ستون‌های باریک و بلند [[پاسارگاد]] است که نشان از نقش سنگ‌تراشان یونانی دارد، در عین حال به سبب تناسب ویژه، کاملاً هخامنشی و نوآورانه ارزیابی می‌شوند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1119668 سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۶۶.]</ref> [[کاخ آپادانا (شوش)|کاخ داریوش در شوش]] نیز با مشارکت ملل مختلف ساخته شده بود که شرح آن در [[کتیبه داریوش|کتیبهٔ داریوش]] موجود است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/908751 استیرلن، «معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش، ص۱۲۱.]</ref> اوج هنر معماری هخامنشیان در تخت جمشید دیده می‌شود؛ مجموعه‌ای بر [[صفه تخت جمشید|صفه‌ای سنگی]] با تالارهای ستون‌دار.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1119668 سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۷۵.]</ref> در معماری هخامنشی فضای داخلی تالارها اصل محسوب می‌شود که هدف از ساخت آن ایجاد محلی برای گردهم‌آیی‌های تشریفاتی بوده است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/908751 استیرلن، «معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش، ص۱۲۱.]</ref> تندیس‌ها و نقوش برجستهٔ پلکان‌ها نیز با اثرپذیری از هنر آشور و مصر، صحنه‌های باج‌دهی اقوام گوناگون را با نظمی یکپارچه نمایش می‌دهند.<ref>امیری، «هنر معماری هخامنشیان»، ۱۳۸۶ش، ص۶۲.</ref>  


در رأس نخبگان، خاندان‌های بزرگ پارسی (چون هفت خاندان معروف) بودند. واگذاری مناصب عالیه به آنان و حضورش‌ان در شورای سلطنتی (به گزارش هرودوت) نوعی مشارکت نخبگان در قدرت بود.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۸۵.</ref> با این حال، همین خاندان‌ها گاهی رقیب شاه می‌شدند و رویدادهایی چون قتل اردشیر سوم را رقم می‌زدند.
=== آیین‌ها ===
برپایهٔ گزارش هرودت، پارسیان مراسم مذهبی خود را در فضای باز برگزار می‌کردند. [[قربانی کردن|قربانی‌کردن حیوانات]] و نوشیدن جوشاندهٔ مقدس [[هوم]] نیز در مراسم دینی انجام می‌گرفت.<ref>[https://sid.ir/paper/1519457/fa#downloadbottom کریمی، بوشاسب گوشه و کامرانی فر، «بررسی کارکردهای مذهبی (آیینی) و سیاسی تخت جمشید ...»، ۱۴۰۳ش، ص۵۵۲.] [https://sid.ir/paper/238538/fa مزداپور، کتایون، و لطیف پور، صبا. «گیاه هوم و نقش آن در آیین‌ها و اساطیر هندو ایرانی»، 1390، ص211]</ref> اجرای این آیین‌ها بر عهدهٔ طبقهٔ روحانی مغان بود که در الواح کشف شده، از آنان به‌عنوان آتش‌بر یاد شده است. تنوع القاب مغان در این الواح نشان از سازمان‌دهی نهاد دینی در دوره هخامنشیان دارد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1136228 حسینی سرابی و زرین‌کوب، «مغان در روزگار هخامنشیان...»، ۱۳۹۵ش، ص33-34 و 40.]</ref>  


احترام به آیین‌های محلی از راهبردهای مشروعیت‌بخش بود. کوروش پس از فتح بابل، معابد بازسازی‌نشدۀ نبونعید را مرمت کرد<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۳۸۶-۳۸۷.</ref> و یهودیان را آزاد ساخت.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۱۹۸.</ref>کمبوجیه نیز در مصر عنوان فرعونی گرفت و آیین مصری را به جای آورد.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۷۵.</ref> این سیاستِ «تساهل دینی» مقاومت مغلوبان را می‌کاست و شاه را در چشم رعایا مشروع می‌ساخت.
نقش‌برجسته‌های به دست آمده از تخت جمشید، [[شوش]] و [[پاسارگاد]] صحنه‌های [[نیایش]] شاه در برابر [[آتشدان]] یا [[نماد حلقه بالدار]] را به تصویر می‌کشند. مُهرهای هخامنشی نیز مملو از نقوش آیینی-نیایشی هستند؛ از جمله نقش شخصیت‌های تاج‌دار در دو سوی آتشدان، همراه با درخت [[نخل]] و هلال ماه.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2341827/نمادشناسی-نقوش-مهرهای-هخامنشی-با-مضمون-ایینی خداوندگاری، دادور و معظمی، «نمادشناسی نقوش مهرهای هخامنشی با مضمون آیینی»، ۱۴۰۴ش، ص24-27.]</ref>


دربارهٔ دین رسمی هخامنشیان میان پژوهشگران اختلاف است. بسیاری بر این باورند که آنان آیین زرتشتی را با درجاتی از تحول پذیرفته بودند. اهورامزدا در کتیبه‌های داریوش و جانشینانش به‌عنوان تنها خدایی که پادشاهی را به شاه می‌بخشد، ستایش شده، اما نام امشاسپندان در کتیبه‌ها دیده نمی‌شود. برخی پژوهشگران معاصر بر آنند که دین هخامنشیان زرتشتی‌گری خاص بود، نه آیین اوستایی متأخر.<ref>کریمان، قصران (کوهسران)، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۶۰۳؛ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۰۹.</ref>
جشن‌های هخامنشیان نیز متعدد بود و با راهنمایی مغان و موبدان برپا می‌شد. مهم‌ترین آن‌ها [[جشن نوروز|نوروز]] بود که حکومت رسماً آن را در تخت جمشید در حضور نمایندگان ملل تابعه برگزار می‌کرد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1047373 بلوکباشی، «نوروز و جشن نوروزی در مزداکدۀ امپراتوری هخامنشیان»، ۱۳۹۲ش، ص۲۲۴-۲۲۶.]</ref> افزون بر نوروز، جشن‌های دیگری چون [[جشن مهرگان|مهرگان]]، [[تیرگان]]، [[جشن سده|سده]] و [[گاهنبار|گاهنبارها]] نیز برگزار می‌شدند<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2030016 احمدی براورسان، «عقاید و سبک زندگی مردم در دورۀ هخامنشیان»، ۱۴۰۱ش، ص۳۰-۳۱.]</ref>


در سرزمین‌های مغلوب، هخامنشیان از خدایان محلی حمایت می‌کردند. کوروش در استوانۀ بابل ادعا کرد که مردوک او را برگزیده و نبونعید را به سبب بی‌احترامی به مردوک سرنگون کرده است. در مصر، هخامنشیان به پرستش «آیزیس» و «اوزیریس» احترام می‌گذاشتند. هرچند منابع یونانی از کشته شدن گاو مقدس «آپیس» توسط کمبوجیه سخن گفته‌اند، پژوهشگران امروزی آن را تبلیغات ضد ایرانی می‌دانند. داریوش نیز در کتیبه‌ای از شوش از خدای «آپادانا» یاد کرده که گویا اشاره به معبد مصری دارد.<ref><span lang="en">Finkel, The Cyrus Cylinder, 2013, p. 42-44; Kuhrt, The Persian Empire, 2007, p.70-74, 201; Briant, From Cyrus to Alexander, 2002, p.98-99.</span></ref>
تدفین در دورهٔ هخامنشی متأثر از باورهای محلی و آیین زرتشتی متنوع بود: آرامگاه‌سازی، گوردخمه‌ای، تدفین تابوتی، تدفین گودالی ساده و تدفین استودانی. این تنوع نشان می‌دهد که هخامنشیان یک آیین تدفین اجباری را تحمیل نمی‌کردند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2235114 حاجی‌زاده، فیروزمندی و سعیدی‌هرسینی، «پژوهشی در شیوه‌های تدفین هخامنشی ...»، ۱۴۰۰ش، ص۱۲۹-۱۳۰.]</ref>


شاخص‌ترین نمونۀ مدارای دینی، فرمان کوروش برای آزادی یهودیان از بابل و بازسازی معبد اورشلیم است. متن این فرمان در عهد عتیق (کتاب عزرا) آمده و بسیاری از پژوهشگران آن را تاریخی می‌دانند. یهودیان کوروش را «مسیح خداوند» خواندند. هدف اصلی این سیاست کاهش مقاومت و جلب همکاری کاهنان و نخبگان محلی بود.<ref>حمیدی، تاریخ اورشلیم (بیت المقدس)، ۱۳۸۱ش، ص۱۱۴.</ref>
=== خوراک ===
خوراک در جامعهٔ هخامنشی، ترکیبی از منابع گیاهی و حیوانی و متأثر از جغرافیا و طبقه بود. [[نان]] گندم و جو، خوراک اصلی بودند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1727123 ربیع‌زاده، «خوراک در ایران باستان»، ۱۳۹۹ش، ص۱۰.]</ref> گوشت گوسفند و بز پرمصرف‌ترین بود، ولی [[گاو]] به سبب ارزش کشاورزی و هزینهٔ بالا کمتر ذبح می‌شد و بیشتر به دربار و [[قربانی کردن|قربانی]] اختصاص داشت.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1984839 رحیمی و غضنفری، «مصرف گوشت و انواع آن در دوره هخامنشی»، ۱۴۰۱ش، ص۱۴۴-۱۴۵، ۱۵۰-۱۵۱، ۱۵۹، ۱۶۱، ۱۶۴.]</ref> در جشن‌های ملی و آیین‌های دینی نیز خوراک‌های ویژه‌ای تهیه می‌شد: در [[جشن نوروز]] و [[جشن مهرگان]] هفت‌چین و در [[تیرگان]] آش نذری. در مراسم زرتشتی، [[میزد]] و نان فطیر [[درون (آیین)|دَروُن]] به کار می‌رفت و نوشیدنی مقدس [[هوم]] نقشی محوری در نیایش‌ها داشت.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1727123 ربیع‌زاده، «خوراک در ایران باستان»، ۱۳۹۹ش، ص۱۰-۱۳.]</ref>


با این حال، خشایارشا در برخی کتیبه‌ها از «شکستن پناهگاه‌های دیوها» سخن گفته که گویا اشاره به سرکوب شورش‌های دینی در بابل و احتمالاً توهین به معابد محلی دارد. بنابراین سیاست هخامنشی یکسان نبود و بسته به میزان وفاداری یا شورش در هر منطقه متفاوت عمل می‌کرد.<ref><span lang="en">Kuhrt, The Persian Empire, 2007, p. 174; Briant, From Cyrus to Alexander, 2002, p.158.</span></ref>
=== پوشاک ===
[[پوشاک دوران هخامنشیان|پوشاک در دورهٔ هخامنشی]] افزون بر کارکرد پوشش، نقشی مهم در بازنمایی جایگاه اجتماعی و [[هویت ملی]] داشت. مردان دو نوع پوشش اصلی داشتند. جامهٔ درباری که برخی پژوهشگران آن را «کندیز» نامیده‌اند و ردایی بلند و چین‌دار با آستین‌های گشاد بوده است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/508714/پوشاک-ایرانیان-در-دوران-هخامنشی-با-توجه-به-نقوش-تخت-جمشید-موضوعات-مربوط-به-کندیز-kandys-و-پوشاک-دیگر جورجینا تامپسون؛ سیدین، مژگان، «پوشاک ایرانیان در دوران هخامنشی ...»، ۱۳۸۱ش، ص۳۸۳، ۳۸۵-۳۸۶؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/248100/جامه-های-پارسیان-در-دوره-ی-هخامنشیان-نقش-و-نگار-پارچه-های-هخامنشی ذکاء، «جامه پارسیان در دوره هخامنشیان»، ۱۳۴۲ش، ص۱۴-۱۵.]</ref> [[سرپوش دوران هخامنشی#سرپوش مردان|پوشش سر مردان]] انواع مختلفی داشت و رایج‌ترین آنها کلاهی نمدی یا چرمی بود که یونانیان آن را تیارا می‌نامیدند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1861050 ذوالریاستین و روحانی، «مروری بر پارچه‌ها، پوشاک، نقوش و نمادهای آنها در دوره هخامنشی»، ۱۴۰۰ش، ص۲۸-۲۹]</ref> [[پوشاک دوران هخامنشیان#پوشاک بانوان|پوشاک زنان هخامنشی]] متأثر از زشت شمردن [[برهنگی]] و تن‌نمایی، به‌طور کلی بدن‌پوش بود. زنان جامه‌ای بلند و گشاد بر تن می‌کردند و گاهی روسری یا چادری مستطیل‌شکل بر سر می‌انداختند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/743738 جلیلیان و فاطمی، «پوشش زنان در ایران باستان (مطالعه موردی دوره هخامنشیان)»، ۱۳۹۰ش، ص۳، ۱۵-۱۸.]</ref> پارچه‌های رایج نیز شامل [[پشم]]، [[پنبه]] و [[کتان]] بود. در عین حال با [[ابریشم]] آشنایی داشتند، اما از [[نوغان‌داری|پرورش کرم ابریشم]] آگاه نبودند و نخ‌های ابریشمی را از طریق تجارت از [[چین]] و [[آسیای میانه]] وارد می‌کردند.


== میراث و تأثیر بر دوره‌های بعدی ==
== امتداد فرهنگی و تمدنی ==
پس از فتح ایران به دست اسکندر، سلوکیان بیشتر تقسیمات اداری هخامنشی (از جمله ساتراپی‌ها) را حفظ کردند و از راه‌های شاهی بهره بردند.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۲۸؛
ابعاد مختلف میراث تمدنی هخامنشیان مانند تقسیمات اداری و راه‌های شاهی، در دوره [[سلوکیان]] با درجات متفاوت، انعکاس و تداوم یافت.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۲۸.


<span lang="en">Engels, Benefactors, Kings, Rulers: Studies on the Seleukid Empire between East and West, Studia Hellenistica 57, 2017, p.45؛ Plischke, “Persianism under the Early Seleucid Kings? The Royal Title ‘Great King’”, in Persianism in Antiquity, ed. Strootman and Versluys, 2017, p.168</span></ref>اشکانیان هرچند خود را میراث‌دار هخامنشیان نمی‌دانستند، در عمل از سنت هخامنشی در سکه‌زنی، لقب‌های شاهنشاهی و آیین‌های درباری بهره گرفتند؛ به گفتۀ برخی پژوهشگران، لقب «شاهنشاه» (نخستین بار توسط داریوش اول) را احیا کردند.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۳، ص۲۶۸۰، ۲۶۸۲، ۲۶۶۰.</ref> در مقابل، ساسانیان کوشیدند خود را وارثان راستین هخامنشیان نشان دهند: اردشیر بابکان لقب «شاهنشاه» و تبار هخامنشی را ادعا<ref>بیرونی، الآثار الباقیة عن القرون الخالیة، ۱۳۸۰ش، ص۵۷۷؛ شیروانی، بستان السیاحة، بی‌تا، ص۱۲۶.</ref> و نقش برجسته‌هایش را در کنار کتیبه‌های هخامنشی حکاکی کرد<ref>مصطفوی، اقلیم پارس، ۱۳۷۵ش، ص۳۳۵.</ref> و مراکز حکومتی‌اش را در استخر و نقش رستم (در کنار آرامگاه هخامنشیان) بنیاد نهاد.<ref>کریستن سن، ایران در زمان ساسانیان، ۱۳۶۸ش، ص۱۴۳، ۱۷۵، ۱۹۱، ۲۰۳، ۲۹۶.</ref> ساختار اداری (ساتراپی‌ها، چاپارخانه، گارد جاویدان) و نظام پستی هخامنشی در دوره‌های سلوکی، اشکانی، ساسانی و حتی پس از اسلام (برید) تداوم یافت.<ref>راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۱۳۵۴ش، ج۱، ص۵۴۴؛ موریه، سفرنامه جیمز موریه، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۲۱۵-۲۲۰.</ref> واژۀ «ساتراپ» در منابع یونانی و لاتین حتی تا سده‌های میانه برای فرمانداران شرقی به کار می‌رفت.<ref><span lang="en">Harper, “Satrap”, Online Etymology Dictionary.</span></ref>
<span lang="en">Engels, Benefactors, Kings, Rulers: Studies on the Seleukid Empire between East and West, Studia Hellenistica 57, 2017, p.45؛ Plischke, “Persianism under the Early Seleucid Kings? The Royal Title ‘Great King’”, in Persianism in Antiquity, ed. Strootman and Versluys, 2017, p.168</span></ref> [[اشکانیان]] نیز از سنت هخامنشی در سکه‌زنی، لقب‌های شاهنشاهی و آیین‌های درباری بهره گرفتند.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۳، ص۲۶۸۰، ۲۶۸۲، ۲۶۶۰.</ref> [[ساسانیان]] هم خود را وارثان هخامنشیان معرفی کرده و مراکز حکومتی‌شان را در کنار آرامگاه‌های هخامنشی بنا نهادند.<ref>بیرونی، الآثار الباقیة عن القرون الخالیة، ۱۳۸۰ش، ص۵۷۷؛ شیروانی، بستان السیاحة، بی‌تا، ص۱۲۶؛ کریستن سن، ایران در زمان ساسانیان، ۱۳۶۸ش، ص۱۴۳، ۱۷۵، ۱۹۱، ۲۰۳، ۲۹۶.</ref>


معماری هخامنشی، به‌ویژه تخت جمشید، الگوی بی‌واسطۀ ساسانیان شد؛<ref>مفتاح الهامه، جغرافیای تاریخی بلخ و جیحون، ۱۳۷۶ش، ص۱۷۳؛ راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۱۳۵۴ش، ج۱، ص۷۶۰.</ref> آنان سنت‌های هخامنشی را کنار میراث پارتی به کار گرفتند، اما با نوآوری در مصالح (جایگزینی ستون با طاق و گنبد) سبکی مستقل پدید آوردند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2319717/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C پورعلی‌نقی، «بررسی تطبیقی معماری هخامنشی با معماری ساسانی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹، ۶۰.]</ref> همین معماری ساسانی بود که نقش اصلی در شکل‌گیری کاخ‌های عباسی و اموی ایفا کرد؛<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1575978/%DA%A9%D8%A7%D8%AE-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%AA%D9%82%D8%AF%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C بیر، «کاخ‌های ساسانی و تأثیر آن‌ها در دورهٔ متقدم اسلامی»، ۱۳۹۸ش، ص۷۷.]</ref>بدین‌ترتیب معماری هخامنشی از رهگذر ساسانی به‌طور غیرمستقیم بر کاخ‌سازی دوران متقدم اسلامی (چون مشتّی، خربة المفجر و سامرا) تأثیر نهاد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2319717/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C پورعلی‌نقی، «بررسی تطبیقی معماری هخامنشی با معماری ساسانی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹.]</ref> نمونۀ برجستۀ تأثیر مستقیم هخامنشی بر معماری اسلامی، الگوی «پلان نه‌قسمتی برون‌گرا» است که در کاخ‌های شوش و تخت جمشید دیده می‌شد، در دورۀ ساسانی جای خود را به نمونه‌های درون‌گرا داد، اما در دورۀ اسلامی بار دیگر در سازه‌هایی چون چهلستون قزوین و هشت بهشت اصفهان احیا شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2208950/%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D9%BE%D9%84%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%A8%D8%B9-9-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%DA%A9%D9%88%D8%B4%DA%A9-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C بلیلان و رفیعی، «سیر تحول پلان‌های مربع (۹ قسمتی) …»، ۱۴۰۳ش، ص۳۸-۳۹.]</ref>
نظام پُستی هخامنشی در دوره‌های سلوکی، اشکانی، ساسانی و حتی در دوره اسلامی با نام برید تداوم یافت.<ref>راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۱۳۵۴ش، ج۱، ص۵۴۴؛ موریه، سفرنامه جیمز موریه، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۲۱۵–۲۲۰.</ref> واژهٔ ساتراپ نیز در منابع یونانی و لاتین حتی تا سده‌های میانه بر فرمانداران شرقی اطلاق می‌شد.<ref><span lang="en">[https://www.etymonline.com/word/satrap Harper, “Satrap”, Online Etymology Dictionary.]</span></ref> سنت‌های معماری هخامنشی در کنار میراث پارتی در دورهٔ ساسانی به کار رفت و از رهگذر معماری ساسانی بر کاخ‌سازی دوران متقدم اسلامی مانند مشتّی، خربة المفجر و سامرا تأثیر نهاد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2319717/بررسی-تطبیقی-معماری-هخامنشی-با-معماری-ساسانی پورعلی‌نقی، «بررسی تطبیقی معماری هخامنشی با معماری ساسانی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹، ۶۰]؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1575978/کاخ-های-ساسانی-و-تاثیر-ان-ها-در-دوره-متقدم-اسلامی بیر، «کاخ‌های ساسانی و تأثیر آن‌ها در دورهٔ متقدم اسلامی»، ۱۳۹۸ش، ص۷۷.]</ref> الگوی پلان نه‌قسمتی برون‌گرا که در کاخ‌های هخامنشی دیده می‌شد، در دورهٔ اسلامی در برخی کاخ‌ها از جمله [[کاخ چهل‌ستون قزوین|چهل‌ستون قزوین]] و [[کاخ هشت‌بهشت|هشت‌بهشت]] در [[اصفهان]] احیا شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2208950/سیر-تحول-پلان-های-مربع-9-قسمتی-از-هخامنشی-تا-کوشک-های-هشت-بهشت-صفوی بلیلان و رفیعی، «سیر تحول پلان‌های مربع (۹ قسمتی) …»، ۱۴۰۳ش، ص۳۸-۳۹.]</ref>


در حوزۀ دین و اندیشه، ایدئولوژی هخامنشی (برگزیدگی شاه توسط اهورامزدا و دادگری به‌عنوان پایۀ فرمانروایی) به ساسانیان رسید؛ مفهوم «فَرّ ایزدی» ریشه در اندیشۀ هخامنشی داشت.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/931464/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C محمدی و بیطرفان، «انتقال و تحول اندیشه سیاسی فرّه ایزدی»، ۱۳۹۱ش، ص۵-۷ و ۱۰-۱۲.]</ref> با این حال، در منابع ساسانی از شاهانی چون کوروش و داریوش نامی نیست و به جای آنان پادشاهان اساطیری کیانی (کیخسرو، لهراسب، گشتاسب، بهمن و داراب) نشسته‌اند؛<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1823416/%d9%be%da%98%d9%88%d9%87%d8%b4%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d9%88%d8%ac%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d9%88%d8%b3%db%8c فلاحی و دیگران، «پژوهشی در بنیان‌های اساطیری و تاریخی کیانیان»، 1399ش, ص۱۴۰-۱۴۵.]</ref> ویژگی‌های «شاه آرمانی دادگر» که ریشه در اندیشۀ هخامنشی داشت، به همین شاهان کیانی نسبت داده شده است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1076228/%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%88 زمانی، «شاه آرمانی در ایران باستان»، 1366ش, ص۱۲۵-۱۲۸ و ۱۳۲-۱۳۳]</ref>
اندیشهٔ برگزیدگی شاه توسط اهورامزدا و دادگری به‌عنوان پایهٔ فرمانروایی، به ساسانیان رسید و مفهوم فَرّ ایزدی در میان آن‌ها نیز ریشه در اندیشهٔ هخامنشی داشت.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/931464/انتقال-و-تحول-اندیشه-سیاسی-فره-ایزدی-از-ایران-باستان-به-ایران-اسلامی محمدی و بیطرفان، «انتقال و تحول اندیشه سیاسی فرّه ایزدی»، ۱۳۹۱ش، ص۵-۷ و ۱۰-۱۲.]</ref> با این حال، در منابع ساسانی به جای شاهان هخامنشی، پادشاهان اساطیری کیانی مانند [[کیخسرو]]، [[لهراسب]]، [[گشتاسب]]، [[بهمن (کیانی)|بهمن]] و [[کی‌داراب]] نشسته‌اند<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1823416/پژوهشی-در-بنیان-های-اساطیری-و-تاریخی-کیانیان-با-توجه-با-شاهنامه-فردوسی فلاحی و دیگران، «پژوهشی در بنیان‌های اساطیری و تاریخی کیانیان»، ۱۳۹۹ش، ص۱۴۰-۱۴۵.]</ref>و ویژگی‌های شاه آرمانی دادگر که ریشه در اندیشهٔ هخامنشی داشت، به همین شاهان کیانی نسبت داده شده است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1076228/شاه-ارمانی-در-ایران-باستان-و-بایستگی-های-او زمانی، «شاه آرمانی در ایران باستان»، ۱۳۶۶ش، ص۱۲۵-۱۲۸ و ۱۳۲-۱۳۳.]</ref>


سرانجام، در دوران اسلامی مورخانی چون بلعمی، مسعودی و بیهقی روایت‌هایی از هخامنشیان برگرفته از منابع یونانی و سریانی نقل کردند،<ref><span lang="en">Hoyland, The 'History of the Kings of the Persians', 2018, introduction.</span></ref> اما بازیابی جدی میراث هخامنشی با سفرهای اروپاییان به ایران و کاوش‌های باستان‌شناسی در سدۀ نوزدهم آغاز شد. به خصوص با رمزگشایی از خط میخی توسط راولینسون (۱۸۴۶) دروازۀ دانش دقیق دربارۀ هخامنشیان را باز شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/956717/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d8%b9%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86 موسوی، «تاریخچه مختصر فعالیت‌های باستان‌شناسی در ایران»، 1378ش, ص۶۹-۷۱]</ref>
در حوزهٔ پزشکی، برخی پژوهشگران بر این باورند که پیشرفت پزشکی یونان در سدهٔ پنجم پیش از میلاد با بهره‌مندی از منابع شرقی از جمله هخامنشیان همراه بود.<ref>پانوسی، گرایش‌های علمی و فرهنگی ایران، ۱۳۸۳ش، ص۷۵–۷۶، ۶۸.</ref> تقسیم‌بندی هخامنشیان از ماه‌های دوازده‌گانه و تقسیم جهان به هفت اقلیم در کیهان‌شناسی اسلامی نیز خود را نشان داد.<ref>[https://jflh.ut.ac.ir/article_28161_c20868f9ae40194979d4a37bb18ac499.pdf جعفری دهقی، «سرچشمه‌های دانش در عهد باستان... »، ۱۳۸۶ش، ص۳۱-۳۲، ۴۱.]</ref> در دوران اسلامی، مورخان روایت‌های مرتبط با هخامنشیان را از منابع یونانی و سُریانی نقل کردند.<ref><span lang="en">Hoyland, The 'History of the Kings of the Persians', 2018, introduction.</span></ref> اما بازیابی جدی میراث هخامنشی با سفرهای اروپاییان به ایران و کاوش‌های باستان‌شناسی در سدهٔ نوزدهم میلادی و رمزگشایی [[خط میخی]] آغاز شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/956717/تاریخچه-مختصر-فعالیت-های-باستان-شناسی-در-ایران موسوی، «تاریخچه مختصر فعالیت‌های باستان‌شناسی در ایران»، ۱۳۷۸ش، ص۶۹-۷۱.]</ref> برخی پژوهشگران متأخر کوشیده‌اند با تکیه بر مجسمهٔ منسوب به [[کوروش]] در [[پاسارگاد]] که تاجی شاخ‌مانند بر سر دارد، او را همان ذوالقرنین (صاحب دو شاخ) بدانند که در [[قرآن]] آمده است. درحالیکه نظریهٔ سنتی‌تر، ذوالقرنین را بر اسکندر مقدونی تطبیق می‌دهد.<ref>شبانکاره‌ای، ''مجمع الأنساب''. ۱۳۸۱ش، ج۱، ص۲۱۱؛ حاجی خلیفه، ''ترجمه تقویم التواریخ''، 1376ش، ص 202.</ref>  


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
== منابع ==
{{آغاز منابع}}
* احمدپور، ایوب، «نظام قضایی ایران در عهد باستان»، مطالعات ایرانی، شماره ۱۵، بهار ۱۳۸۸ش.
* احمدی براورسان، معصومه، «عقاید و سبک زندگی مردم در دورهٔ هخامنشیان»، رشد آموزش تاریخ، شماره ۸۱، پاییز ۱۴۰۱ش.
* احمدی کرمانی، یحیی، تاریخ یحیی، کرمان، دانشگاه شهید باهنر کرمان، ۱۳۸۶ش.
* اسدی، علیرضا، «اقتصاد در عصر هخامنشیان»، رشد آموزش تاریخ، شماره ۴۵، زمستان ۱۳۹۰ش.
* اسکندری، هدیه و بادامچی، حسین، «نقش مدیریتی ملکه ایرتَشدونَه بر اساس الواح تخت جمشید»، پژوهش‌های تاریخی، سال هفدهم، شماره ۲ (پیاپی ۶۶)، ۱۴۰۴ش.
* استیرلن، هانری، «معماری دوره هخامنشیان»، ترجمه منصور فلاح‌نژاد، نشریه هنر، شماره ۳۲، ۱۳۷۵–۱۳۷۶ش.
* افخمی، بهروز و دیگران، «مطالعه جایگاه زن در دوره هخامنشی و آشوری براساس شواهد باستانشناسی»، زن در فرهنگ و هنر، دوره دهم، شماره ۴، ۱۳۹۷ش.
* امیری، معصومه، «هنر معماری هخامنشیان»، رشد آموزش هنر، شماره ۱۲، زمستان ۱۳۸۶ش.
* امیربهرامی، غلامعلی، «نظری به اخلاق و آداب و رسوم ایرانیان عصر هخامنشی»، پیشینه (نشریهٔ مرکز اسناد و کتابخانهٔ ملی)، شماره ۲، بهار ۱۳۸۱ش.
* بلیلان، لیدا و رفیعی، سپیده، «سیر تحول پلان‌های مربع (۹ قسمتی) از هخامنشی تا کوشک‌های هشت بهشت صفوی»، ماهنامه پژوهش در هنر و علوم انسانی، سال نهم، شماره ۵ (پیاپی۶۶)، ۱۴۰۳ش.
* بلوکباشی، علی، «نوروز و جشن نوروزی در مزداکدهٔ امپراتوری هخامنشیان»، بخارا، سال شانزدهم، شماره ۹۸، بهمن و اسفند ۱۳۹۲ش.
* بهاری خیرجوی، سعید، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد، شماره ۲۸۹۳، تاریخ درج مطلب: ۲۶ فروردین ۱۳۹۲ش.
* بیر، الیونل، «کاخ‌های ساسانی و تأثیر آن‌ها در دورهٔ متقدم اسلامی»، ترجمهٔ احسان طهماسبی، نشریه گلستان هنر، شماره ۱۷، ۱۳۹۸ش.
* بیرونی، ابوریحان، الآثار الباقیة عن القرون الخالیة، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، ۱۳۸۰ش.
* بیات، عزیزالله، تاریخ تطبیقی ایران با کشورهای جهان (از ماد تا انقراض سلسله پهلوی)، تهران، امیر کبیر، ۱۳۸۴ش.
* پانوسی، استفان، گرایش‌های علمی و فرهنگی ایران، از هخامنشیان تا پایان صفویه، تهران، نشر بلخ، ۱۳۸۳ش.
* پورعزت، علی‌اصغر و طاهری عطار، غزاله، «بررسی دلایل فروپاشی حکومت و تمدن باستانی هخامنشیان»، پژوهش حقوق و سیاست، شماره ۲۱، ۱۳۸۵ش.
* پورعلی‌نقی، سبا، «بررسی تطبیقی معماری هخامنشی با معماری ساسانی»، دوفصلنامهٔ علمی-تخصصی ایران خرد، سال اول، شماره ۲، ۱۴۰۲ش.
* پهلوان، اسماعیل، «جایگاه علم پزشکی در دوره هخامنشیان»، تاریخ روایی، سال اول، شماره۲، پاییز ۱۳۹۵ش.
* پیرنیا، حسن، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، جلد ۱، تهران، خیام، ۱۳۸۰ش.
* پیرنیا، حسن، تاریخ ایران باستان، جلدهای ۱، ۲، ۳، ۴، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۷۵ش.
* تک، مهرداد و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، مطالعات راهبردی علوم انسانی و اسلامی، شماره ۵۲، بهار ۱۴۰۲ش.
* تامپسون، جورجینا و سیدین، مژگان، «پوشاک ایرانیان در دوران هخامنشی با توجه به نقوش تخت جمشید: موضوعات مربوط به «کندیز» (Kandys) و پوشاک دیگر»، اثر، شماره ۳۳ و ۳۴، بهار و تابستان ۱۳۸۱ش.
* ثانوی، محمدحسین و دیگران، «بررسی دین و آیین در دوره هخامنشیان»، مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین‌المللی پژوهش‌های مدیریت، تعلیم و تربیت در آموزش و پرورش، تهران، ۱۳۹۳ش.
* جعفری دهقی، محمود، «سرچشمه‌های دانش در عهد باستان و تأثیر ایرانیان بر انتشار علوم»، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، شماره ۱۸۴، ۱۳۸۶ش.
* جکسون، آبراهام والنتاین ویلیامز، سفرنامه جکسن، تهران، شرکت سهامی انتشارات خوارزمی، ۱۳۶۹ش.
* جلیلیان، شهرام، «ساختار سیاسی-اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد»، جامعه‌شناسی تاریخی، دوره ۹، شماره ۲، ۱۳۹۶ش.
* جلیلیان، شهرام و فاطمی، سید علی، «پوشش زنان در ایران باستان (مطالعه موردی دورهٔ هخامنشیان)»، تحقیقات فرهنگی ایران، شماره ۱۵، ۱۳۹۰ش.
* حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله، ترجمه تقویم التواریخ (سالشمار وقایع مهم جهان از آغاز آفرینش تا سال ۱۰۸۵ق)، تهران، احیاء کتاب، ۱۳۷۶ش.
* حاجی‌زاده شیرمرد، محمد و دیگران، «پژوهشی در شیوه‌های تدفین هخامنشی با تأکید بر تومولوس تاتارلی»، جستارهای باستان‌شناسی ایران پیش از اسلام، سال ۶، شماره ۱ (پیاپی ۱۱)، ۱۴۰۰ش.
* حاجی‌میرآقا، اسماعیل و رنجبری، مینا، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، کنفرانس بین‌المللی پژوهش‌های نوین در مدیریت، اقتصاد و علوم انسانی، باتومی، گرجستان، ۱۳۹۵ش.
* حتی، فیلیپ خوری، شرق نزدیک در تاریخ، ترجمهٔ قمر آریان، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۲ش.
* حسینی بجدنی، فرشته السادات و جمالی، بهرخ، «مشارکت اقتصادی زنان غیر درباری در عصر هخامنشی با استناد به الواح تخت جمشید»، مطالعات ایران کهن، سال اول، شماره ۲، پاییز و زمستان ۱۴۰۰ش.
* حسینی سرابی، فرحناز و زرین‌کوب، روزبه، «مغان در روزگار هخامنشیان براساس متن کلاسیک و الواح باروی تخت جمشید»، مطالعات تاریخ فرهنگی، سال هفتم، شماره ۲۷، ۱۳۹۵ش.
* خداوندگاری، الهام و دیگران، «نمادشناسی نقوش مهرهای هخامنشی با مضمون آیینی»، مطالعات بین‌رشته‌ای هنرهای تجسمی، دوره ۴، شماره ۸، ۱۴۰۴ش.
* خسروی، زهره و ایمان‌پور، محمدتقی، «فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی زنان فرودست در دوره هخامنشیان»، تحقیقات تاریخ اجتماعی، سال ۱۲، شماره ۱، بهار و تابستان ۱۴۰۱ش.
* دادور، ابوالقاسم و روزبهانی، رؤیا، «مطالعه تطبیقی جانوران ترکیبی در هنر هخامنشیان و آشوریان با تأکید بر نقوش برجسته و مهرها»، نگره، سال ۱۱، شماره ۳۹، ۱۳۹۵ش.
* دیودوروس (سیسیلی)، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، تهران، جامی، ۱۳۸۴ش.
* ذکاء، یحیی، «جامه پارسیان در دوره هخامنشیان»، هنر و مردم، شماره ۱۶، بهمن ۱۳۴۲ش.
* ذکاء، یحیی، «پرتوی نوین بر دین هخامنشیان»، هنر و مردم، شماره ۱۲۴ و ۱۲۵، ۱۳۵۱ش.
* ذوالریاستین، علی‌اکبر و روحانی، سارا، «مروری بر پارچه‌ها، پوشاک، نقوش و نمادهای آنها در دوره هخامنشی»، باستان‌شناسی ایران، شماره ۲۱، پاییز و زمستان ۱۴۰۰ش.
* ربیع‌زاده، علی، «خوراک در ایران باستان»، رشد آموزش تاریخ، شماره ۷۶، زمستان ۱۳۹۹ش.
* رحیمی، فائزه و غضنفری، کلثوم، «مصرف گوشت و انواع آن در دوره هخامنشی»، تحقیقات تاریخ اجتماعی، سال دوازدهم، شماره ۱، بهار و تابستان ۱۴۰۱ش.
* راوندی، مرتضی، تاریخ اجتماعی ایران، جلد ۱ و ۵، تهران، امیر کبیر، ۱۳۵۴ش.
* زرگران، آرمان و دیگران، «آموزش علوم پزشکی در ایران باستان»، مجله ایرانی آموزش در علوم پزشکی، دوره ۱۱، شماره ۲، تابستان ۱۳۹۰ش.
* زمانی، حسین‌علی، «شاه آرمانی در ایران باستان و بایستگی‌های او»، فصلنامه علمی‑پژوهشی تاریخ، سال دوم، شماره هفتم، ۱۳۸۶ش.
* سایکس، پرسی مولزورث، تاریخ ایران، جلد ۱، تهران، افسون، ۱۳۸۰ش.
* سید، محمود و بابایی توسکی، مهناز، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، پژوهشنامه تاریخ، سال دهم، شماره ۳۷، زمستان ۱۳۹۳ش.
* شبانکاره‌ای، محمد بن علی، مجمع الأنساب، جلد ۱، تهران، امیر کبیر، ۱۳۸۱ش.
* شیروانی، زین‌العابدین بن اسکندر، بستان السیاحة، تهران، کتابخانه سنایی، «بی‌تا».
* صفایی، یزدان، «اهمیت و جایگاه متون آرامی بلخ در تاریخ و فرهنگ دورهٔ هخامنشی»، نقد کتاب، سال اول، شماره ۳ و ۴، پاییز و زمستان ۱۳۹۳ش.
* قدیانی، عباس، فرهنگ جامع تاریخ ایران، جلد ۱ و ۲، تهران، آرون، ۱۳۸۷ش.
* کریمان، حسین، قصران (کوهسران)، جلد ۲، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۸۵ش.
* کریمی، سلطانعلی و دیگران، «بررسی کارکردهای مذهبی (آیینی) و سیاسی تخت جمشید درددورهٔ هخامنشیان با تکیه بر سبک معماری آن»، مطالعات هنر اسلامی، دوره۲۱، شماره ویژه، ۱۴۰۳ش.
* کریستن سن، آرتور امانویل، ایران در زمان ساسانیان، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۶۸ش.
* کورت، آملی، هخامنشیان، ترجمه مرتضی ثاقب‌فر، تهران، ققنوس، ۱۳۷۹ش.
* کاملی، فاطمه، «زنان پشت پرده و زنان پیش رو؛ عوامل اِعمال قدرتِ سیاسی توسط زنان هخامنشی»، پژوهش در تاریخ، سال یازدهم، شماره ۳۱، پاییز و زمستان ۱۴۰۰ش.
* گرانتوفسکی، ادوین آرویدوویچ، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، تهران، پویش، ۱۳۵۹ش.
* گزنفون، کورش نامه، ترجمهٔ رضا مشایخی، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۶ش.
* ماگدالن، اف. ریچل و کاملی، فاطمه، «نظام‌های قضایی و حقوقی هخامنشیان»، روزگاران، شماره ۱۹، پاییز و زمستان ۱۳۹۹ش.
* محمدی، ذکرالله و بی‌طرفان، محمد، «انتقال و تحول اندیشه سیاسی فرّه ایزدی»، سخن تاریخ، شماره ۱۶، بهار ۱۳۹۱ش.
* مصطفوی، محمدتقی، اقلیم پارس، تهران، نشر اشاره، ۱۳۷۵ش.
* مکوندی، لیلا، «چشم‌انداز روستا و فعالیت‌های کشاورزی در مرکز شاهنشاهی هخامنشی با تکیه بر گل‌نبشته‌های اداری تخت جمشید»، فصلنامه تاریخ روستا و روستانشینی در ایران و اسلام، دوره ۲، شماره ۵، ۱۴۰۳ش.
* موریه، جیمز جاستینین، سفرنامه جیمز موریه، جلد ۱، تهران، توس، ۱۳۸۶ش.
* موسوی، محمود، «تاریخچه مختصر فعالیت‌های باستان‌شناسی در ایران»، نشریه نمایه پژوهش، شماره ۹ و ۱۰، بهار و تابستان ۱۳۷۸ش.
* میرزایی، علی‌اصغر، «نظام مالیات و خراجگذاری در زمان هخامنشیان»، رشد آموزش تاریخ، شماره ۱۴، بهار ۱۳۸۳ش.
* میرزایی، علی‌اصغر، «شاهنشاهی هخامنشی و تجارتخانه اگیبی»، پژوهش‌های تاریخی (دانشگاه اصفهان)، سال پنجم، شماره ۲ (پیاپی ۱۸)، تابستان ۱۳۹۲ش.
* مزداپور، کتایون و لطیف‌پور، صبا، «گیاه هوم و نقش آن در آیین‌ها و اساطیر هندو ایرانی»، تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی، شماره ۱۰، زمستان ۱۳۹۰ش.
* ولایتی، رحیم، «تأثیر هنر ملل تابعه امپراتوری هخامنشیان بر هنر و معماری آنها»، باغ نظر، سال ۷، شماره ۱۴، ۱۳۸۹ش.
* یارمحمدی، حسن و دیگران، حقوق پزشکی زنان در ایران باستان. مطالعات تاریخ پزشکی، سال ۲، شماره ۴، ۱۳۹۲ش.
* یوسف‌جمالی، محمدکریم و دیگران، «نقش و جایگاه اقتصادی ساتراپ‌نشین‌های غربی ایران در شاهنشاهی هخامنشی (از ۵۵۰ تا ۳۳۰ پ. م)»، پژوهش‌های تاریخی (دانشگاه اصفهان)، دوره ۵، شماره ۱۸، تیر ۱۳۹۲ش.
{{چپ‌چین}}
* Briant, P. , From Cyrus to Alexander: A History of the Persian Empire, Winona Lake, Eisenbrauns, 2002.
* Engels, David, Benefactors, Kings, Rulers: Studies on the Seleukid Empire between East and West, Studia Hellenistica 57, Leuven; Paris; Bristol, CT, Peeters, 2017.
* Gershevitch, I. (ed.), The Cambridge History of Iran, Volume 2: The Median and Achaemenian Periods, Cambridge, Cambridge University Press, 1985.
* Harper, Douglas, “Satrap”, Online Etymology Dictionary,
* Heckel, W. , “The Levant and Egypt: Collaboration and Resistance”, in the Path of Conquest: Resistance to Alexander the Great, 98-129, Oxford, Oxford University Press, 2020.
* Hoyland, Robert G. , The 'History of the Kings of the Persians' in Three Arabic Chronicles: The Transmission of the Iranian Past from Late Antiquity to Early Islam, Liverpool, Liverpool University Press, 2018.
* Kuhrt, A. , The Persian Empire: A Corpus of Sources from the Achaemenid Period, London, Routledge, 2007.
* Plischke, Svenja, “Persianism under the Early Seleucid Kings? The Royal Title ‘Great King’”, in Persianism in Antiquity, edited by Rolf Strootman and Miguel John Versluys, 163-176, Stuttgart, Franz Steiner Verlag, 2017.
* Tarn, W. W. , Hellenistic Military and Naval Developments, Cambridge, Cambridge University Press, 2010 (Original work published 1930).
* Waters, M. , Ancient Persia: A Concise History of the Achaemenid Empire, 550-330 BCE, Cambridge, Cambridge University Press, 2014.
{{پایان چپ‌چین}}
{{آغاز منابع}}

نسخهٔ کنونی تا ۱۷ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۱۱

هخامنشیان
درفش هخامنشیان
درفش هخامنشیان مزین به پرنده‌ای زرین به‌نام شهباز

هخامنشیان، نخستین امپراتوری جهانیِ نظام‌یافته و چندفرهنگی.

شاهنشاهی هخامنشیان (۵۵۰–۳۳۰پ.م) که کوروش کبیر آن را بنیان نهاد؛ به‌عنوان یک امپراتوری، دارای قلمرو گسترده‌ای بود که از آسیای صغیر تا هند را در بر می‌گرفت. داریوش اول با تقسیم امپراتوری به چندین ساتراپی‌، احداث راه شاهی، ضرب سکه و گماردن بازرسان ویژه، کارآمدی نظام هخامنشی را افزایش داد. با این حال، شورش‌های مکرر ساتراپ‌ها، دسیسه‌های درباری و ضعف فرماندهی نظامی، منجر به فروپاشی آن گردید. ویژگی برجستهٔ هخامنشیان در ادارهٔ امپراتوری، بهره‌گیری از نظام پایتختی چندگانه و سیاست تساهل دینی بود. ساختار قدرت بر مشروعیت الهی و تباری استوار بود و نظام حقوقی ترکیبی از فرامین شاه، تعالیم مذهبی و عرف محلی به‌شمار می‌رفت. اقتصاد، با نظام مالیاتی منظم و یکسان‌سازی اوزان و سکه، عمدتاً مبتنی بر کشاورزی و دام‌پروری بود. جامعه ساختاری طبقاتی داشت؛ از این رو جایگاه زنان، نظام آموزشی و تا حدودی خوراک و پوشاک، بر پایهٔ پایگاه اجتماعی افراد تعیین می‌شد. هخامنشیان افزون بر پرستش اهورامزدا، میترا و آناهیتا را ستایش می‌کردند و جشن‌هایی چون نوروز و مهرگان را برپا می‌کردند. هنر در دوره هخامنشیان تلفیقی از عناصر ملل تابعه بود و پزشکی و نجوم رواج داشت. نوآوری‌های هخامنشیان در حکومت‌داری به اندازه‌ای بود که میراث آنان در ساختار اداری، معماری و اندیشهٔ سیاسی در دوره‌های سلوکیان، اشکانیان، ساسانیان و اسلامی تداوم یافت.

حکومت هخامنشیان

هخامنشیان که عنوان سلسلۀ حکومتی خود را از هخامنش (۶۵۰پ.م)، نیای چهارم کوروش کبیر (هخامنش ← چیش‌پیش ← کوروش اول ← کمبوجیه اول ← کوروش دوم (کبیر))، اخذ کرده بود،[۱] از ۵۵۰ تا ۳۳۰پ.م به درازا انجامید. کوروش (حکومت: ۵۵۹–۵۳۰پ.م) آستیاژ، آخرین شاه ماد را در ۵۵۰پ.م شکست داد، سپس لیدیه (۵۴۷–۵۴۶ پ.م) و بابل (۵۳۹پ.م) را فتح کرد و قلمرو حکومت هخامنشیان را از آسیای صغیر تا هند گسترش داد.[۲] او پیش از بابل، به شرق و شمال شرق لشکر کشیده بود و پارت، هیرکانیا، سُغد و باختر را به قلمرو خود افزوده بود. منابع یونانی از نبرد کوروش کبیر با ماساگت‌ها در آسیای مرکزی و کشته‌شدنش در آن جنگ سخن گفته‌اند.[۳]

کمبوجیه (حکومت: ۵۳۰–۵۲۲پ.م) پسر و جانشین کوروش کبیر، در ۵۲۵پ.م با فتح مصر در نبرد پلوزیوم، لقب فرعونی را به مجموعه القاب شاهنشاهی هخامنشی افزود و سرزمین مصر را به قلمرو حکومت هخامنشی اضافه کرد.[۴] پس از مرگ کمبوجیه و در نبود وارث، گئومات مغ از خلأ قدرت پیش‌آمده بهره‌ برد و خود را به‌جای بردیا که قبلاً توسط کمبوجیه، برادرش، به‌صورت مخفیانه از بین برده شده بود، معرفی کرد. گئومات در ماد، پارس و بابل پذیرفته شد و بر بخش بزرگی از امپراتوری چیره گشت. اشراف پارسی که از هویت واقعی گئومات آگاهی داشتند و از خراب کردن معابد و گرفتن مراتع و احشام از مردم به ستوه آمده بودند، با داریوش هم‌پیمان شدند،[۵] گئومات را کشتند و داریوش (حکومت: ۵۲۲–۴۸۶پ.م) را به شاهی برگزیدند.[۶]

تاج‌گذاری داریوش با شورش‌های بی‌سابقه‌ای همراه بود که وی همه را سرکوب کرد.[۷] شرح این رویدادها در کتیبهٔ بیستون به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی، آمده است.[۸] داریوش پس از تثبیت قدرت، دست به اصلاحات گسترده‌ای زد: امپراتوری را به ساتراپی‌ها تقسیم و راه شاهی را از شوش تا سارد احداث کرد. ضرب سکهٔ طلا (داریک) و نقره (شِکِل) را نیز با وزن معین عملی نمود.[۹] داریوش، فتوحات شرقی را از سر گرفت؛ به درهٔ سند لشکر کشید و آن را ساتراپی جداگانه ساخت، سرزمین‌های شمال شرقی را آرام کرد، مرزهای شرقی را به رود سند و هندوکش رساند و حاکمان محلی را ملزم به پرداخت خراج کرد.[۱۰] او در نبرد ماراتن (۴۹۰پ.م) از یونانی‌ها شکست خورد[۱۱] و لشکرکشی‌های غربی‌اش با موفقیت همراه نشد و به فتح دائمی نینجامید؛ هرچند جزایر دریای اژه و تراکیه به قلمرو هخامنشی ملحق شدند.[۱۲]

پس از مرگ داریوش، خشایارشا (حکومت: ۴۸۶–۴۶۵پ.م) شورش مصر و بابل را سرکوب کرد. در ۴۸۰پ.م با سپاهی عظیم به یونان تاخت و آتن را به آتش کشید، اما ناوگانش در سالامیس و سپاهش در پلاته (۴۷۹ پ. م) شکست خوردند.[۱۳] این شکست‌ها به لشکرکشی او پایان داد و یونانیان جزایر دریای اژه و شهرهای یونانی آسیای صغیر را از تصرف هخامنشیان خارج کردند.[۱۴] سرانجام در ۴۴۹پ.م اردشیر اول (حکومت ۴۶۵–۴۲۴پ.م) پیمان صلح کالیاس را با آتن منعقد ساخت؛ در طی آن هخامنشیان از دخالت در آسیای صغیر چشم پوشیدند و آتنیان نیز نواحی غربی آناتولی را رها کردند.[۱۵] از دیگر اقدامات مهم اردشیر اول، می‌توان به فرونشاندن شورش مصر[۱۶] و بازسازی کاخ‌های تخت جمشید اشاره کرد.[۱۷]

پایتخت‌های چندگانه هخامنشی
پایتخت کارکرد اصلی بینان گذار دوره
پاسارگاد پایتخت، مرکز تشریفاتی و محل دفن کوروش[۱۸] حاکمان دست‌نشاندهٔ پارس (قبل از کوروش)[۱۹] تا آغاز حکومت داریوش اول[۲۰]
شوش پایتخت زمستانی و اداری[۲۱] داریوش اول (بر روی مرکز پیشین عیلام)[۲۲] تا پایان امپراتوری[۲۳]
تخت‌جمشید مهم‌ترین مرکز تشریفاتی و آیینی نوروز[۲۴] داریوش اول و جانشینان[۲۵] ۳۳۰ پ.م. (در حملهٔ اسکندر سوخت و متروک شد)[۲۶]
هگمتانه اقامتگاه تابستانی شاهان[۲۷] پیش از هخامنشی[۲۸] تا پایان امپراتوری[۲۹]
بابل مرکز اداری و اقتصادی[۳۰] کوروش پس از فتح و تاج‌گذاری در آن[۳۱] تا پایان امپراتوری[۳۲]

حمله اسکندر مقدونی

نگاره هنری اسکندر در پاسارگاد
نگاره هنری اسکندر در پاسارگاد اثر پیر هنری دی والنسین در مؤسسه هنر شیکاگو

فیلیپ دوم، شاه مقدونیه، که پیش از مرگ، حمله به ایران را برنامه‌ریزی کرده بود؛ در ۳۳۶پ.م ترور شد و اسکندر به جایش نشست.[۳۳] اسکندر در بهار ۳۳۴پ.م با ۴۰ هزار سرباز در گرانیک، سپاه هخامنشی به فرماندهی ساتراپ‌های محلی را شکست داد.[۳۴] در نوامبر ۳۳۳پ.م داریوش سوم با سپاهی از سراسر امپراتوری به ایسوس آمد و در ناحیه‌ای باریک بین کوه و دریا موضع گرفت. این تدبیر ضعیف سبب شد که نتواند از برتری عددی سپاهش بر اسکندر بهره ببرد. سرانجام در برابر هجوم اسکندر تاب نیاورد و با فرار او، سپاهش متلاشی شد.[۳۵] اسکندر پس از ایسوس به جنوب تاخت. صور و غزه را تسخیر کرد.[۳۶] سپس وارد مصر شد و مصریان از او به‌عنوان رهایی‌بخش استقبال کردند.[۳۷] نبرد سرنوشت‌ساز در اکتبر ۳۳۱پ.م در دشت گوگمل رخ داد. داریوش سوم میدان وسیعی برگزیده بود تا از برتری شمار سواره‌نظام و ارابه‌های داس‌دار خود استفاده کند؛ اما اسکندر با شکافتن خط مقدم هخامنشیان، به سوی داریوش تاخت. داریوش بار دیگر گریخت و سپاهش دوباره فروپاشید.[۳۸] شپس بابل و شوش بدون جنگ به دست اسکندر افتاد. او وارد پرسپولیس شد (ژانویهٔ ۳۳۰پ.م)، خزاین آن را تصرف کرد و کاخ‌هایش را به آتش کشید. داریوش سوم که به شرق گریخته بود، در تابستان ۳۳۰پ.م به دست بسوس، ساتراپ باختر کشته شد. با مرگ او امپراتوری هخامنشی رسماً پایان یافت.[۳۹]

جدول زمانی مهم‌ترین رویدادهای سیاسی و نظامی هخامنشیان

سال (پ.م) رویداد
550 شکست آستیاژ توسط کوروش؛ تأسیس امپراتوری هخامنشی[۴۰]
۵۴۷–۵۴۶ فتح لیدیه[۴۱]
۵۳۹ فتح بابل[۴۲]
۵۲۵ فتح مصر توسط کمبوجیه[۴۳]
۵۲۲ به قدرت رسیدن داریوش اول؛ سرکوب شورش‌های سراسری[۴۴]
۴۹۰ شکست هخامنشیان در ماراتن (نخستین رویارویی با یونان)[۴۵]
۴۸۰ لشکرکشی خشایارشا به یونان؛ نبردهای ترموپیل و سالامیس[۴۶]
۴۷۹ شکست در نبردهای پلاته و میکال[۴۷]
۴۴۹ صلح کالیاس میان ایران و آتن[۴۸]
۳۳۴ حمله اسکندر مقدونی؛ نبرد گرانیک[۴۹]
۳۳۳ نبرد ایسوس[۵۰]
۳۳۱ نبرد گوگمل؛ سقوط بابل و شوش[۵۱]
۳۳۰ سقوط اکباتان، مرگ داریوش سوم[۵۲]

عوامل فروپاشی

ساتراپ‌های شاهنشاهی هخامنشی
ساتراپ‌های شاهنشاهی هخامنشی

هخامنشیان باوجود گستردگی امپراتوری، در ادارهٔ آن کارآمد بودند. واگذاری اختیارات حکومتی به ساتراپی‌ها و احترام به آیین‌های محلی از عوامل دوام امپراتوری هخامنشیان محسوب شده است.[۵۳] با این حال، از میانهٔ قرن پنجم پ.م نشانه‌های ناکارآمدی نظام هخامنشی به تدریج آشکار شد[۵۴] که عوامل متعددی داشت، ازجمله:

  • شورش‌های مکرر ساتراپ‌ها: در سال‌های ۳۹۲–۳۶۰پ.م چندین ساتراپ در غرب امپراتوری از جمله لیدیه، فریگیه و کاریه علیه مرکز قیام کردند. با وجود اینکه همگی سرکوب شدند، اما خسارت سنگینی به توان اداری و نظامی وارد آوردند.[۵۵] مصر نیز که از ۵۲۵پ.م ساتراپی هخامنشی بود، میان سال‌های ۴۰۴ تا ۳۴۳پ.م از امپراتوری جدا شد و تنها با لشکرکشی اردشیر سوم در ۳۴۳پ.م دوباره به تصرف درآمد.[۵۶]
  • رقابت‌های درونی حکومت: اردشیر دوم (حکومت: ۴۰۴–۳۵۹ پ.م) با شورش برادرش، کوروش کوچک که در کوناکسا کشته شد، مواجه بود.[۵۷] جانشین او اردشیر سوم (حکومت: ۳۵۹–۳۳۸پ.م) برای بازگرداندن نظم، خویشاوندان و اشراف را قتل‌عام کرد. خود او نیز در ۳۳۸پ.م به دست وزیرش باگواس کشته شد. داریوش سوم، باگواس را که با کمک وی به شاهی رسیده بود، کشت و پادشاهی آشوب‌زده را تحویل گرفت.[۵۸] این کشمکش‌های درباری توان مدیریتی و دفاعی امپراتوری را تحلیل برده بود.[۵۹]
  • ضعف فرماندهی و تاکتیک نظامی: سپاه هخامنشی به‌جای تکیه بر پیاده‌نظام سنگین‌اسلحه (مشابه اسکندر)، به سواره‌نظام و ارابه‌های داس‌دار وابسته بود. افزون بر آن داریوش سوم به دلیل نبود ابتکار نظامی و فرماندهی توانمند، در نبردهای سرنوشت‌ساز ایسوس و گوگمل با وجود فزونی نیروها، به راحتی شکست خورد.[۶۰]
  • نارضایتی اجتماعی: اسکندر که از پیاده‌نظام سنگین‌اسلحه و سواره‌نظام چیره‌دست استفاده می‌کرد و خود در خط مقدم ماهرانه می‌جنگید[۶۱] از نفوذ رهبران محلی و نارضایتی مصریان و بابلیان علیه هخامنشیان بهره می‌برد.[۶۲] بی‌میلی به بقای نظام هخامنشی به اندازه‌ای رسیده بود که متولیان شهرهای شوش و تخت جمشید داوطلبانه دروازه‌های شهر را به روی اسکندر گشودند و حتی خود داریوش را یکی از ساتراپ‌هایش به نام بسوس به قتل رساند.[۶۳]
شاهان مهم هخامنشی و رویدادهای مربوطه
سال حکومت (پ. م) رویدادهای مهم
کوروش دوم ۵۵۹–۵۳۰ فتح ماد، لیدیه و بابل، آزادی یهودیان و گسترش قلمرو تا هند.[۶۴]
کمبوجیه ۵۳۰–۵۲۲ فتح مصر، گرفتن لقب فرعونی و مرگ در بازگشت.[۶۵]
داریوش اول ۵۲۲–۴۸۶ سرکوب شورش‌ها، تقسیم قلمرو به ساتراپی‌ها، احداث راه شاهی و ضرب سکه.[۶۶]
خشایارشا ۴۸۶–۴۶۵ سرکوب شورش مصر و بابل و لشکرکشی به یونان[۶۷]
اردشیر اول ۴۶۵–۴۲۴ سرکوب شورش مصر، صلح کالیاس و بازسازی تخت جمشید[۶۸]
اردشیر دوم ۴۰۴–۳۵۹ شورش برادرش کوروش کوچک و چندین ساتراپ[۶۹]
اردشیر سوم ۳۵۹–۳۳۸ کشتار خویشاوندان و اشراف، بازپس‌گیری مصر و کشته‌شدن به دست باگواس[۷۰]
داریوش سوم ۳۳۶–۳۳۰ شکست در ایسوس و گوگمل از اسکندر و کشته‌شدن به دست ساتراپ باختر[۷۱]

نظام حکمرانی

استوانهٔ کوروش-منشورِ کوروش
استوانهٔ کوروش یا منشورِ کوروش

بر اساس کتیبه‌های موجود، مشروعیت نظام هخامنشیان از دین و تبار گرفته شده بود. داریوش اول در کتیبهٔ بیستون، شاهنشاهی را بخشش اهورامزدا می‌داند و کوروش کبیر نیز در استوانهٔ بابل حاکمیت خود را به ارادهٔ الهی گره زده است. ادعای‌ تبار سلطنتی نیز برای کسب مشروعیت، مورد تأکید قرار می‌گرفت. چنانچه کوروش، خود را از نوادگان هخامنش معرفی کرده و شجرنامهٔ داریوش در کتیبهٔ بیستون تا هخامنش مطرح شده است.[۷۲]

در رأس ساختار نظام حاکمیتی هخامنشیان، خود شاه قرار داشت که فرمانش قانون نهایی بود، اما در عین حال در موضوعات خاص با اشراف مشورت می‌کرد. ساتراپ‌ها در مرتبهٔ دوم اقتدار قرار داشتند. وظیفهٔ شان جمع‌آوری خراج، برپایی عدالت و تأمین امنیت بود. شاه در هر ساتراپی، برای جلوگیری از تمرکز قدرت، دو مقام دیگر، فرمانده نظامی و دبیر سلطنتی نیز تعیین می‌کرد. علاوه بر آن‌ها بازرسانی به نام چشم و گوش شاه از ساتراپی‌ها بازدید می‌کردند و مستقیماً به دربار گزارش می‌فرستادند.[۷۳]

ارتش هخامنشی هم از دو بخش تشکیل شده بود: سپاه شاهنشاهی و سپاهیانی که ساتراپ‌ها در زمان جنگ فرامی‌خواندند. در این میان فرماندهی کل با خود شاه بود.[۷۴] دیوانسالاری هخامنشی نیز کتبی و چندزبانه بود. مکاتبات اداری به آرامی نوشته می‌شد و اسناد مرکزی به پارسی باستان، عیلامی و بابلی ثبت می‌گردید.[۷۵]

اما سازوکارهای تثبیت قدرت نزد هخامنشیان متنوع و در هر شرایطی متفاوت بود که سرکوب سریع شورش‌ها، گروگان‌گیری و ازدواج‌های سیاسی از آن جمله بودند.[۷۶] در رأس نخبگان، خاندان‌های بزرگ پارسی قرار داشتند و واگذاری مناصب عالیه به آنان و حضورشان در شورای سلطنتی، نوعی مشارکت نخبگان در قدرت محسوب می‌شد. با این حال، همین خاندان‌ها، گاهی رقیب شاه می‌شدند و رویدادهایی چون قتل اردشیر سوم را رقم می‌زدند.[۷۷]

نظام حقوقی و دادرسی

نظام حقوقی هخامنشیان ترکیبی از فرامین شاه، تعالیم مذهبی و عرف محلی بود. شاه بالاترین مقام قضایی محسوب می‌شد و در برخورد با جرایم مهمی چون خیانت و شورش اختیار مطلق داشت.[۷۸] در مرتبهٔ پس از شاه، ساتراپ‌ها در ایالات خود اختیارات قضایی مشابه شاه داشتند و محاکم محلی هخامنشی نیز بر اساس آداب و رسوم خاص هر قلمرو به دادرسی می‌پرداختند.[۷۹]

دادگاه‌های هخامنشی با حضور چند قاضی برگزار و به دو بخش دادگاه‌های غیرروحانی و معابد تقسیم می‌شدند. دادگاه‌های غیرروحانی اختیار تجدیدنظر در آرای دادگاه‌های معابد را نیز داشتند. در عین حال نظام قضایی هخامنشیان از نوع تفتیشی بود و قضات در تحقیق نقش فعالی ایفا می‌کردند.[۸۰] در صورت اثبات، جرایم سیاسی شدیدترین کیفرها را داشتند و مجازات‌ها غالباً خشن و نامتناسب با جرم بودند.[۸۱]

در حکومت هخامنشیان نوآوری‌هایی نیز نسبت به دوره‌های پیشین شکل گرفته بود. مانند ساده‌سازی رویه‌های دادرسی، تأکید بر مدارک معقول و ثبت حضور زنان به‌عنوان شاهد. با این وجود، حقوق و قوانین اساسی عمدتاً تداوم سنت‌های حقوقی کهن بین‌النهرین با نوآوری‌هایی در حوزه‌های روابط اقتصادی و حقوق اداری بود.[۸۲]

اقتصاد و معیشت

کشاورزی

مقدس‌شمردن کشاورزی در باور زرتشتی، زمین را به بستر اصلی معیشت تبدیل کرده بود. در عین حال همگان به‌طور یکسان به آن دسترسی نداشتند و ساختار مالکیت ارضی هخامنشیان چندلایه و شامل املاک سلطنتی، اشرافی، نظامیان و آزاد می‌شد.[۸۳] شاهان کشاورزی را برای امنیت غذایی و مالیات مهم می‌دانستند و آبادکنندهٔ زمین بایر را تا پنج نسل از مالیات معاف می‌کردند.[۸۴] نیروی کار روی زمین بیشتر مردان بودند؛ اما زنان فرودست نیز در این امر مشارکت داشتند.[۸۵]

هخامنشیان برای افزایش درآمد حکومت با قنات و سد، کشاورزی را در مناطق خشک هم گسترش می‌دادند.[۸۶] در عین حال درآمد دولت که ارتباط مستقیم با بارندگی داشت؛ درسال‌های کم‌آبی با کاهش نرخ مالیات، کم می‌شد.[۸۷] مردمان در دوره هخامنشیان در باغداری نیز مهارت داشتند و باغ‌های بزرگی به نام پردیس احداث کرده بودند که بعدها الگوی باغ‌سازی اروپایی شد. از ابتکار دیگر آنان انتقال بذر گیاهان به یونان بود که سبب افزایش تنوع محصولات شده بود.[۸۸]

دام‌پروری

در قلمرو حکومت هخامنشیان، دامداری نیز رونق داشت که بیشتر در ساتراپ‌نشین‌های شرقی رائج بود؛ این شغل در مرکز شاهنشاهی نیز ساختاری نظام‌مند یافته بود و زیر نظر دیوان مرکزی قرار داشت و گله‌های بزرگ گوسفند و شتر بخش مهمی از چرخه تولید و توزیع را تشکیل می‌دادند.[۸۹]

تجارت

داریوش اول با ضرب سکه‌های طلا (داریک) و نقره (شِکِل) نظام پولی یکپارچه‌ای ایجاد کرد و استانداردهای رسمی اوزان و مقیاس‌ها را نیز در سراسر امپراتوری یکسان‌ ساخت.[۹۰] راه شاهی، گذرنامه‌های رسمی برای دریافت جیره و امنیت راه‌ها، تجارت را تسهیل می‌کردند[۹۱] و قشری از تاجران مانند خانواده اگیبی را به وجود آورده بود که با شاهان همکاری نزدیک داشتند و در رونق مالی سهیم بودند.[۹۲]

مالیات

در زمان کوروش و کمبوجیه، درآمد دولت بیشتر از غنائم جنگی و هدایا تأمین می‌شد، اما داریوش با تقسیم امپراتوری به ساتراپی‌های مالی، خراجی معین برای هر یک تعیین کرده بود[۹۳] که مجموع آن سالانه به بیش از ۱۴ هزار تالنت نقره می‌رسید[۹۴] واژهٔ باجی در کتیبه‌ها به معنی مالیات رایج بود که از عموم مردم گرفته می‌شد[۹۵] و میزان آن بسته به اوضاع درآمدی مردم متغیر دانسته شده است. در این میان پارسیان به‌عنوان قوم حاکم از پرداخت خراج پولی معاف بودند.[۹۶] مالیات‌ها هم به صورت نقره، طلا، غلات، دام یا صنایع دستی دریافت می‌شد؛ که بخشی از آن در محل برای هزینه‌های اداری و نظامی نگهداری و باقی به پایتخت ارسال می‌شد.[۹۷]

جامعه و نهادهای اجتماعی

ساختار اجتماعی

سلسله‌مراتب اجتماعی در دوران هخامنشیان شامل خاندان شاهی، مغان (روحانیون)، بزرگان (اشراف و فرماندهان) و کورتش‌ها بود. گروه اخیر نیروی کار نیمه‌آزاد و سازمان‌یافته در زمین‌ها و کارگاه‌های دولتی به‌شمار می‌آمدند. سه طایفهٔ پاسارگاد، مارافی و ماسپی از دیگر قبایل پارسی برتر بودند و خاندان هخامنشی خود از طایفهٔ پاسارگاد برخاسته بود.[۹۸] واحدهای اصلی ساختار اجتماعی را «تخمه» (Takhma) (خانواده گسترده) و «ویس» (Viis) (خاندان) تشکیل می‌دادند.[۹۹] ساختار خانواده در جامعه هخامنشی، پدرشاهی بود؛ پدر، مسئول تأمین معاش خانواده و تربیت فرزندان بود[۱۰۰] و مشاغل نیز عمدتاً از پدر به پسر منتقل می‌شد.[۱۰۱]

جایگاه اجتماعی زنان

برخلاف روایت یونانی و بر اساس منابع موجود، زنان در دوران هخامنشیان از استقلال اقتصادی برخوردار و ملکه‌ها دارای املاک و کارگاه‌های اختصاصی بودند.[۱۰۲] ملکه‌هایی چون ایردبمه و ایرتَشدونَه دارای املاک، کارگاه و کارگزار اختصاصی بودند.[۱۰۳] زنان عادی با فعالیت در مشاغل گوناگونی مانند بافندگی و زرگری، دستمزد دریافت می‌کردند و زنان طبقات فرودست نیز در کشاورزی و دامداری مشارکت داشتند.[۱۰۴] جامعهٔ هخامنشی به فرزندآوری و زایمان نگرش مثبت و مقدس داشتند و واژهٔ تَک‌دودوم را برای آن به کار می‌بردند.[۱۰۵] در زمینهٔ خانواده و سلامت مادران هم قوانین حمایتی، وجود داشت. از جمله پس از زایمان، مادر تا پنج ماه مرخصی با حقوق دریافت می‌کرد.[۱۰۶]

تعلیم و تربیت

برخی شواهد نشان می‌دهند که نظام آموزشی ساختارمندی در جامعهٔ هخامنشی برقرار بوده است.[۱۰۷] هرودوت دورهٔ تربیت کودکان را بین ۵ تا ۲۵ سالگی گزارش می‌کند که شامل سه مهارت اسب‌سواری، تیراندازی و راست‌گویی بوده است.[۱۰۸] پژوهش‌های جدید، دورهٔ آموزش کودک هخامنشی را به سه مرحله تفکیک کرده‌اند: آموزش خانوادگی (۵–۷ سال)، آموزش عمومی (۷–۱۵ سال) برای خواندن و نوشتن و تربیت بدنی، و آموزش اختصاصی (از ۱۵ سال به بعد).[۱۰۹] محتوای آموزش تنها به مهارت‌های عملی محدود نمی‌شد. اصول اخلاق هخامنشی را راست‌گویی، امانت‌داری، رازداری و عدالت‌خواهی تشکیل می‌داد.[۱۱۰] افزون بر این، مغان و آموزگاران رعایت بهداشت عمومی و آداب اجتماعی را نیز به کودکان می‌آموختند.[۱۱۱] البته این نظام آموزشی، مختص طبقات ممتاز اجتماعی بود.[۱۱۲] آتشکده‌ها افزون بر جایگاه مذهبی، محل آموزش کودکان نیز به‌شمار می‌رفتند و مغان و موبدان، متولیان اصلی آموزش امور دینی به حساب می‌آمدند.[۱۱۳]

فرهنگ و آیین

دین

برخی، دین رسمی هخامنشیان را آیین زرتشت می‌دانند و برخی دیگر، آنان را به مذهب قدیم آریایی‌ها پایبند می‌شمارند. اهورامزدا در کتیبه‌ها خدای برتر معرفی شده است. در عین حال نام امشاسپندان در کتیبه‌ها دیده نمی‌شود. از دورهٔ اردشیر دوم به بعد، نام‌های میترا و آناهیتا نیز در کنار اهورامزدا ظاهر شده‌اند.[۱۱۴] برخی محققان به این نتیجه رسیده‌اند که هخامنشیان به سه خدای اصلی باور داشته‌اند: اهورامزدا در رأس و مهر و ناهید در درجهٔ بعدی. آنها دایره یا چرخ بالدار را نمادی از این سه خدا دانسته‌اند.[۱۱۵] از سوی دیگر، در الواح تخت جمشید نام اهورامزدا کمتر از خدایان ایلامی دیده می‌شود. این نشان می‌دهد که مردم عادی و کارمندان دربار، بیشتر خدایان محلی و بین‌النهرینی را پرستش می‌کردند.[۱۱۶] همچنین در متون آرامی بلخ متعلق به اواخر دوره هخامنشی، واژه‌ای به نام بغی(bgy) آمده که احتمالاً به اهورامزدا یا یک خداوند محلی اشاره دارد.[۱۱۷]

علم

در دوران هخامنشیان، مراکز علمی و کتابخانه‌های متعدد در سراسر قلمرو برپا بودند و به تولید و ثبت دانش در حوزه‌های پزشکی، نجوم و فلسفه می‌پرداختند، ازجمله کتابخانهٔ دژنیشت در تخت جمشید، شیپکان یا شیزیکان در آذربایجان، اَگَر در هگمتانه، مراکز ری‌شهر یا ریواردشیر و بلخ و دانشکدهٔ برسیا و دانشکدهٔ پزشکی سایَش.[۱۱۸] پزشکی نزد هخامنشیان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بود و متون مقدس زرتشتی، به ویژه اوستا، دانش پزشکی را با باورهای دینی درآمیخته بودند و به تخصص‌های کِرت‌پزشک، مَنتَرپزشک، دارپزشک، گیاه‌پزشک و تَن‌پزشک نقسیم کرده بودند. دانش پزشکی دوران هخامنشیان بر پایهٔ عناصر چهارگانهٔ آب، آتش، خاک و هوا استوار بود؛ نظریه‌ای که بعدها در یونان به جالینوس نسبت داده شد.[۱۱۹] دربار هخامنشی میزبان پزشکان یونانی چون کتریس نیز بود که پس از بازگشت از ایران، کتابی در تاریخ و جغرافیای ایران و هندوستان نگاشت. منجمان دربار هخامنشی نیز از جایگاه برجسته برخودار بودند و از ملل تابعه‌ای چون بابلی‌ها تشکیل شده بودند.[۱۲۰] اندیشهٔ بروج دوازده‌گانهٔ سال و تقسیم جهان به هفت اقلیم بازماندهٔ آن دوران است.[۱۲۱]

هنر

هنر دوران هخامنشی، هنری درباری و تلفیقی بود که از فرهنگ‌های ملت‌های تابعهٔ امپراتوری اثر پذیرفته بود. با این حال، هخامنشیان با گزینش و بازآفرینی این عناصر، سبکی یکدست و باشکوه پدیدآورده بودند.[۱۲۲] نقش‌های برجسته، جانوران ترکیبی و جواهرات، بازتاب‌دهندهٔ مفاهیم اساطیری و از ویژگی‌های شاخص هنر هخامنشی است.[۱۲۳] معماری، نماد اصلی هنر در دوران هخامنشیان است که با بهره‌گیری از هنر ملل تابعه و آمیختن آن با ذوق پارسی پدید آمده است.[۱۲۴] نمونه‌های برجستهٔ این معماری، آرامگاه کوروش متأثر از سنن آناتولی[۱۲۵] و نیز ستون‌های باریک و بلند پاسارگاد است که نشان از نقش سنگ‌تراشان یونانی دارد، در عین حال به سبب تناسب ویژه، کاملاً هخامنشی و نوآورانه ارزیابی می‌شوند.[۱۲۶] کاخ داریوش در شوش نیز با مشارکت ملل مختلف ساخته شده بود که شرح آن در کتیبهٔ داریوش موجود است.[۱۲۷] اوج هنر معماری هخامنشیان در تخت جمشید دیده می‌شود؛ مجموعه‌ای بر صفه‌ای سنگی با تالارهای ستون‌دار.[۱۲۸] در معماری هخامنشی فضای داخلی تالارها اصل محسوب می‌شود که هدف از ساخت آن ایجاد محلی برای گردهم‌آیی‌های تشریفاتی بوده است.[۱۲۹] تندیس‌ها و نقوش برجستهٔ پلکان‌ها نیز با اثرپذیری از هنر آشور و مصر، صحنه‌های باج‌دهی اقوام گوناگون را با نظمی یکپارچه نمایش می‌دهند.[۱۳۰]

آیین‌ها

برپایهٔ گزارش هرودت، پارسیان مراسم مذهبی خود را در فضای باز برگزار می‌کردند. قربانی‌کردن حیوانات و نوشیدن جوشاندهٔ مقدس هوم نیز در مراسم دینی انجام می‌گرفت.[۱۳۱] اجرای این آیین‌ها بر عهدهٔ طبقهٔ روحانی مغان بود که در الواح کشف شده، از آنان به‌عنوان آتش‌بر یاد شده است. تنوع القاب مغان در این الواح نشان از سازمان‌دهی نهاد دینی در دوره هخامنشیان دارد.[۱۳۲]

نقش‌برجسته‌های به دست آمده از تخت جمشید، شوش و پاسارگاد صحنه‌های نیایش شاه در برابر آتشدان یا نماد حلقه بالدار را به تصویر می‌کشند. مُهرهای هخامنشی نیز مملو از نقوش آیینی-نیایشی هستند؛ از جمله نقش شخصیت‌های تاج‌دار در دو سوی آتشدان، همراه با درخت نخل و هلال ماه.[۱۳۳]

جشن‌های هخامنشیان نیز متعدد بود و با راهنمایی مغان و موبدان برپا می‌شد. مهم‌ترین آن‌ها نوروز بود که حکومت رسماً آن را در تخت جمشید در حضور نمایندگان ملل تابعه برگزار می‌کرد.[۱۳۴] افزون بر نوروز، جشن‌های دیگری چون مهرگان، تیرگان، سده و گاهنبارها نیز برگزار می‌شدند[۱۳۵]

تدفین در دورهٔ هخامنشی متأثر از باورهای محلی و آیین زرتشتی متنوع بود: آرامگاه‌سازی، گوردخمه‌ای، تدفین تابوتی، تدفین گودالی ساده و تدفین استودانی. این تنوع نشان می‌دهد که هخامنشیان یک آیین تدفین اجباری را تحمیل نمی‌کردند.[۱۳۶]

خوراک

خوراک در جامعهٔ هخامنشی، ترکیبی از منابع گیاهی و حیوانی و متأثر از جغرافیا و طبقه بود. نان گندم و جو، خوراک اصلی بودند.[۱۳۷] گوشت گوسفند و بز پرمصرف‌ترین بود، ولی گاو به سبب ارزش کشاورزی و هزینهٔ بالا کمتر ذبح می‌شد و بیشتر به دربار و قربانی اختصاص داشت.[۱۳۸] در جشن‌های ملی و آیین‌های دینی نیز خوراک‌های ویژه‌ای تهیه می‌شد: در جشن نوروز و جشن مهرگان هفت‌چین و در تیرگان آش نذری. در مراسم زرتشتی، میزد و نان فطیر دَروُن به کار می‌رفت و نوشیدنی مقدس هوم نقشی محوری در نیایش‌ها داشت.[۱۳۹]

پوشاک

پوشاک در دورهٔ هخامنشی افزون بر کارکرد پوشش، نقشی مهم در بازنمایی جایگاه اجتماعی و هویت ملی داشت. مردان دو نوع پوشش اصلی داشتند. جامهٔ درباری که برخی پژوهشگران آن را «کندیز» نامیده‌اند و ردایی بلند و چین‌دار با آستین‌های گشاد بوده است.[۱۴۰] پوشش سر مردان انواع مختلفی داشت و رایج‌ترین آنها کلاهی نمدی یا چرمی بود که یونانیان آن را تیارا می‌نامیدند.[۱۴۱] پوشاک زنان هخامنشی متأثر از زشت شمردن برهنگی و تن‌نمایی، به‌طور کلی بدن‌پوش بود. زنان جامه‌ای بلند و گشاد بر تن می‌کردند و گاهی روسری یا چادری مستطیل‌شکل بر سر می‌انداختند.[۱۴۲] پارچه‌های رایج نیز شامل پشم، پنبه و کتان بود. در عین حال با ابریشم آشنایی داشتند، اما از پرورش کرم ابریشم آگاه نبودند و نخ‌های ابریشمی را از طریق تجارت از چین و آسیای میانه وارد می‌کردند.

امتداد فرهنگی و تمدنی

ابعاد مختلف میراث تمدنی هخامنشیان مانند تقسیمات اداری و راه‌های شاهی، در دوره سلوکیان با درجات متفاوت، انعکاس و تداوم یافت.[۱۴۳] اشکانیان نیز از سنت هخامنشی در سکه‌زنی، لقب‌های شاهنشاهی و آیین‌های درباری بهره گرفتند.[۱۴۴] ساسانیان هم خود را وارثان هخامنشیان معرفی کرده و مراکز حکومتی‌شان را در کنار آرامگاه‌های هخامنشی بنا نهادند.[۱۴۵]

نظام پُستی هخامنشی در دوره‌های سلوکی، اشکانی، ساسانی و حتی در دوره اسلامی با نام برید تداوم یافت.[۱۴۶] واژهٔ ساتراپ نیز در منابع یونانی و لاتین حتی تا سده‌های میانه بر فرمانداران شرقی اطلاق می‌شد.[۱۴۷] سنت‌های معماری هخامنشی در کنار میراث پارتی در دورهٔ ساسانی به کار رفت و از رهگذر معماری ساسانی بر کاخ‌سازی دوران متقدم اسلامی مانند مشتّی، خربة المفجر و سامرا تأثیر نهاد.[۱۴۸] الگوی پلان نه‌قسمتی برون‌گرا که در کاخ‌های هخامنشی دیده می‌شد، در دورهٔ اسلامی در برخی کاخ‌ها از جمله چهل‌ستون قزوین و هشت‌بهشت در اصفهان احیا شد.[۱۴۹]

اندیشهٔ برگزیدگی شاه توسط اهورامزدا و دادگری به‌عنوان پایهٔ فرمانروایی، به ساسانیان رسید و مفهوم فَرّ ایزدی در میان آن‌ها نیز ریشه در اندیشهٔ هخامنشی داشت.[۱۵۰] با این حال، در منابع ساسانی به جای شاهان هخامنشی، پادشاهان اساطیری کیانی مانند کیخسرو، لهراسب، گشتاسب، بهمن و کی‌داراب نشسته‌اند[۱۵۱]و ویژگی‌های شاه آرمانی دادگر که ریشه در اندیشهٔ هخامنشی داشت، به همین شاهان کیانی نسبت داده شده است.[۱۵۲]

در حوزهٔ پزشکی، برخی پژوهشگران بر این باورند که پیشرفت پزشکی یونان در سدهٔ پنجم پیش از میلاد با بهره‌مندی از منابع شرقی از جمله هخامنشیان همراه بود.[۱۵۳] تقسیم‌بندی هخامنشیان از ماه‌های دوازده‌گانه و تقسیم جهان به هفت اقلیم در کیهان‌شناسی اسلامی نیز خود را نشان داد.[۱۵۴] در دوران اسلامی، مورخان روایت‌های مرتبط با هخامنشیان را از منابع یونانی و سُریانی نقل کردند.[۱۵۵] اما بازیابی جدی میراث هخامنشی با سفرهای اروپاییان به ایران و کاوش‌های باستان‌شناسی در سدهٔ نوزدهم میلادی و رمزگشایی خط میخی آغاز شد.[۱۵۶] برخی پژوهشگران متأخر کوشیده‌اند با تکیه بر مجسمهٔ منسوب به کوروش در پاسارگاد که تاجی شاخ‌مانند بر سر دارد، او را همان ذوالقرنین (صاحب دو شاخ) بدانند که در قرآن آمده است. درحالیکه نظریهٔ سنتی‌تر، ذوالقرنین را بر اسکندر مقدونی تطبیق می‌دهد.[۱۵۷]

پانویس

  1. سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۱۸۶.
  2. گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۷۶–۷۷.
  3. گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۷۹.
  4. پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۷۴–۷۶؛ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۰۵.
  5. پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۵۳۶.
  6. پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۷۷.
  7. پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۰۸–۲۰۹.
  8. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۵۶۹–۱۵۷۰.
  9. سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۱۱–۲۱۵.
  10. سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۱۵–۲۲۰.
  11. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۶۷۰–۶۸۲.
  12. پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۶۹۲–۶۹۵.
  13. دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، صص۲۱۵–۲۱۶، ۲۳۰–۲۳۵، ۲۰۴–۲۱۰، ۱۹۹؛ Briant, From Cyrus to Alexander, 2002, p.158-159; Kuhrt, The Persian Empire, 2007, p.179
  14. Waters, Ancient Persia, 2014, p.124.
  15. سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۸۵.
  16. دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص283، 274.
  17. سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۸۷.
  18. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۵۶۲.
  19. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۵۶۲.
  20. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۶۹۵.
  21. قدیانی، فرهنگ جامع تاریخ ایران، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۵۳۱.
  22. کریمان، قصران (کوهسران)، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۶۳۷.
  23. دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۷۱۶–۷۲۹.
  24. قدیانی، فرهنگ جامع تاریخ ایران، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۱۰.
  25. جکسون، سفرنامه جکسن، ۱۳۶۹ش، ص۳۴۳.
  26. راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۱۳۵۴ش، ج۱، ص۵۳۳.
  27. جکسون، سفرنامه جکسن، ۱۳۶۹ش، ص۱۸۰.
  28. جکسون، سفرنامه جکسن، ۱۳۶۹ش، ص۱۷۶.
  29. سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۵۰.
  30. احمدی کرمانی، تاریخ یحیی، ۱۳۸۶ش، ص۴۰.
  31. پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۶۹.
  32. سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۴۷.
  33. سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۱۸.
  34. دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۶۴۸–۶۴۹.
  35. دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۶۶۶–۶۶۸؛ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۴۴۷.
  36. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۳۴۱؛ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۴۰
  37. گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۱۴.
  38. دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۷۰۸.
  39. دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۷۱۶–۷۲۹.
  40. حتی، شرق نزدیک در تاریخ، ۱۳۸۲ش، ص۵۵.
  41. گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۷۷.
  42. گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۷۷.
  43. سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۰۵.
  44. گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۸۰.
  45. سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۵۵.
  46. حتی، شرق نزدیک در تاریخ، ۱۳۸۲ش، ص۵۶.
  47. بیات، تاریخ تطبیقی ایران با کشورهای جهان، ۱۳۸۴ش، ص۱۹.
  48. سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۸۵.
  49. پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۱۱۰.
  50. پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۱۱۲.
  51. بیات، تاریخ تطبیقی ایران با کشورهای جهان، ۱۳۸۴ش، ص۲۳.
  52. سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۵۰.
  53. گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۸۲–۹۵.
  54. گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۰۶.
  55. گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۰۶.
  56. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۹۲۷.
  57. گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۰۳.
  58. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۱۶۵، ۱۱۸۳، ۱۱۸۹
  59. پورعزت و طاهری، «بررسی دلایل فروپاشی حکومت و تمدن باستانی هخامنشیان»، ۱۳۸۵ش، ص۷۹-۱۱۸.
  60. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۲۵۸.
  61. Tarn, Hellenistic Military and Naval Developments, 2010, p.1-30, 57
  62. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۱۳؛ Heckel, “The Levant and Egypt: Collaboration and Resistance”, in In the Path of Conquest: Resistance to Alexander the Great, 2020, p.98-129
  63. Gershevitch (ed.), The Cambridge History of Iran, Volume 2: The Median and Achaemenian Periods, 1985, p.420-423
  64. گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۷۶–۷۷.
  65. پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۷۴–۷۶؛ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۰۵.
  66. سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۱۱–۲۲۰.
  67. گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۹۶.
  68. دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۲۸۳، ۲۷۴؛ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۸۷.
  69. گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۰۳.
  70. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۱۶۵، ۱۱۸۳، ۱۱۸۹.
  71. دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۶۶۶–۶۶۸، ۷۰۸، ۷۱۶–۷۲۹؛ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۴۴۷.
  72. جکسون، سفرنامه جکسن، ۱۳۶۹ش، ص۲۱۱؛ قدیانی، فرهنگ جامع تاریخ ایران، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۷۰۶؛ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۸۹، ۱۰۷.
  73. جکسون، سفرنامه جکسن، ۱۳۶۹ش، ص۲۱۱؛ قدیانی، فرهنگ جامع تاریخ ایران، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۷۰۶.
  74. گزنفون، کورش نامه، ۱۳۸۶ش، ص۲۳۸.
  75. مصطفوی، اقلیم پارس، ۱۳۷۵ش، ص۳۳۴.
  76. گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۸۹، ۸۳–۸۴؛ گزنفون، کورش نامه، ۱۳۸۶ش، ص۲۳۸.
  77. سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۱۲–۲۱۳.
  78. ماگدالن و کاملی، نظام‌های قضایی و حقوقی هخامنشیان، ۱۳۹۹ش، ص۶۷؛ احمدپور، نظام قضایی ایران در عهد باستان، ۱۳۸۸ش، ص۸.
  79. احمدپور، «نظام قضایی ایران در عهد باستان»، ۱۳۸۸ش، ص۱۰
  80. ماگدالن و کاملی، «نظام‌های قضایی و حقوقی هخامنشیان»، ۱۳۹۹ش، ص۶۷-۶۹.
  81. احمدپور، «نظام قضایی ایران در عهد باستان»، ۱۳۸۸ش، ص۱۳-۱۴.
  82. ماگدالن و کاملی، «نظام‌های قضایی و حقوقی هخامنشیان»، ۱۳۹۹ش، ص۶۹، 71-74.
  83. تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹۰-۴۹۱؛ کورت، هخامنشیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۲۱.
  84. تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۸۷، ۴۹۲-۴۹۳.
  85. خسروی و ایمان‌پور، «فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی زنان فرودست در دوره هخامنشیان»، ۱۴۰۱ش، ص۱۳۰-۱۳۲.
  86. تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹۴-۴۹۶.
  87. کورت، هخامنشیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۲۴.
  88. تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹۷-۴۹۹.
  89. یوسف‌جمالی، جدیدی و شهابادی، «نقش و جایگاه اقتصادی ساتراپ‌نشین‌های غربی ایران در شاهنشاهی هخامنشی»، ۱۳۹۲ش، ص۳۸؛ مکوندی، «چشم‌انداز روستا و فعالیت‌های کشاورزی...»، ۱۴۰۳ش، ص۱۷-۲۰.
  90. یوسف‌جمالی، جدیدی و شهابادی، «نقش و جایگاه اقتصادی ساتراپ‌نشین‌های غربی ایران»، ۱۳۹۲ش، ص۴۵؛ میرزایی، «نظام مالیات و خراجگذاری در زمان هخامنشیان»، ۱۳۸۳ش، ص۱۵.
  91. کورت، هخامنشیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۱۸–۱۱۹.
  92. میرزایی، «شاهنشاهی هخامنشی و تجارتخانه اگیبی»، ۱۳۹۲ش، ص۸۰-۸۳، ۸۸-۸۹.
  93. بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.
  94. یوسف‌جمالی، جدیدی و شهابادی، «نقش و جایگاه اقتصادی ساتراپ‌نشین‌های غربی ایران»، ۱۳۹۲ش، ص۴۸.
  95. میرزایی، «نظام مالیات و خراجگذاری در زمان هخامنشیان»، ۱۳۸۳ش، ص۱۱.
  96. بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.
  97. اسدی، «اقتصاد در عصر هخامنشیان»، ۱۳۹۰ش، ص۱۳؛ بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.
  98. جلیلیان، «ساختار سیاسی-اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد»، ۱۳۹۶ش، ص۱۴۲.
  99. جلیلیان، «ساختار سیاسی-اجتماعی…»، ۱۳۹۶ش، ص۱۴۰.
  100. حاجی‌میرآقا و رنجبری، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۱۴.
  101. احمدی براورسان، «عقاید و سبک زندگی مردم در دورۀ هخامنشیان»، ۱۴۰۱ش، ص۲۸-۲۹.
  102. اسکندری و بادامچی، «نقش مدیریتی ملکه ایرتَشدونَه...»، ۱۴۰۴ش، ص۸۳-۸۵؛ کاملی، «زنان پشت پرده و زنان پیش رو»، ۱۴۰۰ش، ص2، ۹-۱۰؛ افخمی، زینی‌زاده جدی و حسینی‌نیا، «مطالعه جایگاه زن در دوره هخامنشی و ...»، ۱۳۹۷ش، ص۵۳۵.
  103. اسکندری و بادامچی، «نقش مدیریتی ملکه ایرتَشدونَه…»، ۱۴۰۴ش، ص۸۳–۸۵؛ کاملی، «زنان پشت پرده و زنان پیش رو»، ۱۴۰۰ش، ص۲، ۹–۱۰؛ افخمی، زینی‌زاده جدی و حسینی‌نیا، «مطالعه جایگاه زن…»، ۱۳۹۷ش، ص۵۳۵
  104. حسینی بجدنی و جمالی، «مشارکت اقتصادی زنان غیر درباری در عصر هخامنشی ...»، ۱۴۰۰ش، ص۷۶-۸۹؛ احمدی براورسان، «عقاید و سبک زندگی مردم در دورۀ هخامنشیان»، ۱۴۰۱ش، ص۳۰.
  105. یارمحمدی و دیگران، «حقوق پزشکی زنان در ایران باستان»، ۲۰۱۳م، ص۱۵۷–۱۵۸.
  106. اسکندری و بادامچی، «نقش مدیریتی ملکه ایرتَشدونَه بر اساس الواح تخت جمشید»، ۱۴۰۴ش، ص۹۲؛ یارمحمدی و دیگران، «حقوق پزشکی زنان در ایران باستان»، ۲۰۱۳م، ص۱۵۷-۱۵۸.
  107. پهلوان، «جایگاه علم پزشکی در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۵ش، ص۸۰.
  108. زرگران، دانش‌آموز و محقق‌زاده، «آموزش علوم پزشکی در ایران باستان»، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۶-۱۰۷.
  109. حاجی‌میرآقا و رنجبری، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۶-۷.
  110. حاجی‌میرآقا و رنجبری، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۱۵.
  111. امیربهرامی، «نظری به اخلاق و آداب و رسوم ایرانیان عصر هخامنشی»، ۱۳۸۱ش، ص۶؛ پانوسی، گرایش‌های علمی و فرهنگی ایران…، ۱۳۸۳ش، ص۷۰.
  112. پانوسی، گرایش‌های علمی و فرهنگی ایران، ۱۳۸۳ش، ص۷۲.
  113. حاجی‌میرآقا و رنجبری، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۷، ۱۴.؛ زرگران، دانش‌آموز و محقق‌زاده، «آموزش علوم پزشکی در ایران باستان»، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۸.
  114. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۹۲۷؛ ثانوی و دیگران، «بررسی دین و آیین در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۳۵۶-۳۶۴.
  115. ذکاء، «پرتوی نوین بر دین هخامنشیان»، ۱۳۵۱ش، ص۱۹-۲۰.
  116. کریمی، بوشاسب گوشه و کامرانی فر، «بررسی کارکردهای مذهبی (آیینی) و سیاسی تخت جمشید ...»، ۱۴۰۳ش، ص۵۵۲.
  117. صفایی، «اهمیت و جایگاه متون آرامی بلخ...»، ۱۳۹۳ش، ص۱۷۲.
  118. پانوسی، گرایش‌های علمی و فرهنگی ایران، ۱۳۸۳ش، ص۷۴؛ پهلوان، «جایگاه علم پزشکی در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۵ش، ص۷۷، ۸۲-۸۳.
  119. پهلوان، «جایگاه علم پزشکی در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۵ش، ص۸۱-۸۲، ۸۵.
  120. پانوسی، گرایش‌های علمی و فرهنگی ایران، ۱۳۸۳ش، ص۷۵–۷۶، ۶۸.
  121. جعفری دهقی، «سرچشمه‌های دانش در عهد باستان... »، ۱۳۸۶ش، ص۳۱-۳۲، ۴۱.
  122. ولایتی، «تأثیر هنر ملل تابعه امپراتوری هخامنشیان بر هنر و معماری آنها»، ۱۳۸۹ش، صص۸۷-۹۴؛ امیری، «هنر معماری هخامنشیان»، ۱۳۸۶ش، ص۵۶-۶۴.
  123. دادور و روزبهانی، «مطالعه تطبیقی جانوران ترکیبی در هنر هخامنشیان و آشوریان ...»، ۱۳۹۵ش، ص۱۷-۲۱، ۲۸-۲۹.
  124. سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۶۳.
  125. استیرلن، «معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش، ص۱۱۲.
  126. سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۶۶.
  127. استیرلن، «معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش، ص۱۲۱.
  128. سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۷۵.
  129. استیرلن، «معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش، ص۱۲۱.
  130. امیری، «هنر معماری هخامنشیان»، ۱۳۸۶ش، ص۶۲.
  131. کریمی، بوشاسب گوشه و کامرانی فر، «بررسی کارکردهای مذهبی (آیینی) و سیاسی تخت جمشید ...»، ۱۴۰۳ش، ص۵۵۲. مزداپور، کتایون، و لطیف پور، صبا. «گیاه هوم و نقش آن در آیین‌ها و اساطیر هندو ایرانی»، 1390، ص211
  132. حسینی سرابی و زرین‌کوب، «مغان در روزگار هخامنشیان...»، ۱۳۹۵ش، ص33-34 و 40.
  133. خداوندگاری، دادور و معظمی، «نمادشناسی نقوش مهرهای هخامنشی با مضمون آیینی»، ۱۴۰۴ش، ص24-27.
  134. بلوکباشی، «نوروز و جشن نوروزی در مزداکدۀ امپراتوری هخامنشیان»، ۱۳۹۲ش، ص۲۲۴-۲۲۶.
  135. احمدی براورسان، «عقاید و سبک زندگی مردم در دورۀ هخامنشیان»، ۱۴۰۱ش، ص۳۰-۳۱.
  136. حاجی‌زاده، فیروزمندی و سعیدی‌هرسینی، «پژوهشی در شیوه‌های تدفین هخامنشی ...»، ۱۴۰۰ش، ص۱۲۹-۱۳۰.
  137. ربیع‌زاده، «خوراک در ایران باستان»، ۱۳۹۹ش، ص۱۰.
  138. رحیمی و غضنفری، «مصرف گوشت و انواع آن در دوره هخامنشی»، ۱۴۰۱ش، ص۱۴۴-۱۴۵، ۱۵۰-۱۵۱، ۱۵۹، ۱۶۱، ۱۶۴.
  139. ربیع‌زاده، «خوراک در ایران باستان»، ۱۳۹۹ش، ص۱۰-۱۳.
  140. جورجینا تامپسون؛ سیدین، مژگان، «پوشاک ایرانیان در دوران هخامنشی ...»، ۱۳۸۱ش، ص۳۸۳، ۳۸۵-۳۸۶؛ ذکاء، «جامه پارسیان در دوره هخامنشیان»، ۱۳۴۲ش، ص۱۴-۱۵.
  141. ذوالریاستین و روحانی، «مروری بر پارچه‌ها، پوشاک، نقوش و نمادهای آنها در دوره هخامنشی»، ۱۴۰۰ش، ص۲۸-۲۹
  142. جلیلیان و فاطمی، «پوشش زنان در ایران باستان (مطالعه موردی دوره هخامنشیان)»، ۱۳۹۰ش، ص۳، ۱۵-۱۸.
  143. گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۲۸. Engels, Benefactors, Kings, Rulers: Studies on the Seleukid Empire between East and West, Studia Hellenistica 57, 2017, p.45؛ Plischke, “Persianism under the Early Seleucid Kings? The Royal Title ‘Great King’”, in Persianism in Antiquity, ed. Strootman and Versluys, 2017, p.168
  144. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۳، ص۲۶۸۰، ۲۶۸۲، ۲۶۶۰.
  145. بیرونی، الآثار الباقیة عن القرون الخالیة، ۱۳۸۰ش، ص۵۷۷؛ شیروانی، بستان السیاحة، بی‌تا، ص۱۲۶؛ کریستن سن، ایران در زمان ساسانیان، ۱۳۶۸ش، ص۱۴۳، ۱۷۵، ۱۹۱، ۲۰۳، ۲۹۶.
  146. راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۱۳۵۴ش، ج۱، ص۵۴۴؛ موریه، سفرنامه جیمز موریه، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۲۱۵–۲۲۰.
  147. Harper, “Satrap”, Online Etymology Dictionary.
  148. پورعلی‌نقی، «بررسی تطبیقی معماری هخامنشی با معماری ساسانی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹، ۶۰؛ بیر، «کاخ‌های ساسانی و تأثیر آن‌ها در دورهٔ متقدم اسلامی»، ۱۳۹۸ش، ص۷۷.
  149. بلیلان و رفیعی، «سیر تحول پلان‌های مربع (۹ قسمتی) …»، ۱۴۰۳ش، ص۳۸-۳۹.
  150. محمدی و بیطرفان، «انتقال و تحول اندیشه سیاسی فرّه ایزدی»، ۱۳۹۱ش، ص۵-۷ و ۱۰-۱۲.
  151. فلاحی و دیگران، «پژوهشی در بنیان‌های اساطیری و تاریخی کیانیان»، ۱۳۹۹ش، ص۱۴۰-۱۴۵.
  152. زمانی، «شاه آرمانی در ایران باستان»، ۱۳۶۶ش، ص۱۲۵-۱۲۸ و ۱۳۲-۱۳۳.
  153. پانوسی، گرایش‌های علمی و فرهنگی ایران، ۱۳۸۳ش، ص۷۵–۷۶، ۶۸.
  154. جعفری دهقی، «سرچشمه‌های دانش در عهد باستان... »، ۱۳۸۶ش، ص۳۱-۳۲، ۴۱.
  155. Hoyland, The 'History of the Kings of the Persians', 2018, introduction.
  156. موسوی، «تاریخچه مختصر فعالیت‌های باستان‌شناسی در ایران»، ۱۳۷۸ش، ص۶۹-۷۱.
  157. شبانکاره‌ای، مجمع الأنساب. ۱۳۸۱ش، ج۱، ص۲۱۱؛ حاجی خلیفه، ترجمه تقویم التواریخ، 1376ش، ص 202.

منابع

  • احمدپور، ایوب، «نظام قضایی ایران در عهد باستان»، مطالعات ایرانی، شماره ۱۵، بهار ۱۳۸۸ش.
  • احمدی براورسان، معصومه، «عقاید و سبک زندگی مردم در دورهٔ هخامنشیان»، رشد آموزش تاریخ، شماره ۸۱، پاییز ۱۴۰۱ش.
  • احمدی کرمانی، یحیی، تاریخ یحیی، کرمان، دانشگاه شهید باهنر کرمان، ۱۳۸۶ش.
  • اسدی، علیرضا، «اقتصاد در عصر هخامنشیان»، رشد آموزش تاریخ، شماره ۴۵، زمستان ۱۳۹۰ش.
  • اسکندری، هدیه و بادامچی، حسین، «نقش مدیریتی ملکه ایرتَشدونَه بر اساس الواح تخت جمشید»، پژوهش‌های تاریخی، سال هفدهم، شماره ۲ (پیاپی ۶۶)، ۱۴۰۴ش.
  • استیرلن، هانری، «معماری دوره هخامنشیان»، ترجمه منصور فلاح‌نژاد، نشریه هنر، شماره ۳۲، ۱۳۷۵–۱۳۷۶ش.
  • افخمی، بهروز و دیگران، «مطالعه جایگاه زن در دوره هخامنشی و آشوری براساس شواهد باستانشناسی»، زن در فرهنگ و هنر، دوره دهم، شماره ۴، ۱۳۹۷ش.
  • امیری، معصومه، «هنر معماری هخامنشیان»، رشد آموزش هنر، شماره ۱۲، زمستان ۱۳۸۶ش.
  • امیربهرامی، غلامعلی، «نظری به اخلاق و آداب و رسوم ایرانیان عصر هخامنشی»، پیشینه (نشریهٔ مرکز اسناد و کتابخانهٔ ملی)، شماره ۲، بهار ۱۳۸۱ش.
  • بلیلان، لیدا و رفیعی، سپیده، «سیر تحول پلان‌های مربع (۹ قسمتی) از هخامنشی تا کوشک‌های هشت بهشت صفوی»، ماهنامه پژوهش در هنر و علوم انسانی، سال نهم، شماره ۵ (پیاپی۶۶)، ۱۴۰۳ش.
  • بلوکباشی، علی، «نوروز و جشن نوروزی در مزداکدهٔ امپراتوری هخامنشیان»، بخارا، سال شانزدهم، شماره ۹۸، بهمن و اسفند ۱۳۹۲ش.
  • بهاری خیرجوی، سعید، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد، شماره ۲۸۹۳، تاریخ درج مطلب: ۲۶ فروردین ۱۳۹۲ش.
  • بیر، الیونل، «کاخ‌های ساسانی و تأثیر آن‌ها در دورهٔ متقدم اسلامی»، ترجمهٔ احسان طهماسبی، نشریه گلستان هنر، شماره ۱۷، ۱۳۹۸ش.
  • بیرونی، ابوریحان، الآثار الباقیة عن القرون الخالیة، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، ۱۳۸۰ش.
  • بیات، عزیزالله، تاریخ تطبیقی ایران با کشورهای جهان (از ماد تا انقراض سلسله پهلوی)، تهران، امیر کبیر، ۱۳۸۴ش.
  • پانوسی، استفان، گرایش‌های علمی و فرهنگی ایران، از هخامنشیان تا پایان صفویه، تهران، نشر بلخ، ۱۳۸۳ش.
  • پورعزت، علی‌اصغر و طاهری عطار، غزاله، «بررسی دلایل فروپاشی حکومت و تمدن باستانی هخامنشیان»، پژوهش حقوق و سیاست، شماره ۲۱، ۱۳۸۵ش.
  • پورعلی‌نقی، سبا، «بررسی تطبیقی معماری هخامنشی با معماری ساسانی»، دوفصلنامهٔ علمی-تخصصی ایران خرد، سال اول، شماره ۲، ۱۴۰۲ش.
  • پهلوان، اسماعیل، «جایگاه علم پزشکی در دوره هخامنشیان»، تاریخ روایی، سال اول، شماره۲، پاییز ۱۳۹۵ش.
  • پیرنیا، حسن، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، جلد ۱، تهران، خیام، ۱۳۸۰ش.
  • پیرنیا، حسن، تاریخ ایران باستان، جلدهای ۱، ۲، ۳، ۴، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۷۵ش.
  • تک، مهرداد و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، مطالعات راهبردی علوم انسانی و اسلامی، شماره ۵۲، بهار ۱۴۰۲ش.
  • تامپسون، جورجینا و سیدین، مژگان، «پوشاک ایرانیان در دوران هخامنشی با توجه به نقوش تخت جمشید: موضوعات مربوط به «کندیز» (Kandys) و پوشاک دیگر»، اثر، شماره ۳۳ و ۳۴، بهار و تابستان ۱۳۸۱ش.
  • ثانوی، محمدحسین و دیگران، «بررسی دین و آیین در دوره هخامنشیان»، مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین‌المللی پژوهش‌های مدیریت، تعلیم و تربیت در آموزش و پرورش، تهران، ۱۳۹۳ش.
  • جعفری دهقی، محمود، «سرچشمه‌های دانش در عهد باستان و تأثیر ایرانیان بر انتشار علوم»، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، شماره ۱۸۴، ۱۳۸۶ش.
  • جکسون، آبراهام والنتاین ویلیامز، سفرنامه جکسن، تهران، شرکت سهامی انتشارات خوارزمی، ۱۳۶۹ش.
  • جلیلیان، شهرام، «ساختار سیاسی-اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد»، جامعه‌شناسی تاریخی، دوره ۹، شماره ۲، ۱۳۹۶ش.
  • جلیلیان، شهرام و فاطمی، سید علی، «پوشش زنان در ایران باستان (مطالعه موردی دورهٔ هخامنشیان)»، تحقیقات فرهنگی ایران، شماره ۱۵، ۱۳۹۰ش.
  • حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله، ترجمه تقویم التواریخ (سالشمار وقایع مهم جهان از آغاز آفرینش تا سال ۱۰۸۵ق)، تهران، احیاء کتاب، ۱۳۷۶ش.
  • حاجی‌زاده شیرمرد، محمد و دیگران، «پژوهشی در شیوه‌های تدفین هخامنشی با تأکید بر تومولوس تاتارلی»، جستارهای باستان‌شناسی ایران پیش از اسلام، سال ۶، شماره ۱ (پیاپی ۱۱)، ۱۴۰۰ش.
  • حاجی‌میرآقا، اسماعیل و رنجبری، مینا، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، کنفرانس بین‌المللی پژوهش‌های نوین در مدیریت، اقتصاد و علوم انسانی، باتومی، گرجستان، ۱۳۹۵ش.
  • حتی، فیلیپ خوری، شرق نزدیک در تاریخ، ترجمهٔ قمر آریان، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۲ش.
  • حسینی بجدنی، فرشته السادات و جمالی، بهرخ، «مشارکت اقتصادی زنان غیر درباری در عصر هخامنشی با استناد به الواح تخت جمشید»، مطالعات ایران کهن، سال اول، شماره ۲، پاییز و زمستان ۱۴۰۰ش.
  • حسینی سرابی، فرحناز و زرین‌کوب، روزبه، «مغان در روزگار هخامنشیان براساس متن کلاسیک و الواح باروی تخت جمشید»، مطالعات تاریخ فرهنگی، سال هفتم، شماره ۲۷، ۱۳۹۵ش.
  • خداوندگاری، الهام و دیگران، «نمادشناسی نقوش مهرهای هخامنشی با مضمون آیینی»، مطالعات بین‌رشته‌ای هنرهای تجسمی، دوره ۴، شماره ۸، ۱۴۰۴ش.
  • خسروی، زهره و ایمان‌پور، محمدتقی، «فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی زنان فرودست در دوره هخامنشیان»، تحقیقات تاریخ اجتماعی، سال ۱۲، شماره ۱، بهار و تابستان ۱۴۰۱ش.
  • دادور، ابوالقاسم و روزبهانی، رؤیا، «مطالعه تطبیقی جانوران ترکیبی در هنر هخامنشیان و آشوریان با تأکید بر نقوش برجسته و مهرها»، نگره، سال ۱۱، شماره ۳۹، ۱۳۹۵ش.
  • دیودوروس (سیسیلی)، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، تهران، جامی، ۱۳۸۴ش.
  • ذکاء، یحیی، «جامه پارسیان در دوره هخامنشیان»، هنر و مردم، شماره ۱۶، بهمن ۱۳۴۲ش.
  • ذکاء، یحیی، «پرتوی نوین بر دین هخامنشیان»، هنر و مردم، شماره ۱۲۴ و ۱۲۵، ۱۳۵۱ش.
  • ذوالریاستین، علی‌اکبر و روحانی، سارا، «مروری بر پارچه‌ها، پوشاک، نقوش و نمادهای آنها در دوره هخامنشی»، باستان‌شناسی ایران، شماره ۲۱، پاییز و زمستان ۱۴۰۰ش.
  • ربیع‌زاده، علی، «خوراک در ایران باستان»، رشد آموزش تاریخ، شماره ۷۶، زمستان ۱۳۹۹ش.
  • رحیمی، فائزه و غضنفری، کلثوم، «مصرف گوشت و انواع آن در دوره هخامنشی»، تحقیقات تاریخ اجتماعی، سال دوازدهم، شماره ۱، بهار و تابستان ۱۴۰۱ش.
  • راوندی، مرتضی، تاریخ اجتماعی ایران، جلد ۱ و ۵، تهران، امیر کبیر، ۱۳۵۴ش.
  • زرگران، آرمان و دیگران، «آموزش علوم پزشکی در ایران باستان»، مجله ایرانی آموزش در علوم پزشکی، دوره ۱۱، شماره ۲، تابستان ۱۳۹۰ش.
  • زمانی، حسین‌علی، «شاه آرمانی در ایران باستان و بایستگی‌های او»، فصلنامه علمی‑پژوهشی تاریخ، سال دوم، شماره هفتم، ۱۳۸۶ش.
  • سایکس، پرسی مولزورث، تاریخ ایران، جلد ۱، تهران، افسون، ۱۳۸۰ش.
  • سید، محمود و بابایی توسکی، مهناز، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، پژوهشنامه تاریخ، سال دهم، شماره ۳۷، زمستان ۱۳۹۳ش.
  • شبانکاره‌ای، محمد بن علی، مجمع الأنساب، جلد ۱، تهران، امیر کبیر، ۱۳۸۱ش.
  • شیروانی، زین‌العابدین بن اسکندر، بستان السیاحة، تهران، کتابخانه سنایی، «بی‌تا».
  • صفایی، یزدان، «اهمیت و جایگاه متون آرامی بلخ در تاریخ و فرهنگ دورهٔ هخامنشی»، نقد کتاب، سال اول، شماره ۳ و ۴، پاییز و زمستان ۱۳۹۳ش.
  • قدیانی، عباس، فرهنگ جامع تاریخ ایران، جلد ۱ و ۲، تهران، آرون، ۱۳۸۷ش.
  • کریمان، حسین، قصران (کوهسران)، جلد ۲، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۸۵ش.
  • کریمی، سلطانعلی و دیگران، «بررسی کارکردهای مذهبی (آیینی) و سیاسی تخت جمشید درددورهٔ هخامنشیان با تکیه بر سبک معماری آن»، مطالعات هنر اسلامی، دوره۲۱، شماره ویژه، ۱۴۰۳ش.
  • کریستن سن، آرتور امانویل، ایران در زمان ساسانیان، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۶۸ش.
  • کورت، آملی، هخامنشیان، ترجمه مرتضی ثاقب‌فر، تهران، ققنوس، ۱۳۷۹ش.
  • کاملی، فاطمه، «زنان پشت پرده و زنان پیش رو؛ عوامل اِعمال قدرتِ سیاسی توسط زنان هخامنشی»، پژوهش در تاریخ، سال یازدهم، شماره ۳۱، پاییز و زمستان ۱۴۰۰ش.
  • گرانتوفسکی، ادوین آرویدوویچ، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، تهران، پویش، ۱۳۵۹ش.
  • گزنفون، کورش نامه، ترجمهٔ رضا مشایخی، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۶ش.
  • ماگدالن، اف. ریچل و کاملی، فاطمه، «نظام‌های قضایی و حقوقی هخامنشیان»، روزگاران، شماره ۱۹، پاییز و زمستان ۱۳۹۹ش.
  • محمدی، ذکرالله و بی‌طرفان، محمد، «انتقال و تحول اندیشه سیاسی فرّه ایزدی»، سخن تاریخ، شماره ۱۶، بهار ۱۳۹۱ش.
  • مصطفوی، محمدتقی، اقلیم پارس، تهران، نشر اشاره، ۱۳۷۵ش.
  • مکوندی، لیلا، «چشم‌انداز روستا و فعالیت‌های کشاورزی در مرکز شاهنشاهی هخامنشی با تکیه بر گل‌نبشته‌های اداری تخت جمشید»، فصلنامه تاریخ روستا و روستانشینی در ایران و اسلام، دوره ۲، شماره ۵، ۱۴۰۳ش.
  • موریه، جیمز جاستینین، سفرنامه جیمز موریه، جلد ۱، تهران، توس، ۱۳۸۶ش.
  • موسوی، محمود، «تاریخچه مختصر فعالیت‌های باستان‌شناسی در ایران»، نشریه نمایه پژوهش، شماره ۹ و ۱۰، بهار و تابستان ۱۳۷۸ش.
  • میرزایی، علی‌اصغر، «نظام مالیات و خراجگذاری در زمان هخامنشیان»، رشد آموزش تاریخ، شماره ۱۴، بهار ۱۳۸۳ش.
  • میرزایی، علی‌اصغر، «شاهنشاهی هخامنشی و تجارتخانه اگیبی»، پژوهش‌های تاریخی (دانشگاه اصفهان)، سال پنجم، شماره ۲ (پیاپی ۱۸)، تابستان ۱۳۹۲ش.
  • مزداپور، کتایون و لطیف‌پور، صبا، «گیاه هوم و نقش آن در آیین‌ها و اساطیر هندو ایرانی»، تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی، شماره ۱۰، زمستان ۱۳۹۰ش.
  • ولایتی، رحیم، «تأثیر هنر ملل تابعه امپراتوری هخامنشیان بر هنر و معماری آنها»، باغ نظر، سال ۷، شماره ۱۴، ۱۳۸۹ش.
  • یارمحمدی، حسن و دیگران، حقوق پزشکی زنان در ایران باستان. مطالعات تاریخ پزشکی، سال ۲، شماره ۴، ۱۳۹۲ش.
  • یوسف‌جمالی، محمدکریم و دیگران، «نقش و جایگاه اقتصادی ساتراپ‌نشین‌های غربی ایران در شاهنشاهی هخامنشی (از ۵۵۰ تا ۳۳۰ پ. م)»، پژوهش‌های تاریخی (دانشگاه اصفهان)، دوره ۵، شماره ۱۸، تیر ۱۳۹۲ش.
  • Briant, P. , From Cyrus to Alexander: A History of the Persian Empire, Winona Lake, Eisenbrauns, 2002.
  • Engels, David, Benefactors, Kings, Rulers: Studies on the Seleukid Empire between East and West, Studia Hellenistica 57, Leuven; Paris; Bristol, CT, Peeters, 2017.
  • Gershevitch, I. (ed.), The Cambridge History of Iran, Volume 2: The Median and Achaemenian Periods, Cambridge, Cambridge University Press, 1985.
  • Harper, Douglas, “Satrap”, Online Etymology Dictionary,
  • Heckel, W. , “The Levant and Egypt: Collaboration and Resistance”, in the Path of Conquest: Resistance to Alexander the Great, 98-129, Oxford, Oxford University Press, 2020.
  • Hoyland, Robert G. , The 'History of the Kings of the Persians' in Three Arabic Chronicles: The Transmission of the Iranian Past from Late Antiquity to Early Islam, Liverpool, Liverpool University Press, 2018.
  • Kuhrt, A. , The Persian Empire: A Corpus of Sources from the Achaemenid Period, London, Routledge, 2007.
  • Plischke, Svenja, “Persianism under the Early Seleucid Kings? The Royal Title ‘Great King’”, in Persianism in Antiquity, edited by Rolf Strootman and Miguel John Versluys, 163-176, Stuttgart, Franz Steiner Verlag, 2017.
  • Tarn, W. W. , Hellenistic Military and Naval Developments, Cambridge, Cambridge University Press, 2010 (Original work published 1930).
  • Waters, M. , Ancient Persia: A Concise History of the Achaemenid Empire, 550-330 BCE, Cambridge, Cambridge University Press, 2014.